يكشنبه ۲۷ آبان ۱۳۸۶ - ۷ ذيقعده ۱۴۲۸
Sun, Nov 18, 2007
گردشگرى
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
اينترنت
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
گردشگرى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
رودررو
خانواده
رشد صنعت توريسم با چشم بادامى
] على زنگنه ]

توكيو پايتخت كشور ژاپن با جمعيتى بيش از ۳۰ ميليون نفر به عنوان پرجمعيت ترين شهر جهان در شمال جزيره هونستو و در بخش جنوبى دشت كانتو قرار دارد. توكيو از سال ۱۸۶۸ پس از سرنگونى سلسله توكوگاوا به عنوان پايتخت انتخاب شد و در آن موقع نام اين شهر از ادو به توكيو تغيير كرد.
شهر توكيو نمونه بارزى از پيشرفت خيره كننده علمى و صنعتى ژاپن در ۴۰ سال گذشته است. اين شهر پرجمعيت، با دارا بودن شگفتى هاى بى شمار تمدن جديد، نظافت و پاكيزگى، آسمانخراش هاى سر به فلك كشيده، بزرگراه هاى پررفت وآمد، بازارهاى زيبا و انواع تسهيلات رفاهى قابل دسترس در جاى جاى شهر، يكى از چند شهر درجه يك و مهم دنياست. عموماً در شهرهاى بزرگ اروپا و آمريكا، مراكز اين شهرها (Down Town ) تا شعاع چند كيلومترى از رونق خاصى برخوردار است اما هر چه از آن محدوده به سوى حاشيه آن شهرها مى رويم آن رونق رنگ مى بازد. اما تمام نقاط شهر توكيو از معيار و وضعيت مشابهى برخوردار است. در توكيو آسمانخراش هاى بسيارى با معمارى نوين وجود دارد. چندى پيش آسمانخراشى دولتى در ۶۵ طبقه با نام «توچو بلدينگ» كه به طرز زيبايى ساخته شده، به بهره بردارى رسيده است. اين آسمانخراش در سه قسمت مجزا در كنار سه خيابان اصلى ساخته شده و به وسيله پلى به يكديگر متصل شده اند. اين ساختمان بزرگ و با شكوه كه طرز ساخت و راه هاى اطراف آن آدمى را حيران مى سازد، يكى از شاهكارهاى معمارى نوين به شمار مى رود.
توكيو يكى از شهرهاى زيباى ژاپن است كه به راحتى مى توان رؤيا و تكنولوژى را در كنار هم در نقطه نقطه آن مشاهده كرد. در اين شهر فضاهاى داخلى و نماى بيرون ساختمان ها خيلى جذاب و زيبا توسط طراحان مشهورطراحى شده است. درواقع اين شهرمكانى است جهت سكونت هميشگى علاقه مندان به طراحى و معمارى. هتل fark توكيو يكى از پديده هاى زيبايى است كه در مركز اين شهر واقع شده. اين هتل در منطقه ادارى آسمانخراش هاى فوق مدرن و در نزديكى گردشگاه عابر پياده كه به ايستگاه قطار منتهى مى شود، واقع شده است و تنها با ۱۰ دقيقه پياده روى از اين هتل مى توان به بازارعمومىSukiji رسيد. ۱۰ طبقه ازاين برج توسط رسانه Shiodome اشغال شده كه هتل را به يك عنصر سازنده در قلب شهر توكيو تبديل كرده است. در اين هتل تشكيلات بين المللى رسانه اى و شركت هاى تلويزيونى با زندگى عادى پايتخت تركيب شده است.
قصر كنونى امپراتور ژاپن (kokyo) در مكان قلعه سابق ادو در مركز توكيو قرار دارد. فضاى پارك بزرگ قصر از اطراف توسط خندق ها و ديوارهاى بزرگ سنگى احاطه شده است. خانواده امپراتورى ژاپن هم اكنون در اين قصر زندگى مى كنند. قلعه ادو سابقاً محل اقامت شوگان توكوگاوا بوده است كه از سال ۱۶۰۳ تا ۱۸۶۷ بر ژاپن حكومت مى كردند. در سال ۱۸۶۷ با سرنگونى سلسله توكوگاوا پايتخت از كيوتو به توكيو منتقل شد. در سال ۱۸۸۸ بناى يك قصر امپراتورى جديد به پايان رسيد. اين قصر يكبار در طول جنگ جهانى دوم تخريب شد ولى دوباره به همان سبك و سياق ساخته شد. ساختمان قصر و باغ درونى آن بر روى عموم بسته است و تنها در دوم ژانويه (روز سال نو) و ۲۳ دسامبر (روز تولد امپراتور) عموم مردم مى توانند به باغ درونى قصر وارد شوند واز اين محوطه و اعضاى خانواده سلطنتى ديدن كنند. باغ هاى شرقى قصر در طول سال به جز دوشنبه ها، جمعه ها و مناسبت هاى خاص براى بازديد عموم باز است. هنگام ورود به ژاپن از هر فردى در مورد ديدنى هاى ژاپن و مناطق توريستى آن سؤال كنيد مطمئن باشيد كه در معرفى مناطق مختلف حتما آساكوسا را معرفى خواهد كرد. آساكوسا نام مكانى است شامل معبد سنسوجى، معبد Shrine آساكوسا، دروازه نيتنمون و نيومون، بتكده پنج طبقه، معبد آواشيمادو و بازار ناكاميسه. به طور كلى شش مكان ديدنى در اين منطقه وجود داشته كه اماكن ششگانه خطاب مى شده و از گذشته هاى دور مردم زيادى براى ديدن آنها مى رفته اند و هنوز نيز مى روند.
هنر بى انتها
328614.jpg
] صادق دهقان ]

هنر «منبت» و «معرق» ازجمله رشته هاى هنرى است كه ايرانيان از ديرباز تبحر خود را در اين رشته هاى هنرى به اثبات رسانيده اند و خالق آثار بديع و بى مانندى بودند كه بسيارى از آنها هم اينك در موزه ها و گالرى هاى ممتاز هنرى نگهدارى مى شود. «شهرام اميرى» هنرمند ۳۹ ساله ايرانى يكى از هنرمندانى است كه نزديك ۲۰ سال در رشته هاى هنرى معرق، حجم و كنده كارى روى چوب به صورت حرفه اى مشغول به كار است و به قول خودش با چوب و بوى چوب زندگى مى كند. وى كه داراى مدرك درجه ۲ هنرى (معادل فوق ليسانس) از شوراى ارزشيابى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى است، قريب به ۳۰ بار موفق شده مقام نخست را در مسابقه هاى هنرى مختلف داخلى و خارجى به خود اختصاص دهد. اميرى همچنين در زمينه نقاشى و طراحى و اجراى دكور و صحنه نيز فعاليت دارد و در سال هاى اخير به موسيقى، شعر و ترانه سرايى نيز روى آورده و توانسته آلبومى با صدا، آهنگسازى و تنظيم خود روانه بازار كند. اين هنرمند در حال حاضر به موازات تدريس در چند مركز آموزشى و دانشگاه در كارگاه آموزشى شخصى اش به آموزش منبت و معرق مى پردازد. نكته ويژه اين كه اين هنرمند تمامى آثارش را پيش ازاجرا، خود طراحى مى كند و همواره به دنبال نوآورى و نگاه جديد در كارش بوده و آثارش را نقطه تلاقى سنت و مدرنيته مى داند.

۲۰ سال حضور در هنر معرق براى هنرمند چگونه مى گذرد ، سخت يا آسان
در مدت ۲۰ سالى كه از فعاليت هنرى من مى گذرد حدود ۱۰ سال است كه به آموزش روى آوردم و در اين مدت در دانشگاه ميراث فرهنگى تدريس كرده ام و در چند دانشگاه ديگر نيز به صورت پاره وقت و مركز آموزش هنرى مشغول به آموزش هنرجويان هستم.
شما به عنوان يك هنرمند و مدرس دانشگاه به امر هنر و تدريس هنرى چگونه نگاه مى كنيد
من به آموزش به عنوان يك رسالت نگاه مى كنم و اصولاً در كارم سعى مى كنم به هنرجويان عاشق و با استعداد كه داراى صبر و استقامت هستند آموزش دهم زيرا معتقدم يك شاگرد خوب كه بتواند پا جاى پاى استاد خود بگذارد از هزار شاگرد بى استعداد و بى علاقه بهتر است.
تاكنون در چند نمايشگاه شركت كرديد و چه جوايزى به دست آورديد
تاكنون در ۱۸ نمايشگاه داخلى به صورت گروهى و انفرادى شركت كرده ام و در ۱۲ نمايشگاه برون مرزى نيز حاضر بودم و ۳۰ بار موفق به كسب مقام نخست و انتخاب اثر برتر شده ام. همچنين در چندين نمايشگاه نيز به صورت افتخارى و يا مهمان شركت داشته ام.
چه خصوصيتى را مى توان به عنوان ويژگى اصلى كار شما معرفى كرد
همواره در كارهايم سعى مى كنم از هنرهاى سنتى و تكنيك آنها استفاده كنم و با نگاهى نو و تلفيق هنرهاى ديگر به همراه خلاقيت، طراحى جديد، هنرهاى سنتى ايران را به هنر تجسمى و مدرن نزديك كرده و حرف تازه اى ارائه دهم كه خوشبختانه تا به امروز موفق بوده ام. عصر ما عصر تلفيق يا كلاژ است و هيچ ابداعى انجام نمى شود و هيچ شيوه اى نمى تواند جديد تلقى شود و همه چيز و همه تكنيك ها در قرون متمادى ابداع، اجرا و تجربه شده است. امروز ما آنها را دوباره كشف و با سليقه شخصى تجربه ناقصى مى كنيم كه به آن تلفيق مى گوييم و گاهى برخى آن قدر ضعيف از تكنيك ها استفاده مى شود كه اصل آن تكنيك زير سؤال مى رود.
آيا نوآورى و هنر مدرن مى تواند به هنر سنتى ما آسيب وارد كند
ايران و چند كشور باستانى ديگر نظير مصر و چين مهد هنر دنيا هستند كه غالب هنرهاى امروزى ريشه در تمدن و فرهنگ بسيارى از اين مناطق دارد. هنر مدرن نيز از اين امر مستثنى نيست. بسيارى از اشياى به دست آمده از دوره هاى مختلف تاريخى نظير اشياى زينتى و يا علائم آيينى به شكل مدرن بوده و از اشكال خاص اما حرفه اى با تكنيك هاى بسيار درست برخوردار بوده اند به همين دليل مى گوييم هنر مدرن هم خيلى جديد نيست.
به نظر شما يك هنرمند بايد در آفرينش هنرى و زندگى هنرى در چه مسيرى گام بردارد
به عقيده من هنرمند بايد درد جامعه و هنرمندان را در قالب اثر نشان دهد و در زنده نگه داشتن نام صاحبان هنر بكوشد و از سوء استفاده از هنر ديگران و به نام خود زدن آثار آنها پرهيز كند. هنرمند در زندگى خود چند فصل را پشت سر مى گذارد، نخست فصل آموختن و رشد، دوم به معرض و نمايش گذاشتن و سبقت گرفتن، سوم به جا گذاشتن اثر و به خودباورى رسيدن و چهارم در اختيار گذاشتن تجربه خود و تبادل تجربه با ديگران و دست آخر فصل با اهميتى مبارزه براى احياى حق و يا سكوت و انزوا در مقابل سارقان ايده و دستاوردهاى هنرى .
يكى از مسائلى كه امروز هنرمندان ما با آن دست به گريبانند كپى بردارى از آثار هنرى است در اين باره چه نظرى داريد
بحث كپى و تقليد موضوع عذاب آورى شده است البته براى هنرجويان و كسانى كه در حال كسب تجربه و آموختن هستند عيبى ندارد زيرا بايد از بهترين ها آموخت و تجربه كرد ولى اين كار براى استادان صحيح نيست كه از طرح هاى ديگران كپى بردارى كنند البته گاهى نيز ديده مى شود آثار را به نام خود مى زنند و هيچ مرجعى هم براى ثبت اثر و طرح و ايده وجود ندارد و اگر هم وجود داشته باشد كارشناسى نيست كه اصالت و اصل بودن اثر را تشيخص دهد.
در آخر به عنوان يك هنرمند موفق به علاقه مندان و كسانى كه در ابتداى راه هستند چه توصيه اى داريد
برخى از نوآورى وحشت دارند و به اين دليل با نوآورى مقابله مى كنند. البته هر ادعا و «ادا درآوردنى» را نوآورى و تلفيق نمى گويند، بايد اصول تكنيكى و مبانى هنر در آن رعايت شود و اثر از چيدمان خوبى برخوردار باشد.
آيا اسناد اولين قوم ايرانى با ارزش نيست
328605.jpg
] سيد حسين موسوى‎/وكيل پايه اول دادگسترى ]

سال ۱۳۴۱ پرونده اى در رودبار گشوده شد كه در باره سرقت اشياى تاريخى تپه هاى مارليك اين منطقه بود. ظاهراً چند تن از اهالى رودبار كه همراه كاوشگران مجاز به كاوش گور هاى تازه كشف شده مى پرداختند قصد سرقت اشياى تاريخى را داشتند و با مردم نيز در گير شده بودند. در سال ۱۳۴۰ كنار گهررود در حومه رودبار تپه اى تاريخى كشف شد كه ۵۲ گور متعلق به پادشاهان قوم مارد (قومى كه قبل از مادها در ايران حضور داشتند) در آن وجود داشت. قبل از اين كه نيروهاى دولتى بتوانند اقدامى كنند، اشياى تاريخى ۲۴ گور سرقت شد. البته اين كه سارقان از كجا فهميدند كه چنين اشيايى در دل تپه مارليك قرار دارد جاى سؤال است. حتى پس از كشف اين مكان باستانى، خبر آن به صورت محرمانه به دولت مخابره شده بود. بعدها مشخص شد دو نفر به نام «شهرام پهلوى نيا» از خويشاوندان شاه و «ستار سليمى» از نزديكان وى، رهبرى كاوش هاى غيرمجاز را برعهده داشتند و اين اشياء پس از خروج از كشور به قيمت گزافى فروخته شد. پنج جام زرين وسيمين و دو شمشير طلايى از جمله اشياى مسروقه بود. پس از آن كه اشياى فروخته شد، اين دو شخص باز هم چشم طمع به گورهاى باقيمانده دوختند اما كاوش هاى مجاز آغاز شده بود. آنها تصميم گرفتند با حمله به كاوشگران مجاز اشياى گرانقيمت را به سرقت ببرند كه پس از برخى درگيرى ها و با توجه به حمايت دستگاه آن زمان، كاوشگران مورد حمله قرار گرفته و به عنوان متهم معرفى شدند. البته دراين پرونده با توجه به اين كه هيچ سند و مدركى عليه كاوشگران مجاز وجود نداشت تبرئه شدند و در آن پرونده، من دادستان رودبار بودم. پس از آن كه ۴۵ سال از آن موضوع مى گذشت، فروردين سال ۸۵ در سفرى كه به فرانسه داشتم در موزه لوور آن اشياى مسروقه را ديدم و تأسف خوردم كه چرا بايد افرادى كه خود را ايرانى و ميهن پرست مى دانند ميراث فرهنگى را چپاول كنند.
ميراث فرهنگى و اشياى تاريخى علاوه بر ارزش مادى، داراى ارزش معنوى فراوانى است كه با استفاده از آن حتى مى توان به تاريخ يك منطقه پى برد. سال ها مورخان تصور مى كردند كه ماد ها اولين قوم ايرانى بودند اما با استفاده از اشياى تاريخى به دست آمده از تپه مارليك مشخص شد كه اولين قوم ايرانى ماردها بودند. تمدن ايرانى به قرن ها پيش از مادها بر مى گردد. آيا اين با ارزش نيست


|   شناسنامه   |   آرشيو   |