سه شنبه ۲۹ آبان ۱۳۸۶ - ۹ ذيقعده ۱۴۲۸
Tue, Nov 20, 2007
فرهنگ و پايدارى
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
محيط زيست
ماجرا
كودك بادبادك
خانواده
نيم نگاهى به يك واقعه مهم فرهنگى
گفت و گو با محمد حسين جعفريان
معرفى كتاب
نيم نگاهى به يك واقعه مهم فرهنگى
انتخاب كتاب سال دفاع مقدس و هم انديشى با صاحب نظران
] كاوه بهمن[

يازدهمين دوره انتخاب بهترين كتاب سال دفاع مقدس هم برگزار شد. پنجشنبه هفته گذشته در مركز فرهنگى سيدالشهداى تهران و مانند هر سال به همت معاونت ادبيات و انتشارات بنياد حفظ آثار و نشر ارزش هاى دفاع مقدس. البته اكنون كه اين يادداشت نوشته مى شود، نگارنده از نتايج اعلام شده هنوز آگاه نيست. ضمن اين كه اين موضوع اساساً نيز در بحث حاضر نقش چندانى ندارد، زيرا به گمان صاحب اين قلم، اصل، برگزارى هرچه شايسته تر، آبرومندانه تر و هدفمندتر اين جشنواره ارزنده است و تا آنجا كه به بحث انتخاب ها مربوط مى شود، مهم اين است كه داوران آثار مورد قضاوت قرار گرفته، توانسته باشند برخوردى دادگرانه را سرلوحه فعاليت شان قرار دهند. به هر حال، در هر دوره اى جمعى از نويسندگان، داستان نويسان و شاعران به عنوان پديدآورندگان برتر شناخته مى شوند و طبيعى است كه از ميان انبوه مخاطبان اين مراسم، همواره جمعى موافق و مخالف نيز در باب آراى داوران ياد شده داورى خواهند كرد. به همين دليل با وجود اهميت و نقش تعيين كننده كار داوران، ضمناً هرگونه بحث و مجادله اى در پايان مراسم درخصوص آثار منتخب داوران، بحثى است حقيقتاً حاشيه اى. درست به همان اندازه كه درصد بالايى از بحث كيفيت را در اثر ادبى سليقه مخاطب مشخص مى كند، قضاوت در باب آثار برتر نيز تا حدود بسيارى در نسبت با سليقه داوران معنا مى يابد.
در ساليان متعددى كه با سلايق مخاطبان درخصوص پديده هاى ادبى ـ هنرى سروكار داشته ام، به تجربه دريافته ام كه در عرصه ادبيات و هنر، پديدآورندگان اين آثار با سلايق مختلف و گاه حتى متضاد روبه رو هستند. چندان كه گاه اثرى واحد به لحاظ عده اى كاملاً بى ارزش و از نظر گروهى ديگر شاهكار تلقى شده است. بارى، و به هر جهت آنچنان كه پيش تر نياز اشاره شد، در دوره هاى مختلف انتخاب بهترين كتاب سال دفاع مقدس نتيجه انتخاب ها، در درجه دوم اهميت قرار مى گيرد و به گمانم مهم تر از هرچيز در اين ميان، اهداف و برنامه هاى بنيادينى است كه گردانندگان اين مراسم ارزشمند براى فعاليت هاى ادبى ـ فرهنگى خود لحاظ كرده اند. اهدافى كه به گمانم، اصلى ترين و بنيادى ترين شان، همانا اعتلاى فرهنگ و ادبيات دفاع مقدس است و ترويج و اشاعه هرچه افزون تر اين شاخه مهم از ادبيات كشور، و البته با در نظر گرفتن اهداف ياد شده، اين مسأله نيز كه نويسندگان، شاعران و در مجموع پديدآورندگان آثار مربوط به جنگ تحميلى، مراسم انتخاب كتاب سال دفاع مقدس را به جد بگيرند و با آن ارتباطى منطقى و عميق برقرار كنند، موضوع تعيين كننده اى مى تواند بود. چه بدون حمايت و هميارى اين گروه از اهالى فرهنگ، جشنواره انتخاب بهترين كتاب سال دفاع مقدس به هيچ يك از اهداف و مقاصد خويش راه نمى تواند برد. نمونه مشخص چنين وضعيت اسفبارى را مى توان در سيماى زار و نزار و رنجور بسيارى از نهادهاى مشابه كه در زمينه انتخاب كتاب هاى برتر ادبى در كشورمان فعاليت مى كنند، مشاهده كرد. نهادهايى كه سال هاست مشغول كارند، تبليغات گسترده اى هم در رسانه ها مى كنند و سال به سال نيز جوايز ارزنده يا غيرارزنده اى را به برگزيدگان خود مى دهند، اما مى بينيم و مى دانيم كه در نهايت بود و نبود اغلب آنها براى اهالى قلم در اين كشور يكسان است، اما به جرأت مى توان گفت كه مراسم اهداى جايزه بهترين كتاب سال دفاع مقدس، در ۱۱ سال گذشته به نسبت ساير فعاليت هاى مشابه شكل و شمايل جدى تر و تخصصى ترى داشته است. به همين دليل است كه به گمانم، گردانندگان اين مراسم، به هميارى كارشناسان اين وادى نياز فراوان دارند و مى توانند روى اين هميارى و هم انديشى حساب ويژه اى باز كنند. بنياد حفظ آثار و نشر ارزش هاى دفاع مقدس به عنوان اصلى ترين نهاد دست اندركار برگزارى اين مراسم بايد خبرگان اين عرصه را به هم انديشى و همكارى دعوت كند، به دايره مشاوران رسمى و غيررسمى اش وسعت بيشترى ببخشد و همچنين داوران دوره هاى مختلف را در رشته هاى گوناگون، از ميان افرادى با انديشه ها و آراى متنوع تر برگزيند. اين كار سبب مى شود تا كيفيت آثار انتخاب شده اعتلاى بيشترى پيدا كند و ملاك ها و معايير گزينش در هيچ دوره اى در دايره اى بسته و محدود، به دگماتيسمى خشك و رنج آور دچار نيايد. ملاك هاى متنوع، اما كارشناسانه و تخصصى به كار پويايى بيشترى مى دهد و فعاليت هاى فرهنگى ما را از ايستايى، ركود و جمود خارج مى كند. تغيير هر ساله گروه داوران سبب مى شود تا پس از چند دوره، مسئولان بتوانند گروهى از كارشناسان خبره و آگاه را با سلايق مستحكم و مستدل گرد مجموعه ياد شده فراهم آورند و در نتيجه، امكان هرگونه اعمال نظرهاى غيرادبى را در داورى ها از ميان بردارند.
حقيقت اين است كه انتخاب برترين كتاب هاى دفاع مقدس، خاصه در دوره هاى اخير، با كيفيت قابل قبول و مناسبى انجام شده است، ليكن چنانچه اشاره شد، هم انديشى با صاحب نظران عرصه فرهنگ، ادبيات و هنر دفاع مقدس، بر جنبه هاى كيفى اين واقعه مهم فرهنگى اعتلاى بيشترى خواهد بخشيد.
گفت و گو با محمد حسين جعفريان
فرصت شعر جنگ گذشت
329157.jpg
] ساير محمدى‎/ بخش پايانى [

سه شنبه هفته گذشته نخستين بخش از گفت وگوى ساير محمدى با محمدحسين جعفريان را تقديم حضور خوانندگان كرديم. آنچه خواهيد خواند بخش دوم و پايانى اين گفت وگو است. با اين توضيح كه اميدواريم در هفته هاى آينده نمونه هايى از اشعار درخشان اين شاعر خوب كشورمان را - به طور مشخص آثارى را كه وى در خصوص دفاع مقدس سروده است - تقديم خوانندگان گرامى كنيم.

* الآن در زمينه ادبيات دفاع مقدس با چه كمبودهايى روبه رو هستيم
امام (ره) تمام تلاش شان اين بود كه جشن هايى كه به مناسبت هاى مختلف براى انقلاب برگزار مى شود، به فرهنگ و ادبيات مردم تبديل شود و مردم خودشان بانى برگزارى اين جشن ها باشند. همان گونه كه جشن نوروز، عيدفطر و ايام ديگر را برگزارمى كنند. وگرنه آن گونه كه ادارات دولتى و بانك ها بر سردر اداره و برخى اماكن چند لامپ روشن مى كنند، جشن محسوب نمى شود. كار مردم را بايد به مردم واگذار كرد. شرايط را بايد به صورتى مهيا كرد كه رسانه ها و اهالى هنر و ادبيات به اين موضوع بپردازند و مردم را به مشاركت در اين امر فراخوانند، تا مردم خودشان اقدام كنند. اين مثال را زدم تا برسم به پاسخ سؤال شما. در زمينه ادبيات دفاع مقدس هم اگر كارها را به مردم واگذار كنيم، خودشان همه كمبودها را رفع و رجوع مى كنند.
بچه هايى كه عشق شعر جنگ را دارند و عشق شعر ادبيات دفاع مقدس را دارند، اين ها نسل پرشورى هستند كه مى توانند ادبيات دفاع مقدس را به بلوغ و شكوفايى برسانند و همه كمبودها را جبران كنند. آنها حتى مى توانند آثارى در سطح جهانى عرضه كنند. اما اگر چشم به تشكيلات دولتى و امكانات و بودجه هاى كلان و مؤسسات مسئول بدوزيم كه آنها چه مى كنند، نمى توان اميدوار بود كمبودهاى اين حوزه جبران شود. چون ادبيات كارى خلاقه و فردى است و بايد درخلوت به آن پرداخت. اما همين افراد وقتى تشكيلات عريض و طويل متعدد را مى بينند كه در اين زمينه كار مى كنند، دست از تلاش برمى دارند.
اميدوارم ما هم يك روز مثل همه جاى جهان و ادبيات و هنر مقاومت تمام كشورها ادبياتى ماندگار و شاخص براى عرضه در سطح جهانى داشته باشيم. امروز وقتى رمان ها و شعرهاى مربوط به پارتيزان هاى روس در جنگ جهانى دوم را مى خوانيم، مى بينيم كه اين آثار باعث شدند كه ما بفهميم چه جنگى، چه مقاومتى و چه عظمتى در جريان جنگ جهانى دوم در مقابل نفوذ فاشيسم شكل گرفته بود. درواقع قلم شاعران و نويسندگان بود كه آن حماسه ها را جاودانه كرد. بدبختانه در ادبيات ما بنا به دلايلى كه برشمردم هنوز اين اتفاق نيفتاده است. جز تك ستاره هايى كه نمى تواند همه عظمت ۸ سال دفاع مقدس را با تمام ابعادش بازتاب دهد و نماينده كاملى از ادبيات دفاع مقدس ما باشند و نمى توان اين آثار را ترجمه كرد و به دنيا نشان داد كه در آن ۸ سال چه گذشت و چگونه يك ملت پشت سر يك رهبر فرزانه در مقابل تجاوز يك ارتش كلاسيك ايستادگى كرد، حتى وقتى كه رژيم هاى تا بن دندان مسلح منطقه و جهان به پشتيبانى رژيم صدام برخاستند.
* ما چقدر از ادبيات جهانى كه در زمينه جنگ و مقاومت خلق شده و به عنوان شاهكارهاى تاريخ ادبيات شناخته مى شوند، توانستيم بهره بگيريم
در يك نگاه كلى من فكر مى كنم، هنر و ادبيات دفاع مقدس ما با بقيه آثارى كه در زمينه جنگ و مقاومت در جهان خلق شده، تفاوت هاى عميقى دارد و مهمترين تفاوت همان مقدس بودن دفاع ما است. ديگر نوع افرادى كه در اين حماسه شركت داشتند، اتفاقاتى كه در جريان جنگ و در دوران دفاع مقدس افتاد، همه اين ها سبب تمايز هنر و ادبيات مقاومت جهان با هنر و ادبيات دفاع مقدس ما مى شود. حوادثى در دوران دفاع مقدس اتفاق افتاده، ايثارگرى هايى در ميان رزمندگان و بسيجيان ما ديده شده كه شايد براى نسل هاى آينده قابل باور نباشد. به اين دليل كه اين ايثار و حماسه آفرينى ها هنوز به درستى وارد ادبيات ما نشده است. به خدا قسم من شاهد بودم افرادى روى سيم خاردار خوابيدند تا چند گردان از روى آنها رد بشود تا عمليات به تعويق نيفتد. بعد جنازه سوراخ سوراخ آن عزيز به جا ماند.
به خدا چنين آدم هايى در دوران دفاع مقدس بودند. افرادى بودند كه روى مين رفتند و راه را براى همرزمان خود پاك كردند. امروز وقتى بحث روى مين رفتن مطرح مى شود، تبليغات و شعار نيست. اين ها واقعيت هاى جنگ ما بود. پس شعر و داستان چه زمانى بايد اين گونه ايثارها را متبلور كند سخنرانى و گزارش نمى تواند بار عظيم اين رويدادها را به درستى منتقل كند. اينجا شعر و داستان است كه بايد احساس وظيفه كند و وارد عمل شود. متأسفانه شاعرانى كه اين توانايى را داشته باشند و جنگ را هم تجربه كرده باشند تا اين چهره ها را در آثارشان به تصوير بكشند، كم بودند يا كم هستند. يا اگر بودند در حوزه هاى ديگرى فعاليت مى كردند. يا به فعاليت هاى ادارى كشيده شدند. به همين دليل شايد بيش از يكى- دو درصد مردم جهان با هنر و ادبيات مقاومت ما آشنايى نداشته باشند.
من براى مستندسازى خيلى از نقاط دنيا را گشتم. لبنان، افغانستان، شرق دور، پاريس، بوسنى، يوگسلاوى به هركجا كه مى رويد، مى بينيد رايزن هاى فرهنگى ما كه وظيفه انتقال اين فرهنگ را به مردم آن كشور دارند، هنوز به اين ضرورت توجه نكرده اند. دهه سوم انقلاب هم كه مى بينيد آنقدر درگيرى هاى سياسى چپ و راست و بحث هاى هسته اى و ديگر مسائل ذهن ها را مشغول كرده كه صحبت از ادبيات جنگ و مقاومت چيز عجيبى است و براى مردم غريبه شده است. اين فرصت به آن افرادى كه مى توانستند آثارى خلاقه بيافرينند، آثارى بنويسند كه موضوع روز مردم بشود و مردم به آن عشق بورزند، داده نشد. به همين سخنرانى ها و جشنواره هاى تكرارى بسنده كردند كه اينها هم مردم را خسته مى كند. ما در مجموع بهره چندانى از آثار و هنر و ادبيات مقاومت جهان نبرده ايم. البته شايد نيازى هم به آن نداشتيم. چون اتفاق هايى كه در اين سرزمين افتاد با همه آنچه كه در ديگر كشورها ديده شد، فرق مى كرد. ما خودمان مى توانستيم براى مردم جهان الگو باشيم. مى توانستيم يك سرچشمه باشيم براى سيراب كردن روح تشنه از معنويت مردم جهان. مى توانستيم جريانى باشيم كه همه از ما پيروى كنند. همين اندك كارهايى كه خلق شد، نه ترجمه شد و نه به درستى در نقاطى از جهان كه تشنه شناخت ادبيات ما بودند، معرفى شد. امروز شايد ۹۰ درصد از نسل جديد ما نام سلمان هراتى را نشنيده اند و آنها كه دستى در ادبيات دارند به زحمت مى توانند نام او را به خاطر بياورند.
از آثار درخشان على معلم يك قطعه شعر ترجمه نشده است تا در دنيا بدانند چنين شاعرى هم وجود دارد، تا چه عكس العملى نشان بدهند و خيلى از نوابغ كه دراين حوزه مى توانند كار بكنند، اما در گوشه عزلت خزيده اند. احمد عزيزى هم يكى از همان چهره هايى است كه به كنجى پناه برده است.
* عده اى معتقدند كه بايد غبار حادثه فرو بنشيند تا از پس آن آثار شاخص خلق بشود. يعنى دهه ها بايد بگذرد تا شعر و داستان انقلاب و جنگ خلق شود. شما در اين مورد چه نظرى داريد
من در حوزه سينما و رمان و تئاتر شايد با چنين نظرى موافق باشم كه هستم. اما راجع به شعر به هيچ وجه چنين اعتقادى ندارم و ضمن اين كه در آن حوزه ها هم وقتى از يك واقعه فاصله مى گيريد، اكنون فكر مى كنيد چقدر براى مردم دنيا جذابيت دارد كه بدانند در جريان حمله هيتلر به روسيه چه گذشت لذا اگر شما بعد از چند دهه به دنبال يك موضوع باشيد، نمى توانيد براى آن مخاطب و خريدار پيدا كنيد. در جلسه اى كه پيش شمس آل احمد بوديم، ايشان تعريف مى كرد، دوستى نگران وضع ادبيات بوده و مى گفت در زمينه ادبيات و رمان كار قابل قبولى در مورد جنگ منتشر نشده، اما در زمينه شعر تا حدودى آثار قابل اعتنا سروده شده و به جامعه عرضه شده است.
شمس در جواب آن دوست گفت: شعر در حوزه ادبيات مانند بذر صيفى جات است، يك مشت بذر در خاك مى پاشيد، دو هفته بعد سبز مى شود و مى چينيد، اما رمان مانند نهالى است كه بايد پس از كاشته شدن، آب و غذا به آن بدهيد. ازش مراقبت كنيد، هرس كنيد، در خاك مساعد و آفتاب كافى چنين نهالى قد مى كشد، تا تبديل به درخت تنومندى شود و ميوه بدهد. از اين منظر شايد بتوان پذيرفت كه در آينده رمان هاى بزرگتر و جدى ترى آفريده شود كه در اينجا حق با شمس آل احمد بود كه چنين نظرى داشت. همچنان كه ۲ - ۳ تا از رمان هاى خيلى خيلى خوب دفاع مقدس در همين ۲-۳ سال اخير منتشر شده اند. به فاصله ۱۵ سالى كه از پايان جنگ مى گذرد رمان «سفر به گراى ۲۷۰ درجه» از جمله بهترين رمان هاى چند دهه اخير محسوب مى شود. اما شعر بايد در همان جريان حوادث سروده شود و در بايگانى ادبيات دفاع مقدس اين سرزمين براى استفاده نسل هاى آينده محفوظ بماند. بدبختانه اين اتفاق نيفتاد و شعر با بى مهرى روبه رو شد. ما امروز يك شعر عالى در زمينه دفاع مقدس كه منعكس كننده تمام جوانب و رويدادهاى عاطفى و اتفاقات روحانى و محق بودن ما در جنگ باشد، نداريم. آنچه كه موجب شد ما به آن جنگ لقب دفاع مقدس بدهيم، در شعر اين ۳ دهه بازتابى پيدا نكرد. شعرى كه ورد زبان مردم شود، بر زبان مردم كوچه و بازار جارى باشد و زير لب زمزمه كنند، شعرى مثل «باز باران با ترانه» گلچين گيلانى در حوزه ادبيات دفاع مقدس سروده نشده كه مردم از بر بخوانند.
به اعتقاد من، ما بزرگترين و زيباترين رويداد چند قرن اخير را در اين سرزمين شاهد بوديم، رويدادى كه اين همه بزرگ، اين همه روحانى تمام شد بدون اين كه يك وجب ازخاك اين سرزمين را از دست بدهيم. همه آن رزمندگان و ايثارگران جان خود را در اين راه گذاشتند. از همه نژادها و قبيله ها، از همه زبان ها آمدند و جنگيدند. اما ما قاصدان خوبى براى انتقال آن بهشت موعود نبوديم. شاعران هم در اين زمينه همچون مسئولان قصور كردند. اما به نظر نمى رسد اكنون بتوان آن قصور را جبران كرد. فرصت هايى بود كه از دست رفت.
معرفى كتاب
افلاكيان خاكى
329178.jpg
* نويسنده: على اكبر نخعى
* ويراستار: حميد هنرور
* مديرهنرى و طراح جلد: حامد ابراهيمى
* نوبت چاپ: اول، پائيز ۱۳۸۴
* شمارگان: سه هزار نسخه
* قيمت: ۱۱۰۰ تومان


ناشر: كنگره بزرگداشت سرداران شهيد و ۲۳هزار شهيد استان هاى خراسان و نشر زلال انديشه
كتاب «افلاكيان خاكى» كه با حمايت بنياد حفظ آثار و نشر ارزش هاى دفاع مقدس به چاپ رسيده، زندگينامه و خاطرات سرداران شهيد محمود ايزدى، محمدعلى صادقى، سيدحسن فلاح هاشميان، سيد على رضا عصمتى، حسين سبحانى و محمد يزدانى كريزى است. در انتهاى هر يك از فصل هاى كتاب، ناشر همچنين وصيت نامه شهداى يادشده را نيز منتشر كرده است.
نويسنده در مقدمه كوتاه آغاز كتاب كه گاه با نثرى مكلف و مسجع به رشته تحرير درآمده، مى نويسد:
«چه دشوار است از قافله ماندن و روايتگرى رهسپردگان سعادت و افلاكيان خاكى! و چه جسارتى سترگ براى قلم شكسته اى كه از ياران با كفايت خامه سايد و قصه عشق سرايد! قصه رقص به خون، پايكوبان، پايكوبان در جنون، مرغكان، چون مرغكان سربريده، چرخ و چرخان سرنگون. دست و پا، دست و پا، دست و پا زدن با تمام جنون، سنگر و زمين را آبگير خون...
وى همچنين در انتهاى همين مقدمه، روح فاتح شهيدان را اين چنين مخاطب قرار مى دهد و با جملاتى سخت احساسى مى كوشد تا ويژگى شخصيتى هر يك را با شكلى كاملاً موجز گاه حتى اشارت وار بر قلم خويش جارى سازد:
«وصف شمايى كه وصل به نور لايزال هستى شده ايد را از «صم بكم عمى فهم لايفقهون» چون منى چه برآيد اين مقاله را يك نكته از هزاران ناميدن هم بسيار گزاف است. اى واصلان به كرم الهى! اگر لطف و عفوتان خدايى نبود، عذر به درگاه شما نمى آوردم. محمد جان! اى سپيدار دانش و اخلاق و انضباط! حاجى جان! اى افتادگى و صلابت را معنا بخشيده! سيد حسن جان! اى سرو قامت سيادت و آقايى! سيد عليرضا جان! اى تالى و مربى و روايتگر آيات آسمانى! حسين جان! اى سادگى و خلوص را سيمايى! و محمد جان! اى جراحت هاى مكرر را تا وصال، صبرايى! نگاهى به كرم بر بازمانده قافله تان كنيد! «اگر دير آمدم مجروح بودم...» را از من بپذيريد تا به سنگينى، سكوت كنم...»
بالابلندان
* نويسنده: حميدرضا بى تقصير
* طرح جلد: حامد ابراهيمى
* نوبت چاپ: اول، ۱۳۸۵
* شمارگان: ۳ هزار نسخه
* قيمت: ۸۵۰۰ ريال


ناشر: كنگره بزرگداشت سرداران شهيد و ۲۳هزار شهيد استان هاى خراسان و نشر ستاره ها.
«ديدار عزيزى از سلسله ياران جبهه، تلنگرى بود بر روح و روان! دغدغه هاى مشترك داشتيم. او خيلى از حرف و حديث ها را براى خود حل كرده بود. علت را جويا شدم. و اين آغاز قرار گرفتن در سايه سار اين بالابلندان عرصه عاشقى بود. تا به خود بيايم، ماه و سالى گذشت و همراه پنج معلم عاشق، كتاب جنگ را مرور كردم. آنان بزرگوارانه هشت سال شيدايى و شوريدگى و عشق و جهاد را برايم معنا كردند. وه كه چقدر ما انسان هاى امروزى فراموشكار شده ايم. گويى قرنى از حضور آنها مى گذرد. اين نكته دانان وادى طلب را آن زمان به نام مى شناختم و اينك به رسم مى شناسم. يلانى كه فارغ از من و ما به او و خدمت به خلق او مى انديشيدند، امروزه نام و نشانشان را مى شود اينجا و آنجا ديد.
هدف، اداى دين به آن ققنوس صفتان بود.
آنچه پيش رو داريد، نمى از يم معرفت هشت سال دلدادگى رزم آوران اين ديار است...»
«بالابلندان» زندگينامه و خاطراتى است از سرداران شهيد معلم؛ سيد على رضا قوام، على يغمايى، مهدى جعفريان، هادى شهابيان و يوسف براهنى فر كه با نثرى پيراسته توسط حميدرضا بى تقصير به رشته نگارش درآمده است.
گل اشك
329145.jpg
* نويسنده: ايرج سعادتمند
* ويراستار: مجتبى سالارى
* مدير هنرى و طراح جلد: حامد ابراهيمى
* نوبت چاپ: اول، تابستان ۱۳۸۴
* شمارگان: ۳ هزار نسخه
* قيمت: هزار تومان
* ناشر: كنگره بزرگداشت سرداران شهيد و سه هزار شهيد استان خراسان، معاونت ادبيات و نشر زلال انديشه.
«گل اشك» مرورى است بر زندگى و حماسه هاى جاودانه سردار شهيد حاج محمد طاهرى كه با حمايت بنياد حفظ آثار و نشر ارزش هاى دفاع مقدس به چاپ رسيده است. اين كتاب در پنج فصل، به همراه يك مقدمه، زندگى نامه شهيد و همچنين دو ضميمه «رزمگاه بدر» و «عنقاى تيزبال» تأليف شده و نويسنده در مقدمه در خصوص انگيزه هايش براى نگارش كتاب حاضر نوشته است:
«اكنون كه توفيق بزرگى رفيق راهم گرديده، خامه بر دست، سر آن دارم كه ذره اى از دين بزرگ خويش را نسبت به همرزمان شهيدم ادا كنم و خاطرات به ياد ماندنى آن «لولى وشان غايب از نظر» را - براى نسلى كه مى خواهند با ولى نعمتان، قهرمانان و مدافعان از حريم و حرم و ناموس خويش آشنا شوند - بنگارم. بيش از هر زمان ديگر احساس مى كنم... ثقالت مسئوليت بازماندگان... از كاروان شهدا چقدر زياد است؛ از اين رو عزم جزم كرده، قلم به دست، پا به راه گذاشته، قرعه فال به نام سردار شهيد حاج محمد طاهرى، فرمانده مخلص گردان صبار و جانشين تيپ امام صادق(ع) افتاد.
نوشتار پيش رو، حكايت واقعى بخشى از زندگانى قهرمانى است كه انسان هاى بسيارى، صفات و ويژگى هاى اخلاقى وى را در داستان ها و اسطوره هاى گذشته خوانده و تصويرش را در مخيلات خود پرورانده و در اعماق آرزوهاى خود به دنبال او مى گردند. كسى كه بايد باشد، اما نيست، يا شايد هست، ولى ما نمى شناسيم...»


|   شناسنامه   |   آرشيو   |