فرانسه درسه شنبه سياه
گروه بين الملل- بنفشه غلامى: اعتصاب، تحصن ناآرامى هاى دانشجويى، تعطيلى مدارس و بيمارستان ها، توقف حمل و نقل، توقف انتشار روز نامه ها، خارج شدن كارخانه ها از خط توليد؛ همه اينها ديروز دست به دست هم دادند تا سه شنبه اى سياه را براى ساركوزى به ارمغان بياورند. آيا اين روز را بايد «لحظات تاچرى» ساركوزى دانست آيا وقايع ماه مه ۱۹۶۸ در حال تكرار هستند آيا اين فرانسه جديدى است كه رئيس جمهور جديد مبارزه جو در بهار ۲۰۰۷ وعده داده بود كه فرانسه را از دل هرج و مرج ها رها خواهد كرد.
وقايعى در فرانسه در حال روى دادن است كه هنوز عمق آنها آشكار نيست. هرچند رهبران ميانه رو برخى اتحاديه ها از درگيرى هاى سياسى داخلى پرهيز مى كنند. اما برخى از جنبش هاى مردمى و كارگران بخش حمل و نقل به نظر مى رسد با اين تحريك ها در حال سنجش وضعيت وجو جامعه هستند. (آن گونه كه راه آهن فرانسه گفته است كه تعدادى از كارگران روز يكشنبه به خلق تصادف هاى سازمان يافته دست زدند.)
اما اعتصاب هاى فرانسه فقط به مسأله حمل و نقل آن و اعتراف كارگران اين بخش بخاطر تغيير نظام بازنشستگى ختم نمى شود. همزمان با اعتصاب در بخش حمل و نقل ده ها هزار نفراز كاركنان بخش هاى خدمات اجتماعى همچون معلمان، پرستاران، كنترل ترافيك هوايى و اداره پست نيز ديروز طبق وعده اى كه داده بودند به سيل اعتصاب پيوستند. دو شنبه شب نيز كاركنان و كارگران امور چاپ و چاپخانه ها هم كار خود را رها كردند و به خيابان ها آمدند تا انتشار روزنامه هاى كشور متوقف شود و روزنامه هاى معتبر ديروز به مرحله چاپ نرسند. افزون بر اين ها جنبش دانشجويان به صحنه آمده و دانشجويان خشمگين كه ابتدا به بالارفتن هزينه ها و ماليات هاى دانشجويى معترض بودند جنبش خود را ديروز براى نخستين بار به مدارس تسرى بخشيدند.
تمامى اين اعتصابات و تنش ها مى توانند براى فرانسه به منزله يك هشدار و اعلام خطرى جدى باشند. بويژه اعتصاب هاى بخش حمل ونقل كه مى توانند ضربه اى خرد كننده بر پيكر اقتصاد فرانسه وارد كنند. ۱۵ كارخانه اين كشور بويژه كارخانه هاى توليد آهن آلات خط توليد خود را به حداقل رسانده اند. يك برآورد اقتصادى حاكى از آن است كه از زمان شروع اعتصاب ها در فرانسه تاكنون زيان هاى ناشى از اين رويداد بيش از ۲ ميليارد پوند است.
همه اين مشكلات از زمانى آغاز شد كه ساركوزى از اصلاحات خود براى بهم ريختن نظام بازنشستگى خبر داد. طبق اين برنامه رهبر جديد اليزه، كارگران فرانسه مجبور خواهند بود، بيشتر و سخت تر كار كنند و در عين حال از برخى از مزاياى بازنشستگى صرف نظر كنند. ديگر اقدام هنجار شكنانه ساركوزى افزايش ميزان ماليات ها بويژه در سيستم دانشگاهى بود. در حالى كه برنامه هاى اجتماعى دولت ساركوزى به بازنشستگى زودهنگام ۵۰۰ هزار كارمند و كارگر بخش حمل ونقل، برق و بخش هاى ديگر خدمات اجتماعى منجر مى شد. ايده هاى او در حوزه آموزش عالى طيف دانشجويان اين كشور را به مخمصه تأمين هزينه تحصيل و شهريه مى انداخت.
اما با وجود اين ساركوزى در روز هاى اخير سعى كرده خود را در اعمال اين سياست ها مصمم نشان دهد.
همين لجبازى رهبر اليزه بر آتش عصيان ها نفت پاشيده است. او همچنان اصرار دارد زمان بازنشستگى اين دسته از كارگران بايد از ۴۰ سال به ۳۷/۵ سال تقليل يابد و مزاياى بازنشستگى برخى از بازنشستگان نيز حذف شود.
شايد در نگاه اول ۲/۵ سال تفاوت در زمان نظام بازنشستگى سابق و فعلى زمان اندكى به نظر برسد، اما حقيقتى كه كارگران به خوبى آن را دريافته اند اين است كه ساركوزى به اين ترتيب قصد دارد با سياستى نرم و آرام و گام به گام سياست نئوليبرالى خويش را محقق سازد و كارگران و كارمندان فرانسه را مجبور كند حسب سليقه او با مزاياى اندك، سخت تر كار كنند.
بنابراين مشكل اصلى اعتصابيون، سياست ها و نسخه هاى يكجانبه و نامتعارفى است كه در اين ۵ ماه از اليزه براى جامعه تجويز شده است. از اين قبيل است تصميمى كه در آن دولت فرانسه گفته است كه مى تواند ۹۰ ميليون پوند براى كارگران بابت حق مسكن و مزايا براى كارگران قديمى پرداخت كند كه همين باعث شد اغلب ميانه روها و حتى برخى از حاميان دولت هم صداى نارضايتى خود را عيان كنند و با طولانى تر كردن زمان اعتراض ها ساركوزى را مجبور كنند در «لحظه تاچرى» رياست جمهورى خود تصميم درست را بگيرد.
رفتارهاى عجيب رهبر جديد اليزه اكنون زير ذره بين نقد قرار دارد و بيش از همه محافل اروپايى زنگ هاى خطر را براى او به صدا درآورده اند، يك گزارشگر اروپايى با اظهار شگفتى مى نويسد: ساركوزى در اين ستيزه مى خواهد فقط پيروز شود. او مدعى است كه نمى خواهد بعدها مانند تاچر يا ريگان مورد اين پرسش واقع شود كه «در كشور شما اتحاديه ها حكومت مى كنند يا دولت »
جالب است كه مرد بحران ساز پاريس در اين چند روز از انظار رسانه ها گريخته است. يك سخنرانى يا حضور عمومى ساركوزى مى تواند منجر به ايدئولوژى ها و بحث هاى سياسى زيادى در اين مرحله شود و شايد به همين دليل است كه او هر روز وعده گفت وگو با مردم را به تأخير مى اندازد.
فاصله امروز ساركوزى با مردم عاصى فرانسه، فاصله رهبرى است كه بى پروا از رنج و مشكلات مردم فقط مى خواهد. اصلاحات اقتصادى و اجتماعى مورد نظر را پياده كند اما صحنه هاى مبارزه و ستيزه اخير نشان داد كه فرانسه ديگر تغيير كرده است. درست است كه برخى از رهبران ملى حتى رهبران احزاب راديكال به اين نتيجه رسيده اند كه در دولت ساركوزى به تعامل و گفت وگو بنشينند اما خيل پرشمارى از مردم مذاكره را بى فايده مى خوانند، زيرا دولت ساركوزى بارها صداى تجمع هاى مردم مورد بى مهرى قرار داده است.
سال ۱۹۹۵ در واقعه اى مشابه دولت راست ميانه وقت در برابر اعتصاب كاركنان بخش راه و حمايت عمومى مردم به زانو درآمد. آيا اكنون اعتصاب هاى سال ۲۰۰۷ در راه اعتصاب ۱۹۹۵ گام برمى دارد
به هر صورت اگر اعتصاب و اغتشاش هاى فرانسه تا پايان روز شنبه هفته بعد خاتمه يابد، اين به آن معنا خواهد بود كه ساركوزى اين شانس را خواهد داشت كه مخالفانش به توافق برسد اما اگر آتش اين جنبش فروكش نكند فرانسه در طليعه دوره ساركوزى آبستن تحولات پيچيده خواهد شد پس شايد بهتر باشد بگوييم: نه ساركوزى تاچر است و نه فرانسه، انگلستان.