يكشنبه ۴ آذر ۱۳۸۶ - ۱۴ ذيقعده ۱۴۲۸
Sun, Nov 25, 2007
فرهنگ و هنر
۳۷۹۴
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
سياسى۳
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
اينترنت
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
قرآن
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
خانواده
گفت و گو با رضا موسوى زاده، آهنگساز و سرپرست گروه موسيقى فاخته
رنگ شعرهاى مولوى
330252.jpg
] سميه قاضى زاده]

قرار است آخر همين هفته يعنى در روزهاى ۸ و ۹ آذرماه امسال تالار وحدت ميزبان گروه موسيقى فاخته به سرپرستى و آهنگسازى رضا موسوى زاده نوازنده تار باشد تا با همراهى افليا پرتو نوازنده پيانو، مهيار شادروان خواننده و اعضاى گروه قطعاتى را در انواع و اقسام دستگاه هاى مختلف ايرانى به گوش شنوندگان برسانند. تعجب نكنيد اگر نام انواع و اقسام دستگاه ها آمد، چرا كه در طول مصاحبه متوجه اين جريان خواهيد شد. اما اگر در مورد گروه فاخته بخواهيد بدانيد بايد در مورد اين گروه از سال ۱۳۷۰ و زمان تأسيس آن شروع كرد كه باز هم به همت موسوى زاده و با حضور شش نفر از اعضاى كنونى گروه صورت گرفته است. موسوى زاده متولد ۱۳۴۸ است و نوازندگى تار را به صورت تخصصى دنبال مى كند. تار را با محمدرضا لطفى شروع كرده و با حسين عليزاده، داريوش طلايى و . . . ادامه داده. در زمينه آواز هم از برترين استادهاى آواز ايران بهره گرفته و هدفش بيشتر اين بوده است كه آواز را بشناسد نه اين كه خواننده شود. از سال ۱۳۷۴ كنسرت هاى رسمى اين گروه شروع شده است و خوانندگانى نظير استاد احمد ابراهيمى، عليرضا قربانى و. . . . با اين گروه همكارى داشته اند.
از مهمترين ويژگى هاى گروه موسيقى ايرانى فاخته مى توان به اين نكته اشاره كرد كه توجه ويژه اى را پيوسته به جوانان داشته است و هميشه سعى شده است كه نيروهاى خلاق و جوان در آن حضورى پررنگ داشته باشند.
گروه موسيقى سنتى ايرانى فاخته تاكنون در كشورهاى زيادى از جمله فرانسه، مكزيك، هنگ كنگ و. . . به اجراى قطعات موسيقى ايرانى پرداخته است و در اين برنامه قرار است كه در دوبخش كنسرتشان را به صحنه ببرد. اين گروه در بخش اول در دستگاه موسيقى ماهور و دشتى قطعاتى با عنوان «ضربى ماهور»، «چهار مضراب درويش خان»، «دوضربى» از بيگجه خانى و تصانيف «باد بهارى»، «نغمه نوروزى»، «رنگ قروقلى» و... را اجرا مى كند.
بخش دوم در دستگاه همايون مركب نواخته و اجرا مى شود. آينه شكسته، شرم و شوق، سرنهان، غبارى دربيابان، مطرب غم ها و عشق نواز از جمله قطعاتى است كه با توجه به اشعار مولانا در اين بخش اجرا مى شود.


* چندسال است كه در ايران كنسرت نداده ايد
حدود سه سال.
* و در خارج از ايران چطور
در بهمن ماه سال گذشته در هنگ كنگ برنامه موسيقى داشتم كه در آن برنامه موسيقى ايران به اين كشور معرفى شد چرا كه تا پيش از آن گروه موسيقى ايرانى به اين كشور سفر نكرده بود، اين آخرين برنامه موسيقى گروه فاخته در خارج از ايران بود.
* همكارى تان با آقاى «مهيار شادروان» از كى و كجا شروع شد
اگر پاى دوستى وسط بيايد كه بايد بگويم ما سال هاست كه با هم دوست هستيم و سابقه دوستى ما بر مى گردد به شركت در كلاس هاى مرحوم حسين عمومى، اما با در نظر گرفتن زمان اين برنامه از ايشان براى اجرا دعوت كرديم و ايشان هم قبول كردند.
* قرار است اين گروه ثابت باشد يا نه
واقعيت اين است كه هنوز براى پاسخ دادن به اين سؤال كمى زود است، بايد منتظر ماند و نتيجه كنسرت را ديد. ضمن اين كه براى من نظر مردم بسيار اهميت دارد. بايد ببينم آنها برنامه را در مجموع چطور ديده اند تا بشود تصميم گرفت. همه چيز به موفقيت تيمى ما بستگى دارد. اين كنسرت مى تواند نقطه شروع خوبى باشد.
* در اين كنسرت با چند نفر روى صحنه مى رويد
۱۷ نفر در حال حاضر در اين گروه هستند كه با هم اين كنسرت را اجرا مى كنيم. ۵ نفر از اين اعضا، افرادى هستند كه هسته اصلى گروه فاخته را تشكيل مى دهند و ما با آنها چه در كنسرت هاى خارج از ايران و چه داخل ايران هميشه كنسرت داده ايم. ديگر نوازندگان و خوانندگان هم اغلب ميهمان گروه بودند. مثل خانم پرتو كه در اين برنامه ما را همراهى مى كنند.
* چه شد كه تصميم گرفتيد از ايشان در كنسرتتان بهره ببريد
من هميشه از نواى ساز خانم پرتو، از تجربياتى كه در زمينه نوازندگى ساز پيانو داشته اند و از حسن سليقه شان در نوازندگى لذت مى بردم. در طول اين سال ها خانم پرتو تنها و تنها با گروه هاى موسيقى بانوان همكارى مى كردند و بهتر بود كه بار ديگر به صحنه بيايند و هنرشان را به عموم مردم عرضه كنند. من هم اين پيشنهاد را به ايشان دادم كه خوشبختانه با استقبال خوبى مواجه شد. اميدوارم كه اين تجربه براى ايشان خوب باشد و با دوستان ديگر هم اين تجربه را ادامه دهند.
* پيش از اين هم در گروه فاخته از ساز پيانو استفاده كرده بوديد
بله در سال ۸۱ و از نوازندگى آقاى مزدا انصارى.
* براى ساز پيانو چه جايگاهى را در گروه در نظر گرفتيد
ببينيد، من فكر مى كنم كه بايد صداى موسيقى ايرانى را به صور مختلف به گوش مخاطب رساند. بخصوص اين كه نسل جوان ما خواستار اين هستند كه صداى همه ساز ها را بشنوند و نمى شود آنها را محدود به شنيدن صداى يكى دو ساز كرد. ضمن اين كه ما بيشتر به محتوا در اين برنامه توجه كرديم. ما در بخش اول برنامه مى خواستيم كه به نوعى به گذشته و موسيقى كلاسيك ايران رجوع كرده باشيم. چرا كه شما در خارج از ايران مى بينيد كه بهترين گروه ها مى آيند و قطعات قديمى باخ و بتهوون را هر از گاهى اجرا مى كنند تا خاطره آنها از ذهن ها پاك نشود. كار ما و فعاليت خانم پرتو هم در بخش اول برنامه در همين راستا بود.
* منظورتان بازسازى قطعات قديمى است
بله، ما قطعاتى از قطعات موسيقى كلاسيك ايران را انتخاب كرديم كه البته اين قطعات كمتر شنيده شده اند.
* الان وضعيت گروه موسيقى فاخته را چطور مى بينيد
اگر منظورتان اين است كه در مقايسه با ديگر گروه هاى موسيقى ايرانى كه حال حاضر فعاليت مى كنند، بايد بگويم كه اصلاً نمى توانم چنين قياسى داشته باشم، چرا كه من هميشه سعى كرده ام به چيزهاى ديگرى هم در كنار موسيقى اهميت بدهم. من سال هاست كه روى اشعار مولانا و فرم شعر آن در تلفيق با موسيقى كار مى كنم و از همان موقع بوده است كه احساس كرده ام كارم نسبت به ديگر گروه ها فرق كرده.
* منظورتان اين است كه شما اصل را در گروه فاخته برمبناى شعر گذاشته ايد
نمى توانم اينطور اين مسأله را مطرح كنم. اما زمانى كه مى خواهم يك كار كنسرتى را برنامه ريزى كنم فرم اشعار مولوى به كارم رنگ مى دهد. اين جريان هم از سال ۸۱ و از زمانى كه من كنسرت چهارگاه را برگزار كردم شروع شد. از آن زمان تا كنون بيشتر قطعاتى كه در كنسرت هاى گروه فاخته اجرا شده است برگرفته از اشعار مولانا بوده اند. البته از اشعار ديگر شعرا هم بهره هاى زيادى گرفته شده است، اما همه در حاشيه، اشعار مولوى و فرم خاص و ويژه اى كه اشعار او به آهنگسازى ما داده است معطوف شده.
* در اين كنسرت هم همينطور است
بله، در اين كنسرت هم اول و آخر را مولوى به هم گره زده است و اين هم بيشتر به دليل فرم و ساختار ويژه ذهنى من است كه در اين زمينه بسيار جست و جوگر بوده. البته من معتقدم كه در يك كنسرت نمى شود تمام مدت از چيزهايى يكسان بهره گفت به همين دليل در جاهايى كه از مولانا استفاده نشده از اشعار هوشنگ ابتهاج و رهى معيرى استفاده كرده ايم.
* شما در گروه فاخته اعتبار ويژه اى را به جوان ها داده ايد. اين جريان به هر حال تيغ دولبه است. از يك طرف خوب است كه نيروهاى جوان به ميدان آمده اند و از سوى ديگر پاى بى تجربگى به ميان مى آيد. خودتان اين جريان را چطور ارزيابى مى كنيد
من فكر مى كنم كه بايد به جوان ها بها داد چون مى بينم كه چقدر به موسيقى علاقه مند هستند و بايد آنچه را كه در زمان ما براى جوان ها در موسيقى اتفاق نيفتاد در اين دوره و زمانه براى آنها اتفاق بيفتد. البته باز هم من از آن جوانان خوشبخت گذشته هستم كه در گروه هاى جوانى چون اقبال همراه با داوود آزاد، اركستر جوانان به سرپرستى استاد كيانى نژاد و. . . كار كردم. در آن زمان شاهد اين جريان بودم كه چقدر مى توان از پتانسيل جوانان استفاده كرد و خب. . . با خودم فكر مى كنم كه چرا من به آنها ميدان ندهم آدمى كه هميشه معروف است و نيازى به معرفى ما ندارد، اما من حس مى كنم كه بايد روى همين نيروهاى تازه و شكوفا شدن آنها تمركز كرد.
* و تجربه
خب. . . هسته اصلى گروه ما اولاً آن قدر ها جوان نيست، ثانياً در كنسرت هاى بسيار زيادى شركت داشته اند و فكر مى كنم به تجربه لازم دست پيدا كرده اند. در حاشيه در حمايت اين گروه نيروهاى جوان كار مى كنند و من واقعاً مى بينم از بسيارى از نوازندگان كه بيرون از اينجا مدعى هستند، خوبتر كار مى كنند، حداقل اين انگيزه را دارند كه خودشان را نشان بدهند.
* آيا برنامه اى داريد كه اين برنامه را در خارج از ايران اجرا كنيد
ما هميشه برنامه هايى را به صورت پيوسته در خارج از ايران داريم و سعى مى كنيم تا آنجا كه بشود در مورد اين برنامه فكر كنيم و به آنجا برويم. براى امسال هم به مناسبت سال مولانا به تركيه و اصلى ترين سالن اين كشور دعوت شده ايم كه اميدوارم بتوانيم در آنجا شركت داشته باشيم.
* اين روز ها رسم شده كه آهنگساز يا سرپرست گروه، برنامه را در يك يا دو دستگاه خاص روى صحنه مى برد، اما من به ليست قطعات شما كه نگاه مى كنم متوجه شدم كه از انواع و اقسام دستگاه ها بهره گرفته ايد. چرا
ما هميشه در اصطلاح مى گوييم كه شور ، مادر دستگاه هاى ايرانى است، چرا چرايى اين جريان به نظر من در اين است كه مى توان چرخش هاى بسيارى در موسيقى ايرانى داشت. من دوست ندارم كه مخاطب من كسل شود و به همين دليل با برخوردى منطقى با اين جريان از توناليته هاى مختلف استفاده كرده ام و اميدوارم كه اين موضوع به ما كمك كند. من نه تنها در يك بخش از برنامه بلكه حتى در يك قطعه هم مودولاسيون داشته ام.
* در صداى آقاى شادروان چه چيزى را ديديد كه منجربه انتخاب ايشان شد، چون حتماً خودتان بهتر مى دانيد كه اين روز ها و در گروه هاى موسيقى سنتى ايران بيشتر از چند خواننده خاص و جوان استفاده مى شود.
من اين موضوع را كمى فراتر مى بينم. براى من خواننده تنها يك خواننده نيست. متأسفانه بسيارى از خوانندگانى كه الان فعاليت مى كنند، از سواد لازم موسيقى برخوردار نيستند و آشنايى با ساختار و فرم اشعار ندارند. آقاى شادروان خوشبختانه هم به دليل رشته تحصيلى شان كه ادبيات بوده است و هم پيگيرى هاى شخصى كه داشته اند در زمينه تلفيق شعر و موسيقى خوب كار كرده اند. لذا براى من فقط صداى يك خواننده مهم نيست.
* شما توجه ويژه اى به نوازندگى خانم ها هم داريد و الآن در گروهتان ۳ تا ۴ نفر هم خانم حضور دارند
بله همينطور است چرا كه من تصور مى كنم بايد به خانم هاى موسيقيدان بهاى ويژه داد. شايد در بسيارى از جا ها خانم ها بسيار متعهدتر عمل مى كنند. در گروه نوازى همين موضوع بسيار اهميت دارد. شايد در قدرت نوازندگى در مقابل آقايان كمى ضعيف تر باشند اما در تعهدات گروهى اغلب جلوتر هستند.
* بحث ديگرى كه مى خواستم مطرح كنم، استفاده از اعضاى زياد براى اجراى يك كنسرت است كه به نظر مى رسد اين روز ها باب شده است و دقيقاً برعكس قديم، گروه ها تمايل به اين دارند كه اعلام كنند ما در اين برنامه با شصت نفر روى سن مى رويم . . . يا اركستر ۳۰ نفره ايرانى. . . . شما اين موضوع را چطور ارزيابى مى كنيد
اين بحث از آن مباحثى است كه جاى ترديد و تثبيت فراوان دارد. ببينيد در يك اركستر سمفونيك شما مى بينيد كه ۳۰ ويولن حضور دارد و بسيارى از آنها نتى كه مى نوازند يكى است. من فكر مى كنم گروه هايى كه مثلاً دوست دارند با ۸۰ نفر گروهشان را به صحنه ببرند كار هنرى انجام نداده اند. اما زمانى پيش مى آيد كه آهنگساز عامدانه خط هاى مختلفى براى هر ساز مى نويسد و دوست دارد كه از هركدام از آنها صداى ويژه اى را بگيرد كه من فكر مى كنم اين كار با ارزش است. الآن من فكر مى كنم من در گروهم به آن صورت اين كار را انجام نداده ام و سازهاى زيادى نيستند كه چند نفر آنها را مى نوازند.
* اگر اشتباه نكنم ساز خاصى هم در گروه داريد به نام مراژ
محمدرضا ايلدار ژاله سازنده و در واقع مخترع اين ساز است كه حروف اول نامش را روى ساز گذاشته است. قيافه آن شبيه به تار است. شفافيت صدايش از تارباس بسيار بهتر است و در حجم عود حركت مى كند. به نظرم ساز جديدالتأسيس خوبى است.
* با توجه به اين كه در زمينه گروه نوازى فعاليت مى كنيد، گروه نوازى را در ايران چطور مى بينيد
من فكر مى كنم حركت خوبى شروع شده است و تصور مى كنم كه روند رو به رشدى داشته چرا كه زندگى امروزه ايجاب مى كند كه شما به گروه نوازى توجه ويژه اى داشته باشيد. اما اين جريان روى گروه نوازى تأثير گذاشته است و ما سوليست خوب نداريم. ما كمتر مى بينيم كه كسى روى سن بيايد و تكنوازى كند. و اين از آن مكان هايى است كه خلأ آن در موسيقى حس مى شود. اگر روند را به اين شكل نگاه كنيد منفى بوده اما از آن سو مى بينيد كه گروه هاى زيادى به موسيقى ايرانى اضافه شده اند كه اين اتفاق مثبتى است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |