يكشنبه ۴ آذر ۱۳۸۶ - ۱۴ ذيقعده ۱۴۲۸
Sun, Nov 25, 2007
فرهنگ و پايدارى
۳۷۹۴
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
سياسى۳
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
اينترنت
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
قرآن
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
خانواده
رئيس بنياد شهيد و امور ايثارگران:
رئيس بنياد شهيد و امور ايثارگران:
دولت خود را موظف به تأمين نيازهاى ايثارگران مى داند
330246.jpg
در شماره ديروز بخش نخست گفت وگو با دكتر حسين دهقان رئيس بنياد شهيد و امور ايثارگران را خوانديد . در شماره امروز ايشان پاسخگوى سؤالات ما پيرامون مشكل نقل و انتقال جانبازان، لايحه جامع خدمات رسانى به ايثارگران، مسكن جامعه ايثارگرى، نحوه ثبت جانبازى براى افراد جديد و ... است.

* گفته مى شود افرادى كه در دوردست زندگى مى كنند نسبت به مركزنشينان يكسان و يا نزديك به يكسان از امكانات و خدمات برخوردار مى شوند، ولى به نظر مى رسد در عمل هنوز تا تحقق اين ايده آل فاصله داريم.
ادعاى ما اين است كه اين اتفاق در حال وقوع است ولى يك نكته اى هست و آن اين كه يك اقتضائات محلى وجود دارد كه اين اقتضائات محلى را هنوز نتوانسته ايم مابه ازاى ضابطه اش را پيدا كنيم.
مثلاً فرض كنيد در هرمزگان، بوشهر و يا مناطق گرمسير تفاوت هاى آب و هوايى با ساير مناطق كشور وجود دارد. چون آنجا موضوع گرما مطرح است.
ما به جانباز آن مناطق همان خدماتى را مى دهيم كه به جانبازى كه در شمال كشور زندگى مى كند. آنان نياز به كولر دارند و يا نياز به مسائل رفاهى متفاوت دارند، طبيعى است كه نياز آنان با اين رفاهيات كلى تأمين نمى شود. اين است كه اينجا بايستى مسائل جانبازان مناطق گرمسير را متفاوت ببينيم. يكى دو اقدام را با اين رويكرد انجام داديم، به عنوان مثال مصرف برق را با يك فرمول خاص براى جانبازان اين مناطق حل كرديم و يا مثلاً در بحث درمان در برخى شهرها امكانات براى درمان برخى از آسيب ها وجود ندارد و چيزى كه بتواند نياز درمانى جانبازان ما را تأمين كند نيست. مثلاً ايلام با كردستان قابل مقايسه نيست. لذا ما بايد به سمتى برويم و تمهيداتى را فراهم كنيم كه به نوعى برخوردارى را در همه نقاط كشور براى جانبازان ممكن تر كنيم.
* مشكل نقل و انتقال جانبازان براى درمان از شهرهاى دوردست به مراكز استان ها را چگونه برطرف مى كنيد
ما با پرداخت هزينه نقل وانتقال و اياب و ذهاب درصدد رفع اين معضل برآمده ايم، منتهى در اين ميان يك نكته وجود دارد و آن موضوع فوريت است. يعنى ممكن است جانبازى براى درمان با فاصله زمانى نامعقولى مواجه باشد. چون تمام امكانات بهداشت و درمان در سراسر كشور به طور يكسان وجود ندارد، به هر حال تنها راه حل ما براى رفع اين مشكل در شرايط فعلى، پرداخت هزينه
اياب و ذهاب است و به موازات آن مسأله ديگرى را دنبال مى كنيم و آن هم اين است كه خدمات را منطقى و روان تر كنيم. به اين منظور تحقق دو طرح را دنبال مى كنيم، يكى طرح پزشك سلامت است كه در چارچوب اين طرح براى جانبازان و والدين شاهد پرونده پزشكى تشكيل مى شود و وضع سلامتى آنان دائماً كنترل مى شود و اگر با موردى برخورد شد آنان را به نزديك ترين مركز درمانى ارجاع مى دهيم. در اصل ما آمده ايم فاصله تأخيرى كه ممكن است يك نارسايى در خدمت رسانى محسوب شود را بدين گونه تا حدود قابل توجهى جبران كرده ايم و به مجرد اين كه با موردى برخورد گردد بلافاصله عضو خدمت گيرنده به مراكز خدمات درمانى اعزام مى شود.
اين طرح هم اكنون در حال اجرا ست، اما يك عده اى از عزيزان جانباز هستند كه وضعيت مناسبى از نظر سلامت جسمى ندارند و ما نمى توانيم با اين كيفيت به آنان خدمات رسانى كنيم، مانند جانبازان شيميايى. اين عزيزان لازم است در اسرع وقت به مراكز درمانى مراجعه كنند و خدمات بگيرند و يا جانبازان اعصاب و روان كه آنان هم وضعى مشابه آنان دارند. ما براى رفع مشكل اين عزيزان به دنبال اين هستيم كه تعدادى پايگاه هاى درمانى مجهز در كل كشور مستقر كنيم تا اين عده از جانبازان در كمترين زمان بتوانند به اين مراكز مراجعه مستمر داشته باشند.
براى اين پايگاه ها، مشكلاتى وجود دارد كه ما درصدد برطرف كردن آنها هستيم. به عنوان مثال براى اين پايگاه ها ما بايستى بتوانيم پروتكل هاى تشخيص و درمان را در سطح ملى داشته باشيم. هر پزشكى نمى تواند جانباز شيميايى ما را ويزيت كند. ما بايد پروتكل هاى تشخيص و درمان داشته باشيم. اكنون در حال اجرايى كردن اين طرح هستيم و از طريق مذاكره با وزارت بهداشت آن را دنبال مى كنيم تا پزشكانى كه مايل به همكارى با بنياد در اين پايگاه ها هستند، مجوزهاى خاص را تهيه كنند.
اينگونه مشكلات پيش روى ما در اجراى اين طرح است ولى در هر حال مجموعه بنياد با تمام توان خود درصدد بهتر شدن شرايط بهداشت و درمان براى جانبازان و جامعه هدف در محل زندگى خودشان است.
اساساً سعى ما در اصلاح سيستم خدمات رسانى است، نه اصلاح موردى. براين اساس اطمينان مى دهيم كه روند خدمات رسانى و رسيدگى به بهداشت و درمان جانبازان و والدين شاهد رو به بهتر شدن است و سعى ما اين است كه با به روز كردن تجهيزات، امكانات و تخصص هاى موردنياز تازه ترين دستاوردهاى علمى را در اين راه به خدمت بگيريم.
* در اينجا جا دارد از ويلچر موردنياز جانبازان سخن به ميان آوريم و اين انتظار را مطرح كنيم كه ويلچر آنان قبل از مراجعه به بنياد براساس سيستم ايجاد شده تعويض شود.
ما با قاطعيت مى گوييم در ۲ سال گذشته مشكلى به نام ويلچر براى جانبازان وجود نداشته است. اگر موردى هست مى توانيد ذكر كنيد. زيرا به اندازه كافى ويلچر تهيه شده و در اختيار مراكز استان ها قرار گرفته است. در صورت مراجعه جانبازى ـ با درخواست عدم كاربرى ويلچر ـ غيرممكن است ويلچر وى جايگزين نشده باشد. تنها موضوعى كه در ارتباط با ويلچر وجود دارد اين است كه ويلچر، استاندارد مشخصى ندارد و بايد متناسب هر فرد و شرايط وزن، نوع مجروحيت و فيزيك فرد ويلچرى آماده شود و ممكن است جانبازى با وجود ويلچر تازه و نو باز هم مشكل داشته باشد. ما براى رفع اين مشكل به دنبال طرحى هستيم كه ويلچر را متناسب با فيزيك فرد استفاده كننده سفارش ساخت بدهيم و حتى المقدور اين مشكلات را به حداقل برسانيم و مى پذيريد كه اين گونه اشكالات غيرعمدى و خارج از اختيار ماست. والا ما در تعويض ويلچر مشكلى نداريم. حتى ما براى اين كه بتوانيم به موقع خدمات رسانى كنيم از جمله تعويض ويلچر و پروتز دست و پا و... نرم افزارى را تهيه كرده ايم كه تمامى خدماتى كه موردنياز جانباز است اعم از ويلچر، پروتز و... در آن كدينگ شده است. بنابراين در زمان تعويض ويلچر كه هر ۳ و يا ۴ سال است بدون مراجعه جانباز به بنياد به وى اعطا مى شود. يعنى اينگونه خدمات كه مشخص است به صورت روتين و برنامه ريزى شده و به موقع انجام مى گيرد و در زمان مقتضى خودمان اقدام مى كنيم قبل از اين كه جانباز گيرنده اين گونه خدمات به نقطه نياز برسد. در اين جهت حتى براى موارد خاص هم برنامه ريزى شده و اجرا مى شود.
* گفته مى شود بنياد شهيد و بنياد جانبازان قبل از ادغام هر يك از قدرت و نفوذ بيشترى برخوردار بودند و با پشتوانه اى اعتبارى مى توانستند خدمات بيشترى را در اختيار جامعه هدف قرار دهند و در شرايط جديد و پس از ادغام، چون بنياد شهيد و ايثارگران يك نهاد دولتى محسوب مى شود ممكن است در مواقعى به دليل مشكلات مالى و ضرورت صرفه جويى از بودجه آن كاسته شود و اين موضوع در خدمات رسانى بنياد به جانبازان و جامعه ايثارگران ايجاد مشكل نمايد
اولاً تاكنون هيچ دولتى در ارتباط با ايثارگران به دنبال صرفه جويى از طريق حذف نيازهاى بنياد نبوده و نيست، ثانياً اگر امروز را با هر مقطعى مقايسه كنيم (حتى با سال هاى اوج خدمات رسانى نهادهاى مرتبط با جامعه ايثارگران) حتماً از وضعيت برتر و بهترى از نظر در اختيار داشتن بودجه و امكانات قرار داريم. قبلاً بخشى از حقوق جامعه ايثارگران از محل درآمدهاى فعاليت اقتصادى بنياد جانبازان تأمين مى شد، در حال حاضر تمامى اين مبلغ از سوى دولت تأمين مى شود و اين از امنيت و پشتوانه محكم ترى برخوردار است. دولت همواره بدون هيچ معطلى نيازهاى ما را تأمين كرده و ما هيچ مشكلى در اين ارتباط نداريم. ضمن آن كه فعاليت هاى اقتصادى بخش هاى غيردولتى قبل از ادغام تنها ۱۵ درصد هزينه جامعه ايثارگرى را تأمين مى كرد و در همان سال ها هم اكثر هزينه را دولت مى پرداخت. در حال حاضر بنياد شهيد و امور ايثارگران در بهترين دوران از نظر تأمين اعتبارات است و موردى وجود ندارد كه به دليل عدم تأمين اعتبار لازم زمين مانده باشد و دولت كاملاً نسبت به نيازهاى ما توجيه و همراه است.
* لايحه جامع خدمات رسانى به ايثارگران در چه مرحله اى است
در حال حاضر در مجمع تشخيص مصلحت در دست بررسى است.
* موضع بنياد در ارتباط با اين لايحه چيست
طبيعى است اگر ما موافق اين لايحه نبوديم آن را دنبال نمى كرديم. نكته اى كه در ارتباط با اين لايحه وجوددارد اين است كه آيا مى توان در همه زمينه ها حداكثرها را در اختيار داشت ما پاسخ اين سؤال را منفى مى دانيم. يك لايحه اى تنظيم شده و در مسير قانونى خود از مسير كميسيون هاى تخصصى دولت و مجلس عبور كرده و پس از ملاحظه اعضاى محترم شوراى نگهبان اگر مهر تأييد مجمع تشخيص مصلحت را هم دريافت كند به قانون تبديل خواهد شد و خوب است همه ما به قانون تمكين كنيم و اجراى آن را تسهيل نماييم.
ممكن است در اين لايحه نقاط ضعفى هم وجود داشته باشد. ما بايد شرايط اجراى آزمايشى آن را حداقل در يك دوره زمانى معين به وجود آوريم. بى ترديد در اجرا نقاط قوت و ضعف آن شناسايى و آن وقت با كار كارشناسى قابل اصلاح خواهد بود.
لايحه جامع خدمات رسانى به ايثارگران مبنايى است متقن براى نظام مند كردن خدماتى كه دولت به جامعه ايثارگران ارائه مى كند و اساسى است براى دولت تا با يك نگاه جامع و كلان نيازهاى جامعه ايثارگرى را پيگيرى مى كند.
* پس اعتراض عده اى از جانبازان به چه دليل است
آن دسته از عزيزانى كه استخدام دولت هستند و از كار افتاده تشخيص داده شده اند در حالت اشتغال محسوب مى شوند. يعنى بدون اين كه نياز باشد در محل كارشان حاضر شوند در شغل همتراز حقوق و مزاياى آن شغل را دريافت مى كنند. اين دسته افراد نمى توانند استخدام دوم شوند، مى توانند در جايى مشغول به كار باشند، حقوق بگيرند ولى نمى توانند استخدام رسمى شوند. در تبصره ۲ ماده ۳۹ اين لايحه استخدام مجدد اين عده منع شده است و حقوق مجددى هم به آنان پرداخت نمى شود.
از آنجايى كه فلسفه وجودى ما خدمت به جامعه ايثارگرى است به طور اصولى موافق اين لايحه ايم و پيگير آن هستيم و اميدواريم در عمل ويژگى هاى آن به اثبات برسد.
* در مورد مسكن ايثارگران هم گفتنى بسيار است، ممكن است هم زمين در اختيار آنان قرار بگيرد و هم وام اما در عمل سقفى بالاى سر آنان قرار نگيرد. زيرا به دليل كفاف ندادن ميزان وام و هزينه هاى سرسام آور ساخت وساز موجب گرديده وام هاى ايثار از طريق صفحات آگهى روزنامه ها واگذار شود و مشكل مسكن آنان همچنان برقرار باشد.
آيا اين روزها هم شاهد اين مسأله هستيد
* اين موضوعى است كه جامعه ايثارگرى با آن دست به گريبان است.
اگر ۳ يا ۴ سال پيش را بگوييد قبول دارم ولى هم اكنون ايثارگرى نداريم كه وامش را واگذار كند.
در ارتباط با مسكن ايثارگرى بايد توضيح بدهيم كه هيچ گاه دولت تأمين مسكن آنان را برعهده نگرفته است بلكه با اعطاى تسهيلات مسكن مانند پرداخت وام و واگذارى زمين و خدمات مشاوره اى، معافيت از عوارض و... در كنار ايثارگر سعى در كمك كردن به آنان جهت تهيه مسكن شده است. به اين معنى كه خود ايثارگران هم بايد سهمى در تهيه مسكن برعهده داشته باشند. ضمن اين كه تسهيلات اعطايى در سال هاى اخير تغيير يافته و ما درصدد هستيم كه در يك برنامه حداقل ۳ و حداكثر ۵ ساله به ايثارگران واجد شرايط تسهيلات بيشترى اعطا كنيم و البته اين به معنى خانه دار كردن ايثارگران بدون مشاركت خودشان نيست. آمارى براساس بررسى هاى كارشناسى تهيه شده كه بر مبناى آن اقدام خواهد شد. در سال گذشته هم از ميزان ۶۰ هزار تقاضاى وام مسكن به حدود ۴۰ هزار تقاضا پاسخ داده شده كه فكر مى كنم اين رقم بزرگ و قابل اعتنايى است.
در ارتباط با مسكن جامعه ايثارگرى در چارچوب طرح كلان دولت تلاش ديگرى هم در دولت در حال سامان يابى است كه اميدواريم از آن طريق نيزخانه دار شدن ايثارگران تحقق يابد و آن اين كه دولت به دنبال حذف قيمت زمين از هزينه هاى مسكن است. اگر اين ايده آل صورت عينى يابد با تسهيلات اعطايى و همراهى خود اين عزيزان خانه دار شدن آنان خيلى دور از انتظار نخواهد بود. ما به دنبال گرفتن زمين براى ايثارگران هستيم و اميدواريم با راهكارهاى ابتكارى بتوانيم زمين هايى را جهت ساخت وساز مسكن براى آنان در اختيار بگيريم.
* آيا در اين ارتباط خبر خوشى براى جامعه ايثارگرى داريد
فعلاً نه، اما در حال توافقاتى با وزارت مسكن هستيم كه يا به ما زمين بدهد و يا مابه ازاى پولى آن را بپردازد كه به پيشرفت هايى هم دست يافته ايم.
عده اى هستند كه در دوران دفاع مقدس مورد اصابت تير و تركش و يا آسيب هاى شيميايى و... قرار گرفته اند و به هر دليل نامشان به عنوان جانباز ثبت نشده است. آيا اين عده در صورت داشتن مجروحيت مى توانند در اين مقطع به بنياد مراجعه كنند و جانباز شناخته شوند
هيچ محدوديتى براى اين دسته از افراد وجود ندارد. روال آن هم روشن است، تأييديه يگان مربوطه كه فرد متقاضى آن يگان را همراهى كرده است. قاعدتاً سوابق افراد در يگان هاى مربوطه ضبط است.
به تعبير ديگر صورت سانحه اى كه به تأييد يگان مربوطه رسيده باشد و در آن زمان و مكان سانحه قيد شده باشد.
و دوم مدرك بالينى كه آسيب ديدگى فرد را مورد تأييد قرار دهد. يعنى تأييديه تخليه فرد به بيمارستان و يا يك مركز درمانى و تعيين نوع خدمات درمانى كه دريافت كرده است. هركس اين مدارك را دارد با مراجعه به بنياد براى تعيين درصد جانبازى به مراكز مربوطه معرفى و جانباز محسوب خواهد شد.
از آنجايى كه ممكن است مدارك بالينى به دليل گذشت زمان از ميان رفته باشد و سابقه اى در يگان هاى درمانى و پزشكى وجود نداشته باشد براى جانبازان شيميايى و اعصاب روان تنها صورت سانحه كفايت مى كند و با تشخيص نوع سلاح شيميايى كه در محل حادثه به كار گرفته شده مى توان به حقيقت موضوع دست يافت.
براى جانبازان اعصاب و روان هم كه تاكنون ثبت نشده اند پروتكل خاصى وجود دارد كه اگر ميان ۲ تا ۱۰ سال به دليل موج گرفتگى به پزشك مراجعه كرده باشند و مورد معالجه قرار گرفته باشند مى توانند به بنياد مراجعه و با ارائه مدارك پزشكى به كميسيون تشخيص درصد جانبازى معرفى شوند.
لهجه بسيجى ام را نخواهم فروخت
330243.jpg
]اصغر خسروى ـ بسيجى جانباز و كارشناس ارشد مالياتى]

من لهجه ام را نخواهم فروخت و اين پيشانى بند سبز را و چفيه سفيدم را. من سفيدى اين چفيه و رنگ خاكى اين لباس را تا هميشه با خود خواهم داشت... تا هميشه.
مى خواهم درددل كنم، با تو اى بسيجى، اى هم لهجه، با تو كه چون لباست بى رنگ هستى و چون چفيه ات پاك و سفيد و بى لك، مى خواهم غصه دل را بتكانم و از رنجى كه در اين چند سال پس از آن سال هاى خوب بر من و ما رفته است شكوه كنم. مى خواهم با تو به سخن بنشينم اى بسيجى، اى همقدم با شهيد، اى همراه با شهادت، و تو هر كه هستى، اگر خاك و غبار تبرك جبهه بر جبين دارى به عقده هاى فروهشته در گلويم گوش بسپار! نمى دانم سردار هستى يا سرباز، وزيرى يا وكيل، رئيسى يا مرئوس، بيكارى يا بازارى، دانشجويى يا بى سواد، كشاورزى يا مهندس، مكانيكى يا دكتر، هنرمندى يا معلم و يا... هرچه هستى و در هر مقام و پستى كه هستى لحظه اى فارغ از مقام و منزلت امروزت به ديروز برگرد. ديروز را به ياد بياور؛ وقتى تندباد شقاوت ديوارهاى كاهگلى مان را درهم ريخت و ما بى خانمان شديم؛ ديروز را به ياد بياور. با ما با زبان دشنه سخن گفتند، لبخند را به اشك بدل كردند اما كسى به سوگ درخت مويه نكرد و نخل هاى سبز دسته دسته فرو افتاد. از ديروز چه به ياد دارى بيا ديروز را مرور كنيم، بيا امروز را به ياد ديروزهاى سرخ بسازيم. ديروز كه روز ديگرى بود، جور ديگرى بود. بوى ديگرى داشت؛ ديروز كه خيابان ها عطرآگين بود، كوچه ها چراغانى، خانه هايش اسپند و نقل. ديروز اگر گريه بود، گريه غرور بود، گريه عشق بود. ديروز شهرها بوى دود و دروغ رنگ و ريا نداشت همه جا يك رنگ بود. رنگ بى رنگى، رنگ صفا، رنگ عشق، رنگ بسيجى، ديروز كسى به ماكسيما و رونيز و بنز اعتنايى نمى كرد. مغازه لوكس، دلار، خانه شيك، سكه و پول معنايى نداشت، همه چيز صلواتى بود و صلوات چه ارزشمند بود. ديروز اداره ها بيت المال را تكه تكه نمى كردند تا ميان كارمندان نورچشمى تقسيم كنند عشق را تكثير مى كردند و عشق ميان همه تقسيم مى شد. بيا با هم به ديروز برگرديم، به ديروزى كه چفيه هامان مانند دل هامان سفيد بود و دل هامان مانند پيشانى بندهامان سبز و پيشانى بندهامان از خون پيشانى سرخ و پيشانى مان سجده گاه كسى نبود جز خدا؛ و خدا چقدر به همه نزديك بود، نزديك تر از خودمان به ما، هميشه و همه جا با ما بود، اما امروز چقدر تنهاييم، بى كس و غريب، در برهوت گناه و رنگ و ريا و زندگى مرفه و آينده رنگين. ساده بوديم، سادگى را دوست داشتيم، لباس ساده مى پوشيديم، و مانند خاك پاك بوديم. چه شد كه ديروزمان را گم كرديم چه شد كه سادگى مان را ربودند چه شد كه خاك را از ما گرفتند بى رنگى را از ما ستاندند و ما را رنگ زدند تا در رنگ در رنگ خودمان گم شويم و خدا را در نورهاى الوان گم كنيم.
دلم براى ديروز تنگ شده است. براى همه ديروزهاى معطر، براى روزهايى كه عشق را بر دوش خود تشييع مى كرديم و عطر شهادت را در فضاى شهر مى افشانديم. حالا ديروزمان كجاست لباس هاى خاكى مان كجاست چفيه هامان كجاست ارث شهيدان را در كدام خم بى اعتنايى جا گذاشته ايم برخيزيم به خيابان اصلى انقلاب برگرديم، خود را در اين كوچه هاى پر و پيچ و خم گم نكنيم. بى شك اين كوچه ها به بن بست منتهى مى شود. بى راهه را رها سازيم، به راه اصلى اصالت خويش برگرديم، تا برق درجه و مقام و ميز و موقعيت و مسئوليت كورمان نكند. چراغ برادرى و برابرى برافروزيم، شمع دوستى روشن كنيم و چلچراغ محبت. ما از ديروز پشيمان نيستيم، به ديروزمان افتخار مى كنيم، با ياد و خاطرات ديروز زنده ايم، با ياد يارانى كه امروز را به اميد ما جا گذاشتند و رفتند. عطر امروز خيابان ها مشامم را مى آزارد. بوى تعلق آدم ها حالم را بد مى كند. براى بى تعلقى و بى تملقى بچه هاى ديروز دلتنگم. ديروز همه با هم بودند. امروز بعضى ها ماكسيماى موقعيت خويش را سوارند و تخت گاز مى گازند ، به پياده ها هم اعتنايى ندارند. بعضى ها خانه هاشان آنقدر به سمت بالاى شهر دور شده است كه من پايين شهرى با هيچ خطى نمى توانم تا آنجا برسم. امروز بعضى ها با داغ بچه هاى باغ ساخته اند. بعضى ها با خون شهيدان و اشك ديده يتيمان استخر و كاخ ساخته اند و من وصيت شهيد باكرى را به ياد مى آورم كه فرمود بعد از جنگ بچه هاى جنگ به ۳ دسته تقسيم خواهند شد؛ گروهى از گذشته خود پشيمان مى شوند، گروهى در ماديات دنيا و پول و مقام فرو مى روند و دسته اى هم به گذشته خود وفادار مى مانند و آنقدر خون دل مى خورند كه دق خواهند كرد. حالا من و تو- اى بسيجى دلاور، اى همرزم ديروزهاى پرافتخار ـ از كدام دسته ايم چرا ساكتيم چرا اصالت مان را گم كرده ايم  چرا حالا كه قداست ما ن را به سخره گرفته اند باز هم با بى اعتنايى نظاره گريم چرا همصدا نمى شويم تا بر سر دزدان اصالت و قداست بسيجى مان فرياد بكشيم تا كى سكوت، تا كى عقب نشينى از خاكريزهاى ايمان و اعتقاد دشمن تاخته است، ،خاكريزهاى اعتقادى ما را تسخير مى كند و ما با سكوت خود به استقبال يورش او مى رويم. هيچ مى دانيد كه چفيه هامان را دزديده اند و در آن گناه بسته بندى مى كنند چفيه يك پارچه معمولى نيست، دستار نيست، روسرى نيست. چفيه نشانه صلابت است. نشانه ايمان و حماسه و ايثار است. هر جسمى وقتى در حريم قدسى مى نشيند، تقدس مى يابد، زيارتى مى شود، حتى خاك نيز از حرمت امام و معصوم بركت مى گيرد و به مهر نماز يعنى سجده گاه خدا مبدل مى شود. چفيه نيز پارچه اى است كه قبل از جنگ عرب ها آن را بر سر و گردن مى بستند و به عنوان دستار از آن بهره مى جستند، اما همين دستار در طول جنگ بر گردن مردانى بسته شد كه خالق حماسه هاى ۸ سال دفاع مقدس بودند. چفيه از حالت يك دستار معمولى بيرون آمد و به نوعى اصالت تبديل شد، ارزش و اعتبار يافت، نشانى شد براى رزمنده بودن، بسيجى بودن و حماسى بودن. چه شهيدانى كه هنگام شهادت چفيه خود را به همرزم و همسنگر خود ارث مى دادند، به رسم يادگار. با اتمام جنگ، وقتى همه عشق هاى بسيجيان پايان يافت، وقتى در شهادت به روى طالبان آن بسته شد ، آنچه باقى ماند يادگارى بود از آن دوران پرخاطره عشق و شهادت. بسيجى همه يادها و خاطرات عاشقانه جنگش را در چفيه اش بست تا به يادگار بر سقف خانه بياويزد و هميشه به ياد آن روزهاى سبز استقامت بماند. چفيه به نشانى از جبهه بدل شد، به نشانى از بسيجى بودن.
اما جنگ تمام نشده بود. دشمن بار ديگر حمله كرد و اين بار به قصد يغماى اصالت مان؛ جنگ امروز حماسى تر است. آن روز دشمن در برابر بود، امروز به صورت ناشناخته و گم نام نقاب بر چهره دارد. امروز هوشيارى بيشترى لازم است. پس بياييد هوشيارانه از حيثيت بسيجى مان دفاع كنيم. بياييد مانند ديروز انقلابى باشيم. بياييد خيبرى و بدرى و كربلاى پنجى باشيم. بياييد شهيد داده ها را بشناسيم، بسيج را باور كنيم و بسيجى بمانيم. بياييد همه در يك جاده برانيم. جاده اى كه به حسينيه امام(ره) ختم مى شود. جاده اى كه ما را به ولايت مى رساند. جز اين، همه راه ها بيراهه است. به دره خواهيم افتاد. سقوط خواهيم كرد و ديروز را از ياد خواهيم برد. والسلام، التماس دعا؛


|   شناسنامه   |   آرشيو   |