|
كتك كارى زوج جوان بخاطر كاپشن خاكسترى
] حميده گودرزى ]
يك مرد جوان در اعتراض شديد به نوع لباس پوشيدن همسرش او را به باد كتك گرفت. به گزارش خبرنگار ما ، چندى قبل زن ۲۳ ساله اى با صورتى كبود و دست و پاى شكسته به شعبه ۶ بازپرسى دادسراى ناحيه ۷ تهران مراجعه كرد و شكايتى عليه همسرش تسليم « رضا افسر دير» بازپرس پرونده كرد و گفت: آقاى بازپرس ديگر حاضر نيستم در خانه مردى كه مشكل روحى ـ روانى دارد زندگى كنم. طى يك سال زندگى مشترك به بهانه هاى واهى از جمله اين كه با او لجبازى مى كنم و كاپشن خاكسترى كه مورد علاقه و پسند او نيست را مى پوشم مرا به باد كتك مى گيرد. به طورى كه چند بار بر اثر شدت ضربات او، راهى بيمارستان شده ام. آخرين بار نيز دست و پايم را شكسته است. وى درباره چگونگى آشنايى خود با همسرش گفت: حدود دو سال قبل در يك مطب دندانپزشكى مشغول كار شدم. چند ماه بعد با حميد كه در يك مؤسسه پزشكى كار مى كرد آشنا شدم. در همين ايام او به من پيشنهاد ازدواج داد. اما خانواده هاى ما مخالف ازدواج مان بودند تا اين كه سرانجام با پافشارى من و حميد خانواده ها رضايت دادند تا با هم عروسى كنيم. در نتيجه با مهريه ۵۱۴ سكه پاى سفره عقد نشستيم و پيوند زناشويى بستيم. چند ماهى زندگى خوبى داشتيم تا اين كه چهره واقعى حميد رو شد. شوهرم به هيچ عنوان اجازه نمى داد كه لباس هاى متنوع با رنگ هايى كه دوست دارم بپوشم. در عين حال مجبورم مى كرد هر لباسى را كه او مى پسندد بپوشم به همين خاطر از كارها و رفتارش متنفر بودم. اگر هم به حرف هايش گوش نمى دادم، مى بايست خودم را براى كتك خوردن آماده مى كردم. زن جوان در حالى كه گريه مى كرد با صداى بغض آلود گفت: چند روز قبل مادرم براى روز تولدم يك كاپشن خاكسترى خريد و من هم غافل از اين كه شوهرم رنگ خاكسترى دوست ندارد آن را پوشيدم. وقتى شوهرم به خانه آمد با ديدن كاپشن خاكسترى عصبانى شد و با پرخاشگرى به من گفت: تو با من لجبازى مى كنى. من از رنگ خاكسترى متنفرم. چرا اين كاپشن را پوشيدى. بعد هم با زور كاپشن را از تنم درآورد و با قيچى آن را تكه تكه كرد. سعى كردم مانع كارش شوم اما با كمربند به جانم افتاد. حسابى كتكم زد. درحقيقت تا حد مرگ از دست او كتك خوردم. به طورى كه يك دست و پايم شكسته و صورتم نيز آسيب ديد. حميد نيز در دفاع از خود به بازپرس پرونده گفت: پريسا، زن زندگى نيست. من در انتخاب همسر اشتباه كرده ام. او با انجام كارهاى خلاف ميل من لجبازى مى كند. برخلاف سليقه ام لباس هايى مى پوشد كه من خوشم نمى آيد. آقاى بازپرس من با اين زن نمى توانم زندگى كنم و حاضرم تمام حق و حقوق او را پرداخت كنم تا از هم جدا شويم. بازپرس پرونده با شنيدن اظهارات زن و شوهر، حميد را به اتهام ضرب و شتم همسرش با قرار وثيقه مناسب به زندان فرستاد. بعد هم به او يادآور شد كه براى جدايى بايد دادخواست طلاق خود را به مجتمع قضايى خانواده ارائه دهند. در اين جا فقط به شكايت همسرتان درباره آسيب جانى كه به او براثر ضرب و شتم شما وارد شده است رسيدگى مى شود.
|