|
|
|
كنار سجاده والدين
|
|
|
] دكتر مجتبى رحماندوست]
آيا تربيت صحيح كودك لازم است بدون شك، آرى!/ آيا صرف تبليغ زبانى و اعلام مواضع تربيتى و سخنرانى، براى تربيت كودك كافى است قطعاً نه!/ آيا صحنه عينى و واقعى زندگى، اعمال و رفتار اعضاى بزرگسال خانواده ـ به ويژه پدر و مادر ـ تأثير عينى و عملى بر برنامه هاى تربيتى كودك ـ در خانواده ـ نمى گذارد قطعاً مى گذارد./آيا ميزان تأثيرپذيرى كودك از اعمال و رفتارهاى مختلف پدر و مادر، يكسان است مسلماً نه./ آيا ظرفيت تأثيرگذارى تربيتى هر يك از رفتارهاى مختلف پدر و مادر بر كودك، مساوى و مشابه است مسلماً خير/ نماز پدر و مادر ـ به عنوان يك فعل و رفتار ـ از چه ابعادى در تربيت كودك مؤثر است / كميت و كيفيت تأثيرگذارى نماز پدر ومادر و ديگر رفتارها درباره نماز بر كودك چه مقدار است / آيا برخى رفتارها در خانه، در ميان بزرگسالان و كودكان، مشترك است نظير غذا خوردن، لباس پوشيدن، خواب و بيدارى، رفت و آمد به محل كار و مدرسه، تماشاى تلويزيون اما نماز بر بزرگسالان تكليف است و از كودكان ساقط مى باشد آيا با اين فرض واقعى باز هم بررسى تأثيرگذارى تربيتى نماز پدر و مادر بر كودك، موضوعيت دارد
* بررسى موضوع مناسب است كه اصل سخن را از پاسخ به سؤال ۸ آغاز كنم، از اين موضوع كه رفتارهاى مشترك در ميان پدر و مادر و كودك تأثير مستقيم تر و محسوس ترى بر رفتار كودك دارد ، مى گذرم. زيرا كودك در خانه گيرنده اى بس قوى دارد. همه وجود كودك ـ براى مثال، بر سر سفره غذا ـ به چشم و گوش تبديل مى شود و پدر و مادر را زير تيغ نگاه و ديگر ابزارهاى دقيق گيرنده خود مى گيرد و همه آنها را ضبط مى كند و در حافظه ناخودآگاه خويش در فايل ويژه و در دسته بندى خاص خود قرار مى دهد. اما آيا تأثير تربيتى امور مشترك ميان پدر و مادر و كودك بر كودك، مانع از تأثيرگذارى رفتارهاى غير مشترك مى شود گفته مى شود كه اثبات شىء نفى ماعدا نمى كند. بر همين اساس عجيب نيست كه حتى در احاديث تربيتى منقول از زبان ائمه معصوم عليهم السلام سخن از تأثير رفتار و گفتار پدر و مادر بر نوزاد گهواره اى و آرام گرفته در قنداق است. رفتار و گفتارى كه هيچكدام با فعاليت هاى نوزاد، مشترك نيست. بنابراين بسيار ساده انگارى است اگر به صرف مكلف نبودن كودك به اداى نماز، تأثير تربيتى آن را بر آن وجود «گيرنده به دستى» كه هم دوربين عكاسى به همراه دارد، هم دوربين فيلمبردارى و هم ضبط صوت ـ و البته كه قوى تر از همه اين ابزارها ـ دست كم بگيريد. اينك با استفاده از دونگاه و چشم انداز اجتماعى و فردى نماز به نماز مى نگريم و در هر كدام، هفت گام برمى داريم و نحوه برخورد پدر و مادر را با هر يك و تأثير آن را بر فرزند، به نظاره مى نشينيم. چشم انداز اول ۱ـ نماز از اعمالى است كه بيشترين ارتباط را با طهارت و پاكى دارد. به گونه اى كه حتى نماز پس از مسواك كردن، بهتر از هفتاد نماز مسواك نزده دانسته شده است. ۲ـ نماز از روشن ترين مصاديق وقت شناسى و زمان سنجى است. ۳ـ ضرورت رعايت پوشش ويژه در نماز، از بارزترين مظاهر اعتقاد به پوشش و حجاب اسلامى (براى مرد و زن) و عمل به آن است. ۴ـ نماز سمبل عالى رعايت حق الناس و استفاده نكردن از زمان، مكان و پوششى است كه از آن ديگران است يا ديگران حقى در آن دارند. ۵ـ نماز از مصاديق جمع گرايى، اصالت جامعه و مردم گرايى و فضيلت آن بر فرد و فردگرايى است. ۶ ـ نماز نمونه اى از اجراى يك پروژه برنامه دار و زمان بندى شده همراه با رعايت تقدم و تأخرهاى مربوط و يك برنامه داراى مقدمات، متن و پايان كار است. ۷ـ نماز نمونه كاملى است از مديريت بر توانمندى ها براى انجام تكليف و دستيابى به نتيجه و نگذشتن از اصل در صورت فقدان بعضى از مقدمات آن و جايگزين كردن متغيرهاى جديد در صورت ناتوانى از استفاده از توانمندى هاى معمول است. بنابراين مى توان نتيجه گرفت كه: ۱ـ فرزند با ديدگانى باز ناظر است كه ببيند آيا با اين حكم پيوند خورده با طهارت و پاكى، به صورت قشرى و مكانيستى برخورد مى شود، يا اين ياران نمازگزار هم خانه او، در ديگر مقاطع زندگى خويش نيز با طهارت زندگى مى كنند و پاك اند آيا پدر و مادر، تن و تن پوش پاك را به جريان طهارت در زندگى خويش بدل كرده اند و يا برعكس نه تنها اين پاكى در زندگيشان جارى نيست، كه حتى براى حضور در پيشگاه حضرت حق و اداى نماز نيز از رعايت پاكى اين سه سمبل زندگى يعنى بدن، لباس و مكان خويش دريغ مى ورزند. طبيعت و عالم هستى پاك و از تجليات مهم پاكى خالق آن است. آيا پدر و مادر همچون جزئى هماهنگ در همه هستى جاى دارند، يا ناپاكى را نه فقط در خود، بلكه در تعامل با ديگر اجزاى هستى به كار مى گيرند و به طور عملى به اسباب تسرى ناپاكى، به ديگران و ايجاد خلل در طهارت هستى مى شوند. ۲ـ فرزند، رفيق گرمابه و گلستان پدر و مادر است و تقريباً همه نشانه هاى داخل و بيرون از منزل پدر و مادر. پيش روى اوست و مى بيند كه آيا زمان سنجى و موقعيت شناسى ـ كه اصل مهمى در نماز است ـ در زندگى فردى و اجتماعى آن ها نيز جارى است آيا پدر و مادر سمبل «و نظم امركم» هستند يا نظمشان در بى نظمى است و حتى براى اداى آن چه خداوند آن را «كتاباً موقوتاً» خوانده است رعايت وقت درست آن را نمى كنند و فقط نماز صبحشان است كه روشنايى روز را درك مى كند ۳ـ آيا پدر و مادر و بويژه مادر فقط خداوند را ـ آن هم به هنگام نمازـ نامحرم تلقى مى كنند و در ديگر ساعات روزگار و در حضور آشنا و بيگانه، در خانه و خيابان نيز رعايت هاى لازم را مى كنند ۴ـ چشم و گوش باز و حساس فرزند در خانه ناظر بر اعمال پدر و مادر است. اگر ساعاتى را كه ويژه حضور در محل كار است ـ در مشاغلى كه به ازاى كار در ساعات معين، مزد معين پرداخت مى شود ـ صرف امور ديگرى بشود. اگر در مكان هايى كه حسب قراردادهاى اجتماعى يا اخلاقى براى امورى معين اختصاص يافته است به امورى غير از موارد معين پرداخته شود و همچنين اگر پدر و مادر دقت لازم را در تن پوش خود نكنند. همه اين نابجايى ها آينه صاف گيرندگى فرزند را مخدوش مى كند و پدر و مادرى دو شخصيتى براى او مى آفريند كه در نگاه آن ها، نماز در زندگيشان جارى نيست. اين جاست كه اگر پدر و مادر مقيد به اداى نماز و رعايت شرايط آن نبودند، اين تعارض تا اين حد وجود كودك يا نوجوان آنان را تسخير نمى كرد و او را در منگنه چالش و دوگانگى ميان حق الناس و حق الله قرار نمى داد و تكليف فرزند، يكسره بود. در اين موارد شايد بتوان گفت كه نمازگزار بودن، اين چنين پدر و مادرى بر بيزارى درونى او از اين دورويى مى افزايد. ۵- در اين گام به فضيلت جمع گرايى و حضور اجتماعى و فضيلت آن بر فرد و فردگرايى مى رسيم. هرجا سخن از نماز است، سخن از اقامه و برپاداشتن است كه نظر بر جماعت دارد. ميزان اهميت به حضور در نماز جماعت از طرف پدر و مادر بر فرزند پوشيده نيست. از زاويه ديدى مهمتر نماز را به جماعت برگزاركردن اما فرادى زيستن و در غم و شادى جامعه شريك نشدن نشان از نگاه دوگانه به نماز ظاهرى زندگى است و ظرفيت تربيتى مثبت و منفى آن بر فرزند قطعى است. ۶- در گام ششم از اين مرحله، نماز را با مقدمات، متن و پايان كار به نظاره مى نشينيم تا ببينيم كه خروجى آن بر سيستم گيرندگى و تصوير بردارى كودك و نوجوان چيست و برخورد دوگانه والدين با نماز و زندگى، چه تعارضى را ممكن است در وجود فرزند موجب شود و يا يگانگى عمل آنها در نماز و زندگى چه آثار مثبت تربيتى، نصيب فرزند مى كند. نماز از وقت شناسى شروع مى شود و به رعايت شرايطى مقدمى براى صحت آن مى رسد، آنگاه نوبت طهارت است و سپس نيت و آنگاه هم كلام شدن با طنين هستى و اداى الله اكبر... مشاهده آن چه بايد در جاى خود انجام شود و رعايت آن در نماز، ذهن و نگاه منتقد موجود در خانه را به ضرورت حركت بر طبق برنامه پيش بينى شده و اعتقاد به چنين نوع نظم در برنامه را قطعى مى كند. ۷- در آخرين گام از اين مرحله، نماز را يك بسته نرم افزارى كامل مى بينيم كه شارع همه مراحل آن را روشن كرده و به ازاى هركدام نيز گزينه هاى جانشين معرفى كرده است تا در صورت امكان نداشتن براى اجراى اصل، گزينه از پيش تعريف شده اى، آن خلأ را پركند و زنجيره رفتارى به نام نماز با كم آمدن حلقه اى، نگسلد و رشته پيوند به معبود، قطع نشود. براى مثال شارع براى كسى كه قادر به طهارت وضو نيست، طهارتى جايگزين وضع كرده و از او به تيمم راضى است. از آن كه توان ايستادن ندارد به نشستن و يا حتى خوابيده نماز خواندن رضايت داده است، به آن كه انجام ركوع يا سجده ها، برايش ناممكن و يا با دشوارى ويژه اى همراه است، نوع مقدور از ركوع و سجود را تعريف كرده است نمى تواند... نمى تواند... براى همه اين ها راه كارهاى جايگزين ومقدور ارائه داده است، و همه اينها يعنى اين كه او، يك چيز را مى خواهد، اداى نماز را در ظرف توان و مقدورات فرد، پس اصل نماز ساقط نيست و نماز را بايد ادا كرد حتى با رعايت كمترين شروط آن. قبل از بحث در ديگر ابعاد نماز و ميزان تأثيرگذارى تربيتى و نحوه توجه پدر و مادر به اين ابعاد بر فرزند خود به اين سؤال مى پردازيم كه مگر يك فرزند (كودك يا نوجوان) تا چه حد به اين ابعاد آگاه است كه رعايت يا رعايت نكردن آنها و تطبيق رفتار پدر و مادر با آنچه بايد باشد، تأثير عينى بر تربيت و رفتار كودك بگذارد پاسخ اين است كه كودك يا نوجوانى كه از ابتدا در خانه اى معتقد و عامل به نماز متولد شده و در آن رشد كرده است، در گذر زمان بخشى از آداب، تربيت و فلسفه نماز را درك مى كند، نشانه ايمان بودن آن را - در حد درك خود- مى فهمد، توجه به پاكى، محدود بودن اوقات نمازها، حجاب در نماز و ديگر ابعادى كه ذكر شد و در ادامه برخواهيم شمرد، مى فهمد يا از سخن مبلغان دينى يا كتب درسى يا معلمان خود و يا در تبليغ هاى مستقيم و غيرمستقيمى كه از بزرگ ترها، در خانه يا بيرون از خانه شنيده است، ياد مى گيرد و در هر حال، ملاك تأثيرگذارى مثبت و منفى رفتار عبادى پدر و مادر بر فرزند، متأثر از ميزان آگاهى فرزند بر عمق روح نماز و تطبيق انديشه وعمل پدر و مادر خود با معيارهاى درستى و كمال نماز است. چشم انداز دوم ۱. نماز از بارزترين تجليات ايمان است. ۲. برپايى علنى نماز و بويژه نماز جماعت از مصاديق مهم اعلاى كلمه الله و تبليغ حكم خداست. ۳. نماز تابلوى خضوع در برابر خالق و حيا در حضور خالق و مخلوق است. ۴. نماز سمبل قدرشناسى و حمد به درگاه الهى و سر نهادن بر آستانه سپاس و رضايتمندى اوست. ۵. اداى نماز از مصاديق انجام وظيفه در غياب يك ناظر بشرى است. ۶. غرق در عظمت حق شدن و خداوند را برتر و بالاتر از هر آنچه هست، تلقى كردن و همه توانمندى هاى هستى را در برابر او حقير و خرد شمردن، از مهمترين ابعاد و ظرفيت هايى است كه در عبادتى تنيده شده كه كلام نخست آن الله اكبر است. ۷. نمازگزار با اداى دقيق نماز مى پذيرد كه خداوند در محاسبه اعمال، دقيق است * بنابراين مى توان نتيجه گرفت كه ۱. فرزند با وابستگى تام و تمامش به پدر و مادر و محيط خانه، بهترين داور براى قضاوت در اين امر است كه آيا پدر و مادر نمازگزار من با پاى نهادن در وادى نماز، تنها به ظاهر آن تمسك مى جويند، يا اين مصداق بارز تجلى ايمان، حيات آنان را نيز به تسخير خود درآورده است ايمان پدر و مادر و فقط خدا را عامل اصلى و مهم در سلسله علت و معلول ها محسوب كردن مى تواند از نتايج ايمان واقعى به نماز باشد. ۲. آيا نماز پدر و مادر يك حركت فيزيكى و خالى از روح است يا به واقع نماز آنان سخن گفتن با خداوند و اعلاى كلمة الله و اقامه نماز و تبليغ حكم الهى است. ۳. آيا خضوع در برابر خالق و حيا در حضور خالق و مخلوق صرفاً ظاهرى و صورى است و يا حتى صورى و ظاهرى هم نيست فرزند درك مى كند كه خضوع صرفاً به هنگام سخنرانى و هدايت ديگران، ضرورتش مورد تأكيد قرار مى گيرد، يا آنگاه كه پدر و مادر در جايگاه نماز قرار مى گيرند خاضعان واقعى و محو در عظمت خدايند و همه وجودشان مشمول از حيا در برابر ذات اقدس الهى است. ۴. در اين مرحله به «الله اكبر» مى رسيم. اكبر صفت تفضيلى است. اما «من» ندارد و بزرگتر است، اما مقايسه اش نمى كنيم با چيزى، پس مى توان گفت او بزرگتر است از هرچه مى توان نام برد يا توصيفش كرد. آن كس كه عمق اعتقادات خود را پشتوانه كلام خود قرار مى دهد و «الله اكبر» را بر زبان جارى مى كند در زندگى خود، در برابر هيچ مخلوقى تن به ذلت نمى دهد. او مظهر عزت خدا است. عزتى كه تنها براى خدا و رسول او و براى مؤمنان است. براى انسان موحد دنيا صغير است، همان صغير دانستنى كه او را عظيم مى دارد. نمازگزار راستين آن است كه بگويد «الله اكبر» و در پس آن همه ركعات زندگى خود را ادا كند و شب و روز خود را در محضر آن ذات توصيف ناپذير بزرگتر از هر موصوفى بداند كه بتوان تصور كرد. ظرفيت تربيتى تكبير مى تواند در صورت مراعات در همه زندگى، بسيار بسيار سازنده، آزاديبخش و عظمت آفرين باشد و در صورت عكس، منافق پرور و ذليل آفرين باشد. ۵. در اين وادى از نماز به عنوان يكى از مهمترين عوامل يادآورى كننده و تذكردهنده ياد مى كنيم كه خداوند سبحان با وضع كردن آن و تكليف به اداى آن در همه روزها و تقريباً در طول شبانه روز، به بنده خود يادآورى مى كند كه حساب و كتاب دقيق اعمال را در پيش روى خود دارد. آن گاه كه تعداد ركعات هر يك از نمازهاى يوميه حساب دارد، آداب، ترتيب، تقدم و تأخر اعمال نماز از پيش تعريف شده است. اداى كلمات در قرائت نماز و رعايت مخارج حروف تكليف است، تا مبادا با رعايت نكردن آنها، معانى كلمات تغيير كند و نماز راه نابودى طى كند. نوع انجام ركوع و سجده، قيام متصل به ركوع، انجام دقيق همه اركان نماز و حتى در صورت حدوث شك، نمازگزار چه بايد بكند و ده ها و بلكه صدها قاعده و حكم ديگر براى نمازگزار تعريف شده است كه در صورت انجام اشتباه آنها، چه بسا كه مسير نماز سر از راه باطل درآورد.
|
|
|
|
|