|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
از سوى رئيس پليس راهنمايى و رانندگى كشور اعلام شد
|
|
|
|
|
فعاليت ۳ هزار كافى نت غيرمجاز در پايتخت
گروه حوادث- رئيس پليس نظارت بر اماكن عمومى ناجا از فعاليت ۳ هزار كافى نت غيرمجاز در تهران خبر داد.به گزارش خبرنگار ما، سردار محمدعلى نجفى، ديروز در جمع خبرنگاران با اعلام اين خبر افزود: در زمينه برخورد با گيم نت ها، يك مثلث مديريتى، شامل بخش بازرگانى، اتحاديه فروشندگان لوازم ورزشى و نيروى انتظامى وجود دارد كه موضوع نرم افزارى آن برعهده وزارت ارشاد، بخش صنفى برعهده وزارت بازرگانى و برخوردها نيز برعهده نيروى انتظامى است.وى با اعلام اين كه بيشترين مسئوليت اين مثلث مديريت برعهده پليس است، خاطرنشان كرد، مباحث استفاده از موادمخدر، دخانيات، مشروبات الكلى و مسائل اخلاقى از سوى مردم به پليس در رابطه با كافى نت ها گزارش مى شود.وى با بيان اين كه در كل كشور تنها ۱۰۰ واحد مجاز در ارتباط با گيم نت ها و كافى نت ها مشغول به فعاليت هستند، تأكيد كرد: بر اساس هماهنگى هاى صورت گرفته با حوزه هاى صنفى و تخصصى و براساس ماده ۲۷ قانون نظام صنفى بايد با آنها برخورد قانونى شود.سردار نجفى در بخش ديگر سخنانش خاطرنشان كرد: مهمترين تخلف هاى صورت گرفته از سوى آرايشگاه هاى مردانه و زنانه «خالكوبى» و «تاتو» است كه پليس با توجه به دستورالعمل وزارت بهداشت با اين مراكز برخورد مى كند.
|
|
|
|
|
پايان زندگى مخفيانه متهم به قتل فرارى
|
|
|
گروه حوادث ـ زندگى مخفيانه يك متهم به قتل فرارى پس از ۹ ماه سرگردانى با دستگيرى وى از سوى كارآگاهان پليس آگاهى تهران پايان يافت. به گزارش خبرنگار جنايى ما، اواسط بهمن ۸۵ پرونده يك درگيرى مسلحانه براى رسيدگى در اختيار كارآگاهان اداره يكم پليس آگاهى تهران قرار گرفت.اين گزارش نشان مى داد در اين ماجرا پسر ۲۴ ساله اى به نام مسعود بر اثر شليك گلوله مجروح شده و ضارب و همدستانش نيز سوار بر يك خودروى پيكان از محل گريخته بودند. تحقيقات در اين باره ادامه داشت تا اين كه از بيمارستان خبر رسيد مسعود بر اثر شدت جراحات وارده جان سپرده است. بدين ترتيب پرونده به اداره دهم پليس آگاهى تهران فرستاده شد. در بررسى و تحقيق از خانواده مسعود مشخص شد كه وى صاحب يك مغازه خريد و فروش لوازم خودرو در غرب تهران بود كه با پدر و برادرش آنجا را اداره مى كردند. آنها همچنين دريافتند مدتى قبل مسعود از مردى به نام فرهاد كه صاحب مغازه اى در جنوب تهران بود مقدارى لوازم خودرو خريده و ۷۵۰ هزار تومان به او بدهكار شده بود.همين موضوع بين مسعود و فرهاد اختلاف ايجاد كرده و آنها چند بار با هم درگيرى لفظى پيدا كردند. تا اين كه روز حادثه در حالى كه مسعود در مغازه مشغول كار بود فرهاد همراه دو تن از دوستانش به نام هاى حسين و منصور به آنجا مراجعه كرد. دقايقى بعد ميان آنها جر و بحث تندى درگرفت تا اين كه ناگهان حسين گلوله اى به سوى مسعود شليك كرد. پس از اين ماجرا هر سه مهاجم سوار بر خودرو پيكانى از آنجا گريختند.با توجه به كشف اين اطلاعات، بازپرس شاملو - رئيس شعبه يكم دادسراى جنايى تهران - دستور تحقيقات قضايى در اين باره را صادر كرد. سرانجام متهم به قتل فرارى پس از ۹ ماه تعقيب و مراقبت كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهى تهران در يك كارگاه كارتن سازى در كهريزك شناسايى و دستگير شد. وى ابتدا منكر قتل شد اما سرانجام در بازجويى هاى فنى، پليسى اعتراف كرد.متهم ۲۸ ساله در اظهاراتش گفت: روز حادثه فرهاد موضوع طلبش از مسعود را مطرح كرد و گفت: مدتى است از وى طلب دارد اما وى از پرداخت بدهى اش خوددارى مى كند.بنابراين وقتى فرهاد موضوع را اينگونه عنوان كرد به او اطمينان دادم كه مى توانم طلبش را ازمسعود بگيرم بنابر اين از او خواستم به اتفاق هم به مغازه مسعود برويم. اما وقتى آنجا رسيديم بين ما و مسعود و دوستانش درگيرى پيش آمد. همان موقع فرهاد اسلحه اى به دستم داد و من هم گلوله اى شليك كردم. پس از اصابت گلوله به مسعود شوكه شده و فقط موفق به فرار شديم.همچنين حسين اعتراف كرد كه اسلحه را در باغى اطراف شهر رى مدفون كرده است كه كارآگاهان با حضور در آنجا اسلحه را كشف كردند. هم اكنون تلاش براى دستگيرى دو متهم فرارى پرونده ادامه دارد.
|
|
|
|
|
عامل قتل صاحب ماكسيماى نقره اى در آستانه اعدام
گروه حوادث ـ حكم مرگ يك مرد كه بر اثر درگيرى لفظى و امتناع از پرداخت بدهى اش دوست خود را به قتل رسانده است از سوى قضات ديوان عالى كشور تأييد شد. به گزارش خبرنگار ما، نيمه شب ۱۵ دى ۸۴ مأموران كلانترى شرق تهران هنگام گشت به يك خودروى «ماكسيما»ى نقره اى كه در كنار خيابان توقف كرده بود مشكوك شدند. آنها پس از بررسى خودرو ناگهان با جسد مرد جوانى كه بر اثر شليك گلوله به قتل رسيده بود مواجه شدند.روز بعد همزمان با فاش شدن هويت وى، كارآگاهان ويژه قتل اداره آگاهى، تحقيقات پليس براى شناسايى عامل جنايت را آغاز كردند. كارآگاهان دريافتند مقتول مدتى قبل از وقوع حادثه مقدار قابل توجهى پول براى خريد خودرو به فردى به نام «فرهاد» داده است.مأموران با به دست آوردن اين سرنخ، بلافاصله مظنون پرونده را دستگير كردند. وى پس از دستگيرى سرانجام به قتل دوست صميمى اش - مسعود - اعتراف و صحنه جنايت را نيز بازسازى كرد. وى در جريان بازجويى ها گفت: آن شب مسعود با من قرار ملاقات گذاشت تا تكليف بدهى اش را روشن كنم اما به او گفتم هر چه تلاش كردم موفق به تهيه پول نشدم. بنابراين چند روز ديگر از او فرصت خواستم اما قبول نكرد. ناگهان سر همين موضوع بين ما جر و بحث تندى درگرفت و من هم از شدت عصبانيت با اسلحه اى كه از قبل تهيه كرده بودم او را به قتل رساندم.با اين حال متهم در جلسه دادگاه منكر اعتراف هايش شد اما قضات شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران براساس شواهد موجود در پرونده و اظهارات دو شاهد شب حادثه حكم به قصاص نفس - اعدام - متهم به قتل دادند.
|
|
|
|
|
لبخند به زندگى پس از اعدام
|
|
|
گروه حوادث - كازرون - ناصر درخشنده - خبرنگار «ايران»: مرد ۳۲ ساله كه پس از اجراى حكم اعدام، مرگ را با چشمان خود ديده بود، دقايقى پس از بالا كشيدن طناب دار با رضايت اولياى دم از چوبه دار پائين كشيده شد. به گزارش خبرنگار ما، سحرگاه دوشنبه ۵ آبان، مأموران زندان كازرون وارد اندرزگاه محكو مان شدند. دو مأمور لحظاتى بعد در برابر سلول مرد اعدامى توقف كردند. در آن ساعت همه زندانيان در خواب بودند، اما محكوم در شب اعدام، ساعت هاى هولناكى را پشت سر گذاشته بود.حالا هم او به خاطر يك اشتباه و غفلت بايد اعدام شود. يك تصميم عجولانه او را پشت ميله هاى سرد زندان كشانده بود. مرد با ديدن مأموران به عقربه هاى ساعت نگاهى انداخت، فهميد كه موقع وداع با زندگى نزديك است. او بايد با دوستان و هم سلولى هايش و همه تعلقات زندگى اش خداحافظى كند. فضاى دم كرده راهروى زندان همه را كلافه كرده بود، اما مرد با چشم هاى بى فروغش نگاهى به مأموران انداخت و به آرامى پرسيد: بالاخره موقعش رسيد. او با گام هاى آهسته به سوى مأموران آمد. دو مأمور دستنبد آهنى به دست هايش زده و با گرفتن بازوان او به طرف اتاق افسر نگهبان زندان حركت كردند. با هر قدم آنها عقربه هاى ساعت نيز به زمان اجراى حكم نزديك مى شدند. زندانيان با قدم مأموران از خواب بيدار شدند و با دست هاى خود مرد اعدامى را بدرقه كردند. دقايقى بعد مرد جوان در برابر افسر نگهبان ايستاد و يكى از مأموران كاغذ و قلمى در اختيارش گذاشت تا وصيت كند. محكوم به مرگ در افكارش غرق شده و به ياد روزهاى خوش زندگى با همسر و سه دختربچه خردسالش افتاد. در همين هنگام افسر نگهبان از او خواست كه وصيت كند. خودروى مخصوص حمل اعدامى به محل اجراى حكم در يكى از ميادين شهر كازرون در برابر اتاق افسر نگهبان متوقف بود. مأموران به صورت محكوم چشم بندى زده و او را سوار خودرو كردند. مرد جوان مى داند كه آخرين لحظه هاى زندگى اش است. خودرو زندان از محوطه زندان خارج مى شود و پس از عبور از چندخيابان به محل اجراى حكم اعدام مى رسد. جمعيت زيادى از نخستين ساعت هاى صبح براى تماشاى مراسم حكم در اطراف ميدان تجمع كرده اند. همين موقع خانواده اولياى دم - شاكى - خواهر و برادر مقتول و چند تن از آشنايان آنان از راه رسيده و در گوشه اى از ميدان ايستادند. خودروى زندان كنار جرثقيل مخصوص اجراى حكم توقف مى كند. سه دختر كوچولوى مرد اعدامى كه قرآن به دست دارند با مشاهده پدر به سوى خودرو زندان مى دوند. با گريه و شيون سعى مى كنند او را در آغوش بگيرند. اين صحنه اشك چشمان همه را در مى آورد.مأموران از نزديك شدن دختر بچه ها و همسر متهم ممانعت مى كنند. سپس زندانى را به سوى جرثقيل مخصوص اعدام هدايت مى كنند. پس از انجام تشريفات قانونى او را بالاى چهارپايه مى برند. طناب دار به گردنش آويخته مى شود. مسئول اجراى احكام دادگسترى از خانواده اولياى دم اجازه اجراى حكم را مى گيرد و خواهر و برادر مقتول موافقت نهايى خود را براى اجراى حكم قصاص اعلام مى كنند. همسر و فرزندان و خانواده مرد اعدامى با شيون و فرياد التماس مى كنند. اما تلاش هاى آنها بى نتيجه است. سرانجام حكم اعدام اجرا مى شود و جرثقيل زندانى را بالا مى كشد اما ناگهان خواهر و برادر مقتول به قاضى اجراى احكام مى گويند او را پائين بكشيد. ما به خاطر رضاى خدا و خانواده اش رضايت مى دهيم. با شنيدن اين جمله اشك شوق در چشمان همه كه به خاطر گريه هاى بچه هاى اعدامى منقلب شده بودند، جارى شد. مأموران بلافاصله اعدامى را از بالاى دار پائين آورده و با يك آمبولانس به بيمارستان انتقال دادند. پس از چند ساعت مرد به هوش آمد و خود را در ميان بچه ها و همسر و پزشكان و پرستاران ديد. نمى دانست چه اتفاقى برايش رخ داده است. باور نمى كرد كه زنده باشد اما دقايقى بعد وقتى بچه ها خود را به آغوش پدر انداختند او دريافت كه خواب نمى بيند. در حالى كه اشك مى ريخت با شكرگزارى به خداوند و تشكر از خانواده اولياى دم، با چشمان اشكبار گفت: من مرگ را با چشمان خود ديدم. وقتى طناب را به گردنم انداخته و طناب را بالا كشيدند چشم هايم را بستم و مرگ را ديدم. در حقيقت خداوند به من عمر دوباره داد و احساس مى كنم دوباره متولد شدم. گفت وگو با مرد نجات يافته در بيمارستان * حالا كه بخشيده شده اى چه احساسى دارى احساس مى كنم دوباره متولد شده ام. * هنگام انتقال به محل اجراى حكم به چه چيزى فكر مى كردى، آيا احتمال مى دادى كه بخشيده شوى با خود مى گفتم به خاطر گناهى كه انجام داده ام بايد مجازات شوم. تا موقعى كه طناب به گردنم افتاده بود فكر بخشش نبودم. پس از اين كه طناب دار كشيده شد و بالا رفت ديگر چيزى متوجه نشدم. بعد از انتقال به بيمارستان پى بردم كه بخشيده شده ام. * قبل از اجراى حكم در زندان از خداوند طلب عفو كردى در مقابل خداوند احساس شرمندگى مى كردم. به همين خاطر همواره طلب عفو مى كردم اما به درگاه خدا هم شرمنده بودم. * نسبت به خانواده مقتول چه احساسى دارى قصاص حق من بود. اما تا زنده ام در مقابل اين خانواده اظهار شرمندگى مى كنم و تمام عمرم را مديون لطف آنها هستم. به خاطر اين كه فرزند خانواده آنها را گرفته بودم اما آنها با غيرت و جوانمردى مرا عفو كردند. چيز ديگرى ندارم بگويم جز اين كه شاكر خداوند و دعاگوى خانواده مقتول باشم. باز هم مى گويم از عملى كه انجام داده ام بشدت پشيمانم به ديگران هم توصيه مى كنم به هنگام عصبانيت، سريع و آنى تصميم نگيرند. * انگيزه قتل گفتنى است اين حادثه تلخ ۹ فروردين ۸۳ به خاطر مفقود شدن يك كارد رخ داد كه در جريان آن مرد ۲۹ ساله اى به نام جهانگير به قتل رسيد. متهم نيز پس از دستگيرى و در جريان بازجويى ها دريافت كه به دليل يك تصميم آنى و عجولانه مرتكب قتل شده است. سرانجام او پس از محاكمه و تأييد حكم تا مرحله اعدام نيز پيش رفت. اما با گذشت اولياى دم از مرگ نجات يافت.
|
|
|
|
|
دختر جوان قربانى۳ تبهكار مسافربرنما
گروه حوادث ـ تحقيقات پليس براى دستگيرى اعضاى شبكه اى كه پس از ربودن يك دختر دانشجو او را مورد آزار و اذيت قرار داده بودند، آغاز شد. به گزارش خبرنگار ما، هفته گذشته دخترى با مراجعه به پليس آگاهى كرج با طرح شكايتى به كارآگاهان گفت: ديروز ساعت هفت شب پس از پايان كلاسم به خيابان ۴۵ مترى گلشهر آمدم تا با خودروهاى خطى به تهران بازگردم.در ايستگاه سوار خودروى پژو ۴۰۵ شدم كه دو پسر جوان به عنوان مسافر داخل آن نشسته بودند. پس از سوار شدن من يكى از مسافران كه ظاهراً عجله داشت به راننده گفت: «من عجله دارم حركت كنيد كرايه صندلى خالى با من.»اما پس از طى مسافتى راننده تغيير مسير داد و به سوى قزوين برگشت. وقتى به او اعتراض كردم دو پسر جوان با كارد تهديدم كردند.آنها گفتند اگر سر و صدا كنم مرا مى كشند. اما همان موقع مادرم با تلفن همراهم تماس گرفت و من با استفاده از غفلت آدم ربايان ماجرا را به او اطلاع داده و كمك خواستم.دختر دانشجو افزود: سه پسر جوان در تاريكى شب مرا به بيابان هاى اطراف كرج كشانده و مورد آزار و اذيت قرار دادند. ساعتى بعد هم در حاشيه بزرگراه رهايم كردند. سپس با كمك يك خودروى عبورى خود را به پليس راه رسانده و شكايتى در اين باره مطرح كردم.با شكايت دختر دانشجو پرونده اى در شعبه اول بازپرس دادسراى جنايى كرج تشكيل و با دستور بازپرس محمد حسينى رازليقى تحقيقات براى شناسايى سه شرور فرارى آغاز شد.سرهنگ مصطفى رجبى معاون مبارزه با جرايم جنايى پليس آگاهى در گفت وگو با خبرنگار ما در اين باره گفت: افراد در صورتى كه در موقعيتى همچون قربانى اين حادثه قرار گرفتند حداقل مى توانند با انجام حركات از داخل خودرو توجه عابران پياده و ساير رانندگان را به موضوع پيش آمده جلب كنند. البته آنچه بيش از همه مورد توجه پليس است اهميت به اصل موضوع يعنى سوار نشدن به خودروهاى شخصى است.وى افزود: در سال جارى با اطلاع رسانى مناسبى كه از سوى رسانه هاى گروهى صورت گرفته شاهد افزايش سطح هوشيارى شهروندان و كاهش آمار آزار و اذيت ها در لباس مسافربرنماها بوديم. با اين حال باز هم از تمام مردم و مسافران مى خواهيم براى حفظ جان و سلامت خود همواره هوشيار باشند.
|
|
|
|
|
از سوى رئيس پليس راهنمايى و رانندگى كشور اعلام شد
هشدار درباره افزايش تخلفات رانندگى از سوى زنان
گروه حوادث ـ راهنمايى و رانندگى نيروى انتظامى از افزايش قابل توجه تخلفات رانندگى بانوانى كه به تازگى گواهينامه مى گيرند، خبر داد.سردار محمد رويانيان در اين باره گفت: متأسفانه تعدادى از بانوان تازه گواهينامه گرفته گوى سبقت را از برخى متخلفان حرفه اى نيز ربوده اند. به شكلى كه شاهد رانندگى بسيار خطرناك و انجام برخى رفتارهاى پرخطر و ناهنجارى هاى اخلاقى در ميان آنها هستيم.وى گفت: بررسى هاى انجام شده نشان مى دهد برخى از اين افراد طى يك سالى كه گواهينامه دريافت كرده اند بيش از ۵۰ مورد تخلف با ۱۰ ميليون ريال جريمه داشته اند!رئيس پليس راهور ناجا با اشاره به اين كه چنين روندى به وضعيت خوب رانندگى زنان در كشور صدمه زده است از خانواده ها خواست مراقب اين نوع حركات از سوى فرزندانشان باشند.وى با اشاره به اين كه فقط طى دو هفته گذشته تعداد زيادى شكايت در اين باره به پليس اعلام شده است، گفت: ستاد راهور ناجا در هفته گذشته خودرو ۵ تن از اين رانندگان متخلف را كه با رفتارهاى ناهنجار، لايى كشيدن و ناسزاگويى براى ساير رانندگان مزاحمت ايجاد كرده بودند را توقيف كرد.رئيس پليس راهور ناجا با تأكيد بر اين كه تمامى اين افراد داراى گواهينامه هاى يكساله بوده اند، افزود: راهنمايى و رانندگى نيروى انتظامى در صورت ارتكاب تخلفات حادثه ساز همچون سبقت، سرعت غيرمجاز، انجام حركات مارپيچ و ... نسبت به ابطال گواهينامه اين دسته از متخلفان اقدام مى كند.
|
|
|
|