گروه بين الملل ـ ندابهارى : از زمانى كه زنگ اعتصاب سراسرى كارگران در فرانسه ساركوزى به صدا درآمد همه نگرانى مردان اليزه به اين جا ختم مى شد كه مبادا شعله هاى نزاع به ميان جمعيت خاموش و بشدت ناراضى حاشيه نشين پاريس سرايت كند. جمعيتى كه بمب جنبش اجتماعى در فرانسه شناخته مى شوند.
اوايل اين هفته رهبر اليزه با اين خيال كه ديگر اعتصابيون به خانه هايشان باز گشته اند راهى سفر چين شد اما درست در گرماگرم مذاكره ساركوزى و جين تائو، مشاوران ساركوزى خبر شورش حومه پاريس را به رهبر اليزه رساندند. اكنون ساركوزى در ششمين ماه رياستش شاهد بحران تازه اى است كه تاكنون ۶۰ پليس او را مجروح و روانه بيمارستان كرده است.
ماجراى درگيرى جديد در حومه پاريس از روز يكشنبه شروع شد، زمانى كه موتوسيكلت دوجوان مهاجر اهل شمال آفريقا در ويله لوبل با اتومبيل پليس برخورد كرد و براثر شدت تصادف دو جوان كشته شدند. اين حادثه قبل از هر چيز يادآور مرگ دو مهاجر جوان در سال ۲۰۰۵ در حومه پاريس بود، منجر به درگيرى هايى كه باز مشابه حوادث آن سال است، شد. بلافاصله پس از اين تصادف جوانان «ويله لوبل» به سمت پاسگاه پليس هجوم برده و با سنگ و بمب هاى دستى كوچك به پاسگاه حمله كردند. پليس نيز در پاسخ اقدام به شليك گلوله هاى مشقى و گاز اشك آور كرد. اگر چه جمعيت متفرق شد اما دامنه اين درگيرى به ۵ شهرك حومه اى پاريس كشيده شد. همانند آنچه كه دو سال پيش روى داده بود، ماشين ها به آتش كشيده شد. علاوه بر آن دو مدرسه، يك كتابخانه عمومى و چند فروشگاه بشدت خسارت ديد.
يك روز بعد عضو امنيتى كابينه ساركوزى، ميشل اليو مارى با خوش بينى اعلام كرد شورش ها تحت كنترل درآمده و دليل آورد كه در حادثه تصادف خود نوجوانان موتورسوار مقصر بودند و سرعت بالاى آنان موجب تصادف و مرگشان شد و ساركوزى نيز كه هزاران كيلومتر آن سوتر در چين به سر مى برد، مردم را به آرامش دعوت كرد اما حاشيه نشينان حومه پاريس اين بار نيز خشمگين تر از دو سال قبل به مراكز پليس حمله ور شدند. هيچ نشانى از انعطاف در رفتار آنها نيست سخنگويان معترضان گفته اند به پليس ديگر اعتماد ندارند.
آنها از قول شاهدان عينى صحنه تصادف مى گويند پليس پس از روى دادن تصادف به سادگى محل تصادف را ترك كرد و رفت و آنها (شاهدان عينى) خود در پى نجات جوانان برآمدند و اين مدرك بزرگى براى بى اعتمادى به نيروهاى امنيتى است. فرانسه كشورى است كه خود را مهد حقوق بشر و تأمين امنيت و برابرى اجتماعى مى داند. اما حاشيه نشينان شهرهاى بزرگ اين كشور بويژه پاريس، در اين خصوص از بديهى ترين مزاياى شهروندى بهره مند نيستند.
|
|
|
مشكلاتى ناشى از محروميت و تبعيض و فاصله طبقاتى در سال هاى اخير بارها در فرانسه ديده شده است و بحران هاى اين روز ريشه در ناديده گرفتن مطالبات مردم بويژه جوانان اين مناطق دارد پليس، فرانسه همواره با نگاهى امنيتى و گشودن پرونده هاى جنايى براى بزه هاى اجتماعى بر مطالبات حاشيه نشينان سرپوش نهاده است. عموم مردم اين مناطق شغلى ندارند. مناطق مسكونى آنها از بدترين شرايط برخوردار است، حمل و نقل عمومى و سرويس هاى اجتماعى به بدترين شكل به آنها داده مى شود. و بدتر از همه چهار ميليون مهاجر عرب تبار اين كشور از سوى حكومت بويژه شخص ساركوزى شهروند درجه دو شناخته مى شوند لذا اميد كالايى است كه درميان حاشيه نشينان فرانسه جايى ندارد.