|
درباره «هنريك ايبسن» نمايشنامه نويس
|
|
|
|
نگاهى به مجموعه شعر «بهشت آواره من است» سيدعلى ميرباذل
|
|
|
|
پنجشنبه بازار كتاب
|
|
|
|
|
|
|
درباره «هنريك ايبسن» نمايشنامه نويس
آينه اى براى جامعه نروژ
] محبوبه منتظرى]
برخى نام ها در عرصه تئاتر هيچگاه كهنه نمى شوندو مرور چندباره آنها خالى از لطف نيست . هنريك ايبسن يكى از آنهاست. هنريك يوهان ايبسن نمايشنامه نويسى زبردست و عصيانگر كه در قريه كوچك و روستايى در دورافتاده ترين نقاط شمال اروپا ديده به جهان گشود. نروژ كشورى كوچك مملو از سرما و زمستان هاى طولانى. كشورى كه مى توان در گوشه گوشه آن غريو و فرياد وايكينگ هاى جسور و شورشى را ديد يا شاهد شيطنت هاى جن ها و پريان بود. ايبسن نيز به مانند بسيارى از اسلاف خود با رنج و سختى بيگانه نبود. او كه در خانواده بازرگانى ورشكسته ومالباخته به دنيا آمد از كودكى طعم تلخ فقر را چشيد و تا آخر عمر نتوانست از زير سايه سياه روزهاى سخت زندگى اش رهايى يابد. خانواده ايبسن به پيروى از نهضت دينى لامرس هنر و صنعت را حقير مى شمردند و اين نيز به همراه ترك خانواده در ۱۶ سالگى براى تأمين معاش عاملى شد تا ايبسن را براى هميشه از آنان جدا كند. ايبسن جوان براى گذران زندگى به قصبه كوچكى به نام گريمستاد رفت تا در داروخانه اى پادويى كند با اين آرزو كه روزى به دانشكده پزشكى راه يابد و در منصب يك جراح به خدمت مشغول شود. آرزويى كه چند سال بعد محقق شد اما فقر بار ديگر چهره كريه خود را نماياند و او را وادار به ترك تحصيل كرد. ميل به كسب اعتبار، مطالعات فراوان، تحقير و شكست، تأثيرگرفتن از عقايد سياسى رايج وطن پرستى و الهام از فيلسوفان اگزيستانسياليست بنامى چون كى يركه گور اين جوان كم رو را بدل به وطن پرستى عصيانگر و شورشى كرد. ايبسن در اين دوران دست به انتشار نخستين اثر خود زد. منظومه اى تاريخى به نام كاتيلينيا. پس از مدتى باعنوان مسئول بخش سياسى درنشريه اى كم تيراژ و مخالف خوان مشغول كار شد. هنر تئاتر در نروژ ريشه اى ندارد پس ايبسن نوپا برآن مى شود تا با نگارش تعدادى نمايشنامه دراين وادى براى خود آبرويى فراهم كند. آثار اوليه ايبسن هر چند قابل مقايسه با شاهكارهاى دوران هنرى اش نيستند اما به لحاظ برخوردارى از دستمايه هايى با ارزش قابل تعمق اند. زنگ به صدا در مى آيد و نخستين دوران هنرى ايبسن آغاز مى شود. هنريك ايبسن نيز به تأثير از بزرگان ادبيات از ريشه هايش شروع مى كند. درام هايى منظوم و رمانتيك درباره گذشته اسكانديناوى . خانم اينگر اهل اشترات، وايكينگ هاى هل گلاند و مدعيان تاج و تخت از جمله آثار سبك رمانتيسم ايبسن اند. درام هايى تاريخى. درام هايى آميخته به طنز و طعن مكتب رمانتيسم و در فرم هاى گوته و شيلر و بايرون. پس از ناديده گرفته شدن مدعيان تاج و تخت كه به حق اثرى قابل تأمل است نويسنده آزرده ترك ديار كرد و تن به تبعيدى خودخواسته داد. ۲۷ سال دورى از وطن كه با سال هاى زندگى در ايتاليا و آلمان گذشت و جز دوره هايى كوتاه مدت از نروژ دورى گزيد. هرچند بايد به اين نكته اذعان داشت كه ايبسن با وجود دورى كردن از مردمش هيچ گاه نتوانست قلب خود را از نروژ جدا كند و اين جدايى به شهادت شاهكارهايى كه در غربت آفريد، تنها به دركى جامع تر از سرزمين مادرى اش ختم شد. ايبسن به واسطه دورى از موطنش توانست بينشى عميق نسبت به مردمش بيابد. مقايسه فرهنگى و در جريان دلمشغولى هاى ديگر ملل قرار گرفتن به نمايشنامه هاى او عمق بيشترى داد و اين را مى توان در نخستين تأليفاتش در اين برهه به چشم ديد. قدرت درام نويسى ايبسن در پرداخت درست روابط است و مضامين آثارش آنقدر ملموسند كه با گذشت صدسال از مرگش هنوز برايمان آشناو تازه مى نمايند. ايبسن از ديوار غيرقابل عبور خرافه و سنت و عادت مى گذرد و ما را نيز با خود مى كشاند چنان كه در پايان مى بينيم نمى توانيم به آنچه در پس پرده مى گذرد بى تفاوت باشيم. و اينك خانه عروسك. جنجال ها به راه مى افتد نجواها به فرياد و فريادها به نعره بدل مى شود.ديگر نمى شود بى طرفى را حفظ كرد. درهر كوچه و پستويى صحبت از خانه عروسك است. طورى كه بر متن كارت هاى دعوت ميهمانى ها ا ين عبارت حك مى شود: لطفاً از صحبت در مورد خانه عروسك خوددارى كنيد! اروپا تكان مى خورد نام ايبسن بيش از پيش بر زبان ها مى افتد. داستان ساده است زنى براى نجات شوهر دست به تقلب و جعل سند مى زند با اين يقين كه اگر روزى شوهرش حقيقت را در يابد از او حمايت مى كند. راز برملا مى شود و مرد زن را محكوم مى كند. زمانى كه مشكلات حل شد مرد تصميم مى گيرد همسرش را ببخشد اما همسر كه تازه فهميده در تمامى اين سال ها با او چون عروسكى بى اراده رفتار شده شوهر را ترك مى كند تا به جست وجوى خويشتن فراموش شده اش برود. اما با همه مخالف خوانى ها خانه عروسك طرفداران جان بركفى هم داشت. مخالفت با خانه عروسك هرچند بسيار باجوش و خروش همراه بود اما ايبسن هم ديگر در مقابل ناديده گرفته شدن آبديده شده بود پس صبورانه انتقادها را فرو خورد و دست به كار نوشتن اثرى ديگر شد. ارواح شاهكار جنجالى ديگرى بود كه در پى آمد و مخالفين را بار ديگر به آتش كشيد. در ارواح اين خانم آلوينگ است كه در دايره سنن خانوادگى گرفتار شده . او برخلاف نورا مى ماند و ديوانه شدن تنها پسرش رانظاره مى كند. پسرى كه بيمارى را از پدر ظاهر صلاح منحرف خود به ارث برده است. پيام ايبسن روشن و واضح به گوش مى رسد. اين نتيجه اطاعت از سنت هاى پوسيده و خودگذشتگى هاى حقارت بار است. مخالفت با اشباح ديگر نمايشنامه ايبسن و تحريم آن آنقدر وسيع و پردامنه شد كه ايبسن با همه عادتى كه به اين نوع واكنش ها داشت نتوانست سكوت كند و يك سال در دفاع از اشباح در جرايد مقالاتى منتشر كرد و وقتى ديد اين هم نتيجه بخش نشد دست به قلم برد و با اثرى كوبنده پاسخ دندان شكنى به مخالفان داد. اثرى كه صرفاً براى تمسخر مخالفانش نگاشته شد و در آن سياستمداران، اركان دولت، روزنامه نگاران، چاپخانه داران و عموم مردم را مورد طعن و استهزا قرار داد. دشمن مردم، نمايشنامه اى كه حتى در عنوان هم به معترضان طعنه مى زد. (اين لقبى بود كه مخالفان ارواح به ايبسن داده بودند) دكتر استوكمان فردى متعهد و دلسوز است. او كه روزى براى پيشرفت شهرش پيشنهاد تأسيس تعدادى حمام آب گرم را داده بود متوجه مى شود كه آب اين حمام ها آلوده است پس تقاضاى رسيدگى مى كند اما اولياى شهر كه اين كار را بر ضد منافع خود مى بينند با حمايت روزنامه پيك مردم عوام را بر ضد دكتر مى شورانند و به دكتر استوكمان لقب دشمن مردم را مى دهند. دكتر استوكمان نمايانگر بى شبهه ايبسن است. هرچند كه او با آن شخصيت درونگرا و خجالتى فاقد قدرت بيان دكتر استوكمان است اما اگر به جاى قدرت ديالكتيك دكتر نفوذ قلم ايبسن را بگذاريم مى بينيم كه اين دو شباهتى تام و تمام با يكديگر دارند. قبل از دشمن مردم هيچ اثر نمايشى ديگرى را نمى توانيم مثال بياوريم كه با اين صراحت و قدرت از آرا و عقايد مؤلفش دفاع كرده باشد. دشمن مردم بسيار صريح تر از بيشتر آثار ايبسن است و از شوخى هم بى بهره نيست. طنز ايبسن بيشتر شامل روزنامه هايى مى شود كه رسالت خود را روشنگرى مى دانند. ايبسن فرياد مى زند روزنامه ها بايد پيشرو جامعه خود باشند نه رهرو آن. نكته قابل تعمق ديگرى كه در دشمن مردم به چشم مى خورد اين است كه بزرگ ترين مخالف دكتر استوكمان شهردار، برادر دكتر است. مى شود با اين ديد به اين موضوع نگاه كرد كه ايبسن نه فقط محافظه كارى و سودجويى سياستمداران را برملا مى كند بلكه طعنه اى هم به زادگاهش نروژ مى زند كه هميشه پشت او را خالى كرده است. دكتر استوكمان هم مانند نورا و خانم آلوينگ خود را در محاصره افكار عمومى مى بيند اما از اين آزمون سربلند بيرون مى آيد و به اين نكته صحه مى گذارد كه ايبسن هميشه شورشى هاى عصيانگر و از همه جا رانده را ستايش مى كند. پس از دشمن مردم سومين دوره هنرى ايبسن آغاز مى شود. او كه تا آن زمان به تمامى بر سنت هاى حاكم بر جامعه تاخته بود تصميم مى گيرد قلمش را در آزمونى ديگر محك بزند. از اين پس تمامى آثارى كه از ايبسن مى بينيم مهر سمبليسم را برخود دارند و به جاى تحليل گوشه هاى تاريك جامعه شروع به ترسيم زندگى مى كند. ايبسن به اين نكته توجه مى كند كه انسان موجودى است نمادياب، نمادپرور و نمادساز. به زعم بسيارى متفكران در جهان حقايق مخفى باطنى و رمزآميزى وجود دارند كه تنها به وسيله نمادها (سمبل ها) قابل كشف، مشاهده و نمايشند. به نظر آنها آنچه انسان به عنوان واقعيت مى بيند پوسته رويى حقيقت بيش نيست و هنرمندان نمادگرا در تكاپوى يافتن و ديدن آن بخش مخفى اشيا هستند. مرغابى وحشى نخستين نماينده ايبسن در اين سبك است. اثرى كه بنابه اظهارنظر بسيارى منتقدان بزرگ ترين اثر ايبسن نيز بود. در اين نمايش به روشنى مى توان ديد كه نكته اصلى قابل تحليل خود سمبل مرغابى وحشى و وظيفه بيانى آن است. اين اثر تنها نمايشنامه اى از ايبسن است كه در طول تمام صحنه هاى آن سمبل اصلى يعنى مرغابى وحشى حضور دارد و خواننده و بيننده را يارى مى كند تا هيچ گاه حتى يك لحظه از توجه به زندگى در هم شكسته انسان هايى كه زندگى وحشى و طبيعى خود را فراموش كرده اند غافل نشود. در اين نمايش نيز ايبسن از زبان دكترى مست حرف خود را صريح مى زند: زندگى چه خوب بود اگر مى توانستيم از شر آن متعصبانى كه با آرمان هاى خود به ما هجوم مى آورند خلاص شويم. وسعت و تنوع آثار دراماتيك ايبسن بسيار چشمگير است. او ۵۰ نمايشنامه نوشت و در تمامى آثارش جامعه نروژ را در تمام زمينه ها بررسى كرد و انسان مدرن را با جسارت بى همتايى مورد ارزيابى و انتقاد قرار داد. مضامينى كه او بسط و گسترش داد مبتنى بر يك ايده آل آزاديخواهانه و فردگرايانه بود و فضاى معنوى جامعه را تغيير داد. ايبسن در هر مملكتى كه بود همه روزه روزنامه مى خواند و بازتاب وقايع روز را مى توانيم در همه درام هايش ببينيم.
|
|
|
|
|
نگاهى به مجموعه شعر «بهشت آواره من است» سيدعلى ميرباذل
كودكانى كه در صبح روشنى مى چينند
|
|
|
] يزدان سلحشور]
يك «غريب است دريا، در تشنگى آسمان غريب است آسمان، در دلتنگى جنگل غريب است جنگل، در خستگى كوه و زمين قافله شبيخون زده اى ست در غربت من نمى دانستم انتهاى آوارگى ام اولين شعرى بود كه باران بر تولدم سرود اين راز بزرگ من است، كه پنهان شده در نگاه آن گلى، كه خيره به شماست» «بهشت آواره من است» سومين كتاب شعر سيدعلى ميرباذل است كه به رويكردهاى «آئينى» او مشرف است و دلبستگى هاى «دينى» وى را ـ تنيده در تار و پود توصيفات ـ شامل مى شود. شعر آئينى ميرباذل دنباله شعر آئينى دهه ۴۰ است كه بيشتر معطوف «نگاه آئينى» بود تا «بيان آئينى»؛ «نگاه آئينى» بخش اعظم شعر دهه ۴۰ ايران را در تسخير خود داشت و برخلاف دهه ۵۰ كه «نگاه غيرآئينى» - متأثر از آراى برخى از گروه هاى سياسى - نظامى - به شعر نوى فارسى رخنه كرد، مملو از ارجاعات فرامتنى، بينامتنى و ميان متنى بود. گرچه اين نگاه آئينى با شدت و ضعف هايى از سمت چپ خود با «بامداد» شروع مى شد و در ميانه به «اميد» و «رؤيا» مى رسيد و متمايل به راست «فروغى» ديده مى شد و آخر شاهنامه اش، «سهرابى»؛ گرچه برخى از آثار «نادر» بود و برخى ديگر طالب نگاه «رحمانى» و بعضى ديگر «اسماعيل» در قربانگاه و ديگران «نيستانى» كه نى اى از آن بريده بودند. «نگاه آئينى» شعرهاى دهه ،۴۰ دقيقاً از آن سرچشمه اى منشأ مى گرفت كه شعر نوى ايران ـ به يك باره و با رجعت به گذشته ـ آن را دريافته بود: ادبيات كلاسيك ايران. شعر نوى ايران كه پس از شكست ۲۸ مردادماه، در دهه ۳۰ به يأس و نوميدى دچار آمده بود در دهه ،۴۰ خواست و توانست با «بازتوليد» و در مواردى ـ البته اندك ـ «بازآفرينى» نگاه دينى در زبانى مدرن، با مردم ارتباط يابد. البته شعر كلاسيك ايران ملهم از بيان و نگاه دينى، هزار سال به زيست خود ادامه داده است اما «بيان دينى» در آن زمان كه مدرنيسم دوران پهلوى بر هر حركت مخالفى انگ ها مى زد و رنگ ها تدارك مى ديد براى مخالفان، چندان در دسترس نمى نمود گرچه تلاش هايى نيز در اين زمينه شد. همين «نگاه آئينى» باعث شد كه شعر «صداى پاى آب» در حد «بيانيه شعر دينى» در دهه ۶۰ مطرح شود با: «سنگ از پشت نمازم پيداست» يا شعر «نقاب و نماز» به گونه اى ديگر؛ يا آغازى چنين: «بيتوته كوتاهى است جهان / در فاصله گناه و دوزخ / خورشيد همچون دشنامى برمى آيد / و روز شرمسارى جبران ناپذيرى است». وى كه متولد ۱۳۳۷ است بايد متعلق به شعر پس از ۵۷ باشد و «بيان آئينى» بيشتر به چشم بيايد اما «اين گونه گويى» به نظر مى رسد بيشتر با «پخته گويى» آميخته است تا پرهيز از «آشكارگويى»؛ شايد آن «بيان آئينى» در دو كتاب منتشره از نشر سوره و نيستان، نمود بيشترى داشته باشد. شاعران آئينى انقلاب اكنون هريك به پختگى كلام رسيده اند و پختگى كلام در شعر آئينى گذشته ما يعنى شعر سعدى و مولانا و حافظ يعنى نگاه آئينى در حجاب ـ گاه ـ بيان غيرآئينى و ادبيات «رخ شطرنج نبرد آنچه رخ زيبا برد»؛ شايد به همين دليل است كه شاعرى بشدت داراى «بيان آئينى» همچون حميد سبزوارى نيز بر همين جاده ـ اكنون ـ راه مى سپرد. ميرباذل در ذكر و نماز كلمات، گاه سجاده اش بر آب است و گاه در هوا و البته در جست وجوى دلى كه به دست آورد و كسى باشد! «مى شمارم، چشم ها و چراغ ها را ستاره ها و خانه ها را و هر آنچه كه تو را در خود پنهان كند. افسوس به نبودن نزديك مى شوم، و از تو دورتر. آخر كجا پيدايت كنم كه تا چند چراغ و چند خانه ستاره و چشمى باقى نمانده است و به پايان من نيز. هى آرزوهاى ناديدنى رؤياهاى ناچيدنى هى... داغت به دل در قبيله بادها و بيابان ها چه مى كنى » دو توجه به مخاطب، شايد مهم ترين عامل در ارزيابى يك منتقد سال ۲۰۰۷ محسوب شود و اين سخن احتمالاً خوشايند بسيارى از «متفنان تئورى» و «مدرن كاران پست مدرن نما» نباشد و خرده ها بر آن گيرند و برچسب «عامه گرايى» بر آن زنند اما چنين است و لاغير! شعر «پساپست مدرن» نه همچون «شعر مدرن» كاونده جهان هاى زيرين روح شاعر در كتابتى سر به مهر است كه مخاطب، «غير» باشد و «اخ»، نه همچون شعر «پست مدرن» تسخر زن مخاطبى كه مى بايد خريدارش باشد و اين ارتباط از ملاعبت به مطايبت در گردش است؛ شعر «پساپست مدرن» به مخاطب احترام مى گذارد و در درك معنا او را شريك مى كند اگر مطايبتى در كار باشد متوجه جهانى بيرون از جهان اين دو است. شعر «پساپست مدرن» حفظ شأن مى كند هم براى خودش هم براى مخاطب اش كه ديگر براى كشف لايه هاى زيرين روح شاعر مجبور نيست انگ «بى دانشى» و «نافهمى» بخورد. از اين نظر، شعرهاى سيدعلى ميرباذل «پساپست مدرن» لقب مى گيرند و از لحاظ تدوين مكانيزم جهان و ارائه آن به مخاطب، هم كشف آنى را به همراه دارند و هم وضوح هماهنگ را. «تا مى آيى ستارهايت را آسمان باشى ناگاه توفانى تاريك چشم هايت را با خود مى برد» اين شعرها، در وجه ديگر خود، مخاطب را محترم مى دارند و از استهزاى او خوددارى مى كنند و از اين نظر پيرو اصلى اقتصادى نيز هستند: «خريدار محترم است و هميشه حق با اوست» به اين منظر مى توان بحران شعر ايران را نيز افزود كه اكنون تقريباً بى مخاطب است و شاعران ـ همچون دلاكان بى خريدار ـ سر خود را مى تراشند. شگفتا كه در اين دايره بسته كه شاعران شنوندگان شعر خويش اند، هنوز «مخاطب» به هيچ گرفته مى شود و اگر در اين ميانه شعردوستى ـ نه مخاطبى ـ جسارت ورزد و بپرسد كه فلان كلام بر چه معنا دلالت مى كند شاعر با پوزخندى، رداى فيلسوفان بر تن مى كند تا بر جهاز دلبرى نشيند و ليلى شود و مجنون به ناز چشمى از سرباز كند! ميرباذل در اين ميانه، از اندك شاعران به جا مانده از نسل «نازنفروشان» است. وجه شاعرانه شعرهاى وى نيز قوى است؛ آن هم در روزگارى كه «شعرزدايى» در شعر، امتياز محسوب مى شود! هر كس كه به گز و متر و كيلومتر بيشتر از شعر دورى جويد و «كشف» را به «تقليد» و «شهود» را به «سرقت» بدل سازد، ظاهراً شاعرتر است! دريغا كه شعر، شد و باز نيامد! سه «كجاست آن درختى كه به هر عاشق مى رسيد مى گفت سلام كجاست پروانه اى كه آسمان با بال هايش مى رقصيد و آن همه سيب سيب هايى كه بوى تو را مى دادند كجاست، كودكى كه دست در دست صبح دنبال چشم هاى تو مى دويد راستى كجاست آن همه دل هايى كه به دريا مى زدند؛ و دريا مى شدند راستى كجاست !» شعر «آن همه سيب» تأويل پذيرى خود را در چند ساحت مى جويد و با چند «فرامتن» قابل تركيب است. «سيب و صبح و دريا» در فرامتن هاى گوناگون، با نشانه شناسى هاى متفاوت توليد معنا مى كنند و اين توليد معنا از شعرى عاشقانه تا شعرى اجتماعى و در سر منزل، به «شعرى آئينى» در گردش است. موفقيت شاعر شايد در اين باشد كه هيچ معنايى را به شكل مطلق به اين نشانه ها تحميل نمى كند و از اين منظر، چند مخاطب با چند ايده مختلف، سر اين سفره مى نشينند و روح شعر تناول مى كنند. از منظر «شعر آئينى»، بوى سيب به كربلا و امام حسين(ع) دلالت دارد و «كودك» بر فطرت آدمى و «صبح» به «صبح ازل» و «دريا» به «بحر ازلى و ابدى ولايى»؛ در فرامتنى ديگر، شاعر را مى توان در چارچوب روزگارى كه در جنگ هشت ساله از سر گذرانده معنا كرد و از آن «بوى سيب» به غزل «بوى سيب» عليرضا قزوه رسيد و از آن «كودك و صبح» به «تنفس صبح» و «در كوچه آفتاب» قيصر امين پور و از «دريا» به «آن شب كه قراولان توفان رفتند / چون موج به دريا زده بودم اى كاش» سيدحسن حسينى و با توجه به چنين فرامتنى به دلالت هاى معنايى ديگرى رسيد؛ حتى با توجه به «جهان سپهرى» نيز مى توان «معنايى از جنس ديگر» را جست و تعميم داد و پروبال افزود. شايد يكى از زيباترين شعرهاى اين كتاب، شعر «غروب سيب ها و نارنج ها» كه شاعر به ياد شاعر زنده ياد «شيون فومنى» گفته است: «چه سال هايى ترانه هايت را به كوچه ها آويختى بر سر در خانه ها كسى اما درد تو را نپرسيد! تنها سوسن و نسترن كه در نگاهت پنهان بودند، ترانه هايت را باران مى شدند چه مى توان كرد! ما به غروب عادت كرده ايم، غروب پنجره ها، غروب سيب ها و نارنج ها غروب ناله ها و نوازش ها هى، آن سوى باران ايستاده! يادت هست به شاليزار كه مى رسيديم بوى برنج را از نگاه هم مى دزديم يادت هست، تو از «پيش پاى مرگ» و من از «پشت همين باران» «يك آسمان پرواز» را آه مى كشيديم هى... رسم ما اين نبود؛ پر كشيدن از تو دل گرفتن از من! سكوت از تو شيون از من رسم ما اين نبود در بى قرارى هم، پرواز از تو پريشانى از من!» بر اين مقوله شايد بتوان اشارتى را نيز افزود و آن هم «زبان نيمه مستقل» شاعر است كه محل تأمل دارد هم براى خودش هم براى منتقد؛ زبانى كه اگر در ميان زبان هاى ديگر قرار گيرد مگر كه در پاراگراف ها قابل شناسايى باشد و البته نه در مصراع ها و شاعر داند كه اين حسن نباشد!
|
|
|
|
|
پنجشنبه بازار كتاب
افزايش نشر
|
|
|
[ساير محمدى [
گروه فرهنگ و هنر: هفته اى كه گذشت، به لحاظ تعدد عناوين آثار منتشر شده و چاپ اول با افزايشى بيش از ظرفيت اين گزارش مواجه بوديم، آثارى كه در حوزه شعر، رمان، داستان و در حوزه علوم اجتماعى منتشر شده اند، بسيار متنوع اند. بخش اعظم اين كتاب ها در اين گزارش معرفى شده اند، اما بخشى ديگر كه فرصت معرفى پيدا نكرده اند در هفته آتى مورد توجه قرار خواهند گرفت.
* شعر «شرح گلستان» شيخ مصلح الدين سعدى شيرازى به قلم دكتر محمد خزائلى از سوى انتشارات بدرقه جاويدان تجديد چاپ شده است. نخستين چاپ اين كتاب در اواسط دهه چهل منتشر شده و تا اكنون دوازده بار توسط ناشر ديگرى منتشر شده بود. زنده ياد خزائلى كه در سال ۵۳ دارفانى را وداع گفت از هشت باب گلستان شرح جامع و كاملى ارائه داده است. ضمن اين كه لغات مشكل هر باب و اصطلاحات متن را به صورت پانوشت توضيح مى دهد شرحى كشاف پيرامون ديباچه گلستان هم آورده است. فهرست هاى متعددى چون فهرست آيات قرآنى، فهرست احاديث، فهرست اشعار عربى، فهرست قواعد دستورى، فهرست اعلام و ... ضميمه شرح گلستان است. «كليات فخرالدين عراقى» شامل غزليات، قصايد، قطعات، ترجيعات، رباعيات و ... عشاق نامه و نامه ها و اصطلاحات صوفيه به تصحيح و توضيح دكتر نسرين محتشم (خزاعى) توسط انتشارات زوار تجديد چاپ شده است. چاپ نخست كليات فخرالدين عراقى در سال ۷۲ توسط همين ناشر به بازار آمده بود. دكتر نسرين محتشم طى مقدمه اى مفصل به زندگى اين شاعر شوريده و عارف قرن هفتم مى پردازد و به دنبال آن تحقيقى پيرامون شخصيت، عقايد، آثار و شيوه سخن عراقى دارد و آثار منظوم و منشور او را بررسى مى كند. سپس روش تصحيح نسخه هاى خطى ديوان به همراه عكس هايى از نسخه هاى خطى ارائه مى دهد. انتشارات سخن مجموعه اى از آثار شاعران نوپرداز معاصر تحت عنوان «برگزيده اشعار همراه با ترجمه انگليسى» تدارك ديده كه تاكنون گزيده آثار سهراب سپهرى و عباس كيارستمى را چاپ و منتشر كرده بود. هفته گذشته «خوش به حال غنچه هاى نيمه باز» گزيده اشعار فريدون مشيرى و «به سرخى آتش، به طعم دود» گزيده اشعار سياوش كسرايى همراه با ترجمه انگليسى اشعار به قلم سارا خليلى را در دو كتاب جداگانه چاپ و به بازار عرضه كرده است. مترجم در انتخاب شعرها سعى دارد، هم شعرها زيبا و معروف باشند، هم قابليت ترجمه به زبان انگليسى را دارا باشند و از اين رهگذر معرف شعر معاصر ايران به مخاطبان داخل و خارج از كشور باشد. «كولى، پيراهن تنگ يك خواب بلند» مجموعه اى از تازه ترين شعرهاى كيكاوس باكيده است كه انتشارات كاروان اقدام به چاپ آن كرده است. ياكيده پيش از اين نيز يك مجموعه شعر توسط انتشارات كاروان به بازار عرضه كرده بود كه با استقبال خوب علاقمندان روبه رو شد. «يادداشت هاى روزانه نيما» كتابى است كه عبدالرضا رضايى نيا از ميان آثار منتشر نشده نيما فراهم آورده و توسط انتشارات سوره مهر چاپ و منتشر كرده است.اين يادداشت ها يك ماه مانده به سفر ابدى نيما در سن ۶۲ سالگى نوشته شده و خط بطلانى است به همه قرائت ها و تأويل هايى درباره شعر و شخصيت و عقايد نيما ساخته و پرداخته اند. «خورشيد سواران» يا زندگى و آثار تنى چند از اختران تابناك ايران به قلم زهرا ملك پور عنوان كتابى است كه انتشارات آريابان منتشر كرده است. ملك پور در اين كتاب با مطالعه، تحقيق و بررسى بيش از ۶۰ كتاب مرجع زندگينامه موجز و كاملى از سهروردى حسن صباح، شيخ بهايى، بايزيد، حلاج، محتشم كاشانى، خيام و ملاصدرا كه مجموعاً ۳۵ تن را تشكيل مى دهند، ارائه داده است.
* داستان، رمان «پلو خورش» عنوان جديدترين مجموعه داستان هوشنگ مرادى كرمانى است كه چاپ اول آن در مرداد ۸۶ منتشر شده بود. چاپ دوم آن در مهرماه و چاپ سوم آن در آذرماه توسط انتشارات معين به بازار آمد. سه چاپ از اين كتاب طى پنج ماه نشان مى دهد علاقمندان ادبيات داستانى، از آثار با ارزش و قابل درك به خوبى استقبال مى كنند. «اپراى شناور» نام رمانى از جان بارت نويسنده معاصر آمريكايى است كه براى نخستين بار با همين رمان به خوانندگان ايرانى معرفى مى شود. سهيل سمى اين رمان را به فارسى برگردانده و ناشر آن هم انتشارات ققنوس است. اپراى شناور نام قايقى تفريحى است كه بخشى از حوادث داستان بر عرشه آن مى گذرد. «خانم دالاوى» رمانى از ويرجينيا وولف با ترجمه خجسته كيهان است كه مؤسسه انتشارات نگاه منتشر كرده است. اين رمان در سال ۶۲ با ترجمه پرويز داريوش نيز ترجمه و منتشر شد. خانم دالاوى از رمان هاى مهم و مطرح وولف است كه مايكل كانينگهام با الهام از آن «ساعت ها» را نوشت. «خودم را براى تو زيبا كرده ام» مجموعه ۱۰ داستان كوتاه نوشته غلامحسين تقى پور است كه انتشارات بال منتشر كرده است. زبان داستان و ادبيات به كار گرفته شده نشان از تبحر خالق اين داستان ها مى دهد. حوادث و رويدادهاى داستان از زندگى و دغدغه هاى انسان امروز حكايت مى كند و عناصر شهرى در آنها وجه غالب را دارد. انتشارات بال كتاب ديگرى به نام «نخستين روز مدرسه» را منتشر كرده است كه داستان ها و خاطره هاى ۱۶ نويسنده فرانسوى است. چند سال قبل به مناسبت آغاز سال تحصيلى يك روزنامه فرانسوى و يك بنگاه انتشاراتى از نويسندگان خواستند خاطره يا داستانى در اين مورد بنويسند، حاصل كار كتاب حاضر است كه عبدالوهاب احمدى آن را به فارسى ترجمه كرده است. «شب هاى بنگال» رمانى از ميرچا الياده نويسنده و اسطوره شناس رومانيايى است كه بسيار شاعرانه و پرشور نوشته شده است. الياده در ۲۶سالگى اين رمان را نوشته است كه روايتى موحش و عميقاً تكان دهنده و هم بيانگر ماجراى دردناك شكست يك مرد جوان اروپايى در جامعه پررمز و راز بنگال است. گلشن اسماعيل پور شب هاى بنگال را به فارسى ترجمه كرده و ناشر آن نشر اسطوره است. «گراكوسن شكارچى و داستان هاى ديگر» مجموعه شش داستان از كافكا و يك داستان از سارتر، يك داستان از چخوف، گاستون شرو، روژه لسكو، اوراشيما و ... است كه از سوى نشر اسطوره چاپ دوم آن به بازار آمد. چاپ اول اين كتاب در سال ۸۲ منتشر شده بود. «داستان كوتاه» عنوان سلسله كتاب هايى است كه انتشارات حكايت قلم نوين از چند سال قبل چاپ و انتشار آن را آغاز كرده است. اكنون جلد هفتم «داستان كوتاه» در چند بخش تدوين و منتشر شده. بخش نخست «داستان هاى ايرانى» چند داستان از على بختيارى، حيدر حسينى، نسيم خاكسار، جواد فعال علوى و عباس عبدى را دربرمى گيرد. در بخش معرفى يك نويسنده فريبا معزى با دو داستان معرفى مى شود. در بخش ويژه چند داستان كوتاه از آلبرتو موراويا همراه با دو مصاحبه با اين نويسنده ايتاليايى آمده است. بازخوانى اثرى از فيتز جرالد، مرور يك متن كهن به نام «عمرو عاص در جنگ صفين» و نظريه هايى درباره داستان و رمان از جمله مطالب جلد هفتم كتاب «داستان كوتاه» است. جلد هشتم «داستان كوتاه» ويژه ادبيات افغانستان هم به بازار آمد. با داستان هايى از نويسندگان نسل امروز اين كشور. معرفى يك نويسنده به نام عليرضا وزيرى زاده و آراز بارسقيان و بازخوانى سه داستان كلاسيك از ادگار آلن پور. مرورى بر چرند و پرند (سه روايت) از دهخدا. دبير اين مجموعه هاى داستانى را جواد فعال علوى به عهده دارد. «شيطان در مثلث برمودا» نوشته ريچارد واينر با ترجمه سيروس گنجوى از سوى انتشارات تهران در سال ۸۶ چاپ و منتشر شده و به فاصله چند ماه به چاپ دوم رسيده است. اين كتاب جامع ترين و تازه ترين كتاب درباره داستان ها و رويدادهاى شگفت انگيز منطقه اى از اقيانوس اطلس به نام مثلث برموداست كه با اظهارنظرهاى جديدى درباره علت وقوع اين حوادث همراه شده است. «صد سال تنهايى» برجسته ترين رمان ماركز با برگردان كيومرث پارساى نيز توسط انتشارات آريابان به چاپ دهم رسيد و به بازار عرضه شد. پارساى اين رمان را براساس كامل ترين نسخه اسپانيايى صد سال تنهايى كه در سال ۱۹۹۹ توسط ماركز ويرايش شده به فارسى ترجمه كرده است. چاپ نخست ترجمه پارساى در سال ۸۲ به بازار آمد و طى چهار سال ۱۰ بار چاپ شده است. «آقاى نيلو» رمانى به قلم محمدحسين مهرنوش است كه از سوى نشر علم به بازار آمد. اين رمان كه از زبان راوى سوم شخص روايت مى شود، داستان زندگى مردى ثروتمند و كارخانه دار است كه دغدغه هاى اجتماعى و سياسى او را درگير ماجراهاى متنوعى مى كند. نويسنده با اين تمهيد رويدادهاى انقلاب را در خلال داستان به تصوير مى كشد. انتشارات علمى هم كتاب دو جلدى «ديدار با اهل قلم» نوشته دكتر غلامحسين يوسفى را چاپ و منتشر كرده است كه چاپ اول آن در سال ۶۷ به بازار آمده بود. دكتر يوسفى در اين كتاب ديدگاه هاى خود را درباره ۲۰ اثر كلاسيك فارسى مانند امير ارسلان، سياحت نامه ابراهيم بيگ، شمس و طغرا به عنوان نخستين رمان فارسى، يكى بود - يكى نبود، تاريخ بيهقى، كليله و دمنه و... تشريح مى كند. يوسفى با رويكردى جزيى نگر همه عناصر سازنده اين متون و ساختارهاى آن را كالبدشكافى مى كند. «معشوقه آخر» رمان جديدى از مهناز سيدجواد جواهرى است كه نشر البرز منتشر كرده است. نويسنده براساس اسناد تاريخى و روايت هاى مستند داستان زندگى زنى به جيران را به عنوان معشوقه ناصرالدين شاه دستمايه نوشتن اين رمان قرار مى دهد. اين نويسنده پيش از اين نيز رمان هايى با گرايش مستند - تاريخى به نام «عشق سال هاى مشروطه» و «شب هاى گراندهتل» را نوشته و منتشر كرده است. «فرهنگ ويژه ادبيات» فصلنامه اى فرهنگى - ادبى در قطع كتاب (وزيرى) است كه پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى منتشر كرده است. مطالب اين شماره معرفى «جهان ملك خاتون» و ديوان اشعار او به عنوان بانوى غزل فارسى در عصر حافظ، تأثير زبان فارسى و عربى در يكديگر، پژوهش هاى ارزشمند ابوريحان بيرونى در ادب فارسى، جادو و خرافات در ديوان خاقانى ، متناقض نمايى در آثار فارسى احمد غزالى، فؤاد و انديشه مهدويت، عنصر زبان در داستان هاى كهن و امروزى و... مطالب ديگر است. دين و فلسفه، تاريخ و سياست، هنر «نامه علم و دين» نشريه علمى - خبرى پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى است كه مديرمسئول آن مهدى گلشنى است. فارابى و وحشت طبيعت از خلأ، گفت وگو در زمينه علم و دين و علم دينى، چهار ديدگاه درباره ارتباط علم و دين، اسلام و علم و... از جمله مطالب اين شماره است. «فرهنگ اساطيرى - حماسى ايران» به روايت منابع بعد از اسلام عنوان كتابى است كه دكتر سيدابوطالب ميرعابدينى و دكتر مهين دخت صديقيان تأليف كرده اند و پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى جلد دوم آن را اخيراً منتشر كرده است. «شرح گلشن راز» حاجى ملامحمد ابراهيم سبزوارى با مقدمه، تصحيح و تعليقات دكتر پرويز عباسى داكانى از سوى نشر علم چاپ و منتشر شده است. نگارنده شرح فوق شاگرد حاج ملاهادى سبزوارى بوده و در اين گزارش از افادات استاد خود بهره برده است. «چرا ترس از مرگ و مويه بر آن» به قلم مهاتما گاندى با ترجمه شهرام نقش تبريزى از سوى انتشارات ققنوس منتشر شده است. گاندى در اين كتاب فلسفه مرگ را توضيح مى دهد و آن را فرشته عطوفت مى نامد و اندوه در برابر مرگ را ناشى از جهل و خودخواهى انسان مى داند. «جامعه شناسى جورج زيمل» كتابى به قلم فردريك واندنبرگ با ترجمه عبدالحسين نيك مهر است كه نشر توتيا چاپ و منتشر كرده است. نويسنده كه استاد جامعه شناسى در دانشگاه لندن است، در اين كتاب نظريات و تئورى هاى جورج زيمل در جامعه شناسى را مورد بازخوانى انتقادى قرار مى دهد و تأثير مثبت و منفى آن را بررسى مى كند. «پيام نيچه» كتابى تأليف منوچهر صانعى دره بيدى است كه انتشارات نقش و نگار منتشر كرده است. در زمينه شناخت نيچه و فلسفه او كتابى تأليفى در زبان فارسى نداشته ايم. آنچه بوده ترجمه آثار ديگران بود. منوچهر صانعى دره بيدى براى نخستين بار در شناخت و تبيين اين آخرين فيلسوف عصر مدرن و نخستين فيلسوف پست مدرنيسم كتابى به زبان فارسى تأليف كرده است. «مرآت الوقايع مظفرى» عنوان كتابى دو جلدى به قلم عبدالحسين خان ملك المورخين معروف به لسان السلطنه (۱۳۱۲ـ ۱۲۴۸ ه.ش) است كه درباره حوادث ايران و شرح رنج هاى مردم اين سرزمين در دوران سلطنت مظفرالدين شاه تأليف شده است. نويسنده از آزاديخواهان و ميهن دوستان بود كه از اواخر دوره مظفرى به انتشار روزنامه و مقالات انتقادى روى آورد. اثر حاضر به اهتمام زنده ياد دكتر عبدالحسين نوايى تصحيح شده و نشر ميراث مكتوب آن را چاپ و منتشر كرده است. «دموكراسى در برابر سرمايه دارى» تجديد حيات ماترياليزم تاريخى عنوان كتابى به قلم آلن ميك سينزوود با ترجمه حسن مرتضوى است كه انتشارات بازتاب نگار منتشر كرده است. نويسنده اين كتاب كه در محافل علمى و سياسى جهان شهرت فراوانى دارد از خانواده اى اهل ليتوانى است كه با ظهور فاشيسم به آمريكا پناهنده شد. آلن ميك در كتاب حاضر برنامه نقادانه ماترياليسم تاريخى را با بازتعريف مفاهيم پايه اى و نيز نظريه تاريخ آن به شيوه اى خلاقانه و بديع حيات مجددى مى بخشد و از آن براى تشخيص ويژگى سرمايه دارى به عنوان نظامى از مناسبات اجتماعى و قدرت سياسى بهره مى برد. «تيمسار شاهنشاهى در خدمت كا.گ.ب» عنوان كتابى به قلم خسرو معتضد است كه به جريان جاسوسى نفوذى ها در دربار رژيم پهلوى براى بلوك شرق مى پردازد. در اين كتاب داستان زندگى سرلشكر مقربى جانشين اداره پنجم ستاد بزرگ ارتشتاران به عنوان يكى از نفوذى ها و جاسوسان شرقى روايت مى شود. نويسنده مى نويسد: اين كتاب سرگذشت واقعى مقربى است و اميدوارم بزودى اسناد كامل، جزئيات بازجويى و صورتجلسه محاكمه سرى او را به اضافه متن كامل مصاحبه تلويزيونى كه در پائيز سال ۵۶ چندى قبل از تيرباران انجام داد، در چاپ هاى بعدى كتاب بياورم. اين كتاب را نشر البرز چاپ و منتشر كرده است. «موفقيت تحصيلى» يا نقش والدين در تحصيل فرزندان عنوان كتابى نوشته دكتر شكوفه موسوى است كه نشر قطره چاپ و منتشر كرده است. نويسنده كه سال ها عضو هيأت علمى دانشگاه علوم پزشكى بابل بوده و داراى بورد فوق تخصصى روانپزشكى كودك و نوجوان از دانشگاه تهران است، در اين كتاب سعى دارد موضوع موفقيت تحصيلى را جزيى از عملكرد پيچيده و رو به رشد فرزندان توضيح دهد و نگاهى جامع تر و كامل تر از نمرات كارنامه به آن داشته باشد. مسائلى كه در اين كتاب مطرح مى شود، حاصل صدها جلسه مشاوره و درمان در خصوص مسائل درسى دانش آموزان و دانشجويان است.
|
|
|
|
|
روى دكه مطبوعات هنرى
|
|
|
* فيلم سيصد و هفتادو يكمين شماره ماهنامه سينمايى «فيلم» ويژه آذرماه منتشر شد.در شماره جديد ماهنامه فيلم مطالبى با عناوين يادداشت هاى يك فيلمنامه نويس، صداى آشنا با عطاءالله كاملى درباره سال هاى فعاليت، رسانه پياده رو، تزريق ايده هاى تحميلى در نگاهى به سريال راه بى پايان، كيميايى و طهماسب در دو قدم مانده به صبح، فلسفه سينماى علمى خيالى از سقراط تا شوارتزينگر، گپى با مريل استريپ، نماى درشت درباره قطار سه دقيقه به يوما از جيمز منگولد به همراه گفت وگو با كارگردان و دو بازيگرش و ... آمده است.از ديگر مطالب اين شماره فيلم مى توان به تيترهايى همچون ادامه پرونده سينما و روان، نقد فيلم هاى توفيق اجبارى، رفيق بد و كلاغ پر، كمى نوبت عاشقى اندر باب بازسازى سينما آزادى، فرهنگ بازيگران و ... اشاره كرد.
* دوربين عكاسى شماره ۶۸ ماهنامه «دوربين عكاسى» ويژه ۱۵ آبان تا ۱۵ آذرماه به چاپ رسيد. در شماره تازه اين مجله علمى، فرهنگى و آموزشى، مطالب متنوعى را درباره عكاسى و دوربين هاى عكاسى مى خوانيد. برخى از عناوين اين شماره عبارتند از: به بهانه چاپ عكس الن دتريچ عكس گيرا چيست ، داستان تصويرى: اميد در مسافرخانه كارى از رنه هال، نقطه برسون، يك نامه از ماوراء بحار، دوربين نيكون دى ،۳۰۰ سفال، عكس هايى درباره پوشاك، نگاهى به نمايشگاه عكس ۷ زن ۷ نگاه و ... در نشريه دوربين عكاسى مطالب ديگرى را با عناوين آن سوى كشتزارهاى كشنده، آشنايى با عكاسان جهان اندرو وارهولا و ... مى خوانيم.
* نمايش شماره ۹۷ و ۹۸ ماهنامه «نمايش» به صورت توأمان منتشر شده است.اين شماره كه ويژه مهر و آبان به چاپ رسيده، حاوى مطالب متنوعى درباره تئاتر و فعاليت هنرمندان اين حوزه است. در شماره جديد اين مجله مى خوانيم: گفت وگو با مجيد سرسنگى، ميزگردى درباره تئاتر تجربى، نگاه ويژه: بازيگرى، گفت وگو با جعفر والى، بازيگرى حرفه اى و بديهه، ميزگردى درباره بازيگرى، بازيگرى و نشانه شناسى، مضحكه يعنى بيومكانيك، هنرپيشه بى ناسازه، نگاهى به تجربيات و پرفورمنس هاى استلارك، گفت وگوى كلويى و لتمن با لوبا كاريسون، نظرخواهى از هنرمندان درباره بازيگرى و ... از ديگر مطالبى كه «نمايش» اين ماه مى خوانيم مى توان به عناوينى همچون نگاهى به كوارتت و پرده ها از راه مى رسند، از بازى تا بازيگرى، افسانه ها و اقتباس براى نمايش كودكان، گزارش جشنواره سنتى آئينى و ... اشاره كرد.
* كتاب ماه ادبيات شماره چهارم «كتاب ماه ادبيات» ويژه مردادماه ۸۶ به دستمان رسيد.در شماره جديد اين مجله ويژه اطلاع رسانى و نقد و بررسى كتاب مطالبى همچون جايگاه زبان و ادبيات ايران در جهان معاصر در گفت وگو با دكتر محمدعلى اسلامى ندوشن، ادبيات فارسى در دانشگاه، تنگناها و چاره جويى ها در گفت وگو با گروه زبان و ادبيات دانشگاه تهران، ادبيات سياسى عصر مشروطه، موسم ناموس و نام تحليل نگاه حافظ به رمضان و ... را مى خوانيم.از ديگر مطالب اين شماره كتاب ماه ادبيات مى توان به مطالبى همچون متناقض نما در غزليات حافظ، جايزه ادبى نوبل از آغاز تا امروز، نقد و بررسى كتاب فرهنگ داستان نويسى افغانستان، نقد و بررسى تصحيحى جديد از تذكرةالشعراى دولتشاه سمرقندى و ... اشاره كرد.
* پژوهشنامه فرهنگستان هنر شماره سوم «پژوهشنامه فرهنگستان هنر» براى خرداد و تيرماه ۸۶ منتشر شده است. در شماره ۳ اين دوماهنامه مطالبى تحت عنوان «ويژه نقد تحليلى» ارائه شده است. اصول و مبانى نقد و پژوهش هنرى، تحقيق كيفى از مطالعات هنرى با تأكيد بر شيوه هاى گردآورى داده ها، تحليل محتوا و تجزيه و تحليل تطبيقى، پژوهش در حوزه هنر و علم شباهت ها و تفاوت ها و ... از جمله مطالب اين شماره است.در بخش نقدنامه اين نشريه نيز مطالبى تحت عنوان باشلار بنيانگذار نقد تحليلى، از نقد تخيلى تا نقد مضمونى آرا نظريات و روش شناسى ژرژ پوله، معرفى نظريه و روش شناسى نجو تخيل نزد ژان بورگوس، انسان شناسى تخيل و نشانه شناسى تنسى و ... مى خوانيم.
|
|
|
|