پنجشنبه ۸ آذر ۱۳۸۶ - ۱۸ ذيقعده ۱۴۲۸
Thu, Nov 29, 2007
ديپلماتيك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
آيينه
ماجرا
گفت وگوى «ايران» با استفان زونز روزنامه نگار برجسته آمريكا
نگاه
گفت وگوى «ايران» با استفان زونز روزنامه نگار برجسته آمريكا
منافع داورى در بازى سازش
331122.jpg
]مهردخت مهاجرانى[

در ادبيات سياسى آمريكا كنفرانس پائيزه آناپوليس «كنفرانس سرنوشت » ناميده شده است .اما قاطبه تحليلگران سياسى اين كشور معتقدند كه اين كنفرانس بيش از آن كه سرنوشت خاورميانه و غائله بس پيچيده فلسطين را رقم بزند در تقدير سياسى بوش و تيم ديپلماسى وى تأثيرگذار خواهد بود. تدارك كاخ سفيد براى آناپوليس به گونه اى است كه گويى در اين نشست چند ساعته راه چندين ساله خاورميانه به سوى صلح و امنيت ترسيم خواهد شد. از اين روست كه دستگاه ديپلماسى آمريكا نظريه آرشيو شده «خاورميانه نوين» را بار ديگر مطرح كرده است . به اين صورت آناپوليس بر بلند پروازانه ترين اهداف سران كاخ سفيد پيش مى رود. با ليست بلند مدعوين و تعريف عجيبى كه جورج بوش براى اين كنفرانس ارائه كرده كه مدعى است آناپوليس يكى از شاق ترين تكاليف تاريخ اجلاس ها را بردوش دارد ، كاخ سفيد به اين گمان است كه همه اهدافى كه در ۷ سال دوره زمامدارى بوش در دو جنگ بزرگ و چندين اجلاس و كنفرانس و پيمان منطقه اى نتوانست محقق سازد اين بار در اجلاسى دو روزه و زير سقف كنفرانس آناپوليس به چنگ آورد. پرسش و معماى بزرگ آناپوليس نيز همين است كه آيا خاورميانه بحران زده اى كه در ۷ سال تهاجم ارتش آمريكا از سوى نومحافظه كاران فتح نشد چگونه ممكن است با چند ساعت مذاكره آن هم با حضور طيفى از رهبرانى كه مقبوليت مردمى ندارند به چنگ نفوذ آنها در آيد. به اين صورت است كه كنفرانس سازش آناپوليس عنوان پر مسأله ترين اجلاس سازش را در دفتر كنفرانس هاى سازش اعراب و اسرائيل پيدا كرده است. كنفرانسى كه بر روى عميق ترين شكاف هاى سياسى منطقه بنا مى شود و در حالى برپا مى شود كه خاورميانه در محاصره شديدترين تضاد هاى سياسى است. در گفت وگوى كوتاهى كه با استفان زونز داشتيم واقعيت هاى اين كنفرانس را از نگاه اين كارشناس برجسته آمريكايى جويا شديم . استفان زونز از چهره هاى شناخته شده در جامعه مطبوعاتى ايالات متحده است. او همچنين سردبير بخش خاورميانه نشريه فارن افرز است كه كتاب اخيرش « انبار باروت: سياست خاورميانه اى آمريكا و ريشه هاى تروريسم » شهرت زيادى را براى وى به ارمغان آورد.


* سران كاخ سفيد تدارك ديپلماتيك گسترده اى را براى كنفرانس سازش خاورميانه ديده اند، در يك مقايسه با پروژه هاى سابق صلح خاورميانه چه ارزيابى از اين كنفرانس داريد آيا درست است كه بوش و خانم رايس ايده «پيمان سازش اسلو ۲» را از كنفرانس صلح نوامبر دنبال مى كنند
كنفرانس پيش رو با هدف آغاز مجدد روند سازش در كنار نقشه راه برگزار مى شود. نقشه راه در سال۲۰۰۲ مطرح شد و اصول آن مبتنى بود بر برنامه موسوم به اصلاحات دموكراتيك در فلسطين توسط تشكيلات خودگردان و پايان حملات فلسطينى ها عليه اسرائيل و سپس حمايت اسرائيل از ايجاد يك دولت فلسطينى در كنار اسرائيل.
به دنبال آن در آوريل۲۰۰۴دولت اسرائيل عقب نشينى يكجانبه نيروهاى مسلح و خروج شهرك نشينان صهيونيست از نوار غزه و بخشى از كرانه باخترى را اعلام كرد اما در بسيارى از شهرك هاى كرانه باخترى و مناطق اطراف سرزمين هايى كه در سال ۱۹۶۷ اشغال كرده بود، ماند. بر اساس اين طرح، اسرائيلى ها همچنان بر استيلاى خود بر بخش عربى شرق بيت المقدس ادامه مى دهند و كنترل حريم هوايى فلسطين را در اختيار دارند. در عين حال، رژيم اسرائيل با احداث خانه هاى بيشتر براى يهوديان و يهودى سازى بزرگراه ها و ساير زير ساخت ها در جهت حمايت از يهوديان،هم به اشغال كرانه باخترى ادامه داده و هم نقشه راه را نقض كرده است. چنين اقدام يك جانبه اى نقض اصول و قوانين بين المللى درباره منع توسعه مرزهاى يك كشور از طريق نيروى نظامى است.
اما اين كنفرانس ـ آناپوليس ـ چندان در پى گشودن گره همزيستى اعراب و اسرائيل نيست و بيش از هرچيز در پى اصلاح وجهه دولت بوش است . در واقع انگيزه اصلى ايالات متحده در برپايى اين كنفرانس صرفاً احياى موقعيت آمريكا نزد حكومت هاى عرب حامى غرب است ، تا اينطور وانمود كند كه به امور اعراب و مسأله فلسطين اهميت مى دهد. تا بدين ترتيب حمايت آنها را در ارتباط با جنگ فعلى عراق و تهديدهاى روبه افزايش ايران جلب كند.
* جدى ترين موانع و چالش هاى پيش روى اين كنفرانس را در چه مى بينيد
به نظر مى آيد كه مهم ترين موانع كنفرانس علاوه بر واقعيت هاى سياسى منطقه خاورميانه ، در درون اين اجلاس نهفته است آن ترديد هايى است كه قريب به اتفاق مهمانان اجلاس در باره اهداف و كارايى آن در حل مسائل بغرنج منطقه دارند. اين مسأله اى پنهان نيست كه اعراب همگى با اكراه و فشار به اين كنفرانس كشانده شدند. مقامات فلسطين و ديگر كشورهاى عربى بيم آن دارند كه اين كاركرد كنفرانس صرفاً اقدامى تبليغاتى باشد كه در آن دولت بوش و رژيم صهيونيستى وانمود مى كنند روند صلح در حال پيشرفت است، اين در حالى است كه آنها براستى تمايلى به مصالحه ضرورى براى صلح پايدار ندارند.
* فكر مى كنيد گروه دولت ها و سازمان هاى شركت كننده در كنفرانس به چه اقداماتى ممكن است دست بزنند آيا آنها پاى همه اسنادى كه طرف ميزبان به عنوان پيمان سازش با رژيم صهيونيستى ارائه خواهد كرد امضا خواهند نمود يا اتفاقات ديگرى احتمال دارد كه رخ بدهد
با مقدمات پر از چالشى كه كنفرانس طى كرده است بعيد به نظر مى رسد كه مذاكرات مسير آسانى داشته باشد، ضمن آن كه طرف هاى عربى براى حفظ وجهه سياسى خويش تلاش مى كنند تا فهرستى از نقض حقوق انسانى فلسطينيان توسط اسرائيل را روى ميز كنفرانس قرار دهند.
آن گونه كه خبرها حكايت دارد شركت كنندگان از فلسطين عربستان سعودى و ساير كشورهاى عربى، بنا به ضرورت ديوان بين المللى دادگسترى ، طرح جامعى از تخلفات اسرائيل تهيه كرده اند كه پايان ساخت شهرك هاى غيرقانونى در مناطق اشغالى، آزادى زندانيان سياسى فلسطينى، كاهش محدوديت هاى سفر و ايست هاى بازرسى در مناطق اشغالى و توقف ساخت ديوار حائل در كرانه باخترى را خواستار شده اند. ناكامى اسرائيل در پذيرفتن چنين شرايطى و ناكامى آمريكا در وادار كردن رژيم صهيونيستى به پذيرش اين شرايط،كنفرانس را به چالش خواهد انداخت.
* آيا اين كنفرانس قابليت آن را دارد كه ناكامى هاى بوش در خاورميانه را جبران كند
به نظر نمى آيد كه كنفرانس دستآوردهاى زيادى به همراه داشته باشد. زيرا شواهد كافى در دست نيست كه نشان دهنده تلاش واقعى در جهت پايان دادن به اشغال فلسطين يا بخشى از خاك سوريه كه اسرائيل در جنگ ژوئن ۱۹۶۷ تصرف كرد باشد، و يا به اشغال اراضى و نقض حقوق بشر و قطعنامه هاى شوراى امنيت سازمان ملل توسط رژيم صهيونيستى پايان دهد.
* برخى از ناظران سياسى در آمريكا گفته اند كه مشكل اصلى اين كنفرانس نوع نگاه بوش و سران امروز كاخ سفيد به خاورميانه است. مقصود ازاين سخن چيست مگر نگرش دولت بوش به خاورميانه چه تفاوتى با زمامداران سابق اين كشور دارد كه تحليلگران اين نگرش را سد راه تفاهم اعراب و اسرائيل مى خوانند
دولت بوش در ۷سال زمامدارى خويش اعراب را رنجاند و اغلب محافل عربى و اسلامى از عملكرد او در خاورميانه ناراضى هستند و اين كنفرانس نيز از يك نظر با هدف دلجويى از اعراب و ترميم روابط ديرينه واشنگتن با شركاى منطقه ايش برپا مى شود اما مسأله اين است كه بوش نمى تواند اين توازن را دربر قرارى دوستى ميان اعراب و اسرائيل برقرار كند. همه محافل عربى مى دانند كه اسرائيل و ايالات متحده مايل نيستند فلسطينى ها حتى بر بخش كوچكى از سرزمين شان حكومت كنند، پس در چنين نگرشى به سختى مى توان چنين پنداشت كه، حتى با برگزارى اين كنفرانس، حركتى در جهت صلح پايدار انجام گيرد.
نگاه
رويارويى در آستانه رفراندوم ونزوئلا
331125.jpg
] مونيكا روييز ‎/ترجمه: پوراندخت مجلسى[

جنبش ونزوئلا در مرحله بسيار حساسى قرار دارد. تضادهاى داخلى در اين كشور بيشتر شده است و نيروهاى مخالف موجود در ونزوئلا، روياروى دولت قرار گرفته اند. اين رويارويى ها اغلب، خشونت بار است و احتمال بد تر شدن آن هم وجود دارد.
يكى از دلايل تشديد اين مبارزات طبقاتى استحكام يافتن مبانى جنبش است. تا چندى ديگر يعنى در دوم دسامبر رفراندومى درباره تغييراتى در قانون اساسى در ونزوئلا برگزار مى شود. هيسترى شديد جناح راست، هم در رسانه هاى ونزوئلا و هم در رسانه هاى آمريكا، اهميت اين رفراندوم را آشكار مى كند.
مخالفت با هوگوچاوز و يكپارچگى و اتحاد جنبش در حال افزايش است. دانشجويان بعضى از دانشگاه هاى ممتاز خصوصى در خيابان ها به تظاهرات و راهپيمايى پرداخته اند. اين دانشجويان پيوند هاى نزديكى با مخالفان ديرينه دولت انقلابى ونزوئلا دارند - اين ها همان مخالفانى اند كه ۵ سال پيش سعى كردند كودتايى را عليه چاوز به ثمر برسانند و وقتى اجازه كار كانال تلويزيونى RCTV تجديد نشد به اعتراض هاى دامنه دارى پرداختند. اين مخالفان نمى توانند به تنهايى يك تهديد عمده باشند. بارها و بارها ميليون ها تن از افراد كم در آمد و كارگران ونزوئلا اثبات كرده اند كه بيش از نخبگانِ بى اعتبار شده، سازمان يافته و منسجم شده اند. باخت براى اين راست گرايان به صورت يك سنت درآمده است. آنها در تلاش خود براى كودتا بازنده شدند؛ در مورد به تعطيل كشاندن توليد نفت در سال ۲۰۰۲ شكست خوردند و كوشش شان در سال ۲۰۰۵ براى رفراندومى كه چاوز را مجبور به كناره گيرى كند و همچنين در انتخابات رياست جمهورى در سال ۲۰۰۶به شكست انجاميد. نشانه هاى زيادى وجود دارد كه آنها در رفراندوم دوم دسامبر هم شكست خواهند خورد.
آنچه بسيار اهميت دارد عميق تر شدن دوگانگى بين طرفداران سنتى چاوز است. يك بخش جنبش كه تاكنون از انقلاب بوليواريايى حمايت مى كرد به مخالفان پيوسته است. قابل توجه ترين فردى كه به اردوى مخالفان پيوسته است ژنرال رائول بادائل است كه در ۵ نوامبر اعلام كرد به مخالفان - كه براى رأى منفى دادن به تغيير قانون اساسى دعوت مى كنندـ خواهد پيوست. در ارتباط پنهانى با عناصر ضد چاوز در نيرو هاى مسلح، بادائل از سربازان تقاضا كرده است كه پيشنهاد تغيير در قانون اساسى را « به دقت مطالعه كنند». بادائل نظرات خود را در يك كنفرانس مطبوعاتى مطرح كرد كه در آن تنها مخالفان - يعنى غول هاى رسانه اى- دعوت داشتند. مى توان گفت كه نظرات او تقريباً ويژگى نظرات رئيس يك فدراسيون تجارى و يا يكى از توطئه كنندگان كودتاى ۲۰۰۲را داشت. ولى بادائل از دهه ۱۹۷۰ با چاوز بوده است؛ او يكى از امضا كنندگان اصلى بيانيه ۱۹۸۲ مربوط به جنبش داخلى ارتش بود كه چاوز را به رياست جمهورى رساند. او در جذب حمايت ارتش براى شكست دادن تلاش براى كودتاى ۲۰۰۲ نقش مهم و ارزنده اى داشت كه اين نقش در فيلمى به نام «انقلاب را نمى توان از تلويزيون نشان داد» به تصوير كشيده شد. پس از ابقاى چاوز، بادائل در رأس نيرو هاى نظامى ونزوئلا قرار گرفت.
پس چه اتفاقى افتاده است كه متحد ديرين چاوز را اكنون ميليون ها ونزوئلايى، يك خائن مى نامند اين امر در واقع به اين علت است كه جنبشى كه چاوز را بر سر كار آورد، جنبشى مربوط به اقشار مختلف مردم بود. نيروهايى كه در اين انقلاب شركت كردند هدف شان اين بود كه اقشار فقر زده ونزوئلا را از فلاكت نجات دهند . ولى كسان ديگرى هم بودند كه تنها استقلال سرمايه دارى ونزوئلا را از سرمايه دارى آمريكا طالب بودند. بادائل در ماه جولاى از رياست نيرو هاى مسلح ارتش كنار رفت و در يك سخنرانى روشن كرد كه اين دو گرايش ديگر نمى توانند «همزيستى مسالمت آميز» داشته باشند. او نه به نام يك مخالف انقلاب ، بلكه به نام « يك سوسياليست قرن بيستم» صحبت مى كرد. وقتى بادائل از سمت خود كناره گرفت گوستاو رانجل جاى او را گرفت. رانجل پيش از آن مسئوليت سازماندهى شبه نظاميان مردمى - يك تشكيلات دولتى كه در كنار ارتش سنتى ايجاد شده است- را داشت. اين امر نشانه اين بود كه جهت انقلاب ونزوئلا بيشتر به طرف سوسياليسم و طبقه كارگر گرايش مى يابد. اتحاد آشكار بادائل با مخالفان دولت اين پرسش را مطرح مى كند كه تا چه حد جناح غير انقلابى در ارتش سنتى قدرت دارد. اگر چه چاوز به كرات اطمينان داده است كه در حال حاضر هيچ جريانى به اندازه كافى براى يك كودتاى موفق قدرت ندارد ، عناصر انقلابى در ونزوئلا براى رويارويى با توطئه هاى احتمالى آماده مى شوند.
رسانه هاى آمريكايى و ونزوئلايى وابسته به كورپوريشن هاى بزرگ، تغيير قانون اساسى را به عنوان «گامى به سوى ديكتاتورى» تبليغ مى كنند - اصطلاحى كه هر وقت متحدان شان بر سر قدرت نيستند به كار مى برند. رسانه ها بر اين واقعيت تكيه كرده اند كه قانون اساسى جديد محدوديت هاى رياست جمهورى را از بين خواهد برد. اين اصلاح كه به هيچ وجه خود رياست جمهورى را حذف نمى كند، همان اختياراتى را به رئيس جمهور مى دهد كه اكنون رئيسان جمهور در كشورهاى فرانسه، ايتاليا، بريتانيا، ژاپن و استراليا داراى آن هستند.
اين تغييرات در قانون اساسى «اختيارات دولت مركزى» را در تعدادى از حوزه ها افزايش مى دهد. مثلاً اين اصلاحات دست انقلابى ها را كه در دولت داراى قدرتند در بانك مركزى باز تر مى گذارد و قدرت سياسى طبقه حاكم پيشين را كه بر پايه قدرت مالى مقامات فاسد قرار داشت، از بين مى برد. تغيير قانون اساسى همچنين پيشرفت شوراهاى شهرها را كه تهديد مستقيمى براى سياستمداران سنتى طبقه حاكم است، افزايش مى دهد.
با نگاه مختصرى به تغييرات قانون اساسى متوجه مى شويم در واقع اين اصلاحات باعث افزايش قدرت مردم مى شود. اين آينده نگرى در تركيب با اين احتمال كه دولت آنقدر در اختيار انقلابى ها بماند كه دستاورد هاى خود را تحكيم ببخشد، مالكان را به وحشت مى اندازد. قانون اساسى جديد براى مصادره دارايى هاى خصوصى بر اساس «منافع عمومى» به دولت اقتدار بيشترى مى بخشد؛ شبه نظاميان مردمى اهميت بيشترى خواهند يافت و رسميت مى يابند.
قانون اساسى جديد ساعت كارى را به ۶ ساعت در روز كاهش خواهد داد. علاوه بر اين منابع و امتيازات جديدى به ونزوئلايى هاى آفريقايى تبار و جوامع بومى تعلق خواهد گرفت.
تهديد كودتايى هنوز بسيار واقعى است. اعتراض هاى دانشجويان دانشگاه هاى ممتاز و رويگردانى رائول بادائل، درست پس از ملاقات مخالفان با نمايندگان دولت آمريكا در ماه اكتبر پيش آمد. سناريوى آنها روشن است: سعى در ايجاد اغتشاش در خيابان ها، استفاده از تظاهرات دانشجويى و ايجاد كمبودهاى مصنوعى و دامن زدن به نا آرامى و سردرگمى و آنگاه توسل به عناصر ارتشى براى برقرارى نظم. اين طرحى است كه سيا پيش از اين بارها آزموده است. با بالا گرفتن بحران، افراد مترقى در سراسر جهان بايد براى تبليغ و پشتيبانى از جنبش انقلاب در ونزوئلا آماده باشند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |