|
گفت وگوى «ايران» با استفان زونز روزنامه نگار برجسته آمريكا
منافع داورى در بازى سازش
|
|
|
]مهردخت مهاجرانى[
در ادبيات سياسى آمريكا كنفرانس پائيزه آناپوليس «كنفرانس سرنوشت » ناميده شده است .اما قاطبه تحليلگران سياسى اين كشور معتقدند كه اين كنفرانس بيش از آن كه سرنوشت خاورميانه و غائله بس پيچيده فلسطين را رقم بزند در تقدير سياسى بوش و تيم ديپلماسى وى تأثيرگذار خواهد بود. تدارك كاخ سفيد براى آناپوليس به گونه اى است كه گويى در اين نشست چند ساعته راه چندين ساله خاورميانه به سوى صلح و امنيت ترسيم خواهد شد. از اين روست كه دستگاه ديپلماسى آمريكا نظريه آرشيو شده «خاورميانه نوين» را بار ديگر مطرح كرده است . به اين صورت آناپوليس بر بلند پروازانه ترين اهداف سران كاخ سفيد پيش مى رود. با ليست بلند مدعوين و تعريف عجيبى كه جورج بوش براى اين كنفرانس ارائه كرده كه مدعى است آناپوليس يكى از شاق ترين تكاليف تاريخ اجلاس ها را بردوش دارد ، كاخ سفيد به اين گمان است كه همه اهدافى كه در ۷ سال دوره زمامدارى بوش در دو جنگ بزرگ و چندين اجلاس و كنفرانس و پيمان منطقه اى نتوانست محقق سازد اين بار در اجلاسى دو روزه و زير سقف كنفرانس آناپوليس به چنگ آورد. پرسش و معماى بزرگ آناپوليس نيز همين است كه آيا خاورميانه بحران زده اى كه در ۷ سال تهاجم ارتش آمريكا از سوى نومحافظه كاران فتح نشد چگونه ممكن است با چند ساعت مذاكره آن هم با حضور طيفى از رهبرانى كه مقبوليت مردمى ندارند به چنگ نفوذ آنها در آيد. به اين صورت است كه كنفرانس سازش آناپوليس عنوان پر مسأله ترين اجلاس سازش را در دفتر كنفرانس هاى سازش اعراب و اسرائيل پيدا كرده است. كنفرانسى كه بر روى عميق ترين شكاف هاى سياسى منطقه بنا مى شود و در حالى برپا مى شود كه خاورميانه در محاصره شديدترين تضاد هاى سياسى است. در گفت وگوى كوتاهى كه با استفان زونز داشتيم واقعيت هاى اين كنفرانس را از نگاه اين كارشناس برجسته آمريكايى جويا شديم . استفان زونز از چهره هاى شناخته شده در جامعه مطبوعاتى ايالات متحده است. او همچنين سردبير بخش خاورميانه نشريه فارن افرز است كه كتاب اخيرش « انبار باروت: سياست خاورميانه اى آمريكا و ريشه هاى تروريسم » شهرت زيادى را براى وى به ارمغان آورد.
* سران كاخ سفيد تدارك ديپلماتيك گسترده اى را براى كنفرانس سازش خاورميانه ديده اند، در يك مقايسه با پروژه هاى سابق صلح خاورميانه چه ارزيابى از اين كنفرانس داريد آيا درست است كه بوش و خانم رايس ايده «پيمان سازش اسلو ۲» را از كنفرانس صلح نوامبر دنبال مى كنند كنفرانس پيش رو با هدف آغاز مجدد روند سازش در كنار نقشه راه برگزار مى شود. نقشه راه در سال۲۰۰۲ مطرح شد و اصول آن مبتنى بود بر برنامه موسوم به اصلاحات دموكراتيك در فلسطين توسط تشكيلات خودگردان و پايان حملات فلسطينى ها عليه اسرائيل و سپس حمايت اسرائيل از ايجاد يك دولت فلسطينى در كنار اسرائيل. به دنبال آن در آوريل۲۰۰۴دولت اسرائيل عقب نشينى يكجانبه نيروهاى مسلح و خروج شهرك نشينان صهيونيست از نوار غزه و بخشى از كرانه باخترى را اعلام كرد اما در بسيارى از شهرك هاى كرانه باخترى و مناطق اطراف سرزمين هايى كه در سال ۱۹۶۷ اشغال كرده بود، ماند. بر اساس اين طرح، اسرائيلى ها همچنان بر استيلاى خود بر بخش عربى شرق بيت المقدس ادامه مى دهند و كنترل حريم هوايى فلسطين را در اختيار دارند. در عين حال، رژيم اسرائيل با احداث خانه هاى بيشتر براى يهوديان و يهودى سازى بزرگراه ها و ساير زير ساخت ها در جهت حمايت از يهوديان،هم به اشغال كرانه باخترى ادامه داده و هم نقشه راه را نقض كرده است. چنين اقدام يك جانبه اى نقض اصول و قوانين بين المللى درباره منع توسعه مرزهاى يك كشور از طريق نيروى نظامى است. اما اين كنفرانس ـ آناپوليس ـ چندان در پى گشودن گره همزيستى اعراب و اسرائيل نيست و بيش از هرچيز در پى اصلاح وجهه دولت بوش است . در واقع انگيزه اصلى ايالات متحده در برپايى اين كنفرانس صرفاً احياى موقعيت آمريكا نزد حكومت هاى عرب حامى غرب است ، تا اينطور وانمود كند كه به امور اعراب و مسأله فلسطين اهميت مى دهد. تا بدين ترتيب حمايت آنها را در ارتباط با جنگ فعلى عراق و تهديدهاى روبه افزايش ايران جلب كند. * جدى ترين موانع و چالش هاى پيش روى اين كنفرانس را در چه مى بينيد به نظر مى آيد كه مهم ترين موانع كنفرانس علاوه بر واقعيت هاى سياسى منطقه خاورميانه ، در درون اين اجلاس نهفته است آن ترديد هايى است كه قريب به اتفاق مهمانان اجلاس در باره اهداف و كارايى آن در حل مسائل بغرنج منطقه دارند. اين مسأله اى پنهان نيست كه اعراب همگى با اكراه و فشار به اين كنفرانس كشانده شدند. مقامات فلسطين و ديگر كشورهاى عربى بيم آن دارند كه اين كاركرد كنفرانس صرفاً اقدامى تبليغاتى باشد كه در آن دولت بوش و رژيم صهيونيستى وانمود مى كنند روند صلح در حال پيشرفت است، اين در حالى است كه آنها براستى تمايلى به مصالحه ضرورى براى صلح پايدار ندارند. * فكر مى كنيد گروه دولت ها و سازمان هاى شركت كننده در كنفرانس به چه اقداماتى ممكن است دست بزنند آيا آنها پاى همه اسنادى كه طرف ميزبان به عنوان پيمان سازش با رژيم صهيونيستى ارائه خواهد كرد امضا خواهند نمود يا اتفاقات ديگرى احتمال دارد كه رخ بدهد با مقدمات پر از چالشى كه كنفرانس طى كرده است بعيد به نظر مى رسد كه مذاكرات مسير آسانى داشته باشد، ضمن آن كه طرف هاى عربى براى حفظ وجهه سياسى خويش تلاش مى كنند تا فهرستى از نقض حقوق انسانى فلسطينيان توسط اسرائيل را روى ميز كنفرانس قرار دهند. آن گونه كه خبرها حكايت دارد شركت كنندگان از فلسطين عربستان سعودى و ساير كشورهاى عربى، بنا به ضرورت ديوان بين المللى دادگسترى ، طرح جامعى از تخلفات اسرائيل تهيه كرده اند كه پايان ساخت شهرك هاى غيرقانونى در مناطق اشغالى، آزادى زندانيان سياسى فلسطينى، كاهش محدوديت هاى سفر و ايست هاى بازرسى در مناطق اشغالى و توقف ساخت ديوار حائل در كرانه باخترى را خواستار شده اند. ناكامى اسرائيل در پذيرفتن چنين شرايطى و ناكامى آمريكا در وادار كردن رژيم صهيونيستى به پذيرش اين شرايط،كنفرانس را به چالش خواهد انداخت. * آيا اين كنفرانس قابليت آن را دارد كه ناكامى هاى بوش در خاورميانه را جبران كند به نظر نمى آيد كه كنفرانس دستآوردهاى زيادى به همراه داشته باشد. زيرا شواهد كافى در دست نيست كه نشان دهنده تلاش واقعى در جهت پايان دادن به اشغال فلسطين يا بخشى از خاك سوريه كه اسرائيل در جنگ ژوئن ۱۹۶۷ تصرف كرد باشد، و يا به اشغال اراضى و نقض حقوق بشر و قطعنامه هاى شوراى امنيت سازمان ملل توسط رژيم صهيونيستى پايان دهد. * برخى از ناظران سياسى در آمريكا گفته اند كه مشكل اصلى اين كنفرانس نوع نگاه بوش و سران امروز كاخ سفيد به خاورميانه است. مقصود ازاين سخن چيست مگر نگرش دولت بوش به خاورميانه چه تفاوتى با زمامداران سابق اين كشور دارد كه تحليلگران اين نگرش را سد راه تفاهم اعراب و اسرائيل مى خوانند دولت بوش در ۷سال زمامدارى خويش اعراب را رنجاند و اغلب محافل عربى و اسلامى از عملكرد او در خاورميانه ناراضى هستند و اين كنفرانس نيز از يك نظر با هدف دلجويى از اعراب و ترميم روابط ديرينه واشنگتن با شركاى منطقه ايش برپا مى شود اما مسأله اين است كه بوش نمى تواند اين توازن را دربر قرارى دوستى ميان اعراب و اسرائيل برقرار كند. همه محافل عربى مى دانند كه اسرائيل و ايالات متحده مايل نيستند فلسطينى ها حتى بر بخش كوچكى از سرزمين شان حكومت كنند، پس در چنين نگرشى به سختى مى توان چنين پنداشت كه، حتى با برگزارى اين كنفرانس، حركتى در جهت صلح پايدار انجام گيرد.
|