پنجشنبه ۸ آذر ۱۳۸۶ - ۱۸ ذيقعده ۱۴۲۸
Thu, Nov 29, 2007
اقتصاد
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
آيينه
ماجرا
آب بندها و مديريت سنتى مهار آب
331128.jpg
] بيژن درگاهى]

آب مايه حيات است اما زيادى آن حيات را خفه مى كند. زندگى در جوار آب فراوان، زيستن در شرايط هميشه مرطوب و هميشه خيس است، با اين حال تمام دشت و دمن سبز از وجود گياهان خودروست. زيرا رطوبت ضمن آن كه همه جا را دربرمى گيرد، درختان بسيارى را مى شكوفاند. بى دليل نيست كه در مناطقى از شمال ايران زمين هميشه سبز و رويش هميشه باقى است. مردمان آن ديار آموخته اند كه با آب بسيار زمين و آسمان كنار بيايند و با آن مدارا كنند. ساخت «آب بندان ها» در آنجا اعمال مديريت ساكنان اين سرزمين است. در اين مطلب به چند و چون ساخت اين آب بندان ها و تأثير آنها بر كشاورزى مى پردازيم.

آب بندان در واقع يك استخر ذخيره خاكى و بسيار بزرگ است كه گاه سطح آن به ۷۰۰ هكتار و بيشتر هم مى رسد و از گود كردن و خاكبردارى يك محدوده و ريختن و كوبيدن و ايجاد ديواره و حصار دور اين محدوده به وجود مى آيد. البته در برخى موارد نيز توپوگرافى منطقه محل آب بندان را به طور طبيعى به وجود آورده و با قدرى گود كردن و محصور كردن، آب بندان ساخته شده است. به نوعى مى توان گفت كه اين سازه ها مختص استان هاى شمالى كشور هستند و در هر يك از اين استان ها نيز نام بخصوصى دارند. براى مثال در استان گيلان به آنها سل (sale) مى گويند و يا در استان مازندران به «Ennoun» و يا «Endoun» و در استان گلستان به «بند سار» معروف هستند. اين سازه ها به دو صورت ثقلى و يا پمپاژ از طريق ايستگاه هاى پمپاژ تغذيه و پر مى شوند و جالب اين كه به منظور حفظ حقابه كشاورزان بالادست آب بندان در بيشتر موارد آنها را در نيمه دوم سال پر مى كنند كه با اين كار مشكل سموم وارد شده به آب كه براى كشت برنج استفاده شده و براى پرورش ماهيان آب بندان خطر دارد نيز حل مى شود و در واقع اكثر آب بندان ها در هيچ فصلى از سال به طور كامل تخليه نمى شوند و اغلب به طور پيوسته در حال پر و تخليه شدن هستند چرا كه بيشتر آب بندان ها چند منظوره هستند و براى پرورش ماهى نيز از آنها استفاده مى شود و در كل آب بندان ها نقش بسيار مهمى را در كشاورزى منطقه ايفا مى كنند و به عبارت ديگر نقش آب بندان ها در استان هاى شمالى نظير نقش قنوات در استان هاى مركزى و كويرى و گرم و خشك كشور است. در ذيل به برخى از مزايا و محاسن و كاربردهاى مختلف آن اشاره مى شود:
۱ـ با توجه به اين كه در مناطق شمالى كشور آب بيشتر رودخانه هاى فصلى و مسيل ها به صورت بلااستفاده از دسترس منطقه خارج شده و به دريا مى ريزد، لذا با ساخت آب بندان ها در جوار آنها توانسته اند بخشى از آب آنها را به صورت بهينه ذخيره و در جهت افزايش توليدات كشاورزى و تبديل اراضى ديم به آبى و افزايش راندمان آبيارى استفاده كنند. لازم به ذكر است كه ساخت آب بندان هاى جديد بايد با در نظر گرفتن اكوسيستم منطقه و رودخانه و به اصطلاح با مطالعه صورت پذيرد.
۲ـ اكثر آب بندان ها چند منظوره هستند و از آب آنها در جهت آبيارى مزارع و باغات و شاليزارها، پرورش انواع ماهى و اردك استفاده مى شود ضمن اين كه اين سازه ها به تغذيه سفره آب هاى زيرزمينى چاه هاى شرب پائين دست نيز كمك مى كنند و يا از برخى گياهان داخل آب بندان براى خانه سازى (پوشش سقف و افزايش استحكام ملات گل) و يا در صنايع دستى استفاده مى شوند و يا برخى از آنها تحت عنوان تالاب شناخته مى شوند و علاوه بر اين كه تفرجگاه و شكارگاه هستند مأمن و زيستگاه بسيارى از پرندگان وحشى و مهاجر نيز هستند (لازم به ذكر است كه شكار به صورت كنترل شده و در مواقع خاصى از سال صورت مى پذيرد).
۳ـ اين سازه هاى زيبا پايدار بوده، كاملاً با محيط زيست سازگارى دارند.
۴ـ آب بندان ها با فرهنگ بومى منطقه سازگار هستند. به عبارت ديگر ساخت و نگهدارى و بهره بردارى از آنها نيازمند تكنولوژى خاص و پيچيده و سطح بالا نبوده با توان علمى و فنى ساكنان منطقه مطابقت دارد.
۵ـ هزينه هاى نگهدارى و بهره بردارى از اين سازه ها در مقايسه با حفر و تجهيز چاه هاى عميق و نيمه عميق كمتر است.
۶ـ در مقايسه آب بندان ها با چاه هاى عميق و نيمه عميق، همانطورى كه مى دانيد در برخى از مناطق شمالى كشور و از جمله استان گيلان به دلايل بافت زمين و مرتفع بودن زمين هاى زراعى حفر چاه نه تنها مقرون به صرفه نيست، بلكه در بسيارى موارد آب اين گونه چاه ها شور و تلخ است و يا حتى در برخى موارد به جاى آب، گاز وجود دارد و در واقع در چنين مناطقى آب بندان به عنوان آخرين چاره و يا بهترين گزينه براى آبيارى است. همين طور مجوز حفر چاه اغلب براى آبدهى هاى كمتر صادر مى شود در حالى كه زمين هاى زراعى قابل كشت و توسعه به مراتب بيش از اين مقدار است. يا در برخى مناطق شمالى كشور نظير مناطق ساحلى استان گلستان حفر چاه ها سبب هجوم آب هاى شور و تلخ به سفره آب هاى زيرزمينى شده كه در نهايت منجر به شورى خاك هاى زراعى پائين دست خود شده اند. افت سطح آب هاى زيرزمينى هم از شايع ترين آفت هاى حفر چاه هاى عميق و نيمه عميق در بيشتر مناطق كشور است در صورتى كه مشكلات فوق الذكر در آب بندان ها وجود ندارد.
۷ـ آبيارى غرقابى و بى رويه و دادن آب بيش از حد نياز به گياه سبب شورى خاك ها، زهدار و باتلاقى شدن بسيارى از اراضى كشور و از جمله اراضى زراعى استان هاى شمالى كشور شده است و براى زهكشى اينگونه اراضى همه ساله هزينه هاى ميلياردى به بودجه كشور تحميل مى شود در صورتى كه بسيارى از آب بندان ها در همين زمين ها ساخته شده اند كه ضمن تجميع روان آب هاى بالادست زمين هاى پاياب را از خطر نابودى نجات داده، به شاليزارهاى بسيار زيبا و حاصلخيز تبديل كرده اند و به عبارت ديگر آب بندان در اينگونه موارد هزينه هاى زهكشى را حتى به صفر تقليل داده است.
۸ ـ با توجه به اين كه آب بندان ها به دليل پرورش ماهى تقريباً هيچ گاه به طور كامل تخليه نمى شوند و دائماً در حال پر و تخليه شدن هستند لذا به مراتب زمين هاى بيشترى را مى توانند تحت پوشش خود درآورده و آبيارى كنند كه اين ميزان سطح زير كشت در برخى مواقع تا حتى شش برابر سطح آب بندان نيز مى رسد.
۹ـ آب بندان ها با توجه به پرورش ماهى در آنها علاوه بر كمك به اشتغال زايى در منطقه و تأمين هزينه هاى نگهدارى و بهره بردارى در بيشتر موارد به افزايش درآمد روستائيان و آبادانى روستاهاى پائين دست خود نيز كمك مى كنند.
۱۰ـ در مقايسه سدها با آب بندان ها مى توان به موارد زير اشاره نمود:
الف) براى اجراى سدها محدوديت مكانى وجود دارد در صورتى كه در آب بندان ها اين محدوديت بسيار كمتر است.
ب) مطالعه، اجرا و ساخت سدها نياز به هزينه بسيار بالايى دارد.
پ) مطالعه، اجرا و ساخت سدها نياز به زمان زيادى دارد در صورتى كه كل زمان مطالعه تا اجراى كامل آب بندان بيش از يك سال نيست.
ت) اجراى سد مشكلات زيست محيطى دارد در صورتى كه آب بندان ها كاملاً با محيط زيست منطقه سازگار هستند.
ث) هزينه هاى نگهدارى و بهره بردارى از سد و تأسيسات وابسته علاوه بر گرانى نياز به افراد متخصص و ويژه دارد در حالى كه خود بهره برداران توانايى بهره بردارى از آب بندان ها را دارند ضمن اين كه هزينه هاى بهره بردارى و نگهدارى آب بندان ها كمتر است.
ج) بيشتر آب بندان ها در دشت ها اجرا شده اند در حالى كه در شمال كشور ارتفاعات در بالادست حوزه ها هستند و شيب هاى كوه ها نيز تند مى باشد لذا براى يافتن حجم ذخيره كافى نياز به ساخت سدى با ارتفاع و ريسك خطرپذيرى بالاست كه طبيعتاً هزينه هاى اجرايى نيز بالاست ضمن اين كه در مناطق دشتى نمى توان سدها را اجرا نمود.
چ) نكته جالب توجه اين كه مخازن سدها زمانى پر مى شوند كه در بالادست حوزه باران كافى داشته باشيم و اگر اين بارش ها به حد كافى نباشد مخزن سد نيز به نوعى خالى خواهد بود در صورتى كه در همان سال و در صورت وجود بارش در دشت ها آب بندان ها همه پر و قابل استفاده هستند. اين اتفاق سال گذشته در شمال كشور رخ داده بود. در حال حاضر و با عنايت به اين كه بهره برداران توان مالى كافى براى مرمت و بهسازى آب بندان ها را ندارند، تقريباً بيشتر مخزن آب بندان ها با رسوبات گل و لاى پر شده است و نياز مبرم به لايروبى و تعميق كف مخزن دارند كه حجم آب استحصالى از اين طريق به چند برابر افزايش خواهد يافت و از طرفى تحكيم و تثبيت ديواره هاى برخى از آب بندان ها و ممانعت از لغزش آنها در اثر شيب زمين و فشار آب مخزن (آب بندان هايى كه در ارتفاعات شيبدار ساخته شده اند) نيز در افزايش طول عمر اين سازه ها مؤثر خواهد بود. در واقع و با نگاهى اجمالى به موارد بالا و قدرى تعمق درخصوص نقش آب بندان ها در كشاورزى و آبادانى منطقه مى بينيم كه به قولى: «آب در كوزه و ما گرد جهان مى گرديم» واقعاً زمانى كه ما سازه هايى بدين زيبايى و كارآيى و سازگار با محيط زيست و شرايط اقليمى منطقه داريم كه از ساليان دراز و با بهترين راندمان در خدمت كشاورزى و توليد و اشتغال منطقه هستند چرا بايد به دنبال سدهاى پرهزينه و يا چاه هاى زيانبار باشيم! يادمان باشد كه در مناطق كويرى و گرم و خشك كمبود آب و در مناطق شمالى زيادى آب مشكل آفرين شده اند، چرا
تنها مهره اى كه به قولى در اين حلقه و زنجيره آب كشاورزى منطقه خالى است مديريت است. اگر مديريت جامعى بر آب منطقه از آبخيز تا جاليز حاكم باشد اكثر مشكلات كشاورزى را كه در منطقه با آنها درگير هستيم نخواهيم داشت به عبارت ديگر همه مديران بايد دست به دست هم بدهند و با تفكر و تدبير از توليد تا مصرف و حتى صادرات محصولات كشاورزى را به گونه اى مديريت كنند كه نه تنها توليد داخلى، بلكه صادرات را نيز جوابگو باشيم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |