على سنگينيان/ معاون مطالعات اقتصادى و توسعه بازار شركت بورس
بازار شركت هاى كوچك و متوسط، يا بازار موازى، مكانى است كه در آن اوراق بهادار شركت هاى كوچك و متوسط پذيرفته شده، به شكلى مناسب و به طور كامل رقابتى مورد معامله قرار مى گيرد. به طور معمول، بسيارى از بورس هاى اوراق بهادار براى جلوگيرى از تحميل نوسان اضافى به بازار اصلى و همچنين وادار نكردن بازار اصلى به تطبيق نيازهاى خاص شركت هاى كوچك و متوسط، از پذيرش شركت هاى كوچك در بازار اصلى خوددارى مى كنند. از طرف ديگر ارزش افزوده ايجاد شده توسط اين گروه از شركت ها در اقتصاد ملى و جهانى و همچنين پتانسيل بالقوه آنان براى تبديل شدن به شركت هاى بزرگ و پيشرو بازار در آينده، زمينه بسيار مناسبى براى پذيرش آن ها در بورس هاى اوراق بهادار ايجاد مى كند، از اين رو، ايجاد يك بازار جداگانه اما منسجم و كارآمد، براى توسعه اين شركت ها در راستاى گسترش بازار سرمايه، مورد توجه قرار گرفته است.
بازار شركت هاى كوچك و متوسط به طور معمول براى شركت هايى كه از توان بالقوه رشد سريع، ايجاد بازده بالا و حركت به سوى بازار اصلى؛ و همچنين عملكرد مناسب به هنگام شرايط نامساعد اقتصادى و بى ثباتى بازار برخوردارند، تأسيس مى شوند. به عبارت ديگر هدف اصلى ايجاد اين بازارها، ايجاد زمينه حمايتى براى شركت هاى كوچك و متوسط است تا به اندازه كافى رشد كنند و به بازار اصلى بپيوندند. البته در كنار اين هدف، تسهيل روند افزايش سرمايه شركت ها، نظارت بر دادوستد اوراق بهادار و ايجاد انگيزه در شركت براى رشد و توسعه هر چه بيشتر نيز، مدنظر قرار مى گيرند. طبيعى است كه رسيدن به اين اهداف بستگى تام به قدرت نقدشوندگى بازار و همچنين ايجاد تصويرى پويا از آن در ميان سرمايه گذاران داخلى و خارجى دارد.
بررسى تجربه بورس هاى عضو فدراسيون جهانى بورس هاى اوراق بهادار نشان مى دهد، انگيزه تشكيل بازار موازى در بسيارى از اين بورس ها تسهيل تأمين مالى شركت هاى كوچك، نوپا، داراى تكنولوژى بالا و در حال رشد بوده است. سادگى قوانين و مقررات بازار موازى نسبت به بازار اصلى سبب مى شود شركت هايى كه وجود شرايط قانونى انعطاف پذير براى فعاليت آن ها مناسب تر است جذب اين بازار شوند.
وجود بازار شركت هاى كوچك و متوسط در كنار بازار اصلى، همچنين زمينه هاى متنوعى براى سرمايه گذاران فراهم مى كند. به طور معمول شركت هاى كوچك و متوسط از ريسك و بازده بالاترى نسبت به شركت هاى بزرگ برخوردار هستند و در نتيجه گروه خاصى از سرمايه گذاران كه براى دستيابى به سود بيشتر، حاضر به پذيرش خطر بيشترى هستند، مى توانند از طريق اين بازار به هدف خود دست پيدا كنند.
بورس اوراق بهادار تهران نيز در همين راستا، طرح بهسازى معيارهاى پذيرش و گوناگون سازى بازارهاى دادوستد سهام را در سال ۱۳۸۰ در دستور كار خود قرار داد و تلاش كرد علاوه بر بازنگرى در شرايط پذيرش قبلى و تدوين معيارهاى جديد براى پذيرش شركت متقاضى در بورس تهران، زمينه را براى ايجاد يك بازار موازى فراهم كند.
يكى از مشكلات عمده موجود در معيارهاى قبلى پذيرش، عدم توجه كافى به چگونگى توزيع سهام و ميزان سهام در اختيار عموم بود و از اين رو بخش عمده اى از سهام شركت هاى پذيرفته شده در بورس در اختيار تعداد اندكى از سهامداران قرار داشت و اين امر تحقق اصلى ايجاد مشاركت همگانى را با مشكل روبرو مى كرد. علاوه بر اين، نبود ضمانت هاى اجرايى كافى براى تداوم معيارهاى پذيرش، باعث شده بود كه تعداد سهامداران شركت ها، پس از پذيرش در بورس، از حداقل تعيين شده نيز كمتر شود و ساختار مالكيت شركت ها، گرايش نامتناسبى به سوى نهادهاى دولتى، بنيادها، بانك ها و ساير نهادهاى عمومى يا شبه دولتى داشته باشد.
مشكل ديگر، محروم ماندن بسيارى از شركت هاى كوچك، نوپا و در حال رشد از مزاياى ورود به بورس و برآوردن نيازهاى مالى درازمدت خود از منابع پس اندازى جامعه بود زيرا در تدوين معيارهاى پذيرش، شرايط كاملاً يكسانى براى همه شركت ها در نظر گرفته شده بود كه احراز آن براى شركت هاى كوچك و متوسط امكان پذير نبود. براى برطرف كردن اين مشكل، در مطالعه جديد، ايجاد يك بازار موازى جداگانه با معيارهاى پذيرش مستقل و ساده تر از بازار اصلى پيشنهاد شد، بر اين پايه، بورس اوراق بهادار تهران داراى دو بازار جداگانه اصلى و موازى مى بود كه هر كدام شرايط پذيرش و حذف مختص به خود را داشتند. براى نمونه شركت هاى حذف شده از بازار اصلى، براى پذيرش در بازار موازى، موظف به ارائه تقاضاى جديد و احراز معيارهاى پذيرش آن بازار بودند، همچنين شركت هاى پذيرفته شده در بازار موازى يا بازار شركت هاى كوچك و متوسط تنها پس از رسيدن به شرايط مطلوب از نظر كفايت سرمايه، توزيع مالكيت و افشاى اطلاعات مى توانستند متقاضى پذيرش در بازار اصلى شوند. بررسى تجربه ساير بورس هاى اوراق بهادار نيز حاكى از همين روند است. براى نمونه از ميان ۵۲ بورس عضو فدراسيون جهانى بورس ها در سال ،۱۹۹۹ ۲۹ بورس داراى بازار موازى جداگانه، ۵ بورس داراى بازار موازى منطقه اى و ۶ بورس نيز در حال برنامه ريزى براى ايجاد اين بازار بودند.
البته در نهايت، پيشنهاد ايجاد بازار موازى جداگانه مورد موافقت قرار نگرفت و به جاى آن مقرر شد علاوه بر تفكيك تالار اصلى به تابلوى يكم و دوم، يك تالار فرعى در كنار تالار اصلى ايجاد شود.
بدين ترتيب، با توجه به معيارهاى پذيرش جديد شركت ها در بورس اوراق بهادار تهران، شركت هاى متقاضى در صورت احراز شروط مربوط مى توانند براى يكى از تالارهاى اصلى - فقط براى تابلوى دوم- يا تالار فرعى تقاضاى پذيرش دهند. همچنين، شركت هاى پذيرفته شده در تالار فرعى فقط پس از احراز شروط پذيرش تابلوى دوم تالار اصلى مى توانند به تالار اصلى راه يابند. از سوى ديگر، در وضعيت ترسيم شده جديد، به دليل پيش بينى شروط تداوم پذيرش در چارچوب مقرراتى مربوط، در صورت نقض هر يك از معيارهاى مربوط به تابلو يا تالارى كه نام شركت در فهرست آن درج شده است - چنانچه در مهلت قانونى مقرر نسبت به اصلاح و تطبيق وضعيت خود با معيارهاى وضع شده اقدام نكند - شركت مورد نظر از فهرست مزبور حذف مى شود و خود به خود به تابلو يا تالار تراز پائين تر تنزل مى يابد همچنين شركتى كه شرايط احراز معيارهاى تالار فرعى را نيز از دست بدهد، به طور كلى از بورس اخراج شود و پذيرش مجدد آن مستلزم از سرگيرى مجدد فرآيند قانونى پذيرش در بورس اوراق بهادار تهران است. اين چارچوب پيشنهادى در نمودار شماره يك آورده شده است.
به علاوه پيش بينى شد كه شركت هاى موجود از يك مهلت قانونى براى تطابق خود با معيارهاى پذيرش تابلوى دوم تالار اصلى برخوردار شوند و در پايان مهلت قانونى شركت هايى كه نتوانند معيارهاى پذيرش تابلوى دوم را احراز كنند خود به خود به تالار فرعى منتقل شوند. به همين ترتيب، شركت هاى درج شده در فهرست تالار فرعى، در صورت عدم احراز معيارهاى تداوم پذيرش، از بورس خارج شوند.
|
|
|
اين تصميم گيرى در نهايت منجر به ايجاد يك بازار جداگانه براى شركت هاى كوچك و متوسط نشد و به جاى آن تالارى ايجاد شد كه بيشتر نقش تابلوى سوم تالار اصلى را بازى مى كرد. زيرا برپايه معيارهاى جديد پذيرش كه تأكيد بسيارى بر چگونگى توزيع مالكيت سهام و همچنين روزهاى فعاليت شركت در بازار داشت، بسيارى از شركت هاى بزرگ غيرفعال، زيانده و نابرخوردار از توزيع مناسب سهامداران، به تابلوى فرعى منتقل شدند و اين تابلو به جاى اين كه محل مناسبى براى تأمين مالى شركت هاى كوچك و متوسط باشد به محل انباشته شدن شركت هاى غيرفعال تبديل شد. براى نمونه در مرحله اول طبقه بندى شركت ها در سال ،۱۳۸۱ بيش از 97 شركت پذيرفته شده در بورس تهران، حتى حائز شرايط پذيرش در تالار فرعى نبودند و مى بايست از فهرست شركت هاى پذيرفته شده در بورس حذف مى شدند، اين تعداد در طبقه بندى سال ۱۳۸۲ به ۱۰۶ شركت افزايش يافت، اما اين شركت ها همچنان در فهرست تالار فرعى وجود دارند. از طرف ديگر بسيارى از شركت ها، پس از مهلت قانونى تعيين شده، همچنان به صورت مشروط در تابلوهاى بالاتر فهرست شده اند و اين امر باعث شده است كه بهسازى معيارهاى پذيرش و طبقه بندى انجام شده در عمل به نتايج مورد انتظار دست پيدا نكند. در حقيقت، بازارى كه قرار بود با شرايط پذيرش آسان تر، شركت هاى نوپا و داراى پتانسيل رشد را پذيرش كند، به محلى براى انباشت شركت هايى تبديل شد كه هيچ توجيهى براى باقى ماندن در بورس تهران ندارند. از طرف ديگر، تفكيك تالار اصلى به تابلوى يكم و دوم كه با هدف ايجاد انگيزش براى رشد و توسعه شركت ها صورت گرفت، به دليل عدم وجود سياست هاى تشويقى و تنبيهى مناسب، عملاً از كارايى لازم برخوردار نشد.