گروه حوادث ـ توطئه يك زن براى قتل شوهر جوانش پس از ۵۰ روز با افشاى راز جنايت هولناك از سوى بازپرس و كارآگاهان جنايى تهران فاش شد. به گزارش خبرنگار جنايى ما، ساعت ۴ صبح ۲۱ مهر، مرد ناشناسى تلفنى با پليس ۱۱۰ تماس گرفت و از سقوط يك دستگاه خودروى پرايد به دره اى در حوالى پل جاجرود - شرق تهران - خبر داد.
|
|
|
مأموران پس از حضور در محل حادثه با جسد مرد جوانى مواجه شدند كه لباس خانه به تن داشت. بررسى هاى دقيق تر نشان داد كه قربانى حادثه كفش هم به پا ندارد. بنابراين احتمال وقوع قتل و ساختگى بودن تصادف قوت گرفت. موضوع نيز براى پيگيرى هاى قضايى به بازپرس اصغرزاده اعلام شد.بازپرس جنايى نيز دقايقى بعد همراه كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهى خود را به محل حادثه رساند. شواهد نشان مى داد مرد جوان در محل ديگرى به قتل رسيده، سپس جسد وى در يك سانحه رانندگى ساختگى همراه با خودرويش به دره پرتاب شده است.چند متر دورتر از محل كشف خودرو نيز پتويى پيدا شد كه براى تحقيقات بيشتر در اختيار مأموران تشخيص هويت قرار گرفت.بازپرس اصغرزاده كه فرضيه قتل خانوادگى را قوى مى دانست در نخستين اقدام دستور مراقبت نامحسوس از همسر عسگر - ۳۷ ساله - را صادر كرد. بعد هم طورى وانمود شد كه وى تصور كند پليس موضوع تصادف را باور كرده و هيچ شكى به ماجرا وجود ندارد.همسر باردار مقتول در بازجويى هاى مقدماتى به كارآگاهان گفت: از آنجا كه آخرين روزهاى باردارى ام بود صبح روز حادثه از عسگر خواستم من و بچه ها را به خانه خواهرم در اسلامشهر ببرد، او هم پس از رساندن ما به محل كارش بازگشت بعد از آن هم از او بى خبر مانديم.در حالى كه مراقبت هاى نامحسوس از همسر مقتول ادامه داشت پليس متوجه شد كه او پس از به دنيا آمدن سومين فرزندش با دو مرد غريبه ارتباط دارد.بنابراين بلافاصله دستور دستگيرى آنها صادر و بازپرس پرونده به بازجويى از آنها پرداخت.يكى از آنها مردى است كه رابطه خويشاوندى با مقتول دارد. نفر دوم هم پسرى است كه به عنوان معلم خصوصى به خانه قربانى حادثه رفت و آمد داشت. اين دو پس از دستگيرى به رابطه پنهانى با همسر مقتول اعتراف كردند.بدين ترتيب بار ديگر زرى براى انجام تحقيقات تكميلى احضار شد.
او پس از اعتراف به رابطه پنهانى با دستور بازپرس اصغرزاده بازداشت شد.در حالى كه متهمان همچنان در رابطه با قتل عسگر اظهار بى اطلاعى مى كردند پسر نوجوان مقتول براى بيان توضيحاتى به اداره دهم پليس آگاهى تهران فراخوانده شد. كارآگاهان هنگامى كه پتوى پيدا شده در نزديكى محل تصادف را به وى نشان دادند او بلافاصله گفت: اين پتوى پدرم است كه شب ها با آن مى خوابيد.بدين ترتيب ادعاى دروغ همسر مقتول كه گفته بود اين پتو متعلق به آنها نيست فاش شد. به دستور بازپرس پرونده تحقيقات از زرى ادامه يافت تا اين كه سرانجام او در بازجويى هاى فنى، پليسى لب به اعتراف گشود و پرده از راز قتل همسرش برداشت.او گفت: به شوهرم هيچ علاقه اى نداشتم. ۱۷ سال قبل ـ در ۱۲ سالگى ـ به عقد عسگر درآمدم. اعتياد شديدى به ترياك داشتم. عسگراز صبح تا شب سر كار بود فكر مى كرد همين قدر كه پول و امكانات به من مى دهد كافى است. سند خانه را هم به نام من منتقل كرده بود. اين اواخر هم يك خودروى پرايد برايم خريد. با همه اين كارها به او علاقه مند نشدم تا اين كه دو سال قبل وقتى به يك ميهمانى خانوادگى در باغى اطراف تهران رفته بوديم با يكى از اقوام شوهرم آشنا شدم و ارتباطمان از همان جا آغاز شد. از يك سال و نيم قبل هم با مردى به نام اميد آشنا شدم. بعد هم او به بهانه اين كه معلم خصوصى پسرم شود به خانه ما رفت و آمد پيدا كرد. علاقه شديد من و اميد هم باعث شد نقشه قتل عسگر را طرح كنم تا پس از آن بتوانم با اميد ازدواج كنم. پس از طرح اين موضوع با اميد، او با كمك برادر خود و يكى از دوستانش شوهرم را به قتل رساندند.پس از اعتراف هاى زرى، اميد نيز مجبور به اعتراف شد و گفت: وقتى موضوع قتل عسگر را با برادرم امير در ميان گذاشتم به او گفتم: عسگر از ارتباط من و همسرش باخبر شده و بايد او را سر به نيست كنيم. امير هم از دوستش احمد كمك خواست و شب حادثه بعد از اينكه كليد خانه عسگر را از همسرش گرفتم سه نفرى ساعت ۲ نيمه شب وارد خانه شديم. او وسط اتاق خوابيده بود. من و احمد با شيلنگ گازى كه همراه داشتيم او را خفه كرديم.
|
|
|
بعد هم جسد را داخل پتويى كه رويش انداخته بود، پيچيديم و با خودروى پرايد خودش جسد را به جاده بومهن برده و همان جا خودرو را به دره انداختيم.با اعتراف هاى اميد كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهى تهران، چهارشنبه شب به سراغ احمد و امير رفته و هر دو نفر را دستگير كردند. متهمان نيز بلافاصله به قتل اعتراف كردند كه با دستور بازپرس پرونده هر چهار متهم بازداشت شدند.سرهنگ ليراوى معاونت مبارزه با جرايم جنايى پليس آگاهى تهران نيز در اين باره گفت: هوس هاى شيطانى زن معتاد نه تنها زندگى خود و شوهر جوانش را فنا كرد، بلكه سرنوشت سه فرزند بى گناهش را نيز به آينده اى نامعلوم گره زد. حال آن كه خود او و سه مرد بيگانه نيز بايد در انتظار مجازات سنگينى باشند.