شنبه ۱۰ آذر ۱۳۸۶ - ۲۰ ذيقعده ۱۴۲۸
Sat, Dec 1, 2007
ديپلماتيك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
شهرى
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
گفت وگوى «ايران» با على اكبر محتشمى پور دبير كل
كنفرانس بين المللى قدس و حمايت از حقوق مردم فلسطين
اعراب دست خالى باز گشتند
]حسن محمدى [
331743.jpg
پس از صدها ساعت رايزنى و پيگيرى ديپلمات هاى آمريكا، اجلاس جنجالى آناپوليس برپا شد. گروه دولتمردان و شاهزادگان عرب، برخى با تشويق و برخى ديگر با فشار و اجبار دعوت بوش را پاسخ گفتند. اعراب در صندلى هاى كنفرانسى جاى گرفتند كه تبعات و تأثيرات مستقيم بر تخت سلطنت آنها دارد. ميهمانان كنفرانس، ريسك يك تصميم پر مخاطره را در ورود به تالار آناپوليس به جان خريدند و از همين رو حتى ناظران و گزارشگران آمريكايى اين اجلاس از عبارت «قمار سياسى» براى توصيف رفتار بازيگران آناپوليس بهره مى گيرند. به راستى آنچه در آناپوليس رخ داد، چه تأثيرى بر سرنوشت اعراب دارد. اين پرسش مثل سايه و شبح حتى پس از ميزبانى جورج بوش و ميهمانان آناپوليس را دنبال خواهد كرد.
در ساعات ابتدايى روزى كه ميهمانان آناپوليس ايالت مريلندآمريكا و اين كنفرانس را ترك مى كردند فرصتى دست داد تا پرسش هاى معطوف به كنفرانس آناپوليس را با على اكبر محتشمى پور، دبير كل كنفرانس بين المللى قدس و حمايت از حقوق مردم فلسطين به بحث بگذاريم كه در پى مى آيد:

دستگاه ديپلماسى دولت بوش تدارك ديپلماتيك گسترده اى را براى برگزارى كنفرانس «آناپوليس» انجام داد. در مقام مقايسه، به نظر شما اين كنفرانس، چه تفاوتى با ديگر پروژه هاى سابق آمريكا براى صلح دارد
به نظر من اين كنفرانس هيچ تفاوت ماهوى نسبت به پروژه هاى سابق آمريكا ندارد. سران ايالات متحده به هنگام تولد اين فرزند نامشروع پيگير تحقق يك هدف بودند و آن هم به رسميت شناساندن اين رژيم توسط دولت هاى منطقه خاورميانه است. البته سران كاخ سفيد تا امروز توفيق چندانى پيدا نكرده اند و فقط تعداد كمى از كشورهاى منطقه با اسرائيل ارتباط برقرار كرده و آن را به رسميت شناختند. همه گروه هاى فلسطينى به جز دولت خودگردان يكصدا شده و كنفرانس آناپوليس را تحريم كردند آنها از هم اكنون همه توافقات احتمالى اين كنفرانس را رد كرده و گفته اند كه مورد پذيرش ما و ملت فلسطين نيست.
به نظر شما در بحث دستور كار اصلى اجلاس يعنى طراحى يك پروژه سازش، اين اجلاس در دو جبهه سازش تشكيلات خود گردان با اسرائيل و سازش جبهه اعراب با اسرائيل چه فرمول عملى ارائه كرد به عبارت ديگر جدول سازش گام به گام آناپوليس چيست
انديشه اين كنفرانس صرفاً باز كردن دايره سازش هاى دو جانبه به سازش هاى چند جانبه است. يعنى در گذشته اسرائيل اصرار داشت كه با دولت هاى عربى و سازمان هاى فلسطينى به صورت دو جانبه گفت وگو كند و هميشه از نشستن بر سر ميز مذاكره با همه اعراب پرهيز كرده مانند كمپ ديويد اول و دوم و همچنين كنفرانس به اصطلاح صلح اسلو.
اما به نظر مى رسد اين كنفرانس متفاوت از كنفرانس هاى سابق در پى اين است كه ايالات متحده آمريكا حتى با روش ارعاب، تهديد و تطميع همه كشورهاى عربى را بر سر ميز مذاكره با اسرائيل بنشاند.
روشن است كه اين اقدام آمريكا هيچ نتايج ملموسى براى طرف عربى نخواهد داشت. چرا كه اگر اين اجلاس نتيجه اى داشته باشد قطعاً نتيجه آن تنازل بيشتر گروه هاى سازش فلسطين مانند فتح و دولت خودگردان در برابر اسرائيل خواهد بود و امضاى عرب ها پاى اين تنازل شرم آور اعتبارى است كه از جيب ملت فلسطين خرج مى شود. متأسفانه اين طيف عرب ها مجانى و ارزان اسرائيل را به رسميت مى شناسند.
در مجموع فكر مى كنيد ميزان تأثير گذارى كنفرانس آناپوليس بر روى روابط اعراب و اسرائيل چقدر است يعنى اين اجلاس به تعبير آمريكايى ها خواهد توانست يخ هاى دشمنى ميان دو طرف را ذوب كند
اين گروه از دولت هاى عرب با اسرائيل دعوايى ندارند كه اين كنفرانس بخواهد بر روى صلح آنها تأثيرگذار باشد. بسيارى از اين كشورهاى عربى با اسرائيل رابطه دارند اما روابطشان علنى نيست. شايد تنها خاصيت كنفرانس آناپوليس مكشوف شدن روابط پشت پرده باشد. در واقع براى نخستين بار سران دولت هاى عرب دركنار اولمرت قرار مى گيرند و دست در دست او مى گذارند.
نكته قابل ملاحظه در اين اجلاس اين است كه متأسفانه سران دولت هاى عرب با پذيرش دعوت آناپوليس، اسرائيل را به اصطلاح به صورت رسمى بر فلسطين مسلط مى كنند. از سوى ديگر برخى تنازل هايى كه پيش از اين نيز درباره آن صحبت شده در «آناپوليس» به رسميت شناخته مى شود.
از جمله مسائل مهم در پيامد كنفرانس، سرنوشت مردم آواره فلسطين است. بحث حق بازگشت آوارگان فلسطينى به خانه هاى خودشان كه براساس همه قوانين بين المللى و قطعنامه هاى شوراى امنيت سازمان ملل پذيرفته شده است، اين بار اسرائيل مى خواهد اين حق مسلم تاريخى و قانونى را از آنان بگيرد لذا پيشنهاد مى دهد كه فلسطينى ها حق ندارند كه به سرزمين هاى سال ۱۹۴۸ بازگردند و فقط مى توانند در مناطق اشغالى سال ۱۹۶۷ اسكان يابند. لذا سلب حق بازگشت آوارگان فلسطينى مى تواند يكى از نتايج اين كنفرانس باشد.
موضوع مهم ديگر وضعيت قدس به عنوان قبله اول مسلمين جهان است كه اگر در بحث قدس تنازلى صورت بگيرد خيانت بزرگى نه تنها در حق فلسطينى ها بلكه در حق همه مسلمانان جهان است.
يعنى معتقديد كه دولت هاى عربى شركت كننده در كنفرانس به همه اين محورها و سندهاى نقض حقوق كه ميزبان ـ آمريكا ـ به آنها ارائه كند، تن مى دهند
البته اين اقدام سران دولت هاى عربى به عكس العمل ملت هاى مسلمان وابسته است. اگر افكار عمومى در كشورهاى اسلامى يكصدا مخالفت كنند طبيعتاً رؤساى اين كشورها در كنفرانس آناپوليس اين گونه اسناد را اجرا نخواهند كرد و اگر هم در غياب افكار عمومى كشور خود پاى برگه هاى درخواست كشور ميزبان را امضا كنند، اين دولت ها ديگر از سوى ملت هاى خودشان نمايندگى و مشروعيت نخواهند داشت چرا كه ملت هاى مسلمان با امضاى هرگونه قراردادى كه عليه ملت مظلوم فلسطين باشد مخالف هستند.
آقاى محتشمى پور با آگاهى هايى كه از سياست جهان عرب داريد تحليل تان از رفتار نسل جديد رهبران عرب در مواجهه با اسرائيل چيست و بر اين مبنا فكر مى كنيد آيا در اين مرحله مقوله حضور در مذاكره سازش براى آنها يك تاكتيك است يا استراتژى
331578.jpg
اگر عادى سازى روابط در دستور كار قرار بگيرد و دولت هاى عربى روابطشان را با اسرائيل عادى كنند و با ايجاد سفارتخانه به صورت دوجانبه ميان تل آويو و دولت هاى عربى، قطعاً يك چرخش بزرگ از تفكر و ميراث رهبران سابق عرب است و اين چرخش خط بطلانى خواهد بود بر پايمردى رهبران سابق كشورهاى عرب.
به نظر شما ميزبان اجلاس از هر سه گروه اعضاى اجلاس يعنى دول عربى، تشكيلات خودگردان و اسرائيل خواستار چه امتيازهايى شد و ايالات متحده دراين مرحله از چه تكنيك ها و ابزارهاى تازه اى براى قبولاندن پروژه سازش استفاده مى كند
همان طور كه جورج بوش اعلام كرده، آمريكايى ها به دنبال تشكيل و تأسيس دو دولت هستند. يكى دولت مستقل فلسطين و ديگرى دولت اسرائيل.
در واقع اگر همين اتفاق هم بيفتد و اسرائيل هم بپذيرد ، هيچ چيز جديدى بر توافقات اسلو در دهه ۱۹۹۰ نمى افزايد. اسرائيل در كنفرانس اسلو براى تأسيس دولت خودگردان فلسطين توافق كرده و قرار بود كه سرزمين هاى اشغال شده در سال ۱۹۶۷ را تحويل دولت خودگردان دهد و بايد تا پايان سال ۲۰۰۰ اين دولت تشكيل مى شد اما صهيونيست ها به هيچ وجه به اين توافقات پايبند نبوده و هميشه در پى امتياز گرفتن از اعراب بوده اند.
مهم ترين امتيازى كه اسرائيل تلاش كرد در كنفرانس آناپوليس به آن دست يابد، پذيرفته شدن اين رژيم نامشروع توسط دولت هاى عربى است تا بتواند در آينده در اقتصاد و حتى سياست اين دولت ها نفوذ عميق به دست آورد. بنابراين معتقدم متأسفانه اسرائيل بادست پر از اين كنفرانس خارج شده ولى اعراب بدون كمترين توشه اى باز مى گردند.
نكته مهم ديگر اين است كه اسرائيل پيش شرط براى مذاكرات گذاشته است. آنها مى گويند درمقابل تشكيل دولت مستقل فلسطين بايد دولت اسرائيل به عنوان دولت يهود به رسميت شناخته شود و اين به معناى آن است كه اسرائيل مى خواهد براى نخستين بار نژادپرستى را به صورت قانونى حاكم كند. عدم پذيرش بازگشت آوارگان و پايتخت شدن قدس شريف توسط تل آويو از امتيازاتى است كه اسرائيل به دست مى آورد ولى در مقابل آن اعراب دست خالى مى مانند. از طرفى اين عقب نشينى اعراب به سود جورج بوش هم هست. سران كاخ سفيد اميدوارند با جمع كردن دوباره اعراب زير چتر سلطه شان ، از گرداب شكست بزرگ در خاورميانه خارج شوند.
اگر موافق باشيد به بحث حضور دو عضو مهم خانواده دولتهاى عربى بپردازيم، چه عواملى سوريه را به حضور در آناپوليس مجاب كرد و آيا اين نشانه آن است كه قواعد بازى دمشق در طرح سازش در دوره بشار اسد با دوران حافظ اسد تفاوتى كرده است
نخير، هيچ تفاوتى نكرده است. حافظ اسد هم در مذاكرات دوجانبه با اسرائيل شركت كرد، منتها شرط سوريه اين است كه بازگشت بلندى هاى جولان به سوريه موردبحث قرار گيرد و اسرائيل هم نمى پذيرد.
دمشق با حضور در اين جلسات پروژه مقصرسازى كه اسرائيل به دنبال آن است را با شكست مواجه مى كند. سورى ها مى گويند كه ما شركت مى كنيم تا دنيا بفهمد ما طرفدار صلح هستيم و آنها (صهيونيست ها) دروغ مى گويند. از اين حيث منطق سوريه در زمان حافظ اسد و بشار اسد تفاوتى نكرده است.
فكر مى كنيد اين حضور دمشق در كنفرانس آناپوليس تأثيرى بر روابط آن جبهه حامى مقاومت بويژه تهران داشته باشد
خير. همانطور كه حضور دولت هاى ديگر عرب تأثير نامطلوبى در روابط آنها با تهران نمى گذارد.
اين تصميم دمشق نمى تواند به دنبال خود يك همكارى جديد سوريه با آمريكا در لبنان و عراق را بدون وزنه ايران درپى داشته باشد
همه كشورها به دنبال منافع خودشان هستند. همانطور كه ايران درباره عراق با ايالات متحده مذاكره مى كند، سورى ها هم ممكن است همين روش را در پيش بگيرند.
يكى ديگر از محورهاى ديپلماسى كشور ميزبان صرف تلاش براى حضور عربستان در اين مذاكرات شد از ديد آمريكا اعضاى حاضر در اجلاس يا مهم نبودند يا آن كه پيش از اين سد مذاكره با اسرائيل را شكسته بودند، حتى سوريه. سؤال اين است كه رياض با چه انگيزه اى وارد آناپوليس شد
عربستان نخستين كشورى بود كه منافع ملت فلسطين را پاى اسرائيل نقض كرد. البته ما به دليل روابط نزديكى كه با دولت هاى همسايه داريم نمى خواهيم برخى مباحث گذشته را مطرح كنيم. به هرحال ارتباطات امثال شاهزاده «بندر» در سازمان ملل با اسرائيلى ها و آمريكايى ها مشهور است. به همين خاطر تفاوتى ميان عربستان سعودى و بقيه دول عربى كه رابطه پشت پرده با اسرائيل داشتند، نيست. انگيزه عربستان هم از شركت در اين اجلاس و امتيازات ديگرى كه مى دهد، بيشتر موقعيت حاكميت آل سعود است و تنها كشورى كه مى تواند چنين خدمتى را به آل سعود كند، آمريكا است. در واقع نمى توان اين تصميم رياض را نشانه چرخش و دگرديسى تاريخى در سياست خارجى اين كشور بدانيم. اين خط از مدت ها قبل در رياض دنبال مى شود.
برخى تحليلگران غرب انگيزه اصلى آمريكا از برگزارى اين كنفرانس را وراى همزيستى اعراب و اسرائيل ارزيابى كرده و معتقدند اين اجلاس مى تواند مقدمه يك اجماع تازه ميان اعراب و آمريكا در ديگر بحران هاى خاورميانه قرار بگيرد، ارزيابى شما چيست

ببينيد، هر نقطه اى در خاورميانه شرايط خاص خودش را دارد. در فلسطين به دليل اين كه به لحاظ بافت مذهبى اش همگون با جهان عرب است، احتمال شكل گرفتن يك همگرايى نسبى ميان آمريكا و اعراب وجود دارد همان طور كه امروز نيز اين همگرايى در قامت حمايت از محمود عباس و سازمان فتح رخ نموده و حتى عربستان سعودى درچارچوب تحريم هاى آمريكا، حماس را در غزه تنها گذاشته و همه كمك هاى خود را به سمت دولت خودگردان روانه مى سازد.
اما در عراق آمريكايى ها با جريان هايى از اهل سنت درگيرند در حالى كه با شيعيان چنين تنشى ندارند و همين عامل موجب شده تا عرب هاى منطقه از شيعيان عراق حمايت نكنند. حضور اعراب در آناپوليس به اين معنا نيست كه سياست هاى آمريكا و اعراب در بحران زدايى از كل منطقه پيش برود.
يعنى معتقديد كه تصميم هاى آناپوليس تغييرى در بحران خاورميانه نخواهد داشت
بحران هاى خاورميانه چيزى نيست كه با يك كنفرانس حل شود. از طرفى معتقدم كه آناپوليس يك كنفرانس نمايشى است و براى نخستين بار بعد از ۶۰ سال اشغال فلسطين همه عرب ها را جمع مى كردند كه با اولمرت عكس يادگارى بگيرند والا نه بحرانى حل مى شود و نه مشكلى از سر راه برداشته خواهد شد.
331566.jpg
و برخى محافل غرب ادعا كرده اند كه حضور كشورها و سازمان هاى بين المللى ممكن است به تصميمات آناپوليس ابعاد يك قرارداد جهانى را ببخشد
كنفرانس آناپوليس با تركيب صورى كه داشت قطعاً نمى تواند بعد جهانى پيدا كند ازطرفى اگر قرار باشد نتايج اجلاس به سازمان ملل و شوراى امنيت ارائه شود آن هم سازوكار پيچيده و مخصوص به خود را دارد.
چه اندازه اين احتمال وجود دارد كه پس از اين كنفرانس دولت هاى محافظه كار عرب با طرح آمريكا به قطع حمايت يا تحريم گروه هاى انقلابى لبنان و فلسطين دست بزنند
اين دولت هاى متمايل به آمريكا تا امروز هيچ كمكى به گروه هاى انقلابى در لبنان و فلسطين نكرده اند كه بخواهند قطع كنند. در واقع بايد پرسيد كه آيا احتمال دارد ضربه هاى تازه اى به مقاومت وارد كنند كه پاسخ منفى است چون قدرت آنها كه بيشتر از آمريكا و اسرائيل نيست. اسرائيل و آمريكا نتوانستند در برابر حزب الله لبنان و حماس مقاومت كنند، قطعاً دولت هاى ضعيف عربى كه امروز در انواع بحران ها گرفتارند به طريق اولى نمى توانند.
به نظر شما جدى ترين واكنش عليه آناپوليس از سوى گروه ها و جريان هاى اسلامى و عربى چه خواهد بود
همه سازمان هاى مقاوم در فلسطين (اسلامى و غيراسلامى) به جز فتح، موضع قاطعانه اى گرفته اند و حتى شركت در كنفرانس را تحريم كرده اند و اين روند پس از پايان كنفرانس نيز ادامه مى يابد. از سوى ديگر جبهه مقاومت منطقه بويژه حزب الله لبنان نيز از گروه هاى معارض فلسطينى حمايت كرده اند و ما نيز در كنفرانس تركيه كه بيست و چهارم آبان ماه برگزار شد تحريم كرديم. من به عنوان دبيركل كنفرانس بين المللى قدس و حمايت از حقوق مردم فلسطين در همايش بين المللى استانبول رسماً اعلام كردم كه شركت در آناپوليس شرعاً حرام است و سران عربى كه در كنفرانس به اصطلاح صلح آناپوليس حاضر مى شوند نماينده ملت هاى خود نيستند. امروز يك آگاهى تاريخى در جهان اسلام نسبت به خطى مشى سلطه جويانه دولتمردان آمريكا به وجود آمده است و همه انقلابيون منطقه مى دانند كه هدف بوش، خاورميانه بزرگ با محوريت اسرائيل و حذف اسلام به عنوان يك ايدئولوژى در كشورهاى اسلامى و به طور كلى همان مباحثى كه در منشور خاورميانه بزرگ آمريكا آمده است، مى باشد. با چنين بينشى روشن است كه نيروهاى مبارز در برابر تصميم هاى آناپوليس سكوت نمى كنند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |