انتقاد آيت الله جوادى آملى از مهجور ماندن قرآن
آيت الله جوادى آملى از مهجور ماندن قرآن در جامعه انتقاد كرد و افزايش نقش اين كتاب ارزشمند در زندگى فردى و اجتماعى مردم را خواستار شد.
آيت الله عبدالله جوادى آملى از مفسران برجسته قرآن در ديدار طلاب حافظ قرآن و جمعى از دانشجويان، قرآن كريم را با عترت هم شأن دانست و افزود: اگر بخواهيم در خدمت قرآن باشيم بايد كوثر ايمان را در دل خود زنده كنيم تا تأثير معنوى اين آيات الهى در وجودمان به ثمر بنشيند.
وى فهم كلام خدا را سخت توصيف كرد و افزود: بهترين راه براى فهم آيات قرآن، پيشه كردن تقواى الهى است.
عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم با اشاره به اين كه « قرآن» ميزان اعمال انسان است، اظهار داشت: قرآن مانند طنابى است كه يك طرف آن به دست بشر و طرف ديگر به سوى خداست و هرگاه گناه مى كنيم دستمان از اين حبل الهى جدا شده است.
آيت الله جوادى آملى با تأكيد بر اين كه بايد شب و روز در خدمت قرآن باشيم، تصريح كرد: لازم است به صورت تمام وقت به تلاوت، ترجمه و تفسير اين كتاب الهى بپردازيم.
آيت الله جوادى آملى افزود: همان طور كه مسئولان جامعه براى حفظ شأن قرآن تلاش مى كنند، قرآن نيز حافظ و نگاهدار آنهاست.
استاد حوزه علميه قم در بخش ديگرى از سخنان خود، تنها انسان را تحمل كننده بار سنگين امامت و ولايت دانست و گفت: اگر حقيقت ولايت و امامت بر كوه ها نازل مى شد از يكديگر متلاشى مى شد، قرآن نيز حقيقتى الهى است و هيچ كس به جز انسان تحمل آن را ندارد.
نشست تخصصى تفسير قرآن بر پايه نزول، با حضور آيت الله خزعلى
نشست تخصصى «تفسير قرآن بر پايه نزول» با حضور آيت الله «ابوالقاسم خزعلى» با مشاركت اعضاى هيأت علمى مركز فرهنگ و معارف قرآن، در پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم برگزار شد. در اين نشست كه با دبيرى حجت الاسلام والمسلمين
« محمدصادق يوسفى مقدم» سرپرست مركز فرهنگ و معارف قرآن و حضور آيت الله « ابوالقاسم خزعلى» ، آيت الله «حسينى قزوينى » و حجت الاسلام والمسلمين « عبدالكريم بهجت پور» به عنوان نظريه پرداز انجام شد، آيت الله خزعلى روش تفسير براساس ترتيب نزول را بسيار مفيد دانست و افزود: روش تفسير بر پايه نزول به ما كمك مى كند تا تصوير درستى از مفاهيم واژگانى قرآنى به دست آوريم.
وى با اشاره به تفسير آيات نخستين سوره بقره و واژه تقوا گفت: اين واژه را اگر بخواهيم براساس روش تفسير معمول تفسير كنيم با تضاد و تناقض هاى متعدد رو به رو مى شويم؛ اما اگر بر پايه تفسير نزولى پيش رويم معنايى درست مى يابد و بسيارى از مشكلات از پيش روى مفسران برداشته مى شود و تناقضات رنگ مى بازد. تقوا را مى بايست با توجه به آيات مختلف قرآنى و نزول آن تفسير كرد. تقوا امرى نسبى است و نسبت به هر چيز تغيير مى كند. گاه مراد از تقوا به معناى پرهيز از نابهنجارى هاى اجتماعى است و گاه مراد خوددارى و پرهيز از گناه و گاه به معناى پرهيز از شرك است. بنابراين وقتى قرآن مى فرمايد، هدايت براى متقى است، اين متقى كسى است كه از شرك رهايى يافته و هنوز فطرت سالم خويش را داراست؛ حالا چنين كسى مخاطب قرآن است و او به قرآن و كتاب هدايت مى يابد. از اين رو در تفسير همين متقى مى گويد كه چنين ظرفيت و آمادگى را دارد كه ايمان بياورد و زكات بدهد و نماز بخواند. در اين آيات سخن از يؤمنون به فعل استقبال و مضارع است كه بعد اتفاق مى افتد. بنابراين متقى اين گونه است كه داراى فطرت سالم است و قابليت آن را دارد كه در آينده اين گونه شود. وى با اشاره به تفسير مغضوبان و ضالين گفت: بر پايه تفاسير معمول اينها يهوديان و مسيحيان هستند. در حالى كه اگر به ترتيب نزول توجه شود، سوره حمد يا نخستين سوره كاملى است نازل شده يا سوره پنجمى است كه پس از مدثر نازل شده است. بنابراين آيات سوره حمد و فاتحة الكتاب در سال هاى آغازين بعثت در مكه نازل شده است و در آنجا اسلام با مسأله اهل كتاب از يهود و نصارا مواجه نبوده است و درگيرى اى با آنها نداشته است.