شنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۶ - ۲۷ ذيقعده ۱۴۲۸
Sat, Dec 8, 2007
فرهنگ و پايدارى
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
شهرى
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
داستان كوتاه جنگ
گزارشى درباره غرامت ايران در جنگ تحميلى
داستان كوتاه جنگ
روح پليد در دام
]استنلى بيوبين ‎/ كتايون حدادى]

«روح پليد در دام» داستان كوتاه بسيار پرمغز و تأثيرگذارى است درباره وقايع جنگ جهانى دوم؛ و اساساً ادبيات داستانى غرب انباشته از داستان هايى است كه با استفاده از همين موضوع به رشته تحرير درآمده اند. داستان هايى كه مى توان گفت بيشترشان رويكردى مخالفت آميز و معترضانه نسبت به آن جنگ خونين و عالم گير داشته اند، و البته كشورهايى همچون اتحاد جماهير شوروى سابق، فرانسه و يكى، دو كشور ديگر را كه جنگ در اين مناطق بيشتر جنبه دفاعى داشته، بايد از اين قاعده مستثنى دانست. به همين دليل است كه ادبيات فرانسه و بيشتر از آن شوروى سابق، سرشار از آثارى است كه نگاهى حماسى به جنگ داشته اند و از فاجعه بزرگ قرن گذشته با عنوان جنگ ميهنى ياد كرده اند.
داستان كوتاه «روح پليد در دام» اما داستانى است ضد جنگ، كه به رغم رويكرد مخالفت آميزش، به همين مسأله، يعنى مخالفت با جنگ نيز به ديده ترديد نگريسته است. اين كه چگونه مى شود با جنگى به اين عظمت مخالف بود و مهم تر از آن، چگونه مى توان از جنگى اين چنين پا پس كشيد و آيا اساساً جهان امروز را مى توان بدون جنگ تصور كرد آيا با وجود آن «خونخواران واقعى»- كه در چند جا به آن اشاره شده است- همواره مى توان در صلح و آشتى به سر برد و جهانى سرشار از عشق و دوستى را درونمايه داستان هايى زيبا و تأثيرگذار كرد


هفته ها بود كه باران مى باريد. من و رفقاى ارتشى ام غرق در خون بوديم. غرق خون در سنگر هايمان، غرق خون در پناهگاه هاى موقتى مان، يا با لباس هاى خيس خفته بوديم، يا اين كه با پوتين هاى پر از آب ايستاده بوديم.
وقتى گروهبان خودش را به سنگرمان مى كشاند گفت: «دندان روى جگر بگذار!» در حالى كه شرح مى داد چگونه پوتين ها را كش رفته و آنها را زير گل فرو برده، فرياد زد: «آره! ديدى » و سپس خنده پر حجمى شبيه غرش خمپاره سرداد.
يكى از مسخره ترين منظره ها بود؛ گروهبانمان پوتينى در دست داشت كه آب زرد رنگى ازش مى چكيد و همچنان كه درباره موقعيت مان مسخرگى مى كرد، آن را تاب مى داد. اين براى افراد خيلى زياد بود براى من هم همينطور؛ در اين هنگام با انگشت هايمان اشاره مى كرديم و يا با آرنج به رفيق بغل دستى مان مى زديم. موجى از خنده در سرتاسر سنگر طنين انداخته بود. اين بيشتر از آن است كه فريتز(۱) پير بتواند فكرش را بكند دشمن اش در منطقه اى غرق در مصيبت، زده بود زير خنده. گويى با رفقايش [...] مشغول خوشگذرانى است.
گروهبان در حالى كه تلوتلو مى خورد تا پوتينش را عوض كند، با چشم نيمه باز نگاه كرد و گفت: «اين چيه »
بالاى سنگر آلمان ها تخته اى را به هوا بلند كرده بودند كه روى آن با خطى خرچنگ- قورباغه نوشته شده بود: «انگليسى ها احمق اند!»
گروهبان غرغركنان گفت: «نه مثل احمق هاى خونخوارى كه شما ها هستيد!»
من و دو نفر ديگرى را كه جلو رويش بودند تكان داد. قفسه سينه هايمان بر ديواره سنگر فشار آورد و آن بالا را هدف گرفتيم. ما به سرعت با آتش تفنگ كار نوشته روى باريكه چوب را ساختيم. گروهبان خيلى زود گفت: «خيلى قشنگ! نشانشان داديم!»
تخته ديگرى ظاهر شد كه اين بار كلمات ديگرى روى آن نوشته شده بود: «فرانسوى ها احمق اند!»
- افراد، وفادارى به متحدانمان!
و ما دخل اين تابلو را هم به خوبى قبلى آورديم.
گروهبان گفت: «گوساله هاى وحشى!»
او لجن ها را از خودش تكاند و به آن طرف اشاره كرد. باز هم تخته ديگرى ظاهر شده بود.
در يك لحظه شليك كردم و در حالى كه اين تخته را هم متلاشى مى كردم، اين كلمات را بر روى آن ساختم: «ما همه احمق ايم! بياييد همگى به خانه برگرديم!»
تيراندازى فقط براى لحظه اى پيش از آن كه بعضى از افراد با دهان بسته بخندند، همه را ساكت كرده بود. آنها پيام را تكرار كردند و شروع كردند به حرف زدن در بين خودشان.
يكى گفت: «تا اندازه اى حقيقت دارد. چرا بايد ادامه بدهيم »
ديگرى موافقت مى كرد: «مردان جنگجو واقعاً هيچ اختلافى با هم ندارند.»
و يكى از تفنگداران كه براى از بين بردن تابلو به من كمك كرده بود، جواب داد: «خونخواران واقعى! بياييد بگذاريم پيرمردها كه اين جنگ را شروع كردند بيايند اينجا و خودشان جنگ را تمام كنند.»
كسانى كه به علامت مثبت سرتكان مى دادند، زياد شدند و يكى از آنها من بودم.
سرگروهبان درنگى ايجاد كرد: «خونخواران واقعى!» به اطراف نگاهى انداخت و بعد به چشمان هر يك از افراد خيره شد: «اما چه كسى اول به خانه خواهد رفت. ما » چانه اش را به سمت آلمانى ها بلند كرد و ادامه داد: «يا فريتز آنها »
اين سؤال، افراد در حال اعتصاب را لال كرد. به هر حال، من با اين اميد كه آلمانى ها واقعاً در حال عقب نشينى باشند، اطراف سنگر را به دقت نگاه كردم. اما افسوس كه آنها عقب نشينى نمى كردند. من از پشت افتادم. از هر طرف با همان سؤال گرفتار شده بوديم. اين يك دام بود. دامى از روحى پليد كه گريزى از آن نبود.
گروهبان با دست كثيفش به شانه من زد و گفت: «دندان روى جگر بگذار، مرد!» و قدم رو از سنگر دور شد.

(۱) يك اسم آلمانى است، و در واقع به سنگر آلمانى ها اشاره دارد.
گزارشى درباره غرامت ايران در جنگ تحميلى
خسارات در بخش مخابرات و راديو تلويزيون
333066.jpg
]مهدى قمصريان‎/ بخش آخر]

آنچه در پى خواهيد خواند، آخرين بخش از گزارش «غرامت ايران در جنگ تحميلى» است. ضمن تشكر ازآقاى مهدى قمصريان، نويسنده اين مطلب، از كارشناسان و صاحب نظرانى كه به طرح آراى شان در اين خصوص تمايل دارند، دعوت مى كنيم تا مطالب و گزارش هاى خود را براى ما ارسال كنند.

* شبكه مخابرات
بنا به اظهارات شبكه مايكرويو، به اين استان بارها حمله شد. هيأت مشاهده كرد كه ايستگاه هاى تكراركننده در دوآب و شمال خرمشهر كاملاً با خاك يكسان شده اند. ايستگاه تكراركننده شمال خرمشهر متحمل خسارت هاى شديد شد و ساختمان يا تجهيزاتى نبود كه دست نخورده باقى مانده باشد.
ايستگاه مايكرويو آبادان مورد بازديد قرار گرفت. دكل آنتن مايكرويو به شدت آسيب ديده و بخش فوقانى آن همراه با آنتن بشقابى فروافتاده بود.
*ايستگاه زمينى ماهواره
هيأت از اسدآباد بازديد و مشاهده كرد كه يك آنتن ۳۰ مترى خسارت ديده، همچنان بر جاى مانده است. در محل، نشانه هاى خسارت هاى ناشى از گلوله و خمپاره ديده مى شد. پايه ساختمان پشتيبانى آسيب ديده بود و از اين رو استقرار و تنظيم صحيح آنتن ميسر نبود. در تمام ساختمان ها نشانه هايى از حمله به چشم مى خورد. آسيب هاى وارده بر تجهيزات مختلف بين متوسط تا سنگين بود.
* خسارت جنگ در بخش راديو و تلويزيون
خسارت گسترده جنگى راديو و تلويزيون به استان هاى مرزى خوزستان، ايلام، كرمانشاه و كردستان محدود مى شد. تنها يكى از بخش هاى مركزى مورد حمله قرار گرفت و آن ايستگاه فرستنده راديويى موج كوتاه در كمال آباد كرج بود. هيأت از ۹ محل تأسيسات متعلق به قسمت پخش كه بنا به گزارش ها خسارت ديده بود، ديدن كرد.
* ايستگاه پرقدرت راديويى
ايستگاه شهيد چمنى - هيأت مشاهده كرد كه هر دو آنتن همراه با مولد ديزلى منهدم شده و آسيب هاى شديدى بر ساختمان ها وارد آمده است.
ايستگاه موج متوسط بيت المقدس - اين ايستگاه در جاده اهواز - خرمشهر قرار دارد. بازرسى هيأت از محل، نشان داد كه هر دو دكل از بين رفته بودند و هيچ گونه نشانى از فرستنده نبود. اعتقاد بر اين بود كه نيروهاى اشغالگر آن را انتقال داده اند و تنها بخش هايى از موتورخانه و ساختمان هاى فرستنده بر جاى مانده بود.
ايستگاه فرستنده موج متوسط آبادان - اين فرستنده در جنگ به اشغال درآمد و بنا به گزارش ها، تمام تجهيزات و ساختمان ها خسارت ديد و به غارت رفت.
كميسيون اعزامى، از اين محل نيز بازديد و باقيمانده هاى دو استان را مشاهده كرد. در خارج از ديوار ه هاى محوطه اين محل، هنوز مين هاى منفجر نشده وجود داشت.
ايستگاه فرستنده موج متوسط قصرشيرين - هيأت از محل بازديد كرد و به طور كلى آن را ويران كرد. تنها ساختمان هاى موتور برق ديزلى بر جاى مانده و بقيه محل باخاك يكسان شده بود.
همچنين از ايستگاه هاى كمال آباد، خسروآباد، بستان، شادگان، بالاى تپه كرمانشاه و ايلام و مراكز توليد برنامه هاى راديو و تلويزيونى آبادان شركت نفت بازديد به عمل آورد و نشانه هاى خسارت ناشى از انفجار بمب و خمپاره را در ساختمان ها و تجهيزات ديد.
* حمل و نقل
هيأت در بازرسى خوداز نقاط خسارت ديده، بيش از ۱۰۰۰ كيلومتر با خودرو و ۵۰۰ كيلومتر با بالگرد سفر كرد و از سه بندر و پنج فرودگاه عمده بازديد به عمل آورد. اكثر محل هاى خسارت ديده در اين بخش، به سرعت در طى سال هاى جنگ مرمت شده بودند.
* بنادر
بندر آبادان - اين بندر در جنگ زير بمباران مداوم قرار داشت و كاملاً منهدم شد.
بندر خرمشهر - اين بندر خسارت زيادى ديد و لازم بود مسطح و از نو بنا شود.
بندر امام خمينى - اين بندر نيز در جنگ به دفعات زياد مورد حمله هوايى قرار گرفت. بسيارى از خسارت هاى وارده مرمت شد، ولى برخى از اين تعميرات موقتى بودند.
تجهيزات بنادر - در بنادر، به ويژه خرمشهر و آبادان خسارت هاى عمده اى بر تجهيزات و كالاها وارد آمد. تجهيزات بارگيرى و تخليه كالاهاى در انتظار ترخيص خسارت ديد، منهدم شد يا به غارت رفت. مقامات ايرانى، فهرستى از خسارت هاى خرمشهر تهيه و به هيأت ارائه دادند. كميسيون نيز با توجه به وسعت بنادر و تجهيزاتى كه منهدم شده بود و هنوز در اين بندر وجودداشت، مى توانست درستى اين فهرست را تأييد كند.
* خسارت دريايى
در رود كارون و اروندرود كشتى هاى غرق شده بسيارى بود. گزارش شده كه بيش از ۸۰۰ فروند كشتى كوچك و متوسط (۲۰۰۰تن) و ۷۰ فروند كشتى بزرگ (تا ۲۰ هزار تن) غرق شدند. به نظر مى رسيد با مشاهده كشتى هاى غرق شده گزارش مربوط به خسارت ها منطقى باشد.
* فرودگاه
فرودگاه هاى بزرگ استان هاى مرزى، در شهرهاى آبادان، اهواز، كرمانشاه، سنندج، اروميه و تبريز تا حدودى آسيب ديدند. علاوه بر آن، آسيب هايى جزئى به فرودگاه هاى همدان، شيراز و تهران وارد آمده. بمباران هوايى بيشترين خسارت ها را به همه فرودگاه ها وارد آورده و در مورد فرودگاه آبادان، آتش توپخانه نيز در خسارت زدن به آن دخالت داشت.
آبادان - فرودگاه آبادان بنا به گزارش ها زير بمباران مداوم قرار داشت. اين فرودگاه متحمل خسارت هاى متوسط تا شديد شد و مورد بازديد هيأت قرار گرفت و خسارت ها تأييد شد.
اهواز - گزارش شد كه اين فرودگاه در جنگ ۱۲ بار از طريق هوا مورد حمله قرار گرفت. خسارت هاى شديدى به پايانه اصلى دو طبقه وارد آمد كه تقريباً منهدم شد.
كرمانشاه - بنا به گزارش ها، اين فرودگاه ۱۳ بار از طريق هوا با بمب هاى بزرگ و خوشه اى مورد حمله قرار گرفت. خسارت وارده به ميزان ۱۰ درصد بر ساختمان ها و ۵۰ درصد بر تجهيزات ارزيابى شد.
اروميه - اين فرودگاه بارها مورد حمله قرار گرفت، ولى خسارت ها در حد متوسط بود. هيأت از تمام نواحى اى كه مرمت شده بود، بازديد كرد و مشاهدات خود را با آسيب هاى گزارش شده منطبق يافت.
حمل و نقل و راه آهن - خسارت هاى عمده در استان خوزستان به خط آهن، بويژه به خط اهواز، خرمشهر وارد شد.
گزارش شده بود كه اين ايستگاه در جنگ، ۳۸ بار مورد حمله قرار گرفت و در اوايل جنگ هدف توپخانه بود. بازرسى از محل، خسارت هاى گزارش شده ضايعات و تجهيزات را كه منهدم شده بود، تأييد كرد.
خرمشهر - ايستگاه به همراه همه سيستم هاى خطوط و نظارت و مراقبت واقع در محوطه آن، به طور كامل منهدم شد. اين انهدام هنوز مشهود بود. گزارش شد كه ۶۴۷ دستگاه واگن و ۵ لكوموتيو از بين رفته است و هنوز مى توان لاشه آنها را در محوطه مشاهده كرد.
انديمشك - اين ايستگاه در جنگ، از جمله در سال ۱۹۸۶ متحمل حملات هوايى بسيارى شد. بازرسى از ايستگاه تأييد كرد كه تعميرات انجام گرفته در اين امور با خسارت هاى گزارش شده مطابقت دارد.
پل هاى راه آهن - بنا به گزارش ها، بمباران هوايى به هفت پل عمده راه آهن آسيب زده و يا آنها را منهدم كرده بود. طى بازرسى، خسارت هاى گزارش شده با عكس ها منطبق بود.
* جاده ها
آسيب هاى گسترده به جاده ها در همه نواحى مرزى، بويژه در بخش هايى آشكار بود كه جنگ زمينى در آنها انجام گرفته و يا اشغال شده بودند.
* بهداشت
گزارش ارائه شده از سوى دولت، نشان داد كه در پنج استان مرزى در طول جنگ، پنج باب بيمارستان، ۱۰۲ باب درمانگاه و ۱۰۷ باب مركز درمانى و روستايى آسيب ديده و منهدم شده بود.
* ميراث فرهنگى
دولت ها تا حدود زيادى نگران خسارت هاى وارد شده به بناها و اماكن تاريخى بودند. گفته مى شد، بناها و اماكن در اثر حمله هاى هوايى يا آتش توپخانه آسيب ديده و يا ساختارهاى آنها به شدت سست شده است.
در اصفهان هيأت اعزامى تعدادى از اماكن و بناهايى را كه آسيب ديده بود، مورد بازديد قرار داد و مشاهده كرد كه تعمير واحياى قابل ملاحظه اى در بخشى از اماكن مزبور صورت گرفته و كار تعمير بر روى برخى ديگر در جريان است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |