يكشنبه ۱۸ آذر ۱۳۸۶ - ۲۸ ذيقعده ۱۴۲۸
Sun, Dec 9, 2007
اقتصاد
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سياست۱
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
اينترنت
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
محيط زيست
ماجرا
خانواده
ترس اقتصاد آمريكا از چين
333267.jpg
] مترجم: زهرا رحيمى ‎/ منبع: Global Business ]

همه بخش هاى اقتصاد جهانى به طور مسالمت آميزى با هم كار مى كنند و سود حاصله به همه تعلق مى گيرد. در اين دهه يك روند آشكار در حال شكل گيرى است: در بازار جهانى، چين به عنوان توليد كننده، آمريكا به عنوان خريدار و اخيراً هند هم نقش پشتوانه را به عهده گرفته است.
اما، شرق و غرب به عنوان جزيى از اقتصاد جهانى، از جانب اقتصاد چين احساس خطر مى كنند. از آنجايى كه اقتصاد جهان به هم پيوسته است بنابراين در صورت بروز هر گونه اغتشاش يا ناآرامى در منطقه، آمريكا، چين و هند بيشتر در خطر خواهند بود و بر اقتصاد يكديگر تأثير مى گذارند. به عنوان مثال، ركود در آمريكا منجر به تعطيلى كارخانه ها يا به تعليق درآمدن وضعيت شغلى كاركنان در چين مى شود و هم زمان هيأت برنامه نويسان و مركز اطلاعات كارمندان در هند به وضوح مى توانند موج ركود اقتصادى در آمريكا را حس كنند و قادر به پاسخگويى به تماس هاى متعدد از جانب خريداران بليت هواپيما و كالاهاى ديگر نخواهند بود.
احتمال بروز مشكل دوسويه است، در حقيقت، وابستگى تجارت آمريكا- هند باعث نگرانى تجار مستقل شده است. ژان پير لهمن، استاد اقتصاد سياسى بين الملل در IMD، مدرسه تجارت بين المللى در لوساناى سوئيس، مى گويد: «اگر آمريكا، اروپا و ژاپن توليد تى شرت يا دستگاه تلويزيون را متوقف كنند هيچ گونه مشكلى به وجود نمى آيد. بويژه آمريكا، نه فقط در كالا، بلكه در سرمايه كشورش هم به طور گسترده اى به چين وابسته است؛ بنابراين براى منبع يابى كالاهايش در خارج از كشور با هيچگونه مشكلى مواجه نيست، نگرانى من اين است كه بيشتر آن مواد اوليه بايستى از همان منبع (چين) وارد شوند.»
جالب اينجاست كه رشد وابستگى متقابل اقتصاد بين الملل كمى شبيه به منع هسته اى است. كشورهايى با روابط تجارى گسترده و وابستگى مالى خواهان حفظ روابط اقتصادى با ثبات هستند، چين نمى خواهد بهترين مشترى اش را از دست بدهد. اگر كارخانه هاى چينى فروشنده به Wal-Mart و ديگر شركت هاى بزرگ آمريكايى در نتيجه بحران تجارى بسته شوند، ميليون ها چينى با بيكارى مواجه شده در نتيجه از دولت عصبانى مى شوند. همچنين اگر آشفتگى هاى بيرونى از مرزهاى هند هم گذر كند و منجر به آشفتگى اقتصادى شود بدون شك رأى دهندگان در دور بعدى در پاى صندوق هاى رأى حاضر نخواهند شد. بنابراين كشورهاى چين و هند در تلاشند تا پيوسته اقتصادشان را در حال رشد سريع و نزديك به اقتصاد جهان نگه دارند. اين در حالى است كه آمريكا و اروپا، خودشان را شديداً وابسته به بازار كار اقتصاد بين المللى ابرقدرت هاى در حال رشد آسيايى حس مى كنند، كه اين باعث نگرانى شان شده است.
غرب چگونه مى تواند پاسخگوى دگرگونى اقتصادى باشد كه در نتيجه قد علم كردن چين و هند به وجود آمده است معمولاً آنهايى كه از تغييرات به وجود آمده وحشت دارند، صدمه مى بينند بنابراين در پى نظام حمايتى هستند و آنهايى كه انتظار سود دارند، مصرانه در تلاشند تا تجارت آزاد، منافع مستقلى داشته باشد، با وجود اين، هيچ يك از گزينه ها كارآمد نيست. در آمريكا همچون اروپا و ديگر اقتصاد هاى توسعه يافته، با خارج شدن هر شغل از مرز، بيشترين ضربه به قشر متوسط در جامعه وارد مى آيد. البته منافعى براى اقتصاد جهان وجود دارد اما سرعت پديدار شدن اين منافع به سرعت از دست دادن يك شغل ناراحتى ايجاد نمى كند. بنابراين براى كسانى كه كارشان در حالت تعليق است يا نگران دچار شدن به چنين وضعيتى هستند، مبارزه براى به تأخير انداختن يا حتى متوقف كردن تغييراتى كه منجر به ايجاد ضرر مى شود، كمى وسوسه برانگيز است. امروزه نياز به نظام حمايتى در حال رشد روزافزون است. در سال ،۲۰۰۶ سناتورهاى آمريكايى تهديد كردند كه ۲۷‎/۵ درصد تعرفه گمركى بر روى كالاهاى وارداتى چينى وضع كنند تا ارزان بودن قيمت كالاها را جبران كند. ديگر سياستمداران با هدف قراردادن هند، خواهان اعمال محدوديت براى كارمندان دفاتر نمايندگى(۱) شغل هاى برون مرزى شدند. اين تلاش ها شايد در كوتاه مدت راضى كننده باشند اما نهايتاً منجر به نتيجه عكس مى شوند. در هر صورت تكنولوژى ، وارد شدن به نظام حمايتى را سخت تر مى كند: بهتر اين است كه براى بررسى كشتى هاى بارى، كه كالاهايشان در كارخانه هاى برون مرزى توليد مى شود، به جاى استفاده از تجهيزات كامپيوترى و يا تماس هاى تلفنى، كشتى ها به بنادر آمريكا برگردانده شوند تا مشخص شود چه نوع كالايى از سواحل آمريكا در حال عبور است، به علاوه حالا كه زنجيره عرضه جهانى به هم پيوسته است، متوقف كردن نظام حمايتى كار سختى است. بيشتر آنچه كه در مرزها رد و بدل مى شود تنها بخش جزئى ازتوليداتى است كه در زنجيره عرضه كالا براى تحويل به مشترى، حركت رو به جلو دارد، البته كاهش سرعت تجارت تنها نيازمند همكارى مشترك است نه كنترل. چه پيش مى آمد اگر خريداران به جاى خريد از فروشگاه هاى حراج Wal-mart كه كالاها را با قيمت ارزانتر عرضه مى كنند تصميم بگيرند از فروشگاه هايى خريد كنند كه مملو از كالاهاى گران قيمت هستند اگر تعداد زيادى از خريداران موافقت كنند براى خدماتى كه در كشور ارائه مى شود پول بيشترى بپردازند كار برون مرزى كمتر خواهد شد، در نتيجه از سرعت جهانى شدن نيز كاسته مى شود. با وجود اين اجراى چنين طرحى بعيد به نظر مى رسد در دهه ۱۹۷۰ خريداران ماشين وقتى از قيمت پائين و قابل اطمينان بودن تويوتا و هوندا نسبت به فورد و فيات اطمينان حاصل مى كردند، در خريد درنگ نمى كردند در دهه هاى ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ وقتى كه كارخانه هاى توليد اسباب بازى، كفش و تنيس، به چين و مكزيك منتقل شدند، خريداران هيچ گونه اعتراضى نكردند. به نظر مى رسد خريداران علاقه مند نيستند بدانند كه آيا برنامه هاى كامپيوتريشان در هند نوشته مى شود يا در آمريكا. براى مشترى ها زياد فرقى نمى كند كه متصديان تلفن، مأمورين ماليات يا وام دهنده ها پوشش هندى داشته باشند و در دهلى زندگى كنند يا كلاه بيس بال بر سر بگذارند در بالتيمور كار كنند.
روى آوردن به نظام حمايتى به نظر جالب مى آيد اما هر اندازه هم كه خوب باشد مانعى است براى حفظ شغل در كشور هاى توسعه يافته. تلاش هاى تبليغاتى دولت براى حفظ شغل ها در قاره اروپا به نظر بى فايده مى آيد چرا كه شركت ها تمايلى به استخدام كارگران جديد ندارند، آنها مجبور هستند هزينه زيادى براى استخدام بپردازند و همين استخدام كارگرانى كه بعدها نيازى به آنها نخواهد بود، اصلاً به صرفه نيست. اين كنترل ها اعمال مى شود تا به كارگران كمك كند اما در درازمدت منجر به رشد بيكارى در اروپا مى شود كه در مقايسه با آمريكا دو برابر است. درگير شدن در نظام حمايتى در واكنش به ثروتمند شدن چين و هند در درازمدت، بيشتر مردم جهان را، چه در كشورهاى غنى و چه در كشورهاى فقير، به وضعيتى به مراتب بدتر از قبل دچار خواهد كرد، نظام حمايتى نه تنها براى حفظ شغل هاى پردرآمد تلاشى نمى كند بلكه باعث از بين رفتن آنها نيز مى شود. امروزه اقتصاد جهانى به قدرى به هم پيوسته شده است كه مى توان با انتقاد از چين و مانع قرار دادن هند از صدمه وارد آمدن به كشورهاى توسعه يافته جلوگيرى كرد. اقتصاد دانان سود سالانه اى را كه تجارت جهانى به آمريكا مى رساند چيزى حدود يك تريليون دلار برآورد كرده اند، انتقال شغل ها به خارج از مرزها اگرچه براى كاركنانى كه كارشان در حال تعليق است زياد سودى ندارد اما براى كشورهايى مثل آمريكا و ژاپن نيز، به همان اندازه كه براى كشورهايى كه شغل به آنجا منتقل مى شود، سود دارد، با توجه به اظهارات مك كنزى هر يك دلارى كه شركت هاى آمريكايى به هند مى فرستند سودى برابر با ۱‎/۴۶ دلار به بودجه كشورشان اضافه مى شود.
درست زمانى كه تكنولوژى مدرن به طرز چشمگيرى روابط بين شرق و غرب، كشورهاى در حال توسعه و كشورهاى غنى را سرعت بخشيد، دو كشور با جمعيتى بيش از يك ميليارد نفر، به طور ناگهانى از سرمايه دارى استقبال كردند و به اقتصاد جهانى ملحق شدند. بنابراين غرب نبايد از پيشرفت چين و هند ممانعت كند اما تغييرات تند و پرشتاب در اقتصاد جهانى بازتاب شديدى در غرب خواهد داشت، بنابراين كشورهايى نظير آمريكا پيش از مواجهه با كاهش اجتناب ناپذير اشتغال، نيازمند تلاش براى ايجاد شغل هاى جديد و پديد آوردن شبكه امنيتى پرقدرت تر خواهند بود.
خبر مسرت بخش اين است كه ما راه رو به جلو را مى شناسيم. استفان رووچ، اقتصاددان مورگان استنلى مى گويد: «بهترين عكس العمل از جانب دنياى توسعه يافته پردرآمد اين است كه به جاى حفظ شغل هاى قديمى براى ايجاد شغل هاى جديد تلاش كند و اين دقيقاً اتفاقى است كه پس از انقلاب صنعتى رخ داد، كشاورزان از مزارع اخراج شدند، كارگران بيگارى خانه ها براى خودكار شدن خط توليد، كارشان را از دست دادند و در اوايل دهه ۸۰ در آمريكا Rust Bowl (۲) تخليه شد.»
رابرت رابين، كارمند سابق وزارت دارايى آمريكا با اين نظر موافق است اما همين كه درباره چالش هاى اقتصادى كه آمريكا با آن رو به رو است صحبت مى كند، صدايش لحن ناراحت كننده اى حاكى از شكست به خود مى گيرد. در واقع رابين از پيشرفت هند و چين نگران نيست، نگرانى او از آمريكا ست. او مى گويد: «كارى كه ما بايد انجام دهيم اين است كه جدى باشيم. ما بايد مشكلاتى را كه داريم حل كنيم. »
رابين ليست مأيوس كننده اى از آنچه را كه آمريكا بايد براى رقابت انجام دهد، بيان مى كند: «ما بايد سيستم آموزش عمومى داشته باشيم كه اين در درجه اول اهميت قرار دارد. بايد به تحقيقات اوليه مان رجوع كنيم و همچنين با كاهش كسرى بودجه، به نظام مالى كشور نظم بدهيم.» او در ادامه مى افزايد: «آمريكا بايد تصديق كند كه سياست محيطى خوب در طولانى مدت برابر است با سياست اقتصادى خوب.»
در آمادگى براى يك طوفان رقابتى، آمريكا بويژه بايد به مراحل پايه اى رجوع كند. حساس ترين بخش، آموزش است. با وجودى كه به نسبت كشورهاى صنعتى، آمريكا بيشترين هزينه را براى آموزش صرف كرده، مدارس آمريكا تهديد كرده اند كه عرصه رقابت در بازار كار جهانى را ترك كنند. تعداد زيادى از نمره تست ها نشان مى دهد كه دانش آموزان آمريكايى در رشته هاى آموزشى در جهان عقب هستند، با وجودى كه دانشگاه هاى آمريكا در مقايسه با همترازان بين المللى شان به عنوان بهترين ها در جهان تلقى مى شوند، دانش آموزان كلاس هشتم آمريكا در سال ۲۰۰۳ در درس رياضى در رده چهاردهم قرار گرفتند و تنها توانستند دانش آموزان ليتوانى را شكست بدهند و در علوم نيز رتبه نهم را كسب كردند.
رهبران تجارى، بخصوص آنها كه مشغول جذب فارغ التحصيلان هندى و چينى هستند، خبر مى دهند كه: «باتوجه به تلاش هاى تحصيلى فعلى در آمريكا، كشور در حال عقب افتادگى است.» مدير اينتل، كرى. آر.برت مى گويد: «رقابت نيروى كار آمريكا براى موفقيت در صنعت تكنولوژى اطلاعات، بستگى به آموزش پايه اى قوى، بويژه در رياضيات و مهارت هاى علمى دارد. ما بايد انتظاراتمان را بالا ببريم و اين عقب افتادگى را كه اكنون دچارش هستيم، نپذيريم.» جان چن، مدير اجرايى عضو هيأت رئيسه ساى بس يك شركت نرم افزارى در كاليفرنيا مى گويد: «ما به عنوان يك نظام اقتصادى براى ورود به دانش بنيادى مجهز نيستيم و براى ايده هاى جديد سرمايه گذارى نمى كنيم.» در حقيقت چون هزينه كالج در آمريكا كمر شكن شده، انتظار مى رود در ۱۵ سال آينده نسبت كاركنان با تحصيلات كالج، بطرز چشمگيرى كم شود. تحصيلات تنها زمينه اى نيست كه آمريكايى ها در آن نيازمند تغيير هستند. تك تك افراد مانند دولت براى دستيابى به امكانات هزينه مى كنند. در سال ،۲۰۰۵ آمريكايى ها به جاى اين كه ناجى شبكه بين المللى اقتصادى جهان باشند، تبديل به قرض گيرنده از شبكه شدند، كه بعد از ركود بزرگ(۳) چنين چيزى ديده نشده بود. اگر هندى ها و چينى ها در سال مبلغى حدود ۵۰۰۰دلار در آمد داشته باشند و ۱۵۰۰ دلار آن را پس انداز كنند، آمريكايى هايى كه سالانه ۴۰۰۰۰ دلار در آمد دارند بايستى حداقل سالانه قادر به پس انداز همان مقدار باشند، اما اينطور نيست. شيلن چووات، پاسخگوى تلفن دلتا اير لاينز در مامبى، مى گويد: «اين كه من بدانم دارم شغل كسى را از او مى گيرم، اصلاً حس خوبى نيست.» او مى گويد: «عادت تعويض ماشين هايتان را در هر يك سال و نيم كنار بگذاريد و اگر اين كارها را انجام دهيد مى توانيد استانداردهاى زندگيتان را بالا ببريد.»
مقدمات مالى و آموزشى اساسى ترين نياز است و پايه هاى زير بنايى آمريكا نياز به بازسازى دارد. اگر شما به فرودگاه كندى و فرودگاه شانگهاى برويد خواهيد گفت كه كدام كشور پيشرفته تر است. جاده هاى چين از خيلى از جاده ها در آمريكا وضعيت بهترى دارند. بهترين نمونه براى مثال بزرگراه فراموش شده پر چاله چوله نزديك كارخانه اتومبيل سازى ديترويت است كه آمريكا را در صنعت اتومبيل سازى در رده اول جهان قرار داده است. در قطارهاى سريع السير هندى مسافران با لپ تاپ هايشان به اينترنت وصل مى شوند. چينى ها در تونل هاى زير زمينى در ماشين هايشان حين رانندگى با موبايل هايشان صحبت مى كنند اما در آمريكا اين طور نيست. در حقيقت شركت اينتل و ديگر شركت ها، محققان چينى را استخدام كرده اند تا در مورد سرى جديد گوشى هاى تلفن و تكنولوژى اينترنت سيار كار كنند چرا كه كاركنان چينى، در حال حاضر از سيستم هاى پيشرفته و تكنولوژى اى استفاده مى كنند كه براى آمريكايى ها شناخته شده نيست.
در رقابت با چين و هند بيشترين فشار بر خانواده هاى آمريكايى وارد مى شود. آنهايى كه چالش ها را پذيرفته و با آن روبه رو مى شوند درآمد ماهانه ثابتى مى گيرند. اما بيشتر مردم قابليت پذيرش تغيير ناگهانى از سوى شغل هايى را كه براى خريدارى تسهيلات فراهم مى كنند ندارند. مطمئناً اروپاى غربى و آمريكا در بازار كار توسعه يافته جهانى كمتر اهل رقابت خواهند بود و مزاياى دريافتى آنها كاهش خواهد يافت، آنها براى رسيدن به كشورهاى ديگر نيازمند پشتوانه اى محكم هستند. استفان رووچ مى گويد: «كارگران اخراج شده استحقاق آموزش مجدد را دارند.»
هيچكس قادر به پيشگويى اين حقيقت كه شغل هاى پر درآمد آينده متعلق به چه كشورهايى خواهند بود، نيست. در پنج سال اخير آمريكا ۱‎/۵ ميليون دلار در خصوص دستيابى به فناورى اطلاعات هزينه كرده است.
از سوى ديگر از سال ۲۰۰۱ حدود ۱‎/۷ ميليون شغل در زمينه صنعت مراقبت بهداشتى ايجاد شده است، شايد اين شغل ها در زمينه نانوتكنولوژى يا مهندسى محيط زيست باشد؛ چرا كه چين براى پاكسازى آب و هواى كشورش به اين مشاغل نياز دارد. بيشتر آمريكايى ها بر اين باورند كه رشد بى رويه اختلاف طبقاتى منجر به ايجاد تعداد زيادى از شغل هاى خدماتى از قبيل آرايشگرى، شغل هاى خصوصى، طراحى صحنه و... در كشور خواهد شد كه قابل انتقال به كشورهاى ديگر نباشند. ناندن نيلكانى، رئيس هيأت مديره Infosys كه شركت هاى آمريكايى را ترغيب كرد تا صدها شغل را به هند منتقل كنند، مى گويد: «مردم بايد به دنبال شغل هايى باشند كه نشود تلگرافى انجامشان داد، به عنوان مثال يك جراح مطمئن است كه هرگز شغلش را از دست نخواهد داد اما كار راديولوژيست را شخصى از بنگالور هم مى تواند انجام دهد و كيفيت كار مهم است. مردم بايد ذهنشان را بر آموزش متمركز كنند و اين چيزى است كه حتماً بايد اتفاق بيفتد.»

پانوشت ها:
۱ـ دفاتر نمايندگى شركتى خاص در كشورى ديگر كه ماليات كمى مى پردازد.
۲ـ مكانى بوده كه زمانى به خاطر توليد ماشين آلات صنعتى شناخته شده بود اما امروزه به صورت مكان متروكه اى درآمده چرا كه توليد ماشين آلات متوقف شده يا به آسيا و آمريكاى لاتين كه به كارگران دستمزد كمترى پرداخت مى شود منتقل شده (نواحى ساحلى در شرق آمريكا و قسمت هايى از آلمان به Rust Bowl مشهورند.)
۳- مشكلات اقتصادى شديدى كه به دنبال سقوط بازار بورس آمريكا در سال ۱۹۲۹ پديد آمد. در اوايل دهه ،۳۰ تعداد زيادى از بانك ها و تجارت ها ورشكسته شدند و ميليون ها نفر در ايالت متحده آمريكا، بريتانياى كبير و ديگر كشورهاى اروپايى بيكار شدند.
بحران، پيش روى منابع خاك ايران
333318.jpg
] دكتر غلامرضا براتى ]

بشر از هزاران سال پيش ارزش خاك هاى مرغوب را به عنوان بستر پيدايش حيات بازشناخت تا آنجا كه جهان را مركب از چهار عنصر خاك، آب، باد و آتش مى دانست. اين خاك هاى مرغوب عرصه جلگه ها و دلتاهاى بزرگ مانند رودهاى گنگ و براهماپوترا در هند، رود زرد در چين و بين النهرين در باختر فلات ايران است. به تدريج با افزايش جمعيت و نياز فزاينده وى به محصولات كشاورزى متنوع، خاك هاى بيشترى زير كشت رفت و رفته رفته نوبت به زير كشت رفتن خاك هاى نيمه مرغوب رسيد كه عموم مناطق كوهستانى ايران را دربرمى گيرند ولى ماهيت پر نشيب و فراز مناطق كوهستانى بهره بردارى از اين خاك ها را بسيار دشوار مى نمايد.
روند افزايش جمعيت از يك سو و از حيز انتفاع افتادن خاك هاى مورد بهره بردارى به دليل روش هاى نادرست كشاورزى بويژه در كشورهاى جهان سوم باعث شد انسان به ناچار به سوى خاك هاى ضعيف تر رو آورد. از جمله پيامدهاى اين نوع بهره بردارى گسترش تپه هاى ماسه و ريگ ها از دل بيابان ها به سوى مناطق كنارى است. در اين گسترش آرام آرام عرصه هاى نيمه خشك كه پيش از اين با خاك هاى ضعيف و با مهارت انسان زير كشت محصولات كشاورزى بود، ميدان تاخت و تاز توفان هاى ماسه مى شود و «پديده هولناك بيابان زايى» شكل مى گيرد. امروزه بنا بر نقل سازمان هواشناسى جهانىWMO (۲۰۰۷: ۳۰) حدود ۲۵۰ ميليون نفر در سراسر جهان در مناطقى زندگى مى كنند كه توسط پديده بيابان زايى تهديد مى شوند.
كشور ما ايران با آب وهواى عموماً خشك و نيمه خشك عرصه خاك هاى نازك و آسيب پذير است. هوش و استعداد وافر ايرانيان از ديرباز ايشان را بر آن داشت كه پيوندهايى مهربانانه و در عين حال علمى با خاك برقرار كنند و در بستر همين خاك هاى آسيب پذير تمدنى بنا به قول بلاك (۱۹۹۹: ۲۲) شش هزار ساله پديد آورند.
اكنون جمعيت روستايى ايران نسبت به جمعيت شهرنشين به طور نگران كننده اى در حال كاهش است. به گونه اى كه بر پايه آخرين آمار موجود كمتر از چهل درصد رسيده است. پيامد نهايى اين وضعيت، بى دفاع شدن خاك هايى است كه پيش از اين انسان آنها را از دامن پر مهر جنگل و مرتع خارج كرده بود و مدتى نيز به بهره بردارى و در واقع تضعيف آنها در قالب كشاورزى، دامدارى و غيره پرداخت. اين روند كه به مهاجرت روستاييان به شهر ها انجاميد و به طور كلى به ر ها شدن اين خاك ها منجر شد. خاك هاى ر ها شده زير تازيانه هاى فرسايش بادى در مناطق بيابانى و خشك ايران و فرسايش آبى در مناطق كوهستانى و نيمه خشك به سرعت رو به انهدام مى روند و بوته گياهى اسپند به عنوان شاخص نابودى خاك از آنها سر برمى آورد.
امروز ايران با ۱۲ ميليون هكتار ماسه زار در عرصه مناطق بيابانى روبه روست. زنگ خطر هنگامى به صدا در مى آيد كه نيمى از اين عرصه يعنى ۶ ميليون هكتار را ماسه زارهايى فعال تشكيل مى دهد (ميرزامصطفى؛ ۱۳۸۲) و ادامه پيشروى آنها، تهديدى جدى براى زمين هاى زير كشت است.
مجموعه اين شرايط ايجاب مى كند كه برنامه ريزان منابع آب و خاك كشور به تدوين راهبردهاى بلندمدت و علمى تر بينديشند:
۱) تدوين آئين نامه اى مبنى بر تعريف آسيب هاى خاك و حفاظت خاك ها با توان بازدارندگى عملى در برابر مجريان طرح هاى آسيب رسان به منابع خاك
۲) تحت نظارت و كنترل درآوردن طرح ها و عمليات عمرانى كه ماهيتاً به انهدام خاك هاى جنگلى و مرتعى مى انجامند مانند عمليات شهرك سازى، راهسازى، پل سازى و معدن كاوى توسط مراجع ذى صلاح.
۳) تعيين شخصى حقوقى يا حقيقى به عنوان مسئول و پاسخگوى نهايى خاك هاى ايران به عنوان سرمايه ملى.
۴) الزام شركت هاى دولتى و غير دولتى مبنى بر پرداخت غرامتى بازدارنده در برابر دفن هر متر مربع از اراضى بيابانى، استپى، چمنزارى و جنگلى زير نخاله ها و زايدات عملياتى مانند راهسازى و معدن كاوى.
براى نمونه با اين كه چندى است برنامه ريزى هاى گسترده اى براى مدرن كردن شيوه هاى بهره بردارى از خاك هاى ايران شامل ارتقاى شيوه هاى كاشت، داشت و برداشت انجام شده است ولى عدم انسجام در اجراى اين شيوه ها، ناديده انگارى شرايط محيطى و نظارت ناقص يا فقدان نظارت موجب مى شود كه نتايج وارونه اى به بار آيد. براى نمونه در موارد مكرر مشاهده شده است كه سامانه هاى آبيارى قطره اى يا بارانى در مزارع اطراف بزرگراه تهران- قم از حركت ايستاده، حجم عظيمى از آب طى ساعات متمادى پشت ديواره بزرگراه جمع شده است و كسى براى قطع جريان آب يا تعمير سيستم مراجعه نكرده است. اين در حالى است كه هدف اوليه راه اندازى اين شيوه آبيارى به جاى شيوه آبيارى سنتى غرقابى صرفه جويى در مصرف آب بوده است.
در بحث خاك نيز ميليون ها كشاورز در عرصه هاى بيابانى ايران زندگى مى كنند. خاك هاى اين مناطق نازك بوده، از قشرهاى نمك و گچ در عمقى كم رنج مى برند. كشاورزان هنگام كاشت و داشت ناچارند با وسايل دستى مانند بيل با احتياط شخم بزنند تا قشر نمك زيرين با خاك نازك سطحى درهم نياميزد و از بين نرود.
در چنين شرايطى پس از چند دهه از انقلاب اسلامى و شعار «كشاورزى محور استقلال»، هنوز بخش صنعت ما تراكتورى هوشمند طراحى و توليد نكرده است كه كشاورزان را از زحمت چنين شخمى آزاد كنند و مجهز به حسگرهايى باشند تا بتوانند متناسب با عمق متغير قشر گچ و نمك زيرين شخم بزنند.
مباحث تحقيقى ياد شده موضوعات مورد بررسى كتابى با عنوان «جغرافياى خاك ها و مديريت محيطى منابع خاك» تاليف دكتر غلامرضا براتى عضو هيأت علمى دانشگاه شهيد بهشتى است. اين كتاب با هدف شناخت اجزا، ويژگى ها، سازندگان، رده بندى، پراكنش جغرافيايى و سرانجام مديريت محيطى منابع خاك به عنوان «سرمايه ملى»، طى سال ۱۳۸۵ توسط دانشگاه رازى به چاپ دوم رسيده است، در كنار منابع تدوين شده موجود و بلكه به نوعى در تكميل آن ها، داده هاى سودمندى فرا راه دانش پژوهان، برنامه ريزان و دلسوزان منابع خاك ايران قرار مى دهد.
كتاب «جغرافياى خاك ها و مديريت محيطى منابع خاك» براى نخستين بار در اين عرصه با واژه نامه تفصيلى فارسى ـ انگليسى همراه است و جهت ارائه كامل تر مطالب به خواننده حاوى جداول، نمودارها، تصاوير رنگى و سياه و سفيد است.
اين كتاب مستقيماً از نشر دانشگاه رازى كرمانشاه مى تواند در دسترس علاقه مندان قرار گيرد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |