|
بحران، پيش روى منابع خاك ايران
|
|
|
] دكتر غلامرضا براتى ]
بشر از هزاران سال پيش ارزش خاك هاى مرغوب را به عنوان بستر پيدايش حيات بازشناخت تا آنجا كه جهان را مركب از چهار عنصر خاك، آب، باد و آتش مى دانست. اين خاك هاى مرغوب عرصه جلگه ها و دلتاهاى بزرگ مانند رودهاى گنگ و براهماپوترا در هند، رود زرد در چين و بين النهرين در باختر فلات ايران است. به تدريج با افزايش جمعيت و نياز فزاينده وى به محصولات كشاورزى متنوع، خاك هاى بيشترى زير كشت رفت و رفته رفته نوبت به زير كشت رفتن خاك هاى نيمه مرغوب رسيد كه عموم مناطق كوهستانى ايران را دربرمى گيرند ولى ماهيت پر نشيب و فراز مناطق كوهستانى بهره بردارى از اين خاك ها را بسيار دشوار مى نمايد. روند افزايش جمعيت از يك سو و از حيز انتفاع افتادن خاك هاى مورد بهره بردارى به دليل روش هاى نادرست كشاورزى بويژه در كشورهاى جهان سوم باعث شد انسان به ناچار به سوى خاك هاى ضعيف تر رو آورد. از جمله پيامدهاى اين نوع بهره بردارى گسترش تپه هاى ماسه و ريگ ها از دل بيابان ها به سوى مناطق كنارى است. در اين گسترش آرام آرام عرصه هاى نيمه خشك كه پيش از اين با خاك هاى ضعيف و با مهارت انسان زير كشت محصولات كشاورزى بود، ميدان تاخت و تاز توفان هاى ماسه مى شود و «پديده هولناك بيابان زايى» شكل مى گيرد. امروزه بنا بر نقل سازمان هواشناسى جهانىWMO (۲۰۰۷: ۳۰) حدود ۲۵۰ ميليون نفر در سراسر جهان در مناطقى زندگى مى كنند كه توسط پديده بيابان زايى تهديد مى شوند. كشور ما ايران با آب وهواى عموماً خشك و نيمه خشك عرصه خاك هاى نازك و آسيب پذير است. هوش و استعداد وافر ايرانيان از ديرباز ايشان را بر آن داشت كه پيوندهايى مهربانانه و در عين حال علمى با خاك برقرار كنند و در بستر همين خاك هاى آسيب پذير تمدنى بنا به قول بلاك (۱۹۹۹: ۲۲) شش هزار ساله پديد آورند. اكنون جمعيت روستايى ايران نسبت به جمعيت شهرنشين به طور نگران كننده اى در حال كاهش است. به گونه اى كه بر پايه آخرين آمار موجود كمتر از چهل درصد رسيده است. پيامد نهايى اين وضعيت، بى دفاع شدن خاك هايى است كه پيش از اين انسان آنها را از دامن پر مهر جنگل و مرتع خارج كرده بود و مدتى نيز به بهره بردارى و در واقع تضعيف آنها در قالب كشاورزى، دامدارى و غيره پرداخت. اين روند كه به مهاجرت روستاييان به شهر ها انجاميد و به طور كلى به ر ها شدن اين خاك ها منجر شد. خاك هاى ر ها شده زير تازيانه هاى فرسايش بادى در مناطق بيابانى و خشك ايران و فرسايش آبى در مناطق كوهستانى و نيمه خشك به سرعت رو به انهدام مى روند و بوته گياهى اسپند به عنوان شاخص نابودى خاك از آنها سر برمى آورد. امروز ايران با ۱۲ ميليون هكتار ماسه زار در عرصه مناطق بيابانى روبه روست. زنگ خطر هنگامى به صدا در مى آيد كه نيمى از اين عرصه يعنى ۶ ميليون هكتار را ماسه زارهايى فعال تشكيل مى دهد (ميرزامصطفى؛ ۱۳۸۲) و ادامه پيشروى آنها، تهديدى جدى براى زمين هاى زير كشت است. مجموعه اين شرايط ايجاب مى كند كه برنامه ريزان منابع آب و خاك كشور به تدوين راهبردهاى بلندمدت و علمى تر بينديشند: ۱) تدوين آئين نامه اى مبنى بر تعريف آسيب هاى خاك و حفاظت خاك ها با توان بازدارندگى عملى در برابر مجريان طرح هاى آسيب رسان به منابع خاك ۲) تحت نظارت و كنترل درآوردن طرح ها و عمليات عمرانى كه ماهيتاً به انهدام خاك هاى جنگلى و مرتعى مى انجامند مانند عمليات شهرك سازى، راهسازى، پل سازى و معدن كاوى توسط مراجع ذى صلاح. ۳) تعيين شخصى حقوقى يا حقيقى به عنوان مسئول و پاسخگوى نهايى خاك هاى ايران به عنوان سرمايه ملى. ۴) الزام شركت هاى دولتى و غير دولتى مبنى بر پرداخت غرامتى بازدارنده در برابر دفن هر متر مربع از اراضى بيابانى، استپى، چمنزارى و جنگلى زير نخاله ها و زايدات عملياتى مانند راهسازى و معدن كاوى. براى نمونه با اين كه چندى است برنامه ريزى هاى گسترده اى براى مدرن كردن شيوه هاى بهره بردارى از خاك هاى ايران شامل ارتقاى شيوه هاى كاشت، داشت و برداشت انجام شده است ولى عدم انسجام در اجراى اين شيوه ها، ناديده انگارى شرايط محيطى و نظارت ناقص يا فقدان نظارت موجب مى شود كه نتايج وارونه اى به بار آيد. براى نمونه در موارد مكرر مشاهده شده است كه سامانه هاى آبيارى قطره اى يا بارانى در مزارع اطراف بزرگراه تهران- قم از حركت ايستاده، حجم عظيمى از آب طى ساعات متمادى پشت ديواره بزرگراه جمع شده است و كسى براى قطع جريان آب يا تعمير سيستم مراجعه نكرده است. اين در حالى است كه هدف اوليه راه اندازى اين شيوه آبيارى به جاى شيوه آبيارى سنتى غرقابى صرفه جويى در مصرف آب بوده است. در بحث خاك نيز ميليون ها كشاورز در عرصه هاى بيابانى ايران زندگى مى كنند. خاك هاى اين مناطق نازك بوده، از قشرهاى نمك و گچ در عمقى كم رنج مى برند. كشاورزان هنگام كاشت و داشت ناچارند با وسايل دستى مانند بيل با احتياط شخم بزنند تا قشر نمك زيرين با خاك نازك سطحى درهم نياميزد و از بين نرود. در چنين شرايطى پس از چند دهه از انقلاب اسلامى و شعار «كشاورزى محور استقلال»، هنوز بخش صنعت ما تراكتورى هوشمند طراحى و توليد نكرده است كه كشاورزان را از زحمت چنين شخمى آزاد كنند و مجهز به حسگرهايى باشند تا بتوانند متناسب با عمق متغير قشر گچ و نمك زيرين شخم بزنند. مباحث تحقيقى ياد شده موضوعات مورد بررسى كتابى با عنوان «جغرافياى خاك ها و مديريت محيطى منابع خاك» تاليف دكتر غلامرضا براتى عضو هيأت علمى دانشگاه شهيد بهشتى است. اين كتاب با هدف شناخت اجزا، ويژگى ها، سازندگان، رده بندى، پراكنش جغرافيايى و سرانجام مديريت محيطى منابع خاك به عنوان «سرمايه ملى»، طى سال ۱۳۸۵ توسط دانشگاه رازى به چاپ دوم رسيده است، در كنار منابع تدوين شده موجود و بلكه به نوعى در تكميل آن ها، داده هاى سودمندى فرا راه دانش پژوهان، برنامه ريزان و دلسوزان منابع خاك ايران قرار مى دهد. كتاب «جغرافياى خاك ها و مديريت محيطى منابع خاك» براى نخستين بار در اين عرصه با واژه نامه تفصيلى فارسى ـ انگليسى همراه است و جهت ارائه كامل تر مطالب به خواننده حاوى جداول، نمودارها، تصاوير رنگى و سياه و سفيد است. اين كتاب مستقيماً از نشر دانشگاه رازى كرمانشاه مى تواند در دسترس علاقه مندان قرار گيرد.
|