يكشنبه ۱۸ آذر ۱۳۸۶ - ۲۸ ذيقعده ۱۴۲۸
Sun, Dec 9, 2007
خانواده
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سياست۱
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
اينترنت
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
محيط زيست
ماجرا
خانواده
علت واقعى خستگى و بى حوصلگى بچه ها را پيدا كنيد
علت واقعى خستگى و بى حوصلگى بچه ها را پيدا كنيد
زندگى كه فقط تفريح نيست
333276.jpg
] فريبا دارخال [

«حوصله ندارم، خسته ام». چه تعداد از والدين اين گلايه را از بچه ها شنيده اند بعضى از بچه ها هر روز بعد از بازگشت از مدرسه با اين شكايت، نارضايتى خود را از مدرسه اعلام مى كنند و هيچ حرف خوبى در رابطه با مدرسه نمى زنند.
برداشت اشتباه نكنيد، فكر نكنيد آنها از درس خواندن بيزارند، به جاى اين همه، به دنبال علت هاى اين گلايه ها باشيد. بچه ها كارهاى زيادى مى توانند انجام دهند تا از اين بى حوصلگى دور شوند. آنها غالباً با والدين در كشمكش هستند.
بچه مى گويد: «شما مى خواهيد من كارهايى را كه شما دوست داريد انجام بدهم ولى من دوست دارم كارى را كه خودم دوست دارم انجام بدهم.» بچه ها بايد بفهمند كه زندگى فقط تفريح نيست و هركس در زمان هايى خسته و بى حوصله مى شود. اكثر معلم ها و روانشناسان از والدين نسبت به بى حوصلگى و خستگى بچه ها مى شنوند ولى معتقدند كه اين مسأله واقعيت ندارد. آنها بر اين باورند كه اين مسأله را بايد به نوع ديگرى ارزيابى كرد. آنها مى گويند كه والدين بايد نقش يك بازرس را داشته باشند و با صحبت با بچه و شنيدن آن چيزى كه بچه به ديگران مى گويد علت واقعى اين احساس را پيدا كنند. والدين بايد درباره آنچه بچه در مدرسه ياد گرفته و يا درباره معلم هاى مدرسه با او گفت و گو كنند. از طريق اين گفت و گوها مى توانند به ميزان مشاركت فرزندان در امور كلاس پى ببرند. همچنين به دنبال برنامه هاى كلاسى، تكاليف و امتحانات فرزندشان باشند. اگر فرزند شما اظهار خستگى از مدرسه مى كند مهمترين اصل اين است كه با معلم او صحبت كنيد. كارى به علت شكايت بچه نداشته باشيد بلكه به دنبال ارتباط مشترك بين خود و معلم او باشيد تا بتوانيد درباره همه چيز كلاس با او صحبت كنيد. بعد از تمام اين تحقيقات شما پى خواهيد برد كه فرزندتان كداميك از ويژگى هايى را كه در پى مى آيد، دارد.
*بچه هاى تيزهوش
يكى از شايع ترين علت هاى گلايه در ميان بچه ها مطالبى است كه معلم تدريس مى كند. بعضى از بچه ها از برنامه درسى كلاس جلوتر هستند و اين موجب نارضايتى آنها از محيط كلاس مى شود. اين بچه ها از ديگران باهوش تر و بااستعدادترند و توانايى آنها در انجام تكاليف درسى بهتر است. اغلب اين بچه ها تكاليفشان را اشتباه و بى دقت انجام مى دهند، ولى در امتحانات مخصوصاً وقتى سؤالات سخت ترند، موفق عمل مى كنند. بعضى از نشانه هاى اين گونه بچه ها از اين قرار است:
- مطالعه كمى دارند، اما نمرات و معدل خوبى دارند.
- در مواردى كه توانايى هاى زيادى دارند، عملكرد ضعيفى نشان مى دهند.
- در كارشان شلختگى و بى برنامگى ديده مى شود بدون آن كه علاقه به اصلاح آن داشته باشند.
- از مطالعه برروى موضوع هايى كه قبلاً علاقه مندى خود را به آنها نشان داده اند، اجتناب مى كنند.
- تكاليف و پروژه هايشان را به سرعت انجام مى دهند.
اگر فرزند شما اين خصوصيات را دارد، شما فرزندى تيزهوش و بااستعداد داريد. از معلم او بخواهيد تكاليفى كه درحد اوست به او بدهد. اين بچه ها شايد نياز به امتحانات جهشى داشته باشند و درنهايت مى توان اين گونه بچه ها را به مدارس تيزهوشان فرستاد.
* بچه هايى كه از درس عقبند
در نقطه مقابل، بچه هايى هستند كه در كارهاى تكرارى و تكاليف وسؤالات ساده بهتر عمل مى كنند، اما در طرح ها و امتحانات اشتباهاتى دارند. ازطريق ملاقات با معلم او مى توانيد بفهميد كه بچه شما چقدر از كلاس عقب است و چه برنامه هايى مى توانيد براى رسيدن او به همكلاسى هايش، انجام دهيد. استفاده از كلاس هاى جبرانى، گفت و گو با مشاوران مدرسه و هركسى كه مى تواند به آمادگى فرزند شما كمك كند، در اين رابطه مفيد است. وقتى بچه داراى چنين ضعف هايى باشد اغلب از محيط مدرسه دلسرد و زده مى شود.
* بچه هاى منزوى
بعضى از بچه ها رابطه اى عاطفى و شخصى با معلم خود دارند و اگر روزى اين ارتباط را ازدست بدهند، از خستگى شكايت مى كنند. اين مسأله اكثراً در بچه هايى رخ مى دهد كه از مقطع ابتدايى به راهنمايى مى آيند و احساس گمگشتگى دارند؛ چرا كه در اين مقطع با معلم هاى مختلف روبه رو مى شوند. اين بچه ها نياز به تشويق و دلگرمى دارند. شما بايد با يك معلم خاص كه با او در ارتباط باشد يا يك دوست قابل اعتماد يا فردى كه فرزند شما در مدرسه نسبت به او علاقه زيادى دارد، ارتباط برقرار سازيد و ضعف هاى درسى فرزندتان را با او درميان بگذاريد. همچنين بايد خيلى بيشتر از ديگر بچه ها به او توجه كنيد تا بتوانيد او را نسبت به محيط مدرسه دلگرم كنيد.
هر چه بيشتر تلويزيون تماشا كنيد، بيشتر چاق مى شويد
333285.jpg
] غزاله مرعشى [

در سال هاى اخير چاقى كودكان بسيار شايع شده است و علت آن هم مصرف بيش از حد غذاهاى چرب و پركالرى و كم تحركى است. تشويق كردن بچه ها به ورزش و انجام بازى هاى پرتحرك باعث مى شود آن ها سالم تر باشند و اضافه وزن پيدا نكنند.
شما بايد الگوى خوبى براى فرزندانتان باشيد، پس بهتر است اول از همه از خودتان شروع كنيد. چطور مى توانيد بچه ها را متقاعد كنيد كه به جاى تماشاى تلويزيون، ورزش و بازى كنند درحالى كه خودتان تمام اوقات فراغت تان را جلوى تلويزيون مى گذرانيد
خريدن دوچرخه، اتلاف پول نيست بلكه سرمايه گذارى روى سلامتى است. مى توانيد با دوچرخه هاى خودتان يا دوچرخه هايى كه كرايه مى كنيد، هر چند وقت يك بار در پارك هايى كه پيست مخصوص دارند يا در فضاهايى كه براى دوچرخه سوارى امن است، با فرزندانتان دوچرخه سوارى كنيد يا زمانى كه به خريد مى رويد يا مى خواهيد بچه ها را به مدرسه برسانيد، به جاى استفاده از ماشين پياده روى كنيد. اين ها روش هايى ساده است كه مى توانيد به كار گيريد تا عادات خوب ورزش كردن و تحرك داشتن را در فرزندانتان بپرورانيد.
اگر بچه ها در زمينه ورزشى خاص استعداد دارند يا به آن علاقه نشان مى دهند، آنان را حمايت كنيد. اگر مشكلى دارند كه آن ها را از ورزش كردن باز مى دارد، سعى كنيد آن مشكل را برطرف كنيد. مثلاً اگر فرزندتان به آسم مبتلاست و در حين ورزش و فعاليت مشكل تنفسى پيدا مى كند با پزشكش مشورت كنيد و ورزشى خاص برايش انتخاب كنيد تا بتواند به طور منظم به آن بپردازد. فراموش نكنيد كه ورزش كردن موجب بهبود بسيارى از بيمارى هاى جسمى مى شود. ورزش شنا يكى از سالم ترين ورزش ها براى افرادى است كه از نظر جسمى نمى توانند ورزش هاى بسيار پرتحرك را انجام دهند. از طرفى چون بچه ها به آب بازى علاقه دارند، حتماً از شنا خوششان خواهد آمد. اگر بچه ها در بيرون از مدرسه به ورزش كردن بپردازند، اعتماد به نفسشان افزايش پيدا مى كند و به انجام ورزش هاى تيمى و فعاليت هاى گروهى در مدرسه علاقه بيشترى نشان خواهند داد. سعى كنيد ورزش و فعاليت را براى فرزندانتان به صورت تفريح جلوه دهيد نه تكليف. اگر فرزندتان از انجام ورزش هاى گروهى خوشش نمى آيد سعى كنيد نظر او را به ورزش هاى انفرادى جلب كنيد و علاقه او را در اين زمينه كشف كنيد. بچه هاى درون گرا معمولاً ورزش هاى انفرادى را به ورزش هاى تيمى ترجيح مى دهند.
نوع ورزش بايد با سن كودك متناسب باشد. براى خردسالان انجام بازى هاى مهيج و پرتحرك مانند دويدن، حفظ تعادل، پرش، شوت كردن و پرتاب كردن مناسب است. كودكان شش تا ۱۲ سال مى توانند به ورزش هايى بپردازند كه در آنها استعداد بيشترى دارند. يكى از علت هاى چاقى كودكان زياده روى در تماشاى تلويزيون يا انجام بازى هاى رايانه اى است. والدين بايد سعى كنند بچه ها را به انجام دادن تفريحات پرتحرك علاقه مند كنند. هرگز تلويزيون و رايانه را در اتاق خواب بچه ها نگذاريد. در بعضى از خانواده ها تلويزيون هميشه روشن است حتى اگر كسى آن را تماشا نكند. همه اين ها علاقه بچه ها به تماشاى تلويزيون را افزايش مى دهد و هر چه تعداد ساعاتى كه او جلوى تلويزيون يا رايانه مى گذراند بيشتر باشد، اضافه وزنش هم بيشتر خواهد شد.
براى فرزندانتان اسباب بازى هايى تهيه كنيد كه با آنها بتوانند بازى هاى پرتحرك انجام دهند، مانند طناب بازى و به بچه ها بازى هايى را ياد بدهيد كه آنان را مجبور به انجام فعاليت بدنى كند مانند لى لى و گرگم به هوا.
اجازه ندهيد بچه ها هر چقدر كه دوست دارند تلويزيون نگاه كنند يا بازى هاى رايانه اى انجام دهند.
براى آنها محدوديت زمانى قائل شويد، مثلاً يك ساعت در روز براى تماشاى تلويزيون و نيم ساعت براى بازى هاى رايانه اى. مى توانيد از بچه ها بخواهيد دقيقاً برابر همان زمانى را كه صرف تلويزيون و رايانه مى كنند ورزش كنند. مثلاً به ازاى هر ۳۰ دقيقه تماشاى تلويزيون ۳۰ دقيقه فعاليت بدنى انجام دهند.
رنگين كمان منتظر نمى ماند
333261.jpg
] جينا بارت‎/ ترجمه: زهرا رضايى [

كار مى تواند منتظر بماند تا شما رنگين كمان را به كودكتان نشان بدهيد، اما رنگين كمان نمى تواند منتظر بماند تا شما كارتان را تمام كنيد.
پاتريشيا كلافورد
خيلى عجله داشتم. بهترين لباسم را پوشيده بودم تا در آن جلسه شركت كنم. دختر چهار ساله ام، گيليان، داشت توى هال جست و خيز مى كرد و زير لب ترانه كودكانه زيبايى را مى خواند.
ديرم شده بود، اما صداى ظريفى از درون وجودم گفت «صبر كن!»
و من صبر كردم و مشغول تماشاى او شدم. بعد دستم را دراز كردم و دست او را گرفتم و هر دو شروع كرديم به جست وخيز. دراين موقع، پسر هفت ساله ام هم آمد و دست ديگرم را گرفت و سه تايى، پرسروصداترين نمايش دنيا را باهم اجرا كرديم و حسابى خنديديم. وقتى از نفس افتاديم ، نگاهى به ساعت ديوارى انداختم. حسابى دير شده بود، اما ابداً برايم مهم نبود. هردو را بوسيدم و گفتم «تا برمى گردم بچه هاى خوبى باشين و مامان بزرگ رو اذيت نكنين.»
آنها شادمانه و با شتاب از پله ها بالا رفتند. صداى خنده شان از پشت ديوار اتاقشان بيرون مى آمد. مى خواستم در را باز كنم و بروم كه صداى دخترم را شنيدم كه به پسرم مى گفت: «كيت لين!مامان بهترين مامان دنياست.مگه نه »
خشكم زد. چشم هايم را بستم و ديدم يك عمر دويده ام و تمام ديوارهاى دفتر كارم پرشده از تقديرنامه و لوح، ولى هرگز در عمرم جايزه اى به شيرينى اين جمله دخترم نگرفته ام.
توقع ندارم دخترم در ۱۴ سالگى هم اين حرف را بزند، ولى وقتى ۴۰ ساله بشود و بالاى قبرم بيايد، حتماً اين جمله چهارسالگى اش را آنجا خواهد گفت و حتماً به اندازه امروز، شادخواهد شد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |