سه شنبه ۲۰ آذر ۱۳۸۶ - ۳۰ ذيقعده ۱۴۲۸
Tue, Dec 11, 2007
ديپلماتيك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
كودك بادبادك
سلامت
خانواده
پوتين باز هم گزينه اول روس هاست
وداع با «راه آسه آن»
333936.jpg
]خيرى جمال الدين[

اتحاديه ۱۰ عضوى ملل جنوب شرقى آسيا، «آسه آن»، از زمان تشكيل خود موفق شده است به شكل ماهرانه اى ميان منافع اعضاى خود توازن برقرار كند و ضمن حفظ ثبات ژئوپليتيك منطقه به سوى ايجاد يك منطقه آزاد تجارى گام بردارد. بخش عمده اين موفقيت ناشى از خط مشى به اصطلاح «راه آسه آن» است، خط مشى اى كه مبناى آن عدم دخالت در روابط داخلى كشورهاى عضو است. تصميم گيرى ها تاكنون بر اساس اجماع بين اعضا بوده و هر عضو به شكل مؤثرى از حق وتو برخوردار است و مواجهه اعضا با يكديگر و در مواقعى حتى صداقت داشتن، اشتباه ديپلماتيك فاحشى محسوب مى شود.
اگرچه «راه آسه آن» در مهار و اداره روابط منطقه اى طى دوران رهبرى هاى مستبدانه و سال هاى نخست روند شكل گيرى ملت هاى منطقه مفيد و مؤثر بوده است، زمان آن فرا رسيده تا آسه آن گاو مقدس خود را ذبح كند. اين هفته رهبران گروه در سنگاپور گردهم مى آيند تا درباره اساسنامه جديدى تصميم گيرى كنند، اساسنامه اى كه پيش نويس آن توسط تغيير شكل و بازسازى «آسه آن» به صورت سازمانى قانونمند است كه ابزار لازم را براى اجراى قوانين خود در مورد كشورهاى عضو در اختيار دارد، بخصوص كشورهايى كه بارها رفتار بد خود را در پس اعتبار بين المللى گروه پنهان كرده اند. روى ميز مجمع سران آ سه آن چيزى جز آينده گروه باقى نمانده است. «راه آسه آن» در عمل شمشيرى دولبه از آب درآمده است. از يك سو اين خط مشى بازتاب اشتراك نظر مهم كشورهاى عضو براى ايجاد منطقه اى برخوردار از صلح و رفاه است. دخالت نكردن در امور داخلى همسايه موجب حسن نيت و تفاهم مى شود. از سوى ديگر «راه آسه آن» موارد وحشتناك و تأسف بار نقض حقوق بشر را [در اين منطقه] ناديده گرفته و مانع از اقدامات مؤثر درباره بسيارى از موضوعات مهم بين مرزى در ميان كشورهاى عضو شده است، از جمله يكپارچگى اقتصادى كشورهاى عضو و موضوع نابودى محيط زيست.
اساسنامه علاوه بر اين، پيشنهادى درباره يك فرايند جديد تصميم گيرى دارد كه به اعضا اجازه مى دهد درباره بعضى موضوعات حق انتخاب داشته باشند و به اين ترتيب اين باور را كه تنها اجماع و اتفاق نظر قابل پذيرش است، كنار مى گذارد. اساسنامه خواهان راه اندازى يك كميته حقوق بشر، يك دبيرخانه تقويت شده و نيز برگزارى اجلاس دوسالانه سران كشورهاى عضو براى سرعت بخشيدن به تصميم گيرى ها - علاوه بر اجلاس سالانه فعلى - است. مهم ترين نكته در اين اساسنامه، پيشنهادى است كه بر اساس آن به آسه آن اجازه داده مى شود عضويت كشورهايى را كه توافقنامه ها را نقض يا به شيوه اى عمل كرده اند كه ناقض اهداف اين اتحاديه بوده است، به حالت تعليق درآورد.
چنانچه اين پيشنهادها پذيرفته شود، تعهد و جديت آسه آن در همان گام اول با نحوه برخورد اين سازمان با ژنرال هاى ميانمار به محك امتحان گذاشته خواهد شد. پيش از اين و بر اساس خط مشى «راه آسه آن» پذيرفتن ميانمار در اين گروه در سال ۱۹۹۷ از سوى ساير كشورهاى عضو با عنوان تعامل سازنده با يانگون مورد حمايت قرار گرفت. آسه آن بر اين باور بود كه ورود ميانمار به اين سازمان منجر به تعهد اخلاقى و در نهايت پيش رفتن ميانمار به سوى دموكراسى و حكومت خوب مى شود. تجارت و سرمايه گذارى بين ميانمار و ساير كشورهاى عضو آسه آن به نفع هر دو طرف بود. براى ژنرال هاى ميانمار، عضويت اين كشور در آسه آن جايگاهى بين المللى را در اختيار اين كشور قرار مى دهد و موقعيت مطرود و منفور آنها را در عرصه جهانى از بين مى برد، چرا كه كشورهاى خارج از منطقه مجبور بودند با كل اعضاى گروه همكارى كنند و ميانمار خارج از گروه نبود.
اما وقايع اخير در ميانمار اين نكته را كاملاً آشكار كرد كه تعامل و خط مشى باج دادن و سازش [با اين كشور] نتيجه بخش و موفق نبوده است. در واقع اينك آسه آن چاره اى ندارد جز اين كه ميانمار را به شديدترين شكل ممكن محكوم كند، كارى كه در اين گروه تاكنون مرسوم نبوده است. ميانمار مايه بزرگترين شرمسارى براى آسه آن است و با توجه به پخش جهانى تصاوير گويا و زنده سركوب خشونت بار راهبان و فعالان در اين كشور ديگر جايى براى ادامه خط مشى «راه آسه آن» نيست. اگرچه يانگون از طريق روابط دوستانه خود با چين نشان داده است چندان وابسته به آسه آن نيست، اين سازمان بايد نشان دهد مى خواهد قدرت جديد خود را عليه اعضايى كه از حركت در چارچوب قواعد و ضوابط گروه سر باز مى زنند، به كار گيرد. چنانچه ميانمار از اعاده فورى دموكراسى به شكلى قابل قبول براى اكثريت مردم خود سر باز زند، اساسنامه بايد بتواند تهديدى جدى عليه ميانمار براى تعليق عضويت اين كشور در آسه آن باشد.
به هم پيوستگى آسه آن در دراز مدت بر حسب توانايى اين گروه براى تقويت رشد اقتصادى خود از طريق يكپارچگى بيشتر تعيين خواهد شد. طى دهه ها، اعضاى نخستين آسه آن از جريان بى وقفه سرمايه گذارى هاى مستقيم خارجى بهره برده اند كه موجب رشد تصاعدى صادرات منطقه شده و به تبع آن سطح استانداردهاى زندگى را بالا برده و موجب شكل گيرى زيرساخت هاى تحسين برانگيز منطقه شده است. اما امروزه جريان سرمايه گذارى ها ديگر بى وقفه نيست.
اينك چين وهند افسانه هاى جديد رشد آسيا در قرن حاضر محسوب مى شوند. حتى در داخل خود آسه آن، پنج عضو بنيانگذار گروه - شامل اندونزى، مالزى، فيليپين، سنگاپور و تايلند - تنها شاهد رشد ويتنام هستند كه موفقيت هاى سال هاى پيش آنها را اينك به نوعى تكرار مى كند.
اگر چه سرعت پيگيرى طرح هاى ايجاد يك منطقه آزاد تجارى افزايش يافته است، واقعيت يكپارچگى اقتصادى منطقه چندان دلگرم كننده نيست. تجارت درون منطقه اى در حد سال هاى نخستين امضاى توافق تجارى آزاد آسه آن - در سال ۱۹۹۲ - كاهش يافته است.
شركت هاى تجارى از بهره گيرى از تعرفه هاى ترجيحى رايج به خاطر تشريفات دست و پاگير ادارى مأيوس شده اند و قيمت هاى يك كالا در سراسر منطقه به نحو قابل توجهى متفاوت است. شركت هاى تجارى مى خواهند آسه آن صرفاً يك سكوى توليد باشد، جايى كه در آن جريان كالا، خدمات، نيروى كار و سرمايه، آزاد، روان و قابل پيش بينى باشد.
آسه آن با توجه به ظرفيت كلى بازار داخلى خود ـ نيم ميليارد نفر- دست به معامله بزرگى زده است. اين سازمان با پديده ظهور چين از طريق خط مشى بازاريابى فروش «چين بعلاوه يك» مقابله مى كند كه اين «بعلاوه يك» در واقع خود آسه آن است. اما ظرفيت آسه آن به عنوان يك هدف سرمايه گذارى با بازارى نسبتاً بزرگ هنگامى اهميت مى يابد كه اين منطقه به يكپارچگى اقتصادى فراگيرى دست يابد. اگر چه ممكن است براى گفت و گو درباره يك اتحاديه اقتصادى و پولى مشابه اتحاديه اروپا خيلى زود باشد، اگر «آسه آن» قصد دارد به تعهد خود به سرمايه گذاران مبنى بر تبديل شدن به يك سكوى توليد صرف پايبند بماند، ايجاد يك اتحاديه گمركى و پس از آن يك بازار مشترك بايد در اولويت قرار گيرد.
جالب است كه پيشنهادهاى اساس نامه جديد از سوى رهبران سابق «آسه آن» - از جمله فيدل راموس رئيس جمهور سابق فيليپين، على الاتاس وزير خارجه سابق اندونزى و موسى هيتم، قائم مقام نخست وزير مالزى - ارائه شده است كه بسيارى از آنها طى دوران تصدى خود از طراحان خط مشى «راه آسه آن» بودند. با آن كه آنان زمانى خود جزو سيستم بوده اند اينك درك مى كنند كه موسم تغيير فرا رسيده است. هر چند ممكن است تا شكل گيرى يك اتحاديه سياسى سال ها فاصله باشد، آسه آن اگر مى خواهد به خوبى با چين و هند مقابله كند چاره اى جز سرعت بخشيدن به يكپارچگى اقتصادى خود ندارد.
اين هدف تنها در صورتى قابل تحقق خواهد بود كه آسه آن كه وظيفه آن مراقبت از منطقه است، تقويت و قانونمند شود و اصول مشترك دموكراسى، عدالت و حكومت خوب در كشورهاى عضو آن پا بگيرد. خط مشى «راه آسه آن» براى مدتى طولانى به يكى، دو عضو خود اجازه داده است اعتبار كل گروه را خدشه دار كنند. «راه آسه آن» براى مدتى طولانى تداعى كننده يك نهاد مركزى ضعيف بوده است كه نمى توانسته اعضاى خود را به تبعيت از قانون ملزم كند و دائماً در هزار توى بوروكراسى بين دولتى محو مى شده است.
«راه آسه آن» به بن بست رسيده است. دوره ديكتاتورهايى كه يك چشم خود را بر آن چه در حياط خلوت قلمروى خود رخ مى داد، مى بستند، سپرى شده است. زمان متوسل شدن به ارزش هاى آسيايى به عنوان بهانه اى براى زيرپاگذاشتن حقوق بشر و توسعه گذشته است. آسه آن به راه جديدى براى ادامه حركت خود نياز دارد و زمان تغيير همين حالاست.
* جمال الدين ، قائم مقام مديريت جنبش جوانان سازمان ملى مالزى متحد و از مديران شركت سرمايه گذارى خصوصى ايرون كيج در كوالالامپور است.
پوتين باز هم گزينه اول روس هاست
تلاش براى مديريت رأى مردم
در روسيه
333870.jpg
]منبع: نيوزويك [

كرملين يكشنبه گذشته چهره ديگرى از قدرت خود رابه نمايش گذارد كه از آن مى توان با نام «مديريت دموكراسى» نام برد. پارلمان هاى كشورهاى اروپايى هريك بسته به منافع خود تعريفى از آنچه در مسكو گذشت، ارائه كردند اما در مجموع انتخابات پارلمانى روسيه را «غيرمنصفانه» خواندند. اكثر دولت هاى اروپايى معتقدند انتخابات دوما نتوانست حداقل هايى از يك انتخابات دموكراتيك را به همراه داشته باشد. منابع امنيتى شواهدى در دست دارند كه نشان مى دهد انتخابات دوماى روسيه طورى ترتيب داده شده بود تا همه شاهد پيروزى حزب ولاديمير پوتين باشند.
حزب روسيه متحد به رهبرى ولاديمير پوتين توانست ۶۵ درصد آراى انتخابات روسيه را از آن خود كند و حزب كمونيست كه روس ها مدعى اند اپوزيسيون دولت مى شود، در رتبه بعد قرار گرفت. يكى از مهم ترين كسانى كه در انتخابات دوما موفق شد به پارلمان راه يابد، آندره لوگووى عضو سابق «كا.گ.ب» بود. وى از سوى غرب متهم به قتل الكساندر لتويننكو مأمور سابق سازمان امنيت روسيه در لندن است. در روسيه بعد از پوتين نيز لوگووى يك قهرمان است.
نمى توان مردم روسيه را به سبب حمايت بى چون و چراى خود از ولاديمير پوتين سرزنش كرد. براى بسيارى از مردم روسيه دموكراسى معنايى ندارد جز يادآورى دروغ هاى سياستمداران، فسادهاى رسمى و دزدى هاى عصر يلتسين. «بازار آزاد» همچنين براى آنان به معناى از دست دادن سرمايه و غلتيدن در دامان فقر و بيچارگى است.
پوتين در هفت سالى كه بر مسند رياست جمهورى نشست، به طور قابل ملاحظه اى سطح زندگى مردم روسيه را افزايش داد، ديون و قرض هاى روسيه را پرداخت كرد و روسيه را به جايگاه مهمى در سطح كشورهاى دنيا رساند و داراى «هژمونى» كرد. بايد بپذيريم مردم روسيه ساختارى را انتخاب كردند كه به طور بارزى با ساختارهاى حقيقى يك نظام دموكراتيك فاصله دارد. مرگ دموكراسى روسيه براى غرب يك فاجعه و فاجعه بزرگ تر تكرار مداوم اين فاجعه از سوى مردم روسيه است.
يكى از مهم ترين مشكلات غرب با روسيه اين است كه پوتين با هوشمندى و درايت ساختارى محرمانه و مخفى براى خود ايجاد كرده است. كرملين در آغاز رياست جمهورى پوتين با خارج كردن رسانه هاى مستقل از دور رقابت، توانست كنترل رسانه اى كشور را برعهده بگيرد و سپس با رسانه هاى قدرت خود اين گونه وانمود كند كه خير و صلاح مردم روسيه در گرو حمايت و پشتيبانى از برنامه هاى پوتين است. در اين ميان برخى طيف هاى غربى نيز كه من آنان را «احمق هاى مفيد» مى خوانم، خواسته يا ناخواسته به كمك پوتين آمدند و برنامه هاى او را تأييد كردند. پوتين اگرچه توانست حركت بزرگى در اقتصاد آفت زده روسيه ايجاد كند اما ما غربى ها نبايد فراموش كنيم كه اين امر حاصل نشد مگر به كمك رشد وضعيت اقتصادى دنيا و به لطف افزايش قيمت گاز و نفت كه از قضا روسيه نيز اين دو هديه را به وفور داراست. پوتين به محبوبيت نرسيد مگر با كمك همين بودجه رايگانى كه در اختيار وى قرار گرفت و وى با مديريت خود توانست آن را در بخش هاى متفاوتى هزينه كند. اقتصاد روسيه برپايه همين سياست ها هم اكنون از چشم انداز روشنى برخوردار است. بسيارى از سياست هاى اقتصادى كرملين از جمله صرف درآمد ناشى از فروش نفت در راستاى ايجاد ثبات اقتصادى مؤثر واقع شده است و ثمره هاى آن را هم اكنون شاهد هستيم.
برخى كارشناسان غربى با نگاهى بدبينانه به روسيه و سياست هاى عصر پوتين معتقدند كه پوتين فرصت هاى طلايى براى استقرار دموكراسى در اين كشور را از دست داد و اين درحالى است كه مردم روسيه خود نظرى ديگر دارند. منابع ثروت فراوان و روند اقتصادى با ثبات مى توانست درراستاى ايجاد رسانه هاى تأثيرگذار و مهم و در نهايت گسترش دموكراسى در اين كشور مصرف شود كه به باور كارشناسان غربى اين گونه نشد.
پوتين علاوه بر اقدامات و اصلاحات فراوانى كه در عرصه اقتصاد روسيه انجام داد در عرصه سياسى نيز به اصلاحات پرداخت. مهم ترين اصلاحات وى در اين عرصه شايد كاهش قدرت و نفوذ پارلمان بوده است.
مهم ترين انتقاد محافل غربى به روسيه پوتين شايد توجه نه چندان جدى رئيس جمهور روسيه به معيارهاى غربى دموكراسى باشد. محافل مدافع پوتين در روسيه اما اينگونه مى انديشند كه پوتين براى انجام برآوردهاى خود از آينده روسيه چاره اى نداشت جز آنكه ابتدا عرصه را براى اصلاحات اقتصادى كه با زندگى و سطح رضايت مردم ارتباطى مستقيم داشت بگشايد و سپس به اصلاحات در عرصه سياست بپردازد. اين گونه بود كه پوتين به مرد محبوب روس ها تبديل شده است و مردم روسيه به رغم برخى محدوديت ها كه عادى نيز مى نمايد ترجيح مى دهند او را در مسند قدرت ببينند.
مديريت دموكراسى و مديريت رأى مردم دقيقاً آن چيزى است كه اينك در روسيه رخ داده است. روس ها معتقدند كه ثبات مهم ترين عنصر آينده اى روشن است و ترجيح مى دهند كمبودها در برخى عرصه ها را به وجود ثبات در كشور، ببخشند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |