|
پوتين باز هم گزينه اول روس هاست
تلاش براى مديريت رأى مردم در روسيه
|
|
|
]منبع: نيوزويك [
كرملين يكشنبه گذشته چهره ديگرى از قدرت خود رابه نمايش گذارد كه از آن مى توان با نام «مديريت دموكراسى» نام برد. پارلمان هاى كشورهاى اروپايى هريك بسته به منافع خود تعريفى از آنچه در مسكو گذشت، ارائه كردند اما در مجموع انتخابات پارلمانى روسيه را «غيرمنصفانه» خواندند. اكثر دولت هاى اروپايى معتقدند انتخابات دوما نتوانست حداقل هايى از يك انتخابات دموكراتيك را به همراه داشته باشد. منابع امنيتى شواهدى در دست دارند كه نشان مى دهد انتخابات دوماى روسيه طورى ترتيب داده شده بود تا همه شاهد پيروزى حزب ولاديمير پوتين باشند. حزب روسيه متحد به رهبرى ولاديمير پوتين توانست ۶۵ درصد آراى انتخابات روسيه را از آن خود كند و حزب كمونيست كه روس ها مدعى اند اپوزيسيون دولت مى شود، در رتبه بعد قرار گرفت. يكى از مهم ترين كسانى كه در انتخابات دوما موفق شد به پارلمان راه يابد، آندره لوگووى عضو سابق «كا.گ.ب» بود. وى از سوى غرب متهم به قتل الكساندر لتويننكو مأمور سابق سازمان امنيت روسيه در لندن است. در روسيه بعد از پوتين نيز لوگووى يك قهرمان است. نمى توان مردم روسيه را به سبب حمايت بى چون و چراى خود از ولاديمير پوتين سرزنش كرد. براى بسيارى از مردم روسيه دموكراسى معنايى ندارد جز يادآورى دروغ هاى سياستمداران، فسادهاى رسمى و دزدى هاى عصر يلتسين. «بازار آزاد» همچنين براى آنان به معناى از دست دادن سرمايه و غلتيدن در دامان فقر و بيچارگى است. پوتين در هفت سالى كه بر مسند رياست جمهورى نشست، به طور قابل ملاحظه اى سطح زندگى مردم روسيه را افزايش داد، ديون و قرض هاى روسيه را پرداخت كرد و روسيه را به جايگاه مهمى در سطح كشورهاى دنيا رساند و داراى «هژمونى» كرد. بايد بپذيريم مردم روسيه ساختارى را انتخاب كردند كه به طور بارزى با ساختارهاى حقيقى يك نظام دموكراتيك فاصله دارد. مرگ دموكراسى روسيه براى غرب يك فاجعه و فاجعه بزرگ تر تكرار مداوم اين فاجعه از سوى مردم روسيه است. يكى از مهم ترين مشكلات غرب با روسيه اين است كه پوتين با هوشمندى و درايت ساختارى محرمانه و مخفى براى خود ايجاد كرده است. كرملين در آغاز رياست جمهورى پوتين با خارج كردن رسانه هاى مستقل از دور رقابت، توانست كنترل رسانه اى كشور را برعهده بگيرد و سپس با رسانه هاى قدرت خود اين گونه وانمود كند كه خير و صلاح مردم روسيه در گرو حمايت و پشتيبانى از برنامه هاى پوتين است. در اين ميان برخى طيف هاى غربى نيز كه من آنان را «احمق هاى مفيد» مى خوانم، خواسته يا ناخواسته به كمك پوتين آمدند و برنامه هاى او را تأييد كردند. پوتين اگرچه توانست حركت بزرگى در اقتصاد آفت زده روسيه ايجاد كند اما ما غربى ها نبايد فراموش كنيم كه اين امر حاصل نشد مگر به كمك رشد وضعيت اقتصادى دنيا و به لطف افزايش قيمت گاز و نفت كه از قضا روسيه نيز اين دو هديه را به وفور داراست. پوتين به محبوبيت نرسيد مگر با كمك همين بودجه رايگانى كه در اختيار وى قرار گرفت و وى با مديريت خود توانست آن را در بخش هاى متفاوتى هزينه كند. اقتصاد روسيه برپايه همين سياست ها هم اكنون از چشم انداز روشنى برخوردار است. بسيارى از سياست هاى اقتصادى كرملين از جمله صرف درآمد ناشى از فروش نفت در راستاى ايجاد ثبات اقتصادى مؤثر واقع شده است و ثمره هاى آن را هم اكنون شاهد هستيم. برخى كارشناسان غربى با نگاهى بدبينانه به روسيه و سياست هاى عصر پوتين معتقدند كه پوتين فرصت هاى طلايى براى استقرار دموكراسى در اين كشور را از دست داد و اين درحالى است كه مردم روسيه خود نظرى ديگر دارند. منابع ثروت فراوان و روند اقتصادى با ثبات مى توانست درراستاى ايجاد رسانه هاى تأثيرگذار و مهم و در نهايت گسترش دموكراسى در اين كشور مصرف شود كه به باور كارشناسان غربى اين گونه نشد. پوتين علاوه بر اقدامات و اصلاحات فراوانى كه در عرصه اقتصاد روسيه انجام داد در عرصه سياسى نيز به اصلاحات پرداخت. مهم ترين اصلاحات وى در اين عرصه شايد كاهش قدرت و نفوذ پارلمان بوده است. مهم ترين انتقاد محافل غربى به روسيه پوتين شايد توجه نه چندان جدى رئيس جمهور روسيه به معيارهاى غربى دموكراسى باشد. محافل مدافع پوتين در روسيه اما اينگونه مى انديشند كه پوتين براى انجام برآوردهاى خود از آينده روسيه چاره اى نداشت جز آنكه ابتدا عرصه را براى اصلاحات اقتصادى كه با زندگى و سطح رضايت مردم ارتباطى مستقيم داشت بگشايد و سپس به اصلاحات در عرصه سياست بپردازد. اين گونه بود كه پوتين به مرد محبوب روس ها تبديل شده است و مردم روسيه به رغم برخى محدوديت ها كه عادى نيز مى نمايد ترجيح مى دهند او را در مسند قدرت ببينند. مديريت دموكراسى و مديريت رأى مردم دقيقاً آن چيزى است كه اينك در روسيه رخ داده است. روس ها معتقدند كه ثبات مهم ترين عنصر آينده اى روشن است و ترجيح مى دهند كمبودها در برخى عرصه ها را به وجود ثبات در كشور، ببخشند.
|