|
نگاهى به سير روابط آنكاراـ پاريس در عصر ساركوزى
دوستى با عضو پرتنش اروپا
[ديديه بيون*/ ترجمه حسين قنبرى گرمى]
طى چند سال گذشته بويژه در جريان انتخابات پارلمانى و رياست جمهورى تركيه، مسأله پيوستن اين كشور به اتحاديه اروپا محور سخنان مسئولان سياسى مختلف فرانسه و اروپا بوده است. اين موضوع بويژه در سال ۲۰۰۵ طى نظرسنجى از فرانسوى ها درباره معاهده قانون اساسى اروپا ملموس بود كه طى آن راستگرايان افراطى و بخشى از راستگرايان در اين باره ابزار نگرانى كرده و با پيوستن تركيه به اتحاديه اروپا بشدت مخالفت ورزيدند. از اين رو بود كه نيكولا ساركوزى از اين مسأله در جريان آماده سازى خود براى نامزدى از سوى حزب «اتحاد براى جنبش مردمى» (UMP) و سپس براى مبارزات انتخابات رياست جمهورى بهره بردارى كرد. در اين راستا ساركوزى علناً با پيوستن تركيه به اتحاديه اروپا مخالفت كرد و مطمئناً دليل وى براى اين امر مسائل فرهنگى و دينى نبود بلكه بهانه ساركوزى اين بود كه تركيه كشورى آسيايى و نه اروپايى است و بدين خاطر جايگاهى در اتحاديه اروپا ندارد. وى حتى بارها با ادامه مذاكرات بين آنكارا و اتحاديه اروپا مخالفت كرد. نوع نگاه فرانسه به پيوستن تركيه با ديدگاه برخى كشورهاى اروپايى همسان است. هنوز مشخص نيست كه به راستى اين كشورها به دنبال كدام اروپا هستند؛ اروپايى محدود به مرزهاى فعلى كه از حل مسائل خود هم ناتوان است يا برعكس اتحاديه اروپايى كه به روى جهان باز است و مى تواند با پيشنهادها و ابتكاراتش به ثبات مناطق اطرافش كمك كند. سياست خارجى فرانسه مصداق بارز اين موضوع است. به طور سنتى رئيس جمهورى در فرانسه نقش تعيين كننده در مديريت و هدايت سياست خارجى اين كشور دارد. در اين باره نبايد نقش وزير خارجه را نيز ناديده گرفت. على رغم تصميم تعجب برانگيز ساركوزى در انتصاب برنار كوشنر به عنوان وزير خارجه كه از حاميان چپ موافق عضويت تركيه در اتحاديه اروپا بود، رئيس جمهورى فرانسه خواست خود مبنى بر هدايت مسائل مربوط به سياست خارجى فرانسه را به وضوح نشان داد و آن را با كاهش اختيارات وزير امور خارجه تكميل كرد. ساركوزى در ابتدا با هدف ايجاد شوراى ملى امنيت در كاخ اليزه كه مسئول امور ديپلماتيك، نظامى و آفريقايى است اين امر را محقق كرد. از يك طرف با ايجاد وزارت محيط زيست، توسعه پايدار و از طرف ديگر با وزارت مهاجرت، هويت ملى و توسعه مشترك كه مسئول خدمات رواديد و اقامت مى باشد وزارت امور خارجه را بيش از پيش تضعيف كرد. با اين اوصاف شاهد اين هستيم كه فرانسه از لحاظ ديپلماتيك و سياست خارجى شكل ديگرى به خود گرفته است. در ادامه ذكر اين مطلب ضرورى است كه تمركز قواى متكى بر يك پايه استوار ايدئولوژيكى و سياسى آيا تيرگى روابط بين فرانسه و تركيه را تشديد خواهد كرد يا خير روشن است كه يكى از اولويت هاى ساركوزى طرح دوباره ساختار اروپايى است كه از زمان رأى منفى فرانسوى ها به رفراندوم ماه مه ۲۰۰۵ در كما به سر مى برد. بدين ترتيب ساركوزى براى تحقق اين هدف نيازمند برخى متحدان و پذيرش سازش با شركاى اروپايى است. پس مى توان چنين تصور كرد كه اگر روابط بين پاريس و آنكارا به هماهنگى نرسد احتمالاً ساركوزى مجبور خواهد شد تا از ادبيات متفاوتى نسبت به ادبيات زمان تبليغات انتخاباتى خود در رابطه با تركيه استفاده كند. ساركوزى كه يافتن راه حلى براى بحران قانون اساسى اتحاديه اروپا را به عنوان اولويت خود تعيين كرده بود پس مسأله تركيه نبايد خللى در بحث لازم در رابطه با معاهده جديد ايجاد كند. پس از اين نظر رئيس جمهور جديد نمى تواند به طور زيربنايى سياست خارجى فرانسه را تغيير دهد. بايد پذيرفت كه مسأله تركيه داراى ويژگى هاى خاصى است، اما بايد به ياد آوريم كه فرانسه تنها يكى از ۲۷ كشور عضو اتحاديه اروپاست. چيزى كه انعطاف نيكولاساركوزى را توجيه مى كند نوعى عقب نشينى است كه وى مجبور شد طى ماه هاى گذشته در سخنانش درباره تركيه وارد كند. در رابطه با تركيه ساركوزى چنين گفت : ما دو گزينه داريم: يا عضويت در اتحاديه اروپا و يا همكارى بسيار تنگاتنگ تا حد ممكن بدون رسيدن به حد عضويت.حمايت ساركوزى از ادامه مذاكرات با تركيه با اين حال مشروط به تشكيل كميته اى از دانشمندان برتر براى پاسخگويى به سؤالاتى است كه از نظر وى سؤالى اساسى مى باشد. «كدام اروپا براى سال هاى بين ۲۰۲۰ تا ۲۰۳۰ و براى چه مأموريت هايى » مسأله مرزها و جايگاه تركيه قطعاً در جلسات اين كميته مورد بحث قرار خواهند گرفت.اين تغيير لحن آشكار رئيس جمهورى فرانسه توسط مراكز اروپايى كه در توقف احتمالى مذاكرات الحاق تركيه به اتحاديه اروپا نگران بودند مورد تحليل و ارزيابى قرار گرفت. با اين حال نيكولاساركوزى اعلام كرده است كه در ۵ زمينه مى توان با ترك ها به همكارى پرداخت كه اين ۵ فصل عبارتند از كشاورزى، سياست منطقه اى، شهروندى اروپايى، نهادها و وحدت پولى.علاوه بر اينها عامل ديگرى نيز تغيير آهنگ موضع فرانسه را به اثبات مى رساند. روز ۱۱ سپتامبر گذشته ژان پير ژويه مشاور امور اروپايى اليزه پيشنهاد داد كه لزوم برگزارى رفراندوم براى توسعه جديد اتحاديه اروپا حذف شود. مطمئناً در حال حاضر ساركوزى بسيار محتاطانه عمل مى كند و در مصاحبه اى با روزنامه لوموند چنين اظهار داشت كه وى براى ممانعت از پيوستن تركيه به اتحاديه اروپا خود را پشت رفراندوم پنهان نمى كند. اين الزام برگزارى رفراندوم براى گسترش مرزهاى اتحاديه اروپا كه ژاك شيراك براى حفظ شانس «بله» در رفراندوم ماه مه ۲۰۰۵ آن را قبول كرده بود هم اكنون از سوى نزديكان ساركوزى به عنوان معضل شناخته شده است. نزديكان ساركوزى بر اين باورند كه اين اجبار هيچ معادلى در ساير كشورهاى عضو اتحاديه اروپا ندارد و برگزارى اين گونه رفراندوم ها براى تقاضاى هر يك از كشورهاى حوزه بالكان براى ورود به اتحاديه اروپا هزينه اى سنگين را به فرانسه تحميل خواهد كرد. در پايان بايد گفت هنوز بسيار زود است كه بدانيم آيا نيكولاساركوزى به طور اساسى موضع خود را درباره روابط پاريس با آنكارا تغيير داده است يا نه و اين كه دورنماى پيوستن تركيه به اتحاديه اروپا از نظر فرانسه كنونى چگونه است آنچه اما در اين ميان مهم است اين كه ساركوزى مى بايست مراقب باشد تا در سير روابط دو كشور فرانسه و تركيه نام نيكويى از خود برجاى گذارد. [* ديديه بيون؛ معاون مؤسسه روابط بين الملل و استراتژيك فرانسه]
|