چهارشنبه ۲۱ آذر ۱۳۸۶ - ۱ ذيحجه ۱۴۲۸
Wed, Dec 12, 2007
قرآن
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
جوان
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
قرآن
دانشگاه
ماجرا
خانواده
تسنيم
باد آورده را باد مى برد
334191.jpg
] بخش دوم و پايانى]

علاوه بر آياتى كه در قرآن به بيان حرمت و مذمت مسأله ربا و بيع ربوى پرداخته است، احاديث و روايات بسيارى در اين زمينه از پيامبر(ص) و ائمه (ع) نقل شده است كه برخى از آنها تحت عناوين مختلف اشاره مى شود
۱- ربا ازگناهان كبيره است:
- امام رضا(ع) فرمودند: اعلم يرحمك الله ان الربا حرام سحت من الكبائر و مماقد وعدالله عليه النار فنعوذ بالله منها و هومحرم على لسان كل نبى و فى كل كتاب.(۶)
بدان كه خدا تو را رحمت كند به درستى كه ربا حرام و پليد و از گناهان كبيره و از جمله جرايمى است كه خداوند بر آن وعده عذاب داده است پس از آن به خدا پناه مى بريم. ربا در كلام همه پيامبران و در همه كتاب هاى آسمانى حرام شده است.
- امام صادق(ع) فرمودند: درهم ربا اعظم عندالله من سبعين زنية بذات محرم فى بيت الله الحرام.(۷)
يك درهم ربا نزد خداوند سنگين تر است از هفتاد بار زنا كردن با محارم در خانه خدا.
۲- رباخوارى بدترين شغل است
امام باقر(ع) فرمودند: اخبث المكاسب، كسب الربا(۸).
پليدترين كسب ها، رباست.
۳- عقوبت رباخوار
پيامبر(ص) فرمودند: انه رأى ليله اسرى به رجالاً بطوفهم كالبيت الطحم و هم على سابله آل فرعون فاذا أحسوالهم قاموا ليعتزلوا عن طريقتهم فمال بكل واحد منهم بطنه فيسقط حتى يطاهم ال فرعون مقبلين و مدبرين فقلت لجبرئيل: من هولاء قال: أكله الربا(۹).
از پيامبر(ص) نقل شده است كه در شب معراج مردانى را ديد كه شكم هايى مانند خانه آسيا دارند و سرراه آل فرعون نشسته اند و چون متوجه شدند كه آل فرعون مى آيند برخاستند تا از سر راه آنان كنار روند اما شكم بزرگ شان آنها را به يك طرف مى كشاند و مى افتادند و آل فرعون از روى آنها رفت وآمد مى كردند. به جبرئيل گفتم: اينها كيستند گفت: رباخواران.
۴- حيله هاى رباخوارى
پيامبر(ص) فرمودند: يا على! ان القوم يسفتنون باموالهم «الى ان قال» و يستحلون حرامه بالشبهات الكاذبه و الأهواء الساهيه فيستحلون الخمر بالنيذ و السحت بالهديه و الربا بالبيع.
يا على! مردم به زودى به وسيله اموال شان امتحان خواهند شد... تا اين كه فرمود: آنان با تمسك به شبهات دروغين و هوس هاى آشفته، حرام خدا را حلال مى شمرند پس شراب را به اسم نبيذ، رشوه را به اسم هديه و ربا را به اسم خريد و فروش حلال مى كنند(۱۰).
معناى ربا
واژه «ربا» در فرهنگ معين اين طور معنى شده است: بيشى، افزون شدن، نشو و نماكردن، سود يا ربحى كه داين از مديون مى ستاند و نسيه خريدن و فزون گرفتن. ربا در حقيقت از زبان عربى گرفته شده است با ريشه «رب». عرب ها وقتى چيزى زياد مى شود و رشد مى كند مى گويند: ربا الشىء. به اين خاطر به مال افزايش يافته شده، ربا اطلاق مى شود. اغلب فقهاى شيعه در تعريف ربا گفته اند: ربا عبارت است از دريافت زيادى در مبادلات ۲ كالاى هم جنس كه موزون يا مكيل باشند و يا دريافت اضافى در قرض با شرط قبلى. بنابراين ۴ خصوصيت مى توان يافت كه آنها فصل مميز ربا از ساير عقود و معاملات هستند:
۱- دريافت اضافه در صورتى نامشروع و حرام است كه از قبل تعيين شده باشد. در صورتى كه بدهكار بدون شرط قبلى چيزى به طلبكار بدهد حرام نيست.
۲- جبران تورم ربا نيست چون جبران كاهش ارزش پول، ارزش اضافى محسوب نمى شود.
۳- در ربا لازم نيست مازاد، پول و يا كالا باشد. هرگونه امتياز و تعهدى كه ارزش اقتصادى داشته باشد ربا محسوب مى شود (رباى خفى).
۴- ربا تنها در فرض هايى مصداق پيدا مى كند كه ظالمانه بوده و در تنافى با اصل عدالت باشد. براين اساس ربا در فرض هايى حرام است كه وام گيرنده به منظور تأمين نيازهاى ضرورى مجبور به دريافت آن شده باشد ولى در ربا وام هاى غيرضرورى از قبيل راه اندازى و گسترش فعاليت هاى تجارى و يا خريد كالاهاى لوكس حرام نيست(۱۱).
ربا در قانون ايران
اصل ۴۹ قانون اساسى درآمدهاى ناشى از ربا را نامشروع دانسته است. ماده ۵۹۵ قانون مجازات هاى اسلامى نيز در فصل يازدهم ربا را اين گونه تعريف كرده است: هر نوع توافق ميان ۲ يا چند نفر تحت هر قراردادى از قبيل بيع، قرض، صلح و امثال آن، جنسى را با شرط اضافه با همان جنس مكيل و موزون معامله نمايد و يا زايد بر مبلغ پرداختى دريافت نمايد، ربا محسوب و جرم شناخته مى شود و مرتكبين اعم از ربادهنده، رباگيرنده و واسطه ميان آنها علاوه بر رد اضافه به صاحب مال به ۶ ماه تا ۳ سال حبس و تا ۷۴ ضربه شلاق و نيز معادل مورد ربا به عنوان جزاى نقدى محكوم مى شوند.
اقسام ربا و استثنائات آن
اغلب فقهاى شيعه ربا را بر دو قسم كرده اند: ۱- رباى معاملى يعنى خريد و فروش كالا به صورت نقد، در صورتى كه هر ۲ كالا هم جنس باشند و هر ۲ كالا موزون باشند، با شرط فضل و زيادى. مثلاً يك من گندم را با ۲ من گندم معامله كند.
۲- رباى قرضى يا ربا در قرض، به اين صورت كه مالى را تا مدت معين قرض دهند و در مقابل شرط كنند كه بدهكار مقدار زيادتى بپردازد و آن مقدار زيادى كه بنابر رضايت دو طرف بود، طبق قرارداد به صورت ماهيانه و يا يك دفعه پرداخت شود.
در مذهب شيعه هر ۲ نوع ربا حرام شمرده مى شود. البته در منابع فقهى مواردى ديده مى شود كه در آنها استثنائاً ربا حرام نيست و طرفين مى توانند اين نوع بيع ـ هر چند ربوى ـ را انجام دهند. ۲ نمونه اين استثنائات به اين صورت است: ۱- رباى ميان پدر و فرزند: اين حكم تنها در صورتى است كه پدر بخواهد زيادى بگيرد. ۲- رباى ميان زن و شوهر: اين مسأله مورد وفاق فقهاى قديم و مشهور ميان فقهاى متأخر است. امام خمينى(ره) و بسيارى ديگر، گرفتن ربا را در اين مورد جايز دانسته اند.
علل تحريم ربا
امام رضا(ع) ضمن حديثى علل ترك ربا را اين طور بيان فرموده اند:
خداوند عزوجل ربا را حرام فرمود زيرا مايه بر باد رفتن اموال مى شود. چه وقتى انسان يك درهم را به ۲ درهم بخرد بهاى آن درهم (كه خريده) يك درهم است و درهم ديگر (كه داده) بيهوده و بيجاست. پس خريد و فروش ربا در هر حال موجب نقصان و زيان براى خريدار و فروشنده است. بنابراين خداوند تبارك و تعالى رباخوارى را بر بندگان ممنوع ساخت چون مايه تباه شدن اموال مى گردد.
علل بسيارى براى حرمت ربا، طى احاديث مختلف بيان شده است. برخى از آنها به اين قرار است: ۱- فساد مالى. ۲- ظلم، آنجا كه امام رضا(ع) فرمودند: من الفساد و الظلم و فناء الاموال. ۳- نابودى اموال زيرا موجب اختلاط مال حرام وحلال شده و آن را شبهه ناك مى كند. ۴- رواج سودجويى. خداوند سودجويى را بدترين فلسفه زندگى دانسته و زندگى توأم با سودجويى را سبب گرايش افراطى به ماديت شمرده است. ۵- فراموشى و ترك سنت قرض. چون سنت قرض الحسنه و صدقه را از ميان مى برد. ۶- كفر. ربا گناه كبيره است و موجب ورود به جهنم مى شود. مرتكب آن گرفتار ۲ گناه مى شود: ۱- اصل معامله ربوى حرام ۲- استخفاف و كوچك شمردن آن.

پى نوشتها:
۶- محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج ،۱۰۳ ص ،۱۲۱ ح ۳۳.
۷- محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج ،۱۰۳ ص ،۱۱۶ ح ۶.
۸- كافى، ج ،۵ ص ،۱۴۷ ح ۱۲.
۹- طبرسى، مستدرك الوسائل، ج ،۱۳ ص ،۳۳۲ ح ۱۵۵۰۸.
۱۰- حر عاملى، وسائل الشيعه، ج ،۱۲ ص ،۴۵۶ ح ۴.
۱۱- محمدحسين ابراهيمى، ربا و قرض در اسلام، قم، دفتر تبليغات، ۱۳۷۲.
تسنيم
روشنى چشم عباد الرحمان
] مهدى ملك محمدى]

...وَ الَّذِينَ يقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّياتِنا قُرَّةَ أَعْينٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقِينَ إِماماً
(بندگان راستين خداى رحمان) كسانى اند كه مى گويند پروردگارا! به ما از همسران و فرزندانمان، آن ده كه مايه روشنى چشم ما باشد و ما را پيشواى پرهيزگاران گردان.
سوره فرقان‎/آيه۷۴

از خصوصيت هاى عباد الرحمان ( بندگان خاص خداوند) آن است كه اهتمام ويژه اى نسبت به خانواده و فرزندان خود دارند. آن ها نه تنها به پاكى جان خود مى پردازند كه از همسر وفرزندان خويش نيز غفلت نمى كنند. دعا براى آنان نشان دهنده اشتياقى است كه براى تربيت خانواده دارند. روشن است كه دعا بدون تلاش بيرونى بى فايده است و عباد الرحمان نيز به اين نكته واقفند.
* روشنى چشم بندگان خاص خدا در اين است كه فرزندانى داشته باشند خدايى. گرچه زيبايى هاى ظاهرى نيز خود نوعى كمال به حساب مى آيد ولى آن چه بيش از همه در نزد آنان مهم است پيشرفت معنوى خانواده و فرزندان است. صورت زيباى فرزند چند صباحى پدر و مادر را خوشحال مى كند ولى آن چه براى هميشه مى ماند و باقيات صالحات والدين به شمار مى آيد چيزى جز سيرت نيكوى او نيست. دغدغه اصلى عباد الرحمان داشتن چنين فرزندانى است. از اين رو مى كوشند فضيلت هاى انسانى و الهى را از همان كودكى به فرزندان خويش آموزش دهند.
* از ديگر ويژگى هاى بندگان خداى رحمان همت والاى آنهاست. آنها در تلاشند در بندگى خدا به حدى برسند كه الگو و امام ديگر مؤمنان باشند. به بيان ديگر در مسابقه سالم خدايى شدن شركت مى كنند.
با كمال تأسف آن چه امروزه در برخى رسانه ها تبليغ مى شود، انگيزه ها را به گونه اى هدايت مى كند كه همگان به شركت در مسابقه تجمل و زينت هاى دنيوى تشويق مى شوند. برعكس، فرهنگ قرآنى ما را به مسابقه درفضيلت هاى ماندگار انسانى فرامى خواند (فاستبقوا الخيرات). جامعه اى مى تواند ادعا كند قرآنى است كه همه دستگاه هاى تبليغاتى آن براى نهادينه كردن « مسابقه درفضيلت هاى ماندگار انسانى» بسيج شوند و زندگى مردمان نيز بوى خوبى ها را گرفته باشد.
* نمونه والاى عباد الرحمان، على و فاطمه- عليهماالسلام- هستند. رفتار و كردار على(ع) در طول عمر خويش به گونه اى بود كه به حق امير مؤمنان و پيشواى پرهيزكاران (امير المؤمنين و امام المتقين) لقب گرفت.
فاطمه- سلام الله عليها- نيز ميوه دل و روشنى چشم پدر خويش؛ رسول خدا(ص) بود. آن چه زهرا را تا اين حد محبوب پدر گردانيد، نمى تواند كمال هاى جسمانى او بوده باشد. بزرگى، عفت و خدايى بودن، ريشه محبت شديد رسول خدا به دختر خويش است.
ثمره ازدواج اين دو بنده حقيقى خدا فرزندانى بودند چون حسن(ع)، حسين(ع)، زينب(س) و ام كلثوم(س) كه هريك نمونه كاملى از فضايل انسانى اند. فرزندانى كه به شايستگى روشنى چشم پدر و مادر خويش بوده اند.
* اهل بيت-عليهم السلام- نمونه كامل فضايلى هستند كه قرآن از آنها ياد مى كند. از اين رو شناخت بيشتر آنان، شناخت بيشتر معارف والاى قرآن است. محبت و ياد اهل بيت در روزهاى ولادت، شهادت و ديگر ايام مانند سالروز ازدواج امير مؤمنان و فاطمه -عليهما السلام- بهانه اى است براى شناخت بيشتر و الگو پذيرى از آن بزرگان و در نتيجه زندگى قرآنى.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |