|
|
|
نيكى هاى سرگردان
|
|
|
] مهرى حقانى]
برخى از آدم ها از ترس، كار نيك مى كنند، چيزى را مى بخشند يا دلى را مى جويند تا خود در امان باشند يا ضررى نبينند. برخى از آنها در پى پاداشند، مى بخشند تا آمرزيده شوند و شايد هم دلى را مى جويند تا عزيز شوند. برخى هم هستند كه نيكى مى كنند چون چشمداشتى ندارند، تنها به آن باور دارند. اينها همه نيكى مى كنند اما هر كدام به شيوه اى. اولى به شيوه بردگان، دومى به شيوه بازرگانان و سومى به شيوه آزادگان. بدين ترتيب، در زندگى همه ما لحظاتى وجود دارد كه به نحوى به ديگران يا به محيط اطراف خود نيكى مى كنيم. همان چيزى كه در فرهنگ عمومى به عنوان كار خير از آن ياد مى شود. نيكى با هر انگيزه يا هدفى شامل قانون خاصى نمى شود اما برآمده از برداشت و تفكر افراد از كار نيك شكل مى گيرد. از حركتى ساده و معصوم كه از اعانه به فقرا شروع مى شود تا برداشتى كاربردى و عام المنفعه كه در پى اهداف و اثرات درازمدت تر و بنيادى تر است. از نذر يك سفره غذا تا احداث يك درمانگاه و مدرسه، همه كار نيكند اما هركدام بسته به برداشت و افق فكرى بانى نيكوكار آن شكل مى گيرد.
كار نيك كردن، كار خيلى سختى نيست. پس بنا هم نيست كه با اشاره ها يا نكات سختى در مورد آن سخن بگوييم. اما با يك اشاره مترقى تر و باريك تر وارد اين ماجرا مى شويم كه هر يك از ما چگونه كار نيك مى كند آنچه به دفعات مى بخشيم يا به ديگران ابراز مى كنيم و يا سوژه هاى متفاوتى كه در محيط دور و بر، هدف ما براى اندكى يا بيشتر، نيكى وكمك مى شود چگونه در ذهن ما شكل گرفته اند و اين كه در نهايت نيكوكارى تا چه اندازه در جامعه ما كاربردى است و تا چه اندازه شكاف نداشته ها را پر مى كند اين اشاره كوتاه همان برداشتى است كه «كانت» ازعمل نيك دارد، عمل نيكى كه در پى پاداش بيرونى باشد و يا با انگيزه منفعت انجام شود، از نظر او كار نيك نيست. مهم نيست زياد به خودتان سختى بدهيد و يا سعى كنيد آدم خيلى خوبى باشيد. او مى گويد معيار نيكى كردن، سنجش عقل و تفكر شماست. اينجاست كه كار خير شما متزلزل نيست، به بهانه هاى واهى شكل نگرفته، بلكه براساس نيروى اصيل و تشخيص عقل انجام شده و همين ارزش و اعتبار آن را مشخص مى كند. پس از اين ديگر مى تواند خيالتان كاملاً راحت باشد چون كارى كه براساس قوه تشخيص انجام شود بى نتيجه نخواهد بود و استوارتر از هر چيز ديگرى خواهد بود. * آيا واقعاً خيرى هست جزئى ترين نشانه هاى نيكى، كمك و خير در زندگى روزمره بيشتر انسان ها وجود دارد. قوه تشخيص نيكى از همين جا آغاز مى شود، پيش از آن كه به مؤسسه بزرگ يا شكل بزرگترى از نيكى كردن نياز باشد. بسيارى از آدم ها براى رسيدن به آرزوهايشان، حتى براى رفع شدن برخى موانع در زندگى روزمره از نيت هاى مذهبى و شخصى تر كمك مى گيرند. بدين ترتيب نذر يا نيت كردن در زندگى بسيارى از افراد جامعه ما نسل به نسل از پدران به فرزندان آموخته شده است و خواهش ها و نيت هاى مختلفى كه در زندگى روزمره وجود دارد در سايه يك عمل خير قرار مى گيرد. چنين مسأله اى در بين مردم گونه هاى متفاوتى از نگرش ها و رفتارها را به نمايش مى گذارد. در چنين رفتارى كه در بين بسيارى آموخته شده است نكات ريزترى نيز وجود دارد. مراجعه به مصداق هاى موجود در جامعه حكايت از آن دارد كه اگرچه نفس موضوع، عملى شخصى و قابل احترام است اما گوياى نكاتى از فرهنگ حاكم بر اين گرايش است. ساده ترين و آشناترين مصداق اين رفتار قربانى كردن است كه تقريباً عملى مرسوم و جا افتاده در فرهنگ ماست. با اين حال تشخيص اين مسأله مشكل است كه آيا نيت اوليه كه نيت يك عمل خير بوده در برخى موارد تا چه اندازه به نتيجه مورد نظر ختم مى شود. احمد اوليايى كارشناس ارشد جامعه شناسى در همين مورد مى گويد: «براى استنباط بيشتر از انگيزه ها و نتايج ما از عمل خير، اشاره به اين مورد نمونه خوبى است. آدم هاى زيادى براى موارد متعددى در زندگى قربانى مى كنند. سپس اين افراد كه معمولاً هم از طبقه متمكن تر و يا نزديك به آن هستند، قربانى را در بين افراد فاميل خود پخش مى كنند نكته جالب توجه آن است كه هر چه اعتبار و يا طبقه اقتصادى خانواده هاى مورد نظر هم بيشتر باشد قسمت بهتر و باارزش ترى از قربانى به آنها هديه مى شود. برخى از اين رفتارها در بين خانواده ها وجود دارد كه اگر چه همگى با نيت خير انجام مى شود اما با دقيق شدن به بطن و عمق ماجرا نتيجه اى از خير براى ديگران در آن ديده نمى شود. اين مسأله هم اصلاً ربطى به اعتقادات مذهبى مردم پيدا نمى كند. بلكه در حقيقت برگرفته از فرهنگ و نگاه انسان ها به كار خير است. نمونه ديگرى كه به دفعات ديده مى شود برگزارى برخى مهمانى ها و سفره ها است. نيت انجام اين اعمال هم نوعى نيت خير است اما بشدت گرفتار عادات و رفتارهاى كهنه فرهنگى است. در حقيقت اگر به نيت خير يا گشايش، سفره اى پهن مى شود پس، نتيجه آن هم بايد به نيكى و خيرى مختوم شود. اما در عوض تبديل به يك مهمانى هميشگى با مهمان هايى كه همه شناخته شده و بى نياز هستند مى شود. اين كه ما دوست داريم با فاميل يا دوستانمان دور هم جمع شويم و حتى سفره هاى آنچنانى تدارك ببينيم يك مسأله شخصى و دلبخواه براى مردم است اما اين كه انگيزه كار خير يا نيت نيكوكارى وجود دارد موجب مى شود كه در تشخيص مصداق اين مسأله دچار اشتباه و سرگردانى شويم. همه اينها نشانه هاى رفتارى وفرهنگى ما در نگاه به مسائل است. چنين مواردى شايد مواردى جزيى و يا كوچك در زندگى ما باشد ولى در نهايت به يك جريان كلى تر و دربرگيرنده تر ختم مى شود كه نشانگر نگاه مردم به نيكى و نگاه جامعه در سطح كلان تر به نيكوكارى و كمك رسانى به ديگران و محيطى است كه در آن زندگى مى كنيم.» در حقيقت دقيق شدن در جزء جزء اين رفتارها و نمونه هاى متعددى كه وجود دارد ما را به اين برآيند مى رساند كه كارى كه براى ديگران با هر نيتى انجام مى دهيم تا چه اندازه به نتيجه ختم مى شود و تا چه اندازه در زندگى ديگران يا در محيط اطراف عينيت پيدا مى كند. در حقيقت تا چه اندازه انسان ها در موارد جزئى تر و موردى تر به اصل حركتى كه انجام مى دهند فكر مى كنند و يا در عوض تا چه اندازه كل ماجرا را دور مى زنند و كمتر با خود صادق و راستگو هستند. نتيجه دقيق شدن در يكايك اين رفتارها تنها به ديگران و يا افراد و محيطى كه بدان كمك مى كنيم مربوط نمى شود، دقت و تمركز در رفتارى كه انجام مى دهيم و اندكى محاسبه جوانب آن، به رشد فكرى انسان ها و نهادينه شدن بعد مثبت ماجرا در خود انسان ها منجر مى شود و چنين چيزى در نهايت نوعى ترقى اجتماعى و فرهنگى را به وجود مى آورد. *ثروتمندان نيكوكار اما نيكوكارى تنها در رده هاى جزئى تر زندگى انسان هاى معمولى خلاصه نمى شود. ثروتمندان تنها در جامعه نوعى موتور محرك اقتصاد و عامل پويايى اقتصاد دور و بر خود نيستند. فعاليت هاى خيريه و انساندوستانه يكى از رفتارهاى مشاهده شده در بين ثروتمندان در بيشتر جوامع است. چنين رفتارى شايد عموميت نداشته باشد اما چندان بعيد هم نيست. نكته جالب توجه آن است كه مواردى كه در بخش پيش اشاره شد مسرى است. اين كه نگاه ثروتمندان و توانمندان يك جامعه به كار خير چگونه است در حقيقت برگرفته از همان الگوهاى رفتارى اوليه است كه در فرهنگ جزيى تر جامعه مانند مشق شب نوشته شده است. چنان كه احمد اوليايى اشاره مى كند: «به طور موردى يك ثروتمند متمايل به همكارى براى منفعت عمومى مى تواند رفتارهاى متفاوتى را به نمايش بگذارد، مى تواند تا يك هفته به مردم غذا بدهد، مى تواند به دوروبرى هاى خود پول دستى بدهد يا مى تواند درمانگاه، مدرسه يا بيمارستان بسازد و يا مى تواند براى محققين و مخترعان بنيادى غيرانتفاعى به وجود آورد. همه اين رفتارها بسته به تفكر و انگيزه هاى ما به كار خير و نيكوكارى برمى گردد. اين كه در رده هاى بالاتر تا چه اندازه ما نگاه كاراتر و بنيادى تر به كار نيك داريم، بنيان هاى فكرى، اجتماعى و اقتصادى و حتى فرهنگى ما تا چه اندازه كاربردى تر و يا نه برگرفته از احساسات و يا حتى اگر اندكى سختگيرانه تر به قضيه نگاه كنيم تا چه اندازه درگير هياهو است. *خيريه هاى مردمى اشكال ديگر تمركز نيكوكارى كه در جوامع از درازمدت وجود داشته، بنيادهاى خيريه هستند. تاريخچه خيريه ها به زمان تسلط كليسا مى رسيد. كليسا به نوعى به فقرا كمك مى كرد، بعدها اين مسئوليت به دولت ها سپرده شد اما پس از آن كه دولت ها نيز در اين قضيه دچار آفت خودكامگى شدند، مردم كوشيدند تا خود اين قضيه را به دست بگيرند، بدين ترتيب نهضتى در بنياد نيكوكارى به وجود آمد كه به جنگ جهانى دوم برمى گردد. ملى كردن نيكوكارى جريانى بود كه در طى آن اين اعتقاد پديد آمد كه عوايد نيكوكارى به نفع برخى از مردم بايد به منافع همه مردم تغيير پيدا كند. يعنى نيكوكارى تنها گروهى از مردم را دربرنمى گيرد بلكه بايد به كليه نيازهاى پايه اى يك جامعه يعنى آموزش، سلامتى، رفاه و امنيت گسترش پيدا كند. مفاهيمى كه هيچ محدوديت و پايانى براى آنها وجود ندارد. البته چنين نگاهى به فعاليت هاى نيكوكارى و خيريه نوعى برداشت پيشرفته است. با اين حال خيريه ها حكم نوعى NGO هاى مردمى را دارند كه نخست براساس نيازهاى اساسى تر و درك شده جامعه پديد مى آيند. فلسفه فعاليت خيريه اين است كه به مردم بايد كمك شود تا آنها قادر به كمك به خودشان شوند. در حقيقت بنياد كار خيريه ها بر توانمندسازى كمك جويان آنها است. خيريه نوعى نيكوكارى تشكل يافته تر است كه افراد توان خود را در واحدهاى تعريف شده اى به خدمت ديگران مى گيرند. با اين حال خيريه نيازمند كسب اعتماد مردم است. اين اعتماد گاهى در گرو گزارش عملكردى به وجود مى آيد كه يك خيريه چه مردمى و چه نيمه دولتى از پيشرفت و موقعيت عملكرد خود ارائه مى دهد. با اين حال، بررسى چگونگى فعاليت خيريه ها در كشور ما و يا برخى نام هاى متعارف تر نيازمند مجال ديگرى است. بدين ترتيب كار نيك كردن كار سختى نيست اما هنگامى ارزشمند است كه در بنيان هاى فكرى جامعه از حالت انعام و اعانه دادن به توانمندى و بارور كردن بخش ضعيف جامعه تغيير كند. در حقيقت در نگاه كلى تر و فراتر به نيكوكارى، انعام و اعانه هيچ گاه موجب منافع درازمدت و نهادى براى مردم نمى شود. در اين بخش نيكوكارى بيشتر از آن كه حالت سيركردن گرسنه اى را داشته باشد، به معناى توانمند كردن او و مساعد كردن شرايط بيرونى براى درآمدزايى است. ماجراى فرهنگ و بينش عمومى به كار نيك نيز قابل ارتقا است. اين كه اگر در كل ماجراهاى زندگى و بر روى هر حركت و رفتارى اندكى تفكر و قوه تشخيص وجود داشته باشد، خود به خود نيكى كردن و يا حتى نيت ها و اعمال خير افراد نيز حاوى ارزش هاى فكرى و عينى بيشترى خواهند شد.
|
|
|
|
|