دوشنبه ۲۶ آذر ۱۳۸۶ - ۶ ذيحجه ۱۴۲۸
Mon, Dec 17, 2007
فرهنگ و هنر
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
آيينه
دانش
ماجرا
قاب عكس۱
گزارشى از روند بازسازى سالن هاى سينما هاى كشور
نگاهى به فيلم گوشواره ساخته وحيد موسائيان
گزارشى از روند بازسازى سالن هاى سينما هاى كشور
فضاى آرام براى تماشا
] مريم درستانى ]
335196.jpg
يكى از گام هاى مثبت براى اعتلاى سينماى كشور اقدامى است كه۱۲ سال گذشته مؤسسه اى به نام «مؤسسه سينما شهر» جهت بازسازى و بهينه سازى سينماهاى سطح كشور انجام داده است. اين مؤسسه با حمايت معاونت سينمايى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى اقدامات ويژه اى براى استاندارد كردن و يا به روز كردن سينماها انجام داده است. با يك آمار سرانگشتى از اوايل سال گذشته تا نيمه نخست سال جارى ۱۶ هزار و ۷۱۰ صندلى جديد و مدرن در سينماهاى مختلف كشور بازسازى شده است كه از آن ميان مى توان به ۹۷۲۰ صندلى جديد در ۳۵ سينماى كشور اشاره كرد و يا تعويض و نصب ۶۹۹۰ صندلى جديد و مدرن در ۱۷ سينماى كشور. خيلى ها معتقدند به روز شدن سالن ها مى تواند يكى از گام هاى مثبت حتى براى استاندارد كردن فيلم ها باشد.
در هر حال با رعايت معيارهايى چون افزايش فاصله صندلى هاى سالن نمايش و از ميان بردن راهروهاى ميانى و عريض نمودن راهروهاى كنارى و همين طور چيدمان صندلى هاى سالن سينما مى توان بستر سازى مناسبى براى به روز شدن سينما ها انجام داد. نظر مدير مؤسسه سينما شهر، سينما داران، منتقدان و فعالان سينمايى در اين باره قابل توجه است.
«مجيد مسچى» مدير مؤسسه سينما شهر تحصيلكرده رشته الكترونيك است. او با توجه به فعاليت هايش در سازمان صدا و سيما و همينطور قائم مقامى بنياد سينمايى فارابى ديد گاه مثبتى نسبت به رابطه سالن سينما و نوع فيلم در حال اكران دارد و مى گويد: «بازسازى سينما در يك شرايط مساوى با ديگر عوامل (مثل صدا و تصوير خوب ، فيلم مناسب وهمينطور شرايط اجتماعى و اقتصادى تماشاگران و قابل دسترس بودن سينما براى مردم) قرار دارد.» او با اشاره به اين كه از دو سال پيش تاكنون بالاى ۴۰ سينما بازسازى شده و تا پايان امسال اين مقدار به ۵۰ هم مى رسد گفت: «البته ما تنها به سينماهاى شهر تهران اكتفا نكرديم بلكه در شهرستان ها نيز پيگير اين طرح هستيم. به شكلى كه اخيراً در هفته گذشته سينماهاى آسياى شيراز، بهمن شهركرد، آزادى لنگرود افتتاح شدند و همه اين سالن ها از لحاظ تهويه، بوفه ها، نماى سينما در سطح شهر و حتى لوله هاى آب، برق، تابلوها و صندلى آنها نيز به روز شده اند.» مدير سينما شهر با اشاره به سينماهاى بهمن (سنندج)، فرهنگ (خمينى شهر). قدس (بيرجند) و چند سينماى ديگر كه در دست بازسازى هستند درباره مجهز سازى اين سالن ها به صداى دالبى گفت: «تلاش كرديم در سالن هايى كه دو سالن دارند يك سالن آن صداى دالبى داشته باشد و سالن ديگر به صداى مونو مجهز باشد. چون هزينه صداى دالبى چيزى حدود ۵۰ ميليون تومان خواهد شد و از طرفى همه فيلم هاى ما با صداى دالبى ضبط نشده اند.»
او درباره سينما جهان نماى چالوس بعد از بازسازى مى گويد: «ميزان فروش اين سينما تا قبل از بازسازى ۱۰۰ هزار تومان در روز بوده اما بعد از بازسازى به يك ميليون تومان در روز هم رسيده است.» البته مسلم است كه به روز شدن سالن سينما جذابيت ديگرى براى تماشاگران دارد اما بايد ديد بعد از افتتاح سينما چه فيلمى و البته با چه بازيگرانى روى پرده رفته است
«مسچى» همين طور درباره بازسازى سينما ها در مكان هاى شلوغ مثل لاله زار گفت: «تلاش داريم سينما هايى كه در مكان هاى شلوغ و پر رفت و آمد قرار دارند را كمتر در اهداف كارى خودمان قراردهيم. به عنوان مثال اگر كسى تصميم بگيرد به سينما برود حتماً سينما هاى منطقه لاله زار را انتخاب نخواهد كرد. يا اين كه ما در بيرجند از دو سالن سينما، يك سالن را مورد بازسازى قرار داديم آن هم به دليل حضور دانشجويانى كه در اين شهر تحصيل مى كنند. در هر حال همه جوانب را براى بازسازى و يا افتتاح يك سينما در نظر گرفتيم.» او در پايان گفته هايش تجهيزات سالن هاى سينما را به لحاظ فنى و به لحاظ رفاهى مورد توجه قرار مى دهد و مى گويد: «به لحاظ فنى آنچه كه بايد مورد توجه قرار مى داديم مثل ميزان روشنايى نور بر روى پرده، نسبت صدا به nois ، ميزان عبور صدا از سالن به بيرون و همين طور امكانات رفاهى سينما مثل تابلوها، صندلى ها، لابى و موارد ديگر نيز به شرايط مطلوب و استانداردى رسيده اند.»
* سينماى استاندارد = فيلم خوب
اما بهترين شاهدان براى رسيدن به اين نتيجه كه آيا اين امكانات و تجهيزات توانسته اند در جذب تماشاگر در سينماهاى بى رونق امروزه مؤثر باشند سينما داران تهرانى هستند. مدير سينما آفريقا به اين نكته اشاره دارد كه بايد فيلم استاندارد ساخته شود تا سينماهاى مجهز بيشتر خود را بنمايانند. از نظر او سينماى استاندارد يعنى اين كه فيلمى بسازيم كه مردم بپسندند. او مى گويد: «مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد. در عمل نيز بايد تلاش كنيم به اين تعريف كه سينما يك دانشگاه است برسيم و مردم را به سينما رفتن عادت دهيم.»
سينما آفريقا به گفته سخنگوى سينما داران ايران قرار است تبديل به مجتمع شود و شنيده ها حاكى از آن است كه سقفى كه براى بازسازى اين سينما (بعد از جشنواره فيلم فجر امسال) در نظر گرفته شده است چيزى حدود ۲ ميليارد تومان است.
سينما پايتخت نيز يكى از سينماهاى واقع در مركز شهر تهران است كه يك ماهى از بازگشايى آن مى گذرد. اين سينما نيز تبديل به دو سالن شده كه يكى به صداى دالبى و يكى به صداى مونو مجهز است. مدير اين سينما نيز با مدير سينما آفريقا در اين باره نظرى يكسان دارد و مى گويد: بايد همانطور كه به سالن ها اهميت مى دهيم؛ سينماگران نيز در راستاى توليد فيلم هاى خوب كوشا باشند. با اين حساب نظر مدير سينما كارون مخالف سينما داران قبلى است. او مى گويد: «وقتى سينما كارون از يك سينماى درجه ۲ مخروبه به يك سينماى ممتاز رسيده مسلم است كه اشتياق تماشاگران را براى حضور در اين سينما افزايش خواهد داد، موردى كه مدير مؤسسه سينما شهرنيز درباره اين سينما اشاره كرد و افزود: «طبق آمار ما فروش اين سينما در فروردين ماه (قبل از بازسازى) سه ميليون تومان بوده اما بعد از بازسازى به فروش ۲۷ ميليون تومان هم رسيده است.» به اين شكل نمى توان جريان مدرن شدن سينما ها را دست كم گرفت.
* اكران تخصصى
گفته هاى «محمدصابرى» سخنگوى انجمن سينما داران ايران نيز حاوى نكات خوبى است . او با اشاره به مديريت مسچى و تغييرات انجام شده در زمينه بازسازى سينماهاى فرسوده مى گويد : همانطور كه بابت ساخت فيلم حمايت و سرمايه گذارى صورت مى گيرد بايد براى نمايش آن نيز حمايت صورت بگيرد.» صابرى ادامه مى دهد: «در واقع طرح بازسازى سالن هاى سينمايى در تهران و شهرستان ها از اصلى ترين وظايف اين مؤسسه است يعنى امكان ايجاد صداى خوب ، تصوير نمايش مناسب و صندلى و موارد ديگر در سالن سينما از موارد مهم خوب تماشاگر بود، كه مؤسسه سينما شهر از عهده آن برآمده است و اين شعار دروغى بيش نيست، اگر كسى بگويد تماشاگر به سينما مى آيد فقط فيلم ببيند، به در وديوار آن كارى ندارد. شما امتحان كنيد اگر در يك سينما، چند سالن نمايش داشته باشيد، مطمئن باشيد تماشاگر فيلمى را انتخاب خواهد كرد كه امكان نمايش آن مطلوب باشد و چون شما قرار است در زمان ۴۵ دقيقه اى قبل از شروع فيلم فضاى آرامش بخشى را براى تماشاگر ايجاد كنيد، پس بايد اين امكان را براى او بوجود آوريد.» صابرى در ادامه از آمار فروش سينما آفريقا و شهر قشنگ نام مى برد و مى گويد: «فيلمى كه نمى خواهم از آن نام ببرم در اين دو سينما به نمايش در آمد و روزى چهار هزار تومان فروخته بود اما فيلمى چون اخراجى ها در همين سينماها بالاى ۲ ميليون تومان فروخته است. به اين خاطر نمى توان از عامل مهمترى چون خود فيلم ها نيز به راحتى گذشت.»
سخنگوى انجمن سينما داران ايران در پاسخ به اين سؤال كه مزيت مجتمع شدن سينما ها تا چقدر در جذب تماشاگر مؤثر است، گفت: «قرار است سينما آفريقا تبديل به مجتمعى با سه سالن شود كه يكى از مجهزترين سينماهاى تهران خواهد شد. سالن يك آن با ۶۰۰ صندلى، سالن دو آن با ۵۸۰ صندلى و سالن سه آن با ۸۰۰ صندلى بازسازى خواهد شد و از آنجا كه مجتمع ها امكان انتخاب آسان به تماشاگر مى دهند قرار است مجتمع ورزشى شهيد چمران با همكارى مؤسسه سينما شهر و همينطور مشاوران زبده در زمينه طراحى، صدا و تصوير ساخته شود كه در ايران و حتى خاورميانه بى نظير خواهد بود.»
صابرى در پايان گفته هايش به هرچه تخصصى تر شدن سينماها و حتى اكران فيلم ها اشاره كرده و مى گويد : «اگر بحث اكران تخصصى شود، مخاطب هم از سردرگمى نجات پيدا مى كند. راه آن هم اين است كه ما به جمع بندى كلى در رابطه با فيلم ها برسيم و سالن ها را براى فيلم هاى خاص و هنرى و همين طور عام تقسيم كنيم، اتفاقى كه در سينماهاى دنيا رخ مى دهد. به اين شكل هم به نمايش فيلم ها كمك كرده ايم و هم به مردم براى انتخاب فيلم ها كمك رسانده ايم. اين خود ذوق و شوق زيادى را براى سالن دارها ايجاد خواهد كرد.»
* بازسازى سينماهاى شهرستان ها
در سينماهاى شهرستان ها اما قضيه كمى فرق دارد، چون هر شهرستان ويژگى هاى خاص خود را به لحاظ جغرافيايى، جمعيت و يا ويژگى هايى مثل توريست يا مذهبى بودن دارد. اين ويژگى ها خواه ناخواه در استقبال مردم براى تماشاى يك فيلم تأثير دارد و مى تواند آمار فروش يك فيلم با محتواى معنوى را در يك شهرستان زيارتى افزايش دهد و يا برعكس در شهرستان ديگرى كاهش دهد.
به عنوان مثال، سينما آزادى در شهر بابل به تازگى بعد از ۳۵ روز تعطيلات مربوط به بازسازى اين سينما ۱۰ روزى بازگشايى شده است. يعنى از ۱۵ ارديبهشت تعميرات مربوط به اين سينما آغاز شده و تا ۲۵ مهرماه نيز ادامه داشته است . مدير اين سينما مى گويد: «فروش ما به شكل محسوسى تغيير كرده، اما نه از نظر آمار تماشاگران. البته شايد براى تصميم گيرى كمى زود باشد، ولى نوع فيلم با استقبال تماشاگران ارتباط مستقيمى دارد، چه بسا كه اگر هر سينمايى ويژگى هاى يك سينماى استاندارد را به لحاظ سيستم نمايشى، صدا، تصوير، صندلى، دستگاه گرمايشى و موارد ديگر داشته باشد، مردم رضايت بيشترى خواهند داشت.»
سينما مدتى بعد از بازسازى كاملاً تغيير كرده است و به گفته مدير اين سينما، غير از شاسى آپارات تمام تغييرات مربوط به يك سالن نمايش استاندارد حتى نماى بيرون سينما كه نمايى سنتى بوده، كاملاً بازسازى شده است. اكنون سالن سينما آزادى فيلم «كلاغ پر» را در اكران دارد، فيلمى كه شايد يكى از دلايل حضور تماشاگران در آن حضور بازيگرانى چون محمدرضا گلزار و مهناز افشار باشد.
اما سينما قدس اصفهان يكى از سينماهاى در دست بازسازى اين شهرستان است. اصفهان به دليل داشتن ويژگى ها و امكانات يك شهر بزرگ و توريستى كه بعد از تهران مورد توجه است، مى تواند با داشتن سينماهاى مدرن و استاندارد تماشاگران بيشترى را جذب كند. قطعاً در اين شهر سهم مدرن بودن سالن ها در جذب تماشاگر كمتر از خود فيلم خواهد بود. رئيس سينما قدس مى گويد: «اگر از ۱۰۰ درصد در نظر بگيريم. ۱۰ درصد آن مربوط به سالن هاست و ۹۰ درصد ديگر بستگى به خود فيلم دارد، اگر فيلم خوب اكران شود، براى تماشاگر فرقى نمى كند، ولى چه فايده اگر در و ديوار يك سينما مدرن باشد، اما فيلم خوبى اكران نشود.» نورپور ادامه مى دهد : «ما زمان اكران فيلم مارمولك ساعت يك شب و حتى سه بعد از نيمه شب هم سانس فوق العاده داشتيم و هم استقبال كننده داشتيم.»
اما مقايسه كنيد اين جريان در سينما ابريشم (گرمسار) متفاوت بوده است. اين سينما در تاريخ ۳‎/۸ به دليل بازسازى تعطيل شده. مدير اين سينما مى گويد: «تأثير بازسازى اين سينما در اين شهرستان بسيار بالا بوده، به طورى كه طبق آمارى كه ما از روزهاى آخر اين سينما قبل از بازسازى داشتيم، فروش آن از ۵ تا ۱۰ هزار تومان در روز بوده، اما بعد از بازسازى اين آمار به چيزى حدود
۱۰۰ هزار تومان در روز مى رسد.»
البته اين نكته را بايد مورد توجه قرار داد كه بازگشايى اين سينما با پرفروش ترين فيلم سال يعنى اخراجى ها همزمان شده و مدير اين سينما معتقد است آن زمان با توجه به اين كه «CD» اين فيلم هم بيرون آمده بود و ما بايد در نوبت اكران مى مانديم و بايد فيلم هايى را نمايش مى داديم كه در شهرستان هاى ديگر كمى از اكران آنها گذشته بود. اما الآن كه تقريباً به روز شده ايم، آمار فروش فيلم ها ۱۰ برابر فرق كرده است.» جليلى به همكارى دفاتر پخش فيلم هم اشاره مى كند و مى گويد: «قبل از بازسازى اين سينما دفاتر پخش فيلم تمايلى به نمايش فيلم ها در اين سينما نداشتند، اما بعد از بازسازى اين سينما اين همكارى نيز افزايش يافته است.» او با توجه به اين كه بازسازى اين سينما تأثيرات بهترى بر روى خود كاركنان سينما نيز ايجاد مى كند، مى گويد : «من به عنوان مدير اين سينما به دليل شرايط و امكانات نامناسب اين سينما قدرت روبه رويى با مردم و حتى پاسخگويى به آنها را نداشتم.» مدير سينما ابريشم اين شرايط را مديون مؤسسه سينما شهر و همين طور مديريت شهرستان گرمسار است.
* حلقه هاى مكمل در بازسازى سينماها
335217.jpg
اما نظر يك منتقد، يك طراح صحنه و لباس و يك تهيه كننده سينما كه تحصيلكرده رشته معمارى نيز هستند، در اين رابطه مى تواند راهگشاى خوبى باشد. «شهرام جعفرى نژاد» منتقد و تحصيلكرده رشته معمارى مى گويد: « نقش بازسازى سينماها را نمى توان ناديده گرفت، چون هيچ تماشاگرى نمى خواهد زمان خود را براى نمايش فيلم در سينمايى سپرى كند كه به لحاظ سالن، كيفيت نمايش فيلم و حتى تهويه مطبوع و... در وضعيت نامطلوبى باشد. ضمن اين كه فيلم خوب نيز تأثير دوچندانى دارد.» جعفرى نژاد به مكان هاى استقرار سينما در سطح شهر نيز اشاره مى كند و مى گويد: «وضعيت استقرار سالن در مكان هاى پررفت و آمد و پرمراجعه و يا مكان هاى مسكونى و تجارى براى ساخت سينما، ويژگى هاى خاص خود را مى طلبد،ْ ضمن اين كه بايد توجه داشت بافت تجارى و ادارى شهر نيز تغيير كرده و به ازاى اين تغييرات در نقاطى كه سالن سينما وجود دارد و يا قرار است سالنى احداث شود، بر اساس آن تغييرات انجام شود.»
وى با اشاره به حركت هاى مقطعى براى ايجاد يك يا دو سالن و يا مجهز كردن سينما به صداى دالبى درد سينما را درمان نمى كند، مى افزايد : «بايد يك عزم جزم در برنامه ضربتى ۳-۲ ساله اى شروع شود كه در افق كارى ۱۲-۱۰ ساله توسعه يابد تا در پى آن چند هزار يا چندصد هزار سالن ايجاد شود و اين نيازمند رسيدن به يك سرى حلقه هاى مكمل است.» او در پاسخ به اين سؤال كه اين حلقه هاى مفقوده چيست، مى گويد : «توليد فيلم استاندارد، توليد حد نصاب فيلم با كيفيت و كميت مناسب، توسعه بازارهاى فيلم به مناطق ملى و بين المللى، توسعه استوديوهاى سينمايى و فناورى سينمايى ايران و توسعه اشتغال نيروى انسانى كامل.» جعفرى نژاد مى افزايد : «تا زمانى كه هر كدام از اين حلقه ها به اضافه حلقه بازسازى سالن ها كار خود را به شكل كامل انجام ندهند، تحولى به وجود نمى آيد، يا در يك شهرستان با بازسازى يك سالن سينمايى تا ۵۰ سال ديگر هيچ اتفاق خاصى نمى افتد. اين حلقه ها در كنار هم بايد زنجيره اى را تشكيل دهند و الا حركت ها در اين جريان شكل لاك پشتى دارد.»
* بافت قديمى سينماها را حفظ كنيم
ايرج رامين فر طراح صحنه و دكور سينما نيز تحصيلكرده رشته معمارى است. او درباره بازسازى سينماهاى سطح شهر بيشتر به حفظ بافت سنتى سينماها معتقد است و مى گويد: «سالن هاى سينما به لحاظ معمارى بايد به روز باشند، يعنى در كنار استفاده از تجربيات مدرن امروزى سنت ها را از ياد نبريم و خصوصيات معمارى خاص ايرانى را نيز رعايت كنيم.» او معتقد است مى توان از تجربيات كشورهاى ديگر نيز در استفاده از نماى بيرونى و سيستم داخلى سالن ها استفاده كرد، چون همه اين ها باعث مى شود تماشاگر بيشترى جذب سينما شود.
رامين فر در پاسخ به اين سؤال در رابطه با بافت قديمى محله هاى سطح شهر و همين طور بافت سينماها مى افزايد: «در محله هاى قديمى مثل لاله زار چند سينما وجود دارد مثل سينما متروپل كه همچنان بافت خود را حفظ كرده و چه بهتر كه اين نوع سينماها يا اين نوع مكان ها در سطح شهر به دليل همين بافت قديمى و حتى خاطره اى كه دارند، حفظ شوند.» او ادامه مى دهد: «البته ساختمان هايى كه امروزه قرار است به عنوان سالن براى نمايش فيلم ساخته شوند، قطعاًَ بايد سالن هايى باشند كه به لحاظ سيستم هاى داخلى، لامپ، تصوير، نور، صندلى، صدا و موارد ديگر نيز به روز باشند.»
رامين فر همين طور با توجه به اين كه تخصصى شدن سالن هاى سينما براى نمايش فيلم نهايت آرزو و آرمان است، به مجتمع شدن سينماها اشاره كرد و گفت: «مجتمع شدن سينماها برد فرهنگى بيشترى دارد، حتى اگر در يك سينما چند سالن كوچك با صدا و تصوير و پروژكتور خوب باشد، كار كرد بيشترى دارد چون تماشاگرى كه براى فيلم ديدن هزينه داده، بايد احساس آرامش و امنيت داشته باشد.» او در پايان در پاسخ به اين سؤال كه چند درصد جذب تماشاگر به سينما را خصوصيات سالن ها شكل مى دهد و چند درصد را نوع فيلم اكران شده، مى گويد : «اين بر مى گردد به اين كه چه نوع فيلمى بسازيم، قطعاً اگر سالن ها از همه لحاظ استاندارد و اصولى باشد، فيلمساز نيز مجبور مى شود روش خود را عوض كند و يا خود را مجاب كند كه براى سالن هاى مدرن و به روز فيلم هاى متوسط و يا بد نسازد.»
* ارتباط فروش فيلم با سالن سينما
«محمد نيك بين» تهيه كننده فيلم هاى «آتش بس»، «زن زيادى» و «تسويه حساب» نيز تحصيلكرده رشته معمارى است. او معتقد است آنچه بيشتر از بازسازى سينماها مشاهده مى شود جلوه بيرونى آن نيست و اكثراً بازسازى ها در داخل سالن سينما انجام شده است.» او تعريف سينماى استاندارد را چنين بيان مى كند: «يك سرى استانداردها بايد در مسائل فنى سينما رعايت شود، مثل آكوستيك (مجهز به صداگير)، تهويه، مسائل ايمنى سالن سينما، چيدمان صندلى ها و نحوه پروژكتور سالن ها كه جريان تخصصى است و يا يك سرى مسائل كه مربوط به طراحى سالن سينماست، چون طراحى يك سالن سينما مانند طراحى اتاق پذيرايى منزل ما نيست، ما استانداردهايى براى سالن پذيرايى منزل مان نداريم، ولى در سالن سينما بايد طبق استانداردها عمل كنيم.» «نيك بين» با اين نظر كه بعضى معتقدند اگر فيلمى در سالنى به نمايش درآيد كه تجهيزات استاندارد و به روز يك سالن سينما را نداشته باشد، فروش نمى كند، مى گويد : «ممكن است اين حرف متعلق به كارگردانى باشد كه فيلمش نفروخته باشد، اما قطعاً بايد يك سرى اتفاقات خاص رخ بدهد تا بحث سينما رفتن و فيلم ديدن صورت بگيرد.» نيك بين از فرصت استفاده مى كند و با اشاره به فيلم «تسويه حساب» كه هنوز پروانه نمايش نگرفته است، مى گويد: «چه خوب بود اگر به اين ماجرا پرداخته مى شد كه چرا فيلم هايى كه ساخته شده اند، پروانه نمايش نمى گيرند »
نمى دانيم، شايد يكى از دلايل آن نيز در دست بازسازى بودن سينماهاى سطح شهر باشد!...
****
در يك جمع بندى كلى مى توان گفت اقدام «مؤسسه سينما شهر» اقدام مثبت و گام آينده نگرانه اى براى سينماى ماست، به شرطى كه در ابتدا تلاش مى شد ريشه هاى پوسيده و قديمى اين سينما مورد بازسازى قرار مى گرفت. شايد ما بايد مثل هميشه بازى را از آن طرف شروع كنيم تا سالن سينماها بر روى فيلم هايمان تأثير مثبت بگذارند. به گفته رامين فر، شايد اگر فرهنگ فيلمسازى و فيلمنامه نويسى را نتوان به راحتى تغيير داد، حداقل بازسازى سينماها و مجهز كردن سالن ها اين خاصيت را داشته باشد كه تلنگرى به كارگردان و فيلمساز ما بزند تا سطح كيفى فيلم ها نيز بالا برود. شايد اين بازى نيز قرار است از انتها آغاز شود تا به نقطه شروع خود برسد. نمى دانيم...
نگاهى به فيلم گوشواره ساخته وحيد موسائيان
توجه آگاهانه به مخاطب
335220.jpg
] سحر عصر آزاد ]

وحيد موسائيان در پنجمين فيلم بلند سينمايى خود تلاش مى كند پل ارتباطى كمرنگ خود را با مخاطب بازسازى كند. راهكارهاى موسائيان براى رسيدن به اين مهم و ارزيابى ماحصل وى در اين مسير مى تواند مورد تحليل قرار بگيرد.
موسائيان با فيلمسازى كوتاه در انجمن سينماى جوانان آغاز كرد و كارهاى كوتاهش مورد توجهى خاص قرار گرفتند تا در سال ۸۰ نخستين فيلم بلند خود را با نام «آرزوهاى زمين» ساخت. «آرزوهاى زمين» با رويكردى به مناسبات قومى و درون گروهى، به نوعى آغازى بود براى موسائيان با اصالت دادن به ريشه ها كه به نظر منطقى ترين انتخاب براى نخستين فيلم بلند است. شناخت فيلمساز از سوژه و تجربه دستيارى او در فيلم «خون بس» ناصر غلامرضايى در اين رويكرد بى تأثير نبود.
اما «آرزوهاى زمين» از اكران مهجور و بى سر و صدايى حتى با لحاظ كردن خاص و فرهنگى بودن برخوردار شد. موسائيان در فيلم دوم خود «خاموشى دريا» هر چند قوميت قهرمانش را همچنان ثابت نگاه داشت، ولى مسأله و دغدغه هاى وى را بسط داد و به مضمون مهاجرت و ترجمان آن در عصر بى هويت كنونى پرداخت.
در واقع فيلمساز با فراتر بردن نگاه خود از بوم شناسى منطقه، به مسأله درونى تر بشر امروز در دنياى مدرن پرداخت. فيلم به گونه اى هم تلاش مى كرد دنياى كوچك و نمادينى بسازد كه روابط محدود درون آن خود به خود پرسش هايى را برانگيزد.
فيلم به نوعى نخستين حضور مسعود رايگان، بازيگر تواناى سينماى ايران هم محسوب مى شد كه به دليل قرابت نسبى موقعيت كاراكتر اصلى با زندگى وى كه پس از سال ها از سوئد به وطن بازگشت و همچنين ريشه هاى بومى مشترك، توانست تصويرى باورپذير از اين كاراكتر درونى ارائه دهد. «خاموشى دريا» هم در اكران عمومى از نمايش محدودى برخوردار شد.
«تنهايى باد» درباره مقطعى مستند از وقايع عراق معاصر در سال ۱۹۸۸ و پس از آن «خانه روشن» كه به كلى از اكران به دور ماند، مجموعه چهار فيلم كارنامه موسائيان هستند كه با يك بررسى كوتاه هم مى توان جاى خالى گرماى نفس مخاطب را در ارتباط با آنها حس كرد. حالا يا به دليل موضوعات خاص و شخصى تر و يا به جهت بى مهرى به اكران مناسب آثار او.
با چنين پس زمينه اى اگر اين فيلمساز آگاهانه و با هدف، در جست وجوى تجربه راههايى براى گرفتن همراهى مخاطب و در عين حال قرار نگرفتن در جرگه فيلم هاى خامدستانه و سهل الوصول امروز تلاش كرده، نبايد اين مهم را از نظر دور كرد.
آنچه نويد مى دهد كه او به دنبال تكيه بر گيشه صرف نبوده، انتخاب هاى اوليه اوست. موسائيان در نخستين گام، سينماى كودك را انتخاب كرده كه در اين روزگار سينمايى مهجور و تك افتاده است و متولى در خورى هم ندارد. در همين راستا به سراغ نويسنده اى رفته كه از نوشته هايش اقتباس هاى موفق و آبرومندى در سينما و تلويزيون شده است. مجموعه «قصه هاى مجيد» كيومرث پوراحمد و «مهمان مامان» داريوش مهرجويى شاهد اين مدعا هستند.
پس موسائيان در نخستين انتخاب ها انديشه مخاطب در سر دارد ولى نه به هر قيمتى. او اين تجربه را هم از راه هاى مخصوص به خود از سر مى گذراند و در گام بعدى دست به انتخاب بازيگرهاى حرفه اى و برجسته در دنياى سينما زند اما باز هم در جايگاهى متفاوت.
اكبر عبدى، مسعود رايگان و رؤيا تيموريان هر چند نام هاى آشنايى هستند اما قرار دادن آنها در قالب كاراكترهايى متفاوت با انتظار و پيشينه ذهنى مخاطب، نشان مى دهد كه فيلمساز قصد پياده روى بر عادت مخاطب را ندارد.
با تكيه بر نامى همچون هوشنگ مرادى كرمانى و قصه اى از مجموعه «لبخند انار» وى، هر چند بسيارى معتقدند اين نويسنده اصلاً داستان هايش را با پيش فرض تبديل شدن به يك فيلم سينمايى مى نويسد، ولى اين نكته نمى تواند چيزى از ملموس بودن و صميميت كارهاى او بكاهد كه نقطه قوتى مهم است.
قصه هايى واقعى كه تلخى را در عمق خود حفظ كرده و در پوششى از طنزى هوشمندانه و ظريف به مخاطب ارائه مى دهند . طبيعتاً سابقه اقتباس هاى موفق از آثار مرادى كرمانى در انتخاب يكى از آثار وى به عنوان دستمايه كار موسائيان تأثير داشته است. به اين ترتيب وى پس از مهجور ماندن كارهاى قبلى خود به نوعى رويكرد آگاهانه براى بازسازى پل ارتباطى خود با مخاطب روى مى آورد و سينماى كودك، طنز خاص، بازيگران حرفه اى و البته پشتوانه ادبى را براى اين مهم كافى مى داند.
نفس رسيدن به چنين مؤلفه هايى خود جاى تحسين دارد. وقتى مى بينيم سينماهاى كشور اين روز ها در قرق فيلم هايى قرار گرفته كه نسخه دست چندم يكديگر آن هم در نازل ترين شكل ممكن هستند و در واقع آنچه در اين ميان ناديده گرفته مى شود، انديشه مخاطب و البته خلاقيت فيلمساز است.
فيلم در ضرب الاجلى يكروزه، عواقب بلندپروازى يك دختر از طبقه كم درآمد جامعه را به تصوير مى كشد. بلندپروازى كه باعث به دردسر افتادن او، مادر، ناپدرى و . . . مى شود و در انتها با از سر گذراندن يك شب سخت، آنها را دور هم جمع مى كند.
جنس خاص طنز مرادى كرمانى كه در «مهمان مامان» به گونه اى به اوج سينمايى رسيد، نوعى طنز هجوگونه مناسبات روزمره زندگى را به همراه دارد كه موقعيت هاى تصويرى خوبى را براى يك فيلمساز در برگردان سينمايى فراهم مى كند.
مهرجويى در «مهمان مامان» توانست اين وجه را با لحن انتخابى براى روايت فيلم، پرداخت كليت كار و . . . هماهنگ كند و به اوج برساند. از همين جاست كه مثلاً عمل جراحى ماهى قرمز حوض، دستور درست كردن غذا با ميگو و . . . در بطن فيلم بدل به طنزى همخوان با هجو كليت اين موقعيت مى شود. رويكردى خاص كه به فيلم هويت داده و آن را شبيه فيلمى ديگر نمى كند.
اما در «گوشواره» با وجود حضور دستمايه هاى رسيدن به يك زبان خاص، چنين نتيجه اى حاصل نمى شود. به عنوان مثال اگر حضور مرغابى را به عنوان موقعيتى براى ورود به اين حيطه هاى خاص و جولانگاهى براى نمود زبان خاص فيلمساز در نظر بگيريم، موسائيان كمتر توانسته به آن دست پيدا كند.
فيلم در پرداختن به شعار و پيام هاى اخلاقى هم ظرافت چندانى به كار نبرده تا آنها را در زيرلايه هاى خود جاى دهد. از همين رو پيام هاى اخلاقى مستقيم به نوعى فاصله مخاطب حتى كودك و نوجوان را با كليت كار حفظ مى كند.
در واقع «گوشواره» يك فيلم كودكانه با همان تعريف اشاره شده است كه بيش از هر چيز جنس طنز تلخ خاص مرادى كرمانى را در لايه هاى خود يدك مى كشد و اين وجه از آنجا خودنمايى مى كند كه مخاطب با قلم اين نويسنده از وراى آثار نوشتارى و آثار به تصويردرآمده اش آشناست. در واقع كار هوشمندانه وحيد موسائيان در انتخاب يك سرى مؤلفه هايى كه بالقوه براى موفق شدن كار لازم هستند در انتها به اثرى شخصى از فيلمسازى صاحب سبك بدل نشده كه امضاى خاص او را همراه داشته باشد.
به نظر مى آيد اين وجه هم از قرار گرفتن دغدغه، علايق، وسواس ها و . . . فيلمساز در سايه وجوه پررنگ كار حاصل شده كه به نوعى بازشناسايى مؤلفه هاى آشناى فيلمساز را از وراى اثر مشكل كرده است.
اما آنچه از ارزش هاى «گوشواره» نمى كاهد، نهادينه شدن اهميت به جايگاه فيلمنامه، رابطه سينما و ادبيات، نگاه حرفه اى به تخصص هاى مختلف سينمايى، رويكرد به ژانر مهجور كودك و نوجوان، . . . و باج ندادن بيهوده به مخاطب در فيلم است. چيزى كه به نظر مى آيد اين روز ها در فيلم هاى سينمايى برابر با مفهومى عام و در دسترس شده است.
اسكار امسال بدون پيشتاز
335232.jpg
] وصال روحانى ]

امسال خبرى از هلن ميرن و فارست ويتى كر نيست. بهتر بگوييم امسال آنها در ميان كانديداهاى اسكار قرار ندارند و برخلاف سال گذشته افراد و يا فيلم هايى را هم نداريم كه از ماه ها قبل از برگزارى مهم ترين جوايز سينمايى جهان شانس دار قطعى پيروزى به حساب آيند، حال آن كه بازيگر زن مسن بريتانيايى (ميرن) و هنرپيشه مرد سياهپوست آمريكايى (ويتى كر) به خاطر بازيهاى قوى خود در رل ملكه اليزابت و ايدى امين در فيلم هايى مثل «ملكه» و «آخرين پادشاه اسكاتلند» از ما هها پيش اسكار را در جيب خود داشتند و رسيدن مجسمه طلايى بر ترين بازيگران مرد و زن نقش اول سال به آنان قطعى به نظر مى رسيد.
بنابراين امسال پيشتاز مطلقى نداريم و صحنه سرشار از شانس داران متوسط است كه ميزان اقبال شان تقريباً برابر با رقبايشان است. دست كم از يك دوجين فيلم مى توان نام برد كه قابليت ها و شرايط نامزد شدن براى اسكار برترين فيلم سال را دارند و اگر بخواهيم براى رفع مشكل و روشن تر كردن دورنماى موضوع به آراى حدود ۲۰ انجمن مهم سينمايى دنيا كه اغلب در آمريكا قرار دارند رجوع كنيم، باز مشكلى حل نمى شود زيرا به ندرت اتفاق افتاده كه آكادمى علوم سينمايى و هنر هاى تصويرى به عنوان نهاد تعيين و اهدا كننده اسكار تماماً به همان هايى رأى بدهد كه مثلاً انجمن هاى پرنفوذ منتقدان لس آنجلس يا نيويورك مى دهند و از قضا طى ۱۵ سال اخير نظرات اين گونه ارگان ها با ايده توزيع كنندگان اسكار در ۹۰ درصد اوقات متفاوت و در تعارض بوده است.
به همين خاطر گمان نكنيد كه «جايى براى مردان پير نيست» كار آخر برادران كوئن كه اخيراً از سوى «بورد ملى نقدفيلم آمريكا» به عنوان بهترين فيلم سال انتخاب شده و ساير مجامع هم در حال ارج گذارى بر روى آن هستند، حتماً جايزه اسكار را هم خواهد برد. هرچند انتخاب آن به عنوان يكى از ۵ فيلم كانديداى اسكار برترين فيلم سال بسيار محتمل نشان مى دهد. در هر حال، اين يك اپيك تازه از جوئل و آتان كوئن و متمركز بر مردان قانون، گنگسترها، تقابل آنان و البته برخورد شان با يكديگر در منطقه و گستره ريوگرانده آمريكا است و منتقدان طى دو ماه اخير آن را تحسين كرده اند و بعيد است «آكادمى» بتواند چشم بر آن بربندد، اما جمله آخر تنها چيزى است كه با اطمينان مى توان درباره آن گفت. آلن شولموف رئيس «بورد ملى منتقدان فيلم آمريكا» مى گويد: «تعداد فيلم هاى بالنسبه خوب و وابسته به ژانرهاى متفاوت به حدى است كه نمى توان يكى دو تا را بشدت برتر از ديگرى دانست.
بازى هاى قوى زيادى هم از برخى هنرپيشه ها در سال جارى داشته ايم و تمييز و تفكيك كردن اقبال داران اصلى از سايرين به اين خاطر سخت است. خود ما در شوراى مان براى اعلام اسامى برگزيده هاى سال مشكل داشتيم و بحث هاى زيادى كرديم. تعداد فيلم هاى خوب، زياد اما شمار آثار بسيار خوب ، كم بوده است و همين جا است كه كار ايراد پيدا مى كند.
فيلم بسيار خوب آن است كه بدون اين كه متوجه شويد، با شما حرف مى زند و ارتباط برقرار مى كند و شما را به دنياى خود منتقل مى كند و با شما مى ماند و از نظر ما «جايى براى مردان پير نيست» از محدود فيلم هاى امسال بوده است كه اين كار را تا حدى انجام مى دهد و اگر به آن رأى داده ايم، به همين خاطر بوده است. در عين حال معترفم كه رقابت در جوايز اسكار بسيار نزديك و مبهم خواهد بود ولى نمى خواهم كه بر اثر مجموعه اين مسائل ۲۰۰۷ را به لحاظ سينمايى يك سال متوسط و فاقد برجستگى و كارهاى درخشان كافى بدانم.»
رقابت بر سر اسكار برترين بازيگر مرد نقش اول سال از اين نيز شلوغ تر و پيچيده تر است و برخلاف سال پيش فردى مثل فارست ويتى كر وجود ندارد كه فرو رفتن اش در قالب ايدى امين ديكتاتور سابق اوگاندا صحنه و سايرين را قبضه و مرعوب كرده باشد. در عوض بازى هاى خوب متعددى داشته ايم كه هر يك با قدرى اقبال مساعد و در صورت يارى و نظر مثبت آكادمى علوم سينمايى و هنرهاى تصويرى، مى توانند نامزد اسكار شوند. شدت و تعدد نقش هاى خوب به حدى است كه ناچاراً شمارى از آنها از قسمت برترين بازيگر نقش اول به بهترين بازيگر نقش دوم انتقال مى يابند، حال آن كه در اصل در اندازه هاى رل اول هستند. اين امر بخصوص براى فيلم جديد برادران كوئن صدق مى كند كه در آن جاش برولين، خاوى ير باردم و تامى لى جونز تقريباً به يك اندازه بر پرده مشاهده مى شوند و هر كدام سهم مهمى در شكل گيرى و تكوين قصه دارند.
مير امكس كمپانى توزيع كننده فيلم ، برولين را بازيگر نقش اول معرفى كرده و اميدوار است كه وى در همين رده نامزد اسكار شود. كاراكتر او همان كسى است كه پس از به هم ريختن يك ماجراى قاچاق مواد مخدر، به محلى مى آيد كه ماشين قاچاقچيان در آن تصادف كرده است و يك كيف پر از پول را در آنجا مى يابد. باردم قاتل بيرحمى است كه كيف فوق را جست وجو مى كند و عامل انتقال و پيشروى تدريجى قصه در اكثر زمان هاى فيلم به حساب مى آيد و تامى لى جونز يك كلانتر مستقر در تگزاس است كه هر دو مرد فوق را تعقيب مى كند و از معدود نشانه ها و آدم هاى خوب در قصه است و عنوان و اسم فيلم نيز تا حدى از كارهاى او نشأت گرفته است.
دانى يل باتسك رئيس ميرامكس كه جاى مالكان سابق اين شركت يعنى برادران وين اشتاين را در اين سمت گرفته است، مى گويد: «جدا كردن اين بازيگران از يكديگر و تفكيك اين كه كدام يك رل اول هستند و كدامين نقش دوم، بسيار سخت است و به نظر مى رسد كه همگى نقش اول را برعهده دارند. با اين حال با افراد مطلع در آكادمى صحبت كرديم و آنها چيز هايى را روشن ساختند و ما سعى داشته ايم طبق همان اسلوب و متد حركت و نفرات فيلم را معرفى و رده بندى كنيم. خود آنها (اعضاى آكادمى) نيز بر همان منوال كار را بررسى مى كنند و رأى مى دهند. پيچيدگى موضوع در اين است كه جاش برولين و تامى لى جونز فيلم هاى جديد ديگرى را هم دارند كه اكران شده اند و چون امكان و احتمال كانديدا شدن شان براى اين فيلم ها نيز وجود دارد، خودشان بايد موضوع را روشن كنند! بهتر بگويم ما هم نمى دانيم كه چه خواهد شد زيرا تعاريف و تفاوت هاى نقش اول و دوم از بين رفته است و در سال هاى اخير چيزهايى به عنوان رل دوم توصيف و معرفى و ارج گذارى شده اند كه كاملاً نقش اول هستند.»
در تأييد حرف هاى باتسك بايد گفت جاش برولين ممكن است براى بازى در «گنگستر آمريكايى» كار جديد ريدلى اسكات معروف نيز كانديداى اسكار نقش دوم مرد شود و براى تامى لى جونز هم اين امر ميسر است اما براى نقش اول و به سبب ايفاى رل پدرى كه در جست وجوى پسر (سرباز) خود در فيلم در «دره الا» است.
از بازيگران ديگرى كه امكان كانديدايى شان براى دو يا سه فيلم وجود دارد، مى توان به اين گونه ياد كرد: فيليپ سيمور هافمن براى فيلم هاى «قبل از اين كه شيطان بفهمد شما مرده ايد»، «وحشى ها» و «جنگ چارلى ويلسون»، راسل كرو براى فيلم هاى «۳‎/۱۰ تا يوما» و «گنگستر آمريكايى» و كيسى افلك براى «Gone baby gone» و «قتل جسى جيمز به دست رابرت فورد ترسو».
تام اونيل يكى از قديمى ترين و بهترين تحليلگران و پيش بينى كنندگان اسكار مى گويد: «سال پيش با هلن ميرن و فارست ويتى كر در شاخه بازيگران و فيلم «The departed» در شاخه برترين فيلم ها، افراد و آثارى را داشتيم كه پيروزى شان حتمى به نظر مى رسد و همين طور هم شد. ميرن و ويتى كر بى رقيب بودند و The departed به اين خاطر بايد جايزه را مى برد كه در گذشته چندين بار حق خالق آن (مارتين اسكورسيسى) تضييع شده بود! امسال اصلاً اين طور نيست و براى خيلى ها شانس پيروزى متصور است و در عين حال نيست!»
با اين حال اونيل معتقد است يك فيلم كه تازه در آمريكا و كانادا و اروپاى غربى اكران شده، ممكن است ناگهان تبديل به مدعى اول جوايز اسكار امسال شود و آن فيلم نسخه جديد «سوئينى تاد» و همان اثر موزيكال معروف است كه بازسازى اش را تيم برتون مشهور و غير متعارف انجام داده است. اين فيلمى است كه استيفن ساندهايم معروف موسيقى اش را سروده و جانى دپ بازيگر محبوب برتون و همچنين هله نا بونهام كارتر رل هاى اصلى آن را ايفا كرده اند. در اين كه اين فيلم به رغم تمام دورى جستن هاى برتون از قواعد كليشه اى هاليوود كانديداى چند اسكار مى شود، ترديدى وجود ندارد، اما در اين كه نامزدى ها در كلام شاخه ها خواهد بود، شك و ظن وجود دارد.
نامزدهاى اسكار زودتر از ۲ بهمن معرفى نمى شوند، اما اعلام اسامى كانديداهاى گولدن گلاب (كره طلايى) دومين جايزه مهم تبليغاتى سينما كه بسيار زودتر از آن صورت پذيرفته است، تا حدى شرايط كلى را روشن كرده و تصوير شفاف ترى را از آن چه ممكن است در گزينش اسكار روى دهد، به دست داده است. با اين حال همان طور كه در ابتداى مطلب آمد، اكثر سؤال ها هنوز به قوت خود باقى است و بايد پرسيد كه كدام بازيگران مى توانند از نظر رأى دهندگان «آكادمى» بيشترين آرا را به خود اختصاص دهند.
اما تام اونيل همچنان به حاصل كار «سويينى تاد» خوش بينانه نگاه مى كند. اگر «شيكاگو» در سال ۲۰۰۳ جوايز اصلى اسكار آن سال را برد، به اين خاطر بود كه با همت و كارگردانى راب مارشال تمامى اصول و كليشه هاى آثار موزيكال را رعايت و اجرا كرد، اما با قرار داشتن تيم برتون «بشدت غير عادى» به عنوان سكاندار پروژه «سويينى تاد» به دشوارى مى توان چنين تخمينى را درباره اين كار جديد موزيكال صورت داد.
با اين وجود اونيل مى گويد: «سويينى تاد» در ايام كريسمس و ژانويه عرضه مى شود و چنان تم و حال و هوايى دارد و با فضاى شاد و موزيكال اش و با بهره گيرى از حضور جانى دپ كه طرفداران خود را دارد، ممكن است به آرامى مثل يك بهمن كه از كوه به پائين مى آيد، شتاب بگيرد و سنگين و كارساز شود و چند جايزه اصلى اسكار امسال را ببرد. از طرف ديگر پيروزى The departed در انتخابات سال پيش نشان داد كه نظرات خشك قبلى سران آكادمى تعديل و عوض شده است و اگر آنها حاضرند به فيلم گنگسترى و پر ازخون ريزى اصلى ترين جوايز اسكار (برترين فيلم و كارگردانى) را بدهند، لابد از اهداى اسكار امسال به يك موزيكال غير متعارف نيز ابا نخواهند داشت. در كنار آن معتقدم كه اعضاى آكادمى فيلم جدى و دراماتيك «جايى براى مردان پير نيست» را نيز حتماً نامزد اسكار خواهند كرد.
اما برخى تحليلگران اين گمانه زنى را شامل فيلم جديد عاطفى «Atonement» با بازى كايرا نايت لى و جيمز مك آووى نمى كنند و از نظر آنها اين فيلم به رغم داشتن صحنه هاى تأثر آور و مورد علاقه مردم، تأييد آكادمى و تحسين در حد كسب اسكار را موجب نخواهد شد. با اين حال برآورد هاى اسكار امسال نامطمئن تر از هر زمانى نشان مى دهد.
* شمارى از بخت داران «اسكار ۲۰۰۸»
* برترين فيلم سال: گنگستر آمريكايى، جايى براى مردان پير نيست، سويينى تاد، The diving Bell and the butterfly، درون دنياى وحشى، مايكل كيلتون، gone baby gone و جنگ چارلى ويلسون
* برترين كارگردان: ريدلى اسكات (گنگستر آمريكايى)، جورايت (Atonement)، سيدنى لومت (قبل از اين كه شيطان بفهمد شما مرده ايد)، جوليان اشنابل (The diving Bell and the butterfly)، شون پن (درون دنياى وحشى)، مارك فورستر (دونده كايت)، تونى گيلروى (مايكل كلينتون)، جوئل و اتان كوئن(جايى براى مردان پير نيست) و تيم برتون (سويينى تاد)
* بهترين بازيگر مرد نقش اول: راسل كر و (۳‎/۱۰ تا يوما)، دنزل واشينگتن (گنگستر آمريكايى)، ريچارد گر (The hoax)، جان كوزاك (گريس رفته است)، تامى لى جونز (در دره الا)، جاش برولين (جايى براى مردان پير نيست) و ويگ و مورتنس (وعده هاى شرقى)
* بهترين بازيگر زن نقش اول: ايلن پيج (جونو)، كايرا نايت لى (Atonement)، جولى كريستى (دور از او)، ايمى آدامز(Enchanted)، هاله برى (چيزهايى كه در آتش از دست داديم) و هله نا بونهام كارتر (سويينى تاد)


|   شناسنامه   |   آرشيو   |