پنجشنبه ۲۹ آذر ۱۳۸۶ - ۹ ذيحجه ۱۴۲۸
Thu, Dec 20, 2007
ديپلماتيك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
آيينه
ماجرا
قاب عكس۱
خانواده
نگاهى به معاهده جديد اروپا و انتخاب اصل همگرايى به جاى ادغام
گفت وگوى جنجالى سى.ان.ان با نخست وزير ژاپن
نگاهى به معاهده جديد اروپا و انتخاب اصل همگرايى به جاى ادغام
پايان خودشيفتگى ها
336243.jpg
] محمدعلى فيروزآبادى ]

رؤساى دولت هاى اروپايى بالاخره در پايان نشست پر تنش ليسبون نفس راحتى كشيدند و توانستند بارسنگينى را كه با نام يكپارچگى اروپا در اين سال ها و در همه نشست ها بر دوششان سنگينى مى كرد از دوش خود بردارند و حال اين بار سنگين در قالب «معاهده ليسبون» به تاريخ خواهد پيوست. شايد اتفاق عجيب اين باشد كه تصويب توافقنامه جديد حس دوگانه اى ايجاد كرد يعنى از اين اتفاق هم مخالفان اتحاد اروپا خرسند شدند، هم هواداران همزيستى اروپا شادى سردادند ، چنان كه پس از امضاى اين معاهده مردم بسيارى از كشورهاى اروپايى در كنار مرزها به جشن و پايكوبى پرداختند با آن كه معلوم شده كه اين معاهده براى طرفداران پر و پا قرص همزيستى مسالمت آميز كافى نيست. در عين حال براى مخالفان توسعه اروپايى هم خبر خوبى نيست به رغم آن كه اين گروه نيز مى داند كه اين معاهده هم رأيى كامل اروپايى ها را با خود نخواهد داشت و همزيستى اروپايى تا به اينجاى كار به پايانى موقت رسيده است.
هنوز هم هيچ يك از دولت هاى عضو اتحاديه اروپايى جسارت آن را ندارند كه بار ديگر حرف از اتحاديه اى همه جانبه و كامل به ميان آورند و هنوز هم نام مناسبى براى اين معاهده يافت نشده است. آنها چاره اى نداشتند جز آن كه نام «قانون اساسى» را حذف و به جاى آن از «معاهده اصلاحى» بگويند زيرا در غيراين صورت بار ديگر بايد به رفراندوم روى مى آوردند و نتيجه چنين رفراندومى هم از قبل معلوم بود. بدين ترتيب بار ديگر همه تلاش ها به شكست مى انجاميد و بى ترديد نخبگان سياسى اروپا ديگر بار ريسك نكردند و نامى از قانون اساسى كه مترادف رفراندوم باشد به ميان نياوردند.
اين ترس و هراس بى دليل هم نبود. دو ماه پيش نتيجه نظرسنجى در پنج كشور بزرگ اروپايى نشان داد كه اكثريت مردم اين كشورها مخالف هرگونه تغييرى در اين معاهده هستند و براى نخبگان سياسى هم چيزى دشوارتر از تغيير و تبديل معاهده آن هم بدون اجازه رأى دهندگان نبود. اگر چنين اتفاقى مى افتاد چه بسا همه قوانين حقوقى مشترك و توافق هاى ديپلماتيك نقش بر آب مى شد. پس بى ترديد نبايد چنين اتفاقى مى افتاد.
به همين دلايل نام گذارى دقيق براى اين معاهده هم امكان پذير نبود و نبايد چندان بر آن پافشارى كرد. دولت بريتانيا قبل از همه اعلام كرد كه اساس معاهده ليسبون چيزى كاملاً متفاوت با آن پيش نويس قانون اساسى واحد اروپاست. دولت بريتانيا البته نياز به اين لفاظى ها داشت تا بتواند به هر صورت ممكن به وعده اش وفا كرده و بگويد اين معاهده در نهايت حاصل رأى مردم بريتانيا است. اما بر خلاف آن اين مركل و زاپاته رو و ژيسكار ديستن و باروسو بودند كه ضمن خوددارى از تكذيب اظهارات نماينده بريتانيا با نگاه خود تأكيد كردند كه روح و جوهر اصلى اين معاهده همان پيش نويس قانون اساسى است. بدين ترتيب تعجبى ندارد كه هنوز هم جاى حرف و حديث زيادى در اين معاهده هست و همه امضا كنندگان به نوعى از خواست و واكنش ملت هاى خود در اين مورد وحشت دائم دارند.
رؤساى دولت هاى اتحاديه اروپايى بعد از دو سال هنوز هم از جنجال و شوك حاصل از رأى منفى فرانسوى ها و هلندى ها به قانون اساسى واحد اروپا خارج نشده اند.
اين معاهده اخير هم بايد در تمام بيست و هفت كشور عضو به تصويب برسد تا بتواند در ماه مه ۲۰۰۹ اجرايى شود. نگرانى بزرگ اين است كه معاهده ليسبون هم در جريان اين تصويب ها دچار خدشه شود. از قرار معلوم در دانمارك و بريتانيا در اين مورد رأى گيرى خواهد شد و سپس مردم ايرلند به پاى صندوق ها خواهند رفت. بدين ترتيب هنوز هم خطر باقى است. از آنجايى كه مردم ايرلند مدت هاست كه از تب و تاب جشن هاى پيوستن به اتحاديه اروپايى فارغ شده اند، رأى منفى آنها به معاهده غيرمحتمل هم نيست. اگر چنين اتفاقى بيفتد آنگاه بايد در انتظار نسخه جديدى از معاهده باشيم كه آن هم كارى بس دشوارتر به نظر مى آيد.
اما چنانچه روند تصويب اين معاهده در يك كشور بزرگ اتحاديه اروپايى در پارلمان متوقف شود باز هم كار دشوارتر مى گردد. اين احتمال بيش از هر جاى ديگر در بريتانيا وجود دارد، كشورى كه نخست وزير آن يك بازى سياسى را شروع كرده و موافقان و مخالفان عهدنامه را در مقابل هم قرار داده و خود راحت از روى صندلى اش نظاره گر اين دعواست.
با اين حال امروز حداقل بر اين چند سال كشمكش بر سر اين معاهده مهر پايانى هر چند موقتى خورده است. بحث و جدل ها بر سر حواشى و پروتكل ها و ديگر مسائل اين عهدنامه ( كه بريتانيا و لهستان هم با سرسختى به آن دامن مى زدند) بى اندازه طاقت فرسا بود و زمانى كار به جايى رسيد كه شعار اصلى اتحاديه اروپايى يعنى«وحدت در عين كثرت» به فراموشى سپرده شد زيرا تنها ۱۶ كشور از بيست و هفت كشور عضو در بيانيه هاى متعدد اعلام كردند كه حاضر به قبول شعار ،سرود و پرچم واحد اروپايى هستند. البته همين تعداد هم حداقل اين اميد را زنده نگه مى دارد كه اتحاديه اروپايى ديگر تمايلى به آن خودشيفتگى مدام ندارد و ديگر نبايد همه انرژى اعضا صرف حل و فصل مسائل فرعى شود.
معاهده ليسبون به صورت كلى راه هاى اصولى تصميم گيرى در به اصطلاح كلوپ اروپايى را هموار مى كند. به گمان برپا كنندگان ليسبون دوران جديد دوران واقع گرايى است و در عصر جديدى كه آغاز شده بايد از آن براى توجه سريع به مسائل جهانى استفاده كرد، مسائلى كه ارائه پاسخى اروپايى به آن ضرورى است. مهم ترين اين مسائل و پرسش ها عبارتند از پرسشى كه آنگلا مركل چند ماه پيش و به درستى مطرح كرد يعنى: «اتحاديه اروپايى چه منافعى در ارتباط با جهانى سازى دارد ». مسأله قدرت عملياتى اتحاديه اروپايى به عنوان يك قدرت نظم دهنده منطقه اى در مناطق بحرانى جنوب و شرق اروپا هم جنبه حياتى دارد.
معاهده ليسبون اين امكان را هم پديد مى آورد كه به اولويت سياست خارجى كاملاً توجه شود و اين مسأله بشدت براى اتحاديه اروپايى ضرورى است. تشكيل نهادهاى نمايندگى سياست خارجى اتحاديه اروپايى نيز بيانگر اميد به آمادگى براى يافتن يك خط مشى مشترك است و اشاره اى است به ابعاد قابل دستيابى يك هماهنگى فراملى در اين رابطه.
مسائلى كه اتحاديه اروپايى مى تواند قابليت هايش را با حركت مشترك براى حل آنها به نمايش بگذارد اندك نيستند: مسأله ذخيره و صرفه جويى در انرژى و سياست هاى زيست محيطى، جنگ در افغانستان، ايجاد ثبات در عراق و البته مسأله اتمى ايران از جمله اين مسائل به شمار مى آيد. البته بايد اذعان كرد كه پس از گزارش سازمان هاى اطلاعاتى آمريكا مبنى بر بى پايه بودن ادعاهاى بوش عليه ايران، كار اتحاديه اروپايى در اين مورد دشوارتر شده است. علاوه بر آن دولت هاى اتحاديه بايد تصميم بگيرند كه گسترش اين اتحاديه تا كجا بايد ادامه يابد و البته در اين مورد بايد عضويت تركيه هم به عنوان موردى غامض و خاص مورد توجه قرار گيرد. امروز بيش از پيش آشكار شده است كه موقعيت فعلى اتحاديه اروپايى بيشتر با خواست و تصورات بريتانيا هماهنگى دارد تا با اميدهاى طرفداران و ديگر اعضاى اين اتحاديه. نسخه «گسترش افقى به جاى گسترش عمقى و عمودى» راه حلى ناموفق است كه روند همزيستى مورد نظر را كند كرده و گاه به سكون كشانده است. اين معاهده هم نمى تواند از اتحاديه اروپايى يك ابر دولت بسازد، بلكه اتحاديه اى متشكل از كشورهايى خواهد ماند كه تنها يك بار با هم ادغام شده اند اما داراى حاكميت هاى جداگانه و دولت هاى مقتدرى هستند كه البته با هم همكارى تنگاتنگ دارند.
حال براى بريتانيايى ها يعنى همان ملت هميشه در ترديد هم دليلى براى رأى مثبت به اين معاهده وجود دارد. اما گوردون براون يا همان «مستربين سياست بريتانيا» آشكارا فاقد مهارت و جسارتى است كه بتواند از اين شانس استفاده كند. او آشكارا از اين كه در جمع ديگر روساى دول اتحاديه اروپايى زير معاهده را امضا كند شانه خالى و از ترس مطبوعات مخالف معاهده، از مخالفت يا موافقت علنى خوددارى كرد و بر فشارهاى تلخى صحه گذاشت كه پيش از اين در بروكسل و ديگر پايتخت هاى اروپايى از سوى بريتانيا شاهد بوديم. براون بار ديگر نشان داد كه از تصميم گيرى هاى دشوار سرباز مى زند. حال همه چيز به آينده بستگى دارد. اگر ديگر روساى دول اروپايى راه براون را نروند آنگاه اين اميد هست كه در گذر زمان شاهد همبستگى و انسجام بيشتر در اتحاديه اروپايى باشيم.
گفت وگوى جنجالى سى.ان.ان با نخست وزير ژاپن
تنش در روابط دو شريك
336273.jpg
]ترجمه: حامد شهبازى ]

انتخابات ژاپن علاوه بر جابه جايى و تغيير در حكومت اين كشور، سياست خارجى آن را بويژه در زمينه همكارى امنيتى با آمريكا متحول كرد. جناح پيروز در پارلمان ژاپن در نخستين اقدام راه همكارى ژاپن در يكى از حساس ترين امور نظامى يعنى سوخت رسانى به كشتى هاى آمريكايى كه وظيفه پشتيبانى از جنگ افغانستان را برعهده دارند، مسدود كرد. پس از اين يا سو فوكودا نخست وزير ژاپن با موجى از فشارها از جانب كاخ سفيد براى تهديد پيمان هاى همكارى نظامى رو به رو شد. در سفر فوكودا به واشنگتن همه محافل سياسى و رسانه اى آمريكا براى تغيير مشى تازه سياستمداران توكيو بسيج شدند؛ گفت وگوى جنجالى سى.ان.ان با نخست وزير ژاپن به روشنى گوياى چالش هاى تازه دو شريك ديروز است كه تقديم مى شود.
*آقاى نخست وزير! شما نخستين سفر خود را به آمريكا پس از تصدى اين پست انجام داديد، بهتر است از آينده روابط ميان آمريكا و ژاپن صحبت كنيم كه سال هاست در سطح عالى بوده اند اما اكنون اختلافاتى پيدا شده از جمله امتناع كشور شما براى سوخت رسانى به ناوگان كشتى هاى آمريكا در اقيانوس هند. فكر مى كنيد اين سياست چه زمانى تغيير خواهد كرد
اين سياست ژاپن به دليل تغيير اوضاع داخلى كشور در اواخر اوت اتخاذ شد. انتخابات مجلس مشاوران در ميان بود و احزاب حاكم شكست خوردند. مخالفان به پيروزى رسيدند. تا اين زمان، احزاب حاكم در مجلس عليا و سفلى اكثريت را در اختيار داشتند. اما اكنون مخالفان اكثريت را در اختيار دارند. به همين دليل سياست همكارى با آمريكا و سوخت رسانى به كشتى هاى جنگى آمريكا تداوم نيافت.
*آقاى نخست وزير آيا شما براى حل مشكلات همكارى امنيتى آمريكا و ژاپن نمى توانيد كارى بكنيد اين كه كشتى هاى جنگى آمريكا ديگر هرگز نمى توانند توسط كشتى هاى ژاپنى در اقيانوس هند، سوخت رسانى شوند يك مشكل جدى است زيرا مى دانيد، اين موضوع براى نيروهاى آمريكايى كه در حال جنگ در افغانستان هستند حياتى است.
فكر مى كنم سياستمداران ژاپن لزوماً با قطع عمليات سوخت رسانى كشتى هاى ژاپنى موافق نيستند. اما به دليل انتخابات مجلس مشاوران تغيير شگرفى در اوضاع سياسى ژاپن روى داد و مخالفان در اقدامى نمادين با تداوم عمليات سوخت رسانى كشتى هاى ژاپنى به كشتى هاى آمريكايى در مجلس مشاوران مخالفت كردند. ما به عنوان دولت ژاپن بارديگر اين لايحه قانونى را تقديم پارلمان كرديم و اين قانون درحال بررسى است. اين لايحه در مجلس نمايندگان تصويب شد و بحث در اين رابطه در مجلس مشاوران آغاز مى شود و علاقه منديم كه اين قانون در مجلس مشاوران تصوب شود.
*ولى نشانه ها حاكى از اين نيست كه لايحه همكارى جديد توكيو با واشنگتن در پارلمان مورد استقبال قرار گيرد
من از افكارعمومى ژاپن و پارلمان درخواست مى كنم اين قانون را و اهميت اين عمليات را تأييد كنند. در عين حال اميدوارم اوضاع به گونه اى باشد كه افراد بسيارى از اين ايده حمايت كنند.
*مى خواهم توجه شما را به سخنان رابرت گيتس وزير دفاع آمريكا در دانشگاه صوفيه در ۹ نوامبر جلب كنم. وى گفته بود: ژاپن اين فرصت و اين وظيفه را دارد كه نقشى را به عهده گيرد كه منعكس كننده ظرفيت سياسى، اقتصادى و نظامى آن باشد. ما اميدواريم و انتظار داريم كه ژاپن طى سال هاى جارى مسئوليت هاى بيشترى را در قبال امنيت جهانى برگزيند. آيا دولت شما آماده هست كه آنچه را كه وزيردفاع آمريكا درخواست كرده يعنى به عهده گرفتن مسئوليت هاى بيشتر در قبال امنيت جهانى، انجام دهد
البته، تا به امروز ژاپن نقش خود را در قبال جامعه بين الملل ايفا كرده است، شايد نتوانسته باشد مناقشات را حل وفصل كند اما از امنيت جهان حمايت كرده است. از اين نظر سياست ما تغير نكرده است. با اين حال تاجايى كه به اقدام هاى نظامى مربوط مى شود، قانون اساسى ژاپن به ما اجازه حضور در چنين اقداماتى را نمى دهد. اين يك حالت خاص است.
اما جدا از چنين كمك هاى نظامى كه از عهده ما بر نمى آيد، نظير آنچه در عراق روى مى دهد ما به كمك هاى بشردوستانه براى بهبود معيشت مردم جهان كمك كرده ايم و در بازسازى عراق حضور داريم و ما به چنين فعاليت هايى ادامه خواهيم داد. مناقشات تنها در جنگ خلاصه نمى شوند. بلكه بازسازى، بهبود معيشت مردم و جنبه هاى ديگر هم در ميان است. درعين حال از هيچ اقدامى در افغانستان دريغ نمى كنيم. در آينده نيز انجام چنين فعاليتى را ادامه خواهيم داد. همچنين در صورت امكان تمايل داريم راه هاى متعدد حمايت از فعاليت هاى آمريكا را مورد توجه قرار دهيم.
*آيا زمان آن فرا نرسيده كه ژاپن توجه ويژه اى به قانون اساسى و تجديدنظر در آن را مدنظر قرار دهد به اين منظور كه اين فرصت را بيابيد تا نقش مسئولانه در قبال امنيت جهانى ايفا كنيد
خب اين محدوديتى است كه قانون اساسى ژاپن دارد و در حال حاضر قانون اساسى، ژاپن را از حضور در عمليات نظامى منع مى كند. ايده ما اين است كه هركارى به غير از عمليات نظامى را انجام دهيم و به همين دليل است كه ما بيش از ۵ ميليارد دلار صرف همكارى ها در عراق و ۱‎/۵ ميليارد دلار به عنوان كمك بلاعوض و ۲‎/۵ ميليارد دلار به عنوان قرض اعطا مى كنيم. در همين حال با توجه به وضع افغانستان ما ۱۴۰ ميليارد ين كمك كرده ايم و به ارائه كمك هاى مالى قابل توجه خود ادامه خواهيم داد هنوز هم تمايل داريم به بازسازى اين كشور و بهبود معيشت مردم اين كشور كمك كنيم.
*آقاى نخست وزير شما به تجديدنظر و اصلاح قانون اساسى خود براى انعطاف پذيرى بيشتر در حوزه هاى دفاعى و امنيتى اقدام نخواهيد كرد
هنگامى كه شما از امنيت صحبت مى كنيد، موضوعات امنيتى متعددى وجود دارد نظير امنيت اقتصادى و تأمين معيشت و غيره. تا جايى كه ميسر باشد ژاپن در اين فعاليت ها نقش خواهد داشت. حال چگونه اين فعاليت ها افزايش يابد، اين كه فعاليت هاى نظامى بخشى از آن خواهد بود يا خير فكر مى كنم اين امرى است كه نيازمند بررسى از سوى مردم ژاپن است و ما تمايل داريم كه به سراغ جلب رأى مردم در اين رابطه برويم.
*اين پرسش ها در اين بافت پرسيده شد كه ژاپن حدود ۸۰ درصد نفت خود را از خاورميانه تأمين مى كند با اين حال شما دقيقاً روشن نكرديد كه آيا به تغيير، تجديدنظر يا اصلاح قانون اساسى خود مبادرت خواهيد كرد يا خير
خب، در قبال عمليات نظامى خير. اما اگر ارتش آمريكا به دنبال انجام عمليات نظامى در اين مناطق است، ژاپن هم حمايت لازم را صورت داده است نظير آنچه كه در عراق انجام مى دهيم. در حال حاضر حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ نيروى ژاپنى به فعاليت هاى هوابرد در عراق كمك مى كنند اما اين اقدام حمايتى و لجستيكى است. صرفنظر از اين فعاليت ها فكر مى كنم ما به زمان بيشتر و به بحث بيشترى ميان مردم ژاپن نياز داريم.
*به سراغ كره شمالى برويم، آيا واقعاً فكر مى كنيد كه كيم جونگ ايل رهبر كره شمالى در تصميم براى كنار گذاشتن توانايى هسته اى نظامى خود جدى است
اين كه آيا وى جدى است يا خير، من بسيار اميدوارم كه وى برنامه هسته اى نظامى كشورش را كنار بگذارد و مطمئنم آمريكا نيز اين گونه فكر مى كند. بنابراين به منظور اين كه كره شمالى سلاح هاى هسته اى را كنار بگذارد، ما از هيچ تلاشى دريغ نخواهيم كرد. البته آمريكا بازيگر اصلى در مذاكرات است و ما واقعاً روى آمريكا در اين مذاكرات حساب مى كنيم.
*اين درحالى است كه برخى شخصيت ها از جمله جان بولتون نماينده پيشين آمريكا در سازمان ملل براين باور نيستند كه كره شمالى سلاح هاى هسته اى خود را كنار بگذارد. فكر مى كنيد تحت چه شرايطى كره شمالى سلاح هاى هسته اى خود را نابود خواهد كرد
اگر كره شمالى اميدوار است كه به عنوان يك كشور مستقل ادامه حيات دهد، فكر مى كنم بايد سلاح هاى هسته اى خود را كنار بگذارد. در عين حال فكر مى كنم آنها براى اين كه از جنبه اقتصادى مستقل شوند به همكارى اقتصادى ژاپن هم نياز دارند. بنابراين بايد موضوع ربوده شدن ۵ تبعه ژاپنى از سوى كره شمالى نيز حل شود. البته نگرش نااميدكننده اى در قبال اين موضوعات وجود دارد.
* آقاى نخست وزير اجازه دهيد صريح باشيم، منظور شما اين است كه آنها اگر مى خواهند به بقا ادامه دهند بايد سلاح هاى هسته اى خود را كنار بگذارند و اگر سلاح هاى هسته اى خود را كنار نگذارند، تهديدى محسوب خواهند شد، درغير اين صورت نابود خواهند شد.
اين كه آنها نابود خواهند شد يا خير را بايد كنار گذاشت. من فكر نمى كنم آنها واقعاً بتوانند با موضعى كه اكنون اتخاذ كرده اند به استقلال دست يابند. مردم اين كشور بسيار ناخرسند هستند. از جنبه اقتصادى هم همين طور.
* مى خواهم توجه شما را به اظهارات وزير دفاع آمريكا درباره چين و برنامه هاى هسته اى آن جلب كنم. گيتس گفته است: «از تنوع برنامه هاى نظامى كه آنها به جريان انداخته اند نگرانم.» ژاپن از چين و برنامه هاى نظامى آن تا چه ميزان احساس تهديد مى كند
تا جايى كه به تهديد نظامى مربوط مى شود، اين پرسش مطرح است كه آيا آنها از توانايى نظامى خود استفاده خواهند كرد يا خير. آمريكا كشورى با توانايى هاى نظامى است اما آيا ما از آمريكا احساس خطر مى كنيم خير.
در قبال چين فكر مى كنم توانايى نظامى آنها امروز واقعاً تا به اين حد نيست اما اگر آنها به همين سرعت به تداركات نظامى خود ادامه دهند آنگاه در آينده به تهديدى براى غرب تبديل خواهند شد. با اين حال مسأله اين است كه آيا كشورى اراده به استفاده از توانايى نظامى دارد يا خير لذا فكر نمى كنم آنها بخواهند دست به چنين كارى بزنند. بنابراين من در اين باره بسيار خوشبين هستم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |