|
معمارى ايرانى هنوز دير نشده است
|
|
|
] داوود پنهانى]
معناى يك سنگ اگر روى سنگ ديگر بند شود تنها اين نيست كه خانه اى ساخته شود تا در خور نشستن باشد، سقفى بر چار ديوارى جاى بگيرد تا پناه و نشيمن آدمى از گزند سرما گرماى روزگار باشد. هر خشت كه بر خشت ديگر جاى مى گيرد، نشانه اى آشكار مى شود از نقش سرزمينى كه مردمانى با باور ها و سنت هاى خاص در آن زندگى مى كنند. همين نقش هاست كه از ديروز تاريخ تا امروز به يادگار مانده تا پيوند ما با خاك اين سرزمين در نقش خشت ها و آجر ها حفظ شود؛ خشت ها و آجرهايى كه در گذر شتابناك امروز به آينده ارتباط خود را با سنت معمارى ايرانى ما از دست داده و جور ديگرى روى هم بند مى شوند. اينجاست كه مى توان از نقش ساختمان هاى بى روح در شهرهاى خود گلايه كرد. اينجاست كه نمى توان به اين ملغمه اى كه در ساخت و ساز امروزى راه يافته نام معمارى ايرانى نهاد. هر نام ديگرى كه بر روى اين سازه هاى عجولانه بگذاريم چيزى از تلخى اين گزاره كه ساختمان هاى كشور به لحاظ معمارى فاقد هويتند، كم نمى كند.
ساخت و سازهاى شهرى كه روز به روز بر تعداد ساختمان هاى آن افزوده مى شود، اين روز ها آينه تمام نماى سبك و سياق هاى متنوعى است. با اين حال مى توان ادعا كرد كه در اين همه بنا تنها چيزى كه به چشم نمى آيد هنر ايرانى است. هنرى كه روزگارى با بنا ها و سازه هاى زيبايش يكى از نمايندگان هويت ايرانى- اسلامى به شمار مى آمد. كافى است سرى به شهرهاى تاريخى كشور بزنيد تا با تركيب واقعى عناصر هويتى در آثار معمارى آشنا شويد. از مساجد كوچك و بزرگ گرفته كه راز ورزى انديشه معنوى را در خود جاى داده تا باغ ها و كوشك هايى كه هر يك به زيبايى نماينده روح ملى در معمارى تاريخى اين سرزمين بوده اند. * شكوه يك هنر تحقيقات كارشناسى روى بناهاى شهرى چون اصفهان رگه هاى جالبى از عناصر ملى را در روح معمارى سنتى اين شهر نشان مى دهد. به گفته كارشناسان بيشتر ساختمان ها با معمارى سنتى در شهر تاريخى اصفهان مكانى به نام ايوان دارند. وجود تزئينات و گچبرى هاى بسيار زيبا در اين قسمت نشان دهنده روح هنر پرورى هنرمندان بزرگ اصفهانى است. بررسى كارشناسى نشان مى دهد در بناهاى كهن عمق ايوان با زاويه تابش خورشيد در هنگام ظهر تنظيم شده است . هنگامى كه خورشيد اوج مى گيرد و بيشترين زاويه را به سطح افق پيدا مى كند، ايوان مانع از ورود تابش هاى گرم و سوزان به درون ساختمان مى شود و دماى داخلى اتاق ها را نيز كنترل مى كند. سايبان هاى ايجاد شده بر روى پنجره ها چه از نوع سايبان هاى عمودى و چه افقى چنين كاركردى دارند، به گونه اى كه سايبان هاى افقى بالاى پنجره هاهنگام نيمروز و سايبان هاى عمودى دو طرف پنجره ها هنگام صبح و عصر به خوبى اين نقش را ايفا مى كنند. ميزان عقب نشينى پنجره ها به درون ديوار نيز در ارتباط مستقيم بااين نقش پذيرى است . در فصل سرد به علت كاهش زاويه تابش خورشيد ايوان هيچ مزاحمتى براى ورود تابش مستقيم به درون فضاى اتاق ها ايجاد نمى كند و آفتابگيرى بسيار مناسب آن فضاى ايده آلى را براى استراحت نيمروزى فراهم مى كند . كارشناسان بر اين عقيده اند كه اماكن حكومتى يا همان كاخ هاى به جا مانده از دوران اسلامى اگر چه در ابتدا تلفيقى از هنر معمارى اسلامى و غير اسلامى بود، اما با گذشت زمان مسلمانان به عنوان بانيان اين هنر به چنان پيشرفت و ترقى دست يافته و از خود ابتكار و خلاقيت نشان دادند كه غربى ها از معمارى اسلامى بهره گرفته و در ساخت و سازهاى خود از آن بهره مند شدند. هنر اسلامى و بويژه معمارى با گذشت زمان بسيار پيشرفت كرده و افراد بويژه حكام و پادشاهان سعى مى كردند از اين هنر غافل نمانند و در ساخت اماكن مختلف از آن بهره مند شوند. نشان اين هنر بر چهره ساختمان هايى چون مساجد، حمام، معابد و خانه هاى مسكونى استفاده مى شد. با اين حال تغيير مناسبات اجتماعى در كنار روند تغييرات جمعيتى، شدت گيرى روند صنعتى شدن و نگاه ابزارى به مفهوم توسعه در دوره اى از تاريخ اين سرزمين همه و همه در كنار هم باعث شد كه بناهاى شهرى ما با فاصله اى عجيب از روح معمارى كشور به سمت يك نوع هرج و مرج سازه اى پيش بروند. هرج و مرجى كه با يك نگاه كلى به خيابان هاى شهرى چون تهران مى توان به ابعاد آن پى برد. هرج و مرجى كه شايد نتوان در موقعيت كنونى ديگر راهى براى برون رفت از آن پيدا كرد. مهندس «اسكندر مختارى» از كارشناسان مرمت بناهاى تاريخى ايران از گل به عنوان يكى از عناصر مورد استفاده در معمارى بومى ما ياد مى كند و درباره استفاده دوباره يا امكان استفاده از اين عنصر مى گويد: « براى برخى مناطق ديگر دير شده است. در تهران نمى توان توسعه ساختمان گلى داد زيرا محدوديت هاى اقتصادى فضايى را در اختيار معمارى گلى قرار نمى دهد. مقوله فضا نخستين اولويت مهم در اين بحث به شمار مى رود به طورى كه ميان ۱۵ تا ۳۰ درصد از فضاى ساختمان بايد پر باشد و عرصه زير بنا حتى گاهى اوقات نيمى از آن بايد پر باشد كه نخستين چالش بزرگ در همين جاست. از اين رو در شهرهاى بزرگ نمى توان كار قابل توجهى انجام داد اما در روستا كه الزام فناورى مدرن نظير به كارگيرى آهن، سيمان و بتن نيست و محدوديت عرصه وجود ندارد، مى توان از معمارى خشتى استفاده كرد. در برخى روستاهاى اطراف بم بدون اين كه خراب شده باشند، نوسازى مى شوند آن هم با شيوه معمارى شهرى يعنى فقط خلط فرهنگى اتفاق افتاده است. آن هم در جايى كه محدوديت فضا و موضوعات اقتصادى وجود ندارد. چالش مهم ديگر نيز مربوط به استفاده نابجا، نادرست و غيرتخصصى از ابزار و مصالح ساختمانى است كه كيفيت ساخت را نه تنها دچار كاستى شديد كرده، بلكه سبب بروز خطر براى اهالى خانه شده است. پايان چنين فرايندى نيز از ميان رفتن منابع ملى و انسانى بوده كه بويژه در منطقه بم اشكالات فراوانى را ايجاد كرده، به عبارتى اين نوع ساخت و ساز «بدنسازى» است. » * قانونى براى شهر بى تصوير سازه هايى كه روزگارى با خود نقشى از جاى جاى اين طبيعت متنوع را با گستردگى فرهنگى اش در معرض ديد بينندگان مى گذاشت، اكنون جاى خود را به بناهايى خاكسترى داده اند كه نماينده اى براى معمارى پيشين ايرانى نيست. اين سازه ها كه در موارد زيادى بيشتر تحت تأثير الگوبردارى هاى عجولانه و غلط از نمونه هاى غربى ساخته شده، تحث تأثير روح كاسبكارى و بساز و بفروشى در شهرهاى كوچك و بزرگ از هم گسيختگى پيچيده اى را به نمايش مى گذارند. شايد از اين روست كه لزوم برنامه ريزى براى آينده ساختمان و بنا در كشور از اهميتى دو چندان برخوردار شده به ارائه قانونى جامع در اين زمينه نياز دارد. قوانينى كه مهندس «سعيدى كيا» وزير مسكن و شهرسازى ضمن تأكيد بر ضرورت تهيه و تدوين قانون جامع شهر سازى و معمارى، وزارت مسكن و شهر سازى را به عنوان مسئول تدوين قوانين و مقررات در خصوص شهرها مى داند. وى مى گويد: « در برنامه پنج ساله چهارم توسعه كشور دو بند بسيار مهم در خصوص قوانين مرتبط با وظايف وزارت مسكن و شهر سازى وجود دارد كه عبارتند از: تدوين طرح جامع مسكن و تدوين قانون جامع شهر سازى و معمارى. براى دستيابى به جامعيت در اين كار بايد از همه مراجعى كه به نوعى با مسائل شهر سازى درگير است، استفاده كرده و از نظرات آنها در تدوين قوانين و مقررات، ضوابط و دستورالعمل ها استفاده كرده و نواقص را برطرف كنيم.» وزير مسكن در ادامه مى افزايد: «سه نهاد و ارگان در اين موضوع مسئول هستند؛ وزارت مسكن و شهر سازى كه سياستگذار و مسئول تدوين قوانين و مقررات است، شهردارى ها كه مجرى قوانين و مقررات هستند و سازمان نظام مهندسى كه در فرايند طراحى تا اجرا و نظارت حضور دارد. ما بايد تلاش كنيم كه اين سه نهاد مسئول، در فضايى هماهنگ با هم اقدامات خود را انجام دهند تا به نتايج مطلوب و يكپارچه دست بيابيم. » به گفته كارشناسان اهميت و ضرورت برپايى كارگاه تخصصى تدوين قانون جامع شهر سازى و معمارى به آن دليل است كه از عمر قوانين برنامه ريزى توسعه و عمران ملى بيش از نيم قرن و از آغاز قوانين مربوط به تهيه طرح هاى جامع بيش از چهار دهه گذشته است و طى اين سال ها انتظارى كه از فعاليت هاى شهر سازى و معمارى مى رفت حاصل نشده است. از آنجاكه قوانين و مقررات بستر انجام هر نوع فعاليت و اقدامات دولت و مردم در جامعه است و بدون وجود قوانين مناسب انجام درست امور به دشوارى بسيار صورت مى گيرد، ضرورت تدوين قانون جامع شهر سازى و معمارى مطرح شده است. يكى از اصلى ترين رسالت هاى وزارت مسكن و شهر سازى در اصلاح روند امور شهرى، توجه به وضع قوانين و سياست گذارى در اداره قانونمند شهر هاست. در اين راستا و براساس بند يك قسمت الف ماده ۳۰ قانون برنامه چهارم توسعه كشور، تهيه و تدوين قانون جامع شهرى و معمارى از سوى دولت برعهده وزارت مسكن و شهر سازى گذاشته شد. در چنين وضعيتى انتظار مى رود با تدوين قوانين و برنامه هاى مناسب، براى آينده هم كه شده در ميان اين همه بناى عجيب و غريب، سازه هايى با هويت ايرانى نيز ساخته شود. سازه هايى كه به گفته يكى از معماران بزرگ اين سرزمين، روح خود را در درون اثر و رازورزى و ابهام بناهاى ايرانى پنهان كرده باشند، نه به صرف استفاده از نماهاى آجرى در ظاهر بنا به اين نام خوانده شوند. جز اين اگر باشد، ما با خروج از تهران و ورود به هر شهر ديگرى چنان است كه از تهرانى به تهران ديگر وارد شده ايم. اين را مشاهده بناهايى به ما ثابت مى كند كه هيچ يك نقش و نشانى از هويت ايرانى- اسلامى ما با خود به همراه ندارند.
|