يكشنبه ۲ دى ۱۳۸۶ - ۱۲ ذيحجه ۱۴۲۸
Sun, Dec 23, 2007
اقتصاد
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
اينترنت
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
گردشگرى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
مرورى بر ابزارگرايى فريدمن
انرژى بى نظير رودخانه كارون
] سيدجواد سيدپور]
336684.jpg
انرژى برق آبى جزو بهترين و پاك ترين نوع از انرژى هاى موجود است. اكثر سدها و نيروگاه هاى بزرگ روى رودخانه ها ساخته مى شود. رودخانه هايى كه قابليت بيشترى دارند انرژى بيشترى نيز توليد مى كنند. نمونه اى از اين گونه رودخانه ها، كارون است كه بزرگ ترين رود ايران نيز به شمار مى آيد. اين رودخانه بى نظير نه تنها عامل شكوفايى مناطق اطراف خودش شده بلكه باعث تبديل شدن رودخانه به قطب انرژى برق آبى كشور نيز گرديده است. روى اين رود ۱۱ سد يا ساخته شده و يا در حال ساخت و مطالعه است.
اين رودخانه خود به تنهايى حجم قابل توجهى از انرژى برق آبى كشور را تأمين مى كند. از اين نظر و به دليل اهميت اين رودخانه در اقتصاد منطقه و كشور در اين شماره به اين رود پربركت پرداخته ايم.


زايش و فرسايش تمدن ها با ريزش آب و باران نسبت دارد. آنجا كه آب بوده تمدن ها روييده و باليده اند و آنجا كه خست آسمان عرصه را بر مردمان تنگ كرده زندگى از تكاپو تهى شده است. در ايران، آنجا كه آب بوده محل زيستن اقوام، قبيله ها و طوايف در طول تاريخ بوده و آنجا كه گرمى و خشكى زمين و آسمان دست در دست هم گذاشته اند از تمدن و مدنيت هيچ خبرى بر جاى نمانده است. تاريخ نشان داده در كنار رودخانه ها تمدن ها روييده اند و از كنار كويرها مردمان رميده اند.
نمونه بارز آن زيستن تاريخى مردمان در ادوار مختلف در كنار رودخانه كارون است. رودى كه از غربى ترين ناحيه ايران از بلنداى زردكوه جارى و تا اروندرود و دهانه خليج فارس امتداد مى يابد .
* رودخانه بى نظير ايران
رود كارون پرآب ترين و بزرگ ترين رود ايران است. اين رود با طول ۹۵۰ كيلومتر طولانى ترين رود و هچنين تنها رود ايران است كه بخشى از آن قابل كشتيرانى است. در حاشيه اين رود تمدن هاى بزرگى از ايران شكل گرفته است. سرچشمه كارون، آب كاج، از زردكوه بختيارى است و پس از عبور از مناطق كوهستانى و پرپيچ و خم، در منطقه اى به نام گتوند وارد دشت خوزستان مى شود. رود كارون در شمال شوشتر به دو شاخه تقسيم مى شود كه در جنوب شوشتر به يكديگر متصل مى شوند. شاخه مهم كارون، رود دز است كه در شمال اهواز به رود كارون ملحق مى شود. رود كارون در مرز ايران و عراق، به اروندرود پيوسته و روانه خليج فارس مى شود.
پيچ و خم هاى موجود در سر راه اين رود، خوزستان را به جلگه اى بى نظير تبديل كرده است. سدهاى مختلفى روى اين رودخانه ساخته شده اند كه مهم ترين آنها، سدهاى كارون ،۱ كارون ،۲ كارون ،۳ كارون ،۴ مسجدسليمان و در پائين تر، سدهاى شوشتر ـ عقيلى و گتوند مى باشند.
حوضه آبريز اين رود ۶۰ هزار كيلومتر مربع است و در هر ثانيه ۴۵۳ متر مكعب آب به آن وارد مى شود.
كارون به دليل قدمت و سابقه طولانى از درازناى تاريخ مورد توجه كسانى بوده كه در سايه آن مى زيسته اند. اين همه ويژگى آن را تبديل به محلى مناسب براى زيستن كرده است. تاريخ براى سدسازى روى كارون شواهد بسيارى دارد.
* سدسازى تاريخى روى كارون
چنان كه از شواهد تاريخى پيداست سد اوليه روى كارون از لحاظ بالا بردن سطح آب چندان رضايت بخش نبود. لذا اسيران رومى را براى رفع نقايص به كار گماشتند. احتمالاً علاوه بر نيروى كارگرى چندين مهندس نيز در سپاه روم بوده اند. گام نخست، ايجاد رودخانه انحرافى «گرگر» بوده كه در هنگام ساختن سد، آب كارون را هدايت مى كرده است. اين سد كه پس از تعميرهاى پشت سر هم تاكنون به جا مانده است، «بند ميزان» نام دارد. سد داراى سرريزهايى است كه در هنگام بالا آمدن آب اضافى آن را تخليه مى كرده است. پهناى اين سد بين ۱۰ تا ۱۲ متر است. ساختن اين سد از سه تا هفت سال طول كشيد و هنگامى كه ساختمان آن پايان يافت، ورودى رود گرگر با بند ديگرى بسته شد كه امروزه «بند قيصر» ناميده مى شود. اين سد نيز كه تاكنون به جا مانده از تكه هاى بزرگ سنگى كه با بست هاى آهنى به يكديگر محكم شده اند ساخته شده است. براى كنترل آب رود گرگر شش سرريز در آن سد ساخته شده است. كانال گرگر پس از گذشتن نزديك به ۳۰ كيلومتر به سوى جنوب دوباره به كارون مى پيوندد. نشانه هاى موجود چنين مى گويد كه براى آبيارى، نهرهاى ديگرى نيز روى اين كانال زده شده است . به نظر مى رسد كه اين نخستين بار در تاريخ سدسازى است كه براى ساختن سد روى رودخانه اى، براى آن كانال انحرافى ساخته اند و بويژه از ديدگاه مهندسى با توجه به مقدار آب كارون اين كار، خود پروژه با اهميتى به شمار مى رفته است.
يكى از بندهاى ديگرى كه ساخته شد سد اهواز بوده است كه نشانه هاى آن هنوز هم به چشم مى خورد. درازاى اين سد بيش از يك هزار متر بوده و احتمالاً هشت متر ضخامت (پهنا) داشته است. مقدسى جغرافيدان اسلامى سده سوم هجرى درباره سد اهواز چنين مى گويد: «ميان اين دو بخش را پل «هندوان» كه با آجر ساخته شده پيوند مى دهد.
بند ديگرى كه در سده چهارم پس از ميلاد توسط شاپور دوم (يا احتمالاً بازمانده اش اردشير دوم) ساخته شده، سد پل گونه دزفول است. از زمان ساسانيان نام سد ديگرى به نام «بند قير» روى رودخانه كارون در محل پيوستن دو رود آب گرگر و آب دز به كارون برجاى مانده كه پس از سدهاى شوشتر و اهواز از مهم ترين سدهاى رود كارون به شمار مى آمده است. چنان كه پيداست نام اين سد نماينده كاربرد «قير» براى آب بندى آن به منظور افزايش پابرجايى و سختى و استحكام سد بوده است.
افزون بر سدهايى كه شرح آنها آمد از باستان در سرزمين خوزستان بندها، پل ها و سدهاى ديگر نيز ساخته شده است كه به آبيارى زمين هاى پيرامون كمك فراوان مى كرده اند. برخى از اين سدها عبارت بودند از: سد قلعه رستم در ۳۳ كيلومترى شمال شوشتر روى كارون كه داراى سه دهنه بزرگ از بالا به پائين بوده است . نهرى را كه از اين سه سد آب مى گرفته نهر «جوى بند» و يا «ديم چه» مى گفته اند. درازاى اين نهر آبيارى ۱۸ كيلومتر بوده است؛ سد كارون كه در هشت كيلومترى شمال اهواز قرار داشته است؛ سد عجيرب كه در ۳۶ كيلومترى شوشتر روى رودى با همان نام ساخته شده است. سد ابوالعباس كه در ۱۸ كيلومترى رامهرمز واقع است و از سه دهانه تشكيل مى شده از نمونه هاى اين سدها هستند.
* آبريز بالا ظرفيت ساخت نيروگاه
با آن كه ايران به واسطه ريزش كم باران جزو نواحى نيمه خشك محسوب مى شود با اين حال آن چيز هم كه از فراز ايران مى بارد چندان به تناسب نمى بارد. در برخى نواحى ميزان بارش زياد و در بعضى نقاط خبرى از آب و باران نيست.
ايران با متوسط ۲۵۰ ميليمتر بارندگى در سال در مقابل ۷۵۰ ميليمتر متوسط بارندگى سالانه دنيا، جزو كشورهاى نيمه خشك محسوب مى شود. دامنه هاى غربى و جنوب غربى زاگرس كه حدود ۳۰ درصد منابع آب سطحى كشور را به خود اختصاص داده اند، داراى بزرگ ترين حوضه هاى آبريز كشور هستند. در بلندى هاى اين ناحيه كه جزو مناطق پرباران كشور به شمار مى رود، قسمت عمده ريزش در فصل هاى پائيز و زمستان به صورت برف است و آب شدن آنها كه از اواخر فصل زمستان آغاز مى شود تا اواخر بهار ادامه مى يابد بخش عمده آب سالانه رودخانه هاى آن را تأمين مى كند و در تابستان به تغذيه از آب چشمه سارها و زهكش هاى زيرزمينى منحصر مى شود. مهم ترين حوضه هاى آبريز اين دامنه ها عبارتند از: كارون، كرخه، دز و سيروان.
* ويژگى انرژى برق آبى
سهم انرژى برق آبى از كل مصرف انرژى جهان تا سال ۲۰۲۵ ميلادى بالغ بر هشت درصد پيش بينى شده و اين در شرايطى است كه پيش بينى مى شود رشد توليد انرژى برق آبى در مدت زمان محاسبه شده ۵۶ درصد افزايش يابد. براساس گزارشى كه از سوى كميسيون جهانى سدهاى بزرگ در اين زمينه منتشر شده است، مصرف انرژى برق آبى و ساير انرژى هاى تجديدپذير در ۲۴ سال آينده با افزايش چشمگيرى همراه خواهد بود. با نگاهى به پراكندگى سدهاى برق آبى در خاورميانه مى توان دريافت كه بيشترين پروژه هاى انرژى برق آبى در خاورميانه به كشورهاى ايران و تركيه اختصاص دارد.
با توجه به بازده پائين واحدهاى توليد برق و آثار مخرب زيست محيطى نيروگاه هاى حرارتى، نيروگاه هاى برق آبى مزيت بيشتر براى ساخت دارند. علاوه بر آثار اجتماعى و اقتصادى نظير توسعه صنايع جنبى و اشتغالزايى، مدت عمر ۱۰۰ سال و بالاتر، هزينه پائين نگهدارى و بهره بردارى، توان پاسخگويى به نوسان هاى شبكه برق در كوتاه ترين زمان ممكن (حداكثر پنج دقيقه)، بهره بردارى چندمنظوره از منابع آبى پشت سد، كنترل و مهار سيلاب هاى مخرب و آلودگى كمتر محيط زيست از مزاياى تأسيس نيروگاه هاى برق آبى است.
نيروگاه هاى برق آبى در كنترل فركانس شبكه نقش مؤثرى دارند، با توجه به معضل تغيير فركانس در شبكه كشور، وجود اين نيروگاه ها در كنترل فركانس مفيد هستند.
توجه به سياست هاى كاهش اثر آلاينده ها، در محيط زيست و افزايش توان مهندسى كشور در ساخت نيروگاه هاى آبى در دهه اخير، استفاده از ظرفيت هاى برق آبى را به يك اولويت اصلى در توسعه نيروگاه هاى جديد تبديل كرده است. نيروگاه هاى برق آبى، انرژى موردنياز خود را براى توليد برق از جريان آب رودخانه ها يا كانال هاى انتقال آب تأمين مى كنند. حدود ۲۶ هزار مگاوات ظرفيت توليد برق آبى در ايران وجود دارد كه بخش عمده آن از حوزه رودهاى كارون، كرخه و دز تأمين مى شود.
* سهم كارون در انرژى برق آبى
رودخانه كارون پرآب ترين و طويل ترين رود در ايران است كه ۹۵۰ كيلومتر طول دارد و مساحت آبريزآن شش هزار كيلومتر مربع است.
در حال حاضر ۱۱ سد و نيروگاه روى كارون در حال بهره بردارى، ساخت يا در مرحله مطالعاتى هستند كه حجم كل آنها در صورت تكميل ۲۱ ميليارد و ۵۵۹ ميليون متر مكعب خواهد بود.
حجم مفيد اين يازده سد هفت ميليارد و ۹۸۶ ميليون متر مكعب برآورد شده است.
336651.jpg
در حال حاضر سه طرح شهيد عباسپور، كارون ۳ و مسجدسليمان با حجم مفيد سه ميليارد و ۹۰ ميليون مترمكعب در حال بهره بردارى است و دو طرح كارون ۴ و گتوندعليا در حال ساخت هستند. اين دو طرح در صورت تكميل حجم مفيد، دو ميليارد و ۴۳۷ ميليون متر مكعب خواهند داشت.
براين اساس، شش طرح كارون ۲ و كارون ۵ و خرسان ۱ ، ۲ و ۳ و بازفت با حجم مفيد دو ميليارد و ۴۵۹ ميليون متر مكعب در دست مطالعه است.
حوضه آبريز كرخه به وسعت ۴۳ هزار كيلومتر مربع شامل استان هاى همدان، كرمانشاه، كردستان، ايلام، لرستان و خوزستان است. مطالعات اوليه اين حوضه در سال ۱۳۳۵ توسط مشاوران خارجى انجام شده است. حضوه آبريز دز به وسعت ۱۸ هزار كيلومتر مربع شامل استان هاى چهارمحال و بختيارى، لرستان وخوزستان است.
مهم ترين رودخانه اين حوضه، رود دز است. اين رودخانه از مناطق ميانى و جنوب غربى رشته كوه هاى زاگرس از به هم پيوستن دو رودخانه بزرگ سزار و بختيارى ايجاد مى شود و پس از طى مسافتى در امتداد شمال به جنوب، سرانجام در نزديكى شوشتر به رودخانه كارون مى پيوندد.
محدوده موردنظر شامل رودخانه سيروان و شاخه هاى اصلى آن و نيز رودخانه هاى مرزى غرب كشور از سيروان تا دوبرج است. وسعت اين محدوده ۳۴۱۰۰ كيلومترمربع است كه حدود ۲۶۸۵۰ كيلومتر آن را مناطق كوهستانى و بقيه را كوهپايه ها و دشت هاى آبرفتى تشكيل مى دهد. سيروان بزرگ ترين رودخانه غرب كشور است كه بدون استفاده، از دسترس خارج مى شود.
مرورى بر ابزارگرايى فريدمن
چه چيز به يك نظريه اعتبارمى دهد
] وحيد شمشيريان]

در اين جستار قصد داريم روش شناسى منتسب به ميلتون فريدمن كه از اخلاف اثبات گرايى است و ابزارگرايى ناميده مى شود را مورد بررسى قرار دهيم. در اين راستا ابتدا مختصرى درباره خود فريدمن آورده مى شود و در ادامه ابزارگرايى فريدمنى را بررسى و در پايان انتقادات عمده اى كه به آن مى شود را ذكر مى كنيم.
* ميلتون فريدمن مهاجر
ميلتون فريدمن، اقتصاددان برجسته و شهير آمريكايى كه چندى پيش در آمريكا چشم از جهان فروبست، در سال ۱۹۱۲ در نيويورك متولد شد. خانواده وى از جمله خانواده هاى مهاجر فقيرى بودند كه در خلال آن سالها به منظور دستيابى به زندگى بهتر از اروپا به آمريكا مهاجرت مى كردند. فريدمن موفق شد در بيست سالگى ليسانس خود را در سال ۱۹۴۶ از دانشگاه راتگرز بگيرد و تحصيلات خود را در مقطع فوق ليسانس در دانشگاه شيكاگو ادامه داده و سرانجام در سال ۱۹۴۶ از دانشگاه كلمبيا موفق به اخذ دكتراى خود شد. بعد از اتمام تحصيل، وى كرسى استادى دانشگاه شيكاگو را در سال ۱۹۴۸ به دست آورد و تا سال ۱۹۷۹ كه بازنشسته شد در همين دانشگاه مشغول به تدريس بود. وى در تمام اين دوران در كنار فعاليت هاى علمى، به عنوان مشاور رؤساى جمهور آمريكا همچون نيكسون نقش انكارناپذيرى در جهت دهى سياست هاى اقتصادى آمريكا داشته است. همين طور بايد به اين مسأله هم اشاره نمود كه اتهامات فراوان اثبات نشده اى هم متوجه فريدمن است در اين خصوص كه وى مشاوره جناح مخالف سالوادوره آلنده، رئيس جمهور چپگراى سرنگون شده شيليايى در سال ۱۹۷۳ را برعهده داشته است.
فريدمن مقالات، كتب و آثار فراوانى در حوزه هاى اقتصادى، فلسفى و سياسى تأليف نمود كه شهرت وى را عالمگير كرد. آثارى همچون «مقالاتى در اقتصاد اثباتى» (۱۹۵۳)، «نظريه مقدارى پول» (۱۹۵۶)، «سرمايه دارى و آزادى» (۱۹۶۲)، «تاريخ پولى ايالات متحده: ۱۹۶۰ ـ ۱۸۶۷» (۱۹۶۳)«اعتراض هاى يك اقتصاددان: گفتارهايى در اقتصاد سياسى» (۱۹۷۵)، «آزادى انتخاب» (۱۹۸۰). فريدمن در سال ۱۹۷۶ به خاطر مطالعات فراوانش در زمينه تحليل مصرف، تئورى تاريخ مالى و نمايش پيچيدگى هاى سياست هاى تثبيت، جايزه نوبل اقتصاد را از آن خود كرد.
* ابزارگرايى و پراگماتيسم اقتصادى
فريدمن در «مقالاتى در اقتصاد اثباتى» به تبيين و ارائه روش شناسى مورد نظر خود براى پيشبرد پژوهش عادى اقتصادى نمود كه به ابزارگرايى معروف گرديد. خاستگاه فلسفى ابزارگرايى را بايد در پراگماتيسم جست وجو كرد كه عملى بودن و مفيد بودن، هسته مركزى مباحثات آنان مى باشد. روش شناسى ابزارگرا در مواجهه با نارسايى هاى روش استقرارگرا و اقتصاددانان اثبات گراى قبل از فريدمن در باب درستى يا نادرستى تئورى ها و فرضيه هاى اقتصادى براساس شواهد تجربى، توسط فريدمن مطرح شد. فريدمن عنوان مى كند كه تئورى ها چيزى بيش از ابزارهايى براى ارائه منطقى پيش بينى هاى نظرى نيستند. براين اساس نبايد خود را با مسأله درست بودن يك تئورى درگير نمود، بلكه مسأله اساسى مفيد بودن نتايج يا پيش بينى هايى است كه مى توان منطقاً از يك تئورى يا فرضيه خاص استنتاج كرد. لذا اگر يك تئورى يا فرضيه به واسطه آزمون هاى تجربى گسترده تأييد شود، آنگاه مى توان اين تئورى را به عنوان ابزارى مفيد براى پيش بينى هاى موفق، پذيرفت. نكته اى كه در اين جا مستتر است، اين مى باشد كه مسأله اصلى درست و غلط بودن تئورى يا فرضيه نيست، بلكه پيدا كردن راه مناسب براى ارائه پيش بينى هاى دقيق و سودمند به صورت روشمند، هدف اصلى است. خود فريدمن مى نويسد: «اگر نظريه را به منزله مجموعه اى از فرضيه هاى اساسى بپنداريم، قضاوت و ارزيابى آن بايد برحسب توانايى پيش بينى رده مشخصى از پديده ها باشد كه نظريه مذكور قصد «توضيح» آنها را دارد. تنها شواهد واقعى مى تواند نشان دهد كه يك نظريه «درست» يا «غلط» است. يا به عبارت بهتر، «احتساب» موقت آن به مثابه نظريه اى معتبر يا «ردشده» با توجه به شواهد يادشده، صورت مى گيرد. تنها آزمون مناسب براى تعيين اعتبار يك فرضيه، مقايسه پيش بينى هاى با تجربه عملى است.» همانطور كه از عبارات فوق هم پيداست، آزمون پيش بينى ها معيار و اعتبار يك تئورى است و سازگارى مفروضات نظريه با واقعيت، براى تعيين سنجش اعتبار آن، ضرورتى ندارد.
* انتقادات براى سنجش اعتبار
انتقادات زيادى بر ابزارگرايى وارد شده است بدين قرار كه اگر تنها آزمون مناسب براى سنجش اعتبار يك نظريه، مقايسه پيش بينى هاى آن با تجربه باشد آنگاه بايد توجه داشت كه پيش بينى موفق لزوماً به معناى توضيح موفق نيست كه خودناديده انگاشتن مقوله توضيح نوعى ضعف يك روش شناسى است كه به دنبال درك عميق و درست تحولات علمى و واقعى است. از سوى ديگر معيار قراردادن پيش بينى ها براى اعتبار تئورى ها، امكان مقايسه بين نظريه هاى متفاوت را از بين مى برد، چرا كه اگر دو نظريه در مقايسه با هم يكى داراى بنيادهاى توضيحى قويتر ولى قدرت پيش بينى نظريه دوم دقيق تر باشد، آنگاه نظريه دوم از ديد اين روش شناسى برگزيده مى شود.
به نظر پروفسور مارك بلاگ، روش شناس سرشناس، ضعف ابزارگرايى در اين است كه پيش بينى بدون توانايى تبيين چرايى عملكرد آن پيش بينى صورت مى گيرد. لذا هر لحظه كه پيش بينى ها با شكست مواجه شوند، نظريه مورد بحث به كلى دور انداخته مى شود، زيرا فاقد ساختارى بنيادين از مفروضات يا مفسرهايى است كه بتوان آنها را به منظور انجام پيش بينى هاى بهتر در آينده اصلاح كرد يا بهبود بخشيد. علاوه بر اين موارد، اين مسأله را هم بايد ذكر كرد كه ناديده گرفتن وضعيت درستى تئورى ها، منجر به مسكوت ماندن صحبت درباره رشد علم اقتصاد مى شود. چرا كه رشد علم اقتصاد، بدين است كه تئورى هاى ايجاد شده در طول زمان به صورت تاريخى تقريب علم اقتصاد را به سوى حقيقت بهبود مى بخشند.
با تمام اين موارد بايد گفت كه ابزارگرايى از آنجا كه مسأله كذب يا درستى تئورى ها را پاك مى كند، جذابيت زيادى براى اقتصاددانان، حداقل، در حوزه پژوهش هاى عملى داشته است لذا سال ها به عنوان رويكرد مسلط در روش شناسى علم اقتصاد مطرح بوده و در پژوهش هاى اقتصادى به آن توجه جدى مى شده است.

منابع:
۱ـ بلاگ، مارك (۱۳۸۰) روش شناسى علم اقتصاد، ترجمه غلامرضا آزاد ارمكى، نشر نى.
۲ـ دادگر، يدالله (۱۳۸۴) درآمدى بر روش شناسى علم اقتصاد، نشر نى.
۳ـ گلاس، ج. س. و و.جانسون (۱۳۷۳) علم اقتصاد: پيشرفت، ركود يا انحطاط، ترجمه محسن غلامى رنانى، انتشارات فلاحت ايران.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |