|
بازگشت تيموشنكو پس از دو سال دورى از قدرت
آخرين اميد نارنجى هاى اوكراين
|
|
|
]مهين السادات صمدى]
رقابت و كشمكش سياسى هنوز از كى يف رخت بر نبسته است. درست است كه در انتخابات اخير و پس از يك جدال سنگين ميان دو جناح تحت حمايت روسيه و نيروهاى متحد غرب، روس گرايان صحنه را واگذار كردند اما آنها همچنان با تمام توان به مبارزه خويش ادامه مى دهند. انتخابات اخير اين واقعيت را به اثبات رساند كه دو طيف حاكم بر صحنه سياست اوكراين به راحتى قادر به حذف همديگر نيستند. اين نكته را ويكتور يوشچنكو رهبر انقلاب نارنجى در پايان سه سال زمامدارى خويش بدان پى برد و بر همين اساس تز تقسيم قدرت و تشكيل يك دولت ائتلافى را ارائه كرد. بر پايه طرح يوشچنكو جناح روس گرايان به رهبرى ويكتور ياناكوويچ و جناح غرب گرايان به رهبرى يوليا تيموشنكو بايد به يك مصالحه ملى دست مى زدند. اما طرح رئيس جمهور اوكراين با آن كه ريشه در مصلحت بينى او داشت چندان مورد اقبال نمايندگان دو جناح درگير قرار نگرفت. مهمترين مخالف اين طرح آشتى و مصالحه كسى نبود جز يوليا تيموشنكو. فردى كه با وجود مقاومت شديد پارلمان هفته گذشته توانست براى دومين بار بر كرسى نخست وزيرى تكيه زند و در جايگاهى بنشيند كه پيش از اين مخالف سرسخت انقلابيون نارنجى و رهبر حزب مناطق، ياناكوويچ در اختيار داشت. صعود دوباره اين سياستمدار جوان در حلقه بازيگران كهنه كار نارنجى ها پرسش ها و ابهام هاى زيادى را درباره تفكرات او و نيز طيف حاميان آشكار و پنهانش ايجاد كرده است. بدون شك تيموشنكو در قياس با دولتمردان اوكراين ويژگى هاى متمايزى دارد. رفتار او در ميدان سياست حتى شباهتى به دولتمردان ديگر جمهورى هاى شوروى سابق ندارد. او در وادى سياست اوكراين نماد و نماينده كامل جريان ليبرال ها در اين منطقه است و هيچ ابايى از اين ندارد كه جامعه اوكراين را كه داراى ساختار دوگانه اسلاوى و اروپايى است فقط با شناسنامه وهويت اروپايى آن معرفى كند. از اين لحاظ خط مشى تيموشنكو بيشتر با نسل اول سياستمداران روسيه مانند كوزيروف (وزير خارجه پيشين روسيه) شباهت دارد كه اولويت نخست سياست خويش را الحاق به سازمان ها و اتحاديه هاى اروپايى و ناتو اعلام كرده بودند. پس از قريب يك دهه از افول آن نسل سياستمداران آتلانتيك گرا در قلمرو شوروى سابق شايد عجيب ترين مسأله درباره رفتار سياسى تيموشنكو اين باشد كه او در برهه اى پرچم گرايش به غرب و سياست آتلانتيك گرايى دركى يف را برافراشته كه نفوذ اين جريان در اين منطقه به كمترين حد ممكن رسيده است. حتى رهبران كهنه كار آسياى مركزى و قفقاز هم كه روزگارى در پى برقرارى توازن ميان دو گرايش «همگرايى با روسيه» و «نزديكى به غرب» بودند پس از تجربه انقلاب هاى رنگى به يك تجديد نظر آشكار در اين بخش از سياست خويش دست زده اند. حاصل اين تجديد نظر اين شده كه آنها از يك سو روابط خود با جبهه اروپا و آمريكا را عمدتاً به حوزه اقتصادى و انرژى محدود كرد ه ا ند و از طرف ديگر پيوندهاى امنيتى و سياسى خود با مسكو را در قالب چند پيمان مهم مانند بيشكك تقويت كردند. بر اين اساس است كه تحليلگران جمهورى هاى شوروى سابق با ترديد به آينده سياسى دولت تيموشنكو مى نگرند. هم اكنون هاله اى از ابهام و شگفتى حول تحولات تازه اوكراين را فرا گرفته است. تيموشنكو و دوستانش در شرايطى با انديشه گرايش به غرب به قدرت بازگشته اند كه كى يف در محاصره زنجيره اى از دولت هاى مخالف اين گرايش واقع شده است و به عبارتى دولت نوپاى اوكراين در اين عرصه تنها مانده است. بدون شك در شكل گيرى اين وضعيت، بيش از همه نيروهايى كه در تشكلى به نام بلوك تيموشنكو جمع شده اند نقش بارز ايفا مى كنند و براى تحليل مرحله جديد سياست خارجى و داخلى اوكراين بيش از همه بايد كاراكتر و كارنامه نخست وزير جوان اين كشور را بررسى كرد. فردى كه به داشتن اشتهاى بى حد و حصر به كسب قدرت در اوكراين شهره است اما در عين حال عامه پسند ترين شعارها را براى جلب آراى مردم بكار مى گيرد از جمله شعارهاى دلفريب او اين بود كه «من فقط آن نوع سياستى را پيشه خواهم كرد كه قادر باشد كشور را احيا كند و از نوبسازد.» زندگى و كارنامه بانوى سياسى ليبرال ها از مبارزه بى وقفه او براى دستيابى به قدرت شهادت مى دهد. تيموشنكو ۴۷ سال دارد و ناحيه دنيپراپيتروسك زادگاه او است. در همين شهر وى دانشگاه دولتى را در رشته اقتصاد به پايان برده است. فعاليت كارى تيموشنكو در ميانه سالهاى ۸۰ قرن گذشته و ابتدا از حوزه تجارت شروع شد. اما در فرصت كوتاه سال ۱۹۹۱ وى رهبر و صاحب شركت «بنزين اوكراين» شد كه بعداً راه را براى تأسيس شركت عظيم «سيستم هاى واحد انرژى اوكراين» هموار كرد. خود وى اين دوره فعاليت اش را چون يك مرحله پرش سياسى براى خود ارزيابى مى كند. او در اين مرحله تجربه كار در شرايط اقتصادى بازرگانى و عرضه سرمايه اين شركت به بازار روسيه را فرا گرفت. در اين مرحله او با شبكه هاى مافياى اقتصادى روسيه و اوكراين روبه رو مى شود و پس از آن تصميم به ورود به سياست مى گيرد. نخستين آزمون فعاليت سياسى تيموشنكو سال ۱۹۹۶ از عضويت در پارلمان اوكراين شروع شد و بعداً در عهد رئيس جمهورى پيشين اين كشور، لئونيدكوچما، وى به سمت معاون نخست وزير اوكراين در مسائل انرژى انتخاب گرديد. تيموشنكو در سايت اينترنتى خود مى گويد: عملكرد وى در اين ميدان سوء ظن مقام هاى وقت كى يف را بر مى انگيزد و بعد از يك سال در ماه ژانويه ۲۰۰۱ وى از مقام اش بركنار مى شود. با تقاضاى دادستان كل اوكراين تيموشنكو بازداشت مى شود، اما بعد از مدتى كوتاه به سبب اعمال فشارهاى زياد از اتهامات وارده، تبرئه مى شود. با شروع نخستين نغمه هاى انقلاب رنگى در اوكراين در ۲۰۰۴ تيموشنكو با قدرت رسانه هاى خبرى غرب به چهره اى سرشناس در منطقه تبديل مى شود. او در جريان اين جنبش ليبرالى پس از يوشچنكو نام دومين ليدر هواداران انقلاب رنگى را يدك مى كشد. در اين برهه است كه قاطبه سياستمداران اروپا و آمريكا طرف مذاكره تيموشنكو قرار مى گيرند. جورج سوروس يكى از معروف ترين سرمايه گذاران انقلاب هاى رنگى درباره او چنين گفته است: «تيموشنكو يك شكارچى دزدكى را مى ماند كه خود به حاميان جانوران در بيشه زار تبديل شده است.» به اين صورت تيموشنكو به يكى از رهبران مهم نيرو هاى اپوزيسيون كشور تبديل مى شود و مبارزه را بر ضد رژيم لئونيد كوچما، رئيس جمهور وقت اين كشور شروع مى كند. در سال ۲۰۰۴ تيموشنكو با حزب «اوكراين ما»، ويكتور يوشچنكو بر ضد تقلب نتايج آرا در دور دوم انتخابات رياست جمهورى كشور متحد مى شوند و در نتيجه آنچه كه به انقلاب نارنجى در اوكراين معروف است موجوديت مى دهند و بعد از به قدرت رسيدن ويكتور يوشچنكو رئيس جمهورى، تيموشنكو نخست وزير كشور اوكراين مى شود. اما صدارت تيموشنكو در اين مقام كلاً هفت ماه ادامه يافت. اندكى بعد اختلاف در خانواده انقلاب رنگى اوج مى گيرد و تيموشنكو از مقام خود بركنار مى شود. او ناگزير مى شود كه مدتى در حاشيه بسر برد. كناره گيرى او در اين مدت اين نتيجه مثبت را براى تيموشنكو داشت كه از عوارض شكست دولت يوشچنكو به عنوان رهبر انقلاب رنگى دامن خويش را مبرا نگه داشت تا جايى كه در انتخابات اخير با وعده اصلاح خط مشى كابينه انقلاب رنگى به صحنه بازگشت. به هر حال پس از دوسال دورى از سياست اينك تيموشنكو دوباره به قدرت بازگشته است. او در پى انتخابات پارلمانى كشور و در نتيجه سازش نو با حزب رئيس جمهورى «ويكتور يوشچنكو» توانست به تشكيل اكثريت در پارلمان پرداخته و نهايتاً جوياى كرسى نخست وزيرى اوكراين شود. به عقيده تحليلگران سياسى شخصيت تيموشنكو از زواياى مختلف بيانگر شرايط دوگانه اى است كه جامعه اوكراين امروز درآن بسر مى برد جامعه اى كه هنوز به انتخاب درباره آينده سياسى خويش مبادرت نكرده است و دائم در تضاد و كشمكش بسر مى برد. بر اين مبنا تيموشنكو نيز به اندازه دوستانش، دشمنان سرسخت دارد. اگر يك بخش سياسى رفتار او را مقبول مى پندارند، بخش ديگر عملكرد او را در حد تنفر نفى مى كنند. بى گمان در كارزار سياست، او خود را جسورتر از ديگر نماينده ليبرال ها، يوشچنكو نشان داده است. تحمل دوران حبس و نيز دو سال عزلت سياسى حتى در عصر زمامدارى دولت انقلاب نارنجى موجب شد كه تيموشنكو گروه جديدى از هواداران را در انتخابات اخير گرد خود جمع كند. با اين وجود بسيارى از تحليلگران معتقدند كه تيموشنكو هنوز يك سياستمدار صاحب ايدئولوژى در زمينه ليبراليسم يا مدرنيسم نيست و شايد رمز كاميابى او اين باشد كه با طرح شعارهاى مدرن خود را به عنوان نماد نسل تحول خواه اوكراين مطرح كرد و از اين نظر حمايت همزمان جبهه غرب و نسل جوان كى يف را از آن خود كرده است. به گفته نزديكان تيموشنكو او در عرصه سياست هنوز منافع و علايق اقتصادى خود را مى جويد. هنوز هم در كرسى صدارت فعاليت هاى اقتصادى خويش را ترك نكرده و سياست را همچون يك تجارت ارزيابى مى كند. مشكل بارز ديگرى كه دامنگير تيموشنكو است روحيه برترى طلبى او است يعنى همان عاملى كه موجب شد او نه تنها با كابينه كوچما كه حتى با كابينه غربگرايان دچار تنش شود. وى هميشه نقش خود را بالاتر از منافع گروهى مى داند. يك روزنامه نگار اوكراينى درباره او گفته است: تيموشنكو توان تشكيل گروه قوى سياسى را دارد اما احزاب مولود اراده او سر از انحصار در مى آورند كه تمام فعاليت هاى حزب تنها براى منافع او به كار گرفته مى شوند. در حال حاضر تيموشنكو وعده داده است كه به پيروى از حوادث سال ۲۰۰۵ تلاش خواهد كرد كه اشتباهات گذشته خود را تكرار نكند در اين راستا او اكنون به يك سلسله اصلاحات دست مى زند كه نگاه منفى مخالفانش را تعديل كند. اما ناظران در كى يف نسبت به موفقيت برنامه هاى اصلاحى او با ترديد مى نگرند. ائتلاف او با يوشچنكو به گواهى تجربه سال هاى اخير يك اتحاد شكننده است و هر آن ممكن است با بروز تندباد جمعيت ناراضى اوكراين و يا تحرك بلوك قدرتمند روس گرايان در حزب مناطق به هم بريزد.
|