|
جايگاه دست دومى فرهنگ در دانشگاه ها
|
|
|
] هدى هاشمى[
رشد، خلاقيت و پرورش استعدادهاى دانشجويان در گرو فعاليت هاى فرهنگى دانشگاه ها است و دانشگاه به عنوان كانون و هسته مركزى جامعه مى تواند نقش ارزشمندى را براى توجه به فرهنگ و فرهنگ سازى در جامعه ايفا كند. با اين همه نداشتن آشنايى و تخصص دردانشگاه ها با مقوله فرهنگ و اقدامات فرهنگى، نبود تعريف مناسب از فرهنگ و فعاليت هاى فرهنگى در دانشگاه ها و اختصاص بودجه هاى فرهنگى به مباحث عمرانى و جارى دانشگاه ها موجب شده است فعاليت هاى فرهنگى دانشجويان در حاشيه باشد. «سارنگ سخا »دبير كل شوراى سياستگذارى كانون مجامع فرهنگى دانشجويان درباره چالش هاى فرهنگى دانشگاه ها اين چنين توضيح مى دهد: «فرهنگ نه تنها در دانشگاه ها بلكه در كل كشور امر دست دوم تلقى مى شود. اين درحالى است كه رهبر معظم انقلاب بارها و بارها به مظلوميت فرهنگ در كل سيستم نظام اشاره و به مسئولان توصيه كردند كه از فرهنگ رفع مظلوميت شود.با اين وجود بودجه دانشگاه ها صرف مسائل علمى و آموزشى مى شود و مسائل فرهنگى دانشجويان و دانشگاهيان فراموش شده است. افرادى كه در چنين سيستم آموزشى تحصيل مى كنند در آينده با مشكلات فراوان اجتماعى، فرهنگى مواجه مى شوند. متأسفانه بايد گفت كه دانشگاه ها از نظر بودجه در محروميت و مظلوميت هستند و وظيفه اى براى ارتقاى سطح فرهنگى و هنرى خود احساس نمى كنند. به همين علت است كه محدوديت هاى بى اساسى براى فعاليت كانون هاى فرهنگى و هنرى به وجود مى آورند و برخى مواقع اين كانون ها را به تعطيلى مى كشانند. همين موضوع موجب مى شود برخى از فعالان فرهنگى به صورت پنهانى و زيرزمينى به اقدامات فرهنگى براى دانشجويان روى آورند كه اين مسأله به هيچ عنوان خوشايند نيست.» وى با اشاره به اين كه بودجه و امكانات فرهنگى دانشگاه ها و دانشجويان بسيار اندك است، مى گويد: «تجهيزات و فضاى فعاليت هاى فرهنگى در دانشگاه ها نا مناسب است. ضمن آن كه برخى برخوردهاى نامناسب با فعاليت هاى فرهنگى دانشجويان موجب مى شود كه آنها كمتر وارد تشكل هاى فرهنگى شوند. البته بايد گفت كه حوزه مديريت فرهنگ در دانشگاه ها بسيار ضعيف عمل مى كند. برخى افرادى كه براى مديريت فرهنگى در دانشگاه ها انتخاب مى شوند اطلاعات علمى و تخصصى فرهنگى ندارند و آموزش هاى لازم را نديده اند. همين موارد موجب مى شود كه هرچندوقت يك بار شاهد تغيير مدير فرهنگى در دانشگاه ها باشيم. بارها و بارها هم به مسئولان تذكر داده ايم كه ملاك تعيين مديران فرهنگى را مشخص كنند، اما متأسفانه اين اتفاق نيفتاده است.» سخا با اشاره به اينكه برخى از مشكلات فرهنگى دانشجويان به مسئولان دانشگاه ها بر مى گردد، مى گويد:« متأسفانه بين وزارت علوم و دانشگاه ها به لحاظ فرهنگى فاصله افتاده است. دانشگاه ها مى خواهند در مسائل فرهنگى و علمى مستقل عمل كنند اما وزارت علوم طرح ها و برنامه هاى فرهنگى بسيارى براى دانشگاه ها دارد كه دانشگاه ها اين برنامه ها را اجرايى نمى كنند و يا اگر آنها را انجام دهند باتأخير طولانى و كيفيت بسيار پائين است. اين مسأله بايد در وزارت علوم حل شودچرا كه بسيارى از طرح هايى كه اين وزارتخانه در دست اجرا دارد مورد پذيرش دانشجويان است اما برخى دانشگاه ها در باره اجرايى كردن طرح هاى فرهنگى تنبل هستند». وى در باره فعاليت هاى فرهنگى دانشجويان در دانشگاه ها مى گويد: «اگر امكانات و فضاى فعاليت هاى فرهنگى در دانشگاه ها وجود داشته باشد و مديران با شايستگى در اين مقام انتخاب شوند در نتيجه دانشجو هم نسبت به فعاليت فرهنگى ترغيب خواهد شد، اما به محض آن كه دانشجويان با هركدام از مواردى كه مانع فعاليت هاى فرهنگى آنها شود مواجه شوند دچار يأس و نااميدى مى شوند و در نتيجه فعاليت هاى فرهنگى براى آنها در حاشيه قرار مى گيرد. دانشجويان در تمام زمينه ها فعال اند و اگر دانشگاهى دانشجوى فعال فرهنگى ندارد، اين مشكل دانشجو نيست و به خود دانشگاه بر مى گردد.» *آسيب هاى اجتماعى دانشجويان با فرهنگ پيشگيرى مى شود برخى فعالان فرهنگى دانشگاه ها معتقدند كه بسيارى از مسائل و آسيب هاى اجتماعى دانشجويان را مى توان با اقدامات فرهنگى پيشگيرى و جلوگيرى كرد. اين در حالى است كه فعاليت هاى فرهنگى در حوزه اجتماعى در دانشگاه ها بسيار ضعيف عمل مى كند. «آتيه لياقى» دبير انجمن اجتماعى فرهنگى دانشجويان كشور در اين باره مى گويد: «دوران دانشجويى در عين حال كه شيرين ترين و مفيدترين دوران زندگى هر فرد است، مى تواند نقطه آغازى براى بسيارى از انحرافات، سرخوردگى ها و بى انگيزگى ها باشد. دانش آموزى كه به تازگى پس از گذر هفت خوان كنكور دانشجو شده است با توجه به روحيات خود، ذهنيتى كه از دانشگاه دارد، جو حاكم بر دانشگاه خود و افرادى كه با آنها در ارتباط است، عمدتاً به سمت فعاليت هايى مى رود كه اگر حساب شده و از روى آگاهى نباشد هركدام به نحوى زمينه ساز آسيب هاى بعدى مى شوند. اعتياد، انحرافات اخلاقى، احساس يأس و پوچى و تك بعدى شدن از جمله آسيب هاى دوران دانشجويى است. متأسفانه فضاى حاكم بر دانشگاه ها موجب مى شود كه برخى دانشجويان به سمت مشكلات اين چنينى پيش روند.» وى با اشاره به اين كه برخى دانشجويان دچار احساس پوچى و سرخوردگى در فضاى دانشگاه مى شوند تأكيد مى كند: «علت احساس پوچى دانشجويان خودبزرگ بينى و داشتن سطح توقعات بالاى آنان است. وقتى فردى وارد دانشگاه مى شود با توجه به مدينه فاضله اى كه از دانشگاه در ذهن خود ساخته است اين محل را همان جايى مى بيند كه در آن مى تواند به تمام ايده آل هاى ذهن خود برسد. درچندين گروه علمى و هنرى و فرهنگى عضو مى شود، در كلاس هاى مختلف ثبت نام مى كند و دائماً به دنبال مراكز و كانون هاى جديدى براى پيوستن به آنها است، اما به مرور زمان از حجم اين فعاليت ها كاسته مى شود. با طى اين روند پس از پايان دوره دانشجويى، كارشناسانى قابل اما ناآشنا با مسائل اجتماعى ، يا فعالان فرهنگى با درجه علمى نه چندان بالا تحويل اجتماع داده خواهد شد كه هركدام مشكلات و دلسردى هاى خود را دارند. در اين ميان نقش تشكل هاى فرهنگى بسيار روشن و شفاف است. فعاليت هاى فرهنگى در دانشگاه ها مى تواند آگاهى لازم را در زمينه هاى گوناگون به دانشجويان بدهد و از توانايى ها و استعدادهاى بالقوه دانشجويان براى شكوفا شدن استفاده كند.» *آسيب شناسى درباره فعاليت فرهنگى در دانشگاه ها نشده است «ميثم مهدوى فرد»، دبير مجمع كانون هاى قرآن و عترت دانشجويان سراسر كشور درباره بحث فرهنگ در دانشگاه ها مى گويد: متأسفانه هيچ گونه مطالعه و آسيب شناسى درباره فعاليت هاى فرهنگى دانشگاه تاكنون انجام نشده است و فعاليت هاى فرهنگى بدون نيازسنجى و نظرخواهى كارشناسى انجام مى شود كه نتيجه آن اين است كه فعاليت هاى فرهنگى براى دانشجو خسته كننده و وقت گير است و دانشجويان ديگرامور را به بحث فرهنگ ترجيح مى دهند. مهدوى فرد تأكيد مى كند:« نبود حمايت مناسب از سوى مسئولان دانشگاه ها از فعالين فرهنگى دانشجويى، فعاليت هاى موازى فرهنگى در دانشگاه ها و نبود مراكز تصميم گيرى فعاليت هاى فرهنگى در دانشگاه ها به صورت مدون موجب شده است تا اقدامات فرهنگى دانشجو در دانشگا ه ها به هيچ عنوان ديده نشود.» *نبود متولى فرهنگى در دانشگاه ها بزرگترين مشكل فرهنگى در دانشگاه ها نبود متولى براى نيازهاى فرهنگى و روانى در دانشگاه ها است. مرتضى فيروزآبادى دبير شوراى مركزى جنبش عدالتخواه دانشجويى درباره آنچه كه امروز به عنوان ناهنجارى فرهنگى در دانشگاه ها ياد مى شود مى گويد:« وجود مشكلات عميق فرهنگى در دانشگاه ناهنجارى هاى فرهنگى را در دانشگاه رقم زده است. از اين رو بزرگ ترين مشكل فرهنگى در دانشگاه نبود متولى براى نيازهاى فرهنگى و روانى در دانشگاه ها است. نيازهاى روانى دانشجو با وجود اركانى همچون استاد، تشكل هاى دانشجويى، امور فرهنگى و مركز مشاوره برطرف نمى شود؛ چرا كه استاد بيشتر به دانشجو از بعد علمى مى نگرد و كمتر به مسائل فرهنگى توجه مى كند. از سوى ديگر تشكل هاى دانشجويى بيشتر در بخش سياسى فعال اند و كارهاى فرهنگى شان عمق چندانى ندارد. امور فرهنگى دانشگاه نيز تنها مراسم محوراست و در بخش مركز مشاوره دانشجويى نيز تاكنون فعاليت جدى ديده نشده است. » وى تأكيد مى كند: «دانشجو به عنوان فردى جوان و با مشكلات دوران جوانى اش به علت نداشتن چشم انداز روشنى از آينده ، همواره نگران وضعيت شغلى خود در جامعه است و دچار مشكلات فرهنگى و روانى مى شود.» فيروزآبادى تأكيد مى كند: «آنچه به عنوان بدحجابى و توهين مطرح مى شود، در نتيجه نبود متولى فرهنگى و روانى در دانشگاه است. مسائلى از اين قبيل با برخورد حل نمى شود و بايد در اين باره كارهاى فرهنگى عميق در فضاى سالم در دانشگاه انجام شود. ترسيم جهت گيرى فرهنگى متناسب با نيازهاى دانشگاه بحث كلى در زمينه فرهنگى در دانشگاه است كه با تقويت حضور روحانيون فعال و باسواد در دانشگاه، خارج شدن فضاى رابطه استاد با دانشجو از يك فضاى صرف علمى، پويا شدن تشكل هاى دانشجويى در مسائل فرهنگى و ارتباط بيشتر با دانشجويان مى توان سطح فرهنگى دانشجو و دانشگاه را ارتقا داد.»
|