|
|
|
با هزينه ۲ ميليارد و ۵۰۰ ميليون ريال
|
|
|
|
|
|
با هزار ميليارد تومان اجرا مى شود
|
|
|
|
۴ سال تلاش براى بازگشت بم به زندگى
|
|
|
|
|
|
|
خاك سفيد زنوز، بازيافت گنج ناشناخته
|
|
|
[ حجت عبدالرحمانى ]
تشكيل خانه سفال، تربيت بيش از ۵۰۰ هنرمند كه به شيوه بومى اما با طرح هاى نو، بر سفالينه هاى زنوز نقش مى زنند و احياى روش ساخت گوشه اى از هنر اين مرز و بوم كه مى رفت براى هميشه در كارگاه كوچك و مهجور برادران قاپچى در تبريز به فراموشى سپرده شود، دلايل محكمى بود تا به سراغ فريده تطهيرى مقدم برويم. او از سال ۱۳۷۵ پس از دريافت مدرك كارشناسى طراحى صنعتى از دانشكده هنرهاى زيبا و پژوهش بر سفالينه هاى ايرانى در سازمان ميراث فرهنگى، راهى تبريز شد تا دوره اى كوتاه نزد برادران قاپچى آموزش ببيند. اما اين اقامت كوتاه مدت به احياى هر چه بيشتر سفال زنوز و طرح پرسش هاى جديدى در زمينه صنايع دستى و نحوه توليد آن انجاميد. * چرا تبريز را به عنوان مركزى براى احياى سفال منطقه اى انتخاب كرديد رفتن به تبريز پيشينه اى طولانى دارد. از دوران دانشجويى آرزو داشتم روى خاك كار كنم. همين عشق بود كه مرا از رشته طراحى ماشين در دانشگاه علم و صنعت جدا و به رشته طراحى صنعتى دانشكده هنرهاى زيبا وابسته كرد. در همان زمان ها چند استادكار سفال از همدان به دانشكده آمده بود تا چرخكارى را به دانشجويان مجسمه سازى آموزش دهد. همان زمان با چرخكارى آشنا شدم. حدود سال ۶۷ در مركز آموزش ميراث فرهنگى كار چرخكارى را ياد گرفتم. آن زمان تمام دغدغه ام اين بود كه روى سفال نقاشى كنم، اشراف زيادى نداشتم اما آرزويم بود. البته از سال ۱۳۶۵ كار متمركزى روى نقاشى ايرانى را شروع كرده بودم، چرا كه حس مى كردم براى انجام نقاشى روى سفال بايد با ويژگى هاى هنر ايرانى بويژه نقاشى ايرانى آشنا باشم. در همين زمان با ۲ نفر از بزرگترين اساتيد مينياتور آشنا شدم و بيش از ۳ سال نزد آنها تعليم ديدم. پس از آن سعى كردم روشى پيدا كنم تا نقش مايه هاى ايرانى را بر بوم خاك بياورم. ديگر دغدغه بزرگ من همين بود تا اين كه سال ۱۳۷۱ در كارگاه پژوهشى سازمان ميراث فرهنگى كارى پژوهشى را در زمينه نقش مايه هاى هنر ايرانى و نحوه انتقال آنها و زبان اين انتقال آغاز كردم. در اين زمينه آزمايش هاى بسيارى روى مواد و روش هاى گوناگون انجام دادم كه به طور عمده روى كاشى بود. اما در همين زمان با سفالينه هاى ديگر نيز آشنا مى شدم و اين آشنايى و شناخت، پرسش هاى ديگرى را در ذهنم ايجاد مى كرد. اين پژوهش همچنين مرا با انواع سفالينه هاى بومى آشنا كرد تا اين كه در سال ۱۳۷۳ شرايطى فراهم شد كه با برادران قاپچى- تنها سفالگران بومى تبريز- آشنا شوم. اين آشنايى سبب شد ابتدا به مدتى كوتاه در كارگاه اين ۲ برادر آموزش ببينم و كار عملى انجام دهم. شهريور ۷۳ براى نخستين بار به اين قصد به تبريز رفتم. كار روى حجم برايم بسيار هيجان انگيز بود. مدت ۱۷ روز در آنجا اقامت داشتم. هر روز صبح تا يك بعدازظهر در كارگاه بودم و پس از آن كارهايم را جمع مى كردم و به محل اقامتم در ميهمانسراى سازمان ميراث فرهنگى مى بردم و دوباره تا صبح به كارم ادامه مى دادم. فكر مى كنم در آن ۱۷ روز شب ها بيش از ۴ ساعت نخوابيدم. جذابيت احجام سفالين آنقدر برايم جالب بود كه همه چيز را فراموش مى كردم. همه تجربياتى كه طى سال هاى پيش آموخته بودم روى خاك سفيد زنوز پياده مى كردم و نتيجه اش برايم بسيار جذاب بود. پس از آن هر از چندگاهى به تبريز مى رفتم تا اين كه در سال ۱۳۷۵ نمايشگاهى از مجموعه كارهايم در تبريز برپا شد. اين نمايشگاه نيروهاى جوان و مستعد بسيارى را كه تمايل فراوانى به آموزش داشتند، به كارگاه سفال برادران قاپچى كشاند و در همان سال با همكارى سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى قرار شد در كنار برادران قاپچى به آموزش مشغول شويم. به اين ترتيب پديده اى بومى و در حال افول، به يكباره زنده شد و تداوم پيدا كرد.پس از آن پيشنهاد كردم خانه سفال در تبريز راه اندازى شود تا ضمن گردآورى بهترين كارها در كنار آنها موزه زنده اى طراحى شود تا هنرمندان گردهم آيند و نحوه اجرا نيز حفظ شود. به عبارتى ديگر طى اين سال ها به اين نتيجه رسيدم كه اگر به ابعاد مختلف عملى توجه كنيم و وجوه هنرى و انسانى آن را در كنار هم درنظر آوريم، از منظرهاى مختلفى نتيجه مى گيريم كه اين نتايج تنها منافع مالى نيست. آرامش و رضايت افراد پس از يادگيرى، انجام كار از سوى آنها و طرح سؤال هاى جديد در ذهنشان كه افقى گسترده را پيش رويشان مى گشايد برآيندى است كه سبب رضايت معلم را نيز فراهم مى آورد. * پس خانه سفال هم زاييده اين روند و تفكر خاص ناشى از آن است در همان ابتدا كه فكر ايجاد خانه سفال را مطرح كردم به مسئولان استان اعلام كردم شما در آينده هنرمندان نوآور بسيارى در شهرتان خواهيد داشت كه در حال حاضر بستر معرفى اين هنرمندان و آثارشان در استان وجود ندارد و اين كمبود استفاده از نيروى هنرمند را غيرممكن مى سازد. يكى از اين بسترها، مكان متمركزى است كه بهترين آثار هنرمندان استان را به نمايش در آورد. به اين ترتيب هنگامى كه قرار است بهترين كارها از سوى مسئولان آن مكان متمركز كه نام آن را خانه سفال گذاشته ام، خريدارى شود، تمايل هنرمندان به خلق آثار خوب بالا مى رود و از سوى ديگر مخاطبان، مجموعه اى از بهترين كارها را در كنار هم مى بينند و به نوعى فرهنگ سازى مى شود؛ هم براى مخاطب، هم براى توليدكننده و هم براى عرضه كننده. از طرفى خانه سفال به يكى از جلوه هاى ديدار استان تبديل مى شود و توفيق آن، متوليان و علاقه مندان ديگر رشته هاى هنر بومى را تشويق مى كند تا مشابه خانه سفال را در رشته هاى خودشان ايجاد كنند. تمركز ناشى از اين نگاه تخصصى كه براى هنرمند به وجود مى آيد، كمك بسيارى به او مى كند. * سفالينه هاى آبى كه حاصل كار هنرمندان تبريز در كارگاه برادران قاپچى است، نخستين دستاورد هنرى به اين شكل است يا نمونه هايى ديگر از منطقه زنوز با اين شكل و شمايل به دست آمده است زمينه خاك نخستين زمينه اى است كه بشر به نقش آفرينى بر آن پرداخت و نيازهاى گوناگون خود نظير توجه به آيين ها، ارضاى حس زيبايى و تبلور انديشه اش را بر بوم خاك جلوه گر ساخت. اين كار در طول زمان با روش هاى گوناگونى انجام شده است ولى كارى كه طى ۱۰ سال اخير در تبريز صورت گرفت، نگاهى ديگر به اين مقوله بود. در واقع هنگامى كه به هنر ايرانى توجه بيشترى كردم دريافتم در كشور بسيار كهن ما، در گذشته صنعت و هنر مترادف بوده اند و حاصل آنها در زندگى مردم كاربرد داشته است. به همين دليل تصوير در هنر ايران كمتر از آن كه بر بوم كاغذ بنشيند و حالت نقاشى به خود بگيرد بر اجزايى از زندگى روزانه مردم چون پارچه ها، بافته ها، سفالينه ها و ... شكل گرفته و با اين بوم هاى جديد بسيار همخوان شده است. اين نكته كه مى توان از اين گنجينه نقش و فرم به قدمت تاريخ كهن سرزمين مان و به وسعت ايران بزرگ بهره گرفت و بر بوم خاك پياده كرد، به يكباره گستره وسيعى مقابلم باز كرد و راه هرگونه تكرار و غفلت از اين گنجينه را بر من بست. با اين مقدمه، مى توانم بگويم تمركز بر تمام وجوه نقش مايه هاى ايرانى به طور علمى و تفكيك شده و پرداختن به چرايى و انديشه اى كه در وراى آن وجود دارد و همچنين همگام كردن اين نقش ها با زندگى امروز كارى نو است، نه نقش زدن بر بوم خاك. فكر مى كنم قدمت، وسعت و گستردگى هنر ايران مى تواند بنيان و اساس هنرى باشد كه امروز ما خالق آن هستيم. ما به عنوان انسانى كه در عصر حاضر از سودمندى ها، غم ها، كمبودها و همه مشكلات قرن ۲۱ آگاه است و مى خواهد دست به آفرينشى بزند كه هماهنگ با زندگى امروز باشد. براى اين آفرينش هرگز بى نياز از گذشته نخواهيم بود اما اين توجه به گذشته نبايد سبب انجماد ما در اعصار پيشين باشد و به باز توليد حاصل تفكر انسان هزاره هاى پيش بينجامد. به نظرم انسان ها با توان ها و نيازهاى امروزين خود بايد از ايستايى اين پايه ها استفاده و انديشه خود را بر بوم خاك مجسم كنند. آنچه طى سال هاى اخير رخ داد حاصل اين نگاه است وگرنه اتفاق ديگرى نيفتاده است. * ويژگى سفال زنوز چيست گوشه گوشه اين آب و خاك ويژگى هاى خود را دارد. تنها بايد به آنها نگاه كرد و پس از شناخت دقيق تغييرشان داد و از آنها بهره برد. سفال زنوز هم بخشى از اين آب و خاك است. چطور هر انسانى كه برپا مى ايستد ويژگى هاى خود را دارد، هنر هر منطقه هم ويژگى هايى دارد. براى اين كه اهميت و ارزش سفال زنوز را مطرح كنيم، قرار نيست سفال ميبد را بى ارزش جلوه دهيم. هر كدام حال و هواى خود را دارند. اولا همه چيز در منطقه وجود داشته حتى تا مدت هاى مديد، بسيارى از مناطق از خاك سفيد زنوز استفاده مى كردند. اما در حال حاضر با استفاده از ابزار جديد معادنى در شهرهايى چون ميبد و اصفهان شناسايى شده كه سفالگران بومى از آنها بهره مى برند، منابعى كه در گذشته به دليل ناتوانى علمى امكان شناختشان وجود نداشت. از طرفى به دليل وابستگى كيفيت هنرهاى بومى به امكانات منطقه، اهالى زنوز به خوبى از اين كيفيت كه ناشى از محدوديت هاى زندگى در گذشته بود، بهره بردند و توليدكنندگان و هنرمندان ماهرى از ميان آنها برخاستند. اين ها از ويژگى هاى منطقه است. خود به خود سفيدى اين خاك، در زمانى كه چينى هنوز ناياب بود و تكنولوژى آن تنها در اختيار كشور چين قرار داشت و حتى در اروپا ظروف چينى گران تر از نقره بود، بسيار مورد توجه قرار گرفت. از خاك زنوز به دليل سفيدى اش براى ساخت بدل چينى استفاده مى كردند و ظروفى كه از آن به دست مى آمد، شباهت هايى هم به چينى داشت. از سوى ديگر به دليل همين رنگ خاص، تكنيك نقاشى زير لعاب كه از تكنيك هاى خاص و بسيار زيبايى است، بر آن به خوبى جواب مى دهد. ما از اين ويژگى ها بهره برديم و سعى كرديم به صورت بهينه از اين پديده ها استفاده و ويژگى ها را شكفته تر كنيم. همين جا تأكيد مى كنم اگر اسم آنچه در تبريز و زنوز رخ داد بازيافت گنج است، ما از اين گنج ها در سرزمين مان زياد داريم فقط بايد ابزار گنج يابى را پيدا كنيم كه به نظر من فقط فكر و اراده است. * آبى فيروزه اى خوش رنگى كه تنها بر سفالينه هاى اين منطقه ديده مى شود، از كجا نشات مى گيرد از ويژگى هاى لعاب هاى قليايى اين است كه با مس تركيب فيروزه اى زيبايى مى دهند. به خصوص هنگامى كه اين لعاب روى خاكى سفيد و بدون آهن مى نشيند، رنگى زيبا مى دهد. چرا كه خاك بسيارى از مناطق مقدارى آهن دارد و تركيب آهن موجود در آنها با لعاب هاى قليايى حاوى مس مانع به دست آمدن رنگ زيباى فيروزه اى مى شود. خوشبختانه تهيه خاك در زنوز و تجارب اساتيد منطقه كه خاك را به صورت دست چين برداشت مى كردند، جواب خاصى را با اين لعاب مى داد. علاوه بر اين، سفال زنوز امكان پخت در درجه پايين را دارد و همين مسأله مانع سوختن و تغيير رنگ آبى مى شود. به عبارتى يكى از نكات زيباى هنرهاى بومى ويژگى هاى آنهاست كه اگر به عنوان ارزش به آنها نگاه شود، مى توانند در زندگى امروز جريان يابند. * توليد، عرضه و جايگاه صنايع دستى در كشورمان از مشكلى رنج مى برد كه اشاره دقيقى به آن نمى شود، شما به عنوان كسى كه در زمينه احياى يكى از شاخه هاى صنايع دستى، دستاورد موفقى داشته ايد، علت اين مشكل را چه مى دانيد صنايع دستى در افكار عمومى و در سطح مديريت اين بخش داراى تعريفى واحد است كه براى عرضه انواع گونه هاى آن به همين تعريف استناد مى شود و به همين دليل معرفى گونه هاى متعدد صنايع دستى با استفاده از يك فرمول صورت مى گيرد، به عقيده من اين يكسان نگرى همه جانبه علت اصلى مشكلات است و تا زمانى كه تفكيك درستى در اين زمينه صورت نگيرد، هر تلاشى در زمينه بالا بردن كيفيت و كميت به شكست خواهد انجاميد. به عنوان مثال، در حال حاضر تعدادى از سفالگران تبريزى سفالينه هاى زنوز را بوم نقاشى خود قرار مى دهند و براى توليد هر يك از آثارشان ساعت ها فكر مى كنند و مدت هاى طولانى به اجرا مى پردازند. تعدادى ديگر نيز در كارگاه تبريز، زمان كمترى براى توليد هر اثر صرف مى كنند. آنها با استفاده از موتيف ها و نمادهاى ايرانى آثار زيبايى خلق مى كنند كه نسبت به گروه قبل زمان كمترى براى آن صرف شده است. هر كدام از اين توليدات با ارزشند، اما توليدات هر گروه مخاطب خود را دارد و بايد شيوه اى متفاوت براى معرفى و عرضه هر كدامشان در پيش گرفت. در غير اين صورت دسته اول دچار نااميدى مى شوند و ديگر به فكر توليد انديشمند و خاص نمى روند و از سوى ديگر مخاطبان، آثار مورد نياز خود را كه با بنيه مالى شان همخوان باشد، پيدا نمى كنند. متأسفانه تفكيك ناپذيرى در عرصه صنايع دستى مشكلاتى را ايجاد كرده كه راهى براى حل آنها پيدا نمى كنيم. صنايع دستى ما سال هاست به صورت يك كار تكرارى در آمده و تنها به مهارت و فن آن توجه شده است. در اين حوزه بسترى فراهم نمى شود تا بخش خلاق رشد كند، وقتى هم كه شما بايد توليد انبوه كنيد، به تكرار مى افتيد. براى توليد خاص داشتن در وهله اول بايد انديشه خاص داشت و پس از آن بايد بستر انجام اين كار خاص از روى سيستمى كه متولى است، آماده شود. چرا كه رده توليد كار خاص با توليد انبوه تفاوت هاى بسيارى دارد. ممكن است هنرمندى براى توليد يك كار خاص ۳۰ روز وقت بگذارد و يك نيروى توليدى ماهر براى ساخت يك اثر ۱۰ روز، حتى در اين ميان براى انجام كارهايى كه نياز به مهارت چندانى ندارد، از نيروى نيمه ماهر هم بهره ببرد. بنابراين شيوه توليد كاملا متفاوت است و اين تفاوت بايد به هنگام ارزش گذارى، معرفى و عرضه نيز لحاظ شود. مهم ترين فعاليت ما در انجمن دوستداران سفال تبريز، ايجاد تفكيك ميان اين ۲ بخش است. يك بخش از توليدات تكرارى است، اين آثار نقوش گذشته را معرفى مى كنند و از آنجا كه پاره اى از پديده ها نظير تفكر و خلاقيت را درون خود ندارد، با قيمت مناسب ترى عرضه مى شود. در عين حال براى توليد آنها از روش هاى بومى و نقوش باستانى استفاده شده و در جايگاه خود بسيار ارزشمند است. ولى بخش ديگر كارى خلاق است كه با تكيه به نقوش گذشته با رنگ و بدنه و حال و هواى خاص، حرف جديدى را مى زند كه نيازمند نگاهى ديگر است. در حقيقت ما تلاش مى كنيم به عنوان كارشناسانى كه در حوزه سفال فعال هستند، اين ۲ بخش را تفكيك كنيم و به مخاطبان هم آموزش دهيم. * درچند سال اخير كيفيت توليد در صنايع دستى فداى كميت شده و توليد انبوه سبب از دست دادن كيفيت شده است. از طرفى براى تبديل هنر به صنعت و رواج دادن صنايع دستى ميان مردم نمى توان از توليد انبوه صرف نظر كرد. به نظر شما امكان پذير است به هنگام توليد انبوه، كيفيت را در سطح قابل قبولى نگاه داشت به طور يقين مى توان كيفيت توليد را بالا برد، اما آنجا كه پاى خلاقيت به ميان مى آيد، چاره اى جز توليد اندك و افزايش قيمت نيست. حتى ممكن است طرح اوليه خلاقانه باشد اما هنگامى كه همين طرح به صورت انبوه توليد مى شود، وارد وادى خاصى مى شود كه باز هم بايد شرايط توليد انبوه بر آن لحاظ شود. اما مشكلى كه صنايع دستى و هنر بومى سال هاست از آن رنج مى برد، اين نيست. مشكل صنايع دستى ما اين است كه به ويژگى هاى آن توجه نمى شود. در حقيقت مهم ترين ويژگى كه امروز مى تواند حضور صنايع دستى در زندگى مردم را تداوم بخشد و سبب دوام آن شود، شناخت گذشته از منظرهاى مختلف و تداوم گذشته است نه فقط تكرار آن زيرا اگر بخواهيم فقط جنسيت گذشته را تكرار كنيم، در اكثر موارد، اجناس توليد امروز كه با دخالت ماشين و پيشرفت هاى علمى همراه است، از لحاظ دوام و كاربرد موقعيت بهترى دارند. اما اگر به ويژگى هاى بومى و سادگى هايى كه در اين توليدات است به عنوان يك ويژگى نگاه كنيم، آن زمان است كه براى تداوم آن نياز به تحقيق، پژوهش و كار علمى پديدار مى شود. جنس حاصل از پژوهش، معرفى خاص خود را مى خواهد به عنوان مثال جنس چينى به دليل نوع ساخت و پخت در درجه حرارت بالا بسيار مقاوم تر و ضربه پذيرتر از سفالى است كه در يكى از مناطق كشور با درجه حرارت ۱۰۵۰ پخته مى شود. بنابراين بايد تمام ويژگى هاى موجود در آن ظرف سفالى را بيابيم و با حفظ آنها و سپس معرفى دقيق ناشى از اين شناخت، زمينه را براى عرضه مطلوب آن فراهم آوريم. هنگامى كه به اين مرحله رسيديم و توانستيم توليد انبوه واجد ويژگى هاى منطقه را به مخاطب عرضه كنيم، صورت مسأله جديدى هم مطرح مى شود، اين كه چه كسى و با چه تفكرى جنس را توليد مى كند در پاسخ به اين سؤال گونه هايى توليد مى شود كه تك است و علاوه بر حفظ آنچه به آن اشاره كردم، خلاقيت و تفكر نيز در آن جارى است. در اين مرحله ، جنسى ديگر با شرايطى ديگر فراهم شده كه نياز به معرفى و مخاطب خاص خود را دارد و بايد تفكيكى ميان اين ۲ نوع توليد در نظر گرفته شود. * ايجاد چنين وضعى عرصه صنايع دستى و هنر را به هم نمى آميزد ابتدا بايد توجه داشته باشيم كه در گذشته صنايع دستى و هنر مترادف بوده اند و به همين دليل است كه وقتى به نحوه زندگى مردم گذشته نظر مى اندازيم حس مى كنيم زندگى آنها در هنر جريان داشته است. زيرا همه آثار به جامانده از آنها در عين اين كه حاصل تفكرى هنرمندانه است، به وسيله دستى ماهر و صنعتگر ساخته شده و اين استدلال است كه هنر گذشته و صنايع دستى امروز را هم معنى مى كند. با روشن شدن اين مسأله، مى توانيم به سراغ وسايل توليدى در گذشته برويم و با مقايسه آنها به اين نتيجه برسيم كه مثلاً سماور مورد استفاده دهقانى در نقطه اى دوردست، با سماورى كه در منزل خان ده يا منطقه وجود داشته كاملاً متفاوت بوده است. در حالى كه اكنون هر ۲ اين سماورها اثرى ارزشمند و هنرى به حساب مى آيند، اما تفاوت هاى فاحشى با يكديگر دارند و اين تفاوت ها در قيمت هاى مادى امروزشان هم تأثير دارد. حتى گاهى اوقات سماورسازان معتبر كه از نظر هنرى صاحب سبك بوده اند، امضاى خود را در گوشه اى از كارهايشان حك مى كردند و اين مسأله سبب افزايش ارزش مادى هنرى سماور مى شد. آنچه در اين ميان ارزشمند است و ما از آن غافل شده ايم، همان قضيه تفكيك نوع توليد و به تبع آن تفكيك مخاطب و نوع معرفى است كه در گذشته با دقت صورت مى گرفته و اكنون مغفول واقع شده است. * پس شما عقيده داريد براى ارتقاى سطح صنايع دستى ميان مردم و رفع مشكلات آن بيش از آن كه به اثر توليدى بها داده شود، بايد به دست سازنده آن اهميت دهيم اگر چنين اتفاقى بيفتد، هنرمند حس مى كند، هويتى مطرح دارد و اگر اثرى مطلوب با كيفيت بالا توليد كند بر اين هويت هنرى تأثير مثبت مى گذارد وگرنه هويتش با علامت سؤال مواجه مى شود. ديگر اين كه حد آدم ها از هم جدا مى شود. گروهى به عنوان كارگر ماهر به توليد آثارى تكرارى اما با كيفيت بالا مى پردازند، آثارى كه به دليل رجعت به گذشته و معرفى آن پيشينه، اهميت مى يابند، اين افراد صرفاً توليد كننده هستند. گروهى ديگر به عنوان كارگر ماهر خلاق عمل مى كنند و از هر طرح خلاقانه ذهنشان، تنها يك اثر توليد مى كنند و ممكن است براى همان يك اثر ساعت ها، روزها يا ماه ها وقت بگذارند، اما در عوض معرفى خوب حاصل از جدايى ياد شده، ارزش كارشان را براى مخاطبان آن روشن مى كند. *آينده صنايع دستى را چگونه ارزيابى مى كنيد به عقيده من، بزودى هنرمندان خلاق جاى خود را ميان كارگران ماهر باز مى كنند و پس از آن كار به جايى مى رسد كه با وجود ماشين، ديگر نيازى به كارگر ماهر نخواهد بود. چرا كه ماشين مى تواند كارهاى تكرارى با كيفيت يكسان و پيش بينى شده را به راحتى و با هزينه اى كمتر از نيروى انسانى توليد كند. مدتى پيش در جلسه برنامه ريزى درسى دانشجويان صنايع دستى عنوان شد كه مهم ترين فعاليت اين دانشجويان پس از فارغ التحصيل شدن، مديريت كارگاه هاى هنرى و صنايع دستى است. نكته اى كه من به سيستم برنامه ريز اعلام كردم اين بود كه اين دانشجويان بايد به گونه اى تربيت شوند و ذهنشان آمادگى يابد كه خودشان توليدكنندگان آينده باشند نه مديران آينده. هر چند ممكن است مجموعه اى را هم مديريت كنند اما از همين ابتدا بايد بياموزند، وظيفه يك كارشناس صنايع دستى در وهله اول توليد طرح خلاقانه و سپس اجراى آن است و ما تنها در اين صورت مى توانيم آينده روشنى را براى صنايع دستى مان بسازيم. بايد نفس توليد براى دانشجو ارزش تلقى شود نه مديريت. چرا كه در جايگاه مديريتى بسيارى از ارزش هاى صنايع فراموش مى شود. در حال حاضر بسيارى از استادكاران معمارى ايرانى از بين رفته اند و ديگر هيچ كس جايگزين آنها نشده است و اين ترس وجود دارد كه اين فن جز در ميان كاغذها و كتاب ها باقى نماند، چرا كه طاق گنبد زدن، بالاى داربست رفتن و دست زدن به ملات و آجر و گل براى كارشناسان و فارغ التحصيلان معمارى ضد ارزش است. آنها فكر مى كنند تنها وظيفه شان مديريت كردن است و اين بى انگيزگى در زمينه توليد، بسيارى از شاخه هاى معمارى سنتى ما را از بين برده يا توليد آن را به سطح نازلى رسانده است.
|
|
|
|
|
با هزينه ۲ ميليارد و ۵۰۰ ميليون ريال
جزيره مينو ميزبان گردشگران خارجى مى شود
|
|
|
اهواز ـ خبرنگار«ايران»: عمليات مطالعاتى تبديل جزيره مينو به منطقه نمونه گردشگرى و تصويب ۱۳ طرح گردشگرى بنگاه هاى زودبازده دراستان خوزستان با هدف جذب گردشگر خارجى در استان به انجام رسيد. غلامرضا شجاعى، معاون گردشگرى سازمان ميراث فرهنگى، صنايع دستى و گردشگرى استان خوزستان گفت: به همين منظور براى انجام عمليات مطالعاتى اين طرح، ۲ ميليارد و ۵۰۰ ميليون ريال از محل اعتبارات ملى هزينه شده است. وى تصريح كرد: درصورت تصويب نتايج مطالعات از سوى كارشناسان سازمان ميراث فرهنگى، صنايع دستى و گردشگرى عمليات اجرايى اين طرح بزودى آغاز خواهد شد. وى اظهار داشت: براساس مصوبه دولت ۲۰۰ هكتار از زمين هاى جزيره مينو به منطقه نمونه گردشگرى تبديل خواهد شد. وى با تأكيد بر اين كه ايجاد زيرساخت هاى گردشگرى در جزيره مينو حداقل به ۵۰ ميليارد ريال اعتبار نياز دارد خاطرنشان كرد: اين ميزان اعتبار بايد با استفاده از اعتبارات دستگاه هاى مختلف دولتى كه به نوعى با مقوله گردشگرى در ارتباط هستند، تأمين شود. شجاعى يادآور شد: اميد مى رود با تبديل جزيره مينو به منطقه نمونه گردشگرى، ورود گردشگران كشورهاى حاشيه جنوبى خليج فارس به كشور با افزايش چشمگيرى روبه رو شود. صادق محمدى، رئيس سازمان ميراث فرهنگى، صنايع دستى و گردشگرى استان خوزستان گفت: بنگاه هاى زودبازده دردو بخش مختلف براى دريافت تسهيلات در بخش گردشگرى و صنايع دستى بهره مى برند. وى طرح هاى صنايع دستى را به عنوان بنگاه هاى تك اشتغالى عنوان كرد و گفت: از لحاظ كمى تعداد مراجعه كنندگان در بخش صنايع دستى بسيار بيشتر از گردشگرى است ولى مبالغى كه به اين طرح ها كه به طور عمده تك اشتغالى هستند، كمتر است. وى عمده متقاضيان و سرمايه گذاران براى تسهـيلات در بحـــث گردشگرى را در ۳ بخش عنوان كرد و اظهار داشت: اين سرمايه گذاران در بخش ساخت هتل، ميهمانپذير، اماكن اقامتى، رستوران هاى سنتى، آژانس هاى خدمات مسافرتى و گردشگرى و جهانگردى سرمايه گذارى مى كنند. محمدى درخصوص تصويب ۱۳ طرح گردشگرى، با ارائه مشكلاتى از قبيل وثيقه هاى سنگين بانكى به عنوان يكى از مشكلات عمده سرمايه گذاران مقرر شد وام ها در مرحله پرداختى بانك ها قرار گيرند و باتوجه به اولويت بندى ها به صورت نوبتى پرداخت شوند. به گفته وى در اين جلسه ۱۳ طرح ازسوى معاونت گردشگرى شامل ساخت ۳ هتل و يك ميهمانپذير، يك مجموعه شهرك تفريحى - توريستى، يك رستوران سنتى و ۷ مورد تعمير و تجهيز و خريد اتوبوس براى شركت هاى خدمات مسافرتى و آژانس هاى توريستى به مبلغ كل ۴۷ ميليارد و ۱۲۰ ميليون ريال (۴ ميليارد و ۷۱۲ ميليون تومان) ارائه و به تصويب رسيد. محمدى ميزان اشتغالزايى ناشى از اين طرح ها را به طور مستـــقيم ۱۲۵ نفر و به صورت غيرمستقيم نزديك به ۲۰۰ نفر عنوان كرد.
|
|
|
|
|
كلنگ ساخت ۴۴ هزار خانه در خراسان رضوى بر زمين زده شد
مشهد ـ خبرنگار«ايران»: كلنگ ساخت ۴۰ هزار واحد مسكونى در مشهد و در مجموع ۴۴ هزار واحد مسكونى در استان خراسان رضوى برزمين زده شد. محمدجواد محمدى زاده، استاندار خراسان رضوى در مراسم كلنگ زنى طرح مهر خراسان رضوى در شهر جديد گلبهار افزود: امروز با آغاز اين طرح، خود را آماده ساخت ۱۲۲ هزار واحد مسكونى ظرف يك سال آينده در استان مى كنيم. وى همچنين درباره عزم دولت براى رفع نياز مردم در مشكل مسكن اظهارداشت: تأمين مسكن مردم جزو آرمان ها و دغدغه نظام جمهورى اسلامى از ابتدا تاكنون بوده است كه در طول ادوار گذشته از سوى مجلس و دولت در اين زمينه اقدام هايى صورت گرفته است. نماينده عالى دولت در خراسان رضوى افزود: در دولت با تدبير و مديريت رئيس جمهور و اهميت آن از سوى وزارت مسكن و شهرسازى، گام هاى قوى و دورانديشانه ترى در زمينه مسكن مردم برداشته شده است و تلاش شد قيمت مسكن در هزينه تمام شده مسكن حذف يا حداقل شود. وى ادامه داد: استفاده از تكنولوژى نوين و حمايت طرح هاى ساخت مسكن در زمينه زير ساخت، آماده سازى و حمايت از تسهيلات بانكى از سوى دولت موجب حركت سنجيده در فاصله كوتاه در رابطه با مسكن شد. وى ادامه داد: لذا براى رفع نياز مسكن مردم دولت تمامى مجموعه مديريتى خود را در اين كار به طور بى سابقه درگير كرد. وى درباره وضع مسكن در خراسان رضوى اظهار داشت: در استان بايد ۱۲۲ هزار واحد مسكونى ايجاد شود كه نياز به ۱۱۰ هزار هكتار زمين است كه ۸۰ درصد آن تأمين شده است . وى در رابطه با اجراى طرح مهر در خراسان رضوى گفت: اداره كل تعاون خراسان رضوى، اقدام به تشكيل تعاونى هاى مسكن كرده است به طورى كه تعداد تعاونى هاى مسكن يك و نيم برابر ۲۸ سال گذشته اداره تعاون بوده است. محمدى زاده با بيان اين كه افق ما در شهر جديد گلبهار مبتنى بر IT و فناورى اطلاعات است گفت: گلبهار بايد مدل توسعه براى همه كشور در زمينه هاى علمى و فناورى اطلاعات باشد. و ى ادامه داد: ديگر نبايد در گلبهار به توليد ماكارونى و شير پرداخت بلكه بايد به تكنولوژى نوين و فناورى اطلاعات پرداخت. وى افزود: به منظور ايجاد و توسعه فناورى در شهر گلبهار، در تلاش ايجاد شهرك فناورى اطلاعات و مخابراتى هستيم و به اين منظور با كشور مالزى كه يكى از ۵ كشور برتر دنيا در فناورى اطلاعات و IT است قرارداد براى ايجاد شهرك فناورى اطلاعات در شهرستان گلبهار بسته ايم. وى ادامه داد: براى ايجاد اين شهرك فناورى اطلاعات، بايد زير ساخت هاى قوى مخابراتى و اطلاعاتى مبتنى بر فناورى نوين در اين زمينه صورت گيرد كه موجب تحول در علوم و فناورى جديد و زير ساخت هاى مخابرات و اقتصاد و اشتغال شود. محمدى زاده تصريح كرد: براى ايجاد شهرك فناورى يك عزم جدى در زيرساخت ها و ايجاد شهرك مى خواهد. وى افزود: با ايجاد شهرك IT و فناورى اطلاعات در شهر گلبهار، اين شهر پايلوت فناورى اطلاعات در منطقه مى شود، به طورى كه نيازهاى مخابراتى و ارتباطاتى نه تنها مشهد و خراسان بلكه تمام منطقه آسياى ميانه، شبه قاره هند و حوزه خليج فارس را پاسخگو باشد.
|
|
|
|
|
با هزار ميليارد تومان اجرا مى شود
۵ طرح گردشگرى بين المللى در كشور
|
|
|
سارى خبرنگار «ايران»: مشاور و مجرى طرح گردشگرى ـ بين المللى ايران از اجراى همزمان ۵ طرح بزرگ گردشگرى در كشور خبر داد. محمود صانعى پور در نخستين همايش جامع بازار ايرانيان شاخه مازندران افزود: ۳ طرح در استان خراسان رضوى، يك طرح در سبزوار، يك طرح نيز در ارس در حال اجرا ست كه اجراى هر يك از اين طرح ها به يك هزار ميليارد تومان اعتبار نياز دارد كه از سوى دولت و بخش خصوصى تأمين شده است. عضو انجمن استانداران ايران، بازار تهاتر ايرانيان را دستاورد ديگر از سوى نظام دانست و اظهار داشت: اين بازار هم مورد حمايت دولت است و بخش خصوصى نيز از آن پشتيبانى خواهد كرد. وى با اشاره به اين كه تاكنون ۳۰ طرح در كشور از طريق هولدينگ مديريت شده است از راه اندازى هولدينگ هاى استانى در كشور خبر داد. مجرى طرح گردشگرى بين المللى ايران، از ايجاد كنسرسيوم ميان بازار تهاتر ايران و مجموعه مشاوران گردشگرى بين المللى خبر داد و خاطر نشان كرد: اين كنسرسيوم مهم در زمينه ساختمان آى تى، كشاورزى، صنايع غذايى، بازرگانى و حمل و نقل فعاليت مى كند. صانعى پور، با يادآورى اين نكته كه مزيت هاى نسبى مازندران اجازه تأسيس ۷ رشته هولدينگ را دارد، افزود: هر طرح كه از سوى اين سيستم مديريت شود ۲۰ هزار شغل ايجاد خواهد كرد. مجرى طرح گردشگرى بين المللى ايران، سقف سرمايه گذارى براى هر هولدينگ را يك هزار ميليارد تومان اعلام و بيان كرد: ۳۰ درصد آن بايد از طريق بخش خصوصى فراهم شود و بقيه نيز از سوى دولت تأمين خواهد شد. عضو هيأت علمى برنامه چشم انداز ۲۰ ساله ايران هيأت مؤسس، طرح قابل ارائه به دولت و ۳۰درصد آورده را از لوازم تأسيس يك هولدينگ بيان كرد و گفت: دولت امسال ۳۰ هزار ميليارد تومان فقط در بخش گردشگرى اختصاص داد كه نيمى از آن مى تواند براى حمايت از تشكل هاى هولدينگ هزينه شود. وى خاطر نشان كرد: ۴۰ مصوبه و دستور العمل از سوى دولت در اين بخش تهيه شد كه مى تواند سكوى پرواز بخش خصوصى و انجام كار جمعى براى اقتصاد پويا باشد. مدير عامل بازار تهاتر ايرانيان نيز در اين همايش گفت: اين بازار هنوز در ايران گسترش پيدا نكرده است ولى با استفاده از قانون تجارت فعلى قابل گسترش است. علاء الدين ختايى از ثبت بازار تهاتر ايرانيان در اتحاديه اروپا خبر داد و تصريح كرد: براى تبادلات و اقتصاد بين المللى بايد سنديت قانون تجارت آن كشورها را پذيرفت. وى رفع مشكل نقدينگى، ايجاد بازار ورود به جامعه جهانى، امكان مبادله با ساير شهرها و كشورها، افزايش توليد در اقتصاد، ايجاد دسترسى به بازارهاى جديد، فروش محصول به منظور تأمين مواد اوليه مورد نياز و معامله اينترنتى را از جمله مهم ترين اهداف و مزاياى بازار تهاتر ايرانيان برشمرد. ختايى ادامه داد: در حال حاضر ۱۳ نمايندگى در كشور مشغول فعاليت هستند و براى تداوم كار نيز تفاهمنامه اى با وزارت كار و امور اجتماعى منعقد شده است. وى با اشاره به اين كه در حال حاضر ۵۰۰ فعال تجارى عضو اين بازار هستند اضافه كرد: با توجه به اين كه اين بازار مشكل نقدينگى را حل خواهد كرد انتظار مى رود تعداد اعضا در ايران افزايش يابد.
|
|
|
|
|
۴ سال تلاش براى بازگشت بم به زندگى
عمران شهرى؛ مشكل بم پس از بازسازى
|
|
|
كرمان- خبرنگار «ايران»: ۴ سال پس از زلزله ويرانگر بم، بازسازى واحدهاى مسكونى مردم ۸۷ درصد پيشرفت فيزيكى داشته است. عبدالمحمد رئوفى نژاد استاندار كرمان عنوان مى كند: با وجود هزينه كرد حداقل ۵۰۰ ميليارد ريال براى عمران شهرى بم اما وضع نابسامان در اين زمينه و ادامه حفارى ها در اين شهر پيشرفت بازسازى در اين شهر را كمرنگ كرده است و با وجود تلاش شهردارى، علاوه بر مسيرهاى اصلى، كوچه هاى اين شهر نيز مشكلات زيادى دارد و مردم از اين وضع راضى نيستند. وى همچنين درباره اجرا نشدن مصوبه دولت مبنى بر دريافت هزينه ها از مردم، مى گويد: مسئولان دستگاه هاى مربوطه بايد در اين باره پاسخگو باشند. در اين ميان يكى از مشكلات شهر بم هدر رفت بالاى آب است كه موجب نگرانى مسئولان شده است. محمد تربتى مدير عامل آب و فاضلاب استان كرمان در اين مورد مى گويد: وجود ۲۰ هزار كارگاه ساختمان سازى دليل عمده هدر رفتن آب آشاميدنى در شهرهاى بم و بروات است. وى از وصل بالغ بر ۱۰ هزار كنتور آب براى مشتركان بم و بروات براى كنترل مصرف آب خبر مى دهد. اما عبدالخالق زاده، مديرعامل برق منطقه اى استان كرمان هم با اشاره به اين كه مقرر شده بود دولت هزينه هاى برق مصرفى در بم را پرداخت كند، گفت: ۵۲ ميليارد ريال هزينه برق مصرفى پارسال مردم بم هنوز به وزارت نيرو پرداخت نشده كه اين رقم مورد تعهد دولت است. وى از اختصاص ۴۵ ميليارد ريال براى ترميم شبكه فشار ضعيف در بم خبر داده و مى افزايد: شبكه فشار قوى ۲۰ كيلو ولت بم و بروات نيز به صورت زمينى اجرا مى شود كه از ۴۹۰ كيلومتر مورد نياز تاكنون ۳۹۰ كيلومتر آن انجام شده است و دليل تأخير در اجراى طرح ترخيص كابل هاى فشار قوى از گمرك است. وى در اين مورد توضيح مى دهد: مبلغ ۱۰ ميليون دلار كمك دولت اسپانيا به بم بوده كه تجهيزات برق بم و بروات را تأمين كرده اما مدت زيادى اين كالاها در گمرك معطل مانده است. او همچنين مى گويد: تا پايان دى ماه حفارى هاى اين شركت در سطح معابر بم پايان مى يابد. مجيد اعتمادى فرماندار بم نيز مى گويد: با توجه به كارهاى بزرگى كه در بم انجام گرفته در اكثر شاخص ها وضع مطلوب و مناسب است البته مشكلاتى مربوط به زيرساخت هاى آب، برق و عمران شهرى وجود دارد كه موجب نارضايتى مردم و مسئولان شده و با توجه به اهميت زيرساخت ها برنامه ريزى لازم براى تكميل هر چه سريع تر آنها انجام شده است. وى مى افزايد: مردم در ابتدا در شرايط روحى مناسبى قرار نداشتند و مشاركت آنها براى ساخت وساز كم بود و على رغم اين كه مسئولان اعلام مى كردند كه كار ساخت وساز واحدهاى مسكونى و تجارى آغاز شود اما شرايط نامناسب روحى مردم مانع اين كار بود در اين حال مردم تمايل داشتند اسكان موقت در محل زندگى آنها باشد ولى مسئولان معتقد بودند كه اين اقدام مانع ساخت وساز بعدى مى شود. وى مى گويد: چون فرهنگ مردم نمى طلبيد كه در اردوگاه زندگى كنند سرانجام مسئولان تصميم گرفتند بخشى از اسكان موقت را در خانه ها انجام دهند كه اين اقدام كار بازسازى را به عقب انداخت و بازسازى از اواسط سال ۱۳۸۴ بود كه شدت گرفت. وى با بيان اين مطلب كه صاحبان بيش از ۲۴ هزار واحد ساختمانى آخرين قسط وام ساخت منازل مسكونى خود را دريافت كرده اند، مى گويد: در اين رابطه ۱۰ ميليون ريال تسهيلات، ۳/۵ميليون تومان وام بلاعوض و ۲ ميليون تومان وام براى حصاركشى به هر خانوار پرداخت شد كه به خانوارهاى شش نفر به بالا ۱۶/۵ ميليون تومان اعطا شد. او تصريح كرد: با مبلغ وام پرداخت شده در سال ۸۴ امكان تكميل ساختمان هاى مسكونى وجود داشت ولى در شرايط كنونى برخى ساختمان ها نيمه تمام است كه درخواست شده وام ديگرى براى اين مورد در نظر گرفته شود. فرماندار بم در بخش ديگرى از سخنان خود اظهار مى دارد: هيچ وقت گفته نشده كه مردم ديگر در كانكس زندگى نمى كنند، هنوز عده اى از مردم در كانكس زندگى مى كنند و در مورد بازسازى بم بايد منصفانه قضاوت كرد. اعتمادى تأكيد مى كند: دولت در زمينه كمك به بم كم نگذاشته است. شايد نيازها به طور كامل رفع نشده باشد اما دولت جمهورى اسلامى در كمك به بم تمام تلاش خود را كرده است. وى در مورد پروژه هاى انجام شده بعد از زلزله بم مى گويد: بازسازى، ساخت و تعمير ۱۶۸ واحد آموزشى، اجراى طرح هاى ساختمان ادارى با ۱۵۰ هزار و ۲۲۷ مترمربع فضا با ۹۶ درصد پيشرفت در فاز اول و ۲۵ هزار و ۸۲۷ مترمربع فضا با ۴۵ درصد پيشرفت در فاز دوم از جمله اين طرح هاست. او در مورد بخش بهداشت و درمان تصريح كرد: اتمام بيمارستان پاستور در ۹ هزار مترمربع، ساخت خانه بهداشت با ۹۴ درصد پيشرفت، هلال احمر با ۸۸ درصد و بهزيستى با ۹۱ درصد پيشرفت فيزيكى برخى از اقدامات انجام شده بعد از زلزله است و همچنين دانشكده پرستارى هم در حال ساخت است. در اين ميان رئيس شوراى شهر بم خواستار تسريع در اتمام اجراى طرح هاى آب و برق از سوى دستگاه هاى ذيربط است. وحيد صامت مى گويد: تأخير در اجراى طرح هاى مذكور ضمن معطل گذاشتن طرح هاى عمران شهرى، موجب افزايش احتمال ابتلا به بيمارى هاى تنفسى و عفونى در شهر بم مى شود. وى اظهار مى دارد: تمام دانش آموزان بمى از كانكس خارج شده اند و در مدارس مشغول به تحصيل هستند ولى هنوز عده اى از دانش آموزان برواتى در كانكس درس مى خوانند. در اين شرايط، نيمه تمام ماندن واحدهاى ساختمانى برخى از خانوارها، مشكلات آفت زنجره درختان خرما و برخى مشكلات بهداشتى از جمله مشكلاتى است كه مردم بم پيش روى خود مى بينند و افرادى كه هنوز در كانكس ساكن هستند هم معتقدند وام ۱۵ و نيم ميليون تومانى با توجه به گرانى ها براى ساخت يك واحد مسكونى كفايت نمى كند. مسئول ستاد بازسازى بم اما در مورد بازسازى منازل مسكونى در بم مى گويد: ما معتقديم بازسازى واحدهاى مسكونى اصلى ۹۷/۹ درصد پيشرفت فيزيكى دارد البته افراد بايد واحدهاى مسكونى با زيربناى ۸۵ الى ۱۰۰ مترمربع را با اين وام پرداختى بسازند كه متأسفانه تعداد زيادى از مردم زيربنا را زياد گرفته و موفق به پايان كار نشده اند و همين چهره ساخت وساز شهر را نيمه تمام نشان مى دهد. * بازسازى ارگ ادامه دارد نماينده سازمان ميراث فرهنگى، صنايع دستى و گردشگرى نيز با بيان اين مطلب كه بيش از ۱۰۰ ميليارد تومان نياز است تا ارگ قديم بم بازسازى شود، مى گويد: تاكنون ۷ ميليارد تومان هزينه شده است و ۷۵۰ ميليون تومان هم قرار است هزينه شود. مطهرى در ادامه مى گويد: تاكنون اعتباراتى از طرف يونسكو براى ساخت ارگ قديم بم اختصاص نيافته است و فقط در قالب پرداخت هزينه هيأت هاى كارشناسى بوده است البته يك ميليارد و ۳۰۰ ميليون تومان از سوى دولت ژاپن به صورت تجهيزاتى از جمله بيل مكانيكى و لودر كمك هايى شده است. شهرستان بم با وسعت بيش از ۲۱ هزار كيلومتر مربع در جنوب شهر كرمان واقع شده است و داراى ۵ بخش، ۶ شهر، ۹۷۲ روستا و ۹۶۱ آبادى است. جمعيت بم براساس آخرين سرشمارى ۲۸۲ هزار و ۳۱۱ نفر است.
|
|
|
|
|
به ۵۰۰ روستاى خراسان شمالى گازرسانى مى شود
بجنورد ـ خبرنگار«ايران»: امكان گازرسانى به ۳۰۰ روستا در استان خراسان شمالى به علت دورى از شبكه انتقال وجود ندارد. رضا تقى نژاد مديرعامل شركت گاز خراسان شمالى گفت: براساس قانون تنها به روستاهايى كه در فاصله ۱۵ كيلومترى شبكه انتقال گاز قرار دارند امكان گازرسانى وجود دارد. وى اضافه كرد: بر اين اساس بالغ بر ۵۰۰ روستاى استان خراسان شمالى مشمول گازرسانى مى شوند كه تاكنون ۹۸ روستا از نعمت گاز برخوردار شده و اجراى طرح گازرسانى به ۷۲ روستا نيز در دست اجراست. او خاطرنشان كرد: با تأمين اعتبار مورد نياز تا پايان برنامه چهارم بيش از ۳۰۰ روستاى خراسان شمالى گازدار مى شوند. مديرعامل شركت گاز خراسان شمالى اظهار داشت: طبق برنامه ۵ ساله پيش بينى شده كه تمام ۵۰۰ روستاى حاشيه ۱۵ كيلومترى شبكه انتقال گاز، در صورت تأمين اعتبار گازدار شوند. وى گفت: براى گازرسانى به روستاهايى كه در ۱۵ كيلومترى خط انتقال قرار دارند نياز به ۷۲۰ ميليارد ريال اعتبار است كه پيش بينى شده اين رقم از محل سفر دوم هيأت دولت به استان تأمين شود. به گفته وى از محل سفر اول هيأت دولت به استان خراسان شمالى اعتبارى براى گازرسانى به شهرها و روستاهاى اين استان تخصيص داده نشد. وى خاطرنشان كرد: پيشنهاد شده تأمين انرژى روستاهايى كه امكان گازرسانى ندارند از طريق برق تأمين شود و اين مستلزم كاهش هزينه مصرف در روستاها از سوى شركت برق است.
|
|
|
|