چهارشنبه ۵ دى ۱۳۸۶ - ۱۵ ذيحجه ۱۴۲۸
Wed, Dec 26, 2007
خانواده
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
جوان
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
قرآن
دانشگاه
ماجرا
سلامت
خانواده
راه هايى براى حل مشكلات فرزندخوانده ها در خانواده جديد
تصويرى جديد از دختر نوجوانتان بسازيد
337470.jpg
] زهرا رضايى]

با شتاب خود را در ماشين انداخت. دلخور بود، از همه چيز و از همه كس، مخصوصاً از دست مادرش كه او را مجبور كرده بود به اين مدرسه بيايد. مادرش مثل هميشه از او پرسيد: «مدرسه امروز چطور بود »
- مثل هر روز. اصلاً براى شما چه فرقى مى كنه
جوابش نشانى از آشوب درونش داشت.
- ساعت كلاس انگليسى ات معلوم شد
- نه! اصلاً مى دونين مامان، دوست ندارم حرف بزنم.
- اين چه طرز حرف زدنه يعنى چى كه دوست ندارم حرف بزنم
- نمى تونم فكر كنم. امروز با يكى از بچه ها دعوام شد. خانم معلمم از اون طرفدارى كرد. سر زنگ ورزش هم آخر شدم، آخر. مى دونين يعنى چى همه به من خنديدند. من از اين زندگى متنفرم!
***
تا به حال با چنين صحنه اى روبه رو شده ايد اين صحنه شما را ياد چه چيزى مى اندازد مطمئناً دختر نوجوان شما هم گاهى اين جمله را تكرار مى كند: «من از اين زندگى متنفرم!»
دختر نوجوان امروز در دنيايى پر از دشوارى زندگى مى كند و حتى وقتى كه در شرايط آرامى به سر مى برد، معمولاً به علت هجوم هورمون هاى بلوغ، با احساسات و عواطف غيرقابل كنترلى دست به گريبان است. در اين دوره، روحيه تلون، دلگيرى و دلخورى بر او حكومت مى كند.
وقتى دختر كوچك شما، كودكى بازيگوش، شيرين و خندان بود، هرگز باور نمى كرديد روزى به چشم هاى شما نگاه كند و بگويد: «حالم از اين زندگى به هم مى خورد!» هرگز تصورش را هم نمى كرديد كه دختر تازه پا و شلوغتان، روزى ساعت ها تنها در اتاقش بنشيند و به موسيقى گوش بدهد كه شما اصلاً آن را نمى فهميد. وقتى پرچانگى مى كرد و شما از دست او به ستوه مى آمديد، هرگز در خواب هم نمى ديديد روزى برسد كه آرزو داشته باشيد فقط يك كلمه با شما حرف بزند.
دنيايى كه دختران امروزى در آن زندگى مى كنند، ترسناك تر از دنيايى نيست كه مادرانشان آن را تجربه كرده اند؛ اما توفان هاى بلوغ، امروزه به طرز بى سابقه اى شديدتر است. هر مادرى دلش براى دخترش مى تپد و آرزوى موفقيت و شادكامى براى او دارد. هر مادرى ترجيح مى دهد خار به چشم او برود و به كف پاى فرزندش نرود، اما اگر هر مادرى با ورود به درون دنياى دخترش، دست ها را از روى نااميدى و به نشانه تسليم بالا ببرد، آن زمان تكليف دخترانمان چه خواهدشد آيا آنها مى توانند به تنهايى از پس مشكلات روزافزون زندگى بربيايند و به بقا و ادامه زندگى دلخوش باشند
در دل بحران ها و ناملايمات و تلاطم احساسات هول انگيز تبديل شدن دخترى نوجوان به يك زن، هر زنى كه نقش مادرانه دارد، مى تواند بزرگترين متحد دخترش باشد. هر مادرى بايد به اين نكته مهم دست يابد كه رشد احساسى و عاطفى دخترش مى تواند زمينه ساز رشد خود او نيز باشد و در دل تألمات شديد روحى، رابطه او با دخترش مى تواند پناهگاهى براى خود و دخترش باشد. هر مادرى مى تواند با روحيات متلون دوران بلوغ، گوشه گيرى ها و سكوت ها، اضطراب ها و نگرانى ها و حتى رفتار خود ويرانگرى نوجوان كه ممكن است در دل بحران ها بروز كند، روبه رو شود و نه تنها به موجوديت خود ادامه دهد، بلكه دركنار او به شادى نيز برسد.
شايد اين حرف از ديد شما به عنوان يك مادر، خوشبينانه يا حتى شوخى تلقى شود؛ اما مادرى كردن دست در دست با فرزند، ربطى به استعداد و مهارت مادرانه ندارد. همين حالا تصويرى دوباره از دختر خود به دست بياوريد. نگاهى به موهبتى كه خداوند به شما داده است، بيندازيد. موهبت داشتن فرزند دختر، ارتباطى به مهارت هاى شما به عنوان يك مادر و نيز ربطى به سابقه و تجربه شما يا موفقيتى كه در زندگى داشته ايد، ندارد. خداوند با مهرى عظيم و بدون هيچ چشمداشتى به شما دخترى عطا كرده و به شما موهبت مادر او شدن را بخشيده است. پيوند خداداد ميان شما و فرزندتان زمينه اى است تا به رشد و امنيت خاطر برسيد و در دل توفان ها و زلزله هاى شديد زندگى، براى او پناهگاه باشيد.
به هم خوردن تعادل در حد فاصل ميان رسيدن به بلوغ جنسى و نوجوانى، فرصت مغتنمى براى شماست تا به دختر خود كمك كنيد تاهمراه با شما، دريچه هاى دلش را به روى زندگى بگشايد. شما مى توانيد در جريان رشد و بارورى دخترتان، متحد و ياور او باشيد. يار و متحد شدن با عزيزترين كسى كه در زندگى داريد زيبا به نظر مى رسد. شما اين طور فكر نمى كنيد
راه هايى براى حل مشكلات فرزندخوانده ها در خانواده جديد
حمايت، بدون ترس
337458.jpg
] فريبا دارخال]

مسائل و مشكلاتى كه بعد از طلاق و جدايى والدين براى بچه ها به وجود مى آيد، آنان را در شرايط روحى و رفتارى بدى قرار مى دهد. طبق قانون بچه بايد مدت كوتاهى در هفته در كنار پدر يا مادرى كه شايد ازدواج مجدد داشته سپرى كند. در اين شرايط تطابق با محيط جديد براى او كمى آزاردهنده است. با اين كه براى هماهنگى و داشتن يك رابطه مناسب با بچه - كه در اين موارد به او فرزند خوانده گفته مى شود - هيچ راه حل سحرآميزى وجود ندارد، اما مى توان با توجه به برخى الگوها، اين شرايط مناسب را ايجاد كرد.
در گذشته زندگى نكنيد. يكى از مشكلات طلاق و جدايى نگاه به خانواده اى است كه ديگر وجود ندارد. قبول كنيد زندگى جديدى را شروع كرده ايد و شرايط زندگى فرزند شما و خود شما تغيير كرده است. دست كم فكر كردن به خانواده اول و مسائل آن را در اولويت قرار ندهيد.
شما و شريك جديد زندگى تان بايد مقررات و محدوديت هايى را به طور قاطع و صريح در خانه پياده كنيد و كارى به اين كه فرزندخوانده شما چه رفتارى در منزل خود دارد، نداشته باشيد. از او بخواهيد تا زمانى كه درمنزل شماست، تابع اين شرايط جديد باشد. به او گوشزد كنيد كه مسئوليت نظارت بر او و رفتارش برعهده شماست. براى او شرح دهيدكه هركس تابع شرايطى است و او هم بايد در زمان حضور در كنار شما تابع اين قوانين باشد درست مثل حضور در مدرسه كه رعايت بعضى از امور الزامى است.
شما و شريك جديد زندگى تان بايد با سطحى از نظم و انضباط موافق باشيد و از آن پيروى كنيد. دعواها و كشمكش هاى جدى زمانى اوج مى گيرد كه والدين به طور اساسى و ريشه اى در رويارويى با رفتارهاى مثبت و منفى كه از بچه سر مى زند جبهه گيرى مى كنند.
از جانبدارى آشكار از فرزند خود در مقابل فرزند خوانده تان جداً خوددارى كنيد. سعى كنيد همخوانى و سازگارى را به نحو مطلوب در محيط خانه با بچه ها رعايت كنيد.
حداقل در ماه هاى اول، بچه هاى طلاق تصور مى كنند كه والدين آشتى كرده و اعضاى خانواده در كنار هم قرار خواهند گرفت. آنها تصور مى كنند ارتباط شما با شريك جديد زندگى تان يك دوره موقت است . با بچه ها در زمان مناسب صحبت كنيد و گپ بزنيد و به آنها تفهيم كنيد كه بعضى اوقات زن و شوهرها در زندگى به جايى مى رسند كه ديگر قادر به ادامه زندگى با يكديگر نيستند و اين معنى اش اين نيست كه والدين آنها را دوست ندارند.
اجازه ندهيد كه فرزندخوانده با يكى از والدين عليه ديگرى اقدام كند. شايد بچه ها وقتى نزد مادر يا پدر خود برمى گردند چيزهايى در باره شما يا شريك زندگى تان به آنها بگويند بخصوص اين عمل زمانى رخ مى دهد كه هنگام حضور بچه، او از شما بددهنى و ناسزا شنيده باشد.
به خاطر داشته باشيد شما هرگز والدين اصلى فرزندخوانده تان نخواهيد بود و اين حقيقتى است كه براى بچه نامادرى يا ناپدرى هستيد. اين حقيقت را قبول كنيد كه فرزندخوانده شما احساس رنجش و دلخورى از شما داشته باشد بخصوص زمانى كه شما براى او قوانين و محدوديت هايى مى گذاريد. زندگى حول محور همين قوانين مى چرخد، در هرجا و در هر شرايطى شما بايد مثل والدين اصلى بچه ضامن اجراى اين قوانين باشيد.
مهربانى و حس دوست داشتن را از خود بروز دهيد. بعضى اوقات بچه ها در شرايط سختى قرار دارند كه نيازمند عشق و محبت اند. از آنها در قبال رفتارهاى خوب و شايسته شان تقدير كنيد ولى بابت رفتارهاى بدى كه از آنها سر مى زند پاداشى در نظر نگيريد و آنها را در آغوش نگيريد.
از حمايت كردن ازبچه خود نترسيد. اگر واقعاً اعتقاد داريد شريك زندگى تان رفتار مطلوب و مناسبى با بچه ها ندارد از بچه ها حمايت كنيد. بچه ها وقتى به طور اشتباهى متهم به عملى بشوند، نسبت به شما احساس تنفر خواهند كرد و شايد به شما هم بى احترامى كنند. به آنها تفهيم كنيد در اين محيط جديد شما حامى او هستيد.
براى خود و شريك زندگى تان در هفته زمان خاصى اختصاص دهيد. هردوى شما به زمانى نياز داريد كه در باره مسائل بچه ها در كمال آرامش به بحث و بررسى بپردازيد. از حس دوست داشتن غافل نشويد و تمام تلاش خود را براى گرم نگه داشتن كانون خانواده جديد به كار ببنديد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |