چهارشنبه ۵ دى ۱۳۸۶ - ۱۵ ذيحجه ۱۴۲۸
Wed, Dec 26, 2007
قرآن
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
جوان
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
قرآن
دانشگاه
ماجرا
سلامت
خانواده
گفت و گو با رضا محمدپور نفر اول
رشته قرائت مسابقات بين المللى قرآن هندوستان
يادداشت
تسنيم
] مهدى ملك محمدى]
گفت و گو با رضا محمدپور نفر اول
رشته قرائت مسابقات بين المللى قرآن هندوستان
سنت هاى هندى درمسابقات قرآنى
337500.jpg
] على فرج زاده]

اواخر آبان ماه سال جارى، شهر دهلى نو هندوستان شاهد همايش قرآنى بيش از ۵۰ قارى قرآن، از نزديك به ۱۰ كشور جهان بود؛ قاريانى كه گرد هم آمده بودند تا در رقابتى معنوى، طعم شيرين آيات الهى را به كام جان علاقه مندان بچشانند.در پايان اين رقابت معنوى«رضا محمدپور« قارى اعزامى ايران، موفق به كسب رتبه نخست اين مسابقات شد و يك بار ديگر نام ايران را بر زبان ها انداخت و بر ذهن ها مرور كرد.محمدپور متولد سال ۱۳۵۲ در خانواده اى مذهبى، علاقه مند و مأنوس با قرآن به دنيا آمد، پدر بزرگ و مادر بزرگش هركدام بخش هاى اعظمى از قرآن را حافظ بودند و برادرش، عبدالحسن از قاريان ممتاز كشور و بين المللى است و پدر مرحومش، حاج رسول محمدپور از استادان مبرز قرآنى اردبيل بود، محمدپور تحصيلكرده رشته مهندسى است، در سال ۸۰ ازدواج كرد و يك فرزند پسر محصول اين ازدواج است و بسيارى از موفقيت هايش را مديون صبر، ايثار و گذشت همسرش مى داند، گفت و گوى »ايران« با اين قارى بين المللى را بخوانيد.

آقاى محمدپور از هند چه خبر چه شد كه به اين مسابقات راه يافتيد
انتخاب قاريان ايرانى، بر عهده كميته دعوت و اعزام قراء است كه قاريان را بر اساس رتبه اى كه در مسابقات كشورى كسب كرده اند به مسابقات مختلف اعزام مى كنند. امسال هم چون من رتبه دوم مسابقات اوقاف كشور را كه معتبرترين مسابقات ايران است، كسب كرده بودم قرار بود كه قاعدتاً به مسابقات مالزى بروم ولى به علت اين كه من سال ۸۲ هم دوم شدم و يك بار به مالزى اعزام شده بودم گفتند شما براى بار دوم نمى توانيد برويد. البته خيلى از دوستان دوبار به مالزى اعزام شدند. به هر حال امسال در مسابقات بين المللى هند به همراه آقاى«صدرزاده» به عنوان داور اين مسابقات شركت كردم.
اين مسابقات در چه سطحى برگزار شد و چه سازمانى آن را برگزار مى كرد
اين مسابقات هر ساله به همت رايزنى فرهنگى جمهورى اسلامى ايران در هند برگزار مى شد اما امسال ايران در آن دخالتى نداشت و خود مسلمانان هند(مركز اسلامى دهلى نو) براى نخستين بار اين مسابقات منظم و سطح بالا را برگزار كرد و نزديك به ۱۰ كشور هم در آن حضور داشتند و در مجموع بيش از ۵۰ قارى از هند، مالزى، اندونزى و بنگلادش و ... در اين مسابقات حضور داشتند. قاريان اندونزى و بنگلادش خيلى قوى بودند، قارى اندونزى، نفر دوم كشورش بود و معمولاً هم اندونزيايى ها در مسابقات بين المللى رتبه مى آورند و جزو نفرات برتر هستند و قارى بنگلادشى هم خيلى با تجربه بود و تجربه مسابقات بين المللى ايران و مالزى را هم داشت كه در نهايت به لطف خدا ايران توانست رتبه اول را كسب كند.
خاطره اى از اين مسابقات داريد
من دو بار ديگر هم بجز اين دوره به هندوستان با عنوان مأموريت قرآنى رفته بودم و مى دانستم كه هندى ها به اين موضوع كه قاريان بايد با كلاه قرآن بخوانند خيلى حساس هستند و استفاده نكردن از كلاه را نشانه بى احترامى به قرآن مى دانند. من با وجود اين كه اين موضوع را مى دانستم فراموش كردم از ايران كلاه ببرم و مجبور شدم قبل از تلاوت، كلاه يكى از قاريانى را كه در سالن نشسته بود قرض بگيرم و بخوانم كه خود اين صحنه براى آن ها خيلى جالب بود كه من به فرهنگ و سنت آن ها احترام گذاشتم و براى خودم هم به يادماندنى است.
خاطره غير قرآنى
به لطف خدا زندگى قاريان با قرآن عجين است و به طور قطع هم بهترين خاطره ها در همين زمينه شكل مى گيرند. هر سال تعدادى از قاريان و حافظان براى اجراى برنامه به حج مشرف مى شوند كه بنده هم توفيق داشتم كه چند سفر بروم و بهترين لحظات اين سفرها هم برمى گردد به برنامه هايى كه ما ساعت ۱۰ شب در طبقه دوم مسجدالحرام روبه روى ناودان طلا اجرا مى كرديم در شرايطى كه تعداد زيادى افراد جمع مى شوند و همه با هم و روبه كعبه تواشيح اسماء الحسنى(يا من هو الله الذى.......) را دست جمعى مى خوانند و كل حرم متحول مى شود. بهترين لحظات زندگى من شايد همين لحظه باشد.
رتبه هايى كه به جز مسابقات هند كسب كرده ايد چه رتبه هايى است
سال ۶۹ كه من ۱۷ سالم بود در مسابقات كانون هاى قرآن سازمان تبليغات اسلامى سراسر كشور كه خيلى از قاريان ممتاز در آن شركت مى كنند، اول شدم كه در بوشهر برگزار شد. همان سال در مسابقات دانش آموزى دوم شدم .
در دوران دانشجويى در سال ۷۴ نفر اول مسابقات قرائت دانشجويان كل كشور شدم . در مسابقات قرآن«مطلع الفجر» كه مسابقات عظيمى است و توسط سازمان تبليغات برگزار مى شود نفر دوم شدم و در مسابقات اوقاف هم كه معتبرترين مسابقات است دوبار در سال هاى ۸۲ و ۸۶ دوم شدم.
ويژگى يك معلم و استاد خوب قرآن
اخلاق و رفتارش قرآنى باشد والا نه تدريسش خوب جواب مى دهد و نه تلاوت قرآنش مؤثر مى شود. ما اين را به عينه ديده ايم. چون جذابيت تلاوت تا حد زيادى وابسته به اخلاق قرآنى است.
تعريف شما از بهشت
انشاءالله خدا قسمت همه بكند.
مرگ
آغاز زندگى
گناه
تلخكامى
بهترين وسيله براى نشر اسلام
قرآن و اهل بيت(ع)
عشق
نهايتش به خدا مى رسد. حديث قدسى در اين زمينه هست كه به اين جا ختم مى شود كه هر كس من را بخواهد من (خداوند)عاشق او مى شوم.
پدر
شخصيتى كه معمولاً وقتى زنده است قدرش مشخص نمى شود و وقتى از دنيا رفت تازه قدر او را مى فهميم.
اگر جاى من بوديد چه سؤالى از خودتان مى پرسيديد
اگر جاى شما بودم درباره مشكلات جامعه قرآنى مى پرسيدم كه بيشتر اين مشكلات به نبود تشكيلات منسجم براى ساماندهى فعاليت هاى قرآنى برمى گردد. سازمان هاى مختلف، فعاليت هاى قرآنى خوبى را انجام مى دهند اما به همين دليل گاهى موازى كارى مى شود و اين فعاليت ها با هم برخورد مى كنند و با وجود هزينه هاى زياد، نتيجه مطلوبى به دست نمى آيد.
سخن آخر
درد دلى داشتم كه اگر توانستيد مطرح كنيد. با اين كه مسابقات قرآن اصلاً با مسابقات ورزشى قابل قياس نيست و قياسش هم اشتباه است ولى خوب مملكت ما قرآنى است و كتاب انقلاب ما قرآن كريم است، اگر يك قهرمان ورزشى بخواهد به كشور برگردد و يا مسابقه دوستانه اى كه دو تا تيم ورزشى انجام مى دهند مى بينيد كه مستقيم از تلويزيون پخش مى شود و همه در جريان قرار مى گيرند اما مسابقات قرآن بى سر و صدا انجام مى شود. البته انس با قرآن كريم انسان را از تشويق ديگران بى نياز مى كند اما از اين جهت روى اين مو ضوع تأكيد مى كنم كه نوجوانان و جوانان در اين زمينه تشويق شوند و به مقوله قرآن كريم بيشتر گرايش پيدا كنند، به همين دليل انتشار اخبار اين مسابقات و استقبال مسئولان، حداقل انتظارى است كه مى توان داشت.
يادداشت
به بهانه افتتاح بانك قرض الحسنه
قرض الحسنه يك سنت قرآنى
[محمدحسين فريدونى]

در هفته هاى گذ شته مردم ايران شاهد افتتاح رسمى بانك قرض الحسنه مهر توسط رياست محترم جمهور بودند. اين اتفاق مبارك بهانه مناسبى است تا برخى دغدغه هاى مفهومى در خصوص اين موضوع مطرح شود. اميد است كه مفيد امور و مورد توجه و استفاده دست اندركاران محترم اين بانك قرار گيرد:
۱- پيامبر اكرم(صلى الله عليه و آله) در بيانى لطيف دادن هر درهم قرض را معادل كوهى از حسنات تعبير كرده و مى فرمايند: «هر كس كه برادر مسلمانش با او طرح مشكل كند و به او قرض ندهد خداوند در روزى كه به نيكوكاران جزا مى دهد، اوراازبهشت محروم مى كند.» [تحريرالوسيله، كتاب القرض،مسأله ۳]
۲- مؤسسات اعتبارى و بانكى در سطح دنيا، مراكز اقتصادى هستند كه با دادن سود بانكى، سپرده هاى اشخاص را جذب و از طريق سرمايه گذارى و انجام معاملات مالى (از جمله گرفتن ربا) به سود ممكن دست مى يابند. نمونه اين نظام بانكدارى در ايران نيز به وجود آمد اما وقوع انقلاب اسلامى موجب شد تا با تشكيك در مبانى كار بانك ها، مدل هايى از نظام بانكى ارائه شود كه در دنيا متداول نبود.از جمله اين موارد حذف پرداخت سود بانكى به پول هاى ورودى اشخاص بود. در همين راستا عنوان حساب ها به حساب قرض الحسنه تبديل يافت و براى تشويق مردم به سپردن پول به بانك ها و پس از مدت ها پيگيرى و توجيه ضرورت هاى واقعى و غير واقعى، مجوز شرعى جايزه به حساب هاى قرض الحسنه اخذ و نوعى از بخت آزمايى مشروع به نام قرض الحسنه به راه افتاد.مسابقه بانك ها در بالا بردن مبلغ جوايز و استفاده از انواع ابزارهاى تبليغى (از جمله آيه شريفه «من ذا الذى يقرض الله قرضاً حسناً ...» بخش ديگرى از اين حكايت است.
۳- دغدغه امنيت نگهدارى پول در منزل و محل كار، همواره باعث شده تا اشخاص ترجيح دهند پول خود را به بانك ها بسپارند و در كنار آن تبليغات بانك ها در مورد جايزه حساب هاى قرض الحسنه، بخشى از اين پول را به اين حساب ها سرازير كرده است. البته بانك ها در طول سال هاى گذشته همواره وام هاى كم بهره (۴ درصد) را به برخى اشخاص داده اند اما اين پرداخت ها در مقايسه با منابع عظيم بانكى ناشى از حساب هاى قرض الحسنه بسيار محدود و عمدتاً از تكاليف مصوب مجلس و دولت ناشى مى شود.درواقع، سهم عمده سپرده حساب هاى قرض الحسنه بانك ها در عمليات اقتصادى و مالى بانك صرف و مقدارى از سود آن در قالب جوايز به مردم داده شده است. بديهى است چنين فرآيندى تناسبى با ماهيت و لطافت معنوى سنت قرض دادن و قرض گرفتن در اسلام نداشته و ندارد.
۴- اقدام دولت در تأسيس بانك قرض الحسنه و تصريح رياست محترم جمهورى بر جداسازى موضوع قرض الحسنه و تأمين نيازهاى ضرورى مردم از موضوع سرمايه گذارى و عمليات اقتصادى بانكى يكى از بهترين اقدامات اقتصادى در سال هاى پس از انقلاب اسلامى است.
اين حركت مى تواند نويدبخش احيا و توسعه سنت پسنديده قرض دادن با حفظ ماهيت معنوى آن باشد. البته در اين موضوع نيز همچون ساير اقدام هاى اصلاحى مهم، بايد به ظرايف كار دقت نمود تا اين اصلاحات به عمق عمليات نفوذ كند و الا نتيجه اى مانند اقدامات قبلى كشور درحوزه نظام بانكى خواهدداشت كه جامعه متدين ايران همواره درگير شبهه تعامل با آن بوده و هست.
۵- براى موفقيت بانك قرض الحسنه در استفاده از ساختارهاى مدرن و احياى سنت مورد تأكيد قرآن و اهل بيت، توجه به ماهيت فرآيندها الزامى است. پس مهم است كه سپرده گذاران اين بانك به قصد كمك به رفع نياز ديگران به اين امر مبادرت نمايند. بنابراين، دادن هرگونه جايزه و تبليغات در اين خصوص با ماهيت معنوى قرض دادن در تباين خواهدبود.آنچه بيش ازهرعامل ديگر موجب افزايش حمايت مردم از بانك قرض الحسنه خواهد بود، نحوه پرداخت وام به اشخاص مى باشد. جامعه متدين و عطوف ايران اگر بداند كه سپرده هاى آنان براساس ضوابط منطقى و اخلاقى دراختيار افراد نيازمند قرار مى گيرد حتى درصورت عدم منع ساير بانك ها از داشتن حساب قرض الحسنه، پول هايشان را به اين بانك منتقل خواهندكرد.
۶- يكى از نكات مطرح شده در مصاحبه وزير محترم اقتصاد و دارايى در گشايش بانك قرض الحسنه اين مطلب بودكه وام هاى اين بانك با كارمزد ۴ درصد است. توجه به اين نكته ضرورى است كه واژگان ممكن است در محيط هاى مختلف معانى عرفى مختلفى داشته باشند، به گونه اى كه حتى بعضاً معناى عرفى واژه با معناى واقعى آن مخالف باشد. به همين جهت توصيه مى شود بانك قرض الحسنه و مديران محترم كشور از به كار بردن واژگان تداعى كننده نظام مرسوم بانكى به شدت پرهيز كنند.جامعه شناسان معتقدند كه يكى از ضرورت هاى تحول، ايجاد واژگان جديد است.به كارگيرى لفظ درصد در مورد وام بانكى، معناى عرفى اخذ سود داشته و اخذ سودبانكى در جامعه ايران معناى عرفى ربوى دارد. لذا پيشنهاد مى شود در صورت امكان، هزينه مديريت بانك قرض الحسنه رأساً در بودجه دولت پيش بينى شود تا هيچ پول اضافه اى از مردم دريافت نشود. در غير اين صورت حداقل به جاى دريافت ۴ درصد كارمزد وام، هزينه واقعى عمليات بانكى محاسبه و به صورت مقطوع (نه درصدى از وام) اعلام شود.علاوه بر اين، وام گيرنده مختار باشد كه اين مبلغ را در ابتدا، ميانه يا ترجيحاً پايان استرداد مبلغ وام پرداخت كند.جان كلام اين كه وام گيرنده به هيچ وجه تصور نكند كه قرار است مبلغى را گرفته و مبلغ بيشترى را به صورت اقساط پرداخت كند. نوع طراحى نظام اطلاع رسانى عمومى و ادبيات مندرج در فرم هاى اخذ وام و مهمتر از همه نوع تلقى و گفتار كارمندان محترم بانك قرض الحسنه در تعامل با وام گيرندگان، نقش اساسى در شكل گيرى اين تلقى خواهد داشت.
۷- جلوگيرى منطقى از مراجعه افراد فرصت طلب و غيرنيازمند براى دريافت وام قرض الحسنه يكى از چالش هاى جدى بانك قرض الحسنه خواهد بود كه براى آن بايد تدبير كرد. به عنوان مثال، فرآيند فعاليت بانك بايد به گونه اى طراحى و اجرا شود كه حتى مديران و كاركنان بانك نيز حق نداشته باشند خارج از ضوابط عمومى براى مردم، كوچكترين استفاده اى از تسهيلات قرض الحسنه داشته باشند. در غير اين صورت، به مرور زمان تسهيلات بانك قرض الحسنه تبديل به ابزار توسعه تجارت و نه رفع نيازهاى ضرورى مردم خواهد شد. تهيه جزواتى مناسب در رابطه با احكام شرعى و جنبه هاى اخلاقى قرض گرفتن و توليد انيميشن هاى تبليغى مؤثر در مورد جنبه هاى اجتماعى منفى مراجعه غيرضرورى براى وام، نمونه هايى از كارهايى است كه مى تواند عملكرد اين بانك را در راستاى ترويج مبانى مورد نظر كتاب و سنت قرار دهد. البته بايد توجه داشت كه تحقيق، مقدمه ضرورى هرگونه تبليغ است.
سخن آخر
قرآن كريم در آيه ۹۶ سوره مباركه اعراف مى فرمايد: «اگر مردم سرزمين ها ايمان آورده و تقوا پيشه سازند، بركاتى (فراوان) از آسمان ها و زمين بر آنان مى گشاييم...»قرض الحسنه واقعى مصداقى از ايمان و تقواست كه رواج آن در جامعه موجب جلب بركات الهى براى جامعه و دست اندركاران احيا و توسعه اين سنت خواهد بود.
[* پژوهشگر و مدرس دانشكده علوم قرآنى]
تسنيم
نمايشگاه صدقات
] مهدى ملك محمدى]
يا أَيُّها الَّذِينَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى كَالَّذِى يُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَيْهِ تُراب فَأَصابَهُ وابِل فَتَرَكَهُ صَلْداً لا يَقْدِرُونَ عَلى شَيْءٍ مِمَّا كَسَبُوا وَ اللَّهُ لا يَهْدِى الْقَوْمَ الْكافِرِينَ

اى كسانى كه ايمان آورده ايد، صدقه هاى خود را با منت و آزار، باطل مكنيد، مانند كسى كه مالش را براى خودنمايى به مردم، انفاق مى كند و به خدا و روز بازپسين ايمان ندارد. پس مَثَلِ او همچون مَثَلِ سنگ خارايى است كه بر روى آن، خاكى [نشسته] است، و رگبارى به آن رسيده و آن [سنگ] را سخت و صاف بر جاى نهاده است. آنان [رياكاران] نيز از آنچه به دست آورده اند، بهره اى نمى برند و خداوند، گروه كافران را هدايت نمى كند.
سوره بقره‎/ آيه ۲۶۴

پرده اول: بر روى سنگ خاراى صاف، قدرى خاك ريخته اند. گمان مى كنى سطحى صاف و حاصلخيز است و جان مى دهد براى كشاورزى.
بارانى سخت شروع به باريدن مى كند. لايه فريبنده خاك را مى شويد و چيزى باقى نمى ماند جز سختى و صافى سنگ.
وَ مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ تَثْبِيتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصابَها وابِل فَآتَتْ أُكُلَها ضِعْفَيْنِ فَإِنْ لَمْ يُصِبْها وابِل فَطَلّ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِير
و مَثَل [صدقات] كسانى كه اموال خويش را براى طلب خشنودى خدا و استوارى روحشان انفاق مى كنند، همچون مَثَلِ باغى است كه بر فراز پشته اى قرار دارد [كه اگر] رگبارى بر آن برسد، دو چندان محصول برآورد، و اگر رگبارى هم بر آن نرسد، باران ريزى [براى آن بس است]، و خداوند به آنچه انجام مى دهيد بيناست.
سوره بقره‎/آيه ۲۶۵
پرده دوم: باغى است سرسبز و حاصلخيز بر فراز تپه. نور آفتاب به خوبى بر آن مى تابد و از هر جهت مناسب كشاورزيست. كافى است نمى باران ببارد تا زيبايى و محصول باغ سرمستت كند.
ابر ها در آسمان پديدار مى شوند. باران خوبى مى گيرد و درختان ميوه حسابى سيراب مى شوند. كم كم باران بند مى آيد. فضاى باغ بسيار دلپذير گشته و صداى زيباى پرندگان است كه به گوش مى رسد. باغبان خوشحال است.
* دو آيه ياد شده به زيبايى حقيقت و درون دو گروه از انفاق كنندگان را به تصوير مى كشد. گويا هم اكنون ايستاده اى و تماشا مى كنى!
* صدقه اى كه براى خودنمايى و جلب توجه ديگران داده مى شود، سنگ سختى است كه تنها ظاهرش زيباست. چشم ديگران را پر مى كند و تحسين ها را بر مى انگيزد؛ درست همچون لايه اى خاك بر روى سنگ سخت، چشم ها را از ديدن قلب هاى خالى از ايمان مى پوشاند. كافى است پرده ها كنار رود و چهره انفاق كننده آشكار شود. آنگاه معلوم خواهد شد كه صدقات چنين كسى ثمرى نداشته و جاويدان نخواهد بود. آنان كه پس از صدقه دادن و كمك به ديگران، گرفتار منت و آزار مى شوند نيز چنينند. اگر بارانى ببارد تمام كاشته هايشان را آب مى برد و از هرگونه پاداشى بى نصيب خواهند ماند.
* قلب مؤمن مانند زمين آماده و مستعد است و صدقه بارانى است كه آن را آباد مى كند؛ چه كم باشد و چه زياد. مهم دل اوست كه آماده است. البته هر چه بيشتر صدقه مى دهد و كار خير مى كند ميوه اش نيز بيشتر مى شود.
* پرده هاى نمايش حالات همچنان بازند تا چشمان مردمان، حقيقتى را ببينند و به خاطر بسپارند.
* خدا نيز پيش و بيش از همه به حقيقت آگاه است. او همواره نظاره گر كارهاى بندگان است و كسى را ياراى آن نيست كه حقيقت را از او پوشيده دارد: «و خدا به آن چه انجام مى دهيد آگاه است».


|   شناسنامه   |   آرشيو   |