پنجشنبه ۶ دى ۱۳۸۶ - ۱۶ ذيحجه ۱۴۲۸
Thu, Dec 27, 2007
فرهنگ و هنر
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
آيينه
ماجرا
رودررو
خانواده
پنجشنبه بازار كتاب
نگاهى به نمايش «طهران سال ۸۶ ـ ۱۳۸۵»
پنجشنبه بازار كتاب
اين هفته با ادبيات
337758.jpg
[ساير محمدى [

گروه فرهنگ و هنرـ اين هفته كثرت كتاب هايى كه در زمينه ادبيات اعم از شعر و داستان منتشر شده، فرصت پرداختن به ديگر حوزه ها را نداده است. اگرچه هفته گذشته آثار قابل تأملى منتشر شده كه گزارش آن را هفته آينده مى خوانيد. «ايران از آغاز تا اسلام» نوشته رومن گريشمن با ترجمه دكتر محمد معين، بررسى موسيقى نواحى ايران، دايرة المعارف هنرهاى صنايع دستى به قلم سيد ابوالقاسم سيد صدروفرهنگ واژه هاى پزشكى نوشته نصرت الله كاسمى از جمله آثارى اند كه هفته آينده مفصلاً معرفى خواهند شد.

شعر
«ديوان غالب دهلوى» مشتمل بر غزليات و رباعيات فارسى سروده ميرزا اسدالله خان غالب دهلوى با مقدمه و تصحيح محمدحسن حائرى از سوى نشر ميراث مكتوب به چاپ دوم رسيد. غالب دهلوى شاعر قرن دوازده قمرى كه در نظم و نثر فارسى و اردو آثار مفيدى خلق كرد، در شعر بالاترين مدارج كمال را طى كرد. در مورد اين شاعر نوشته اند: بارزترين جلوه انديشه غالب در عالم سخنورى، اعتقاد تام وى به دين مبين اسلام و اهل بيت عصمت و طهارت (ع) است، چاپ اول اين ديوان در سال ۷۷ منتشر شده بود. «كيميا» عنوان دفترى در ادبيات و هنر و عرفان است كه به اهتمام سيداحمد بهشتى شيرازى از سوى انتشارات روزنه منتشر مى شود. هفتمين دفتر كيميا در چند بخش تدوين و تنظيم شده كه در بخش اول پس از مقاله اسلام و تمثال ستيزى به قلم صالح طباطبايى، چهار قصيده از امين الدين ليانى، قصيده خاتميه به قلم حكيم الهى قمشه اى، قصيده قرآنيه باز هم از قمشه اى آمده است.در بخش دوم سه پندنامه از امام محمد غزالى، شيخ شهاب الدين سهروردى و اميرخسرو دهلوى چاپ شده است. مولانا شناسى، حافظ شناسى، بخش هاى بعدى اين شماره كيميا را تشكيل مى دهند. «حافظ عارف» به قلم احمد شه ورى عنوان كتابى است كه نگاهى تازه به غزل هاى عرفانى خواجه شمس الدين محمد حافظ شيرازى دارد. اين كتاب كه هفته گذشته توسط نشر علمى منتشر شده پس از پيشگفتار و مقدمه به قلم احمد شه ورى مقدمه محمد گلندام به ديوان حافظ را چاپ كرده و در بخش هاى بعدى به مباحثى چون شرح احوال حافظ، طريقت حافظ از نظر دهخدا، زندگى شخصى حافظ، شهرت حافظ در زمان حيات، مقام علمى و ادبى حافظ عرفان چيست فرق ميان عرفان و تصوف، حافظ عارف ربانى ... مى پردازد.
«شب ۱۰۰۲» جديدترين سروده هاى مفتون امينى است كه مؤسسه انتشارات نگاه چاپ و منتشر كرده است. اين مجموعه علاوه بر شعر سپيد چند شعر امينى در قالب اوزان عروضى را در بردارد. اين شعرها سروده هاى چاپ نشده شاعر از دوران گذشته شامل قصيده و غزل و مثنوى است كه به اين دفتر منتقل شده است. امينى در يك مقدمه مفصل به شعر و شاعرى در ايران امروز، بازنگرى شرايط و ضابطه ها و برداشت استقرايى از آسيب شناسى ها مى پردازد.
«عاشقانه ها» عنوان گزيده سروده هاى شاعران امروز ايران است كه نياز يعقوبشاهى آن را فراهم آورده و انتشارات هيرمند ناشر آن است.
چاپ اول اين كتاب كه در سال ۷۹ منتشر شده بود زيباترين سروده عاشقانه شاعران از نيما تا منصور اوجى و احمدرضا احمدى را دربرمى گيرد. چاپ ششم اين كتاب كه هفته گذشته با طرح جلد تازه به بازار آمد، نشان مى دهد كتاب حاضر هر سال حداقل يك بار تجديد چاپ شده است.
«به شيوه همه مادران ام» دفترى از سروده هاى مهناز چتر فيروزه است كه با طرح هاى اردشير رستمى همراه شده است.
هايكوواره هاى اين شاعر برخى تصويرى و برخى مفهومى و ذهنى اند. مثل اين شعر: «هيچ نمى دانى ‎/ خودم را سپردم به تو ‎/ تو را به خاك ‎/ خاك را به باد!‎/.»
اين كتاب به صورت دوزبانه (فارسى ـ انگليسى) در قطع خشتى از سوى انتشارات افراز به بازار آمد. «آسمان حرفى از گيسوان لى لى بود» دفترى از سروده هاى ثريا داوودى حموله است كه انتشارات پازى تيگر منتشر كرده است. شاعر اين مجموعه دو دفتر را در يك كتاب آورده، دفتر اول با عنوان صداى كفش هاى دختر جنوب شامل دو شعر يكى بلند و ديگرى كوتاه است. اما همين چند شعر از توانايى شاعر در تصويرسازى بديع و بازى هاى زبانى خبر مى دهد.
داستان، رمان
«آنا هنوز هم مى خندد» مجموعه اى از داستان هاى كوتاه اكبر صحرايى است كه انتشارات سوره مهر منتشر كرده است. اين مجموعه شامل داستان هايى است كه در زمينه دفاع مقدس نوشته شده و نويسنده با هوشيارى برش هايى كوتاه از حوادث و رويدادهاى جبهه و جنگ را در قالب روايت يا گفت وگو تصوير مى كند كه بسيار تأمل برانگيز و تأثيرگذار است. علاوه بر پيوستگى اين داستان ها، هر يك از داستان ها به شكل مستقل نيز قابل مطالعه است.
«آن خردمند ديگر» اثر هنرى ون دايك با ترجمه، مقدمه و توضيحات دكتر حسين محى الدين الهى قمشه اى از سوى انتشارات روزنه منتشر شده است. اين كتاب، داستان خردمندى ايرانى است كه سى وسه سال در جست وجوى حضرت مسيح (ع) بود. داستان سه خردمند ايرانى كه توسط يك كشيش عارف و اديب در قرن نوزده نوشته شده، از شهرت و اعتبار فراوانى برخوردار است. «گام معلق» قصه هاى شگفت انگيز تذكرة الاوليا اثر شيخ فريدالدين عطار است كه به انتخاب محمد قاسم زاده در دفترى گردآمده و در قطع خشتى توسط انتشارات هيرمند چاپ و منتشر شده است.
قاسم زاده در انتخاب قصه ها سه معيار را در نظر داشته. يكى بلندپروازى ذهن نويسنده و تخيل فرهيخته نويسنده، ديگر اين كه معارفى را عرضه مى كنند كه باعث شده تا ادب فارسى به يكى از شگفت انگيزترين نمونه هاى ادبيات جهان بدل شود. سوم فشردگى و ايجاز اين داستانك هاست كه خود امر غريبى است و حتى امروز مى تواند الگويى براى نويسندگان باشد.
«آناى باغ سيب» مجموعه اى از داستان هاى كوتاه احمد بيگدلى است كه از سوى نشر آگه چاپ و منتشر شده است. پاى اغلب داستان هاى اين مجموعه تاريخ سال هاى ۸۲ و ۸۳ گذاشته شده و بايد ديد احمد بيگدلى بعد از اين كه سال گذشته جايزه بهترين رمان سال را از آن خودكرده در اين داستان ها چه كرده است بيگدلى در پاكيزه نويسى نثر و ايجاز زبان فوق العاده است. «اين چنين است» مجموعه شش داستان كوتاه به قلم مصطفى كوتلو است كه مريم سمسار آنها را به فارسى برگردانده و ناشر كتاب هم نشر دنياى نو است. كاش مترجم اين كتاب، طى مقدمه اى كوتاه معرفى مختصرى از نويسنده و داستان هايش ارائه مى داد. مريم سمسار حتى هيچ شناختى از خود نيز به دست نداده است. پشت جلد كتاب ها كه اغلب بدون متن و عكس چاپ مى شوند بهترين جا براى اينگونه معرفى ها مى تواند باشد. «آن سوى حصار عشق» رمانى به قلم بهجت قاسمى (ناهيد) است كه از سوى نشر البرز منتشر شده است. اين رمان كه از زبان سوم شخص روايت مى شود، داستان اختلافات برادر و خواهرى را تصوير مى كند كه پدر و مادر به زيارت امام رضا(ع) رفته اند. اما اين دو ساعات خود را با كتك كارى سپرى مى كنند و... «قتل در كميته مركزى» از جمله رمان هاى معروف جهان به قلم باثكث مونتالبان نويسنده اسپانيايى است كه كاوه ميرعباسى آن را ترجمه و انتشارات نيلوفر آن را منتشر كرده است. كاوه ميرعباسى دبيرى مجموعه اى از ادبيات پليسى را به عهده گرفته كه تحت عنوان «مجموعه دايره هفتم» به معرفى رمان هاى شاخص نويسندگان طراز اول ژانر پليسى مى پردازد. «مادر نخل» مجموعه هشت داستان كوتاه نوشته عدنان غريفى است كه از سوى نشر چشمه چاپ و منتشر شده است. عدنان غريفى كه سابقه نويسندگى و شاعرى او به سال هاى قبل از انقلاب برمى گردد، برخى از آثارش را در غربت منتشر كرده و مدت كوتاهى است كه به كشور بازگشته و با استفاده از تجربه و توانايى هايش و تسلط به يك زبان خارجى مى تواند به خلق آثارى متفاوت و بديع دست يازد. نشر چشمه علاوه بر كتاب مذكور رمانى به قلم سوزان فيشر استيپلز نويسنده انگليسى را با ترجمه سوسن ضيا تحت عنوان «خولى» منتشر كرده است كه داستان زندگى زنى پاكستانى به نام شهربانو است. زن جوانى كه براى استقلال كشورش مبارزه مى كند و پيروى از قوانين و سنت هاى كشورش را برنمى تابد. «خولى» در زبان تاجيكى، حياط بيرونى معنا مى دهد. «اليور تويست» يكى از رمان هاى معروف چارلز ديكنز است كه با ترجمه هاى متعددى به زبان فارسى منتشر شده است. يكى از مترجمان اين رمان مرحوم يوسف قريب بود كه در دهه ۴۰ اين رمان را به فارسى برگرداند و انتشارات گوتنبرگ آن را چاپ و منتشر كرد. حالا پس از سال ها اين مؤسسه انتشاراتى چاپ تازه اى از اين رمان را با ويرايش جديد به بازار فرستاد. «پرى سوز» نام رمانى به قلم مينا علمدار است كه انتشارات حسام منتشر كرده است. اين رمان داستان دخترى به نام پرى را به شيوه سوم شخص روايت مى كند كه در آستانه ۱۷ سالگى به خواستگارى اش مى آيند. اين دختر دانش آموز كه از اختلافات پدر و مادر رنج مى برد، سرنوشت ديگرى برايش رقم مى خورد. «قربانى باد موافق» رمانى نوشته محمد طلوعى است كه نشر افق منتشر كرده است. محمد طلوعى نويسنده اين رمان كه در سال ۵۸ نخستين سالگرد پيروزى انقلاب، متولد شده، حوادث و رويدادهاى تاريخ معاصر ايران در دهه ۲۰ مقارن با ايام جنگ جهانى دوم را دستمايه نوشتن رمان «قربانى باد موافق» قرار داده است. منوچهر محتشم يكى از شخصيت هاى محورى اين رمان در زمان حمله متفقين به ايران در رشت زندگى مى كرد، بعد از كودتاى ۳۲ به آلمان مهاجرت مى كند و... نشر افق علاوه بر رمان مذكور، «پرنيان و پسرك» اثر لوئيس لورى را كه رمانى براى نوجوانان است با ترجمه كيوان عبيدى آشتيانى منتشر كرده است. اين رمان كه آميزه اى از رؤيا و بيدارى و تخيل و واقعيت است، داستان پسر بچه اى بدرفتار و زنى حساس را روايت مى كند كه هر يك قصه اى جداگانه دارند. «دوقلوها» به قلم ژاكلين ويلسون رمانى براى كودكان است كه پروين جلوه نژاد آن را به فارسى ترجمه كرده و نشر افق ناشر آن است. ژاكلين ويلسون تاكنون آثار فراوانى براى كودكان نوشته و نويسنده اى شوخ طبع و باريك بين ارزيابى مى شود.
«گذران روز» ۱۵ داستان كوتاه از نويسندگان امروز آلمان مانند يوديت هرمان، اينگو شولتسه، زيبله برگ و يوليا فرانك و... است كه با ترجمه محمود حسينى زاد چاپ اول آن در سال ۸۵ از سوى نشر ماهى منتشر شد و چاپ دوم آن هفته گذشته به بازار آمد. عشق و فرد محور اصلى موضوعاتى است كه اين نويسندگان جوان دستمايه آثارشان قرار داده اند و حول مباحثى چون بيگانگى در جمع و ناتوانى در برقرارى ارتباط، برخورد آلمان دوپاره و آلمان متحد، ديوار برلين و... قلم زده اند. «مجموعه نامريى» مجموعه ۴۵ داستان كوتاه از ۲۶ نويسنده آلمانى زبان است كه محمود حداد گزينش و ترجمه آنها را به عهده داشته است. نويسندگان مشهورى مانند دورنمات، ريلكه، تسوايگ، موزيل، گراس، ماسك فريش، توماس مان، پيتر هانتكه و... در اين مجموعه حضور دارند. چاپ اول اين كتاب در بهار ۸۶ و چاپ دوم آن هفته گذشته از سوى نشر ماهى به بازار آمد. «عروس دهكده» داستان بلندى به قلم فاطمه حيدرى (شيدا) است كه از سوى انتشارات آزادمهر چاپ و منتشر شده است. اين رمان داستان زندگى گروهى را در روستا روايت مى كند كه به كار كشاورزى و شاليزار مى پردازند. داستان با تصويرى از يك روز آفتابى و ديالوگ پدر و پسرى در حال درو شالى آغاز مى شود. انتشارات كاروان «مرد بى وطن» يكى از آخرين كتاب هاى كورت ونه گات نويسنده پست مدرن آمريكايى را با ترجمه حسين شهرابى منتشر كرده است. نويسنده در اين اثر از مارك تواين و عيسى مسيح و آبراهام لينكلن مى گويد، از سفر مريخى ها به زمين و از همه مهم تر از جورج بوش و آمريكاى امروز مى نويسد. درباره هنر و ادبيات حرف مى زند. از حماقت هاى جنگ جهانى دوم و جنگ عراق مى گويد. اين كتاب پيش از اين نيز با ترجمه ديگرى منتشر شده بود. انتشارات كاروان «يك روز ديگر» نوشته ميچ البوم را با ترجمه گيتا گركانى منتشر كرده است. فصل اول اين رمان با عنوان « يك روز بيشتر» در شماره آبان ماه نشريه گلستانه با ترجمه فريده اشرفى به چاپ رسيد. ميچ البوم در ايران با كتاب «سه شنبه ها با مورى» به شهرت و محبوبيت رسيد. او كتاب هاى پرفروش ديگرى چون «در بهشت پنج نفر منتظر شما هستند» را در كارنامه اش دارد. اين رمان شخصيتى به اسم چارلى دارد كه به شهر زادگاهش مى رود اما وقتى به خانه دوران كودكى مى رسد با تعجب مى بيند مادرش كه هشت سال قبل مرده به استقبال او آمده و انگار هيچ اتفاقى نيفتاده است.
نهج البلاغه با ترجمه علامه جعفرى (قدس سره) نيز از سوى دفتر نشر فرهنگ اسلامى به بازار نشر عرضه شده است . اين كتاب ۵۰۰۰ نسخه شمارگان دارد.
روى دكه مطبوعات
*فيلم
337803.jpg
سيصد و هفتادو دومين شماره ماهنامه سينمايى «فيلم» ويژه دى ماه روى پيشخوان دكه ها قرار گرفت.
در شماره جديد اين مجله مطالبى همچون گزارش هاى بيست و چهارمين جشنواره فيلم كوتاه تهران، رسانه پياده رو؛ در بازار غير رسمى كالاهاى تصويرى، با حسين شايگان درباره ترجمه فيلم و نقد دوبله مردى براى تمام فصول، درباره مسابقه هاى تلويزيونى، پرونده اى براى مدار صفر درجه، نماى دور ادامه اعتصاب بزرگ فيلمنامه نويسان آمريكا، گپى با دنزل واشنگتن، نماى متوسط، فيلم هاى روز ضد مرگ، هزار توى پن و ... را مى خوانيم. از ديگر عناوين اين شماره «فيلم» مى توان به مطالبى همچون مباحث تئوريك فلسفه سينماى علمى خيالى از سقراط تا شوارتزنگر، چهارمين قسمت از كتاب فيلسوف در انتهاى عالم، نقد فيلم هاى اتوبوس شب، بچه هاى ابدى، چهار انگشتى و گوشواره، يادداشت هاى يك فيلمنامه نويس، سينماى خانگى، بيست سال پيش در همين ماه و ... را مى خوانيم.
*عكس
337752.jpg
دويست و چهل و هشتمين شماره ماهنامه «عكس» ويژه آذرماه منتشر شد.
در شماره جديد اين مجله تخصصى عكاسى مطالبى همچون رويدادهاى عكاسى، معرفى كتاب هاى جديد، پانوراماى اسلام در ايران كارى از بهزاد فيروزى، ماشين هاى حميد قدرتى، گزارش پنجمين جشنواره عكس رضوى در اهواز، گفت وگو با دبير جشنواره عكس رضوى علينقى طاهرى، استرالياى سياه كارى از ترنت پاركه، عكس هاى برگزيده چهارمين جشنواره عكس هاى دريايى و ... را مى خوانيم.
از ديگر مطالب اين شماره ماهنامه عكس مى توان به عناوينى همچون مرورى بر زندگى و آثار وين بولاك، يك عكس يك عكاس اين شماره كنت هدريج، سايه ها كارى از رحيم كبير صابر، مخترع عكس رنگى نابغه يا شياد ، پنج نكته درباره پديدار شناسى ديد عكاسانه و ... آمده است.
*آينه خيال
ماهنامه پژوهشى خبرى «آينه خيال» به جمع نشريات پيوست.
صاحب امتياز اين مجله تازه منتشر شده فرهنگستان هنر و مدير مسئول آن بهمن نامور مطلق است. در شماره اول «آينه خيال» مطالبى با سرفصل هاى آغازه، مقاله، نشست، گفت وگو، پرونده، گزارش و نقد مى خوانيم.
از جمله مطالبى كه در اين شماره آمده مى توان به عناوينى همچون مكتوباتى از مير سيد منشاتى در ميان نسخ خطى، روايت و معمارى در داستان هاى بورخس، گفت وگو درباره وجوه اشتراك معمارى و ادبيات داستانى، گفت وگو هايى با مجيد مهرگان، امير حسين پور جوادى، آرش شهريارى، غلامحسين اميرخانى، آيدين آغداشلو، محمدعلى رجبى، رضا يارولى و.... گزارش روزگار سپرى شده گردهمايى گنجينه ها، كاغذ ابرى و واضع آن، كار بافى، آسيب شناسى و مستند سازى هنر مليله كارى طلا در تبريز، سيمرغ در گنجينه كتاب، نقدى برنمايشگاه نقاشان دهه ۴۰ و ۵۰ ، گزارش همايش بزرگداشت رودكى و ... اشاره كرد.
*صحنه
چهل و هفتمين شماره ماهنامه تخصصى تئاتر «صحنه» روى پيشخوان دكه هاى مطبوعاتى قرار گرفت.
در شماره جديد اين ماهنامه مطالبى همچون تئاتر همواره فعاليتى رمز آميز است، بنتلى ازبرتولت برشت مى گويد، دايره جادويى، به سوى نقد جديد، تئاتر بى رحم، معنايافتگى و عصيان، «مميزى ها تشديد نشده است» در گفت وگو با محمدحسين ايمانى خوشخو، نمايش ايرانى را بدانيد در گفت وگو با داوود فتحعلى بيگى، هنر دينى سربلندى ملت، معناباختگى مفاهيم، ردپايى از گذشته، قضاوت بر اضلاع جامعه و .... را مى خوانيم.
از ديگر مطالبى كه در اين شماره مى بينيم به عناوينى همچون تئاتر در خدمت جامعه، چهار درويش نمايش روحوضى در تئاتر شهر، تمثال مادر، راپرت مطرب و مطربه در تياتر و... مى توان اشاره كرد.
*ليلى
ماهنامه فرهنگى اجتماعى دانشجويى «ليلى» به شماره ۹ رسيد.
در شماره جديد اين ماهنامه كه ويژه آبان به چاپ رسيده است. مطالبى همچون ابرهاى بدون باران، كجا ايستاده ايم شغل مردانه در ۲۴ ساعت، هدى حالا چهره تمام عيار يك زن مسلمان موفق است، كتاب نخوانى يك فاجعه فرهنگى، نگاهى به كتاب سه دختر گلفروش، قرار شبانه با زهره هاشمى گوينده راديو جوان، مرورى تاريخى بر يك شخصيت فراتر از تاريخ، نهر جارى پر آب، پرانتز باز كار دانشجويى و ... ارائه شده است.
*كتاب ماه فلسفه
«كتاب ماه فلسفه» با تفكيك دو نشريه ادبيات فلسفه به مجموعه نشريات كتاب ماه اضافه شد.
در اين مجله كه شماره اولش در مهرماه منتشر شده است مطالب متنوعى در حوزه اطلاع رسانى و نقد و بررسى كتاب هايى با موضوع فلسفه مى توان ديد.
در شماره نخست كتاب ماه فلسفه مطالبى همچون گفت وگو، معناو امكان فلسفه اسلامى از نگاه دو فيلسوف با حضور دكتر ابراهيمى دينانى و دكتر ضيا شهابى، پرونده؛ طه عبدالرحمن فيلسوف ناساز مغربى، نقد كتاب هاى دو مجموعه در يك نگاه، كتاب آبى، منطق مشرقيان، سهروردى مفسر آيات نور، جمال حسن و نظام احسن، گزارش مترجم؛ طرح روشن و مضامين هستى و زمان، مايستر اكهارت؛ زايش عرفان آلمانى از فلسفه اسلامى و ... را مى توان مشاهده كرد.
نگاهى به نمايش «طهران سال ۸۶ ـ ۱۳۸۵»
مرگ پايان كبوتر نيست
337806.jpg
] على اكبر باقرى ارومى ]

هميشه اين مسأله در بررسى هاى دقيق جامعه شناسى و طبيعت شناسى مدنظر است كه وجود شهر بزرگ و كلانشهرها بويژه پايتخت ها تأثيرات شگرفى بر ساختار نيروى انسانى ساكن در اين شهرها مى گذارد:
اين تأثيرات شگرف در دو عرصه پويايى و انفعال قابل بحث است طورى كه نسل جوان امروز كه در اين شهر پرهياهو زندگى مى كند اگر با تفكر و تعمق سر و كار داشته باشد و افزون بر آن دغدغه هاى مردم را همواره داشته باشد مى تواند به اين گونه مسائل از ديدگاه خاص آن بپردازد.
نمايش «طهران سال ۸۶ ـ ۱۳۸۵» از اين دست نمايش هايى است كه اين تفكر خاص را در مورد يكى از پايتخت هاى مهم دنيامدنظر قرار داده و به آن از ديدگاه خاص دانشجويى جوان و پويا پرداخته است. البته حسن پرداخت به اين مسأله و شكستن بى اعتنايى نسبت به آن از نكات مهم اين نمايش است. براى شكافتن بيشتر اين قضيه بايد از چند زاويه به آن نگريست اول؛ تم اين نمايش است ؛ ستونى كه برپايه آن مى توان يك انديشه نمايشى را گسترش داد و طرز تفكرات خاص نويسنده را در مراحل اوليه ، اول با مرحله دوم و تفكر كارگردان در پرداخت اجرايى گره زد.
دومين مسأله شيوه اجرايى كارگردان است كه با توجه به مطالعات روزافزون تئاترى و داده هاى اطلاعاتى پيرامون اين قضيه در سطح دنيا و بويژه در سطح دانشجويى مى توان اين شيوه را مورد نظر قرار داد و نكات مهمى را از آن دريافت.
سومين مسأله نيز عنايت به طرز تفكرات يك دانشجوى مسلمان است كه شاكله و ساختار خاص خود را دارد.
اساساً مى توان در مورد تم يا زمينه اصلى ساختار يك نمايش نامه اين طور اظهار نظر كرد كه آن عبارت از بسترى است كه بتوان پايه و ستون هاى يك نمايش را در آن بستر ايجاد كرد وبعد چارچوب آن را در اين بستر شكل داد . البته اگر ابزار را به شكل صحيح در اين ساختار و ساختمان به كار ببريم خواهيم توانست روال منطقى آن را به دست آورده و در اجرا نيز بر همين اساس موفق باشيم. از ابزارهايى كه مى تواند ما را در اين زمينه يارى كند مى توان از شخصيت پردازى، صحنه آرايى در كنار زمينه هاى اجتماعى و اعتقادى نام برد كه همه اينها بايد بتواند اهداف مورد نظر در تم را پوشش دهد.
در مورد نمايش «طهران۸۶ ـ ۱۳۸۵» انتخاب تم و زمينه اصلى نمايش بسيار غافلگير كننده است، ديدن زندگى از ديد كسانى كه مرده اند؛ يعنى ديدن و مرور چرخه پرشتاب زندگى از منظر آدم هايى كه آن را ترك گفته اند. اين ديدگاه البته ممكن است از بعضى عوامل مانند سريال هاى ماه مبارك رمضان و يا سريال حلقه سبز كه مستقيماً عالم ارواح را مجسم و تصوير مى كند، متأثر باشد ولى كارگردان جوان سعى كرد كه به نحوى بديع به آن بپردازد، براى همين است كه شخصيت ها را كلاً درگير عوامل فردى و حريم خصوصى شان نكرده و اين از هوشمندى او بوده و از دغدغه هاى خاص اجتماعى كارگردان حكايت مى كند. پرداختن به عالم مرگ و بسيط تر از آن عالم غيب هميشه براى هنرمندان جالب توجه بوده است و اين را ما از دوران يونان باستان در آثار نمايشى داريم مثلاً نمايش پرندگان آريستو فان يكى از اين نمايش هاست كه به طور اخص به اين مسأله مى پردازد.
در نمايش هملت شكسپير نيز اين تأثير را به وضوح مى بينيم و در اكثر نمايش هاى كلاسيك كه در اين سبك و سياق نگاشته شده است، اين ويژگى را شاهد هستيم. كارگردان جوان اين نمايش نيز با توجه به اطلاعاتى كه قطعاً از تاريخ ادبيات نمايشى داشته اين دغدغه دائمى را معاصر و به روز كرده و به روى صحنه آورده است. آنچه در اين نمايش تأكيد كارگردان را بر آن مى بينيم، دغدغه هاى مردگان نسبت به هم است مردگانى كه همه در يك حادثه به عارضه مرگ دچار شده و ناخواسته به اين دنيا گام گذارده اند.
نكته اى كه در اين ميان شايد بتواند تم و زمينه اصلى را دچار ضعف ساختارى بنمايد عدم تفكيك بين دنياى زندگان و مردگان و مبهم ماندن اين قضيه است كه آيا اين نمايش تماماً به دنياى مردگان تعلق دارد يا شامل ارتباط زندگان در سير زندگى هم مى شود ! البته شايد بتوان آن خادم قبرستان را به نوعى عامل اين تفكيك قلمداد كرد ولى طراحى رفتار او طورى است كه شايد در گام اول او را بيشتر مربوط به عالم مردگان بدانيم تا ديگران را.
اين نقص وقتى بيشتر مى شود كه براى وى هيچ تأثيرى در نمايش جز روشن كردن شمعى بر مزار و قرائت صلوات و فاتحه در نظر نگرفته ايم و حتى آنقدر رفتار سرد و خشك براى وى طراحى كرده ايم كه كوچك ترين حالتى درچهره وى به عنوان شاخصه تمايز بين يك روح و يك انسان زنده و عكس العمل خاص يك انسان زنده را نگنجانده ايم . شايد نمايش دراين حالت خواسته خود را به نوعى به سوررئاليسم نزديك كند و متأسفانه اين مخلوط كردن مرزها تا حدى از ريتم كار كاسته و روند آن را دچار اختلال مى نمايد. بنابراين بايدگفت كه تم اين كار در ابتدا هرچند به خوبى پيش مى رود ولى اختلالات پرداختى و افزودن ابهامات و سير بى منطق مبهمات تا انتها در آن وجود دارد، به اضافه اين كه پرداخت اين تم در كليت كار به تلخى مى گرايد فضاى حاكم بر صحنه غمبار است هرچند خواسته با روشن كردن شمع ها از غمبار بودن و سنگينى آن بكاهد ولى همچنان غصه هاى اين دنيا را بر آن دنيا نيز سيطره داده است و چربش تلخ بودن اين دنيا بر دنياى برزخى مردگان كاملاً مشهود است و كارگردان هيچ تفاوتى بين اين دو قائل نبوده و نيست و گويى به اين معتقد است كه مرگ و زندگى هيچ توفيرى نمى كند.
مسلم است كه در يك چنين نمايش هايى ، شيوه اجرايى تعيين كننده است، به عبارت ديگر روش كارى كه كارگردان بر مى گزيند چه ويژگى هايى دارد كه بتواند با موضوع اصلى هماهنگ باشد. به نظر مى رسد كه وى روش و سبك كمدى تراژيك را برگزيده تا بتواند تا حدى از تلخى هاى نگرش خود كم نمايد. برگزيدن اين روش خود حسنى براى كار شده ولى باز قائل نشدن تفكيك و ايجاد تفاوت در بين تراژدى و كمدى و فاصله گذارى بين اين دو سبب شده كه كار يك سره در شيوه اجرايى ناگهان يك كار كمدى در پرداخت جلوه كند و تراژدى بودن آن در حد همان پرداخت جزئى تم باقى بماند، صحنه اى كه مى توانست در اين مورد بسيار تأثيرگذار باشد، آمدن يك مادر برسر مزار پسرش است كه اين صحنه نيز در واقع تلف شده و جلوه اصلى خود را با بروز شخصيتى شوخ و شنگ و در عين حال پيرزنى بامزه پراكنى از دست مى دهد.
در مورد نورپردازى نيز به نظر نورپردازى مناسب مى توانست بين دنياى مردگان و زندگان تفكيك بدهد اما اين نظرگاه در نورپردازى نيز مؤثر نيفتاده است و تناسب و تفاوت ها را بين آن دو از بين برده است در واقع ما در نقد شيوه اجرايى مى توانيم بگوييم كه در اجرا كارگردان نتوانسته است تلفيقى مناسب بين تراژدى و كمدى ايجاد و در عين حال به منطق تراژدى نيز نظرى داشته باشد، براى كارگردان وجود تراژدى درايجاد فضاى سنگين و غمبار حاكم بر نمايش كافى بوده است.
سير زندگى تا به مرگ از عدم اين تعريف در ذهن كارگردان ناشى مى شود. اگر اين تعريف درست وجود مى داشت مسلماً ما يك مرده را عاقبت به خير مى ديديم نه اين كه همه آدم ها را در درون دايره سخت زندگى گرفتار بدانيم و مرگ آنان را هم دچار اين سختى ها!! اى كاش مى شد كه قدرى عميق تر مسأله مرگ را مورد امعان نظر قرار داده و با تأمل بيشترى به آن مى نگريستيم.
بايد دانست عنايت ما مسلمانان به اموات خودمان ، ناشى از عميق بودن ما نسبت به مسأله مرگ و حساسيت بجاى ما نشان از پيوستگى و تكامل زندگى در عالم آن دارد. ولى در اين كار متأسفانه اين تعريف درست را ارائه شده نمى بينيم و اگر كمى بى دقت هم باشيم انگار مسائل موجود و روى داده اين دنيا و عالم زندگى را شاهد هستيم و هيچ اثرى از اعمال مثبت يا منفى و به تبع آن شخصيت هاى مثبت يا منفى را در ا يجاد گره هاى داستانى شاهد نبوده و تأثير آن را در راحت بودن يا ناراحت بودن اموات نمى بينيم. ولى از آنجايى كه اين كار يك كار دانشجويى است فقط توصيه ما به جوانان و بخصوص دانشجويان در برخورد با مسائل اين گونه حساس، مطالعه، دقت ، پژوهش و مساعى در اين مورد است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |