|
چين و هند، جهانى سازى با سرنوشتى متفاوت
|
|
|
] ترجمه: محسن خزائى]
برخى از تحليلگران اقتصادى دنيا با اعتقاد به شباهت هاى زياد چين و هند در جهانى سازى رفته رفته تا جايى پيش مى روند كه نام اين دو كشور را در هم ادغام كرده اند ولى در واقع اين تحليلى است كه با نگاهى منحصر به وضعيت كنونى اين دو كشور به دست مى آيد و در طولانى مدت، جهانى سازى در اين دو كشور در سطح زيادى با هم فرق خواهد كرد. به بيان ساده تر چين و هند كشورهايى متفاوت هستند كه از قضا در جاده اى مشترك براى جهانى سازى قرار گرفته اند. اين تفاوت دو غول اقتصادى آسيا با تداوم تعقيب منافع ملى خود توسط هر كدام از آنها رفته رفته نمايان خواهد شد. اين منافع عبارتند از لزوم دسترسى به بازارهاى مصرف، منابع طبيعى و متحدان راهبردى. فرق هاى اساسى چين و هند جنبه سياسى دارند. رهبرى سياسى چين با چالش هايى عمده در عرصه مديريت جهت گيرى هاى اصلى اقتصاد خود روبه رو است؛ حكومت چين بايد رشد اقتصادى سريع مبتنى بر سرمايه گذارى و صادرات را تداوم بخشد و اين كار را به قيمت پائين نگه داشتن سطح دستمزدها و مصرف داخلى انجام مى دهد و در عين حال درعرصه سياسى مخالفت با سياست هاى خود را تحت كنترل دارد. در مقابل حكومت هند اجازه بحث بازترى در مورد تهديدات و اهداف اجتماعى مى دهد. اگر هندى ها مخالف سياست هاى دولت باشند مى توانند دولتمردان خود را به طور صلح آميز از طريق انتخابات تغيير دهند. مشخص كردن اين كه كدام يك از روش هاى مذكور يعنى روش چين يا هند براى ارتقاى سطح زندگى مردم و مديريت روند جهانى سازى مؤثر بوده اند، بستگى به بررسى شاخص هاى خاصى دارد كه عبارتند از: رشد اقتصادى، كاهش فقر، ثبات سياسى، گسترش اقتصادى و نحوه حل مسائل به وجود آمده در صحنه مديريت اقتصادى كشور. در چين نرخ بالاى رشد اقتصادى منجر به كاهش قابل توجه ميزان فقر گرديده است. در حالى كه در هند كاهش فقر با روندى آهسته تر از چين انجام شده است. طبق داده هاى بانك جهانى و صندوق بين المللى پول بين سال هاى ۲۰۰۴ - ۱۹۸۱ تعداد افراد چينى كه از فقر مطلق خارج شده اند بيش از ۵۰۰ ميليون نفر بوده اند در حالى كه در هند تعداد افراد دچار فقر مطلق تقريباً ثابت مانده است. علاوه بر اين هند به اندازه چين آزمون هاى بسيار وسيع اجتماعى - اقتصادى را پشت سر نگذاشته است. اين آزمون ها شامل سياست نه چندان موفق حركت بزرگ به سوى جلو، كوره رقابت داخلى نافرجام، كمونيستى كردن اجبارى چين مى شود كه منجر به قطعى و مرگ حدود ۳۰ ميليون چينى گرديده اند. از سوى ديگر بسيارى از موارد عدم پيشرفت هند در عرصه هاى اجتماعى تا حد زيادى ربطى به جهانى سازى ندارد و ارائه خدمات اجتماعى در اين كشور به خاطر مشكلاتى داخلى مثل نظام ادارى عريض و طويل و فساد مالى دچار پيچيدگى گرديده است. مشكلاتى كه قبل از طرح مسأله جهانى سازى در هند وجود داشته اند. ولى جهانى سازى موجب گرديده هندى ها از پيشرفت هايى كه بدانها بايد دست يابند آگاه شده اند به خصوص وقتى ملت خود را با چين مقايسه مى كنند. گرچه زندگى سياسى درهند آميخته با فساد و تمايزات بسيار متنوع مذهبى و قومى است، سيستم سياسى اين كشور توانسته نظامى انتخاباتى را به كار گيرد و با اين كار سوپاپ اطمينانى براى نارضايتى عمومى قرار داده است. هند برعكس همسايگان خود هيچ گاه دستخوش كودتاهاى نظامى يا جنگ هاى داخلى نگرديده است. روابط چين وهند در سال ۲۰۰۰ با ديدار رهبران دو كشور با هم و توافق آنها براى افزايش مبادلات بازرگانى تا سطح ۱۰ ميليارد دلار با گسترش روبه رو گرديد و روابط دو كشور هم اكنون در مقايسه با دهه هاى گذشته در گرم ترين سطح قرار دارد. ولى اقتصاد چين و هند رفته رفته در حال تبديل شدن به رقباى يكديگر هستند. چين از چندى قبل به سهولت در بخش توليدات صنعتى تسلط يافته و تسلط هند هم در بخش خدمات مى باشد. در واقع هند هميشه به دليل عدم گسترش بخش صنعتى خود به منظور ايجاد اقتصادى متوازن تر مورد انتقاد بوده است. در مقابل رشد بخش صنعت در هند با جهانى شدن چند شركت بزرگ هندى كه در عرصه توليد خودرو، فلزات و معدن و توليدات شيميايى فعاليت مى كنند در حال كسب اهميت است. امروزه شركت هاى هندى و چينى از اكتشاف نفت گرفته تا شركت در بخش معدن آفريقا در نقاط دوردست كره زمين مثل زيمبابوه، شرق آفريقا و آمريكاى لاتين روز به روز بيشتر مقابل هم قرار مى گيرند. اگرچه چين در بخش صنعت و هند در بخش خدمات فعاليت دارند و اين امر به عنوان پرده اى پرزرق و برق براى پوشاندن اختلافات دو كشور عمل مى كند ولى بايد به دليل رقابت اين دو نيز توجه شود، چين روند جهانى شدن و توسعه اقتصادى را زودتر از هند آغاز كرده و صادرات آن داراى تنوع بيشترى مى باشد. در مورد هند اقتصاد اين كشور با هدايت بخش خدمات در حال پيشرفت مى باشد و تأثير گسترده اى نيز بر بخش صنعت صورت مى گيرد. همچنين تسلط يافتن هند بر منابع و ثروت هاى غربى درمقايسه با چين با مخالفت دو غرب مواجه مى شود چرا كه تعامل هند با غرب مسالمت آميزتر است و هند يكى ازدموكراسى هاى بزرگ جهان دانسته مى شود كه زبان رايج آن انگليسى بوده و جزو كشورهاى مشترك المنافع نيز مى باشد. يكى از ريشه هاى اساسى رقابت رو به افزايش هند و چين در عصر جهانى سازى اين مى باشد كه چين ميل كمى در باقى ماندن به عنوان مركز سخت افزارى و صنعتى آسيا دارد و در مقابل هند هم نمى خواهد فقط مركز نرم افزارى آسيا و فعال در عرصه خدمات باقى بماند. در هر دو كشور شركت هايى وجود دارند كه در حال رو آوردن به بخش هاى خدمات و صنعت هستند. به نظر مى رسد چين مايل است هند در حد حكومتى منطقه اى در جنوب آسيا باقى بماند كه بتوان آن را مهار كرد. هند نيز به نوبه خود اهداف بزرگ ترى دارد و بويژه آن كه شركت هاى هندى در حال تجربه گسترش جهانى حوزه فعاليت خود هستند. تمايلات اين دو ملت در آينده نويددهنده رقابتى رو به فزونى است كه در بستر آن هر دوكشور در پى پيشبرد منافع ملى خود از طريق باز كردن بازارها و عرضه سرمايه همراه با گسترش قدرت نرم افزارى با پشتوانه قدرت نظامى مى باشند. *منبع:www.yaleglobal.yale.edu
|