|
« گفتنى هايى شنيدنى از يك سفر» در گفت و گوى « ايران » با حجت الاسلام والمسلمين محمد حسن رحيميان
حزب الله نيمى از كار را انجام داده است
|
|
|
] محمد رضا كائينى / بخش دوم و پايانى]
بخش آغازين اين گفت و شنود را در شماره قبل از نظر گذرانديد . در بخش پايانى حجت الاسلام و المسلمين رحيميان به بازگويى پاره اى از مذاكرات خويش با سيد حسن نصرالله و نيز اخبار و تحليل هاى خواندنى وى از فرجام طرح خاورميانه بزرگ پرداخته است .
بين شما و سيد حسن نصرالله الفتى ديرينه وجود دارد و ديدارهاى شما هميشه فراتر از ديدار دو مسئول است. فضاى ديدار خود با ايشان را توصيف كنيد و نكاتى را كه از مذاكراتتان با وى مى توانيد بيان كنيد، ذكر بفرماييد. اولمرت مهم ترين پيروزى اسرائيل را اين مى داند كه توانسته است سيد حسن نصرالله را از ديد مردمش پنهان كند. آنها به اين نتيجه رسيده اند كه با حزب الله هيچ كارى نمى توانند بكنند و حزب الله برايشان گره اى ناگشودنى و خارى در چشم و تيغى در گلويشان است. آنها فعلاً تنها راه را ترور سيد حسن نصرالله مى دانند. البته حزب الله حواسش كاملاً جمع است، آن هم با وضعيت خاص لبنان كه بى در و دروازه است و همه جور آدمى آنجا هست. آنها مسائل حفاظتى و امنيتى را به طور كامل رعايت مى كنند و قطعاً به لطف خدا، اسرائيلى ها اين آرزو را به گور خواهند برد كه بتوانند به سيد صدمه اى برسانند و اين توطئه هم مثل توطئه هاى قبلى به خودشان برمى گردد. به هر حال ما هم با رعايت كامل مسائل حفاظتى و امنيتى نزد ايشان رفتيم. ابتدا در حضور دوستانى كه بودند، يك ساعتى درباره مطالب كلى و عمومى صحبت كرديم و بعد هم من و ايشان دو ساعتى به صورت خصوصى گفت وگو كرديم. من هميشه پس از حضرت ولى عصر(عج) و امام راحل، يكى در مورد مقام معظم رهبرى و ديگر درباره جناب آقاى سيد حسن نصرالله با رغبت تمام و از ته دل مى گويم روحى فداه. سيد واقعاً يك انسان والا و مخلص و وجودى صددرصد نورانى است. من در وجود اين انسان سر سوزنى، مكروه اخلاقى مشاهده نكرده ام، چه رسد به گناه . حقاً در اوج وارستگى و معنويت است، در عين حال كه فهم و زيركى او نيز در اوج است. همين فهم و زيركى و ذكاوت، همراه با نگاه دقيقى كه به همه مسائل دارد، موجب مى گردد كه همه چيز در نگاه و منظر او مثل دو دو تا چهار تا، روشن و بديهى باشد. اين قدرت خارق العاده، به نظر من بيش از آنكه مربوط به زيركى و هوشمندى ايشان باشد، مربوط به تقواى فوق العاده وى مى شود كه «ان تتقواالله يجعل لكم فرقانا»، هر كس تقواى الهى داشته باشد، خداوند قدرت تشخيص حق از باطل و خير از شر را به او عنايت مى كند، لذا هنگامى كه صحبت مى كند، انسان خود را در محضر يك انسان حكيم و فرزانه مى بيند، مثل لقمان حكيم كه پيامبر نبود، ولى در اثر وارستگى و عبوديت، كلمات و رفتارش تا بدان پايه حكيمانه است كه خداى سبحان از او نقل مى كند. به هر حال مجالست با سيد، بيش از آنكه لذت سخن گفتن با يك سياستمدار زيرك و شنيدن حرف هاى تازه سياسى باشد، لذتى معنوى است. در اينجا مجال تبيين جنبه هاى معنوى سيد نيست، ولى مى توان در مورد تحليل هاى وى از مسائل منطقه، لبنان، جهان و جمهورى اسلامى به نكات ارزشمند و در عين حال شفافى كه بدان ها اشاره كرد، صحبت كرد. با توجه به اين كه پيش بينى هاى سيد حسن نصرالله عمدتاً درست از كار درمى آيند، ايشان آخر و عاقبت چالش هاى ايران با قدرت هاى جهانى را چگونه تحليل مى كند يكى از تحليل هاى مهم ايشان كه البته بخشى مبتنى بر اخبار و اطلاعات دقيقى بود كه دريافت مى كرد اين بود كه برنامه قطعى آمريكا اين بود كه امسال، يعنى در سال ۲۰۰۷ به ايران حمله كند، منتهى براى اين كار، سه مرحله در نظر گرفته بود. مرحله اول خاتمه دادن به مسأله حماس و جريان اسلامگرا در فلسطين بود. مرحله دوم خاتمه دادن به مسأله حزب الله در لبنان و مرحله سوم ساقط كردن حكومت سوريه و بركنارى بشار اسد. اما آمريكا دقيقاً در همان مرحله اول به شكست قطعى رسيد، آبرويش در دنيا رفت، ابهتش فرو ريخت و معادلات و پيش بينى هايش يكسره بر باد رفت. آمريكايى ها مطمئن بودند كه با انجام انتخابات در فلسطين، حماس رأى نمى آورد و جريان خودگردان و وابسته به غرب، كماكان قدرت را در دست خواهد داشت. آنها قصد داشتند با شمشير دموكراسى و انتخابات آزاد، سر حماس را ببرند و در انتخابات فلسطين، تعبير رايجشان از دموكراسى و انتخابات آزاد و اين نوع تعابير، چيزى جز نابودى حماس نبود. سيد حسن نصرالله مى گفت كه دستگاه هاى اطلاعاتى مصر، اسرائيل، آمريكا و بعضى از كشورهاى غربى كاملاً بررسى كرده و به اين نتيجه قطعى رسيده بودند كه حماس رأى نمى آورد و اگر هم بياورد، ميزان آن بسيار پائين و حداكثر سى درصد است. سيد حسن مى گفت كه خالد مشعل آمد پيش من و با من مشورت كرد. از او پرسيدم، «اگر شما حائز اكثريت بشويد، چه خواهيد كرد » خالد مشعل جواب داد، « ما قطعاً حائز اكثريت نمى شويم تا نوبت به تشكيل حكومت برسد.» معلوم است كه شگردها و تبليغات دشمن بسيار قوى است و در اين كار يد طولايى دارند، آن هم با وضعيت سختى كه مردم فلسطين از نظر معيشتى دارند و در واقع زندان در زندان است و مردم مى دانند كه با انتخاب حماس، بايد سختى هاى فراوانى را انتخاب كنند. بمباران هاى پى در پى و ترورها و مشقت هاى پشت سر هم، نتيجه انتخاب حماس است، در حالى كه اگر با آمريكايى ها و به نفع اسرائيل كنار بيايند، وضعيت معيشتى بهترى خواهند داشت. حتى خالد مشعل هم معتقد بود كه خوش بينانه ترين نتيجه انتخابات ۳۵ درصد براى حماس خواهد بود. نتيجه انتخابات حماس، به فرموده آقا يك موفقيت الهى بود. چيزى بود كه احدى حتى تصورش را هم نمى كرد. پيروزى بسيار مهمى بود. بعد از انتخابات و پيروزى قاطع حماس، خالد مشعل آمد نزد سيد حسن نصرالله و گفت جز شما هيچ كس كوچك ترين احتمال پيروزى حماس به ذهنش خطور نكرده بود. از اين پيروزى به بعد بود كه ادبيات آمريكا و غرب تغيير كرد. تا قبل از انتخابات در فلسطين، از دموكراسى صحبت مى كردند و بعد از انتخابات، از مبارزه با تروريسم و بنيادگرايى و امثال اينها سخن مى گفتند و ديگر از رأى مردم و انتخابات آزاد و امثالهم خبرى نبود. هر چه بود هياهوى مبارزه با بنيادگرايى دينى بود. به هر صورت با اعلام نتايج اين انتخابات، همه معادلات آمريكا به هم ريخت. بعد آمدند سر وقت حزب الله، آن هم با تمام توان نظامى و اسارت دو سرباز اسرائيلى را بهانه قرار دادند و برنامه قطعى شان هم اين بود كه در ظرف حداكثر يك هفته، كار حزب الله را يكسره كنند. اسرائيل ارتشى داشت كه زمانى توانسته بود در ظرف دو ساعت ماشين جنگى مصر و سوريه و لبنان و اردن را از كار بيندازد و در جنگ هاى شش روزه، چندين برابر خاك فلسطين اشغالى را تصرف كرد. به قول يك ژنرال مصرى، در جنگ شش روزه، كسى با اسرائيل نجنگيد، بلكه اسرائيل در چند ساعت، همه جا را گرفت و در آن شش روز در واقع فقط به گسترش قلمرو و تثبيت مواضع خود پرداخت. جنگ ۳۳ روزه با حزب الله، در واقع نخستين جنگ واقعى اسرائيل بود. اسرائيل با شهرت ارتش شكست ناپذير، با ده ها هزار نيروى كارآزموده، مدرن ترين تجهيزات، چهار لشكر و ۹ تيپ، متشكل از حرفه اى ترين افراد، قوى ترين و آسيب ناپذيرترين تجهيزات جنگى از جمله تانك هاى مركاوا كه مخصوص اسرائيل ساخته شده اند، نيروى هوايى بى نظير و نيز نيروى دريايى شگفت انگيزى كه در آن ناو جنگى ساعر را به كار گرفت كه به گفته خود اسرائيلى ها يك ميليارد دلار هزينه در برداشته است و تمام نوار ساحلى لبنان، از بيروت تا نقطه صفر مرزى در كنار ساحل مديترانه و تمام روستاها و شهرهاى ساحلى را شبانه روز زير رگبار گلوله و بمباران قرار داد. غير از اين، نيروى هوايى اسرائيل هم حدود شش هزار بار، مواضع حزب الله را در لبنان، بمباران كرد. اين در شرايطى است كه حزب الله نه تانك داشت نه ضد هوايى نه هواپيما، نه كشتى جنگى و نه سلاح هاى پيشرفته. صحت دارد كه نيروهاى حزب الله در جنگ با اسرائيل كمتر از ۱۰۰۰ نفر بوده اند اين مطلب، معروف است، اما جالب است كه در اين زمينه سخن يك اسرائيلى را نقل كنم. دانشمندى اسرائيلى كه استاد دانشگاه تل آويو است، در يكى از نشريات اسرائيل مقاله اى نوشته بود كه ما ترجمه آن را در نشريه پاسدار اسلام چاپ كرديم. او در اين مقاله، با سرزنش ارتش اسرائيل نوشته بود كه چرا اين ارتش به اصطلاح شكست ناپذير، در برابر چند صد نيروى حزب اللهى كه با دست خالى مى جنگيدند شكست خورد به هر حال در اين جنگ شگفت انگيز، عِدّه و عدّه و تعداد نفرات و تجهيزات مدرن در مقابل ايمان و روحيه شهادت طلبى مغلوب شد. واقعاً پيروزى حزب الله تفسير عينى آيات قرآن كريم است . آمريكا در همين جا حساب كار خودش را كرد كه اگر در برابر چند صد نيروى حزب اللهى، قوى ترين تجهيزات خود را وارد صحنه كرده و اين گونه شكست خورده، تكليفش در مواجهه با ميليون ها نيروى بسيجى و حزب اللهى ايران، از همان اول معلوم است. البته به شرط آن كه ما هم خلوص حزب اللهى هاى لبنان را حفظ كرده باشيم. ترديد نداشته باشيد كه روحيه آنها هنوز هم همان روحيه بسيجى است. من خودم بارها در حسينيه امام خمينى شاهد عشق آتشين بسيجى ها و جوان ها و نوجوان ها نسبت به مقام معظم رهبرى بوده ام. آنها به همه وجود به جمال آقا چشم مى دوزند و اشك مى ريزند.اين همان جوان ۱۸ ساله اى است كه قرار بوده تحت تأثير ماهواره و بدحجابى هاى خيابان ها و انواع و اقسام انحرافات، تبديل به عنصرى منحرف شود، در حالى كه يكپارچه عشق به ولايت است. در كشور خودمان هم بسيجى مخلص كم نداريم. در هفتاد ميليون جمعيت كشور ما، قطعاً هزاران هزار حزب اللهى مخلص وجود دارد. محيط لبنان كه خيلى بدتر از اينجاست و حزب اللهى هايشان قرص و محكم و مخلص هستند، اينجا هم همين طور. آمريكايى ها واقعاً در مقابل بچه هاى حزب اللهى حساب كار خودشان را كردند. آنها تصور كرده بودند كه اگر سران مرتجع كشورهاى منطقه از پشت به حزب الله خنجر مى زنند، مطلب خيلى راحت تمام مى شود، اما وقتى در گام هاى اول و دوم، با اين فضاحت شكست خوردند و به گام سوم نرسيدند و نخواهند رسيد. سيد حسن نصرالله چقدر احتمال مى دهد كه اسرائيل مجدداً حمله كند اين احتمال براى ايشان مطرح است، ولى مطلب به قدرى براى غرب و اسرائيل پيچيده شده است كه به اين سادگى ها نمى توانند تصميم بگيرند و دنبال راه حل هاى ديگرى هستند، از جمله ترور شخص سيد حسن، چون مى دانند اگر جنگى بشود، آش همان آش است و كاسه همان كاسه، با توجه به اينكه حزب الله تجربه و توانمندى و نيروى بيشترى هم پيدا كرده، اوضاع براى دشمن بسيار دشوارتر شده است. مهم ترين مسأله، الفتى است كه بين قلوب شيعه پديد آمده كه در تاريخ لبنان بى نظير و در دنيا كم نظير است. «لكن الله الّف بينهم » به قول سيد، يكى از روحانيون شاخص لبنان گفته بود كه اگر من اين وحدت را به چشم خود نمى ديدم، هرگز و به هيچ وجه باورم نمى شد. اين يك معجزه اى است كه شيعه هيچ گاه اينگونه دست در دست هم و يگانه نبوده است. اين همان شيعه اى است كه يك روز توانستند با توطئه هايشان بين آنها جنگ راه بيندازند و امروز اين طور با لطف خدا و با تدبير سيد، تمام جريان هاى شيعه گرد هم آمده اند. در درون دروزى ها، بخش بزرگى با حزب الله است. در درون اهل سنت بخش عظيمى از روحانيت، از جريان مذهبى تا مردم عادى اش با حزب الله هستند و بالاتر از همه و شگفت انگيزتر از همه، مارونى ها هستند كه در طول تاريخ لبنان، هميشه در تقابل با مسلمانان بوده اند و ماجراى جنگ هاى داخلى لبنان را كه اجمالاً مى دانيد. امروز به لطف خدا، از عجايب روزگار است كه آقاى ميشل عونى كه در زمان جنگ هاى داخلى لبنان، بدترين چهره مسيحى لبنان بود، خداوند امروز قلب او را در تسخير سيد حسن نصرالله قرار داده است. در تركيب قدرت، ۷۰ درصد مسيحى هاى لبنان و ۶۰ در صد مارونى ها با ميشل عون هستند و ميشل عون هم تابع سيد است. امروز براى همه دنيا از دوست و دشمن مسلم است كه نقش حزب الله لبنان به عنوان يكى از مهم ترين عوامل بازدارنده حمله آمريكا به ايران شناخته شده است با اين حال اگر آمريكا يا اسرائيل ديوانگى كنند و به ايران حمله كنند، حزب الله چه خواهد كرد من جواب سؤال شما را از قول سيد مطرح مى كنم. سيد مى گفت آقاى نوام چامسكى، به قول عرب ها، نعوم چامسكى آمده بود پيش من. يكى از سؤالات او اين بود كه،« اگر آمريكا به ايران حمله كند، شما به اسرائيل حمله مى كنيد » به او جواب دادم، « شما حتماً در تاريخ آن داستان را خوانده ايد كه در فلان منطقه دنيا كه مسيحى بود، هنگامى كه مسيحيان در معرض خطر قرار گرفتند، تمام مسيحيان عالم قيام كردند تا از آنها دفاع كنند.» گفت، « بله خوانده ام و خبر دارم.» گفتم،« امروز اگر آمريكا به ايران حمله كند، در روى كره زمين، هر جا كه مسلمان مؤمنى باشد و به خصوص هر گوينده «على ولى الله» باشد، مقلد هر كسى كه باشد، با هر توان و امكانى، خود را در جنگ با آمريكا مى بيند. سپس سيد حسن نصرالله وضيت كنونى آمريكا و روندى را كه در سال هاى اخير طى كرده، تحليل كرد. ايشان معتقد بود كه همزمان با اوج گيرى جريان اسلام در دنيا، آمريكا سير نزولى پيدا كرده است و به سوى فروپاشى، حذف و منفوريت تدريجى پيش مى رود. بعد هم تحليل مبسوطى از وضعيت كشورهاى دنيا و جريانات پشت پرده آنها و روند قدرت روز افزون گرايش به اسلام و خط امام در جهان را مطرح كرد. پس ايشان هم تحليل ما را دارد كه آمريكا به سمت فروپاشى و زوال پيش مى رود اين تحليل قرآن است كه ظلم و فساد، محكوم به زوال است. جالب اينجاست كه نه فقط در ميان شيعيان كه در ميان ساير مسلمانان هم، جريانات اسلامگرا قدرت گرفته اند و جريانات وابسته به آمريكا به سوى زوال و اضمحلال پيش مى روند. اين سؤال براى بسيارى مطرح است كه حز ب الله به رغم قدرت بلامنازعى كه دارد، چرا در لبنان وارد قدرت رسمى نمى شود رسالت حزب الله يك رسالت فرا لبنانى است، يعنى هدف نازل حزب الله دفاع از تماميت ارضى و استقلال لبنان و هدف اصلى او، زوال اسرائيل است. پايگاه ايدئولوژيك و آرمان بلند حزب الله، محو اسرائيل از صحنه روزگار است. منبع معتبرى اعتقاد داشت كه حزب الله در جنگ ۳۳ روزه، پنجاه درصد اين راه را طى كرده و فقط پنجاه درصد قضيه باقى مانده است. روند جريانات به گونه اى است كه پيش بينى حضرت امام(ره) مبنى بر اين كه اسرائيل بايد از صفحه روزگار محو گردد، ان شاءالله دارد محقق مى شود. مگر محو كردن اسرائيل با ورود به حاكميت منافاتى دارد قدرت و حاكميت، يك مسأله جنبى است. من تصورم اين است كه حزب الله تا جايى در عرصه قدرت دخالت مى كند كه حاكميت لبنان در اختيار اسرائيل و آمريكا نباشد و در خدمت منافع لبنان باشد و مستقل عمل كند. حزب الله چرا به اين حد اكتفا كرده است و جلوتر نمى رود چرا رهبريت سياسى كشور را به عهده نمى گيرد الان نيازى نمى بيند. لبنان كشورى است با دشوارى ها و سختى هاى مخصوص به خودش. حكومت بر كشورى كه آن همه مشكلات مذهبى و قومى و پيچيدگى هاى خاصى كه دارد، آسان نيست. وضعيت لبنان در كشورهاى اسلامى بى نظير و در دنيا كم نظير است. از سويى هدف حزب الله چنين هدف نازلى نيست كه فقط حكومت لبنان را به دست بگيرد. حزب الله به شكل غير رسمى اين كار را كرده است، يعنى اسم نيست، اما مسمى هست. هر چه بر محبت حز ب الله در دل مردم لبنان افزوده مى شود، تأثير گذارى او هم روى شكل گيرى قدرت و حكومت بيشتر مى شود. آن مسيحى هم تحت تأثير محبت يا قدرت حزب الله، خودش را در اين مسير قرار مى دهد. وقتى محبوبيت و جايگاه و منزلت حزب الله بالاتر رود، قدرتش هم در تعيين حكومت بيشتر مى شود، جلوه آن هم همين انتخابات رياست جمهورى. آمريكا و غرب با همه امكاناتشان تلاش كردند رئيس جمهورى اى را جانشين لحود كنند كه سرسپرده و در خدمت آنها باشد و دقيقاً به شيوه جنگ ۳۳ روزه، منتهى اين بار در عرصه سياست، همه زورشان را زدند، ولى آنچه مى خواستند، محقق نشد و وضعيتى پيش آمد كه حزب الله با آن مخالف نيست، يعنى تا سطحى موافق هم هست. ميشل سليمان قبل از دادن پاسخ قطعى، سه ساعت با سيد ملاقات كرده است، اين يعنى حكومت واقعى. امام(ره) مگر نقشى غير از اين داشتند هر كسى كه در اين نظام كاره اى بود، سعى مى كرد خود را با ايشان تطبيق بدهد. توجه به اين نكته هم ضرورى است كه اساساً بافت جامعه ايران، انقلاب ايران و معيارهاى حاكم بر آن، با لبنان كاملاً متفاوت است. حزب الله عملاً در جايگاه حاكميت لبنان است و اين حاكميت هر روز هم فراگيرتر و عميق تر مى شود. در عين حال حزب الله بايد توان نظامى خود را در جهت تحقق آرمان هاى بلند سيد حسن نصرالله كه همان آرمان هاى والاى حضرت امام(ره) است، حفظ كند.
|