|
گفتارى در كاركردهاى جامعه شناختى گورستان
مرده ها در حيات اجتماعى ما شريكند
|
|
|
]محمد الياس]
شايد چنين پنداشته شود كه با وقوع مرگ، زندگى اجتماعى انسان تمام مى شود و در نتيجه هر قدر انسان ها در فضاها و موقعيت هايى مربوط به مرگ قرار گيرند از واقعيت هاى خودساخته اجتماعى و فرهنگى و نتايج مادى تمدن فاصله بيشترى مى گيرند. شايد گمان مى كنيم هنجارها و واقعيت هاى اجتماعى در مراسم كفن و دفن كمرنگ تر جلوه مى كنند، اما قضيه كاملاً برعكس است. ساختارهاى خودساخته اجتماعى انسان به قدرى بر ما تعين پيدا كرده اند كه حتى مشاهده مستقيم مرگ نيز نمى تواند ما را از چنبره هنجارها و ساختارهاى اجتماعى و فرهنگى برهاند. در واقع زندگى اجتماعى و واقعيت هايى چون اختلاف طبقاتى و قشربندى اجتماعى و هويت طلبى و تقسيم بندى جنسيتى نقش ها به قدرى ريشه دار و قوى عمل مى كند كه حتى در گورستان نيز استيلاى خود را حفظ مى نمايد. شايد ارواح هم درگير هنجارهاى اجتماعى خود باشند! اين مسأله را مى توان از راه تحليل محتواى اعلاميه ها، سنگ قبرنوشته ها و رفتارهاى مردم در هنگام برگزارى مراسم تدفين روشن نمود. با رويكرد روش شناسى مردم نگارانه مى توان به اين نكته پى برد كه بين يادآورى مرگ و كمرنگ شدن واقعيت هاى اجتماعى و بايد و نبايدهاى فرهنگى نه تنها همبستگى مثبتى وجود ندارد بلكه در مناسك به خاكسپارى و آداب و رسوم مربوط به مرگ، واقعيت هاى اجتماعى هم خود را نشان مى دهند و هم با قدرت هرچه تمام تر بازتوليد مى شوند. اگر بخواهيم شبكه روابط متقابل را در گورستان مشخص كنيم، مى توانيم سه نوع رابطه را از هم تفكيك كنيم. ۱ـ رابطه بين انسان زنده و انسان مرده: در اين رابطه مشاهده مى كنيم كه انسان زنده رفتارهايى را نسبت به انسان مرده از خود بروز مى دهد، مثلاً سنگ قبر او را مى شويد و برايش فاتحه مى خواند و يا گريه مى كند. ۲ـ روابط بين انسان هاى زنده: انسان هاى زنده در محيط گورستان در كنار هم جمع شده اند تا مراسم كفن و دفن و يا زيارت مردگان را انجام دهند و همه روابطى كه در زندگى اجتماعى روزمره به چشم مى خورد، در اينجا نيز بين آنها اتفاق مى افتد. ضمن اين كه يك سرى اعمال مخصوص اين محيط نيز انجام مى شود. مانند پوشيدن پيراهن مشكى و تسليت گفتن و دلدارى دادن. ۳ـ دسته سوم را شايد نتوان روابط ناميد ولى چينش سنگ قبرها و مكان هايى كه قبرها در آن قرار دارند، مردگان را نسبت به هم در وضعيت هاى متفاوتى قرار مى دهد كه من آن را رابطه مردگان با مردگان مى خوانم. سنگ قبرها يكى از عرصه هاى نمايش هويت يابى هستند. به طور مثال قشقايى ها در گورستان بهشت زهراى فيروزآباد براى حفظ شاخص هاى هويتى خود، ويژگى هاى قبيله اى شان را نيز در كنار مشخصات شخص متوفى بر سنگ قبر او مى نويسند و از اشعارى به زبان محلى در سنگ نوشته ها استفاده مى كنند تا هويت قومى خود را بروز دهند. در دين اسلام براى وجود سنگ قبر و كيفيت آن هيچ گونه حكم و يا توصيه اى وجود ندارد و قرار دادن سنگ قبر يك موضوع عرفى و سنتى است، اما با اين حال مشاهده مى شود كه بعضى افراد براى سنگ قبر هزينه فراوانى مى كنند. محمد رضائيان مديرعامل سازمان بهشت زهرا در مصاحبه با روزنامه دنياى اقتصاد مورخ ۸۵/۹/۲ مى گويد: «قيمت قبر در بهشت زهرا از رايگان تا هشت ميليون تومان است و پنج درصد از كل متوفى هاى شهر تهران در قبور هشت ميليون تومانى واقع در قطعات قديمى بهشت زهرا دفن مى شوند. قبرهاى قطعه ۴۷ بيش از دو ميليون و قطعه ۲۱۹ ، ۲۰۰ هزار تومان ارزش دارد.» بنابراين فاصله طبقاتى و قشربندى اجتماعى در قبرستان نيز خود را به رخ مى كشد و مردگانى كه تا ديروز با « بى. ام . و » هاى ۲۰۰ ميليونى و ويلاهاى شمال شهر، خود را از بقيه جامعه متمايز مى كردند، حال با سنگ قبرهاى برزيلى و سكونت در قطعات قديمى و مقابر خانوادگى اين كار را مى كنند. بهشت زهراى تهران يك بيابان مسطح و خالى نيست بلكه مكانى است با بخش هاى مختلف چون قطعه هنرمندان، قطعه شهدا، مسجد هفتاد و دو تن، يادبود شهداى مكه، سالن ندبه، ميدان شهداى گمنام، خانه شهيد، سالن هاى سوگوارى، گلخانه، مقابر خانوادگى و فروشگاه هاى مذهبى. همچنين مسأله هويت مسأله اى است كه در گورستان خود را بروز مى دهد. كسى كه شاخص هويتى خود را از پدر بودن يا مادر بودن مى گيرد روى سنگ قبر نيز به عنوان پدر و يا مادر معرفى مى شود. هنرمندان در قطعه هنرمندان همچنان هويت هنرى خود را حفظ مى كنند و شهدا در قطعه اى جداگانه و سرپوشيده آرميده اند. آنجا به هيچ وجه مكانى ايستا و بدون تغيير و تحول نيست و گرد مرگ و خاك مرده در آن پاشيده نشده است بلكه همگام با مدرن شدن شهر تهران، تغيير و تحول مى يابد. امروزه ماشين هاى بنز براى جابه جايى اموات به وفور در آن مشاهده مى شوند و همه امور كفن و دفن به صورتى كاملاً سيستماتيك و منظم در بهشت زهرا انجام مى گيرد. حتى شما مى توانيد با مراجعه به سايت اينترنتى بهشت زهرا و با وارد كردن نام متوفى از تاريخ فوت، علت فوت و شماره قطعه و رديف و قبر آن آگاه شويد. در هنگام مراسم خاكسپارى، تفكيك جنسيتى نقش اجتماعى به خوبى نمايان است، زنان و مردان هر كدام نقش هاى پذيرفته شده خود را انجام مى دهند. معمولاً زنان در كنار قبر مى نشينند و در مكان نزديك ترى نسبت به قبر قرار مى گيرند و بيشتر شيون و زارى مى كنند، در حالى كه مردان مى ايستند و سعى مى كنند آرام تر گريه كنند. حتى در هنگام گريستن صورت خود را با دست مى پوشانند. زيرا اصولاً مردان در جامعه طورى تربيت مى شوند كه متكى به نفس تر باشند و زنان بيشتر نياز به حمايت دارند تا پيوندهاى اجتماعى را حس كنند. همچنين در مراسم تشييع جنازه حتى اگر جنازه، جنسيت مؤنث داشته باشد، مردان ميدان عمل را در دست دارند و اعمال كنترل مى كنند. زنان تنها ممكن است در بعضى امور مانند پذيرايى هدايتگر باشند. معمولاً در اعلاميه هاى ترحيم و سنگ قبرها عكس زنان را ترسيم نمى كنند. اصولاً مراسم ها، جشن ها و مناسك عمومى فضاهايى است كه در آنجا كنش هاى متقابل انسانى به اوج خود مى رسد و مى تواند انسان ها را هرچه بيشتر به هم پيوند دهد زيرا در اين گونه مراسم، افراد از حال و اوضاع هم باخبر مى شوند و به تبادل اطلاعات مى پردازند. همچنين اين فضاها براى كودكان بهترين مكان براى فرآيند اجتماعى شدن است. اتفاقاتى مانند چشم و هم چشمى، رقابت، درددل كردن و خودآگاهى طبقاتى همواره در اين گونه فضاها رخ مى دهد. رسم است كه در زيارت اهل قبور با سنگ كوچكى به سنگ قبر مى كوبند و دست شان را روى قبر مى گذارند و فاتحه مى خوانند. شايد با زدن سنگ روى قبر، ميت را متوجه خود مى كنند و با گذاشتن دست به روى سنگ قبر سعى در برقرارى ارتباط با او دارند. با شستن سنگ قبر به وسيله آب يا گلاب، سنگ قبر تميز مى شود و هويت خاك گرفته متوفى عيان مى گردد، گويى با اين كار به شست وشوى عزيز از دست رفته مان مى پردازيم و به او اعلام مى كنيم كه: تو تنها نيستى و ما هنوز در كنارت هستيم، كمكت مى كنيم. شايد با چيدن خيراتى روى سنگ قبر، چون پيشينيان خوراكى براى مرده فراهم مى كنيم كه نشان دهنده تفكر زندگى پس از مرگ است و با حضور ديگران و شخص متوفى جشنى به پا مى كنيم تا ميت احساس تنهايى نكند. بسيارى از خانواده ها در كنار قبر مشغول خوردن و آشاميدن هستند، انسان ها به هم پيوسته اند و نياز به همزيستى با هم دارند چنانچه حتى بعد از مرگ هم نبايد يكديگر را تنها بگذارند. كودكان با مشاهده اين صحنه ها متوجه اين پيوندها و اهميت زندگانى اجتماعى و همچنين اهميت افراد فوت شده مى شوند. بازديد از گورستان مى تواند نوعى بازسازى هنجارهاى اخلاقى را به وسيله يادآورى مرگ و حساب و كتاب قيامت در پى داشته باشد و در نتيجه كاركردى اخلاقى ايفا كند. گورستان، انسان را به گذشته و آينده پيوند مى دهد زيرا افراد با زيارت اموات، گذشته، تاريخ، خاطرات و اصل و نسب خود را يادآور مى شوند. همچنين آينده محتوم و نه چندان دور خود را نيز نظاره مى كنند و به سفرى به اندازه طول تاريخ مى روند. شايد مهم ترين كاركردهاى مراسم تدفين، آرامش و تسلى گرفتن بستگان و نزديكان متوفى است. خانواده اى كه يكى از نزديكان و شايد نان آور خود را از دست داده با مشاهده دوستان و خويشاوندان دراطراف خود درمى يابد كه هنوز كسانى هستند كه مى توان از لحاظ عاطفى و اقتصادى به آنها تكيه كرد. در اينگونه مراسم ها همكارى و محبت شديدى در جريان است و هر كسى هر كارى بتواند انجام مى دهد. يكى هماهنگى هاى لازم و كارهاى ادارى مربوط به كفن و دفن را انجام مى دهد، ديگرى وسيله اياب و ذهاب را فراهم مى كند، يكى مشغول پذيرايى است و آن يك مشغول دلدارى دادن به بستگان متوفى است. شايد ما هنگام اين گونه همكارى ها در وهله اول در حال كمك كردن به خودمان باشيم؛ زيرا مى دانيم كه مطمئناً خودمان هم دچار همين داستان خواهيم شد. به هر حال محيط گورستان و مراسم خاكسپارى محيطى است كه در اين جامعه ماشينى بدون روح، عواطف و احساسات انسانى را بيدار مى كند. دفن شدن مردگان در كنار هم در محيطى به نام گورستان، باعث مى شود تا تمام كسانى كه شخصى را از دست داده اند نيز در آنجا جمع شده و با مشاهده يكديگر بفهمند كه آنها در اين مصيبت تنها نيستند. اين نكته جالب در واقع نشان دهنده نوعى همبستگى مكانيكى بين انسان ها در محيط گورستان است. در آنجا انسان متوجه شباهت هايش با ديگران مى شود. مى بينيد كه ديگران هم كسى را از دست داده اند. يكى از بزرگ ترين شباهت ها بين انسان ها شايد همين باشد كه همه آنها دچار اتفاقى به نام مرگ خواهند شد. در بسيارى از شهرهاى دنيا با اين كه گورستان ها را درون فضاهاى شهرى مى سازند ولى باز همواره گورستان ها اماكنى خلوت هستند ولى اين قضيه لااقل در مورد بهشت زهراى تهران به هيچ وجه صدق نمى كند. با اين كه بهشت زهرا خارج از شهر و نسبتاً دور از شهر است ولى همه روزه و بالاخص پنجشنبه ها پذيراى جمعيت زيادى از مردم است. روابط عميق با اموات نشان دهنده بقاياى تفكرات سنتى و دينى ما ايرانيان است. روابطى كه مبتنى بر خون و خاك و قبيله و خويشاوندى است. اين روابط قومى است كه به ما هويت مى بخشد و باعث رشد و پيشرفت ما در زندگى مى شود. حتى آينده شغلى و اقتصادى ما معطوف به حمايت هاى خانوادگى، خويشاوندى و استفاده از اين روابط است. گورستان جايى است كه مردگان در آن اجتماع مى كنند. در واقع انسان حتى اگر مرده هم باشد نبايد تنها و در مكانى پرت، دفن شود بلكه بايد در كنار ساير انسان هايى كه دچار پديده مرگ شده اند قرار گيرد!
|