سه شنبه ۱۱ دى ۱۳۸۶ - ۲۱ ذيحجه ۱۴۲۸
Tue, Jan 1, 2008
بانو
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
كودك بادبادك
بانو
زنگ اول
گزارش «ايران» از نقش زنان در معمارى و فضاى همگانى شهرى
زنان ايرانى
معمارى بومى را زنده مى كنند
338517.jpg
] حميده امينى فرد]

براى آن كه بدانيم موضوع چيست، نخست بنگريم كه: معمارى ايران مسأله است؛ و نه معمارى خلق شده به دست زنان معمار. در پيچ و خم توليد معمارى در شرايط امروز جامعه ما، همه معماران هم تعيين كننده هستند و هم آسيب پذير...
معمارى، پيش از اين كه ميان زنان و مردان تقسيم شود تا به هر يك سهمى ويژه رسد، آموزش داده مى شود، به بحث و تبادل نظر ارزشى و هنرى گذاشته مى شود و به اعماق پايان نامه ها مى رود؛ و ... به دنيا مى آيد!
از كنجى دگر نيز، به موضوع بنگريم. مى توانيم بر پايه ادب و فرهنگ ايرانيان به حرفه اى بنگريم كه تا ديروز «زنان» به آن نمى پرداخته اند.
هرچند بسيارى از بناهاى تاريخى و معمارى هاى اصيل ايرانى به خواست و اراده زنان شكل گرفته است .
بنگريم كه: معمارى براى زنان و مردان به معنايى جداگانه تعريف نمى شود و تعبير نيز!
اما آيا زنان معمار داده هاى تكنولوژيك مدرن، يافته هاى تجربى جديد يا نظريه هاى نو را به دنياى معمارى آورده اند كه بر مبناى آنها بتوان به تعريفى نو رسيد...
فرشيد موسوى، سيمين و مژگان حريرى از جمله زنانى هستند كه در عرصه معمارى در سطح جهان خوش درخشيده اند، وليكن آيا همه زنانى كه در ايران به تحصيل و كار در رشته معمارى پرداخته اند، توانسته اند به واسطه آثار خود در سطح ملى، منطقه اى و يا جهانى مطرح باشند
در واقع سؤال اين است كه آيا نظام آموزشى، نظام كار حرفه اى و وضعيت اجتماعى- فرهنگى ايران توانسته است امكان حضور مؤثر زنان در بخش هاى مختلف رشته معمارى را فراهم كند يا اين كه شرايط به گونه اى است كه امكان حضور برابر زنان معمار با مردان در سطح جامعه به وجود نيامده است !
هم اكنون ۶۵ درصد دانشجويان دانشگاه ها زنان هستند و امكان آموزش و تحصيل در سطحى وسيع براى آنان، پس از انقلاب فراهم شده است، اما هنوز در مقايسه با كشورهاى توسعه يافته، زنان معمار ايرانى با مشكلات و موانع زيادى روبه رو هستند.
سهم اندك زنان معمار در عرصه هاى مديريتى
مزين دهباشى شريف دبير علمى بنياد معمارى و شهرسازى ايران با بيان اين كه از حضور زنان معمار در عرصه فعاليت هاى حرفه اى زمان زيادى نمى گذرد، مى گويد: «در حقيقت ورود زنان به اين حوزه به ساخت دانشكده هنرهاى زيبا در سال ۱۳۱۸ و آغاز فعاليت اين دانشكده براى تعليم و تربيت دانشجويان رشته معمارى باز مى گردد و به تبع آن از آن زمان امكان حضور زنان در رشته اى كه كاملاً در انحصار مردان بود، فراهم شد. نكتار آندرف پاپا زيان نخستين زن معمار فارغ التحصيل از دانشكده هنرهاى زيبا بود و پس از آن نوشين احسان، شهرزاد سراج، كيميادخت رادپور و مينا سميعى از جمله زنان معمارى بودند كه در فاصله سال هاى ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۷ در اين عرصه پيشقدم شدند.»
پس از انقلاب نيز امكان حضور زنان طبقه متوسط در دانشگاه ها بيشتر از سال هاى قبل فراهم شد، به طورى كه با تغيير شرايط پس از انقلاب و ايجاد محيط مناسب در دانشگاه ها، تعداد دختران در رشته مهندسى از جمله معمارى افزايش يافت اما براى حضور حرفه اى آنان در اين عرصه هيچ تدبير، راهكار يا برنامه ريزى ويژه اى ارائه نشد.» دهباشى ادامه مى دهد: «اعتقاد داشتن به توانايى بيشتر مردان بويژه در عرصه هاى مديريتى نخستين مانع فرهنگى درراه حركت و پيشرفت زنان فعال در حوزه معمارى است كه موجب مى شود معمار زن براى اثبات توانايى خود چندين برابر معمار مرد تلاش كند اما موفقيت او به حساب كار حرفه اى اش گذاشته نشود.»
وى اضافه مى كند: «مديران و كارفرمايان به علل مختلف از جمله داشتن مسئوليت هاى خانوادگى بيشتر، قدرت بدنى كمتر و اعتقاد به ناتوانى در نظارت و سرپرستى، زنان را براى حضور در كارگاه ها و امور اجرايى نامناسب مى دانند و در شرايط يكسان، مردها را براى امور اجرايى ترجيح مى دهند كه اين مسأله زنان را به سمت كارهاى ادارى و دفترى ترغيب و محدود مى كند.»
غالب بودن الگوها و تفكرات غير عملى در زنان معمار يكى از مهمترين عوامل بازدارنده آن ها در عرصه هاى مديريتى است. بخشى از دختران فارغ التحصيل از دانشگاه ها، دانشنامه خود را به عنوان جهيزيه به خانه شوهر مى برند، بخشى از آن ها به علت مسئوليت هاى خانوادگى يا به علت نداشتن انگيزه هاى قوى براى حضور در اجتماع كارگاهى و عملياتى و چه بسا نبود خود باورى، فقط نام و عنوان طراح ساختمان يا آرشيتكت را با خود حمل مى كنند.
در ميان مهندسين مشاور در ايران فقط نام ۱۳ مديرعامل زن به چشم مى خورد و تعداد كارمندان عالى رتبه زن در ايران در بخش دولتى حرفه اى و عملياتى، شايد محدود به تعداد انگشتان دست باشد. به هر صورت نمى توان انكار كرد كه در جامعه و البته در شغل، حرفه و امور كارگاهى ايران ميان زن و مرد، مرز كارى و جود ندارد.
معمارى با ظرافت و لطافت زنانه همراه است
«معمارى با ظرافت و لطافت همراه است و زنان از لطافت بيشترى برخوردارند، پس به طور حتم با حضور برجسته تر زنان شاهد تحول عظيمى در عرصه معمارى و شهرسازى خواهيم بود.»
منصور فلامكى مدرس دانشگاه با بيان اين مطلب مى گويد: «حضور زنان در فضاى همگانى شهرى حرمت مى آفريند و ما بايد به دنبال شناخت ابزارهاى حرمتگزارى باشيم، وقتى بخشى از شهر از ديد يك معمار زن طراحى شود، به طورحتم از ظرافت، نظم و دقت بيشترى برخوردار است و البته نيازهاى زنان نيز در آن مكان به خوبى ديده مى شود، در حال حاضر بيشتر فضاهاى مسكونى و شهرى از ديد مهندسان معمار مرد طراحى مى شود و طبيعى است در اين نگاه برخى از نيازهاى زنان هم ناديده گرفته شود. در حالى كه اگر زنان معمار در فضاهاى شهرى مشاركت داشته باشند با روحيه لطيف زنانه خود بسيارى از زيبايى ها را در فضاى همگانى خلق مى كنند و آن مكان از كارايى بالاترى برخوردار مى شود.
وى در پاسخ به اين سؤال كه «اگر زنان در كنار مردان در معمارى فضاهاى شهرى و مسكونى مشاركت داشته باشند چه تغييراتى در اين مكان ها به وجود مى آيد » توضيح مى دهد: «در حال حاضر بخش اعظمى از معمارى فضاهاى شهرى و مسكونى جامعه ما غربى و برگرفته از الگوهاى غيربومى و غيراسلامى است، اما حضور زنان در اين نوع معمارى موجب خلق معمارى جديد متناسب با روحيه و نياز زنان مى شود، براى مثال در طراحى نماى ساختمان حتماً فضايى را براى آويزان كردن گل و درختچه در نظر مى گيرند يا در طراحى داخلى فضاى مسكونى به تعداد اعضاى خانواده جالباسى و كمد تعبيه مى كنند.»
معمارى سنتى ايران را زنده كنيم
«مسأله، معمارى زنانه يا مردانه نيست، زنان بايد تشويق شوند تا در عرصه هاى مديريتى و ساخت وساز حضور فعال ترى داشته باشند ضمن آن كه پس از انقلاب، زمينه حضور پررنگ تر زنان در عرصه هاى حرفه اى و مديريتى فراهم شد.» فريدون رضوى كيا، رئيس بنياد علمى پژوهشى معمارى و شهرسازى ايران با بيان اين مطلب و اين كه بايد از توانايى زنان معمار به نحو مطلوب استفاده شود، مى افزايد: «در حال حاضر فضاى مسكونى به عنوان محل كارى كه زنان خانه دار بيشتر وقت خود را در آن مى گذرانند، متناسب با نيازهاى و ويژگى هاى آنها طراحى نشده و اين در حالى است كه در معمارى سنتى ايران به اين ويژگى ها تا حد زيادى توجه شده است. براى مثال بيشتر خانه هاى قديمى داراى اندرونى و بيرونى بودند و بانوى خانه به راحتى مى توانست كارهاى منزل را به دور از چشم ميهمانان انجام دهد و در آشپزخانه ها نيز همه وسايل در دسترس زنان قرار داشت. اما هم اكنون كابينت آشپزخانه ها به قدرى بلند طراحى مى شود كه دست مردان خانه هم به آن نمى رسد! وى با بيان اين كه بخش اعظم طراحى هاى فضاى مسكونى به ويژگى هاى فرهنگى جامعه بستگى دارد، مى گويد: «معمارى قبل از آن كه به جنسيت وابسته باشد به فرهنگ آن جامعه وابسته است. معمار، زن يا مرد نخست بايد اطلاعاتى از زيست بوم و فرهنگ آن منطقه به دست آورد و سپس با نگاه جامعه شناختى فضايى را با كاربرى هاى مختلف خلق كند. رضوى كيا به ايجاد فضاهاى شهرى ويژه بانوان در چند سال اخير اشاره و تصريح مى كند: «ساخت پارك، ورزشگاه، دانشگاه و مؤسسات آموزش فنى و حرفه اى ويژه زنان از جمله اماكنى است كه در سال هاى اخير براى آن ها طراحى شده است.وى به تمركز بالا و ظرافت زنان در معمارى اشاره مى كند و معتقد است: در بيشتر كشورهاى توسعه يافته مرمت آثار معمارى به زنان سپرده شده است.
افزايش قابل ملاحظه زنان معمار واقعيت انكارناپذير جامعه ايران است. زنى كه امروز نيمى از جامعه است، زن ديروز كه در خيابان بن بست زندگى مى كرد، نيست، بلكه موجودى است كه در شاهراه بزرگ ارتباطى زندگى مى كند و همه اطلاعات را كسب كرده است. قدرت زن به معناى اعمال زور نيست، بلكه به معناى «اختيار داشتن» براى عمل در مسير شهرى نوين است .


|   شناسنامه   |   آرشيو   |