|
اشعارى در اعتراض به تهاجم آمريكا به عراق
كهنه سربازان ويتنام در جنگى ديگر
] ترجمه: كتايون حدادى [
آنچه در پى خواهد آمد، اشعارى است در خصوص جنگ. مجموعه اى از واژگان كه در واقع ماحصل انباشت عاطفه و احساس همدردى است. همدردى انسان شاعر با مردمى آواره و آسيب ديده از جنگ در همسايگى ما، در كشور عراق. در اين قطعات ـ كه البته متن اصلى شان بسيار تأثيرگذار تر از متن ترجمه شده آنهاست ـ هر شاعرى برداشت حسى خويش را از جهان بى ترحم و بى منطقى كه قدرت هاى بزرگ براى انسان بى گناه اين عصر ساخته اند، به قالب شعر ريخته و بيان كرده است. آنچه امروزه آمريكا و متحدان اش در منطقه خاورميانه در پيش گرفته اند، مخالفان بسيارى در جهان دارد. مخالفانى كه هر روز اعتراض خويش را در قالب آثارى تأثيرگذار به گوش مردم جهان مى رسانند. اما اين فريادها براى رسيدن به تأثيرگذارى بيشتر و دستيابى به اهداف صلح طلبانه مى بايد صورت يكپارچه ترى به خود بگيرد. در اين صورت هر فريادى فرياد اعتراض ديگرى را در پى خواهد داشت و بازتاب همدلانه اين اعتراض ها قدرت هاى اشغالگر را به عقب نشينى از سرزمين هاى ويران شده ناگزير خواهد كرد. توضيح اين كه محور اصلى همه اين اشعار، جز يكى از آن ها، به طور مشخص قدرت طلبى و تجاوزگرى آمريكاست. آمريكايى كه خودرانماد و نمود دموكراسى، تمدن و انسان محورى معرفى مى كند، اما ... هيچ گاه پايان نمى پذيرد جنگ ] سيسيل ال.هاريسون [ هيچ گاه پايان نمى پذيرد جنگ اگرچه پيمان نامه ها امضا شود خاطره نبردها پيوسته در ذهن مان باقى است هيچ گاه پايان نمى پذيرد جنگ بارى و در خانه وقتى شما به قهرمانان خوشامد مى گوييد در اذهان خويش به ياد مى آورند آنان نگاه داشته اند خاطره هايى را كه تنها براى خودشان شناخته شده است هيچ گاه پايان نمى پذيرد جنگ كهنه سربازان ويتنام اين را نيك مى دانند اينك جنگ هاى ديگر خاطره هايى را به همراه مى آورند از دوزخ ابدى شان هيچ گاه پايان نمى پذيرد جنگ زيرا من مى شناختم جنگ جهانى دوم را و نبردها را از ياد نخواهم برد يا كابوس هاى پى آمدشان را هيچ گاه پايان نمى پذيرد جنگ خانه هايى كه انتظار كشيده اند اين را مى دانند چرا كه بسيار كسان چشم انتظارند هنوز و جاى بوسه هاى بدرودشان هنوز هست هيچ گاه پايان نمى پذيرد جنگ اگر چه ما فاتحانه پيروز شويم هنوز در اذهان مان نبردها هيچ آزادى اى را آزاد نكرده است!
جنگ است...
] فرى فالر [ جنگ يك عمل طبيعى است همچون مسبب مرگ، نيرومندتان مى كند جنگ مى تواند بسيار ناگهانى باشد روى دهد هم زمان باحادثه اى كه به اشتباه روى مى دهد جنگ بسيار بى ثمر است هيچ چيز درپى ندارد جنگ يك يادآورى است نبردها همه در يك نقشه جاى گرفته اند جنگ سرشار از اشك است اشك هايى كه فرياد نخواهند شد جنگ شبيه اعلان خطر است اشتباهى كه بى شك مرگ درپى دارد جنگ يك راه حل است براى مردمى كه به شكل مشت درآمده اند جنگ بخشى از بيدادگرى همه چيز است و بيدادگرى آن چيزى است كه جنگ است
جنگ و صلح
] نيت اسنوبال [ جنگ، صلح است صلح، جنگ است جنگ عليه متحدشدن است دشمنى مشترك صلح در گوشه اى اشك مى ريزد رؤيايى شبيه به اجتماع هراس در طول جنگ به وسيله دولت كنترل مى شد آرامش صلح سپرهاى تان را زمين بگذاريد با عاطفه جنگ موجب مرگ است به طور طبيعى، از روى آمار صلح انتهاى زندگى است به طور احساسى و شخصى جنگ، صلح است صلح، جنگ است جنگ
] جورجرى ميوما [ جنگ. و چيزى بيش از آن جنگ. و چيزى بيش از آن هيچ كس نمى داند، كه براى چيست، جنگ و چيزى بيش از آن تصاويرى كه ديده مى شوند براى حكومت كردن بر روز، جنگ و ژنرال ها، همه يك سان همه پاسخ ها. بسيار لنگ به نظر مى آيند تمام دلايل مان؛ احمقانه شده اند. جنگ. و چيزى بيش از آن جنگ .و چيزى بيش از آن هيچ كس نمى داند، براى چيست جنگ. و چيزى بيش از آن ... يك جنگ
] سيلويا چايدى[
جنگى از واژگان، جنگى از واژگان تنها در سادگى شان ما مى توانيم از عهده اش برآييم اين واژگان گفته شده وقتى از كنترل خارج شوند ملت ها را در گورى مدفون مى كند ژرف تر از هر حفره اى جنگى از دوستان، جنگى از دوستان در پايان بسيار خوب است اگر با جبرانى دوستانه رودررو شود جنگى از مهارت ها، جنگى از مهارت ها براى ما نتيجه خوبى خواهد داشت اگر شادى وعده اصلى غذاى مان باشد و براى حس كردن و براى كشتن به آزمندى نيازى نداشته باشيم جنگى از عشق، جنگى از عشق اما حتى عشق نيز مرزهاى خودش را دارد فكر كنيد به لباس هاى انبارشده در رختشوى خانه نفرت تنها چيزى است كه عشق را از پيش نخواهد برد جنگى از ملت ها، جنگى از ملت ها محكوميتى برگشت ناپذير است و نتيجه آن براى مردم زمين مى تواند تباهى تولد انسان ها باشد
|