سه شنبه ۱۱ دى ۱۳۸۶ - ۲۱ ذيحجه ۱۴۲۸
Tue, Jan 1, 2008
فرهنگ و پايدارى
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
كودك بادبادك
بانو
زنگ اول
گفت وگو با ابراهيم حسن بيگى ـ داستان نويس
اشعارى در اعتراض به تهاجم آمريكا به عراق
گفت وگو با ابراهيم حسن بيگى ـ داستان نويس
دفاع مقدس؛ يك اتفاق تازه
338565.jpg
] ساير محمدى [

ابراهيم حسن بيگى يكى از داوران بخش داستان و رمان يازدهمين دوره كتاب سال دفاع مقدس بود كه بتازگى برگزار شد. بيانيه هيأت داوران از نگرانى و عدم رضايت مديران فرهنگى و جامعه ادبى از روند ساختارى و محتوايى ادبيات دفاع مقدس خبر مى دهد.
ابراهيم حسن بيگى به عنوان نويسنده و منتقد حوزه ادبيات دفاع مقدس آثارى متعدد در كارنامه اش دارد كه «اشكانه»، «سال هاى بنفش»، «عموجان عباس»، «شش تن يك فرياد» و «تابه آفتاب» عناوين برخى از ۱۵ عنوان كتاب منتشر شده اوست. ابراهيم حسن بيگى متولد ۱۳۳۶ گرگان در سال ۱۳۵۹ به استخدام آموزش و پرورش درآمد. سال ۶۴ براى ادامه تحصيل در رشته زبان و ادبيات فارسى وارد دانشگاه شد. وى امسال رمان «محمد(ص)» را براساس زندگى و سلوك و انديشه پيامبر گرامى اسلام نوشته كه از سوى انتشارات مدرسه چاپ و منتشر شده است.

* آقاى حسن بيگى، غير از رمان «اشكانه» كه آخرين اثر منتشر شده شما بود، كتاب ديگرى هم منتشر كرده ايد
غير از رمان «اشكانه» كه در اواخر سال ۸۴ به چاپ رسيد، در حوزه دفاع مقدس كتاب جديدى منتشر نكرده ام. البته كارهاى متنوع و مختلف ديگرى بود كه رمان «محمد(ص)» از بين آنها، بلندترين كارى بود كه از من در سال جارى چاپ و منتشر شد. اما در بين طرح و برنامه هايى كه تدارك ديده ام يك كتاب در زمينه دفاع مقدس براى كودكان و نوجوانان هست كه درصدد اين هستم فرصت و فراغتى پيدا شود تا آن را به سرانجام برسانم.
* در مورد رمان «محمد(ص)» اگر پيرامون چگونگى نوشته شدن آن زبان و ساختار اين اثر توضيحى داريد، بفرماييد.
اين رمان با انگيزه خاصى نوشته شده است. در واقع هم به نوعى معرفى پيامبر بوده به زبان داستان براى غيرمسلمانان و آن دسته از افرادى كه به دليل عدم شناخت پيامبر عظيم الشأن اسلام در گوشه و كنار جهان به ساحت ايشان توهين مى كنند. در بررسى هايى كه انجام گرفته نشان مى دهد اين نوع موضعگيرى ها به دليل عدم شناخت و عدم درك شخصيت آن حضرت، جايگاه والاى ايشان و غفلت از آموزه هاى اين اسوه تقواست. حقيقت اين است كه ما در زمينه معرفى پيامبر به جهانيان كتاب مناسبى نداشتيم غير از كتاب هاى قطور عربى كه به زبان انگليسى ترجمه مى كردند. اغلب اين كتاب ها هم نگاهى كهنه و كليشه اى از پيامبر ارائه مى دادند. در يك چنين موقعيتى و در پاسخ به اين نياز بود كه به فكر نوشتن رمانى برگرفته از زندگى و شخصيت، افكار و انديشه هاى پيامبر باشم و اين توفيق نصيبم شد كه از سال ۸۴ كار را شروع كنم و سال ۸۵ هم كه از سوى مقام معظم رهبرى سال پيامبراعظم(ص) نامگذارى شد، انگيزه من براى ادامه كار و تلاش بيشتر مضاعف شد. حاصل كار هم به اعتقاد اغلب صاحب نظران و مخاطبان اثرى دلپذير و جذاب بودكه با استقبال بسيار خوبى روبرو شد. الآن هم درصدد اين هستيم كه اين رمان را به چندين زبان ترجمه كنيم. اين رمان فعلاً به زبان عربى در دست ترجمه است و ناشرش هم مشخص شده و قرار بر اين است كه در بيروت چاپ شود. البته رايزنى ها براى ترجمه و انتشار به زبان هاى ديگر ادامه دارد و اميدوارم به نتيجه برسيم.
*آقاى حسن بيگى، گويا امسال در انتخاب كتاب سال دفاع مقدس، تنها يك كتاب شايسته تقدير شناخته شد. از بين حدود ۵۰ كتاب هيچ اثرى به عنوان رمان برتر شناخته نشد، چرا
بله. متأسفانه در يازدهمين دوره كتاب سال دفاع مقدس مثل سال قبل كتاب برگزيده وجود نداشت. مسئولان و دست اندركاران جشنواره هم اعتقادشان بر اين نبود كه خيرالموجودين كنند يعنى از بين آنچه كه در حوزه ادبيات دفاع مقدس نوشته و منتشر شده، يك كتاب را با هر كيفيتى انتخاب كنند. چون گروه داوران و آئين نامه كتاب سال دفاع مقدس مؤلفه هايى را براى آثار برتر در نظر گرفته كه مطابق استانداردهاى پذيرفته شده است. وقتى كتابى استاندارد لازم را ندارد، نمى توان آن را به عنوان اثر برتر به جامعه معرفى كرد. امسال واقعاً درحوزه ادبيات دفاع مقدس كار عميق و جدى نوشته نشده است. آمارها نشان مى دهد كه بيش از ۵۰ عنوان داستان و رمان به دست ما رسيده و مورد ارزيابى و داورى قرار گرفتند. ولى هيچ كدام در حد و اندازه آثار برتر نبودند. نويسندگان ما عمدتاً گرفتار زندگينامه هاى داستانى شدند و به نوعى داستان گريزى و رمان گريزى در بين نويسندگان دفاع مقدس در اين سال ها ديده مى شود. متأسفانه نويسندگان خوب ما در پرداختن به داستان و رمان دفاع مقدس چندان جدى نيستند، كسانى كه در گذشته آثار خوبى منتشر كرده بودند. در بين آثارى كه در اين دوره داورى شده اند، تنها يك كتاب شايسته تقدير شناخته شد، اما اثر برگزيده نداشتيم. اين يك كتاب هم ويژگى هايى داشت كه تلاش نويسنده، با نگاه به هشت سال دفاع مقدس و با توجه به درونمايه و محتوا در مقايسه با ديگر آثار قابل تقدير دانسته شد.
* بعد از ۱۱ دوره از برگزارى كتاب سال دفاع مقدس، ارزيابى شما چيست
اين جشنواره و هر جشنواره ديگرى ارزيابى، داورى و گزينش مى كند آنچه را كه در طول سال خلق شده است. پس نمى توان انتظار داشت كه جشنواره به عنوان نهادى براى خلق آثار باشد و اگر تعداد آثار خلق شده در مقايسه با سال هاى قبل كم يا زياد، بد يا خوب است آن را به جشنواره نسبت دهيم. نه، ابتدا بايد نويسندگانى باشندكه بنويسند و بخواهند كه بنويسند، بعد ناشران آن را منتشر بكنند تا جشنواره در مرحله آخر آثار منتشر شده را مورد ارزيابى قرار دهد. در اين صورت است كه يك جشنواره قدرت و اعتبار خود را پيدا مى كند. اگر امروز مى بينيم جشنواره ادبيات دفاع مقدس، يك جشنواره پربار و راضى كننده نيست شايد به اين دليل است كه مسئولان جشنواره به دنبال يافتن، شناختن و معرفى آثار شاخص به جامعه هستند. وقتى اين آثار خلق نشده باشند، از جشنواره چه كارى ساخته است وقتى آثارى با معيارهاى مورد نظر نوشته نشود، جشنواره هم قطعاً به گزينش لازم نمى تواند دست پيدا كند. مى خواهم بگويم ارزش و اعتبار هر جشنواره را آثارى كه در آن جشنواره داورى مى شود، تعيين مى كند. اگر در حوزه مورد نظر آثار شاخص و جدى خلق نشود، جشنواره هم دچار مشكل مى شود. اما تا آنجا كه من اطلاع دارم و طى همكارى هايى كه با جشنواره ادبيات دفاع مقدس داشتم، بايد به اطلاع شما برسانم كه تلاش مديران و مسئولان جشنواره بر اين بوده كه جايگاه جشنواره را ارتقا ببخشند. سطح آن را بالاتر ببرند، علمى تر و فرهنگى تر كنند و ملاك ها و شاخصه هاى آن را مطابق الگوهاى پذيرفته شده بهبود ببخشند.
الآن مشكل ما جشنواره ها نيستند. اگر امروز احساس مى شود كه جشنواره ها چندان تأثيرگذار نيستند به خاطر اين است كه آثار و ادبيات خلق شده درحوزه دفاع مقدس چندان شاخص و تأثيرگذار نيست. اگر بتوانيم اين سمت را درست كنيم، يعنى مديران و مسئولان فرهنگى همان گونه كه به دنبال برگزارى جشنواره ها هستند، ببينند هدف از برگزارى جشنواره چيست چه برنامه هايى را قرار است به پيش ببرد و به سرانجام برساند، آيا اين جشنواره مى خواهد چيزهاى كشف شده را درو بكند و بسته بندى بكند و بعد كيفيت آنها را ارزيابى بكند اما وقتى چيزى كشت نمى شود چه بايد كرد ما بايد به كشت فكر كنيم. بايد برنامه ريزى كرد. در حوزه ادبيات داستانى بويژه ادبيات دفاع مقدس بايد تمهيداتى انديشيد كه از اين ركود خارج شويم. بايد اين اتفاق بيفتد. سال هاست كه اين انتقادات مطرح مى شود كه اين فضا و اين محيط، محيط خلاق و بارور و با كيفيتى نيست. چرا همه اهل فرهنگ اعم از نويسنده، مسئول، منتقد، ناشر بايد به دنبال پاسخى براى اين چراها باشيم تا بعد بتوانيم راهكارهايى پيدا كنيم و شرايط را طورى رقم بزنيم كه نويسندگان ما به ادبيات دفاع مقدس بيشتر و بهتر بپردازند. بايد بهاى لازم را به نويسندگان بدهيم. اگر اين اتفاق بيفتد، مطمئن باشيد تنور جشنواره هم داغ تر مى شود.
* شما به عنوان نويسنده، منتقد و دست اندركار امور اجرايى چه پاسخى براى اين چراها داريد
ساختارهاى فرهنگى و ادبى كشور ساختار مناسبى نيست. چون از ابتدا به صورت خودجوش به وجود آمده و براى آن برنامه ريزى نشده است و هيچ چشم اندازى براى آن ترسيم نشده است. براى استوار كردن ساختارى مناسب و برنامه ريزى دقيق قطعاً ساختار و بناى گذشته احتياج به بازسازى دارد. مى خواهم بگويم ادبيات دفاع مقدس بدون دستور، بدون برنامه و حتى بدون پشتوانه چه مى تواند بكند
ما كشورى بوديم كه طى چند قرن اخير جنگى نداشتيم كه ادبيات آن جنگ را به عنوان پشتوانه ادبيات دفاع مقدس داشته باشيم. نه چنين چيزى نبود. دفاع مقدس يك اتفاق تازه بود كه در تاريخ ادبيات ما سابقه نداشت، تا نويسندگان نسل امروز از تجربه نويسندگان گذشته سود ببرند، برنامه ريزان فرهنگى، از برنامه هاى گذشته درس بگيرند. پس ناگزير همه چيز از هيچ شروع شد. وقتى جنگ اتفاق افتاد هر كسى با هر توانى قلم در دست گرفت و در اين حوزه نوشت و منتشر كرد. اما در سال هاى پس از جنگ همان طور كه دولتمردان ما به زيرساخت ها فكر كردند و به ترميم نقايص پرداختند و به آينده سياسى و فرهنگى كشور فكر كردند و براى آن برنامه نوشتند، در حوزه فرهنگ و ادبيات داستانى دفاع مقدس هم واقعاً بايد برنامه ريزى كرد. مديران و مسئولان فرهنگى اغلب دچار روزمرگى شدند، وقتى ادبيات دفاع مقدس در جامعه شكل مى گرفت، كسى در فكر زيرساخت ها نبود. آينده را ترسيم نكردند كه ادبيات دفاع مقدس پس از دو يا سه دهه ديگر به كجا مى خواهد برسد. چشم اندازى برايش ترسيم نشده است. همين چشم انداز برنامه ۲۰ ساله كشور كه مقام معظم رهبرى اين همه به آن تأكيد دارند، در واقع مديرانى لازم است كه با تمام توان اين برنامه ها را تحقق ببخشند. من نديدم براى فرهنگ و ادبيات دفاع مقدس متوليان امور يك چنين برنامه اى تدوين كرده باشند تا اگر يك مدير و مسئول كنار رفت، نفر بعدى ملزم به اجراى آن برنامه باشد. اگر چنين برنامه اى تدوين نشود هرگز اوضاع و احوال فرهنگ درست نمى شود. اگر امروز دچار سردرگمى شده ايم به علت نبود برنامه است. ۲۰ سال قبل مى گفتند برنامه فرهنگى در درازمدت جواب مى دهد. امروز هم همين را مى گويند. مديران كى قرار است اين برنامه درازمدت را شروع كنند كه ما بدانيم ۲۰ سال ديگر نتيجه اش چه مى شود و در كجا ايستاده ايم متأسفانه هنوز اين اعلام نشده كه ما فرضاً در حوزه دفاع مقدس چه سياست گذارى هايى كرده ايم كه در ۲۰ سال آينده نتيجه آن را ببينيم. اگر وضع بدين منوال پيش برود من خيلى خوشبين نيستم كه در آينده شاهد شكوفايى ادبيات دفاع مقدس باشيم.
* ميزان و مبلغ جايزه ادبيات دفاع مقدس در اين پارامترها چه نقشى دارد
شما به يك عامل اشاره كرديد كه عامل جايزه است. من معتقدم يكى از پارامترهايى كه ارزش و اعتبار يك جشنواره را تعيين مى كند، جايزه است. هر چقدر ميزان و ارزش جايزه بيشتر باشد، اعتبار و اهميت جشنواره را افزايش مى دهد. موضوع كاملاً روشن است. در دنيا هم جشنواره هاى متعدد ادبى برگزار مى شود، معتبرترين آنها معمولاً جشنواره هايى هستند كه جوايز ارزشمندتر و سنگين ترى به برندگان اهدا مى كند. اگر در دنيا جايزه نوبل حرف اول را مى زند، به دليل ارزش مادى آن است كه از همه جوايز بالاتر است. هرچه ميزان جوايز كمتر باشد، اعتبار جشنواره پائين تر است. عكس اين معادله اصلاً قابل تصور نيست. شما يك جشنواره پيدا نمى كنيد كه ارزش مادى آن پائين اما ارزش اسمى بالايى داشته باشد و اعتبار بين المللى پيدا كند.
* داورى جشنواره دفاع مقدس و انتخاب آثار برتر چقدر با سليقه مخاطبان عام هماهنگ است يعنى يك اثر بعد از انتخاب شما به چاپ هاى متعدد مى رسد
اولاً آثارى كه در اين جشنواره يا جشنواره هاى ديگر انتخاب مى شود اين طور نيست كه زندگى مادى و معنوى نويسنده را دگرگون كند. نه ارزش هاى مادى آن آنقدر زياد است كه تا مدت ها خيال نويسنده را از دغدغه زندگى روزمره و معيشت راحت كند و نه ارزش معنوى اش آنقدر هست كه نويسنده را به شهرت و محبوبيت آنچنانى برساند. اين جوايز تأثير زيادى در زندگى نويسنده ندارد. اما در فروش كتاب بى تأثير نيست. البته در برخى كتاب ها تأثير چندانى ندارد. بستگى به ناشر كتاب، موضوع كتاب و عوامل ديگر هم دارد كه آن كتاب چند بار تجديد چاپ مى شود يا نمى شود. ناشر از اين امتياز مى تواند در پروژه هاى تبليغاتى خود حداكثر استفاده را بكند يا خير. اما چون در كشور ما ناشران عادت به تبليغ كتاب ندارند و يا رسانه ها سعى نمى كنند بحث كتاب و كتابخوانى را دامن بزنند، ممكن است جوايز جشنواره هم در فروش كتاب تأثير آنچنانى نداشته باشد.
*ويژگى يازدهمين دوره كتاب سال دفاع مقدس نسبت به دوره هاى قبل چه بود
پاسخ به اين سؤال احتياج به شناخت دوره هاى قبل دارد. يعنى بايد ۱۰ دوره گذشته را از هر نظر مورد مطالعه مجدد قرار داد تا ويژگى اين دوره را نسبت به دوره هاى قبل اعلام كرد. اما يك چيز را نمى توان انكار كرد. دوره يازدهم نسبت به دوره هاى گذشته يك روند رو به گسترش و رو به رشد را طى كرد. شما اگر اين دوره را با دوره اول و دوم مقايسه كنيد، هم به لحاظ تنوع آثار هم به لحاظ گستره مخاطبان قابل مقايسه نيست. امروز خيلى گسترده تر، وسيع تر و جامع تر شده است. اين روند البته مى تواند ادامه پيدا كند.
* آثارى كه در دوره هاى گذشته به عنوان آثار برتر انتخاب شدند، آيا هيچ يك به زبان هاى ديگر ترجمه و منتشر شده اند آيا نهادهاى مختلف با بودجه اى كه در اختيار دارند اقدام به چنين كارى كردند
هيچ نهاد و هيچ ارگانى در كشور ما متولى ترجمه و نشر ادبيات دفاع مقدس در خارج از كشور نيست. ممكن است گفته شود مؤسسه انتشاراتى الهدى متولى اين كار است و وظايف اش بر اين اساس تعريف شده كه آثار حوزه ادبيات دفاع مقدس را ترجمه و چاپ بكند. من مى خواهم بگويم مؤسسه اى به اسم انتشارات الهدى وجود ندارد. ماهيتاً سال هاست كه اين مؤسسه انتشاراتى در عرصه صنعت نشر كشور حضور ندارد و فعاليت اش مشخص نيست. و گرنه بهترين كتاب ها بخصوص كتاب هاى سال كه توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى انتخاب مى شوند و كتاب هاى برگزيده ادبيات دفاع مقدس و آثار برگزيده جشنواره ها ضرورت انكارناپذيرى براى ترجمه به زبان هاى ديگر دارند و بايد در خارج از كشور منتشر بشوند. اما اين اتفاق از سوى يك ناشر دولتى متولى اين كار صورت نمى گيرد. اين يك بحث است.
بحث ديگر اين است كه هيچ نهاد و ارگانى خود را موظف به اين كار نمى داند و اين امر لازم را انجام نمى دهد. متأسفانه اين خلأ در فرهنگ كشور ما وجود دارد كه هيچ مؤسسه اى مسئوليت ترجمه آثار شاخص در زمينه ادبيات انقلاب و ادبيات دفاع مقدس را به عهده نمى گيرد. حتى هيچ مؤسسه اى نيست كه مسئوليت معرفى اين آثار را در خارج از كشور بپذيرد و بلكه با معرفى اين آثار در خارج از كشور ناشرى پيدا شود آن را ترجمه و منتشر كند. البته ممكن است ناشرى مانند انتشارات شاهد بدون اين كه يك مؤسسه نشر بين المللى باشد، دو - سه سالى است كه به دليل تعهدات حرفه اى و دينى براى خودش وظايفى تعريف كرده و در اين بخش فعال شده است. چنان كه مى بينيم تعداد قابل توجهى از كتاب هاى حوزه دفاع مقدس را در برخى از كشورها مانند لبنان چاپ و منتشر مى كند. شنيده ام به دنبال اين هستند كه اين آثار را به زبان هاى اروپايى هم ترجمه و چاپ بكنند. جالب است بدانيد افرادى هم مانند من هستند كه با هزينه شخصى به نمايشگاه هاى بين المللى كتاب مانند نمايشگاه فرانكفورت مى روند تا كتابى را كه نوشته اند، براى ترجمه و انتشارش يك ناشر معتبر پيدا كنند. من براى كتابى كه به نام «محمد(ص)» نوشتم و به نيت ترجمه و انتشارش در خارج از كشور هم آن را چاپ كردم ولى كسى در اينجا مسئوليت ترجمه و انتشارش را به عهده نمى گيرد، ناگزير خودم بلند شدم به نمايشگاه فرانكفورت آلمان رفتم تا با ناشران مختلف صحبت كنم و اين كتاب را ان شاءالله بتوانم در آنجا به چاپ برسانم. تا وقتى وضع اين گونه است، نبايد گله مند بود كه چرا آثار نويسندگان ايرانى در خارج از كشور ترجمه و چاپ نمى شوند.
اشعارى در اعتراض به تهاجم آمريكا به عراق
كهنه سربازان ويتنام در جنگى ديگر
] ترجمه: كتايون حدادى [

آنچه در پى خواهد آمد، اشعارى است در خصوص جنگ. مجموعه اى از واژگان كه در واقع ماحصل انباشت عاطفه و احساس همدردى است. همدردى انسان شاعر با مردمى آواره و آسيب ديده از جنگ در همسايگى ما، در كشور عراق. در اين قطعات ـ كه البته متن اصلى شان بسيار تأثيرگذار تر از متن ترجمه شده آنهاست ـ هر شاعرى برداشت حسى خويش را از جهان بى ترحم و بى منطقى كه قدرت هاى بزرگ براى انسان بى گناه اين عصر ساخته اند، به قالب شعر ريخته و بيان كرده است. آنچه امروزه آمريكا و متحدان اش در منطقه خاورميانه در پيش گرفته اند، مخالفان بسيارى در جهان دارد. مخالفانى كه هر روز اعتراض خويش را در قالب آثارى تأثيرگذار به گوش مردم جهان مى رسانند. اما اين فريادها براى رسيدن به تأثيرگذارى بيشتر و دستيابى به اهداف صلح طلبانه مى بايد صورت يكپارچه ترى به خود بگيرد. در اين صورت هر فريادى فرياد اعتراض ديگرى را در پى خواهد داشت و بازتاب همدلانه اين اعتراض ها قدرت هاى اشغالگر را به عقب نشينى از سرزمين هاى ويران شده ناگزير خواهد كرد. توضيح اين كه محور اصلى همه اين اشعار، جز يكى از آن ها، به طور مشخص قدرت طلبى و تجاوزگرى آمريكاست. آمريكايى كه خودرانماد و نمود دموكراسى، تمدن و انسان محورى معرفى مى كند، اما ...

هيچ گاه پايان نمى پذيرد جنگ

] سيسيل ال.هاريسون [
هيچ گاه پايان نمى پذيرد جنگ
اگرچه پيمان نامه ها امضا شود
خاطره نبردها
پيوسته در ذهن مان باقى است
هيچ گاه پايان نمى پذيرد جنگ
بارى و در خانه وقتى شما به قهرمانان خوشامد مى گوييد
در اذهان خويش به ياد مى آورند
آنان نگاه داشته اند
خاطره هايى را كه تنها براى خودشان شناخته شده است
هيچ گاه پايان نمى پذيرد جنگ
كهنه سربازان ويتنام اين را نيك مى دانند
اينك جنگ هاى ديگر خاطره هايى را به همراه مى آورند
از دوزخ ابدى شان
هيچ گاه پايان نمى پذيرد جنگ
زيرا من مى شناختم جنگ جهانى دوم را
و نبردها را از ياد نخواهم برد
يا كابوس هاى پى آمدشان را
هيچ گاه پايان نمى پذيرد جنگ
خانه هايى كه انتظار كشيده اند اين را مى دانند
چرا كه بسيار كسان چشم انتظارند هنوز
و جاى بوسه هاى بدرودشان هنوز هست
هيچ گاه پايان نمى پذيرد جنگ
اگر چه ما فاتحانه پيروز شويم
هنوز در اذهان مان نبردها
هيچ آزادى اى را آزاد نكرده است!

جنگ است...

] فرى فالر [
جنگ يك عمل طبيعى است
همچون مسبب مرگ، نيرومندتان مى كند
جنگ مى تواند بسيار ناگهانى باشد
روى دهد هم زمان باحادثه اى كه به اشتباه روى مى دهد
جنگ بسيار بى ثمر است
هيچ چيز درپى ندارد
جنگ يك يادآورى است
نبردها همه در يك نقشه جاى گرفته اند
جنگ سرشار از اشك است
اشك هايى كه فرياد نخواهند شد
جنگ شبيه اعلان خطر است
اشتباهى كه بى شك مرگ درپى دارد
جنگ يك راه حل است
براى مردمى كه به شكل مشت درآمده اند
جنگ بخشى از بيدادگرى همه چيز است
و بيدادگرى آن چيزى است كه جنگ است

جنگ و صلح

] نيت اسنوبال [
جنگ، صلح است
صلح، جنگ است
جنگ عليه متحدشدن است
دشمنى مشترك
صلح در گوشه اى اشك مى ريزد
رؤيايى شبيه به اجتماع
هراس در طول جنگ
به وسيله دولت كنترل مى شد
آرامش صلح
سپرهاى تان را زمين بگذاريد با عاطفه
جنگ موجب مرگ است
به طور طبيعى، از روى آمار
صلح انتهاى زندگى است
به طور احساسى و شخصى
جنگ، صلح است
صلح، جنگ است
جنگ

] جورجرى ميوما [

جنگ. و چيزى بيش از آن
جنگ. و چيزى بيش از آن
هيچ كس نمى داند،
كه براى چيست،
جنگ و چيزى بيش از آن
تصاويرى كه ديده مى شوند
براى حكومت كردن بر روز،
جنگ و ژنرال ها،
همه يك سان
همه پاسخ ها.
بسيار لنگ به نظر مى آيند
تمام دلايل مان؛
احمقانه شده اند.
جنگ. و چيزى بيش از آن
جنگ .و چيزى بيش از آن
هيچ كس نمى داند،
براى چيست جنگ.
و چيزى بيش از آن ...
يك جنگ

] سيلويا چايدى[

جنگى از واژگان، جنگى از واژگان
تنها در سادگى شان ما مى توانيم از عهده اش برآييم
اين واژگان گفته شده وقتى از كنترل خارج شوند
ملت ها را در گورى مدفون مى كند ژرف تر از هر حفره اى
جنگى از دوستان، جنگى از دوستان
در پايان بسيار خوب است اگر با جبرانى دوستانه رودررو شود
جنگى از مهارت ها، جنگى از مهارت ها
براى ما نتيجه خوبى خواهد داشت اگر شادى وعده اصلى غذاى مان باشد
و براى حس كردن و براى كشتن به آزمندى نيازى نداشته باشيم
جنگى از عشق، جنگى از عشق
اما حتى عشق نيز مرزهاى خودش را دارد
فكر كنيد به لباس هاى انبارشده در رختشوى خانه
نفرت تنها چيزى است كه عشق را از پيش نخواهد برد
جنگى از ملت ها، جنگى از ملت ها
محكوميتى برگشت ناپذير است
و نتيجه آن براى مردم زمين
مى تواند تباهى تولد انسان ها باشد


|   شناسنامه   |   آرشيو   |