|
|
|
|
|
|
|
مدير مطالعات برنامه ريزى معاونت حمل و نقل شهردارى اصفهان خبر داد
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
برپايى سومين جشنواره كارآفرينان برتر استان مركزى در اراك
|
|
|
اراك ـ خبرنگار «ايران»: سومين جشنواره كارآفرينان برتر استان مركزى با حضور استاندار و جمعى از مسئولان اجرايى و صنعت استان و به همت سازمان كار و امور اجتماعى استان در اراك برگزار شد. در اين جشنواره يك روزه از ۳۳ كار آفرين برتر استان مركزى در ۳ بخش صنعت، خدمات، كشاورزى و معدن تقدير و تجليل به عمل آمد. سهرابى، استاندار استان مركزى در اين مراسم با اشاره به صادرات استان به ۶۸ كشور جهان پارسال با ارزشى معادل ۸۰۰ ميليون دلار به عنوان نتيجه تلاش هاى عرصه كارآفرينى و توسعه اشتغال، افزود: كارآفرينى پايه اشتغال و توسعه كشور است و نگاه علمى و حمايت هدفمند از اين قشر از اهداف دولت است. وى، اضافه كرد: در مدت ۲ سال گذشته ۶۶۱ ميليارد تومان اعتبار به بنگاه هاى كوچك زودبازده استان مركزى اختصاص يافته است كه البته با تصميمات اتخاذ شده بخشى از اين اعتبار به كارخانجات بزرگ و كارآفرين استان اختصاص يافت. وى همچنين ابراز اميدوارى كرد با ساز و كارهاى تعبير شده و برنامه ريزى هاى انجام شده در سطح كلان هرچه بيشتر به سمت خصوصى سازى و تحقق اصل ۴۴ قانون اساسى پيش خواهيم رفت. وى از برگزارى نشست توليدكنندگان و سرمايه گذاران داخلى و خارجى با حضور مسئولان كشورى و وزيران مربوطه با عنوان نشست ۵۰۰ امسال در اراك خبر داد. امامى معاون برنامه ريزى و راهبرى استاندارى مركزى نيز در ادامه اين جشنواره با اشاره به شرايط جديد به وجود آمده در روند اقتصاد بين المللى و شتاب در تغييرات بر ضرورت تحول در اقتصاد و صنعت كشور و اعمال اين تغييرات در برنامه ها و سياست ها ى اجرايى كشور تأكيد كرد. وى در بخش ديگرى با تأكيد بر تأثير توجه به كارآفرينان در كاهش آمار بيكارى و به عنوان راه حل اساسى براى خروج از بحران بيكارى، اظهارداشت: ارتقاى نظام امنيت اجتماعى و اقتصادى كار آفرينان در زمينه كاهش هزينه هاى كارآفرينى، كاهش زمان دسترسى به سرمايه، توسعه فناورى، توجه و طرح مكانيزم هاى لازم در حمايت مالى و قانونى از كار آفرينان، شناسايى فرصت ها و چالش ها در عرصه اقتصاد و تغيير و كاربرد فناورى در كسب و كار از جمله راهكارهاى منطقى براى توسعه امر كارآفرينى است. وى با بيان اين كه كارآفرينى محور ايجاد تحول اقتصاد دولتى است توضيح داد: طبق آمارهاى موجود ۶۰ درصد از اشتغال و ۶۷ درصد نوآورى ها در عرصه اقتصاد از سوى كارآفرينان رخ مى دهد و ۹۵ در صد از نوآورى هاى اين كارآفرينان به عرصه عمل مى رسد. ايجاد هويت درميان افراد خلاق كارآفرين، شناساندن الگوى مفيد به جوانان، ترويج فرهنگ كار، معرفى كارآفرينى به عنوان علم، اشاعه كارگروهى، ايجاد ارتباط گسترده صنعت و دانشگاه، هم افزايى مشاركت كارآفرينان و ايجاد نشاط و رقابت در فضاى كسب و كار از اهداف برپايى اين همايش يكروزه است.در اين جشنواره از كار آفرينان برتر در حوزه هاى كشاورزى ، خدمات ، صنعت و معدن تقدير به عمل آمد.
|
|
|
|
|
همدان مقام نخست توليد سبزى و صيفى گلخانه اى
|
|
|
همدان ـ خبر نگار «ايران»: استان همدان به لحاظ برخوردارى از سطح گلخانه هاى سبزى و صيفى در بين استان هاى غربى، شمال غرب و جنوب غربى كشور رتبه نخست را از آن خود كرد. هم اكنون بيش از ۵۰۰ هزار مترمربع گلخانه در استان همدان ساخته شده كه ظرفيت توليد آنها بيش از ۱۶ هزار تن محصول به ارزش ريالى ۷۹ ميليارد ريال است و در اين گلخانه ها خيار، گوجه فرنگى و فلفل دلمه اى توليد و به بازارهاى كشور عرضه مى شود. حسين رجبيان رئيس سازمان جهاد كشاورزى استان همدان، ساخت ۵ مجتمع توليد محصولات گلخانه اى را براى دانش آموختگان كشاورزى از اقدامات اين سازمان براى توسعه كشت گلخانه اى عنوان كرد و گفت: بيش از ۸۰۰ دانش آموخته كشاورزى در اين مجتمع ها مشغول به كار هستند. وى افزود: يك مجتمع كشت گلخانه اى هم در اسدآباد در حال ساخت است كه با ساخت آن براى ۱۹۴ دانش آموخته ديگر كشاورزى اشتغال ايجاد مى شود. وى در ادامه با اشاره به اين كه ايجاد اشتغال پايدار بويژه در همه فصل هاى سال از مزاياى توسعه كشت هاى گلخانه اى است، عنوان كرد: مشاوره فنى به متقاضيان، اجراى برنامه هاى آموزشى و پرداخت تسهيلات بانكى از برنامه هاى حمايتى سازمان جهاد كشاورزى استان همدان به متقاضيان ساخت گلخانه هاى سبزى و صيفى است. وى تأكيد كرد: براى آغاز به كار دانش آموختگان كشاورزى در مجتمع هاى كشت گلخانه اى ۸۰ تا ۹۰ درصد از سرمايه لازم پرداخت مى شود.اين در حالى است كه پس از سفر هيأت دولت به استان همدان و مصوبه اين هيأت، زمان باز پرداخت تسهيلات بانكى بخش كشاورزى از ۷ به ۱۰ سال افزايش يافت.
|
|
|
|
|
نبود جاده مناسب براى برق رسانى به ۳ روستا
كهگيلويه و بوير احمد ـ خبر نگار «ايران»:۳ روستاى اوره لنده، پهنوك بهمئى و آبگل، بالاى ۲۰ خانوار استان، از نعمت برق محروم هستند كه علت عمده اين مشكل نبود جاده مناسب براى برق رسانى است. مراديان مديرعامل شركت توزيع برق كهگيلويه و بويراحمد، گفت: نبود جاده مناسب، موجب محروميت ۳ روستاى بالاى ۲۰ خانوار استان از نعمت برق شده است و هم اكنون يكهزار و ۶۴۷ روستاى بالاى ۲۰ خانوار استان برق دارند. ۷۰ درصد اين روستاها از امكانات روشنايى معابر اصلى نيز برخوردار شده اند و كار روشنايى ۹۷ روستاى ديگر در دست اجراست.
|
|
|
|
|
مدير مطالعات برنامه ريزى معاونت حمل و نقل شهردارى اصفهان خبر داد
اتوبوس هاى سريع السير در اصفهان راه اندازى مى شود
|
|
|
اصفهان - خبرنگار «ايران»: سامانه « بى. آر. تى »يا خطوط ويژه اتوبوس سريع السير شهرى در اصفهان راه اندازى مى شود. هم اكنون مسير خط ويژه خيابان جى( از فلكه احمد آباد تا ترمينال همدانيان) به تصويب كميته فنى شهردارى اصفهان رسيده و عمليات اجرايى آن قرار است از سال آينده آغاز شود. به گفته قدرت افتخارى مدير مطالعات برنامه ريزى معاونت حمل ونقل شهردارى اصفهان مطالعات اوليه مربوط به ۵ كريدور نيز انجام شده است اما تصويب آن منوط به ارائه طرح شبكه بى آر تى شده است. وى مى گويد: راه اندازى اين سامانه در اصفهان با مسائل و مشكلات جانبى مختلفى رو به روست. وى از جمله به عرض كم معابر شهرى اصفهان اشاره مى كند و مى گويد: همچنين وجود حساسيت هاى زيست محيطى( مربوط به فضاى سبز سطح خيابان ها) و بعد ميراث فرهنگى موجب مى شود كه در مرحله اجرايى دستمان خيلى باز نباشد. در كشورهاى در حال توسعه هم اكنون سيستم خطوط پر سرعت اتوبوس شهرى راهكارى ميان مدت يا حتى بلند مدت براى رفع مشكل حمل ونقل است كه در مقايسه با ساير سامانه ها مانند مترو يا تراموا از هزينه بسيار كمترى برخوردار است. اگرچه اين سامانه از برخى ويژگى هاى سيستم شبكه حمل و نقل سريع السير( بى تى اس) مانند مترو و تراموا بهره بردراى مى كند. آمارها نشان مى دهد كه خطوط پرسرعت اتوبوس توانايى جابه جايى ۶۳۰۰ مسافر شهرى در اوج ترافيك و همچنين ۶۵ هزار مسافر در يك مسير را دارد. ظرفيت اين سامانه برابر است با حركت ۴۰ اتوبوس محلى در عرض ۳ دقيقه. همچنين هزينه راه اندازى آن تنها ۲ درصد از هزينه راه اندازى ترامواى شهرى است. گسترش جمعيت شهرى و مسأله معضل ترافيك از جمله مهم ترين عواملى است كه لزوم طراحى و اجراى سيستم هاى مختلف، سريع تر و كم هزينه تر حمل و نقل را در اصفهان ضرورى ساخته است. در واقع سوار شدن آسان، اتوبوس هاى علامت گذارى شده، جمع آورى كرايه به سرعت و قبل از سوار شدن، دائمى بودن سرويس از جمله ديگر فوايد اين سامانه است. افتخارى مى گويد: از جمله مسائلى كه بايد در اين طرح ديده شود اختصاصى كردن خطوط ويژه اتوبوس، ويژگى ايستگاه ها و پايانه ها، سامانه پرداخت كرايه، خدمات دهى و «اى تى اس» و همچنين وضع وسيله نقليه يا محركه است. وى مى گويد: طراحى خطوط ويژه اين مزيت را دارد كه در موارد اظطرارى آمبولانس يا ساير وسايل حمل ونقل ويژه نيز بتوانند بدون اتلاف وقت در ترافيك از آن استفاده كنند. وى افزود: همچنين در بزرگراه ها نيز بايد اين خطوط ويژه تعبيه شود البته به علت شرايط بزرگراه ها، اين خطوط ديگر صرفاً به اتوبوس ها تعلق نخواهد داشت بلكه ساير وسايل نقليه پرسرنشين مانند مينى بوس ها، ون و يا خودروهاى با بيش از ۴ سرنشين نيز مى توانند از خطوط ويژه در بزرگراه ها استفاده كنند. وى افزود: اين خطوط «اچ. او .وى» يا خطوط نقليه پر سر نشين نام دارند. وى درباره ويژگى هاى ايستگاه ها يا توقفگاه هاى مربوط به خطوط اتوبوس سريع السير، گفت: اينها متفاوت تر از ايستگاه هاى اتوبوس هاى فعلى هستند، وسيع تر وداراى پاركينگ هستند و حتى ممكن است داراى امكانات و تجهيزات جانبى مانند فروشگاه نيز باشند. به گفته وى اين خدمات جانبى بيشتر معطوف به ايستگاه هاى ابتدا و انتهايى خطوط است. به گفته وى در واقع ويژگى ها و خدمات سيستم مترو و «ال. آر .تى» به اين سامانه تزريق مى شوند. وى همچنين از هماهنگى اين سيستم براى خدمات رسانى به معلولان وافراد ناتوان جسمى خبر داد و گفت: بر اين اساس ايستگاه هاى ساخته شده بايد مناسب سازى شوند، مدير مطالعات برنامه ريزى معاونت حمل و نقل ترافيك اصفهان يكى ديگر از ويژگى هاى مربوط به اين سامانه را فاصله ايستگاه ها از هم عنوان كرد كه معمولاً به علت جابه جايى حجم مسافر زياد و سرعت بالا بيشتر از فاصله ايستگاه هاى معمولى تعبيه مى شود. اين فاصله معمولاً از ۵۰۰ متر تا نيم مايل است. نوع اتوبوسى كه دراين سامانه استفاده مى شود نيز متفاوت از اتوبوس هاى معمول است. وى مى گويد: ارتفاع اتوبوس ها از سطح زمين بيش از ۳۰ تا ۴۰ سانتى متر نيست و همچنين اتوبوس به علت خدمات دهى به معلولان نبايد داراى پلكان باشد. ابعاد درها براى اين كه امكان ورود و خروج حجم زيادى از مسافر امكان پذير شود بزرگتر است. همچنين ابعاد اتوبوس كه معمولاً ۱۸ تا ۴۰ مترى و حتى گاه ۲ و ۳ كابينه است. نياز به وجود دستگاه تهويه مطبوع نيز يكى ديگر از الزامات در اتوبوس هاى خطوط پر سرعت است. در اين سيستم دريافت كرايه به صورت بليت معمولاً با اتلاف وقت همراه است به همين دليل از شيوه مكانيزه يعنى كارت اعتبارى و الكترونيكى استفاده مى شود. به گفته وى به طور كلى در خطوط پرسرعت اتوبوس شهرى از سيستم سامانه حمل ونقل هوشمند استفاده مى شود و ايستگاه ها نيز به سامانه هاى اطلاع رسانى مجهز مى شوند. شكل ظاهرى ايستگاه ها نيز برگرفته از سيستم مترو يا «ال. آر. تى» است به اين صورت كه مسافر از هر كجاى خيابان امكان ورود به ايستگاه را ندارد بلكه براى ورود و خروج يك كريدور يا كانال يا جهت مشخصى تعيين مى شود.
|
|
|
|
|
طرح ملى محور فيروزآباد- جم آماده بهره بردارى شد
|
|
|
شيراز- خبرنگار «ايران»: عمليات اجرايى محور فيروزآباد- جم به پايان رسيده و اين طرح ملى هفته آينده (دوشنبه ۱۷ دى ماه) با حضور دكتر پرويز داودى، معاون اول رئيس جمهورى رسماً به بهره بردارى خواهد رسيد. مجرى طرح فيروزآباد- جم- عسلويه با اعلام اين خبر در جمع نمايندگان رسانه هاى جمعى در شيراز گفت: بخش اول طرح در مسير جم- عسلويه به طول ۷۰ كيلومتر پيش از اين به صورت بزرگراه چهار خطه ساخته شده و مورد بهره بردارى قرار گرفته بود و هم اينك بخش دوم آن در مسير فيروزآباد- جم به طول ۱۷۰ كيلومتر آماده بهره بردارى شده است. مهندس فيروز تكاور با اشاره به اين كه در حال حاضر مسافران شيراز- بندر عسلويه يك مسير ۵۶۰ كيلومترى را طى مى كنند اظهار داشت: با بهره بردارى از محور فيروزآباد- جم، مسير دسترسى شيراز به بندر عسلويه ۲۵۰ كيلومتر كوتاه تر مى شود. وى افزود: از اين پس بخش زيادى از تردد و جابجايى مسافر و بار استان بوشهر از اين مسير صورت مى گيرد و شهروندان مناطق لارستان، لامرد، مهر و گله دار نيز مى توانند از اين محور با شيراز ارتباط داشته باشند. تكاور، دسترسى سريع و آسان به منابع و تأسيسات عظيم نفت و گاز در بندر عسلويه و مناطق واقع در مسير و صرفه جويى در هزينه هاى حمل و نقل را از مهم ترين اهداف اجراى طرح محور فيروزآباد- جم- عسلويه برشمرد و گفت: سرمايه گذارى اين طرح به ميزان يكهزار و ۲۰۰ ميليارد ريال از سوى وزارت نفت تأمين اعتبار شده و اجراى آن از سوى وزارت راه و ترابرى انجام گرفته است. به گفته وى اجراى ۲ قطعه از محور فيروزآباد- جم به طول ۶۰ كيلومتر در سال هاى ۷۹ و ۸۰ آغاز شد و تا سال ۸۳ به دليل مشكلات اعتبارى تنها حدود ۲۵ درصد از پيشرفت فيزيكى طرح محقق شد اما از آن به بعد با تأمين اعتبار از سوى وزارت نفت، اجراى طرح، شتاب چشمگيرى يافت و در طول ۳/۵ سال، اجراى ۷۵ درصد باقيمانده از طرح، عملى شد. تكاور خاطرنشان ساخت: نيمى از كل مسير طرح در مناطق كوهستانى و صعب العبور اجرا شده و قبل از ساخت اين محور، هيچگونه راه ارتباطى حتى به صورت راه دسترسى در اغلب نقاط مسير وجود نداشته است. وى حجم خاكبردارى در طرح فيروزآباد- جم را ۹ ميليون و ۶۰۰ هزار مترمكعب و حجم خاكريزى صورت گرفته در آن را ۵ ميليون مترمكعب اعلام كرد و گفت: در اجراى اين طرح، يك دستگاه تونل به طول ۲۰۰ متر، ۵۸۰ دستگاه پل كوچك و ۶ دستگاه پل بزرگ ساخته شده و رويه راه از سه لايه آسفالت به ضخامت ۱۵ سانتيمتر تشكيل شده است. مجرى طرح فيروزآباد- جم- عسلويه از توافق وزارت نفت و راه وترابرى براى گسترش و توسعه مسير فيروزآباد- جم از راه اصلى دو خطه به بزرگراه چهار خطه خبر داد و تصريح كرد: مطالعات چهار خطه شدن اين مسير در حال انجام است و پس از برگزارى مناقصه و انتخاب پيمانكار، پيش بينى مى شود اجراى اين طرح توسعه از سال ۸۷ آغاز شود. محور فيروزآباد- جم- عسلويه به طول ۲۴۰ كيلومتر يكى از محورهاى مهم توسعه كشور محسوب مى شود كه علاوه بر اتصال منطقه اقتصادى پارس جنوبى به مركز كشور، تأثير شگرفى بر توسعه مناطق جنوبى كشور برجاى خواهد گذاشت.
|
|
|
|
|
ثبت ركورد جهانى پياده روى خانواده به نام ايران
|
|
|
قزوين- خبرنگار «ايران»: شركت بيش از ۲۰۰ هزار نفر از مردم استان قزوين در همايش بزرگ پياده روى خانواده ركورد جديدى را در جهان به نام مردم استان قزوين ثبت كرد. اين همايش چندى پيش با شركت دبيركل فدراسيون هاى جهانى ورزش هاى همگانى «وولفگانگ باومن» از كشور آلمان و به همت هيأت ورزش همگانى استان قزوين در ميدان جانبازان تا ابتداى پارك گردشگرى فدك در ارتفاعات شمال قزوين برگزار شد و شركت كنندگان از مرد و زن و پير و جوان و كودك به همراه اعضاى خانواده خود مسافت ۵ كيلومترى اين مسير را پياده طى كردند. عبدالرزاقى رئيس هيأت همگانى استان قزوين در اين باره به خبرنگار ما گفت: آخرين ركورد پياده روى دنيا مربوط به شهر نانخين هلند بود كه با برگزارى راهپيمايى بزرگ كه ۴۲ هزار و ۲۱۷ نفر در آن شركت كردند ركوردار اين حركت ورزشى در دنيا بوده اند. عبدالرزاقى در باره بحث خدمت رسانى به مردم در اين همايش بزرگ گفت: اگر مى خواستيم براى برگشت اين افراد به شهر به وسيله حمل و نقل پيش بينى كنيم در حدود ۱۰ هزار دستگاه اتوبوس نياز داشتيم كه اين ميزان با امكانات فاصله زيادى داشت. وى با اشاره به اين كه مردم خواهان امكانات رفاهى بيشتر از جمله سرويس هاى بهداشتى، ظروف زباله و آب آشاميدنى در اين مسير خارج از شهر بودند، تصريح كرد: با اين وجود استقبال مردم چشمگير بود و توسعه ورزش همگانى در استان كه باعث شادى و نشاط پياده روها شد همه جاى دنيا درخشيد. وولفگانگ باومن، دبير فدراسيون جهانى ورزش هاى همگانى نيز گفت: من قزوين را به عنوان شهر پياده روى دنيا معرفى مى كنم، در آلمان و كشور هاى مختلف از ورزش هاى همگانى استقبال زيادى مى كنند اما با شركت اين جمعيت گسترده ، قزوين به عنوان پايگاه و نماد ورزش همگانى پياده روى شناخته خواهد شد. وى با بيان اين كه امروز ركورد جديدى در تاريخ پياده روى جهان ثبت شد افزود: شركت كنندگان در شهر تاريخى قزوين ۴ برابر شركت كنندگان در همايش پياده روى شهر نانخين هلند بودند و من خوشحالم كه در آسيا و خاورميانه شهرى مانند اينجا به تندرستى اهميت مى دهند.
|
|
|
|
|
روزگار نامساعد هنرهاى سنتى بوشهر
|
|
|
هنرهاى سنتى استان بوشهر به دليل عدم معرفى لازم و نيز نبودن برخى مواداوليه در منطقه، در شرايط مطلوبى بسر نمى برد. حصير بافى،عبابافى، منبت، گره سازى(گره سازى امروزديگر رايج نيست) گليم،گبه،قالى و جاجيم و رشته هاى گليم و گبه به دليل اين كه از بازارخوبى بهره مندند فعال است، اماعبا بافى رو به فراموشى است. سفال گرى به دليل نبودن بودجه كافى در دسترس هنرمندان و دور بودن از مركز از كيفيت خوبى برخوردارنيست . هنرهاى سنتى در اين منطقه انگشت شمار است، اما در بيشتر روستاهاى شهرستان هاى دشتى، دشتستان گناوه، كنگان و دير به گبه بافى مشغول هستند. در گبه بافى، روستاى شول شهرستان گناوه از اهميت خاصى برخوردار است زيرا قدمت بيشترى درگبه بافى دارد.گبه هاى شول به كشورهاى حوزه خليج فارس و حتى اروپا صادر مى شود.نقشه هاى گبه هاى صادراتى از سوى شركت ها سفارش داده مى شود و نقش هايى است كه مورد پســند بازار اروپا است و ريشه در گبه بافى محلى ندارد. اما برخى از بافندگان كه نقش هاى اصيل را نسل به نسل به خاطر سپرده اند و اين گبه ها در خانه هاشان ديده مى شود. درقديم پشم ها و نخ هاى گبه رنگ نمى شد وبه رنگ طبيعى خود پشم مى بافتند و به آن گبه خود رنگ مى گفتند.جاجيم بافى در استان بوشهر به گبه و قالى از بازار اقتصادى خوبى برخوردار نيست اما هنرمندان آنرا براى خودشان مى بافند و همين طور اهالى براى جهيزيه فرزندانشان از هنرمندان خريدارى مى كنند. حصيربافى در منطقه: دستاوردهاى هنرمندان حصيرباف در اكثر خانه هاى بوشهر ديده مى شود، اما از قيمت كمى برخوردار است و جواب نياز هنرمندان رانمى دهد و هنرمندان به ناچار براى كسب و امرار معاش مجبورند به كار ديگرى مشغول شوند . عبا بافى: به دليل اين كه تعداد استادكارها اندك است روبه انقراض است و اكثر هنرمندان آن افراد مسن هستند و نيروهاى جوان مايل به فراگيرى اين صنعت نيست. سفالگرى: اين رشته در اين منطقه بيشتر است و نوآورى در آن مشاهده نمى شود و اكثر همت كارگاه هاى سفالگرى صرف ساختن قليان مى شود، زيرا هنـرمندان با اين دستاوردها امــرار مـعاش مى كنند وجز اين درآمد ديگرى ندارند و غالباً به دليل اين كه بودجه ندارند، دست ساخته هاى آنان نيز تنوع خاصى ندارد،در صورتى كه همه آنان مشتاقند تا آنچه راكه درذهن دارند دركوره هاشان مشاهده كنند و خلاقيت خويش را در اين دستاوردها به معرض نمايش بگذارند . * گبه و قالى شاخص ترين محصول صنايع دستى استان بوشهر نوعى فرش به نام گبه است. علاوه برآن بافت انواع قالى و قاليچه در نقاط مختلف روستايى در ميان عشاير ساكن در روستاها رايج است. در استان بوشهر بافندگان به ۲ قشر تقسيم مى شوند. يك عده بافندگانى هستند كه مواد اوليه را به سرمايه خودشان تهيه مى كنند و مى فروشند كه از وضع اقتصادى خوبى برخوردارند. قشر ديگر به صورت دستمزدى كار مى كنند و مواد اوليه را از ساير منابع تحويل مى گيرند. سابقه تاريخى: در هر جاكه دام وجود داشته است، انسان به كاربرد پشم گوسفند پى برده و بعدها بافت گبه و گليم درهمان مناطق معمول شده است، روستاى شول قدمت ديرينه در گبه بافى دارد. بعد از آن سرمك، رود فارياب، ده كهنه و ... * مشخصات يك گبه مرغوب دار محكم باشد. چله كشى به خوبى انجام شده باشد. گره بايد محكم زده شود. شانه به خوبى زده شود. نخى را كه بعد از گره زدن مى بافند، به اصطلاح زنجيرى كه درروستاى شول به آن تپ كو مى گويند به خوبى بافته شود و روى آن شانه زده شود. * نقوش و رنگ هاى گبه در اين منطقه طرح ها بيشتر الهام گرفته از طبيعت است كه در محل زندگى آنان وجود دارد، مانند نقش بز، پرنده و درخت كه در قالى و گبه ها ديده مى شود . ممكن است به صورت طرح بندى باشد، يعنى يك قطعه از طرح در سر تا سر فرش چه در طول چه در عرض تكرار شده باشد . طرح هندسى هم در بافته هايشان ديده مى شود گبه هاى اين مناطق صادراتى هستند و براى كشورهاى اروپايى سفارش مى گيرند. گبــه هاى امروزى با استفاده از طـرح ها و نقش هايى كه به بافندگان داده مى شود آماده مى شود و طرح ها اصالت ديرين را ندارند. در گذشته همه گبه ها به رنگ خود پشم بافته مى شد و رنگ ديگرى نداشت. * نقش هاى گبه نقش ۲ لوزى سماور نقش وسط چنگ ماه و آفتاب نقش حسين خانى نقش كنگره اى چنگ قليونى (محل اتصال ۲ لوزى را قليونى مى گويند) نقش چنار بغل خوسى نقش ساده شده حيوان مانند نقش آهو كه به آن شكال مى گويند. * نقش هاى موجود ناظم گل حاشيه و ۴ شاخه سراب نقش بلبل نقش تجريه حيوان نقش كبك روى كوه نقوش شطرنجى * گليم گليم يكى از بافت هاى دارى است كه دراكثر نقاط كشورمان بافت آن رايج است . روستاهاى شنبه و سرمك از توابع شهرستان دشتى بخش جم، روستاى ريز از توابع شهرستان كنگان و بسيارى از روستاهاى استان بوشهربه گليم بافى مشغولند. نقوش گليم غالباً هندسى است، اما در برخى از مناطق مانند روستاى سرخره (دشتستان) گليم نقش دار ندارند و به صورت راه راه مى بافند . رنگ گليم متنوع است و به رنگ هاى مختلف مى بافند. گاهى اوقات پشم را با رنگ گياهى رنگ مى كنند . مثلاً از پوست گردو رنگ قهوه اى مى گيرند و از گل درخت گز رنگ قرمز مى گيرند. * نقوش روستاى شنبه نقوش حوضى،چنگ، تهرانى كوچك، تهرانى بزرگ، كشكولى، دانه بيگى نقش خراسانى.نقوش روستاى سرمك آقاجارى، نيم خانه، انگليسى، نصف حوض، بحرونى، خشت. تگين: نوعى گليم است كه اين محصول مخصوص پختن نان است يعنى وسايل و ردنه زدن خمير را بر روى تگين مى گذارند و بر روى آن مى نشينند و نان درست مى كنند. * عبا بافى عبا بافى از رشته هاى صنعت نساجى است كه روزگارى در ايران و بويژه در مناطق روستايى داراى گستردگى فراوانى بوده است . اين صنعت در پاره اى از نقاط استان بوشهر مانند روستاهاى تنگ ارم، بنار آزادگان، زيارت، سعدآباد، بردخون، كردوان سفلى، عليا و حومه شهر اهرم رايج بوده كه علاوه بر تأمين نيازهاى روستاهاى استان به كشورهاى حوزه خليج فارس نيز صادر شده است . در حال حاضر (زمستان ۱۳۷۵) ارزش توليدات عبا در سال بيش از ۲۱۶ ميليون ريال است و تنها در سال گذشته مبلغ ۱۰۸ هزار مارك درآمد ارزى براى كشور داشته است . * جاجيم جاجيم جزو فرآورده هايى است كه به كمك دستگاه بافندگى ۴ ورودى بافته مى شود . نوع دستگاه آن در مناطق مختلف با هم تفاوت دارد. مثلاً در منطقه سرخره روستاى شهرستان دشتستان با دارقالى جاجيم مى بافند و تفاوت آن با دار قالى اين است كه به آن ۴ ورد اضافه مى كنند.در منطقه ممريز روستاى شهرستان دشتى دستگاه جاجيم بافى مختص به جاجيم است. در منطقه عيسوند دستگاه بافندگى جاجيم مانند دستگاه بافندگى عباست. نقوش جاجيم بيشتر به صورت راه راه يا چهارخانه است و بعد از بافت روى آن را هم به سليقه خود تزئين مى كنند و به رنگ هاى مختلف بافته مى شود. * حصيربافى حصيربافى يكى از قديمى ترين صنايع دستى و شايد كهن ترين آنهاست كه به عنوان منشأ نساجى شناخته مى شود و در بسيارى از كشورهاى جهان بويژه آن دسته از ممالكى كه به مـــواد اوليه مورد نياز اين رشته دسترسى دارند مرسوم و متداول بوده است .امروزه در مناطق مختلف كشورمان كه دسترسى به برگ درخت خرما، ساقه گندم، نى و تركه وجود دارد، محصولات اين رشته به صورت حصيربافى، سبد بافى، مرواربافى، تركه بافى، چم بافى و چيغ بافى رايج است. در استان بوشهر به دليل فراوانى برگ و الياف خرما و گياهان خودرو شبيه ساقه گنــــــدم كه در اصطلاح محلى خاكه ناميده مى شود، از دير باز توليد انواع محصولات حصيرى به منظور استفاده محلى و فروش در ساير بازارها در حد گسترده اى رايج بوده است و امروزه به دليل جايگرينى محصولات كارخانه اى وعدم ثبات بازار فروش اين محصولات از توليد آنها كاسته شده است و بيشتر به منظور مصرف داخلى روستاييان تهيه مى گردد. تعداد صنعتگران شاغل در اين رشته در استان بوشهر بالغ بر ۸۰۰ خانوار است . ارزش توليدات حصيرى در سطح استان تنها در سال گذشته بالغ بر ۶۴ ميليون ريال بوده است . در روستــاهاى تابعه گناوه، دشتستان، دشتى، تنگستان و كنگان حصير بافى رايج است . براى رنگ كردن برگ نخل جوهر رنگى از عطارى تهيه مى كنند كه نام آن بقم است . بقم به چند رنگ وجود دارد: رنگ هاى سبز، آبى، بنفش و نارنجى. بقم را با زرد چوبه مخلوط مى كنند تا رنگ آن جلاى بهترى داشته باشد و روشن تر شود و براى اين كه رنگ تيره تر يا روشن تر شود مقدار زردچوبه را كم يا زيادتر مى كنند. نقش ها در حصير يا سبد و ديگر محصولات ذهنى بافته مى شود و به صورت لوزى هاى كنگره دار و هندسى بافته مى شود. محصولات حصيرى: مهم ترين محصول حصيرى استان بوشهر كه هم از نظر اقتصاد خود مصرفى داراى اهميت ويژه اى است و هم در گذشته در امارت متحده عربى داراى بازار مناسبى بود، نوعى فرش حصيرى به نام تك است كه معمولاً به عرض ۱۰ سانتى متر بافته مى شود و سپس به اندازه عرض مورد نظر قطعات ۱۰ سانتى حصيرى در كنار يكديگر دوخته مى شود. از اين محصول به منظور پوشش سقف كپرهاى روستايى نيز استفاده مى شود زيرا به دليل نوع بافتنش به راحتى آب باران را از خود عبور مى دهد. محصول ديگر به نام مغرف كه نوعى زنبيل كوچك است .تويزه محصول ديگرى است كه داراى قابى دايره اى شكل است و بيشتر به عنوان جاى نان مورد استفاده قرارمى گيرد. تلى، محصول ديگرى كه ظرف مناسبى براى نگهدارى گندم، جو و ساير حبوبات و غلات است. سپك: ظرفى سينى مانند است و براى پاك كردن گندم مورد استفاده قرار مى گيرد. كنده: جاى نگهدارى ميوه است. چاكان: سبدى براى جمع آورى خرماست و به عنوان كفه ترازو نيز مورد استفاده قرار مى گيرد. بادبزن: در انواع مختلف كوچك و بزرگ و ريز و درشت با تزئين و نوار دوزى رنگى بافته مى شود. طناب: براى بالا رفتن از درخت خرما يا بالا كشيدن دلو آب از چاه مورد استفاده قرار مى گيرد. كلاه حصيرى: در اندازه هاى مختلف و به صورت ساده يا رنگى بافته مى شود. سفالگرى: به دليل اهميت حياتى آب در منطقه كم آب و محروم بوشهر، ساخت وسايلى كه بتواند نقشى در خنك كردن و خنك نگه داشتن آب داشته باشد، از دير باز مرسوم بوده و كارگاه هاى سفالگرى كنگان و برازجان در جوار تهيه و توليد وسايل خنك كننده آب كه در اصطلاح محلى به آن حبانه مى گويند. به ساخت ساير فرآورده هاى سفالين از قبيل كوزه آب، كوزه قليان، سرقليان، كشك ساب و... مشغول بوده اند كه اين محصولات غالباً بدون لعاب به بازار عرضه مى شده اند.در حال حاضر علاوه بركارگاه هاى سفالگرى كنگان و برازجان در شهرستان دشتى و بندر ديلم نيز كارگاه هاى سفالگرى وجود دارد. بيشتر سفال ها به رنگ قهوه اى ـ حنايى و سبز ديده مى شود و نقش ها به صورت گل و برگ كنده كارى به صورت مارپيچ و نقش هاى لوزى وجود دارد. منبت: منبت سازى يا منبت كارى عبارت است از، برجسته كارى روى چوب به نقوش مورد نظر و براى منبت ۲ روش عمده به كار مى رود: در روش اول چوب يكپارچه به وسيله مغار و سوهان برجسته مى شود (تراش زمينه ها) و در روش دوم قطعات چوب جداگانه به وسيله مغار سوهان تراش شده و سپس كنار هم مطابق با طرح چيده مى شوند (زمينه معمولاً چوبى است) منبت كارى در زمان قاجاريه در شهر بوشهر به اوج رسيده بود و قبل از آن هم ممكن است كه وجود داشته اما آثارى به جاى نمانده است. نقوش و رنگ ها: بيشتر نقش ها طبيعت، گل و مرغ، نقوش تجريدى حيوانات و نقوش اسليمى مشاهده مى شود و از رنگ خود چوب استفاده مى شود. گره چينى: گره چينى عبارت است، از اتصال قطعات چوبى به وسيله اتصالات چوبى به نحوى كه نقش گره اى در آن مشاهده شود. براى گره چينى كه اغلب مشبك و همراه با شيشه (ولى چند تكه) ساخته مى شود نياز به يك طرح گره اى است كه بر اساس آن قطعات چوبى را به طول و ضخامت مورد نظر بريده و سپس بسته به جاى آن از نوع اتصال مناسب آن استفاده مى كنند . در گره چينى اتصالات زيادى به كار مى رود و ممكن است بر خلاف وسايل زير ساختى در يك اتصال آن از چندين قطعه چوب استفاده شود و يك اتصال چندين چوب را به هم متصل كند. امروزه ديگر گره چينى در بوشهر رايج نيست اما در دوره قاجاريه بسيار مورد استفاده و رواج داشته ولى امروزه هنرمندان تنها به مرمت آن مشغولند. در كار گره كارى نقش ها به شرح زير است۱- ۵ شمس مربع ۲- ۷ بند قوسى ۳- ۶ بند قوسى ۴- ۸ قول ۵- ۴ قول ۶- ۸ شمس مربع ۷- هلال خورسيدى ۸- هلال كمانى ۹ـ هلال تيز * موسيقى سنتى انواع سازها در استان بوشهر: سازهاى بادى شامل: نى انبان ۲ـ نى جفتى ۳ـ نى تكى سازهاى پوستى شامل: دمام ۲- دايره و همراه كننده سازهاى سنج و بوق است. نى انبان از ۲ قسمت تشكيل شده: ۱ـ دسته كه از چوب ساج ساخته شده است . در دسته نى انبان ۲ نى وجود دارد كه هر كدام ۶ سوراخ دارند و با دست مى تواند ۷ نت را اجرا كند. پوست نى جفتى: بلند تر از دسته يا نى، نى انبان است و فاصله بين سوراخ هايش بيشتر است . در نى جفتى ديگر پوست وجود ندارد و هواى داخل نى را با دهان كنترل مى كنند، در صورتى كه در نى انبان هواى داخل را با هوايى كه در داخل پوست است كنترل مى كنند.از دمام، بوق و سنج در مراسم عزادارى، عاشورا و وفات حضرت على عليه السلام و غيره استفاده مى كنند.از نى جفتى و نى انبان در مراسم جشن و سرور استفاده مى كنند. بوق: از شاخ قوچ است اين شاخ از هند وارد مى شود و هر چه پيچش آن بيشتر باشد مرغوبتراست .
|
|
|
|
|
گويش همدانى، نوايى از دل تاريخ هگمتانه
|
|
|
گويش همدانى به عنوان ميراث قرون و يكى از تجلى هاى زيبايى در عرصه زبان و فرهنگ امروزه تحت تأثير عوامل مختلف فرهنگى و اجتماعى روبه اضمحلال قرار گرفته است. استان تاريخى همدان مشهور به بيش از ۳ هزار سال تاريخ است و به همين دليل اين استان را شايسته لقب پايتخت فرهنگ و تمدن دانسته اند. تجلى اين تاريخ ديرين گويشى است كه شايد در دهه هاى آينده سخنورى نداشته باشد. اين گويش غنى و زيبا اينك روزگار خوشى نمى گذراند و تحت تأثير تسلط زبان رسانه اى و ادارى دستخوش انحطاط شده است. اين لهجه كه زمانى ابزار ارتباط بيانى همه فارسى زبانان همدان بود اينك بيشتراز زبان سالمندان و در برخى از محله ها و مناطق غيررسمى شنيده مى شود. هايدگر، فيلسوف نامدار آلمانى مى گويد: زبان خانه هستى است، بر اين مبنا ردپاى هويت تاريخى ساكنان دامنه هاى الوند را بايد در زبان و گويش آنان جست و جو كرد. نتيجه و برآيند همجوارى با مناطق زاگرس و بين النهرين از يك طرف و مركز كويرى و مسطح ايران از سوى ديگر، همدان را در طول تاريخ شاهد و گاه ميزبان تحولات و تطورات مختلف كرده است. در اين تحولات، همدان بعد از پايتخت حكومت هاى پارسى قبل و بعد از اسلام، در دوره ايران اسلامى نيز يكى از مهدهاى تمدن ايران اسلامى بوده و گويش همدانى به عنوان يكى از زيرمجموعه هاى زبان فارسى و ابزار ارتباطى مردم اين منطقه از گذشته دور تاكنون از اين تاريخ پر تحول اثر گرفته است. آثار و ردپاهايى از گويش ها و زبان هاى لرى، كردى، عربى و تركى با لهجه مختلف در گويش همدانى بازتاب يافته است و براين مبنا گويش همدانى را مى توان حد وسط يا ميان گاه گويش هاى غرب، مركز، شمال غربى و جنوب غربى فلات ايران دانست. به گفته زبانشناسان، ايرانيان باستان به ۵ زبان سخن مى گفته اند: درى، خوزى، سريانى، پارسى و پهلوى كه گويش همدانى به دليل قدمت تاريخى آن به عنوان يادگارى زنده همچنان بر زبان مردم همدان جارى است. آنان مى گويند: فارسى نوين هم به فارسى درى اطلاق مى شود، در اين گذر تاريخى، زبان ايرانى به ۲ گروه شرقى (درى) و غربى (فهلوى) تقسيم مى شوند. پرويز اذكايى يكى از زبانشناسان در كتاب همدان نامه، گويش هاى فهلوى را به ۴ گروه تقسيم كرده و اظهار داشته است: از جمله گويش هاى فهلوى، آذرى فهلوى است كه شامل شاخه شمال مادى ميانه است. وى اضافه مى كند: دومين گويش، رازى يا راجى است كه در مناطقى همچون رى رواج داشته و حتى اشعارى از اين گويش را به باباطاهر منسوب مى دانند. وى حدود مادستان را اين گونه عنوان كرده است: ماد بزرگ از حدود رى و قزوين تا اصفهان و از آنجا تا كرمانشاه و از ماسبذان تا حدود زنجان و ماه نشان است كه امروز شامل آذربايجان، كردستان، لرستان، كرمانشاه و همدان است. نويسنده كتاب، همدان را ميانگاه زبان فهلوى دانسته و آورده است: ميان گاه طيف زبانى فهلوى همانا مركز ايالت ماد، يابه قول طوسى سلمانى بلاد فهله يا قهستان همدان است و اين شهر به مثابه ۴ راه بزرگ غرب ايران زمين و نقش معدل بين لهجه ها را ايفا مى كند. همچنين وى در اين كتاب به اين نكته اشاره كرده كه، دوبيتى هاى باباطاهر مى تواند به عنوان محل تبادلات لهجه اى و تصرفاى لغوى اين ۴ زبان نقش مهمى را ايفا كند. اين در حالى است كه شهر هگمتانه يا همدان فعلى با قدمتى ۳ هزار ساله، مهد فرهنگ و هنر ايرانيان است. هگمتانه از ولايت هاى پهله، سرزمين باستانى مادها بوده و زبان مشترك آن ايالت، فهلوى ناميده مى شده است.
|
|
|
|