|
فرصت زاپاته رو براى مقابله با باسك ها رو به پايان است
|
|
|
ترجمه: محمدعلى فيروزآبادى/ منبع: دى سايت
فضاى كريسمس و سال نوى امسال در محيط سياسى مادريد به آرامى و كندى حاكم شد. در كمتر از سه ماه ديگر يعنى در نهم مارس ۲۰۰۸ انتخابات پارلمانى اين كشور برگزار مى شود و براى همه كسانى كه در به اصطلاح داخل و خارج از سپهر سياسى زندگى مى كنند، امكان تغيير مسير و تغيير عقيده به اندازه كافى وجود دارد. كشتار وحشيانه هفته هاى پيش در جنوب فرانسه كه به دست تروريست هاى باسكى گروه اتا انجام گرفت و منجر به كشته شدن دو مأمور پليس اسپانيا گرديد، ناگهان همه گفت و گوهاى پيش از كريسمس را كه در محافل داخلى اسپانيا انجام مى شد قطع كرد و بار ديگر اين پرسش قديمى و هميشگى را مطرح ساخت: اين ترور چه تأثيرى بر انتخابات مى گذارد آن عده از مردم كه اصولاً نسبت به مسائل سياسى بدبين بوده و حداقل از آن به عنوان طنز تلخ تاريخى ياد مى كنند هم اين پرسش را بى رحمانه تر مطرح مى كنند: آيا امكان دارد كه دولت سوسياليست اسپانيا پس از اين حملات تروريستى سقوط كند، همان طور كه حدود چهار سال پيش هم حملات تروريستى به اصطلاح سلفى ها به مادريد موجب سقوط حزب محافظه كار مردم شد در آن زمان نخست وزير وقت اسپانيا يعنى «خوزه ماريا ازنار» و وزرايش سه روز تمام موعظه مى كردند كه آن حملات كار القاعده نبوده و مسئوليت آن بر عهده گروه جدايى طلب و تروريست اتا است. آنها ادعا مى كردند كه هيچ نشانه اى در دست نيست كه حاكى از انتقام جويى القاعده از اسپانيا به خاطر همكارى اين كشور با آمريكا و بريتانيا در عراق باشد. اما واقعيت آشكارتر از آن بود كه قابل انكار باشد و ناگهان بسيارى از رأى دهندگان از محافظه كاران رويگردان شده و در همان حال اعتراض هاى چپ گرايان عليه «اين دروغ بزرگ» بالا گرفت و نتيجه كار، انتقال قدرت از محافظه كاران به سوسياليست ها بود. امروزه در اسپانيا همه جا صحبت از مافياى ترور باسك است اما كسى القاعده را هم فراموش نمى كند. پرسش هاى رايج در ميان مردم و گاه سياستمداران اسپانيا اين است: بن لادن چه نقشه اى در سر دارد تهديدهايى كه از سوى رئيس تروريست هاى القاعده و هوادارانش هر روز متوجه اسپانياست، كى و كجا و چگونه به اجرا در خواهد آمد سازمان هاى امنيتى و اطلاعاتى اسپانيا كه تا پيش از مارس ۲۰۰۴ نقطه ثقل كارشان تنها معطوف به مسأله باسك بود، پس از آن ناچار شدند تا افق كار خود را گسترش داده و در مجموع كيفيت كار خود را هم از نظر سخت افزارى و هم از نظر نرم افزارى بالا ببرند. آنها در حال حاضر همزمان در دو جبهه به اصطلاح عليه طاعون و عليه وبا مى جنگند. اما بر خلاف اتا كه سازمان هاى امنيتى، اطلاعات نسبتاً زيادى در مورد ساختار، افراد و طرح هاى آن دارند، اطلاعات زيادى در مورد منابع و كانال هاى ارتباطى القاعده و زيرمجموعه ها و سازمان هاى مشابه آن وجود ندارد. پليس و نيروهاى مسلح اسپانيا امروز هم مانند گذشته از اين دشمن خارجى كه در داخل اين كشور شبكه هايى دارد، اطلاعات چندان زيادى در اختيار ندارند و شايد همين فقدان اطلاعات است كه مقامات اسپانيا را به چنين جنب وجوشى مى اندازد. گروه اتا در اين ميان تبديل به يك سوژه انتخاباتى شده است. اما القاعده و شركا با وجود آن كه خطرى به مراتب بيشتر از اتا دارند، در حال حاضر فقط دلمشغولى خلوت كارشناسان امنيتى و سياستمداران هستند. از قرار معلوم اين وضعيت زمانى مى تواند تغيير كند كه حمله اى تروريستى با ابعادى مشابه با آنچه دريازدهم مارس ۲۰۰۴ (۱۹۲ كشته و ۲۰۰۰ زخمى) اتفاق افتاد، به وقوع بپيوندد. البته هنوز هم جامعه اسپانيا از شوك حاصل از قتل آن دو مأمور پليس در اول دسامبر ۲۰۰۷ خارج نشده است. اين رويداد تلخ البته در كوتاه مدت تا اندازه اى از شدت مناقشات سياسى كاست. در آن زمان مردم از خونسردى عاملان آن جنايت و ريشه هاى به وجود آمدن چنين رويدادى سخن مى گفتند. اما هر دو مأمور پليسى كه در هفته هاى اخير كشته شدند از جمله كارشناسان برجسته امور اتا به شمار مى آمدند و با لباس مبدل و نام مستعار به مناطق جنوب فرانسه مى رفتند. آن دو در واقع قربانى موج جديد جنگ ميان دولت و تروريست ها شدند و اين خود به معنى شكست طرح هاى دولت اسپانيا براى مبارزه با تروريسم است. آن دو مأمور پليس كه «رائول سنتنو» و «فرناندو تراپرو» نام داشتند در دهكده اى دورافتاده به نام «كاپبرتون» در نزديكى شهر «بياوتيز» به كافه اى رفتند كه برحسب اتفاق دو تروريست مرد و يك تروريست زن گروه اتا نيز در آن حضور داشتند. مقامات رسمى هم اعلام كرده اند كه كشته شدن آن دو مأمور كاملاً اتفاقى بوده و هيچ عمليات از پيش طراحى شده اى براى كشتن آن دو وجود نداشته است. پس از قرار معلوم اين كشتارها مى رود تا به امرى روزمره تبديل شود. اين كه دقيقاً در آن كافه چه اتفاقى افتاده است هنوز روشن نيست. ظاهراً تروريست ها به صحبت هاى رد وبدل شده ميان آن دو مأمور گوش داده و فهميده اند كه آنها دو مأمور هماهنگ كننده عمليات پليس اسپانيا و فرانسه هستند كه هيچ سلاحى هم در اختيار ندارند. آن دو مأمور خيلى زود آن كافه را ترك مى كنند و البته تروريست ها هم به دنبال آنها روان مى شوند. در اين مورد شكى نيست كه تروريست ها از هويت آن دو مأمور شخصى پوش آگاه شده بودند و حداقل يكى از آنها در محل پارك اتومبيل آنها حاضر مى شود و آنها را از پاى در مى آورد. جزئيات اين عمليات هنوز روشن نيست. آنچه مسلم است آن دو مأمور از پشت هدف گلوله قرار گرفته اند. سنتنو بلافاصله كشته مى شود اما تراپرو چهار روز بعد در بيمارستان جان مى سپارد. عاملان اين جنايت راه خود را از طريق جنوب فرانسه ادامه مى دهند و اول با به گروگان گرفتن راننده يك ماشين و سپس با تاكسى و اتواستاپ از منطقه دور مى شوند. دو نفر از آنها (از جمله آن زن) چهار روز پس از آن جنايت توسط پليس فرانسه دستگير اما نفر سوم موفق به فرار شد. از قرار معلوم هر دو تروريست دستگير شده هم اعتراف كرده اند كه آن ترور تنها از روى اتفاق و بدون نقشه قبلى صورت گرفته است. دستگيرى هاى متعدد اعضاى اتا در سال گذشته تا به امروز در فرانسه (كه حاصل همكارى تنگاتنگ پليس فرانسه و اسپانيا است) به عقيده كارشناسان اتا خشم رهبران اين گروه را بيش از پيش برانگيخته است. تا پيش از اين و در طول يك دهه اخير صبر و شكيبايى دولت فرانسه باعث شده بود كه مناطق جنوب فرانسه تبديل به محل استراحت و عقب نشينى تروريست هاى اتا شود اما چندى است كه اين مناطق ديگر امنيت لازم را براى اتا ندارد. مقامات مسئول در مادريد عقيده دارند كه فرانسوى ها در نهايت متوجه شدند كه راهى جز مبارزه با اتا نيست و دوران شكيبايى سپرى شده و اتا ديگر نبايد به خاطر افتخارات گذشته اش در مبارزه با فاشيسم، تحمل شود. سركردگان اتا هم به تروريست هاى خود هشدار داده اند كه اگر دستگير شده و به زندان بيفتند كاملا فراموش خواهند شد، پس بهتر است براى اجتناب از اين كار در مواقع ضرورى دست به خودكشى بزنند! از نظر رهبران اتا بهترين روش مبارزه حمله و فرار است. مقامات عالى دو كشور اسپانيا و فرانسه هم البته واكنش هاى مناسبى به موج دستگيرى هاى اخير نشان داده اند. «نيكولا ساركوزى» رئيس جمهور فرانسه و «خوزه لوئيس رودريگز زاپاترو» نخست وزير اسپانيا در جريان نشست سران اتحاديه اروپايى در ليسبون مشتركاً خبر از تشكيل يك واحد مسلح مشترك براى جنگ با تروريست هاى باسك در هر دو كشور دادند. يكى از پيامدهاى حمله اخير به مأموران پليس اسپانيا اين بود كه فرانسه و اسپانيا توافق كردند كه مأموران دو كشور در هر دو سوى مرز اجازه حمل اسلحه داشته باشند زيرا به گفته آنها نبايد اجازه داد آنچه در كاپبرتون اتفاق افتاد بار ديگر اتفاق بيفتد. در حال حاضر در اسپانيا خواست اكثر طبقات اجتماع، افزايش فشارها و خشونت عليه گروه اتا است. علاوه بر آن مردم خواستار سخت تر شدن قوانين در كنار افزايش فشار هم هستند و عقيده دارند كه بايد هر جرم به ظاهر كوچكى كه به نوعى مربوط به اتا مى شود مثل خشونت هاى خيابانى گروه هاى جوانان هوادار اتا در باسك در زمره جرم هاى سنگين قلمداد شود. درنظر سنجى هاى انجام گرفته مشخص شده است كه اكثريت بالاى اسپانيايى ها بر اين عقيده هستند كه بايد هر آنچه را امروز تنها به عنوان اخلال در نظم عمومى و ايراد خسارت به اموال عمومى از آن ياد مى شود در زمره جرم هاى تروريستى قرار داد. مردم خواستار آن شده اند تا مقامات اسپانيايى اهمال و مسامحه را كنار گذاشته و پيگير بازگرداندن اعضاى فرارى اتا كه به خارج گريخته اند باشند. از قرار معلوم از چندى پيش بار ديگر زندانيان عضو اتا كه حكم محكوميت آنها قطعى شده از زندان هاى باسك به ديگر زندان هاى اسپانيا منتقل مى شوند. اين كار البته ملاقات دوستان و اقوام را با آنها مشكل تر كرده و از سوى برخى از گروه هاى حقوق بشرى به آن اعتراض هايى هم مى شود. از چندى پيش آزادى موقت زندانيان عضو اتا به دلايل پزشكى هم مورد بررسى بيشتر قرار مى گيرد و سخت گيرى ها در اين مورد افزايش يافته است. يكى از احزاب جديدالتأسيس نزديك به اتا به نام حزب ناسيوناليست واسكا هم از شركت در انتخابات نهم مارس محروم شده است. پيامد لغو يك طرفه آتش بس آن هم با حمله تروريستى به فرودگاه مادريد در ۳۰ دسامبر ۲۰۰۶ كه دو كشته بر جاى گذاشت و همين طور پيامد عمليات تروريستى اخير براى اتا بيش از اينها بوده است و حال اين گروه مى داند كه ديگر هرگز تحمل نخواهد شد. زاپاترو نخست وزير اسپانيا از همان آغاز دوران نخست وزيرى اش با عزمى جزم و صد البته با ساده لوحى تنها يك روش در پيش گرفت يعنى مذاكره با رهبران اتا براى پايان دادن به ترور در اسپانيا. زاپاترو بر آن بود تا با اتخاذ يك استراتژى جديد مبتنى بر سياست و گفت و گو صلح برقرار كند و عقيده داشت كه پليس و نيروهاى مسلح به تنهايى نمى توانند در اين مورد تأثيرى داشته باشند. اما اين گزينه زاپاترو به دليل عدم كفايت سياسى دولت وى و همچنين به خاطر گسستگى هاى درونى گروه اتا با شكست روبه رو شد و بدين ترتيب شانس انتخاب دوباره زاپاترو هم كاهش پيدا كرده است. اما زاپاترو خيلى راحت تر از آن كه انتظار مى رفت از روش هاى نرم خود فاصله گرفت و ظاهراً به روش هاى كلاسيك پليسى روى آورده است. سياستمدار سوسياليست بالاخره اعتراف كرد كه در مورد اتا راهى جز فشار و سركوب نيست و با اين اعتراف در واقع بر آن چيزى صحه گذاشت كه ازمدت ها پيش معدود وزراى محافظه كار كابينه اش از وى مى خواستند يعنى شدت عمل. بى ترديد هيچ رئيس دولتى نمى خواهد در انتخابات فردى ضعيف معرفى شود و هرگز هم به اين كه هيچ دستاوردى نداشته است، اعتراف نخواهد كرد. البته اين بدان معنى نيست كه بايد سياست نرم را براى هميشه فراموش كرد. زيرا برقرارى ارتباط و گفت و گو با طرف مقابل براى كاستن از شدت مناقشه به جاى افزايش آن، فى نفسه عملى عاقلانه محسوب مى شود. چنانچه زاپاترو بتواند با خط مشى فعلى اش يعنى سخت گيرى و خشونت عليه تروريست ها، پيروز انتخابات شود آنگاه خواهد توانست بار ديگر به باورهاى اوليه سياسى اش بازگردد و طرحى نوين براى مذاكره با دشمن خشونت طلب دراندازد. به هر حال زاپاترو در مورد آنچه به اتا مربوط مى شود كمى زمان دارد اما اين مسأله در مورد القاعده صدق نمى كند. داستان القاعده و اسپانيا داستانى به مراتب دشوار تر و خطرناك تر خواهد بود.
|