گروه سياسى- پهنه آبى و سفره پر بركت درياى خزر سال هاست تلاطم بحث ها براى برخوردار شدن اين دريا از يك رژيم حقوقى يا قانون مادر و پايه را از سر مى گذراند، كشورهاى ساحلى اين دريا كه تا قبل از فروپاشى شوروى دو كشور بودند، به ۵ كشور تبديل شده اند، اين كشورها از پس سال ها رايزنى و مراوده به اين تصميم و اراده قطعى رسيده اند كه سرنوشت و قانون اين درياچه منحصر به فرد مطابق با قواعد بين المللى با توافق نهايى ۵ كشور ساحلى تعيين خواهد شد و على رغم توافق هاى مهم صورت گرفته، تا به حال نحوه تقسيم منابع زير بستر دريا و سهم هر يك از كشورها از منابع به طور دقيق مشخص نشده و به نظر مى آيد در اين زمينه مباحث ادامه خواهد يافت؛ موضوع مهم سهم ايران از درياى خزر اين روزها به مباحث و رقابت هاى سياسى داخل هم كشيده شده و برخى روابط رو به گسترش امروز ايران و روسيه را به معامله و كوتاه آمدن از حقوق غير قابل گذشت ايران در درياى خزر ربط داده اند. از همين رو، به خاطر اهميت موضوع و ضرورت روشنگرى براى افكار عمومى با مهدى صفرى معاون آسيا و اقيانوسيه وزارت امور خارجه و مسئول پرونده خزر در وزارت خارجه گفت وگو كرده ايم.
* آقاى صفرى! اخيراً مباحث متناقضى در مورد سهم ايران از درياى خزر مطرح شده است. از جمله اين كه سهم ايران از درياى خزر ۱۱/۳ درصد بوده يا اين كه هيچ گاه سهم ايران پنجاه درصد نبوده است. اين مباحث با واكنش هاى زيادى مواجه شده است. در اين مورد توضيح دهيد.
اولاً، بايد عرض كنم كه حساسيت افكار عمومى نسبت به مسائل درياى خزر واقعيتى مبارك و فرخنده است. با اين حال، در برخى مواقع اين حساسيت با عدم دقت در نقل موضع گيرى هاى مسئولان يا عدم اطلاع از پيشينه تاريخى و حقوقى مسائل درياى خزر همراه مى شود و در نتيجه ابهاماتى ايجاد مى گردد.
متأسفانه در درياى خزر ما با دو ديدگاه افراطى حداكثرى و حداقلى در مورد سهم ايران از بستر درياى خزر مواجه هستيم. از سوى ديگر مسائل مربوط به تحديد حدود مناطق دريايى بسيار فنى و پيچيده است. لذا به همين دليل برخى اظهار نظرها، با برداشت هاى نادرستى توأم مى گردد و منجر به جنجال هاى كاذب مى شود.
* منظور از دو ديدگاه حداكثرى و حداقلى در مورد سهم ايران از درياى خزر چيست
منظور از ديدگاه حداكثرى ديدگاهى است كه معتقد است چون قبل از فروپاشى شوروى، ايران و شوروى، دو كشور همسايه درياى خزر بوده اند، پس سهم هر كدام از اين كشورها از اين دريا پنجاه درصد است و حال كه شوروى فروپاشيده است، ايران بايد سهم پنجاه درصدى خود را كماكان حفظ كند و پنجاه درصد ديگر بين چهار كشور جايگزين شوروى تقسيم شود.
اين ديدگاه به دلايل حقوقى و تاريخى متعدد نادرست است. در هيچ يك از معاهدات منعقد بين ايران و شوروى سابق، چه تصريحاً و چه تلويحاً، اين دريا بين دو همسايه تقسيم نشده و اصولاً صحبتى از آن به ميان نيامده است. در عمل نيز هيچ گاه ايران مالك ۵۰ درصد اين دريا نبوده است و اصولاً نگاهى به نقشه جغرافيايى درياى خزر نشان مى دهد كه تملك ۵۰ درصدى درياى خزر از سوى ايران كه تنها در جنوب اين دريا ساحل دارد، امرى بسيار دور از ذهن است.
منظور از ديدگاه حداقلى نيز ديدگاهى است كه بعضاً از سوى برخى رقباى ما، مطرح مى شد و خوشبختانه با استدلال هايى كه از سوى ايران مطرح شده، ديگر كسى از اين ديدگاه حمايت نمى كند. اين ديدگاه حداقلى و واداده بيان مى كند كه سهم ايران از درياى خزر همان چيزى است كه در يك مقطع خاص تاريخى از سوى شوروى سابق به صورت يك طرفه و بدون هيچ گونه دليل حقوقى به ايران تحميل شده بود. در واقع شوروى با استفاده از توان نظامى و قواى دريايى خود محدوديت هاى نابجايى را بر فعاليت هاى ايران در درياى خزر تحميل كرده بود. اين زورگويى شوروى همواره از سوى ايران مورد اعتراض قرار گرفت و ايران هيچ گاه اين محدوديت ها را نپذيرفته و به هيچ وجه نخواهد پذيرفت. هم اكنون ديگر كشورهاى ساحلى نيز به اين واقعيت واقف شده و آن را پذيرفته اند.
* در مذاكراتى كه در حال حاضر بين كشورهاى ساحلى در جريان است، مواضعى كه ايران اتخاذ كرده و نتايج به دست آمده به اجمال كدام است
بعد از فروپاشى شوروى، كشورهاى نو پيدا مايل بودند كه سهم هر كشور از بستر درياى خزر مشخص شود تا هر چه زودتر عمليات حفارى و استخراج نفت را آغاز كنند.
در اين مقطع جمهورى اسلامى ايران اعلام كرد حاضر است تقسيم بستر اين دريا را بپذيرد؛ به اين شرط كه اين تقسيم بر مبناى اصول حقوق بين الملل، از جمله اصل انصاف، انجام شود. اصل انصاف كه خوشبختانه در دهه هاى اخير در تحديد حدود آب هاى بين المللى كاربرد زيادى پيدا كرده است، اقتضا مى كند كه سهم هر كشور از تحديد حدود بستر با توجه به شرايط خاص و ويژه هر كشور، از جمله شكل جغرافيايى و هندسى سواحل، طول سواحل ذيربط و غيره، مشخص شود. ما در اين زمينه با مطرح ترين حقوقدانان داخلى و بين المللى كه در سطح جهان از مقبوليت و محبوبيت برخوردارند مشورت كرديم و از نظرات آنها استفاده كرديم. لذا مواضع كنونى ايران به لحاظ حقوقى بسيار محكم و قابل دفاع است.
* بد نيست به صراحت از شما بپرسيم براساس روش هايى كه مدنظر مقامات و دست اندركاران ايرانى موضوع درياى خزر است، چه سهمى از درياى خزر متعلق به ايران است
جمهورى اسلامى ايران معتقد است با به كارگيرى اصل انصاف و روش هاى مطابق با آن، سهم ايران از بستر درياى خزر در حدود ۲۰ درصد خواهد بود. برهمين اساس، ايران با دو كشور جمهورى آذربايجان و تركمنستان توافق كرده است تا زمان حل و فصل نهايى اين بحث، هيچ گونه فعاليت اكتشاف و حفارى نفت در منطقه مورد اختلاف صورت نپذيرد. لذا مطمئن باشيد كه منافع ايران در اين دريا محفوظ باقى مانده و خواهد ماند. تاكنون نيز هيچ كشورى از منابع واقع در مناطق مورد ادعاى ايران در بستر درياى خزر بهره بردارى نكرده است.
* آقاى صفرى، مواضع ايران در جريان مذاكرات رژيم حقوقى درياى خزر چگونه و توسط چه كسانى مشخص مى شود
مسأله تحديد حدود درياى خزر مسأله اى بسيار مهم است كه با تماميت ارضى و استقلال كشور ارتباط دارد. لذا جريان و نتايج همه مذاكرات به طور منظم به اطلاع نهادها و مسئولان عالى رتبه كشور مى رسد و از نظرات و رهنمودهاى ايشان بهره مند مى شويم. همچنين هرگونه موضع گيرى و اتخاذ سياست در درياى خزر پس از مشورت با گروهى مجرب و كاركشته از كارشناسان سياسى، حقوقى، جغرافيايى، نظامى و... صورت مى گيرد.
* نكته ديگرى كه در طى چند ماه اخير به كرات به آن پرداخته شده، مسأله اعتبار معاهدات منعقد شده در سال هاى ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ بين ايران و شوروى سابق است. ايران سال ها از اعتبار اين معاهدات دفاع مى كرد و اين ديدگاه از سوى روسيه هم حمايت مى شد. آيا در اين سياست تغييرى ايجاد شده است
صريحاً عرض مى كنم كه مفاد دو معاهده ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ در خصوص درياى خزر همچنان معتبر است و اين مواد مبناى حقوقى فعاليت كنونى كشورها در درياى خزر را تشكيل مى دهد. وضعيت حقوقى كه هم اكنون در خزر حاكم است نتيجه توافقات دو كشور ايران و شوروى در مورد مسائل اين درياست كه پس از فروپاشى شوروى به كشورهاى جديدالتأسيس نيز تسرى پيدا كرده است و در واقع اين كشورها جانشين شوروى در خصوص اين دو معاهده هستند. البته بايد توجه كرد كه دو معاهده مزبور، معاهداتى بسيار كلى و جامع هستند و بسيارى از مفاد غيرمرتبط با درياى خزر را نيز شامل مى شوند. مثلاً در معاهده ،۱۹۲۱ از مجموع ۲۶ فصل، تنها سه فصل به طور خاص در مورد مسائل درياى خزر است.
* پس چرا وقتى كه آقاى نظربايف، رئيس جمهور قزاقستان، در سخنرانى خود در اجلاس سران كشورهاى ساحلى درياى خزر در مهر ماه سال جارى در تهران، اين دو معاهده را به تاريخ پيوسته خواند، اعتراضى از طرف ايران صورت نگرفت
سخنرانى رؤساى جمهور، بيان مواضع دولت هاى متبوع آنهاست. ما برخلاف برخى كشورهاى حوزه خزر، معتقديم كه اين كشورها به مفاد دو قرارداد ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ پايبند هستند. در اجلاس سران خزر در تهران نيز هر كشور مواضع خود را بيان كرد و گرچه نزديكى محسوسى در اين مواضع به چشم مى خورد، اما ما به هيچ وجه در اين خصوص تغييرى درنظرات خود نداديم. كما اين كه در اظهارات رئيس جمهور محترم ايران نيز موضع گيرى هايى وجود داشت كه با نظرات برخى هيأت هاى ديگر مخالف بود، اما اعتراضى از جانب آنها صورت نگرفت. در واقع، برخى كشورها كه قبلاً با موضع ايران مخالفت مى كردند با پذيرش اعلاميه سران تهران نشان دادند كه در عمل خود را به معاهدات فوق پايبند مى دانند. چون در بند ۷ فصل ۲ اعلاميه سران ذكر شده است كه رژيم هاى توافق شده در خصوص كشتيرانى، تردد كشتى ها و شيلات كماكان در خزر اعمال خواهند شد. روشن است كه در اين خصوص صرفاً طبق معاهدات ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ توافق صورت گرفته بوده است.