|
سرپرستى كودكان با مشكلات رفتارى
|
|
|
] مريم درخشنده[
در دنياى امروز، مسائل و مشكلات فرزندان ما رو به افزايش است، با وجود اين بسيارى از والدين از نحوه برخورد با اين مشكلات و چالش ها آگاهى ندارند، والدين مى دانند كه مانند گذشته نمى توانند با فرزندشان رفتار كنند ولى از شيوه هاى ديگر براى برخورد با بچه ها، هم اطلاعى ندارند، پيشنهاد ما سهل گيرى يا سخت گيرى نيست، هماهنگى والدين يا فرزندان براى پيشرفت، رشد و تعالى آنها بدون ايجاد يك محيط خفقان آور براى آنها ضرورى است، والدين بايد استعدادهاى بچه ها را با تفكر رهبرى كنند، ما بايد ياد بگيريم كه چگونه با مسائل و مشكلات عمومى بچه ها و نوجوانان برخورد كنيم. تعدادى از كودكان، چالش هايى براى والدين خود به وجود مى آورند كه ما اغلب به اين نوع كودكان برچسب كودكان سخت و دشوار يا سركش و نافرمان و حتى بد را مى زنيم، اين كودكان قصد مبارزه طلبى و به چالش انداختن والدين خود را ندارند، بلكه با يك خلق و خوى چالش انگيز به دنيا آمده اند، متأسفانه بيشتر كودكانى كه داراى مشكلات رفتارى هستند، واكنش هاى منفى از سوى بزرگسالان را فرا مى خوانند كه اين واكنش هاى منفى، رفتارهاى كودكان را به سوى بد و حتى بدتر شدن هدايت مى كند، شروع يك الگوى مضر و نامناسب كه مى تواند سرتاسر طول زندگى كودك را تحت تأثير خود قرار دهد. واكنش و عكس العمل هاى سودمند و سازنده از سوى والدين مى تواند جهت اصلاح رفتار نامطلوب و نابهنجار كودك كمك كننده و مؤثر باشد.پژوهشگرانى كه بر روى كودكان با مشكلات رفتارى مطالعاتى داشته اند، راهكارهايى در جهت تغيير رفتار اين كودكان ارائه داده اند، والدين با به كارگيرى اين شيوه هاى رفتارى مى توانند اثرگذارى متقابل بر فرزندشان داشته باشند.
* يك چرخه مداوم خلق و خو و سرشت يك كودك و گرايشات رفتارى او مى تواند يك ويژگى و خصيصه ذاتى و درون زاد باشد. پژوهشگران تربيتى معتقد هستند كه مشكلات مربوط به خلق و خو مى تواند به وجود آورنده يك چرخه منفى بين والدين و كودك شود، يك كودك با خلق و خوى تند، رفتارى را انجام مى دهد كه بد به شمار مى رود و واكنش والدين را بر مى انگيزد كه اين عكس العمل از سوى والدين مى تواند نظم و انضباط را نقض كرده و يا آن را بى اثر و بى نتيجه سازد. اعتقاد پژوهشگران بر آن است كه ادامه اين چرخه و سيكل منفى بايد متوقف شود. برخى از عادات رفتارى والدين كه چه به صورت منفى و يا مثبت در اين چرخه سهمى دارند، اين هاست: سرمشق گيرى : سرمشق گيرى يا الگو بردارى به معنى ياد گرفتن از طريق مشاهده اعمال سايرين يا يادگيرى مشاهده اى، بچه ها تمايل دارند آنچه را كه مى بينند ديگران انجام مى دهند، خود نيز انجام دهند، اگر والدين يا ساير اعضاى خانواده (خواهر، برادر و...) الگوى بدرفتارى براى كودك باشند، كودك به همان طريقى كه الگوى مورد نظر انجام مى دهد، رفتار خواهد كرد. * تقويت تقويت، جايزه و پاداشى است در قبال انجام كارى پسنديده توسط كودك كه به او از طرف والدين ارائه مى شود، متأسفانه گاهى اوقات رفتارهاى ناپسند و نامطلوب از سوى والدين ندانسته و ناخواسته تقويت مى گردد و تداوم انجام آن را در كودك نيرومند مى سازد. براى مثال: والدين گاهى به كلمه بدى كه كودكشان بر زبان مى آورد به دليل اين كه از نظر آنان بامزه و يا مضحك بيان مى شود مى خندند و اين خنده عامل تقويتى مهمى است كه كودك همان كلمه را بارها تكرار كند. * تنبيه تنبيه و مجازات كردن كودكى كه خشم والدين را برانگيخته است كار آسانى به نظر مى رسد ولى اين عكس العمل بيشتر از آن چه كه نفع و سودى داشته باشد، آسيب زاست. تنبيه تند و خشن و يا كاربرد تنبيه به صورت مداوم، اغلب احساس تنفر در كودك به وجود مى آورد. با تنبيه يك رفتار تغيير در عملكرد كودك به صورت پايدار به وجود نخواهدآمد بلكه رفتار تنبيه شده در خزانه رفتارى كودك به صورت دست نخورده (intact) باقى مى ماند و ممكن است دوباره ظاهر شود. استفاده از تنبيه به عنوان ابزارى براى تغيير و يا حذف رفتار نامطلوب غيرمؤثر است مگر آن كه استفاده از آن در موارد نادر و تلفيقاً با تقويت يك رفتار مطلوب و مثبت و مغاير و ناهمساز با رفتار تنبيه شده همراه گردد. * افزايش تدريجى رفتارهاى متقابل اين مورد زمانى اتفاق مى افتد كه والدين نسبت به كودكى كه رفتارى تجاوزگرانه داشته است، پرخاشگر و سلطه جو مى شوند. افزايش تدريجى رفتار متقابل، كنش و واكنش هاى متقابل كودك و والدين به هنگام بروز رفتارهاى نامطلوب از سوى كودك به وجود آمده و با واكنش هاى منفى و متقابل والدين گرايش به موقعيت بد و بدتر پيدا مى كند. * افزايش تدريجى رفتارهاى مكمل اين زمانى روى مى دهد كه والدين در مقابل مطالبات و تقاضاى غيرمنطقى و يا بيش از حد كودكشان تسليم شده و به جهت دورى از كشمكش، در مقابل اين تقاضاها از پا درمى آيند و اين خود زمينه اى فراهم مى كند تا كودك به تقاضاهايش تداوم و وسعت بخشد. * راهبردهايى براى تسلط متخصصان رشد كودك يك روش ۵ مرحله اى به والدين پيشنهاد مى دهند كه مى تواند در جهت اصلاح و بهبود رفتارهاى نامطلوب در كودكان كاربرد مؤثرى داشته باشد، مراحل پنجگانه اين روش بايد به صورت متوالى به كار رود چون هر مرحله پايه اى است براى شروع مرحله بعد. * توجه كردن توجه كردن به رفتار مطلوب و پسنديده كودك به سادگى مى تواند تقويت كننده باشد، توجه كردن از طريق توصيف و تعريف از يك رفتار قابل قبول از طرف كودك، با صداى بلند و با اشتياق و شور و ذوق از طرف والدين، زمينه ساز تداوم رفتارهاى مطلوب در كودكان مى شود كه اين توجه مثبت از سوى والدين مى تواند بهبود دهنده روابط والدين و كودك نيز باشد. * جايزه و پاداش دادن پاداش دادن به كودك جلوه اى است از تأييد و تصديق والدين براى يك رفتار خوب كودك، بايد توجه داشت كه نمى توان جايزه دادن را جايگزين مورد اول يعنى توجه كردن نمود بلكه جايزه و پاداش دادن مكمل مرحله اول است. همان گونه كه والدين از يك رفتار شايسته كودك تعريف و تمجيد مى كنند، مى توانند از جايزه و پاداش كه تقويت كننده مثبت است با هدف افزايش و نيرومندى رفتار مطلوب ارائه دهند. البته براى اين كه تقويت مثبت والدين نتيجه مطلوبى داشته باشد، بايد به فراوانى و برنامه زمانى ارائه آن نيز توجه نمود. * چشم پوشى كردن چشم پوشى كردن و بى فايده پنداشتن بعضى از رفتارهاى ناپسند كودك گاهى مى تواند روش مؤثرى در جهت كاهش رفتار غيرقابل قبول كودك باشد كه اين روش خيلى آسان تر از كاربردتنبيه است ولى چشم پوشى كردن نبايد به تنهايى مورد استفاده قرار گيرد. وقتى كودك رفتار نامطلوب خود را متوقف كرد بلافاصله والدين بايد هر رفتار مطلوبى كه از كودك سر زد را مورد توجه و تشويق قرار دهند، نكته مهم كه بايد به آن اشاره شود اين است كه چشم پوشى از رفتارهاى پرخطر و آسيب زا در كودكانى كه به صورت بالقوه استعداد انجام اين اعمال را دارند جايز نيست. در اين دسته از كودكان بايد از اقدامات پيشگيرانه استفاده نمود ولى رفتارهايى كه اغلب كودكان از طريق انجام مكرر آن، باعث سلب آرامش از والدين مى شوند از قبيل: گريه كردن هاى بى دليل ، بهانه گيرى، اوقات تلخى و قشقرق راه انداختن، وسط حرف ديگران پريدن و... را مى توان بدين طريق موجب كاهش آنهاگرديد. *ارائه دستورالعمل هاى زنجيره اى گاهى اوقات والدين يك دستورالعمل كلى به كودك جهت اطاعت و پيروى از آن را ارائه مى دهند كه اين دستورالعمل كلى و مبهم براى كودك غيرقابل فهم و انجام است. والدين بايد در هنگام دادن يك دستورالعمل به قدر كافى آن را با جزئيات و سلسله مراتب انجام آن براى كودكشان توضيح دهند و منظور دقيق خود را از اجراى آن تشريح كنند. براى مثال: والدين به كودك مى گويند: «مؤدب باش» و يا «بچه خوبى باش» كه اين يك دستورالعمل كلى است كه والدين بايد به صورت زنجيره اى و سلسله مراتبى به كودك توضيح دهند. در صورت انجام چه كارهايى مى تواند مؤدب باشد و يا بچه خوبى شود. در دستورالعمل هاى سؤالى كه والدين به هنگامى كه كودك مشغول انجام كارى است و والدين قصد خاتمه آن كار از طرف كودك را دارند مورد استفاده قرار مى گيرد ولى نحوه بيان آنها براى والدين براى اين كه بلافاصله به هدف خود برسند خيلى مهم است: براى مثال: والدين به كودك مى گويند: بالاخره كى مى خواهى از بالا و پائين پريدن روى تختخواب دست بردارى. بهتر است بگويند: لطفاً «تمام كن» پريدن بر روى تختخواب را. دستورالعمل هايى كه با دليل مطرح مى شوند زمانى بى اثر و بى نتيجه خواهند بود كه به صورت زير مطرح شوند: اسباب بازى هايت را جمع كن و اتاقت را مرتب كن براى اين كه مادر بزرگ امشب به منزل ما مى آيد و او دوست دارد همه جا تميز باشد. استفاده از دستورالعمل بعد از گفتن دلايل انجام آن و در انتهاى جمله تأثيرگذارتر مى باشد چرا كه كودك به جملات و كلماتى كه در انتها گفته مى شود بيشتر توجه مى كند. * محروم كردن محروم كردن فرآيندى است كه در آن كودك به علت انجام رفتار نامطلوب، از يك موقعيت تقويت كننده دور نگه داشته مى شود. گاهى اوقات اين روش در تغيير رفتار نامطلوب كودك مى تواند بسيار مؤثر واقع شود. والدين ممكن است تمام مراحل قبلى را به خوبى و درستى انجام داده باشند ولى كودك به ادامه رفتار نامطلوب خود اصرار ورزد كه اين تكنيك مى تواند در اين مواقع مؤثرتر باشد. در استفاده از راهبرد محروم كردن نكات قابل توجهى وجود دارد كه به طور خلاصه به آن اشاره مى شود: ۱ـ كودك بايد از آنچه اتفاق مى افتد آگاه باشد يعنى به طور كامل به كودك تفهيم گردد كه به خاطر انجام چه عملى محروم شده است. والدين كودك را بايد تا محل مورد نظر كه بايد در آن جا تنها باشد بدون عصبانيت همراهى كنند. ۲ـ مكان محروم كردن بايد كاملاً بى خطر باشد و اصولاً نبايد در اتاق كودك كه مملو از وسايل و اسباب بازى مورد علاقه اش است محروم كردن را اجرا نمود. يعنى خود مكان نبايد تقويت كننده باشد و كودك در آن جا خود را با چيزى مشغول نموده و اوقات خوبى را سپرى كند. ۳ـ محروم كردن نبايد طولانى مدت باشد. محروميت طولانى مدت به خشم و بيزارى كودك منجر خواهد شد نه به تغيير رفتار مطلوب براى محروم كردن يك زمان خاص معمولاً دقايقى به اندازه سن كودك در نظر مى گيريد. متخصصان زمان بيشتر از پانزده دقيقه را توصيه نمى كنند. * تداوم بخشيدن به تغييرات رفتارى ايجاد تغييرات و اصلاح رفتار نامطلوب در كودك آسان نيست، زمانى مى توان آن را آسانتر و مؤثرتر گرداند كه يك محيط مثبت و تقويت كننده نيز براى كودك در خانه فراهم نمود. والدين با انجام كارهاى ساده و بدون هزينه مى توانند اين محيط را براى كودكشان به وجود بياورند مواردى از قبيل: ـ با كودكان شوخى كنيد ـ جمله دوستت دارم را در بيشتر اوقات به كار بريد ـ شنونده خوبى براى كودكتان باشيد ـ از شكيبايى و صبر در رفتار با كودك خود برخوردار باشيد ـ خود تنظيمى را در كودك خود پرورش دهيد ـ به كودكتان كمك كنيد تا بتواند مشكلات خود با همسالانش را حل كند ـ از يك ساختار تربيتى منظم و برنامه روزانه برخوردار باشيد ـ در مقابل كارهايى كه از كودكتان خواسته ايد انجام دهد از مكالمه خوب و تشكرآميز استفاده كنيد. * نتيجه تغيير و اصلاح رفتار نامطلوب در كودك ممكن است به آسانى انجام نگيرد و يا پيشرفت در اين زمينه به كندى انجام گيرد ولى ايجاد تغيير، مستلزم اختصاص دادن زمان به قدر نياز و داشتن صبر و شكيبايى از سوى والدين است. اگر در آن لحظات احساس كنيد كه رفتار نامطلوب كودك شما تغييرپذير نيست و يا احساس دلسردى و نااميدى كنيد ممكن است به آسانى دچار اشتباه و لغزش شده و به عادات و اصول حاكم در شرايط قبلى بازگرديد. پس مهم است كه شما ثابت قدم و استوار به تلاش و تقلاى خود در اين زمينه بپردازيد، صبر و شكيبايى شما مى تواند سرانجام به بهبود و اصلاح رفتار كودك شما بينجامد و بدين طريق روابط شما با كودكتان نيز تقويت خواهد شد.
|