|
«دنزل واشينگتن» از خودش و دومين تجربه اش در مقام كارگردان مى گويد
ايستادن مقابل سفيدهاى زورگو
|
|
|
] وصال روحانى]
دنزل واشينگتن كه فيلم جديدش به نام «The great debaters» (مذاكره كنندگان عالى يا مذاكره كنندگان ماهر) اخيراً در آمريكا و كانادا و بخشى از اروپا اكران شده، مى گويد: گرايش او به سمت كارگردانى و رفتن به پشت دوربين، بسيار بيشتر از تمايل وى به قرارگرفتن در مقابل آن و بازيگرى است و دراين ارتباط نفرات ديگرى را هم مثال مى آورد كه در سال هاى اخير رويكردى همچون وى يافته اند و شون پن، جورج كلونى و بن افلك بارزترين آنها هستند. واشينگتن ۵۴ ساله كه سابقه دوبار فتح جايزه اسكار برترين بازيگر مرد (نقش اول و رل دوم) را دارد و در فيلم هاى متعدد ديگرى هم در مقام بازيگر درخشيده است، مى گويد: «تعداد قابل توجهى از بازيگران نسل من و همتاهايم در همين راه حركت مى كنند و گرايش شان به كارگردانى فزونى گرفته است و اين از نظر من جاى هيچ تعجبى ندارد، زيرا ناشى از بيشتر شدن قوه تشخيص و علم جامعه شناسى در ما است.» «The great debaters» دومين تجربه واشينگتن در مقام كارگردان فيلم هاى بلند است و اولى فيلم «آنتوان فيشر» محصول سال ۲۰۰۲ بوده و در هر دو مورد وى اضافه بر كارگردانى يكى از رل هاى اصلى را نيز بازى كرده است. با اين حال او در اوايل سال ۲۰۰۸ مدعى است كه آن قدرها هم دوست ندارد كه اين و ظايف را ادغام كند و اين دو كار را به طور توأمان انجام بدهد و ترجيح مى دهد در فيلمى كه كارگردانى مى كند، فقط همين سمت را عهده دار باشد ولى در عين حال عجله اى هم براى اين كار ندارد . واشينگتن براى فيلم جديدش نيز همين طرح و برنامه را داشت، اما هاروى وين اشتاين تهيه كننده مشهور فيلم كه در توليد فيلم باكمپانى هارپو (متعلق به اوپرا وينفرى)شريك بوده است، مايل بود كه در چنين فيلمى حتماً نام يك بازيگر بلندآوازه نيز به چشم و گوش بخورد و با آن اسم بتوان به فيلم اعتبار داد و تجارت كرد و چه كسى بهتر از خود دنزل واشينگتن براى اين كار به اين ترتيب وين اشتاين پول بيشترى را پرداخت تا واشينگتن ۱/۸۸ مترى رضايت دهد علاوه بر هدايت پروژه روبه روى دوربين هم بايستد و ستاره آن هم باشد. اين بازيگر مسلط و سياهپوست مى گويد: «فلسفه و دلايل اين كار را درك مى كنم و بنابراين با پيشنهاد آنها موافقت كردم. سعى كردم رل خودم را خوب و منطقى بنويسم و قالب درستى را براى خودم فراهم آورم و فكر مى كنم كه موفق بوده ام.» واشينگتن در فيلم جديد و خبرساز ريدلى اسكات يعنى «گنگستر آمريكايى» هم بازى كرده و براى آن كانديداى جايزه گولدن گلاب (كره طلايى ) برترين بازيگر دراماتيك مرد سال شده، ولى از آن هم براى او راضى كننده تر، كانديداشدن فيلم «The great debaters» براى جايزه گولدن گلاب بهترين فيلم دراماتيك سال است و اگر بخواهيم به حرف هاى خود واشينگتن رجوع كنيم اين توفيق همان قدر براى او شادى بخش است كه نامزدشدن وى براى اسكار برترين بازيگر مرد سال براى نخستين بار جهت بازى اش در فيلم «فرياد آزادى» (۱۹۸۶) خوشحال كننده بوده است. وى مى گويد: «واقعاً به هيجان آمده ام و مثل اين مى ماند كه وارد يك حرفه جديد شده ام. البته فكر نكنيد كه آسان است زيرا آدم از آن احساس ترس مى كند.از همه بدتر و سخت تر اين كه شما در حرفه بازيگرى كسب تخصص كنيد و سپس آن را رها نماييد و به سمت حرفه اى ديگر (كارگردانى) برويد. اين امر به مثابه قراردادن خودتان در معرض خطرات ناشناخته و حركت به سمت و سوى نامعلوم است . همه مى پرسند آيا من از عهده كار برآمده ام و بايدجواب اين ابهام را بدهم و اين ، كار سختى است. بنابراين فقط بايد صبر كرد و ديد.» حتى اگر بحث دومين فيلم او در مقام كارگردان را ناديده بگيريم، صحبت از احتمال كانديداشدن واشينگتن براى جايزه اسكار برترين بازيگر سال بابت بازى در فيلم «گنگستر آمريكايى» درميان است. باز جواب و توضيح دنزل دراين خصوص با قدرى ابهام همراه است. «بديهى است كه كانديداشدن براى اسكار فوق العاده باشد و بخصوص دراين مقطع كه هنوز چندهفته تا اسامى كانديداها مانده و بحث و صحبت ديگران دراين باره، موضوع را شيرين تر مى كند. با اين حال هركس بگويد كه حتماً برنده يا بازنده مى شود و جايزه را مى برد يا خير، حرف بدون پشتوانه اى زده است.» واشينگتن ابتدا در سال ۱۹۸۹ براى بازى در فيلم نيمه وسترن «افتخار» ، اسكارنقش دوم مرد را برد و سپس در سال ۲۰۰۱ در حالى كه در بدو عرضه فيلم پليسى «روز تمرين» به نظر نمى رسيد كه او بخت دار اصلى تصاحب اسكار نقش اول مرد سال باشد، به اين جايزه دسترسى پيدا كرد و پرونده اش را كاملتر ساخت. با اين حال براى او فيلم جديد و تجربه كارگردانى اش درحال حاضر وجد و هيجان بيشترى را بر مى انگيزد. «The great debaters» درباره گروهى از دانشجويان و محققان جوان سياهپوست است كه در سال ۱۹۳۵ در رقابت هاى دانشگاهى روبه روى گروههاو تيم هاى سفيدپوست ساير دانشگاهها و يا بهتر بگوييم محققان دانشگاه هاى عمدتاً سفيد قرار گرفتند و درعالم بحث و جدل بر اين رقبا پيروز و صاحب بردهايى غيرمنتظره شدند. اين فيلم مانند تعدادى ديگر از كارهاى قبلى واشينگتن باعث افزايش قوه ديد و وسعت حيطه كارى وى و تجربه كردن مسائلى تازه توسط وى شده و همين مسأله فراتر از هر چيزى او را به هيجان آورده است. با اين حال تم و روال فيلم آن قدرها كه موضوع بنيادين آن نشان مى دهد، ملايم و فاقد تندى نيست و برعكس مى توان صحنه هاى پرخاشگرى، برخوردهاى برخاسته از تبعيض نژادى و جداسازى اجبارى نژادها و بهتر بگوييم سفيدها از سياه ها را ديد. واشينگتن كه رل مربى و راهنماى تيم مباحثه (همانند فيلم «تايتان ها را به خاطر بسپريد») را بازى مى كند، مى گويد: «اين فقط يك فيلم درباره تبعيض نژادى در ايالات جنوبى آمريكا نيست و در عين پرداختن به اين سوژه بحث دشوارى زندگى براى جوانان و بخصوص سياهپوستان را در اين كشور مطرح مى كند و از ظلمى مى گويد كه بر اين نژاد رفته است و همچنان مى رود. هنرى لوييس گيتس جونيور مدير انستيتوى مطالعات سياهان آمريكا و آفريقا مستقر در دانشگاه هاروارد مى گويد فيلم جديد واشينگتن را نبايد فقط نبرد سنتى ديويد وگوليات (كوچك و غول) تلقى كرد، بلكه نمايانگر ستيزى اجتماعى و ظلم به سياهان است كه اين روزها در جوامع مختلف و بخصوص آمريكا جريان دارد. براى واشينگتن فيلم هايى از اين دست نشانگر و دربردارنده ارزش هاى قديمى صنعت سينما و سوژه هاى آن است كه در كارهاى دو دهه اخير به تدريج كم رنگ تر و كم پيداتر شده است و به علاوه از اين نكته حكايت مى كند كه در دنياى مدرن و زندگى كنونى چيزى به اسم راحتى خيال و سلوك آسان وجود خارجى ندارد و برعكس هرچه هست دغدغه و ظلم در جامعه آمريكا و بخش هايى ديگر از جوامع غربى است. واشينگتن در توضيح و توصيف اين مسأله مى گويد: «در دنياى كنونى بايد تلاش هاى فراوانى را به كار گيريد و از راه هاى مختلف وارد شويد تا بتوانيد به آنچه مى خواهيد، برسيد ودر آن جايى قرار گيريد كه حق تان است و در هر حال كار، آسان نيست. به سمت مشكلات تان برويد و به آن يورش ببريد، حال هر مشكلى كه هست، چه تبعيض و چه فشارهاى ديگر اجتماعى و موادمخدر و ازدياد جنايت در اجتماع. آنها را انتخاب و شناسايى و براى حذف شان تلاش كنيد.» «مذاكره كنندگان عالى» از يك ديدگاه چنين فيلمى با اين مضمون است، زيرااز تفاوت طبقاتى در آمريكا و بهتر بگوييم رجحان تحميل شده سفيدها بر سياهان و تلاش يك گروه دانشگاهى مركب از سياهپوست ها براى برچيدن چنين وضعيتى سخن مى گويد. باز به حرف هاى خالق آن رجعت مى كنيم كه مى گويد: «من يكى دو خط خاص را به سناريوها و ديالوگ فيلم افزودم و اين خطوط از شعارها و حرف هايى شكل مى گيرد كه در خانواده ما رايج است و دائماً از آن ياد مى كنيم و اگر بخواهم آن را به طور خلاصه به شما بگويم به اين معنا است: اگر لازم است كارى را انجام بدهى، حتماً انجام بده تا به چيزى برسى كه سزاوار تصاحب آن هستى. توصيه من به نسل جوان هميشه اين نكته بوده است كه با تمام وجود به دروس و تحصيلات و سپس كنكاش اجتماعى خود بپردازد زيرا اگر در پى اين مسائل نباشيد، به بيراهه كشيده خواهيد شد. اگر مى خواهيد در امتحان مدرسه قبول شويد، بايد به جاى تماشاى تلويزيون درس تان را بخوانيد و قضيه به همين سادگى و سرراستى است و نمى توانيد به ماجرا به شكلى ديگر نگاه كنيد و انتظار داشته باشيد كه به همه چيز برسيد.» اينها را كسى مى گويد كه صاحب ۴ فرزند است كه دو تاى آنها دوقلو هستند و يكى شان دخترى ۱۹ ساله و ديگرى پسرى ۲۳ ساله و آخرى از كالج مورهاوس فارغ التحصيل شده است، ولى به ورزش و رشته «فوتبال آمريكايى» علاقه زيادى دارد و مى خواهد در مسابقات حرفه اى اين رشته شركت كند. پدر او (دنزل واشينگتن) به دشوارى هاى زندگى، در زمان رشد در منطقه مونت ورنون واقع در شمال شهر نيويورك پى برد و البته با تكيه بر ضوابط و ديدگاهى كه در آن زمان (بيش از ۳۵ سال پيش) در جوامع تحصيلى غرب باب بود. خودش مى گويد: «درس هايى كه در آن زمان گرفتم بسيار مهم بود و مهمترين آن، لزوم داشتن تداوم و استمرار و تسليم نشدن در برابر فشارها بود. از طرف ديگر كمك به نسل جوان و تلاش براى حل مشكلات شان اهميت زيادى دارد. آنچه در مورد سال ۱۹۳۵ طى فيلم جديد خود گفته ام، عين حقيقت است و چه در آن زمان و چه در حال حاضر ظلم به سياهان در آمريكا رواج داشته است و بنابراين ما وظيفه داريم در اين خصوص تلاش و اظهارنظر كنيم و راه حلى را بر مشكلات بيابيم.» مسأله بحث و مناظره و مباحثه، چه در محيط هاى دانشگاهى و چه در ساير جوامع تا حدى به فراموشى سپرده شده واين، بسيار بد است زيرا در جريان همين صحبت ها است كه بسيارى از حقايق روشن مى شود و «مذاكره كنندگان عالى» همين را مى گويد. يك فاكتور كه نقش مهمى در از بين رفتن اين سنت داشته، رواج چشمگير تلويزيون و اينترنت و بازى هاى ويدئويى است و آدم ها چه مسن ها و چه جوانان به جاى اين كه بنشينند و تبادل آرا كنند، وقت شان را با بازى هايى از اين قبيل و روى خطوط اينترنت و اطلاعات مى گذرانند. با اين حال من هنوز هم نااميد نيستم و هنوز هم مى توان جاها و وسايلى را براى بحث هاى سازنده يافت و به نتيجه رسيد و خوشبختانه مى بينيم كه حتى در نمايش هاى هنرى و كنسرت هاى موسيقى نيزگاهى اين امر فراهم مى آيد.» جالب تر اين كه دنزل واشينگتن اخيراً يك ميليون دلار به كالج وايلى واقع در ايالت تگزاس آمريكا كمك كرده تا اين واحد تحصيلى بتواند تيم مباحثه و استدلال خود را از نو تشكيل دهد و واقعه ۱۹۳۵ را پس از گذشت ۷۳ سال به گونه اى ديگر تكرار كند. خودش به عنوان حرف آخر مى گويد: «هيچ چيز براى من لذت بخش تر از اين نيست كه اين گروه بحث و مباحثه بتواند در سال هاى آتى همچنان مطرح و موفق بماند. توانايى زيادى را در آنها ديده ام. حداقل حسن آنها اين است كه مقابل سفيدهاى زورگو خواهند ايستاد. اين خودش يك نوع پيروزى است.»
|