شنبه ۱۵ دى ۱۳۸۶ - ۲۵ ذيحجه ۱۴۲۸
Sat, Jan 5, 2008
حوادث
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
خانواده
شكايت مادر اجاره اى در دادگاه خانواده
رئيس پليس آگاهى كشور:
سردار زارعى خبر داد
توطئه خانوادگى براى قتل يك نوازنده
گروه حوادث ـ خبرنگار قزوين ـ مرد نوازنده كه با همدستى برادر و همسرش در توطئه اى دوست هنرمندش را به قتل رسانده بود، هنگام فرار به خارج از كشور دستگير شد.
به گزارش خبرنگار ما، متهم به قتل و مقتول كه با هم دوست بوده اند در مجالس عروسى و جشن ها با نواختن ساز، برنامه هاى هنرى اجرا مى كردند.عصر چهارشنبه ۲۸ آذر، زنگ تلفن همراه مصطفى ـ مقتول ـ به صدا درآمد. از آن سوى خط زن جوانى با وى در محلى در شهر جديد هشتگرد قرار ملاقات گذاشت.دقايقى بعد مصطفى سوار بر خودروى پرايدش به محل ملاقات رفت. به محض رسيدن به آنجا با شيرين ـ همسر دوستش ـ روبه رو شد. وقتى مرد از خودرو پياده شد، دو نفر به نام هاى محمد ـ همسر زن ـ و فرهاد ـ برادر متهم ـ به او حمله كردند و با ضربات چاقو او را از پاى درآوردند.محمد پس از قتل مصطفى ـ دوست نوازنده اش - به كمك برادرش فرهاد پيكر او را به روستاى بالادست واقع در منطقه آبيك انتقال دادند تا جسد را دفن كنند كه در همين هنگام با مشاهده مردى جسد و خودروى پرايد مقتول را رها كرده و از آنجا گريختند.قاضى محسن آزارشى، دادستان عمومى و انقلاب آبيك درباره اين جنايت به خبرنگار ما گفت: شامگاه چهارشنبه يكى از اعضاى شوراى اسلامى شهر آبيك هنگام عبور از اراضى روستاى «بالادست» واقع در آبيك با دو مرد در حال دفن جسدى مواجه شد. اين در حالى بود كه جنايتكاران با مشاهده مردى كه به سوى آنها آمد، از آنجا گريختند.وى در ادامه گفت: كارآگاهان جنايى پليس آگاهى آبيك پس از تحقيق در اين باره دريافتند، قربانى جنايت ، مصطفى نام داشت كه نوازنده و هنرمند بود.كارآگاهان همچنين دريافتند مصطفى با فردى به نام محمد كه او نيز نوازنده مى باشد در يك شركت خصوصى فعاليت مى كردند. بنابراين كارآگاهان براى كشف راز اين معما به محل كار مقتول مراجعه كردند اما در جريان تحقيقات پى بردند محمد به اتفاق شيرين ـ همسرش ـ و فرهاد ـ برادرش ـ ناپديد شده است.دادستان آبيك افزود: مأموران در پى ناپديد شدن ناگهانى شريك و همكار مقتول و اعضاى خانواده وى احتمال دادند قتل از سوى آنها رخ داده است.كارآگاهان در جريان تجسس هاى ويژه پليسى متوجه شدند عاملان جنايت قصد خروج از كشور را دارند. بنابراين پس از هماهنگى هاى لازم با پليس شهرستان مريوان متهمان فرارى را در مخفيگاه شان در مريوان دستگير كردند. محسن آزارشى گفت: محمد ـ متهم به قتل ـ در بازجويى ها اتهام قتل دوست خود را پذيرفت.محمد در ادامه اعتراف كرد: چندى قبل، همسرم ـ شيرين ـ به من گفت از سوى مصطفى مورد آزار و اذيت قرار گرفته است. بدين ترتيب، پس از طرح موضوع با برادرم نقشه قتل مصطفى را طراحى كرديم و از همسرم خواستم با او يك قرار صورى در محلى خلوت ـ حوالى هشتگرد ـ بگذارد. وقتى مصطفى به محل ملاقات آمد او را با ضربه هاى چاقو از پاى درآوردم. سپس به اتفاق برادرم - فرهاد - جسد را با خودروى پرايد مقتول به روستاى بالادست انتقال داديم.سرهنگ محمدى رئيس پليس آگاهى استان قزوين با تشريح اقدامات پليس براى شناسايى و دستگيرى عاملان اين جنايت به خبرنگار ما گفت: كارآگاهان جنايى طى ۷۲ ساعت هويت عاملان اصلى جنايت را شناسايى كردند و با هماهنگى مقامات قضايى آبيك و پليس استان كردستان با اقدامى ضربتى، محمد، عامل اصلى جنايت و همدستانش را به دام انداختند.براساس اين گزارش، بازپرس پرونده پس از بازجويى و تحقيق از متهمان، آنان را با قرار بازداشت موقت به زندان فرستاد.
سرباز مصدوم ديدار سپاهان و پرسپوليس نابينا شد
339399.jpg
گروه حوادث ـ اصفهان : فلاح ، خبرنگار «ايران»: سرباز نيروى يگان ويژه پليس كه در جريان ديدار تيم هاى سپاهان و پرسپوليس از ناحيه سر و چشم مصدوم شده بود، هر دو چشمش را از دست داد. به گزارش خبرنگار ما، محمد احمدى ۲۰ ساله كه ۱۵ روز قبل از حادثه از شهرستان سررشجان شهر كرد براى ادامه خدمت به فولادشهر اعزام شده بود در جريان ديدار پرسپوليس- سپاهان از ناحيه سر مورد اصابت نارنجك دست ساز قرار گرفت. او بلافاصله براى مداوا به بيمارستان الزهرا شهرستان اصفهان منتقل شد و تحت عمل جراحى قرار گرفت. اما تلاش جراحان و پزشكان متخصص مؤثر واقع نشد و پزشكان دو چشم سرباز جوان را تخليه كردند. بدين ترتيب سرباز جوان بينايى دو چشم خود را از دست داد.يك مقام آگاه پليس در اين باره به خبرنگار ما گفت: با تحقيقات گسترده پليس، چند تن در اين رابطه دستگير شدند كه بدين ترتيب عامل اصلى پرتاب مواد منفجره در ميان آنها شناسايى شد.
اختلاس از حساب هاى كارمندان خيالى
339402.jpg
گروه حوادث ـ دو كارمند آموزش و پرورش به اتهام اختلاس از حساب هاى دولتى در شعبه ۱۰۴ دادگاه عمومى- جزايى شهررى محاكمه شدند.
راز فعاليت هاى متهمان اوايل سال ،۸۵ در بررسى هاى مأموران حراست آموزش و پرورش فاش شد. آنها پس از اطلاع از اين موضوع در بررسى هاى موشكافانه خود، به رفتارهاى دو تن از مسئولان حسابدارى و انفورماتيك آموزش و پرورش ناحيه يك شهررى مشكوك شدند. بنابراين با تحت نظر قرار دادن آنها، مداركى به دست آوردند كه نشان مى داد اين دو كارمند متخلف با شگردهاى مختلف حدود ۶۲۰ ميليون ريال از حساب هاى اين سازمان اختلاس كرده اند. پس ازجمع آورى مدارك محكمه پسند، موضوع به مسئولان ديوان محاسبات ادارى گزارش شد. آنان نيز پس از بررسى هاى دقيق، اختلاس دو كارمند را تأييد كردند.بدين ترتيب با شكايت نماينده حقوقى آموزش و پرورش در شعبه دو بازپرسى دادرسى شهررى پرونده اى در اين باره تشكيل و تحت رسيدگى قرار گرفت.
متهمان پس از بازداشت در حضور بازپرس حسينى اتهام هاى خود را پذيرفتند. مسئول حسابدارى در حالى كه سعى داشت پسرش را بيگناه جلوه دهد، گفت: پسرم از اين موضوع هيچ اطلاعى نداشت. وى همچنين قبل از صدور قرار مجرميتش، مبلغ ۴۰ ميليون تومان از پول هايى كه اختلاس كرده بود را به صندوق دولت واريز كرد. متهمان در شعبه ۱۰۴ دادگاه عمومى- جزايى شهررى، پاى ميز محاكمه رفتند.در ابتداى جلسه مسئول حسابدارى تنها اختلاس ۳۶۰ ميليون ريالى را پذيرفت و گفت: از آبان سال ۸۴ تا ارديبهشت سال ۸۵ اين مبلغ را با شگردهاى مختلف اختلاس كردم. وى افزود: من بلافاصله پس از دستگيرى مبلغ ۴۰ ميليون تومان را به حساب دولت واريز كردم. در ادامه جلسه دادگاه مسئول انفورماتيك نيز منكر هرگونه جرمى شد و اظهار داشت: من فقط مأموريت داشتم پول ها را از حساب دو كارمند واهى كه مسئول حسابدارى دستور داده بود برداشت كنم و كل آن را نيز تحويل مى دادم.پسر مسئول حسابدارى كه به اتهام معاونت در اختلاس احضار شده بود مدعى شد از ماجرا هيچ اطلاعى نداشته و خود را بيگناه دانست.
شكايت مادر اجاره اى در دادگاه خانواده
تقاضاى عجيب۲مادر
براى تصاحب بچه
339396.jpg
گروه حوادث ـ فاطمه وثوقى ـ مهندس جوان و همسرش كه به تازگى از طريق يكى از روش هاى باردارى نوين صاحب فرزندى شده اند با شكايت عجيب يك زن ميانسال به دادگاه فراخوانده شدند.
به گزارش خبرنگار ما، چندى قبل زنى پس از مراجعه به شعبه ۲۶۶ دادگاه خانواده تهران با تسليم شكايتى به قاضى «معافى» گفت: سال ها پيش همسرم بر اثر سقوط از بلندى جان سپرد. پس از آن حادثه تلخ و ناگوار، زندگى من و دو دخترم بشدت آشفته و دگرگون شد. بنابراين از سر ناچارى تصميم گرفتم در آن شرايط سخت براى تأمين هزينه هاى زندگى دو فرزندم در خانه هاى مردم كارگرى كنم.

با هزار بدبختى دو دخترم را به ثمر رساندم و هر دو را به خانه بخت فرستادم. آن زمان براى تهيه جهيزيه و مخارج مربوط به عروسى چندين ميليون تومان وام و پول قرض الحسنه گرفتم و خودم هم يك اتاق ۱۲ مترى در جنوب تهران اجاره كردم. در طول چند ماه به دليل ناتوانى در پرداخت اقساط كمرشكن بدهى هايم و ناتوانى جسمانى به دنبال راه چاره اى بودم تا هر چه زودتر بدهى هايم را بپردازم. همان روزها مستأصل و درمانده به خانه يكى از همسايه ها كه در يك مؤسسه نابارورى مشغول به كار بود رفتم.با او كمى درددل كردم، او كه از مشكلاتم باخبر بود از سر دلسوزى مرا به زوج نابارورى كه پس از سال ها درمان نتوانسته بودند بچه دار شوند معرفى كرد. چاره اى نداشتم. براى حفظ آبرو و تداوم زندگى دخترانم تصميم گرفتم مادر اجاره اى شوم، بنابراين به ناچار قرارداد ۶ ميليون تومانى را امضا كردم تا از طريق روش آزمايشگاهى، جنين آنها را به مدت ۹ ماه در رحم خود نگهدارى كنم و پس از تولد بچه را به آنها تحويل دهم. همان روز پس از عقد قرارداد همراه زوج جوان به مؤسسه درمانى رفتم تا مراحل آزمايشگاهى انجام شود. پس از آزمايشات مكرر و تحويل جواب آزمايشاتم به پزشك معالج، او آب پاكى را روى دستم ريخت و گفت به خاطر سن زياد نمى توانم از طريق روش آزمايشگاهى باردار شوم. اما مى توانم از طريق تزريق بارور شوم. اين تصميم هم بستگى به توافق من و مهران داشت چرا كه بايد بين ما صيغه شرعى جارى مى شد. در چنين وضعيتى دچار عذاب وجدان شده بودم، از طرف ديگر زوج جوان هم چندين بار پيغام دادند اگر راضى به اين كار شوم پول بيشترى مى پردازند. طلبكاران هر روز به در خانه مى آمدند، تا طلب شان را دريافت كنند. بنابراين راهى جز پذيرفتن پيشنهاد آنها نداشتم، سرانجام در يك عصر غم انگيز پائيزى صيغه محرميت بين من و مردى كه ۲۰ سال از خودم كوچكتر بود جارى شد. در همان ايام مرد جوان دور از چشم همسرش به من ابراز علاقه مى كرد. من هم كه زنى تنها و درمانده بودم به او دل بستم. در طول اين مدت مرد جوان به من توجه و علاقه خاصى نشان مى داد و امكانات مالى خوبى هم در اختيارم گذاشت. در دوران باردارى وضعيت بد و وخيمى داشتم. پزشك معالجم به من استراحت مطلق داده بود، من هم نسبت به جنينى كه در شكم داشتم احساس تعلق و وابستگى مى كردم. به هيچ وجه دوست نداشتم فرزندم را به زنى غريبه دهم تا او را تربيت كند و او را مادر صدا بزند. چندين بار مرد جوان را قسم دادم تا فرزند مشتركمان را از من جدا نكند او هم قول داد. سرانجام پسرمان به دنيا آمد، اما حيف كه بهار زندگى ام با تولدش خزان شد. مرد به دور از چشمم فرزندم را از بيمارستان به خانه خودش برد و براى او شناسنامه گرفت و صيغه محرميت مان را هم فسخ كرد. بعد از آن من ماندم و يك دنيا تنهايى و بى كسى. دورى فرزندم بشدت آزارم مى داد تا اين كه چندين بار با «نرگس» همسر مهران تماس گرفتم و ملتمسانه از او خواستم براى يكبار هم كه شده اجازه دهد فرزندم را ببينم، او هم كه زنى دلسوز و مهربان است پذيرفت اما اى كاش فرزند دلبندم را نمى ديدم، از همان زمان دورى اش بيشتر آزارم مى دهد. بنابراين تصميم گرفتم ازمهران انتقام بگيرم. بنابراين به محل كار او رفتم و ملتمسانه از او درخواست كردم تا فرزندم را به من برگرداند اما او مرا تحويل پليس داد.
مهران كه از ابتداى جلسه دادگاه سكوت كرده بود با چهره اى برافروخته و عصبانى مقابل قاضى ايستاد و گفت: چند سال قبل با همسرم در دانشگاه آشنا و به او علاقه مند شدم. پس از مدت كوتاهى تصميم به ازدواج گرفتيم ما سرانجام با مخالفت شديد دو خانواده پاى سفره عقد نشستيم، ما زوج خوشبختى بوديم. تمام دوستان و اقوام و آشنايان حسرت زندگى ما را مى خوردند. چون من و نرگس با يكديگر تفاهم داشتيم. سرانجام تصميم گرفتيم خوشبختى مان را با بچه دار شدن تكميل كنيم اما از بخت بد همسرم كه دچار بيمارى صعب العلاجى بود باردار نمى شد.
همسرم تمام روش هاى درمانى را امتحان كرد اما نتيجه اى حاصل نشد. تا اين كه راهى جز پيدا كردن يك حامل يا همان مادر اجاره اى نداشتيم، در همان زمان يكى از كاركنان مؤسسه نابارورى كه سال ها به آنجا مراجعه مى كرديم ما را به اين خانم معرفى كرد اما اين زن به علت سن زياد باردار نمى شد. سرانجام با توافقى كه بين من و همسرم صورت گرفت، صيغه محرميت بين من و ايشان جارى شد تا از طريق تزريق، اين خانم باردار شود. بعد از تولد فرزندم او بارها برايمان ايجاد مزاحمت كرده است حالا هم ادعا مى كند من به او علاقه مند شده ام و پسر كوچولوى ما فرزند مشترك من و اوست. اما من حاضر نيستم با ادعاى كذب او زندگى ام را به هم بريزم چون ما در قراردادى كه با يكديگر بسته بوديم قرار گذاشتيم پس از پايان مدت باردارى و تولد فرزند ديگر هيچ ديدارى با هم نداشته باشيم و او اين موضوع را فراموش كند.
قاضى دادگاه سپس طرفين پرونده را براى تكميل پرونده و رفع ابهام به آزمايشگاه معرفى كرد تا پس از اعلام نتايج مورد نياز در اين باره تصميم گيرى شود.
رئيس پليس آگاهى كشور:
نيروى انتظامى
موافق كارآگاه خصوصى نيست
گروه حوادث ـ رئيس پليس آگاهى كشور اعلام كرد: نيروى انتظامى مدافع و موافق كارآگاه خصوصى نيست، اما بر اساس قانون جديد نيروى انتظامى در خصوص پليس افتخارى، آگاهى نيز در حال مهيا كردن شرايط پذيرش مردم علاقه مند تحت عنوان «كارآگاه يار» است.سردار على اصغر جعفرى درباره راه اندازى «كارآگاه خصوصى» در كشور، گفت: صرفنظر از مثبت و يا منفى بودن استفاده از كارآگاه خصوصى بر اساس چارچوب و آئين دادرسى كشور امكان فعال شدن «كارآگاه خصوصى» وجود ندارد و اين درحاليست كه نيروى انتظامى نيز خواهان چنين امكانى نيست.سردار جعفرى در پاسخ به اين پرسش كه آيا زنان پليس نيز در آزمون رتبه بندى كارآگاهى شركت كرده اند، گفت: هيچ زنى در آزمون شركت نكرده و زنان در پليس آگاهى اغلب در كارشناسى بررسى صحنه، آزمايشگاه و انگشت نگارى فعال هستند.وى اضافه كرد: البته تعدادى از زنان حاضر در پليس آگاهى، افسر تحقيق هستند.
سردار زارعى خبر داد
كشف استوديو غيرمجاز
شبكه هاى ماهواره اى در كرج
گروه حوادث ـ اعضاى يك شبكه فيلمسازى كه با ايجاد استوديو غيرمجاز به بهانه خوانندگى و بازيگرى از دختران فيلم و كليپ تهيه مى كردند و در اختيار شبكه هاى ماهواره اى مى گذاشتند، دستگير شدند.
سردار رضا زارعى، رئيس پليس استان تهران در اين باره گفت: چندى قبل گزارشى به پليس رسيد مبنى بر اين كه از ۹ ماه قبل، افرادى با ايجاد يك استوديو فيلمسازى غيرمجاز در منطقه گلشهر كرج با اغفال دختران و زنان جوان، از آنان كليپ هاى تبليغاتى، فيلم هاى بلند و كوتاه و آهنگ هاى فارسى و خارجى تهيه مى كنند و كليپ ها و فيلم هاى تهيه شده، را در اختيار شبكه هاى ماهواره اى قرار مى دهند.وى در ادامه گفت: مأموران پليس امنيت استان تهران با دستور قضايى استوديوى فوق را شناسايى و پس از بازرسى از آن مكان كه داراى دو اتاق است. مقاديرى لوازم و وسايل فيلمبردارى، نورپردازى و صدابردارى كشف كردند و دختر جوانى كه منشى آن استوديو بود را دستگير كردند.زارعى افزود: در بازرسى مأموران يك حلقه فيلم حاوى كليپ و آهنگ هاى فارسى و خارجى و تعداد ۳۶ برگ فرم ثبت نام از دختران و زنان جوان كشف گرديد. با كشف اين اوراق، پليس احتمال حضور و فعاليت برخى از بازيگران و خوانندگان ايرانى را در اين استوديو مى دهد. تحقيق در اين زمينه از سوى پليس ادامه دارد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |