|
ادبيات وهنرمتعهد در لحظه هاى خطير جنگ
] كاوه بهمن [
بحث ادبيات و هنر متعهد را قصد ندارم مطرح كنم. چراكه فى نفسه در تعهد و مسئوليت اين دو مقوله اجبارى نمى بينم و بر التزام ذاتى نويسنده و هنرمند نيز ماهيتاً هيچ اصرارى ندارم. وانگهى اين بحث كه ادبيات و هنر اساساً و ذاتاً نسبت به اجتماع پيرامون و پديده هاى بيرون از خود تعهد و مسئوليتى را مى بايد بر گرده بگيرد و موضوع ديرينه و تكرارى هنر براى هنر و مواضع و آراى مخالف آن، مشخصاً بحث محورى اين يادداشت كوتاه روزنامه اى نيست. زيرا مباحثى از اين دست، ديگر سال هاست كه نخ نما شده و به شكلى حتى مى توان گفت كه فيصله يافته است. نه البته به اين معنا كه به سود يكى از دو طرف آن مجادله طولانى مغلوبه شده باشد. در واقع، هنوز هم از پى اين همه سال، هيچ يك از دو طرف مباحثه ياد شده نمى توانند در اثبات آرا و ادعاهاى خود استدلال و مدرك محكمه پسندى ارائه دهند. تنها چنين به نظر مى رسد كه جدل كنندگان سال ها پيش از آن مجادله درازمدت به ستوه آمده و ترك مخاصمه را به پى گرفتن آن جدال كسالت آور ترجيح داده اند.بارى، همان گونه كه رفت، در اين اشارت كوتاه ، نگارنده بر آن است تا نه از وظيفه ذاتى هنر و ادبيات، كه در اصل، در باب مواضع اين دومقوله در وضعيت ها و موقعيت هاى خاص و خطير اجتماعى سخن به ميان آورد. موقعيت هاى ويژه اى همچون بروز تحولات اجتماعى و انقلاب ها و از همه مهمتر و خطيرتر وقوع جنگ هاى طولانى مدت و ويرانگر، از جمله جنگ هاى جهانگير اول و دوم و نيز نمونه آشناتر آن براى ما، ايرانى ها، يعنى جنگ تحميلى هشت ساله عراق عليه ايران.در حقيقت پرسش اين است كه در شرايط خطير و خاصى از اين دست، ادبيات و هنر چه مسئوليت و چه وظيفه اى برعهده دارد و چگونه مى بايد كاركرد اجتماعى خويش را نشان دهد. بسيارى از نويسندگان و هنرمندان و همچنين منتقدان و نظريه پردازان عالم ادبيات و هنر، متن ادبى و اثر هنرى را در شرايط ياد شده به بى طرفى و در واقع بى اعتنايى فرا مى خوانند و بر آنند كه ارزش و اعتبار و در نهايت خلوص زيبايى شناسانه آثار خلاقه ادبى و هنرى با جهتگيرى و جانبدارى در قبال اين قبيل وقايع دچار خدشه خواهد شد. به تعبير ساده تر، نويسندگان و هنرمندانى بوده اند كه آفرينش هرگونه اثرى را در خصوص وقايع جنگ تحميلى، به نوعى معادل با آلوده دامنى هنر و ادبيات و در غلتيدن نويسنده و هنرمند به ورطه هولناك تبليغات سياسى تلقى كرده و در تمام سال هاى جنگ از خلق هرگونه متن و يا اثرى در اين زمينه اجتناب ورزيده اند. البته صرف نظر از هر بحثى در اين خصوص، به گمانم هيچ كس، نه منتقدان و نه مسئولان و مجريان فرهنگى، به هيچ عنوان نمى توانند نويسنده يا هنرمندى را به نگارش و آفرينش هيچ متن و هيچ اثرى ملزم و ناگزير كنند. با اين همه، امروزه نمونه هاى بسيارى را از ميان آثار ادبى و هنرى در عرصه جهان مى توان ذكر كرد كه در نهايت قدرت و استحكام تكنيكى و ساختارى و خلوص زيبايى شناسانه خلق شده اند و در عين حال مواضع جانبدارانه اى را نيز در قبال برخى از جنگ هاى بزرگ مطرح كرده اند. آثار ادبى و هنرى ناب و ارزشمندى كه نويسندگان و هنرمندان بزرگ جهان با آفرينش آنها در نهايت صداقت مراتب همراهى و همدلى شان را با رزمندگان جان بر كف سنگرها و ميدان هاى نبرد آشكار ساخته اند. چارلز اسپنسر چاپلين، نويسنده، آهنگساز، بازيگر و فيلمساز بزرگ انگليسى از جمله همين هنرمندان است. اين فيلمساز و بازيگر پرآوازه كه همه مردم جهان با آثار او آشنا هستند و هم عوام و هم خواص به عظمت و خلوص هنرى آثارش باور دارند، در طول سال هاى وقوع جنگ جهانى دوم، چه با ساخت فيلم زيبا و تأثيرگذار «ديكتاتور بزرگ» و چه حتى از طريق حضور مستقيم و مستمر در ميان سربازان و رزمندگان و اجراى برنامه هاى مفرح نمايشى براى آنان، همواره نقش بسيار مهمى در افزايش توان روحى - روانى مبارزان ضد فاشيسم و تحقير و تمسخر نازى هاى بى رحم و جنگ افروز ايفا مى كرد، آن چنان كه وزير فرهنگ آلمان هيتلرى، چاپلين را يكى از بزرگترين و تأثيرگذارترين دشمنان فاشيسم و نازيسم در طى سال هاى جنگ جهانى دوم خوانده بود.آرى، هنر و مهمتر از آن، رفتار مسئولانه چاپلين بزرگ نشان مى دهد كه هنر ناب نيز مى تواند در شرايط خطير جنگ از پوسته بى طرفى و بى تحركى عافيت طلبانه خارج شود و به يارى رزم آوران دلير ميهن در سنگرهاى پايدارى در برابر دشمنان بشتابد.
|