|
روند انتخابات آسياى مركزى به سود ملى گراها پيش مى رود
باخت شركاى غرب در بيشكك
|
|
|
] مهين السادات صمدى]
دو انتخابات پى در پى در دو كشور آسياى مركزى - ازبكستان و قرقيزستان - براى ناظران اين منطقه يك سنگ محك بود تا از دريچه صندوق هاى رأى آينده سياسى اين منطقه را نظاره كنند. به لحاظ شكلى درست است كه دو انتخابات ياد شده متفاوت بود ، از آن رو كه در ازبكستان مردم در باره ادامه رياست جمهورى اسلام كريم اف بايد تصميم مى گرفتند اما در قرقيزستان به تشكيل پارلمان جديد رأى مى دادند اما در نگاه بازيگران منطقه اى و فرامنطقه اى آسياى مركزى، اين دو انتخابات داراى آثار و پيام هاى يكسان بود. اما از ميان اين دو حلقه انتخابات، رويداد قرقيزستان، اهميت و جايگاهى بالاتر دارد، به همين دليل بيشترين واكنش هاى مخالف و موافق را در جبهه غرب ونيز پايتخت هاى جمهورى هاى شوروى سابق برانگيخته است. انتخابات قرقيزستان در ادامه سير حوادث بنيادين اين كشور، به يك رفراندوم سياسى تبديل شد و رأى قرقيز ها در پاى صندوق ها معنا و مفهوم سمبليك «انتخاب راه آينده» را پيدا كرد. اين انتخابات دو سال پس از شورش هايى كه آهنگ انقلاب رنگى جديد را داشت در ميان صف آرايى دو جبهه اپوزيسيون غربگراى اين كشور و نيز احزاب متمايل به روسيه و چين برپا شد. بر اين اساس مى توان نتيجه آراى دسامبر اين جمهورى را در قالب برد و باخت جبهه غرب و جبهه روسيه ارزيابى كرد. * تصوير يك جامعه فقير اما تكثر طلب كشور قرقيزستان با جمعيت ۵ ميليون نفرى در احاطه جمهورى هاى نفت خيز آسياى مركزى يك جامعه فقير به لحاظ منابع و ذخاير زير زمينى است. با اين حال تجربه حوادث دو سال اخير نشان داد كه اين كشور داراى ساخت سياسى - اجتماعى پويايى است، به نحوى كه در اين مدت چندين موج كشمكش بزرگ را پشت سر نهاده است . اگرچه اين موج كشمكش و رقابت در شرايط كنونى مسيرى آشفته را طى مى كند و به دليل فقدان نهاد هاى مدنى و ساختار حقوقى قوى نوعى بى ثباتى مزمن را موجب شده است تا حدى كه پس از سقوط حاكم سرشناس اين كشور در دسامبر ۲۰۰۵ هنوز آرامش به اين جمهورى بازنگشته است . با اين حال اين واقعيت را نمى توان ناديده انگاشت كه قرقيزها در قياس با ديگر ملت هاى مجاور خويش سهم بالايى از پديده تحول خواهى را برده اند، بازيگران فرامنطقه اى بويژه آمريكا و اروپا نيز با درك اين ويژگى توجه ويژه اى به اوضاع سياسى اين كشور نشان مى دهند. انتخابات اخير قرقيزستان بر همين اساس به عرصه نمايش قدرت احزاب و محل بروز تفكرات سياسى گوناگون در اين جمهورى تبديل شد. اغلب كارشناسان در توصيف اين انتخابات بر اين ويژگى آن تأكيد كردند كه قرقيزها براى اولين بار در اين انتخابات قرقيزستان با تعدد انتخاب و فهرست هاى پر شمار احزاب روبرو شدند . اين چندگانگى افكار و تنوع احزاب براى همه نيروهاى سياسى اين كشور اين نويد را به همراه داشت كه بازگشت به گذشته نا ممكن است . استقبال احزاب از اين انتخابات مهم ترين دليل بر تحول جدى در فضاى سياسى اين كشور بود به نحوى كه براى راهيابى به پارلمان اين جمهورى و كسب ۹۰ كرسى، ۱۲ هزار كانديدا در مبارزه انتخاباتى شركت كردند. علاوه بر سه حزب «اوغژاول» تحت رهبرى قربان بيك باقى اف ، سوسيال دموكرات نخست وزير الماس آتامبايف و حزب «آتامكان» به رهبرى رئيس سابق پارلمان «اومور بيك تيكيبايف» ۹ حزب ديگر نيز در انتخابات شركت كردند. اما چنان كه انتظار مى رفت رقابت اصلى دراين عرصه ميان حزب اوغژاوال قربان بيك باقى اف و حزب اپوزيسيون «آتا مكان» اومور بيك تيكيبايف بود. دو حزبى كه در عين حال كه انتخابات را به رقابتى دو قطبى ميان نيروهاى دولتى و اپوزيسيون تبديل كردند نماد رقابت پنهان دو جناح از قدرت هاى خارجى يعنى روسيه و چين از يك سو و آمريكا و اروپا ازطرف ديگر شدند. * جبهه ناراضى ليبرال ها طبيعى بود كه پس از باخت جناح تحت حمايت غرب دراين انتخابات موجى از اعتراض ها و نقد ها عليه جناح حاكم بيشكك به راه بيفتد و از جهات مختلف، رأى قرقيزها زير سؤال برود . وقتى حزب اصلى مخالفان يعنى «آتا مكان» به عنوان نماد جناح ليبرال ها به پارلمان اين كشور راه نيافت ، سران حزب عملكرد كميسيون مركزى انتخاباتى قرقيزستان را زير سوال برده و مدعى شدند كه حزب حاكم نتايج انتخابات را در نقاط حساسى مانند اوش تغيير داده است . به دنبال آن كارشناسان اروپا كه از دريچه اعزام ناظران سعى در تأثيرگذارى بر روندانتخابات اين جمهورى ها را دارد با مخالفان دولت قرقيزستان همنوا شد كه رئيس جمهور اين كشور قربان بيك باقى اف و اطرافيان او با وجود شعارهاى دموكراسى در عمل روش رئيس جمهور سابق اين كشور عسكر آقايف را در ربودن آراى مردم پيموده اند. پس از اين رسانه هاى پر قدرت اروپا در اختيار اوموربيك تيكيبايف، رئيس حزب «اتامكان» قرار گرفت تا اعلام كند كه در مناطق مختلف كشور تقلب برگه هاى رأى گيرى به سود حزب «اوغژاول» مشاهده شده است و به دنبال او سياستمدار ديگر تحت حمايت اروپا «الماس اوتامبايف» جريان رأى گيرى در قرقيزستان را پرتوطئه و نيرنگ بازى معرفى كرد. به اين صورت جمله مخالفان مدعى شدند كه حزب رئيس جمهور باقى اف «اوغژاوال» ازحمايت دستگاه رياست جمهورى به ميزان فراوان استفاده كرده و حكومت در توزيع فرصت هاى رقابت و دسترسى به رسانه هاى خبرى و تبليغات از طريق تلويزيون و راديو نابرابر عمل كرده است . البته از جمله حوادثى كه موجب شد شائبه اعمال نفوذ حزب حاكم در انتخابات رونق بگيرد، محروميت يكى از جريان هاى اپوزيسيون بود. در آستانه انتخابات يك دادگاه بيشكك نامزد اصلى حزب سوسيال دموكرات اومور بيك «باباناورا» به دليل اين كه وى شهروند قزاقستان است از حق شركت در انتخابات محروم كرد . اما باباناورا در صحبت با راديوهاى اروپايى انتخابات را به چالش كشاند و مدعى شد كه «اين تنها يك نمونه فعاليت هاى غير قانونى مقامات در تمام مناطق كشور است.» شايد موقعيت حزب بيك باقى اف به عنوان جريان حاكم اين امتياز را براى او فراهم كرد كه با دستى گشوده در كارزار انتخابات ظاهر شود اما به باور ناظران نتايج آرا نشان داد كه اپوزيسيون اين كشور هنوز پايگاهى قوى بويژه در ميان نسل جوان اين كشور پيدا نكرده اند. با اين انتخابات قدرت در دست نيروهاى هوادار روسيه ماندگار شد. برداشت اغلب ناظران از آراى دسامبر قرقيزها اين است كه بيشكك پس از اين رويدادها گام هاى پرشتابى را به سوى اتحاد با دو قدرت چين و روسيه بر خواهد داشت. دو قدرتى كه در تابستان امسال پايه هاى يك نظم نوين سياسى را با همراهى ايران در عرصه آسياى مركزى و قفقاز را در بيشكك ريختند. انتخابات اخير به دليل تثبيت قدرت حزب حاكم باقى احتمالاً به يك دوره بى ثباتى در اين جمهورى پايان خواهد داد و ساختار اين جمهورى را به جمع متحدالشكل رهبران آسياى مركزى نزديك تر خواهد ساخت. البته ترديدى دراين نيست كه طيف اپوزيسيون ليبرال اين كشور پس از يك شكست آشكار همچنان از اهرم هاى تظاهرات و ميتينگ هاى خيابانى براى به هم زدن تعادل سياسى حاكميت بهره خواهند گرفت اما حتى ناظران اروپايى حاضر در بيشكك نيز اقرار كرده اند كه ناكامى طيف ليبرال ها در اين انتخابات مهر پايان بر ايده سومين انقلاب رنگى موسوم به انقلاب لاله زد. نگرانى جبهه دولت هاى غربى به وضوح در بيانيه اى كه مسئول ناظران سازمان امنيت و همكارى اروپا در انتخابات قرقيزستان «كيما كليونن» صادر كرد، پيداست. او اعلام كرد: «حدس مى زنم جامعه بين الملل كه از وضع دموكراسى در آسياى مركزى نگران است، حق دارد از انتخابات قرقيزستان چندان خرسند نباشد ، زيرا در قياس با انتخابات رياست جمهورى در سال ۲۰۰۵ يك حركت به عقب است ، از اين لحاظ من هم مسلماً از اين وضع نگرانى دارم.» حادثه قرقيزستان در ادامه سير طبيعى وقايعى كه در يك سال اخير عرصه هاى سياسى آسياى مركزى را در بر گرفت، رخ داد . اين سلسله رويدادها ماهيتى به هم پيوسته دارد و در يك سو جبهه غرب را به عقب نشينى از پايتخت هاى منطقه واداشته است . درست به همين دليل است كه بعد از انتخابات اخير، موج نقد نخبگان رسانه هاى اروپا از عملكرد دولت هاى اين كشورها به راه افتاد و آنها بوش و همقطاران اروپايى او را متهم كردند كه به رويدادهاى قرقيزستان، آن توجهى را كه به خاورميانه نشان مى دهد دارد، مبذول نكرد و جناح ليبرال ها در كشورهايى مانند قرقيزستان را در محاصره همسايگان و قدرت هايى مانند روسيه و چين بى پشتوانه گذاشته است.
|