شنبه ۱۵ دى ۱۳۸۶ - ۲۵ ذيحجه ۱۴۲۸
Sat, Jan 5, 2008
خانواده
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
خانواده
سؤالى كه زير برف جا ماند
] تهمينه مهربانى ]
چند راه براى داشتن زندگى زيباتر بدون سيگار
سؤالى كه زير برف جا ماند
مهم اين است
كه هديه با دل آدم چه مى كند
] تهمينه مهربانى ]
339282.jpg
برف آمده بود ، نه از اين برف هاى پرپرى كه هنوز روى زمين ننشسته، آب مى شوند. از آن برف هايى كه گاهى مجبور بودى دوطرف كوچه كوت كنى و از وسطش مثل تونل بگذرى. از آن برف هايى كه مى توانستى با خيال راحت از سرشاخه هاى پاكيزه جمع كنى و به آن سركه شيره بزنى و با بچه هاى كوچه، ضيافت «بستنى خوران» راه بيندازى و كوچه را از صداى خنده هايت روى سر بگذارى و گلوله برفى درست كنى و بزنى به ديوار كه دلت نمى آمد به رفيقت بزنى كه او يار غارت بود. و برف آن قدر زياد بود كه همه بچه ها براى خودشان آدم برفى درست مى كردند و هيچ مسابقه وحسادت و رقابتى در كار نبود و فقط سرگرمى و هدفشان ، بازى بود و خنده و خنده و آرامشى از سر رضايت.
اولين روزى بود كه من در يك زمستان سرد به مدرسه مى رفتم. كلاس اول دبستان. چادر مادر را محكم گرفته بودم كه ليز نخورم و نگاهم به نوك گالش هاى قرمزرنگى بود كه تازه برايم خريده بودند و چه برقى مى زد. مادر برايم ژاكت ضخيم خوشگلى بافته بود به قشنگى رنگين كمان. زمينه اش سفيد بود و در آن گل هاى سرخ و زرد و آبى جلوه مى كردند. خدا مى داند چه شب هايى بيدار نشسته بود تا آن را زودتر تمام كند كه در آن زمستان سخت، دوباره لوزه هايم باد نكنند و توى رختخواب نيفتم. از تصور آن كه با يك ژاكت نو پر از گل به مدرسه مى رفتم ، دل كودكانه ام تاپ تاپ مى زد. هنوز از خم كوچه باريكى كه به مدرسه مى رسيد، رد نشده بوديم كه چشمم به زنى افتاد كه چادر كهنه اى را روى سرش كشيده بود و دركنارش، دختربچه لاغرى با يك لا پيراهن چيت، مثل بيد مى لرزيد. آرام ازكنارشان گذشتم و بعد انگار از اين كه ژاكت نويى دارم، خجالت كشيدم و خودم را جمع و جور كردم و به مادر چسباندم. شايد تصور مى كردم در ميان چادر مادر گم مى شوم و ديگر نگاه پرحسرت آن دختر، پوست تنم را سوراخ سوراخ نمى كند.
چند روزى به همين ترتيب گذشت و من ديگر هيچ دلم نمى خواست آن ژاكت را بپوشم. راه ديگرى جز همان كوچه باريك به طرف مدرسه وجود نداشت.
هوا كه يك كمى سبك تر شد و برف ها آب شدند، مادر آن طرف خيابان مى ايستاد و نگاهم مى كرد كه آن كوچه را طى كنم و خودم را به مدرسه برسانم. بالاخره يك روز، فكرى را كه هفته ها بود توى كله ام دور مى زد، عملى كردم و موقع برگشتن از مدرسه، ژاكتم را در آوردم و به دخترك دادم و وادارش كردم بپوشد. از تصور اين كه او گرم شده است، شادى عجيبى در قلبم احساس كردم. تا به خانه برسم، استخوان هايم هم درد گرفته بودند و جسم نحيف من كه منتظر اولين باد پائيزى بود تا سرما بخورم و توى رختخواب بيفتم، با من همراهى نكرد و حسابى سينه پهلو كردم.همه اش خدا خدا مى كردم مادر سراغ ژاكت را از من نگيرد، اما انگار خودش فهميده بود. از من سؤال نكردكجاست، اما خودم از ترسم دروغ گفتم. گفتم كه آن را گم كرده ام. مادر لبخندى زد و گفت «حالا با چى مى رى مدرسه؟» و من جوابى نداشتم. يك هفته بسترى شدن، براى مادرم اين امكان را ايجاد كردكه با يك كامواى خيلى ضخيم خاكسترى بدرنگ، تند و تند برايم ژاكت جديدى ببافد و روزى كه بالاخره توانستم از جا بلند شوم و دوباره به مدرسه بروم، ديگر آن زن و دخترش را نديدم.
زمستان گذشت و نزديكى هاى عيد شد. يك روز با مادر از جلوى مغازه آقاى ملك محمدى كه همه چيز، از ظرف چينى گرفته تا سوزن خياطى مى فروخت، مى گذشتيم كه پشت ويترين مغازه، همان ژاكت را ديدم. چنان بهتم زده بود كه نمى توانستم از جايم حركت كنم. مادركه حال مرا ديد، دستم را گرفت و داخل مغازه برد و از آقاى ملك محمدى پرسيد كه قيمت ژاكت چند است؟ آقاى ملك محمدى گفت چون دستباف است و نقش زياد دارد ، قيمتش گران است . مادر از او خواست كه تا يك هفته مانده به عيد، آن را نفروشد، شايد بتواند پولش را تهيه كند و ژاكت را براى من بخرد.
دل من در اندوه از دست دادن ژاكت و نفهميدن علت اين كار دختركوچولو ، مى سوخت. نمى دانستم از چه كسى، چه سؤالى بايد بپرسم. مى دانستم كه براى مادر امكان تهيه پول آن ژاكت وجود ندارد. فقط من كه نبودم. بايد براى پنج خواهر و برادرم هم لباس شب عيد تهيه مى كرد. اين كه لباسى نداشته باشم، چندان آزارم نمى داد، اما از تصور اين كه با هديه من چنين كارى كرده بودند، عالم كودكانه ام به هم ريخته بود. يك هفته به عيد مانده مادر به آقاى ملك محمدى گفت كه نمى تواند پول ژاكت را بپردازد و او هم خيلى زود توانست ژاكت را بفروشد. معلوم است كه هرمادرى دلش مى خواست ژاكت به آن قشنگى را براى دخترش بخرد.
شب عيد همه دور سفره هفت سين نشسته بوديم و مادر، لباس هاى عيد همه را به آنها داد. من غمگين تر از آن بودم كه منتظر لباس عيد باشم. بالاخره مادر ژاكت سفيد پر از گل هاى سرخ و زرد و آبى را جلوى چشم هايم گرفت. نخ كامواى ژاكت خيلى ضخيم تر از قبلى بود، به همين خاطر گل هايش خيلى معلوم نبود، اما درست رنگ همان بود. من كه نمى دانستم بايد گريه كنم يا بخندم، هيچ حرفى نزدم. معلوم مى شد مادر، شب ها وقتى كه ما خواب بوديم، با كمك خواهر بزرگم، ژاكت را بافته بود. روز بعد وقتى كه من و مادر تنها شديم و من ذوق كنان ژاكت را پوشيدم تا همراه خانواده براى عيدديدنى برويم، مادرم در حالى كه يقه ژاكتم را مرتب مى كرد، آرام گفت: «مهم نيست بقيه با هديه آدم چه كار مى كنند. مهم اين است كه هديه دادن با دل خود آدم چه كار مى كند.» آن روز معنى حرف مادر را نفهميدم، اما بعدها ديگر هيچ وقت به اين فكر نكردم كه آدم ها با هديه هايى كه به آنها مى دهم چه مى كنند.
سيگار شما را مى كشد
چند راه براى داشتن زندگى زيباتر بدون سيگار
] طاهره عطاران ]

اگر جاى كسى بودم كه مى خواهد سيگار را ترك كند، مواردى كه به آنها اشاره خواهد شد، قاب مى گرفتم و جايى روى ديوار، جلوى چشمم نصب مى كردم. هرچند برخى از اين موارد تكرارى است، اما خواندن شان مفيد است.
در سيگار حدود ۴ هزار نوع ماده شيميايى وجود دارد كه ۲۰۰ نوع آن سمى است. با توجه به آمارهاى جهانى، مصرف دخانيات به هر شكلى (كشيدن سيگار، قليان، پيپ) مى تواند بيش از ۸۰ نوع بيمارى در ارگان هاى مختلف بدن به وجود آورد.
علاوه بر اين سيگار كشيدن، به طور مستقيم در ايجاد ۲۰ نوع سرطان دخالت دارد و زمينه بروز ده ها سرطان را فراهم مى آورد. هر نخ سيگار محتوى ۵۰۰ سانتيمتر مكعب دود است كه ۸۵ درصد آن را مواد گازى و ۱۵ درصد آن را ذرات معلق تشكيل مى دهد. ولى عمده خطرات سيگار از ذرات نيكوتين، گاز منواكسيدكربن و آرسنيك ناشى مى شود.
مضرات سيگار
همه شما از مضرات سيگار اطلاع داريد. با اين همه در اينجا برخى از آنها را يادآورى مى كنيم:
۱- سموم موجود در دود سيگار موجب بروز سرطان هايى از جمله سرطان ريه، گلو، دهان، مثانه و كليه مى شود.
۲- كشيدن سيگار ضربان قلب و فشار خون را بالا مى برد، روى قلب وعروق خونى تأثير مى گذارد و احتمال سكته هاى مغزى را بيشتر مى كند.
۳- با مصرف سيگار، خون و اكسيژن كمترى به دست ها و پاها مى رسد.
۴- گازهاى سمى موجود در سيگار به صورت لايه اى داخل راه هاى تنفسى و ريه ها را مى پوشاند، مانند دوده اى كه در دودكش بخارى مى نشيند.
۵- سيگار بروز پوكى استخوان را تسريع مى كند.
۶- دود سيگار موجب بيمارى لثه ها، خرابى و زرد شدن دندان ها، بوى بد و خشكى دهان مى شود.
۷- افراد سيگارى مزه غذاها را خوب متوجه نمى شوند.
۸- سيگار كشيدن، گردش خون را ضعيف و موجب بد رنگى و چروكيدگى پوست صورت مى شود.
۹- سيگار كشيدن در ايجاد اختلالات جسمانى در خانم ها و آقايان تأثير مستقيم دارد.
ترك سيگار
حالا اگر تصميم گرفتيد كه سيگار را ترك كنيد، مى توانيد از اين راه ها استفاده كنيد:
- ترك سيگار به تدارك نياز دارد. براى مثال اگر تاريخ ترك سيگار خود را دو هفته بعد تعيين مى كنيد، اين تاريخ را روى تقويم خود علامت بزنيد و همچنان كه به تاريخى كه در تقويم خود علامت زده ايد نزديك مى شويد، خود را براى روند واقعى ترك سيگار آماده كنيد.
- چون حالا سيگار بخشى از زندگى شما شده است احتمالاً اثر خود را در محيط زندگى شما بر جاى گذاشته است. يكى از كارهايى كه در روند ترك سيگار انجام دادن آن اهميت دارد، ازميان برداشتن آثار و شواهد حاكى از سيگار كشيدن است. در واقع اين كار براى اين كه وسوسه نشويد، ضرورى است.
- دو هفته قبل از ترك سيگار، تعداد سيگارهاى مصرفى خود را به يك عدد برسانيد و همين يك سيگار را هم در محلى كه خيلى جاى راحتى نباشد، مثل زيرزمين يا ايوان روشن كنيد و بكشيد.
- ماشين خود را از تمام نشانه هاى مربوط به سيگار خالى و آن را مكان غيرقابل سيگار كشيدن براى خود و ديگران اعلام كنيد.
- بعد از آماده كردن محيط زندگى، زمان آن مى رسد كه بدن خود را براى ترك سيگار آماده كنيد. به دندانپزشك مراجعه كنيد تا دندان هايتان را جرم گيرى كند. وقتى جرم نيكوتين از دندان هاى شما پاك شود احساس تازه اى خواهيد داشت.
- مصرف كافئين را قبل از ترك سيگار كاهش دهيد چون نيكوتين موجب تغيير در سوخت و ساز بدن شما مى شود.
- به اندازه كافى استراحت كنيد. در خلال نخستين هفته ترك سيگار، استراحت اهميت زيادى دارد.
- تا جايى كه مى توانيد مايعات بنوشيد. در اين مرحله الزاماً شما بايد تغذيه سالم و مفيدى داشته باشيد و سعى كنيد از آب ميوه زياد استفاده كنيد.
- از خوراكى هاى سالم به عنوان جانشين استفاده كنيد.
براى مثال از آب نبات و آدامس بدون موادقندى استفاده كنيد.
- در خلال چند هفته اول ترك سيگار ممكن است احساس كنيد گلويتان خشك شده است يا اين كه بر اثر خارش گلو سرفه كنيد. مكيدن خرده هاى يخ و آب نبات و جويدن آدامس به رفع اين مشكل كمك خواهد كرد.
- يكى از سخت ترين مراحل ترك سيگار آمادگى از لحاظ روحى و روانى است. علت هاى ترك سيگار و نياز به ترك آن را براى خود تكرار كنيد. بيان اين علت ها قدرت اراده شما را در مواجهه با دوره ترك سيگار افزايش مى دهد.
- برنامه هايى براى خود تدارك ببينيد. اين برنامه مى تواند شامل حل كردن جدول، دويدن آهسته، شنا، پياده روى، رفتن به مسجد يا كتابخانه باشد. به هر حال همواره فكر خود را مشغول و فعال نگاه داريد.
- دست خود را كه به گرفتن سيگار عادت كرده است، مشغول كنيد. براى اين كار مى توانيد از مداد، خلال دندان يا قطعه اى لاستيك استفاده كنيد.
- براى رسيدن به هدف، از حاميانى كمك بگيريد و به افرادى متكى باشيد كه واقعاً خواهان ترك سيگار شما شده اند.
- به طور مستقيم و قطعى از ديگران بخواهيد در اطراف شما سيگار نكشند و اگر با يك سيگارى زندگى مى كنيد، قبل از شروع ترك سيگار با او به توافق برسيد.
- در هر شرايطى ورزش را فراموش نكنيد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |