|
افرادى خلاق، جامعه اى با نشاط
|
|
|
] حميده احمديان راد]
بسيارى از افراد مدتى بعد از اين كه كارى پيدا مى كنند و استخدام مى شوند، از كارشان دلزده مى شوند. در نتيجه سيمايى كه از كارمند در ذهن ماست، فردى خواب آلوده و پشت ميزنشين است كه مى خواهد ساعت هاى كارش را پر و حقوق آخر ماهش را دريافت كند. تصويرى كه از كارگر ترسيم مى كنيم نيز فرد عصبى و معترضى است كه منتظر بهانه است تا سرخوردگى هايش را جبران كند. اين موضوع حتى به مديران هم تسرى پيدا مى كند و بسيارى از مديران ما در برابر مشكلات و درگيرى هاى حوزه هاى تحت مديريتشان احساس درماندگى مى كنند. آن چه كه اين احساسات ناخوشايند را در نيروى كار تغيير مى دهد، تمايل آنها به نوآورى و ايجاد امكان خلاقيت در آنهاست. خلاقيت احساس يكنواختى و درماندگى را از بين مى برد و به نيروى كار نشاط مى دهد.
اگر همه انسان ها با احساس ناخوشايند درماندگى و يكنواختى كار و زندگى مى كردند، هيچ پيشرفتى براى تمدن بشرى متصور نبود اما خوشبختانه افراد خلاقى دور و بر ما پيدا مى شوند. فرد خلاق احساس توانايى مى كند، ناكامى ها را بدون تأسف چندانى مى پذيرد و تمام نيروهايش را جهت دستيابى به هدفش جمع مى كند و با نشاط و علاقه مند كار مى كند. مديران خلاقى هم وجود دارند كه با خلاقيت و نوآورى موجب بقا و توسعه شركت يا سازمانشان مى شوند و به كاركنانشان انگيزه كار و امكان نوآورى مى دهند. به خاطر همين است كه تمدن بشرى مرهون انسان هاى خلاق است.
* آنچه نيروى كار را خلاق مى كند نيازهاى معيشتى از جمله موانع خلاقيت در نيروى كار ذكر مى شود. در اقتصاد كلان نظريه اى به نام مزد كارايى وجود دارد كه براساس آن اگر مزدى به كارگر بدهيد و وى تصور كند كه اين مزد مناسب نيست نه تنها به نوآورى در محل كارش نمى انديشد، بلكه سعى مى كند از زير كار هم در برود. ولى اين تنها يكى از موانع خلاقيت كاركنان ماست. چرا كه اقتصاد مبتنى بر نفت احساس نياز به خلاقيت كاركنان را در مديران از بين برده. چون آنها فكر مى كنند كه مى توانند هر چيزى از جمله فناورى را با پول خريدارى كنند و اصولاً نيازى به نوآورى كاركنان احساس نمى كنند. همچنين درآمد نفت نيروى كار را هم متوقع كرده و فكر مى كنند كه حق دارند بدون كار زياد و انديشه هاى خلاقانه درآمد زيادى داشته باشند. در شركت هايى كه مديران و نيروى كار اين چنين مى انديشند، همه دچار روال زدگى و يأس مى شوند. سيمين عفيفى روانشناس مى گويد: «وقتى فردى مدت زيادى كارى را انجام مى دهد كه با علايقش سازگار نيست و در كارش نوآورى اى هم صورت نمى گيرد، دچار روال زدگى مى شود. افراد خلاق انگيزه هاى فردى نظير دستيابى به پول، موقعيت اجتماعى بالاتر و يا تعلق گروهى دارند. اما آنچه كه انگيزه هاى فردى را تقويت مى كند احساس تعلق به محل خدمت و تشويق شدن و ارزيابى از طرف مديران است. در حالى كه افراد زيادى را مى بينيم كه با وجود شايستگى در پست نامناسبى كار مى كنند و در نتيجه دچار روال زدگى شده اند و حتى بعضى از آنها عصبى و بى انگيزه هستند. بسيارى از آنها هم دچار كرختى و تنبلى شده اند. درحالى كه اگر مديران استعداد كاركنانشان را درست شناسايى كنند و آنها را در مكان مناسبى به كار بگيرند، نيروى كارشان با چنين مشكلاتى روبه رو نمى شود چرا كه در محيط مناسب امكان خلاقيت نيروى كار مهياست. بنابراين اين كه بگوييم ما افراد خلاق كم داريم حرف درستى نيست. بلكه اگر امكان بروز خلاقيت فراهم شود و افراد نيز از هوش كافى برخوردار باشند و از ناحيه مديران مورد حمايت قرار بگيرند، بسيارى از افراد خلاق مى شوند.» شركت هايى كه به نوآورى بها نمى دهند و خودشان را با تغييرات وفق نمى دهند پس از مدتى از بين مى روند و يا مثل بسيارى از شركت ها در كشور ما بسيار هزينه بر مى شوند و تنها با تزريق پول نفت به حياتشان ادامه مى دهند. به خاطر همين است كه ثروتمندترين و معروف ترين شركت هاى جهان، شركت هايى هستند كه به بروز خلاقيت در كاركنانشان كمك مى كنند و طرح هاى خلاقانه نيروى كارشان را به كار مى گيرند. امير تمدن كارشناس مديريت مى گويد: «بسيارى از كشورهاى در حال توسعه گمان مى كنند كه پول عامل توسعه و پيشرفت است. برخى از كشورهايى هم كه ثروت هاى زيرزمين دارند فكر مى كنند كه پول تنها عامل انگيزه دهى به نيروى كار و به دنبال آن توسعه است. درحالى كه اين نوآورى و خلاقيت است كه عامل موفقيت شركت هاست. در اقتصاد رقابتى امروز شركت هايى كه ابداعات و اختراعات و انديشه هاى خلاق را به كار مى گيرند و آنها را به صورت محصول و خدمات درمى آورند و وارد بازار مى كنند، برترى خود و توسعه كشورشان را رقم مى زنند. شركت هاى ما هم براى اين كه به اين مرحله برسند در ابتدا بايد به اين نتيجه برسند كه نوآورى در توليد و بازاريابى و به كارگيرى تكنيك ها عامل پيشرفت است. به عبارتى به تحولى در فكرمان نياز داريم.» غالباً درباره ژاپنى ها گفته مى شود كه آنها از خود خلاقيتى ندارند و بيشتر دنباله رو ديگرانند. درحالى كه مديريت ژاپنى با طرح هايى كه خلاقيت را در كاركنان افزايش مى دهد پيشتاز عرصه مديريت كسب و كار شده است. تمدن مى گويد: «مديريت ژاپنى براين اصل استوار شده كه همه كاركنان بايد در ارائه طرح هاى نو و خلاقانه مشاركت داشته باشند. به اين ترتيب انگيزه كارى و رضايت شغلى در آنها افزايش مى يابد. طرح مسأله و ارائه جواب هاى خلاقانه چنان در شركت هاى ژاپنى جدى گرفته مى شود كه مديران و كاركنان در اين حوزه آموزش مى بينند. به خاطر همين است كه شركت هاى ژاپنى از نظر كسب و كار از پيشرفته ترين و پردرآمدترين شركت هاى جهانند. چون از طرح هاى خلاقانه كاركنانشان به خوبى استفاده مى كنند.» در كنار ژاپنى ها كه در زمينه خلاقيت در عرصه شركت ها پيشتازند، آمريكايى ها هم عقيده دارند نيروى كار خلاق در افزايش سطح اشتغال، بهره ورى و صادرات تأثير بسزايى دارد. در آمريكا تنها از صنايع مرتبط با كپى رايت شامل فيلم، موسيقى، نشر و نرم افزار سالانه ۴۵۰ ميليارددلار درآمد كسب مى شود. شش ميليون و ۷۵۰ هزار نفر از مردم آمريكا در اين حوزه ها مشغول به كارند و نرخ رشد اين بخش به مراتب بيشتر از بخش هاى ديگر اقتصاد آمريكاست. طبيعى است كه در اين فرآيند نقش مدير تعيين كننده است. تمدن مى گويد: «بسيارى از مديران ما به شيوه هاى سنتى مديريت مى كنند. آنها مى خواهند همان محصولى را توليد كنند كه ۲۰ سال پيش توليد مى كردند و حاضر نيستند در شكل و تكنيك نوآورى اى داشته باشند. محيط غيررقابتى داخلى به بسيارى از اين شركت ها اجازه داده به اين رويه ادامه دهند. در حالى كه وقتى پاى رقابت درعرصه بين المللى پيش مى آيد اين شركت ها درمى مانند. چرا كه در عرصه بين المللى رقابت به حدى بالاست كه شركت هايى كه نوآورى نمى كنند به راحتى از دور خارج مى شوند.»
* خلاقيت را مى توان پرورش داد براى اين كه افراد خلاقى داشته باشيم بايد فرهنگمان را به نحوى دگرگون كنيم كه براى ايده هاى جديد ارزش قائل باشد. فرهنگى كه به دانش اهميت زيادى مى دهد از نوآورى هم استقبال مى كند. چنين فرهنگى از فعاليت افراد خلاق حمايت مى كند و به آنها پاداش مى دهد. از طرفى براى اين كه نسل هاى خلاقى داشته باشيم بايد خلاقيت را به آنها آموزش دهيم. عفيفى مى گويد: «شيوه هاى جديد پرورشى و آموزشى كمك مى كند تا بچه ها بعداً به كارهاى نو دست بزنند و با هر موضوعى خلاقانه برخورد كنند. در حالى كه بچه هاى ما وقتى وارد مدرسه مى شوند، قالب هاى مدرسه مانع از خلاقيت آنها مى شود. بنابراين مدارس بايد به سمتى بروند كه خلاقيت را به بچه ها بياموزند. والدين هم بايد بكوشند به بچه ها امكان بروز خلاقيت بدهند و محيط مناسبى براى آنها ايجاد كنند. محيط مناسب محيطى است كه بچه آزادانه در آن فكر مى كند و اسباب بازى هاى مناسب در اختيارش قرار مى گيرد.» اگر مى خواهيم جامعه با نشاطى داشته باشيم، بايد افراد خلاقى پرورش دهيم و امكان بروز نوآورى را هم فراهم كنيم. ما بايد به اين نتيجه برسيم كه پيشرفت كشور در گرو تكيه بر نوآورى است و اين انديشه را در همه شركت ها بسط دهيم و سيستم هاى مناسب پرورش خلاقيت را هم به وجود آوريم.
|