گروه اجتماعى - مريم وادى پور: كدام يك از ما مى تواند با اطمينان بگويد كه تا پايان عمر هيچ نيازى به «فرزند» يا بهتر است بگويم «بچه» ندارد اگر امروز هم مخالف داشتن بچه باشيد، به احتمال قوى روزى به اين نتيجه مى رسيد كه نبايد اين نياز لذت بخش را فراموش كنيد. زمانى را به ياد بياوريد كه بعضى از زوج هاى جوان هر كارى براى داشتن بچه انجام مى دادند، بى نتيجه مى ماند، اما خيلى وقت است كه ديگر هيچ زن و شوهرى به خاطر داشتن بچه، حسرت به دل نمانده اند.
«جنين»؛ آنچه حاصل پيوندهاى ژنتيكى است، از طريق پيوندى بى نهايت خاص به وجود مى آيد كه لحظه اى تفكر به آن شما را مبهوت قدرت الهى مى كند.
پزشكان مى گويند اگر بخواهيد تكه اى از پوست بدن شوهرى را به همسر او پيوند بزنيد، محال است كه اين پيوند بگيرد يا به عبارتى، نتيجه مثبتى داشته باشد، اما چگونه است كه از ژن مردى غريبه به همسر وى پيوند مى خورد و جنين در بدن مادر شكل مى گيرد و ۹ ماه به زندگى خود ادامه مى دهد
سال ها تحقيقات نشان داد كه با ورود جنين به رحم مادر، دور آن آنتى بادى خاصى ساخته مى شود كه جنين را از گزند خود حفظ مى كند، يعنى بدن ديگر پيوند را دفع نمى كند. به همين ترتيب مى توان ثابت كرد كه حتى اگر هيچ يك از ژن هاى اين پيوند جنينى نيز متعلق به مادر نباشد، باز جنين با محيط رحم پيوند مى خورد و به زندگى ادامه مى دهد. حال به شما مى گوييم كه اگر زنى رحم نگهدارنده جنين نداشته باشد، زن ديگرى هست كه مى تواند حمل كننده جنين او در رحم خود باشد.
IVF علمى است كه به واسطه آن جنين را در محيط آزمايشگاهى مى سازند و مى توانند آن را به رحم زن منتقل كنند. هم اكنون هستند زنانى كه از ابتدا يعنى مادرزادى رحم نداشته اند، به دلايلى رحم خود را برداشته اند يا به علت ابتلاى به بيمارى هايى خاص، رحم صدمه ديده دارند و متأسفانه توان حاملگى خود را از دست داده اند، اما آيا اين «مادران» بايد از نعمت فرزند محروم بمانند جواب همه به اين پاسخ يك كلمه است: «نه».
خوشبختانه پيشرفت هاى علمى كشور در حوزه مامايى و درمان نازايى ها به اندازه اى است كه اكنون به جرأت مى گوييم هيچ مادر ناتوانى محروم از داشتن فرزند نخواهد بود. علم «رحم جايگزين» با همه ملزومات و لوازم مورد نياز خود وارد ايران شده است و پزشكان از اين طريق مشكل بسيارى از خانواده ها را رفع كرده اند، اما يك اشكال كوچك به اين نمايش زيبا، يعنى استفاده از دانش رحم جايگزين كه بازيگران آن خانواده خواهان فرزند، بانوى صاحب رحم جايگزين و پزشكان هستند، صدمه مى زند و آن خلأ قانون است!
هيچ قانونى در كشور وجود ندارد كه به خودى خود انجام عمل رحم جايگزين را ممنوع كرده باشد و اصل بر اين است كه وقتى قانون امرى را منع نكرده باشد، انجام آن هيچ اشكالى ندارد. استفاده از رحم جايگزين نيز عملى كاملاً درمان نگر است و سابق بر اين نيز صورت مى گرفته است، اما مثل بسيارى از مواردى كه مرتبط با امور شخصى افراد بوده، پنهان مانده است. اكنون با پيشرفت علم و افزايش امكان ارائه اين خدمت به عده زيادى از افراد، كانال هاى پنهان انجام اين عمل حذف شده است. جداى از بسيارى از مشكلات، مسأله اى كه اكنون در اين زمينه نيازمند توجه جدى است، شناسنامه كودك متولد شده از بانوى صاحب رحم است. قانون وظيفه صدور شناسنامه با توجه به گواهى ولادت را براى همه متولدين بر عهده سازمان ثبت احوال گذاشته است. در بحث رحم جايگزين، بانوى صاحب رحم، مادر اصلى و در حقيقت سرپرست واقعى نوزاد پس از تولد نيست، اما در اصل كسى است كه زايمان مى كند و گواهى ولادت نيز با توجه به قانون بايد به اسم اين زن و شوهرش صادر شود، حتماً شما هم مى پرسيد پس تكليف زوج صاحب جنين چيست اين همان خلأ قانونى است كه هم اكنون ماده واحده آن در مجلس در دست بررسى است.
* حل مشكل شناسنامه كودك متولد از رحم جايگزين
عضو هيأت علمى پژوهشكده ابن سينا در گفت و گو با خبرنگار «ايران» در اين باره مى گويد: «مشكلات در اين زمينه در دو گروه عمده قابل بررسى است كه يكى از آنها درمان و روابطى است كه در زمينه درمان وجود دارد، يعنى روابط بين بانوى صاحب رحم (حامل)، شوهر او و فرزندانش (اگر داشته باشد) با مرد و زن خدمت گيرنده و گروه پزشكى ارائه دهنده خدمت. بحث رحم جايگزين كه در اصل يك توافق محسوب مى شود، اين سه گروه را درگير مى كند كه البته اين بحث موضوع خاصى است كه قانونگذار ۴۰ سال پيش فكر نمى كرده است با چنين موضوعى روبه رود شود تا بخواهد براى آن قانونى تصويب كند.»
دكتر «عليرضا ميلانى فر» مى گويد: «همچنين تكليفى براى شناسنامه كودكى كه از طريق رحم جايگزين متولد مى شود، مشخص نشده است. از آنجا كه شناسنامه بر اساس گواهى ولادت صادر مى شود، در بحث رحم جايگزين اگر گواهى ولادت به اسم صاحب رحم كه واقعه وضع حمل براى او اتفاق افتاده است، صادر شود، شناسنامه نوزاد به اسم مادر و پدر واقعى او نخواهد بود. از طرفى پزشك نيز اگر گواهى ولادت را به اسم پدر و مادر واقعى صادر كند، عملى خلاف قانون مرتكب شده است.»
وى مى افزايد: «مسلماً تاكنون عمل هاى رحم جايگزين در كشور انجام شده است و از آنجا كه هيچ گزارش دعوايى در اين زمينه در دادگاه ها نداشته ايم، مى توان نتيجه گرفت كه مردم به هر نحو ممكن مشكل خود را حل كرده اند. به اين منظور و براى جلوگيرى از هرگونه خلاف، ماده واحده اى به مجلس در زمينه رفع مشكل شناسنامه نوزاد متولد شده از اين طريق ارائه شده است.»
* قانونى جامع
اگرچه موضوع شناسنامه كودك متولد از رحم جايگزين داغ ترين بحثى است كه اكنون بايد به آن پرداخته شود، اما به نظر مى رسد كه در اين زمينه مسائل بسيار ديگرى مطرح است كه قانونگذار بايد در مورد آنها به تصميم واحدى برسد.
رئيس پژوهشكده ابن سينا با بيان اين كه درمان به روش رحم جايگزين مدت هاست در كشور اجرا مى شود، مى گويد: «همزمان با كاربرد تكنولوژى لقاح خارج رحمى و ايجاد امكان بارورى تخمك با اسپرم در آزمايشگاه و تشكيل جنين و انتقال آن به رحم مادر، تحولات جدى در ارتباط با درمان نابارورى ايجاد شد. در اين زمينه تزريق اسپرم به داخل سيتوپلاسم تخمك هم موجب شد افرادى كه به نوعى نابارورى ناشى از فاكتور مردانه دارند، بتوانند با اين روش بارور شوند. همزمان با اين تكنيك ها و امكان تشكيل جنين در آزمايشگاه، امكان انتقال اين جنين به رحم فرد ديگرى نيز فراهم شد.»
دكترمحمدمهدى آخوندى توضيح مى دهد: «برخى از زنان به علل مختلفى از جمله نداشتن مادرزادى رحم، نداشتن رحم به علت ابتلاى به سرطان، فيبروم يا برداشتن رحم، نقص در ساختار رحم يا ابتلا به بيمارى هاى مختلفى كه تغييرات هورمونى دوره حاملگى را تحمل ناپذير مى كند و ناتوانى در نگه داشتن جنين، حامله نمى شوند. در اين موارد از شيوه رحم جايگزين استفاده مى شود. يعنى اسپرم و تخمك از زن و مرد متقاضى فرزند گرفته و به رحم فرد ثالث كه همان حامل است منتقل مى شود. مادرى كه وضع حمل مى كند، مادر اصلى نوزاد نيست و بچه نبايد به نام او باشد و بايد به نام مادرى كه وضع حمل نمى كند شناسنامه صادر شود.»
وى مى افزايد: «براين اساس ماده واحده اى به مجلس ارائه شد كه مضمون آن مى گويد پزشك يا مامايى كه براساس ماده ۱۹ قانون ثبت احوال مكلف به صدور گواهى ولادت است، موظف است در صورت تأييد كتبى يكى از مراكز درمان نابارورى مبنى بر انجام عمل درمانى رحم جايگزين، گواهى ولادت را به نام زوجين نابارور معرفى شده از سوى مراكز مذكور صادر كند و مقررات مغاير با اين ماده واحده ملغى اعلام مى شود.»
وى درباره اين كه ممكن است ادعاى حامل پس از وضع حمل مبنى بر تحويل ندادن بچه به پدر و مادر اصلى مشكل ساز شود، مى گويد: «اين اتفاق خيلى كم رخ مى دهد. البته همه علما از جمله آيت الله على سيستانى، آيت الله صافى گلپايگانى، آيت الله مكارم شيرازى، آيت الله يوسف صانعى و آيت الله موسوى اردبيلى اين ادعا را مردود اعلام كرده اند و گفته اند استفاده از رحم جايگزين اشكالى ندارد و مادر جايگزين حق امتناع از استرداد فرزند را ندارد.»
* ضرورت قراردادى سه جانبه براى عمل رحم جايگزين
رئيس پژوهشكده ابن سينا مى افزايد: «مطمئنا ً اگر چنين ادعايى نيز از سوى حامل مطرح شود، دادگاه به نفع صاحبان تخمك و اسپرم رأى خواهد داد. البته خوب است كه قانونى وضع شود تا كسى نيز ادعايى در اين مورد نداشته باشد. در اين زمينه نيازمند عقد قراردادى سه جانبه بين مركز درمان نابارورى، خواهان استفاده از رحم جايگزين و حامل هستيم تا اشكالات موجود برطرف شود.»
دكتر «ملك منصور اقصى» عضو هيأت علمى دانشگاه علوم پزشكى تهران نيز در اين زمينه، مسائل حقوقى و اخلاقى بحث رحم جايگزين و ارتباطات عاطفى و حسى بين دو زن و يك نوزاد را نيازمند بررسى و توجه عنوان مى كند و مى گويد: «هم اكنون موضوع رحم جايگزين در كشورهاى مختلف با توجه به تفاوت هاى آنها در زمينه ميزان نازايى و مسائل حقوقى و اخلاقى، قانون خاص خود را دارد. بنابراين نمى توان قوانين ثابت جهانى و اروپايى براى اين موضوع پيدا كرد. اصل بحث، حل مشكلى است كه تعدادى از زوج هاى كشور را درگير كرده است و با توجه به آمار اين افراد در كشور بايد پيش بينى هاى خاصى درباره مشكلات احتمالى و غيرقابل پيش بينى صورت بگيرد.»
وى مى افزايد: «از طرفى ديگر نبايد اين مشكل را آنقدر بزرگ كنيم كه حتى براى اتفاقات نادر نيز ناچار به تدوين قانون شويم چراكه از اين طريق كار را براى خود و زوجين سخت و پيچيده كرده ايم. در سال ممكن است ۱۰۰ مورد عمل رحم جايگزين انجام شود و پيچيده كردن اين امر به معناى حل نكردن صورت مسأله است. بنابراين بايد با نگاه تسهيل امور پيش رفت.»
* تشريح اصل موضوع براى قانونگذار
دكتر اقصى معتقد است كه بايد اصل موضوع رحم جايگزين را براى قانونگذارى كه مى خواهد اين موضوع را هدايت كند، توضيح داد و اين كار تنها از عهده پزشكانى بر مى آيد كه دائم در حال انجام اين عمل هستند. بايد شرايط انجام اين عمل، نياز به انجام اين عمل و مسائل و مشكلاتى كه ممكن است در آينده با آن مواجه شويم را به خوبى شناسايى كنيم. البته بايد توجه كرد كه نگاه تخيلى به اين موضوع نداشته باشيم. بعضى تصور مى كنند كه اگر هم اكنون استفاده از رحم جايگزين صورت بگيرد، فردا كسانى كه از زايمان فرار مى كنند نيز اقدام به اين كار مى كنند. اين موضوعات به هيچ وجه متوجه اين عمل نيست و بايد واقع بين بود و با توجه به شرايط موجود تصميم گرفت.»
وى توضيح مى دهد: «هم اكنون انجام عمل رحم جايگزين شرايط علمى خاصى دارد كه احتمال رخداد اين اتفاقات را به صفر مى رساند، چراكه حامل بايد حتماً سابقه حاملگى داشته باشد و مشخصات اين حاملگى كاملاً معلوم باشد. مسلماً عاقلانه ترين سن براى فرد حامل زير ۴۰ سال است و همچنين وى نبايد مبتلا به بيمارى خاصى باشد. از نظر شرعى و عرفى نيز شوهر داشتن حامل و رضايت وى موضوع مهمى است، چون اگر شوهر زن فوت كرده يا مطلقه باشد، او، با توجه به باورهاى فرهنگى جامعه دچار مشكل مى شود.»
دكتر اقصى درباره مشكلات پيش روى زن شوهردار براى حامل شدن، مى گويد: «از آنجا كه موارد افرادى كه نياز به رحم جايگزين پيدا مى كنند، چندان زياد نيست، مشكل چندانى در پيدا كردن حاملى كه شوهر داشته و همسر وى نيز رضايت به عمل داشته باشد نخواهيم داشت. اگر زن بى شوهرى حامل شود طبيعتاً با مشكلات پيچيده ترى مواجه خواهيم شد. همچنين ادعاى حامل براى پس ندادن نوزاد صاحبان جنين اگرچه از نظر تئورى صحيح است اما در واقعيت نمود ندارد چراكه زن شوهردار احتمالاً صاحب فرزند يا حتى بدون فرزند كه رحم خود را در اختيار مى گذارد، هيچ وقت بچه را با خود نخواهد برد چون مسلماً حامل نيازمند به پول اين عمل بوده است. در ضمن ۹ ماه زمان مناسبى براى برقرارى پيوند عاطفى خاص بين دوزن و مستحكم شدن روابط آنها است.»
* فصل پرورش نوه در رحم مادربزرگ
رئيس انجمن بارورى و نابارورى نيز در اين باره با اشاره به اين كه رحم زنان پس از يائسگى نيز قابليت نگهدارى جنين را دارد، مى گويد: «براين اساس زنان مسن هم مى توانند حامل شوند به عبارتى اكنون مادربزرگ ها نيز مى توانند نوه شان را در رحم خود پرورش دهند. مواردى داشته ايم كه دخترانى قادر به نگهداشتن جنين در رحم خود نبوده اند و مادران آنها حامل شده اند.»
دكتر محمدرضا نوروزى درباره رفع مشكلات قانونى اين موضوع مى افزايد: «قانون بايد تفكيك مناسبى از اين موضوع داشته باشد و پيش بينى هاى لازم را براى جلوگيرى از سوءاستفاده هاى احتمالى انجام دهد. به عنوان مثال مى توان قراردادى بين حامل و مادر و پدر اصلى او منعقد كرد و مشخص كرد كه پس از زايمان، پدر و مادر اصلى نوزاد چه كسى است و براى شفاف كردن مسائل بايد قبل از انجام عمل انتقال، نظريه پزشك، حكم دادگاه و اجازه قاضى و شاهدان معتبر در ابتداى عقد قرارداد كسب شود.»
* مركز ثبت اطلاعات عمل رحم جايگزين
دكتر محمدرضا نوروزى پيشنهاد مى كند: «بايد مركز ثبت اطلاعاتى براى انجام عمل رحم جايگزين تأسيس شود و نظارت بر آن بر عهده سازمان هاى غيردولتى و نمايندگان مراكزى كه درمان را انجام مى دهند، باشد. همچنين حضور نماينده قوه قضائيه در اين مركز ضرورى است تا اطلاعات انجام هر نوع عمل رحم كمكى ثبت شود.»
وى توجه به رابطه بين حامل و خانواده متقاضى و شفاف كردن تأمين هزينه هاى اين عمل را ضرورى عنوان مى كند و مى گويد: «بايد تأمين هزينه هاى فرزندى كه در بدن حامل رشد مى كند، شفاف شود و تكليفى براى پدر و مادر جنين مشخص شود به نحوى كه هم از سوءاستفاده حامل و از ايجاد ادعاهاى كاذب جلوگيرى شود. بنابراين مسئولان قضايى بايد از ابتداى انجام عمل رحم جايگزين در جريان موضوع قرار گيرند.»
دكتر عليرضا ميلانى فر با تأكيد بر اين كه نوشتن و وضع قانون براى عمل رحم جايگزين فصلى جدا و كارى سخت است، مى گويد: «افراد اجازه دارند با هم قرارداد ببندند بنابراين با توجه به اصل آزادى قراردادها، آنچه بين زوجين صاحب رحم و گامت رخ مى دهد، قرارداد تلقى مى شود و عقل حكم مى كند اين قرارداد كتبى باشد. اگر قرار است قانونى براى ساماندهى و نظام مند كردن اين موضوع نوشته شود بايد نگاهش به اين قرارداد كه پيچيدگى هاى زيادى دارد، باشد.»
وى توضيح مى دهد: «براين اساس بايد متنى با عنوان قانون در مواد مختلفى نوشته شود كه نكات قابل ذكر در قرارداد را مورد توجه قرار دهد. به عنوان مثال بايد مشخص شود كه اگر حامل مجرد در ماه سوم باردارى خواستگار داشته باشد و شوهر كند، حقوق شوهر وى چگونه حفظ مى شود. اگرچه رخداد اين موضوع دور از ذهن به نظر مى رسد، اما بايد احتمال آن را داد. يا اگر زن صاحب رحم در اواسط باردارى مبتلا به بيمارى شود كه نيازمند ختم باردارى يا درمانى خاص باشد، چه كسى بايد خرج او را بپردازد و آيا او اختيار دارد كه باردارى را ختم كند و به درمان پايان دهد يا اگر پدر و مادر صاحب گامت در اين جريان به هر علتى فوت كردند، تكليف نوزاد و ورثه او و حامل چه خواهد بود.»
وى با تأكيد بر اين كه قانونگذار مى تواند در چند ماده درمان با رحم جايگزين را تعريف كند و به قرارداد طرفين احاله دهد، مى افزايد: «بايد يك حقوقدان در جريان انجام اين عمل حضور داشته باشد و از هنگام درخواست والدين براى دريافت خدمت تا ارائه آن، دو هفته فاصله باشد از طرفى بيمه ها نيز بايد مخاطرات و احتمالات اين درمان را تقبل كنند.»
وى با اشاره به اين كه موافق تصويب قانونى جدا براى موضوع رحم جايگزين است، مى گويد: «متأسفانه حقوق پزشكى در كشور ما، يعنى تعامل حقوق و پزشكى اشكالات بسيارى دارد و قوانين در اين زمينه نارسا و بسيار قديمى است. لذا بايد بازنويسى كلى در قوانين صورت بگيرد و يا قانون پزشكى و بهداشتى كلى با فصول مختلف نوشته شود و يكى از فصول آن به درمان اختصاص يابد و بخشى از آن به درمان نابارورى بپردازد.»