يكشنبه ۱۶ دى ۱۳۸۶ - ۲۶ ذيحجه ۱۴۲۸
Sun, Jan 6, 2008
فرهنگ و پايدارى
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
شهرى
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
اينترنت
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
نماز
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
خاطرات و حماسه ها
تمام آنان كه در طلائيه ايستادند
339513.jpg
]حسين ابوالفتحى]

در ادامه روايت خاطرات دفاع مقدس و لزوم توجه به جبهه هاى غرب و جنوب، اين نوشتار به «طلائيه» و حماسه اى كه در اين شهر اتفاق افتاد مى پردازد. حماسه اى كه عشق به دين و سرزمين را بيان مى كرد.
طلائيه تابع بخش هويزه و دهستان بنى صالح است و داراى قدمت چندانى نيست. شايد بتوان در اين مناطق گروهى از «صائبين مندايى» را يافت كه به گفته مورخان محل زندگى و امرار معاش خود را دهانه رودخانه كرخه و هورهاى بين ايران و عراق انتخاب كرده اند. اينان گروهى از مسيحيان هستند كه به يوحنا اعتقاد دارند و عيسى را جانشين او مى دانند و تمام اعمال مذهبى آنان كه مهم ترين آنها غسل تعميد است با آب انجام مى يابد. اما آنچه «طلائيه» و هورهاى اطراف آن را معروف و زبانزد كرده است، نه اقوام و نه موقعيت جغرافيايى آن، بلكه جنگ هايى است كه در دهه ۶۰ در آن اتفاق افتاد. «طلائيه» سال هاى سال در آرامش و سكوت روزگار گذراند تا آن كه جنگ تحميلى از سوى عراق آغاز شد و بر اين سرزمين همان رفت كه بر ديگر مناطق جنگ زده ايران.

منطقه عملياتى خيبر كه در شرق حاصل خيزترين منطقه «بين النهرين» يا عراق امروزى واقع شده، در كنار «دجله» و داخل «هورالهويزه» قرار دارد و از شمال به «العزيز» و از جنوب به «القرنه»، طلائيه و «زيد» محدود مى شود. اين منطقه دو نوع طبيعت متفاوت دارد: خشكى و هور. قسمت خشكى كه حداقل آن هشت كيلومتر و حداكثر ۱۰ كيلومتر است، توسط دو «هور» بزرگ، يكى هورالهويزه در شرق و ديگرى «هورالحمار» در غرب آن احاطه شده است. همچنين منطقه خيبر توسط رودخانه دجله به دو قسمت شرقى و غربى تقسيم شده كه سه چهارم آن در شرق رودخانه واقع است و اصلى ترين جاده مواصلاتى منطقه، جاده العماره ـ بصره در غرب رودخانه دجله قرار دارد. «طلائيه» به عنوان محورى اصلى براى هدايت و حفظ پيروزى در عمليات «خيبر» منطقه اى كليدى محسوب مى شد و رزمندگان اسلام بايد از طريق همين منطقه به جزاير مجنون شمالى و جنوبى و تأسيساتى كه در آن محور بود از جمله: دكل هاى برق، دكل هاى تقويتى راديو و تلويزيون، تأسيسات و كارخانه هاى كاغذسازى، چاه هاى نفت و... يورش مى بردند. همچنين در حاشيه دجله حدود ۵۰ روستا وجود دارد كه هنگام عمليات «خيبر» همگى پر از سكنه غيرنظامى بود.
هدف از عمليات «خيبر» از بين بردن نيروهاى سپاه سوم عراق و تأمين جزيره مجنون شمالى و جنوبى و ادامه حمله از جزاير و محور «طلائيه» به سمت «نشوه» بود و الحاق با نيروهايى كه از محور زيد به دشمن حمله مى كردند. در عمليات «خيبر» همچنين در نظر بود كه خشكى شرق دجله از طريق «هور» تصرف شود و بدين وسيله تقويت سپاه سوم عراق از ميان برود.
همزمان با عمليات «خيبر» همچنين در مناطق متعددى به منظور فريب دشمن براى انجام عمليات هاى كوچك، در نظر گرفته شده بود. از جمله ارتفاعات شرقى سد دربنديخان (عمليات تحريرالقدس) كه تيپ انصارالحسين در آن وارد عمليات مى شد. چنگوله (عمليات والفجر ۵)، چيلات (عمليات والفجر ۶) و چزابه. نحوه هماهنگى ارتش و سپاه در عمليات خيبر شكل ديگرى به خود گرفت. نيروى زمينى ارتش با يگان هاى تحت اختيار به استعداد دو لشكر پياده، دو لشكر زرهى و يك تيپ هوابرد در محور زيد وارد عمل شد و سپاه پاسداران با دو لشكر پياده و يك تيپ زرهى در اين محور به برادران ارتش كمك كرد. در منطقه اصلى عمليات، سپاه پاسداران با استعداد ۹ لشكر، شش تيپ پياده و سه تيپ زرهى به ميدان آمد كه در نتيجه اين نيروها در محور هور و طلائيه وارد عمل شدند.
* عمليات «خيبر» سوم اسفند ۶۲
با رمز يا رسول الله (ص) عمليات خيبر در ساعت ۲۰ و ۳۰ دقيقه سوم اسفندماه سال ۶۲ آغاز شد. در مرحله اول، پيش روى به جلو با سرعت عمل و غافلگيرى دشمن به طور همزمان در تمامى محورها توأم بود. روزهاى اول، دوم و سوم عمليات رزمندگان با درهم شكستن خطوط دشمن و گذر از موانع، به تسخير اهداف از پيش تعيين شده موفق شدند و در روز چهارم عمليات بخشى از نيروها در شهر «القرنه» يكى از شهرهاى مرزى عراق حضور يافتند و مردم شهر با مشاهده آنان به استقبال آمدند و سر راه آنها گوسفند قربانى كردند. در محور شمالى عمليات (العزيز) رزمندگان توانستند خود را به رودخانه برسانند و تردد وسايل نقليه را روى جاده بصره ـ بغداد قطع كنند. طى اين مرحله جزاير مجنون شمالى و جنوبى از پشت دور زده شد و به سهولت به تصرف درآمد. گذشته از اين، به كارگيرى هلى كوپتر در همان شب اول عمليات و در تاريكى شب مسأله اى حائز اهميت بود. چنان كه در ساعت دو بعد از نيمه شب فرماندهى هوانيروز به همراه تنى چند از فرماندهان سپاه نخستين پرواز را شخصاً به عنوان پيشرو انجام دادند و در جزيره مجنون شمالى فرود آمدند. اين عمليات با پيروزى اى كه براى رزمندگان به همراه داشت پاسخ قاطعى بود به بمباران بسيارى از شهرهاى ايران كه در چند هفته پيش از آن توسط عراق انجام گرفته بود.
* هركس در طلائيه ايستاد، اگر در كربلا هم بود مى ايستاد
در مرحله دوم عمليات دو تلاش اصلى در محور «جزاير» و «طلائيه» براى الحاق با محورهاى ديگر و سپس پيش روى به سمت «نشوه» در نظر گرفته شد، اما اين پيش روى به خاطر حجم زياد آتش دشمن متوقف ماند. در اين روند دشمن به مرور خود را بازيافته، پس از كشف اهداف عمليات و محورهاى اصلى آن، تلاش خود را ابتدا روى پاكسازى حوالى جاده بصره ـ العماره گذاشت. سپس روى «طلائيه» متمركز شد. تمركز آتش در «طلائيه» كه زمينى بسيار محدود را شامل مى شود، فوق العاده بود. به طورى كه در يك لحظه چند صد قبضه سلاح منحنى زن از جمله توپ و خمپاره به طور همزمان روى اين منطقه آتش مى ريختند و به قول رزمندگان زمين را شخم مى زدند. چنان كه شهيد ميثمى كه در آنجا حاضر بود مى گفت: «هركس در طلائيه ايستاد، اگر در كربلا هم بود مى ايستاد» به خاطر اهميتى كه منطقه «طلائيه» براى كل عمليات داشت، ضرورت مقاومت و ايستادگى نيروها در آن مدام از سوى مسئولان در اتاق جنگ گوشزد مى شد. اگر پيروزى ها در اين محور حفظ مى شد، در صورت الحاق و پاكسازى محورهاى ديگر، عقبه خشكى براى نيروهاى خودى وصل مى شد و عمليات در ابعادجديدى گسترش مى يافت. به همين خاطر پس از آن كه محور زيد با عدم موفقيت مواجه شد، فرمانده لشكر امام حسين(ع) فراخوانده شد تا مأموريت «طلائيه» به وى واگذار شود.
* امشب شب عاشوراست
پس از آن كه مأموريت اين يگان از سوى فرماندهى جنگ تعيين شد، شهيد حسين خرازى فرمانده لشكر امام حسين(ع) تمامى نيروهاى يگان تحت امر خود را فراخواند و در تاريكى شب و فضايى مملو از معنويت به حاضران گفت: «امشب شب عاشوراست، نماينده امام از ما خواستند در «طلائيه» وارد عمل شويم، ما با تمام توان لشكر به دشمن خواهيم زد، هركس نمى تواند آزاد است كه برود» لشكر امام حسين(ع) در همان شب آماده تهاجم به دشمن شد و نبردى سخت در گرفت كه تا صبح به طول انجاميد. آن شب نيروهاى لشكر در «طلائيه» شب خونينى را پشت سر گذاشتند. با طلوع خورشيد و در ادامه عمليات، فرمانده لشكر كه در خط مقدم درگيرى حضور داشت، بر اثر اصابت تركش دست راست خود را از دست داد و على رغم ميلش از معركه جنگ بيرون آمد. فشار دشمن همچنان ادامه داشت و با آن كه محور «طلائيه» تا شش كيلومتر به دست اين نيروها گشوده و يك تيپ از دشمن متلاشى شد، ولى فضاى كوچك منطقه و آتش انبوه دشمن عملاً امكان الحاق و پيش روى را ناممكن كرده بود. مرحله سوم عمليات با توجه به فشارهاى دشمن عمدتاً به منظور حفظ جزاير مجنون شمالى و جنوبى بود. براى دشمن هرگونه جاى پا و حضور نيروهاى ايرانى در «هور» غيرقابل تحمل بود. لذا با اجراى آتش شديد و توان پياده ـ زرهى سعى در پس گرفتن اين دو جزيره داشت، به همين منظور دشمن در فشار اوليه خود تنها ۷۲ ساعت به طور مداوم روى جزاير آتش مى ريخت. چنان كه در يك برآورد نزديك به يك ميليون گلوله توپ و خمپاره مصرف كرده بود.

* حاج ابراهيم همت شهيد شد
جنگ در جزاير با توجه به توان خودى و دشمن به دور از محاسبات نظامى بود و تنها معنويت و روحيه بالاى رزمندگان بود كه باعث مقاومت آنها مى شد. نيروهاى خودى با عقبه هاى طولانى و چند روز جنگ، بدون آتش پشتيبانى به مقاومت ادامه مى دادند و متقابلاً دشمن با تمركز صدها قبضه توپ روى جزاير و بمباران مداوم آنها با هواپيما و داشتن عقبه خشكى (جاده ضلع غربى و شرقى جزيره مجنون) با واحدهاى زرهى خود فشارهاى متعدد و توانفرسايى را وارد مى كرد. عامل اصلى اين مقاومت گذشته جنگ و ضرورت كسب پيروزى چشمگير و نيز پيام حضرت امام(ره) مبنى بر حسين وار جنگيدن بود. حاج ابراهيم همت فرمانده لشكر ۲۷ محمد رسول الله(ص) هنگامى كه سوار بر موتور و به دنبال رساندن نيرو به خط بود، بر اثر اصابت گلوله توپ به شهادت رسيد.
* خاطرات همت، باكرى و زين الدين
وقتى شنيدند همت شهيد شده، همه با حسرت از خاطرات با اين رزمنده اسلام مى گفتند. يكى مى گفت: «دو منطقه سوق الجيشى بصره و العماره را سپرده بودند به «همت» و لشكرش و بويژه طلائيه را كه سفارش كرده بودند موقعيت اش فوق العاده مهم است. «همت» هم سنگ تمام گذاشته بود. او خيلى سماجت داشت كه «خيبر» موفق شود. حتى در زمان توجيه عمليات وقتى شنيد مى خواهد آنجا عمليات شود، خيلى خوشحال شد و شادى مى كرد. خط را هم كه به او دادند خيلى با اشتياق و علاقه شروع كرد، حتى بعد وقتى «طلائيه» جدا شد آمد كنار جزيره مجنون اما به فكر «طلائيه» بود كه چگونه مى شود آنجا را آزاد كرد. شرايط دشوار بود. در اين وضع باكرى و زين الدين كه در آن زمان به ترتيب فرمانده لشكر ۳۱ عاشورا، فرمانده لشكر ۱۷ على ابن ابى طالب به همراه همت تصميم گرفتند انديشه اى بكنند چرا كه مواضعى براى دفاع نمانده بود. آنها يك روز گفتند: خودمان نمرده ايم كه، اسلحه دست مى گيريم، مى رويم مى جنگيم. همت بلند شد و يك تيربار برداشت و گفت: من با اين (اسلحه) مى روم. در اين شرايط ناگهان پيام امام ابلاغ شد. بچه ها انگار جان تازه اى گرفته بودند.»
* حميد باكرى هم پريد....
«حميد باكرى - قائم مقام لشكر عاشورا - جلوه اى ديگر از حماسه مقاومت را در صحنه نبرد «خيبر» به نمايش گذاشت. تعدادى از نيروهاى لشكر ۳۱ عاشورا با فرماندهى او بر روى پل جنوبى جزيره در مقابل محور اصلى پاتك دشمن به مقابله ايستادند و حميد باكرى در همان جا با شهادت خود معناى سردارى و مفهوم حسين وار جنگيدن را به همگان نماياند. پس از شهادت او، معاون دوم لشكر عاشورا، شهيد ياغچيان به آنجا شتافت و هرگز بازنگشت.
شهيد باكرى در وصيتش نوشته بود: «ما به فرموده امام، حسين وار وارد جنگ شديم و حسين وار به شهادت مى رسيم.» پس از شهادت باكرى پيكر ايشان و همرزمانش در همان جا ماند. به دنبال اين امر، فرماندهى قرارگاه به برادر شهيد مهدى باكرى فرماندهى لشكر عاشورا تكليف مى كند كه پيكر حميد باكرى را به عقب منتقل كند. اما او هنگامى كه پيكر «حميد» را بر روى زمين و در ميان همرزمانش مشاهده مى كند نمى تواند خود را متقاعد سازد. درحالى كه ساير شهدا بر روى زمين مانده اند، تنها جسد برادر خود را به عقب منتقل كند. پس پيكر «حميد» و همرزمانش در همان جا مى ماند.
* بمباران شيميايى «خيبر»
در عمليات خيبر دشمن بعثى به طور گسترده اى از بمباران شيميايى استفاده كرد. اين مسأله عمدتاً به علت هراس او از جاگير شدن نيروهاى خودى در منطقه صورت گرفت. رژيم عراق پس از نااميدى از بازپس گيرى جزاير شمالى و جنوبى مجنون ديوانه وار شروع به بمباران شيميايى كرد و شدت آن به قدرى بود كه حتى يگان هاى خودش نيز از اين بمباران بى نصيب نماندند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |